دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

آری ابراهیم وار بی باکانه در آتش نمرودیان شدن کار هر مدعی نیست

دوشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوح:حسرت عقب موندن از قافله ی انسانهای با شرافت!

بقول عارفی بزرگوار:

«عشق آن چیزی ست که تمام شهوات حیوانی را در فرد می کُشد!».

عشق از اول سرکش و خونی بود
تا گریزد آنکه بیرونی بود!

«اکنون داشت در میان طوفان برف از کوهِ گرگ بازمیگشت، خسته و وامانده بود امّا هنوز حرکت میکرد! افتان و خیزان پیش می رفت!…»
(از کتاب کنولپ،اثر هرمان هسه)

امروز داشتم حسرت می خوردم که ای کش در تاریخ۲۵خرداد در مرکز روانکاوی آفریقا بودم!
زمانیکه تاتارها و مغولها و داعشی ها بیرحمانه به این مرکز علمی و فرهنگی سززمین پارس حمله کردند!و…
حداقل از این «بدنم» و از این «تن عنصریم» در راه حّق و انسانیّت و دانش و شرافت و…مایه میگذاشتم!

تا در ره پیری به چه آئین روی ای دل
باری به غلط صرف شد ایّام شبابت!

بعله!هرکه طاووس خواست جور هندوستان باید کشید!

اینجا تنِ خسته دلِ شکسته می خرند
بازار «خودفروشی »آن سوی دیگراست!

بعله!بازار «مافیای روان» آن سوی دیگراست!

بااین دو سه نادان که چنین میدانند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هر کو نه خرست کافرش میخوانند!

امّا اینجا:
ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی!
رفتی بسوز کاین همه سوختن سزای توست

آری ابراهیم وار!بی باکانه در آتش نمرودیان شدن کار هر مدعی نیست!که جُرمش شکستن بتها وغولهای پوشالین «مافیای روان »است!

ولی از طرفی
لیک این شمع چون آن شمع نیست
می نماید آتش و جمله خوشیست!

بقول عارفی بزرگوار:
« از هر ضربه ی کفشی، کشفی به سالک عنایت می شود!»
و همچنین« پنبه ی نزده هم خوب نیست!»

ای خوشا در راه خود بودن
به سبکبالی نسیم آسا
از لجنزاران گذر کردن ونیآلودن!
ای خوشا در راه خود بودن
چون زمان هرگز نیآسودن و نفرسودن!

با سپاس
گرگلی سارسعدلو بچاقچی
از کویر سیرجان(استان کرمان)
۷تیر۱۳۹۵


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=45577

  تاریخ انتشار: ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت: ۱۴:۰۹