سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان، سیرک های ادواری محمد صنعتی، مافياي روان

آقای دکتر سیامند انوری مدیر محترم «مکتب روزبه» هم یک دفعه کتش را در آورد و با نعره مستانه ای گفت «زر نزنید از همین بالا پرتتون می کنم پایین»

جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

مرجان مشهدی:
۲۹ فروردین ۹۸ به کنگره جعلی سوم رفتیم البته با مدرک ثبت نام رسمی در کنگره. وقتی اول وقت جلوی باجه مربوط به ثبت نام اسمم را گفتم و خواستم کارتم را بگیرم خانم مسئول ثبت نام یکدفعه مثل برق گرفته ها پرید بالا و به همکارش گفت «دکتر پشت مشهدی را گفته اند نمی تواند.» رو به من گفت «شما نمی توانید داخل بروید باید با «آن آقا» صحبت کنید». و «آن آقا» کی بود؟ گفتند از حراست دانشگاه علوم پزشکی تهران است البته بعد از کلی پرسیدن که شما کی و چی هستید این اطلاعات را دادند. مانده ام این جناب آقای موسوی حراستی چرا باید اینقدر از اینکه اسمش را بگوید یا بگوید کی است و چکاره است واهمه داشته باشد. آقای موسوی هم تمام حرفش این بود که شما نمی توانید در کنگره شرکت کنید. چرا؟ چون «از بالا» گفته اند! هر چه هم پرسیدم آن بالا کی هست؟ باز هم ترسید بگوید. گفتم خب دستور آن بالایی را نشانم بده بدانم با کی طرفم. ولی خب ان بالایی هم انگار کمتر از آقای موسوی نمی ترسید. البته بعدا دکتر والنتین آرتونیان مسئول مثلا اجرایی کنگره توضیح بیشتری در این مورد داد و به مامور پلیس که آمده بود گفت «چون بچه ها استرس می گیرند»!!!! احتمالا منظورش گهر و تورج و صنعتی و مهدیه معین و بابک و بقیه برو بچ بود! معلوم نیست چطور این «روانکاوان اعظم» استرس خودشان را نمی توانند کنترل کنند بعد برای مردم نسخه می پیچند! بابا مجبوری؟ خب پاتو اندازه گلیمت دراز کن خواهر من برادر من! و این ترس هنوز فقط از اعضای انجمن فرویدی بود ها؟ حضور ما بر و بچ رو اینقدر می ترسوند ها؟ حالا بماند از خود خانم دکتر. و مثل همیشه یعنی درست مثل کنگره درگوشی گهر و دادسرای جرایم پزشکی و دادسرای کارکنان دولت و وزارت فخیمه بهداشت، اعضای کمیته اجرایی!!! و حراست و مدیر بیمارستان و خلاصه هره و هوره و شمسی کوره از زن و مرد به ما حمله کردند. آه راستی آقای دکتر سیامند انواری مدیر محترم «مکتب روزبه» هم یک دفعه کتش را در آورد و با نعره مستانه ای گفت «زر نزنید از همین بالا پرتتون می کنم پایین.» یعنی اولش باورم نمی شد آقای دکتر!!! مدیر محترم «گرند لژ روزبه» حتی نتواند ظاهر سیرک را هم حفظ کند و اینطور از کوره در بفرماید. واقعا فکر کردم وسط چاله میدان ایستاده ام، چاله میدان روزبه! جایتان خالی در سیرک صنعتی، چاله میدان روزبه هم به راه بود! روح حامد داننده شاد! گیر چه کسانی افتاده بود بنده خدا!


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48373

  تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۱۰:۲۲