دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه

آقای دکتر صنعتی!/ دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟

 دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳

خانم منیره ه. مطرح کرده:
با خواندن افاضات دکتر صنعتی در باب دروغ در سایت شما به یاد یکی از سؤالات قدیمی خود افتادم که تاکنون برای آن جوابی نیافته ام. فکر کردم آن را با شما در میان بگذارم شاید شما جوابش را داشته باشید.
آیا شما می دانید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ ظاهرا دکتر صنعتی از آنجا مدرک گرفته. من همه گوگل را زیر و رو کردم چنین جایی وجود ندارد. شما هم امتحان کنید عبارت school of psychiatrists of university of England را سرچ کنید.
و این در حالی است که این عبارت در همه ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی تکرار شده که این امر به کل موضوع اشتباه تایپی یا اشتباه در ترجمه را منتفی می کند.

  

دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳

خانم منیره ه.
با سلام و ادب

ما نیز جوابی برای این سؤال نداریم. لطفاً این بار هم خوانندگان ما پاسخ دهند.
با سپاس
انجمن فرویدی

 

 

دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳

پاسخ آقای حامد خ. به سوال خانم منیره ه.
با عرض سلام
در پاسخ به سؤال خانم منیره ه. می‌گویم که من هم عبارت شما و هم خیلی عبارت‌های دیگر را جستجو کرده‌ام و چیزی نیافته‌ام. جالب است که در صفحه سایت شخصی‌ محمد صنعتی (www.mohammadsanati.net)، در قسمت «درباره» فقط نام کتاب‌ها و مقالات وی آمده است و حتی لینک بخش فعالیت‌های آموزشی شما را به «صفحه‌یی که خواسته‌اید این‌جا نیست!» می‌رساند. در حالی که معمولاً رسم است که افراد در رزومه‌شان محل تحصیلشان را ذکر می‌کنند. شش سال پیش ماجرای جعل مدرکی منجر به سر و صدای زیاد و استیضاح یک وزیر شد و دانشگاه آکسفورد هم بیانیه‌ای داد. به نظر شباهت زیادی بین آن موضوع و موضوع ما وجود دارد. البته یک تفاوتی هم هست که آنجا دانشگاه آکسفوردی وجود داشت تا بیانیه بدهد ولی در اینجا (بر اساس جستجوها) اصلاً دانشگاهی وجود ندارد که تأیید یا تکذیب کند. آن زمان لغت Kordanize به دیکشنری اضافه شد (http://www.urbandictionary.com/define.php?term=Kordanize) و خوب است که ترکیب «دروغ صنعتی» هم به فرهنگ لغات ما اضافه شود.

 

 

 

سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای الف. م. به خانم منیره ه.
من هم عبارت های مختلفی را که ممکن بود ترجمه آنها به فارسی بشود «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» سرچ کردم و چیزی پیدا نکردم.

 

 

سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم فاطمه س. به خانم منیره ه.
با سلام و ادب
من هم عبارت مشابه این را جستجو کردم، اما چیزی پیدا نکردم. اسم دکتر صنعتی را در برخی دانشکده های روانپزشکی دانشگاه های پزشکی کشور انگلیس نیز جستجو کردم اما باز هم چیزی پیدا نکردم. از خودم می پرسم چرا باید یک «استاد» مدرک خود را به ناکجاآباد متصل کند. ماجرای تلخی است واقعاً!

ریای زاهد سالوس جان من فرسود
قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش
با احترام

 

 

چهارشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای ز. ن. به خانم منیره ه.
ایشان که از بدو تولد استاد نبوده. به کمک دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان استاد شده.

 

 

چهارشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ اسماعیل م. به خانم منیره ه.
انجمن محترم فرویدی
سلام
درباره سوال خانم منیره ه،درقضیه مدرک خارجی ایشان،من هم گشتم چیزی نیافتم.قضیه دوم اینست که ایشان که روانکاو نیست، چطور او بااین عنوان زندگی میکند و شبهاخوابش میبرد؟ چطور در مصاحبه هادرباره فرهنگ جامعه واخلاق حرف میزند،امادریاره صلاحیتی که ندارد،ازخود سلب صلاحیت نمی سازد؟چرابه خودیک سوظن نمی زند؟علاقبندانش بگویند درکل،قضیه چیست؟
متشکرم. اسماعیل م

 

 

چهارشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ مریم م. به خانم منیره ه.
جالبه دانشگاه روانپزشکی لندن هم وجود خارجی نداره.

 

 

پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سپیده به خانم منیره ه.
خب معلومه اگر دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان وجود خارجی نداشته باشد دانشگاه روانپزشکی لندن هم وجود خارجی ندارد.

 

 

 

پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای صادق به سوال خانم منیره ه.
خسته نباشید کاملا مشخصه تمام پاسخ هایی که به سوال منیره ه داده میشه کار خودتون هست!

 

 

 

پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای کیوان به سوال منیره ه.
در پاسخ به آقای اسماعیل م. من تاکید می کنم که او شبها خوابش نمی برد و هر شب تا ۴ صبح در مطبش مریض می بیند

 

 

 

پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم آزاده به خانم منیره ه.
سلام. در پاسخ به منیره ه. باید عرض کنم که در همه جای دنیا حتی در انگلستان یک تعداد دانشکده های پزشکی وجود دارند و در زیرمجموعه دانشکده ها تعدادی دپارتمان که دپارتمان روانپزشکی هم یکی از آنهاست. من هرگز چیزی به اسم دانشکده روانپزشکان نشنیده ام. حتی چیزی به اسم دانشکده روانپزشکی هم نشنیده ام چه رسد به دانشکده روانپزشکان!!!

 

 

 

جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم ندا به سوال خانم منیره ه.
بدتر از آن عبارت «دانشگاه روانپزشکی» است. همان طور که آزاده توضیح داده مجموع چند دپارتمان شاخه های مختلف پزشکی یک دانشکده پزشکی را تشکیل می دهد و مجموع چند دانشکده پزشکی و پیراپزشکی یک «دانشگاه علوم پزشکی» را می سازد و مجموع چند دانشگاه از علوم مختلف، یک دانشگاه بخصوص در یک شهر را تشکلی می دهد. شما تصور کنید چه مگالومانی عظیمی در این عبارت «دانشگاه روانپزشکی» هست!

 

 

 

جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای ک. م. به سوال خانم منیره ه.
همکارانش در «دپارتمان روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران» متوجه هیچ چیز نشدند؟ یا به قول دکتر مشهدی ژویی سانس مشترک آنها را وادار به سکوت کرد؟

 

 

 

جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای صادق به سوال خانم منیره ه.
منبعی که به آن برای نقد دکتر صنعتی استناد شده ویکی پدیا است که هرکسی می تواند در آن مطلب اضافه کند. بهتر است برای نقد ایشان از یکی از شاگردانشان نام دانشگاه ایشان را بپرسید. هرچه باشد دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد!

 

 

 

جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم فاطمه س. به سوال خانم منیره ه.
با سلام و ادب
در پاسخ به آقای صداق باید بگویم که من در سرچم، اول از همه به سایت خود دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمودم و در کمال ناباوری این عبارت «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را آنجا دیدم. بهتر است خود شما هم نگاهی بیندازید.
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038
بعد در همین صفحه در مورد تحصیلات ایشان اینطور صحبت شده که فوق تخصص را هم گرفته اند از کجا: از «دانشگاه روانپزشکی لندن» که باز وجود خارجی ندارد.
آنقدر برای خود من عجیب بود که به سایت شخصی او هم مراجعه کردم. در قسمت درباره ما قسمت فعالیت های آموزشی هم چیزی در مورد اینکه مدرک از چه دانشگاهی گرفته شده، ثبت نشده است. اصلاً هیچ چیزی در این قسمت نیامده است.
http://www.mohammadsanati.net/about
من مطمئنم که شاگردانش هم غیر از اینکه بگویند: «انگلیس مدرکش را گرفته»، چیز دیگری ندارند که بگویند. آخر «استاد»شان مدرک خود را «secret» نگه داشته است!
آقای صادق به شما حق می دهم که برایتان عجیب باشد. برای خود من هم عجیب بود اما وقتی همه این لینکها را سر بزنید دیگر برایتان تعجبی باقی نمی ماند. برای من که باقی نماند، فقط برایم افسوس و حسرت به جا گذاشت. « دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس».
نمی دانم با دیدن این لینکها شاید برای شما هم این سؤال ها پیش بیاید که چرا یک نفر مدرک خود را به ناکجاآباد وصل می کند؟! چرا نمی گوید دقیقاً از کجا مدرک گرفته است؟! و در واقع آیا اصلاً مدرکی وجود دارد؟!
با احترام

 

 

 

 

شنبه ۰۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای حمید س. به سوال خانم منیره ه.
پاسخ سوال
دوستان می بخشید ناامیدتان می کنم من هیچ گونه سمپاتی با دکتر صنعتی ندارم ولی از شما بعید است که از این ناحیه او رامورد انتقاد قرار دهید.پیش تر ها او در اول مقالاتش می نوشت «عضو ممتاز کالج سلطنتی روان پزشکان انگلستان» و این مکان وجود دارد سرچ بفرمایید: http://www.rcpsych.ac.uk/ برای مثال:پژوهشنامه ی فرهنگستان هنر، مرداد و شهریور ۱۳۸۶،ص ۶۵ حدس من بر این است که نام «کالج سلطنتی» کمی برایش دردسر ساز بوده است که آن رابه«دانشکده» تغییر داده است.شاید بر همان روانکاو نبودن او تاکید کنید بهتر باشد، به نظر می آید من بهتر از شاگردان بی بخار ایشان پاسخگو هستم!

 

 

 

 

شنبه ۰۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم راحله ع. به سوال خانم منیره ه.
با سلام و ادب
در پاسخ به آقای حمید.س باید بگویم سرچ در این کالج سلطنتی هم شما را ناامید می کند. در این کالج اسم دو نفر روانپزشک ایرانی هست اما دکتر صنعتی جزء آنها نیست.
http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/publicmemberslist.aspx
البته بگذارید خوش بینانه نگاه کنم و فکر کنم که الان لیستشان به روز نشده است و وی عضو این کالج سلطنتی روانپزشکان است اما هنوز سؤال به قوت خود باقی است. اینکه وی مدرکش را از کجا گرفته؟! این کالج که دپارتمان روانپزشکی نیست. این کالج مثل انجمن روانشناسی و روانپزشکی ماست، افراد می توانند با پرداخت حق عضویت، عضوش شوند. پس بنابراین هنوز سؤال وجود دارد که وی این مدارک را، تخصص و فوق تخصص، از کجا گرفته است.
با احترام

 

 

 

شنبه ۰۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مینا ش. به سوال خانم منیره ه.
در جستجو برای رزومه دکتر صنعتی، به خبری برخوردم که در آن علی دهباشی (مدیر مجله بخارا) او را به عنوان عضو کالج سلطنتی اسکاتلند معرفی کرده بود. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1297532 به سراغ سایت آن کالج رفتم و اسم دکتر صنعتی را دیدم اما دکترعبدی صنعتی ونه محمد صنعتی. وی روانپزشک ایرانی عضو آن کالج است و پی دی اف یکی از مقالات اش هم در این لینک هست: http://www.rcpsych.ac.uk/pdf/November%202013.pdf . نکته جالب اینجاست که آقای دهباشی که مدیر مسئول یکی از وزین ترین مجلات ادبی این کشور است (مجله بخارا) این اشتباه را مرتکب شده (اگر اشتباه باشد) و جالب تر اینکه دکتر صنعتی لم داده بر این صندلی « مدرنیزم عقب مانده وطنی» به روی مبارک نمی آورد که این من نیستم!!
با تشکر

 


 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای حامد خ. به سوال خانم منیره ه.
با عرض سلام و احترام
در صفحه مهمانان و سخنرانان کنگره فایلی حاوی اطلاعات بیشتر در مورد مهمانان قرارداده شده است. در مورد صنعتی هم نوشته شده است:

Mohammad Sanati. MD. FRCPsych
Dr. Sanati was born in 1945 in Iran. He studied medicine at Tehran University,
Faculty of Medicine and got trained in psychiatry and psychoanalysis in England. He
earned his MRCPsych in 1982, and FRCPsych in 1992. In 1985, he returned to Iran
and started working at the Tehran University of Medical Sciences (TUMS.) He has
published several books and papers on psychiatry, psychoanalysis, with major focus
and interest in interaction of psychoanalytic interpretation of art and literature. He
is currently the head of the Department of Psychoanalytic Psychotherapy at
Roozbeh Hospital, TUMS. He is also the head of psychotherapy section of Iranian Psychiatric Association.

در توضیح انواع عضویت‌ها در سایت Royal College of Psychiatrist به نظر گفته شده است که FRCPsych ده سال بعد از MRCPsych داده می‌شود.

لینک رویال کالج: http://www.rcpsych.ac.uk/
لینک ویکی پدیا آن: http://en.wikipedia.org/wiki/Royal_College_of_Psychiatrists

من چون دیدم عنوان مدرکی که برای خودش ذکر می‌کند MRCPsych و FRCPsych است این لغات را جستجو کردم و فهمیدم مربوط به رویال کالج است. دیشب قسمت جستجوی سایت را پیدا نکردم اما امشب پیدا کردم و اتفاقاً جستجوی خیلی خوبی دارد که حتی بخشی از نام یا فامیل یا سال مدرک یا … را وارد کنیم جستجو می‌کند. گفته شده است که تا حد امکان هم آپدیت است و افراد قدیمی زیادی هم در لیست وجود دارند. اما من فقط یک «فامیلی» صنعتی پیدا کردم که نامش Abdi Sanati بود و ۲۰۰۴ هم مدرک M یا Member گرفته بود. به عنوان «نام» هم moham و muham را سرچ کردم که انواع محمد ها با یک و دو m را پیدا کند که باز هم اسمی مشابه محمد صنعتی پیدا نکردم. در کسانی که سال‌های ۸۲ و ۹۲ M و F گرفته بودند هم نام مشابهی نبود. البته اسامی ایرانی در این لیست بعضاً به چشم می‌خورد ولی فقط دو نفر به اسم کشور ایران هستند که مشخصات آنها این است:

Name                                             Grade          Year of election          Region
Dr Gholam Mir-Sepassi             Fellow        ۱۹۷۹                               Iran
Dr Aslan Zarrabi                          Fellow        ۱۹۷۲                              Iran

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای مهدی ش. به سوال خانم منیره ه.
باسلام و ادب
پاسخ خانم منیره ه.
دکتر محمد صنعتی مدرکش را به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان ربط میدهد، جایی که و جودخارجی ندارد!!!
به راستی چرا هیچ کسی تا به امروز به این نکته حتی فکر نکرده که اصلا چنین جایی وجود خارجی ندارد.
به نوعی دیگر افراد از دانسته هایشان برای فهمیدن یک موضوع ساده هم استفاده نمیکنند ، و این با ندانستن حتما تفاوت دارد.
واقعا چرا؟؟؟
نکته دیگری که یکی از خوانندگان متوجه آن شدند این است که حتی خود سایت علوم پزشکی هم از عبارت ( دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان ) استفاده کرده است.
این جا سوال دیگری مطرح میشود که آنها چه مدرکی دارند برای این جایی که وجود ندارد؟؟
باتشکر

 
 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مهتاب و. به سوال خانم منیره ه.
چه جالب! ظاهراً او فکر می کند تاریخ تولدش برای شرکت کنندگان در کنگره جعلی اش بیشتر از تاریخ و محل دوره روانپزشکی او حائز اهمیت است. در مورد دوره پزشکی عمومی اش آدرس دقیق می دهد که در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کرده ولی در مورد دوره روانپزشکی اش فقط به ذکر کلمه انگلستان اکتفا می کند و حتی نام شهری در بین نیست چه رسد به نام دانشگاهی.

 

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سوال خانم منیره ه.
در پاسخ به سؤال خانم منیره. ه. داشتم فکر می کردم (البته وقتی مجبور به فکر کردن شدم) که یعنی اول روانپزشک می شوند بعد می روند این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» یا اول اینجا می روند، بعد می شوند روانپزشک یا اصلا این دانشکده برای یک نفر است و او هم اینجا رفته و حالا اتفاقاً پس از همین تحصیلات ناگهان شده نظریه پرداز در روانکاوی.
این از جستجوی عبارت «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» به ذهنم رسید. با جستجوی این مطلب چند تا جواب داده می شود که فقط آقای صنعتی است که این عبارت کاملاً توصیفش کرده. جستجوی آن عبارت به زبان انگلیسی هم نتیجه ای نداشت، چرا البته! داشت! می گفت بگو منظورت کدام دانشگاه انگلیس است.
البته وقتی ایشان نگاهشان را به مردم چنین عنوان می کنند: «البته صحبت من درباره توده ها است. به همین خاطر است که آنها بیشتر اسطوره را دوست دارند. شایعات را دست دارند. البته این را هم بگویم قرار نیست همه مردم روشنفکر و متفکر باشند. توده مردم در غالب موارد خرافات را می پذیرند. اگر کسی هم خواست عکس خرافات بگوید او بازنده میدان خواهد بود .وقتی شما با توده ها کار می کنید توده ها تلقین پذیر هستند و ابزار تحقیق ندارند و آموزش هم ندیده اند و آگاهی سیاسی به معنای خاص کلمه ندارند و بنابراین به راحتی می شود با آنها بازی سیاسی کرد» [۱] آیا توقع دیگری هم می توان داشت؟
و سوال دیگر اینکه ایشان که دسته بندی می کنند، بگویند مردم یک گروهشان که شدند توده، دسته یا دسته های بعدی کدامند؟
سوالی دیگرم این است که آقای صنعتی خودشان را در کدام گروه «فرض می کنند»؟
نکته دیگری که حالا توجهم را به نگاه خودم جلب کرد این بود که من تصور می کردم بعضی مجلات مانند فصلنامه فلسفی، ادبی، هنری ارغنون و مجله فرهنگی و هنری بخارا و هر آن فردی که در آن فعالیت می کند، حتما اگر حرفی می زنند مستند است و مستدل و لابد تحقیقی چیزی پشت سرش دارد (جالب است که این خیال از کجاها که نیامده)، ولی اینجا انگار با دیدن مصاحبه ارغنون با آقای صنعتی [۲] و معرفی آقای دهباشی از آقای صنعتی که گفته: «برای ما دکتر صنعتی دو وجه دارد. اول، پزشک روانشناس و روانکاو و عضو ممتاز کالج سلطنتی روانپزشکان اسکاتلند و دیگری وجه ادبی زندگی دکتر صنعتی است»[۳] متوجه حضور این «خواب» خوش خود شدم.
۱-
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C/
۲-
http://www.mohammadsanati.net/1393/t/lookinglife/911
۳-
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1297532

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای بهروز ک. به سوال خانم منیره ه.
با سلام. در رزومه دکتر صنعتی هم در ویکی پدیا هم در سایت دانشگاه تهران آمده که او مدرک تخصصی روانپزشکی خود را در سال ۱۳۶۲ و همچنین «فوق تخصص» رواندرمانی خود را نیز در سال ۱۳۶۲ اخذ کرده. اما در رزومه اش برای کنگره ذکر می شود که در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) MRCPsych یعنی عضو کالج سلطنتی انگلستان شده است یعنی که او یک سال قبل از اینکه موفق به اخذ مدرک تخصصی روانپزشکی شود به عضویت کالج سلطنتی انگلستان درآمده!!!

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای ناشناس به سوال خانم منیره ه.
در ادامه مطلب خانم مهتاب و.
من خودم تحصیلاتم را در یکی از دانشگاه های اروپا انجام داده ام. برای اطلاع خوانندگان عرض می کنم که فقط در شهری که من در آن تحصیل کردم ۱۲ دانشگاه وجود دارد و آن هم از ۴۰-۵۰ سال پیش و صحبت از جایی به نام دانشگاه انگلستان توهین به شعور آدم هاست. کافی است در همین شهر تهران تعداد دانشگاه ها را بشمرید.

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مرجان م. به سوال خانم منیره ه.
من عبارت
faculty of psychiatrists of england university
را در http://www.192.com که برای جستجو در مورد افراد، مکانها و مشاغل است جستجو کردم و یک نقشه گوگل داد که ظاهراً وسط یک پارک یا محوطه سبز است، این لینک صفحه است : http://www.192.com/places/search/?location=faculty+of+psychiatrists+of+england+university&submitBtn=Search
همچنین در آیکون های whoو where جستجو کردم که نتایج آن از این قرار است:


۰ Free Results for Mohammad Sanati or M Sanati in England University
۰ Free Results for Mohammad Sanati or M Sanati in England Psychiatry University
۰ Free Results for Mohammad Sanati or M Sanati in England Psychiatric University

 

و جواب موتور جستجو هم جالب است:

• You cannot search the free directory enquiry data with a country. You can search on a smaller area such as a county or a town.

در ضمن در صفحه شخصی آقای صنعتی در سایت انگلیسی دانشگاه علوم پزشکی تهران هیچ مطلبی در بخشهای thesis و training نوشته نشده:
http://medicine.tums.ac.ir:804/Professor_thesis.aspx?lt=8&UID=167
در اینترنت هم نتوانستم هیچ مقاله ای که مربوط به تز او باشد پیدا کنم. در ایران شما نمی توانید بدون مقاله فارغ التحصیل شوید چطور در انگلستان این ممکن است؟
این هم که در گروه روانپزشکی کار می کند دلیل روانپزشک بودنش نمی شود.شاید با همان پزشکی عمومی یک دوره ای گذرانده که آن زمان بنظرشان رسیده مرتبط با روانپزشکی است و در این گروه آمده. ضمن اینکه تحقیقات روانپزشکی چندانی هم از او پیدا نکردم جز دو سه تا که نویسنده چندم هم هست مثلا درمورد وسواس یا اسکیزوفرنی.

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم معصومه ه. به سوال خانم منیره ه.
می خواستم بگویم که من هم با آقای حمید س. موافقم که «نام «کالج سلطنتی» کمی برایش دردسر ساز بوده است که آن رابه«دانشکده» تغییر داده است.» بله این نام برای صنعتی دردسرساز بوده چون همان طور که آقای حامد خ. گفته سایت کالج سلطنتی« اتفاقاً جستجوی خیلی خوبی دارد که حتی بخشی از نام یا فامیل یا سال مدرک یا … را وارد کنیم جستجو می‌کند. گفته شده است که تا حد امکان هم آپدیت است و افراد قدیمی زیادی هم در لیست وجود دارند.»
خب در این شرایط عبارات «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» و «دانشگاه روانپزشکی لندن» کاملا کارساز است و اصلا هم قابل پیگیری نیست دیگر.

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. به سوال خانم منیره ه.
پیرو سوال خانوم منیره ه، با خواندن جستجوهای موشکافانه پیرامون مدرک تحصیلی دکتر صنعتی، در نهایت ناباوری به کلاه بزرگی فکر می کنم که به سر بعضی همکلاسی های دوران تحصیلم رفته؛ «از ما بهتران» هایی که به واسطه انتخاب دکتر به عنوان «استادِ» راهنما ممتاز و مجزا شده بودند. نتیجه این جستجوها شگردی کودکانه ولی متبحرانه را یادم می آورد: برای باورپذیری دروغ، مستقیم و وقیحانه توی چشم دیگری زل بزن! اما دریغ! روانکاوی، همان «آفتابه لگن هفت دستِ» جناب دکتر؛ در بی اعتبار کردن رحم ندارد… و من به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان و مدرک همکلاسی هایم می اندیشم…

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ح. به سوال خانم منیره ه.
یعنی رییس کنگره و دبیر علمی “نخستین کنگره‌ی روان‌کاوی و روان‌درمانی پویای ایران” حتی روانپزشک هم نیست؟!! خانه از پای بست ویران است… باید به ایشان گفت شاید به گفته جنابعالی “توده ابزار سنجش دروغ ندارد” ولی ظاهرا این انجمن دارای محکی است که وقتی به میان می آید “سیه روی شود هر که در او غش باشد”.

 

 

 

یکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای ز. ن. به سوال منیره ه.
این ماجرای دکتر صنعتی و مدرکش مرا یاد کل حوزه «درمان» می اندازد، «رواندرمانی»ها در شرایط فعلی ایران. این روزها بازار این «درمان»ها خیلی گرمتر از گذشته است و کارفرمایان زیادی هستند که «درمانگر» استخدام می کنند. من هرچند که به این حوزه علاقه ای ندارم ولی گاهی به خاطر امرار معاش به سراغ کلینیکهایی می روم که «روانشناس بالینی» برای کار «درمان» استخدام می کنند. البته در ۹۹/۹ درصد آنها مرا رد می کنند. دلیلش هم ساده است: من به آنها می گویم فقط در حوزه مسائلی مثل اضطراب و افسردگی کار می کنم. و خب همین جواب باعث می شود که آنها فکر کنند من خیلی ناتوان و بی عرضه هستم. و بگویند بابا اضطراب و افسردگی که چیزی نیست، «اسکیزوفرنی» و «اختلالات شخصیت» باید «درمان» کنی. دوستانم همیشه به من می گویند نگو اضطراب و افسردگی، بگو من همه «اختلالات» را «درمان» می کنم. همه «رویکرد»ی را هم بلدم. nتا کارگاه رفته ام و کلی مراجع دیده ام و از این قبیل. باید «همه توان» و «همه دان» باشی تا استخدامت کنند! آنها به مدرک و مدارک تو نگاه نمی کنند. حرفهای تو برایشان مهم است و اعتماد به نفسی که موقع گفتن این حرفها داری، یعنی همان «محکم» گفتنی که دکتر صنعتی خوب بلد است. برای مردم کشور ما انگار مهم نیست که طرف مدرک دارد، از کجا مدرک را گرفته و از این قبیل. برای آنها فقط مهم این است که تو «محکم» بگویی که می توانی «درمان» کنی، می توانی همه کار انجام دهی، فی الفور استخدامت می کنند. اگر باور ندارید امتحان کنید، از همین دانشگاه علوم پزشکی تهران هم شروع کنید! تازه اگر «همه توان» و «همه دان» باشی، نه تنها در دانشگاه ها که در همه مجله ها و روزنامه ها و تلویزیون و … جا داری!

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ح. به سوال خانم منیره ه.
من از خود آقای دکتر صنعتی سوال دارم که هیچ سخنی گویاتر از سخنان خود ایشان منتشر شده در سایت انجمن فرویدی ۳۱شهریور ۹۳ به نقل از فرهیختگان آنلاین نیست: “با توجه به ساختار روانشناسی اجتماعی مردم ایران هر چه دروغ بزرگتر باشد بیشتر بر دل مردم خواهد نشست. هرچه دروغ بزرگتر باشد تاثیرگذارتر است. گوبلز، مشاور تبلیغاتی هیتلر هم قبلا همین را گفته بود بنابراین تردیدی نیست که بخش عمده ای از مردم دروغ هایی را که خیلی جدی و محکم گفته می شود باور می کنند و مطمئن باشید به صرف اینکه دیگری بگوید که این دروغ است آنچه فردی با تحکم و یقین مطرح کرده دیگرعوض نمی شود و البته بستگی دارد که طرف مقابل تا چه میزان با قدرت و استدلال بتواند در مقابل جریان دروغ گویی تحلیل ارایه دهد»!
جناب آقای دکتر صنعتی، اگر شما با تحکم و یقین دروغ گفته اید چون تصور کرده اید ” تردیدی نیست بخش عمده ای از مردم دروغ هایی را که خیلی جدی و محکم گفته می شود باور می کنند و به صرف اینکه دیگری بگوید که این دروغ است آنچه فردی با تحکم و یقین مطرح کرده دیگرعوض نمی شود “؛ به خطا رفته اید، این جمله شما همانطور که خودتان گفته اید شاید در مورد “توده مردم” صادق باشد ولی ظاهرا مخاطب شما متخصصین هستند؛ آخر شما “رئیس کنگره روانکاوی” و”دبیر علمی” آن هستید!! پس بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستیم. می بینید این بار ” طرف مقابل تا چه میزان با قدرت و استدلال در مقابل جریان دروغ گویی” “تحلیل” ارایه می دهد؟!

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم افروز ر. به سؤال خانم منیره ه.
با جمله خانم سوده ر. موافقم که نوشتند: “وقتی مجبور شدم”. این جمله مرا به یاد اصطلاح “زیر سیبیلی درکردن” [۱] انداخت. این که اگر همچنان به همین روش بخواهیم از کنار بسیاری از از اتفاقات اطرافمان بی توجه، سرسری و بدون تفکر بگذریم (که البته از این امر نفع می بریم)، چه جامعه ای خواهیم داشت! جامعه ای سرشار از بی خیالی، دروغ و دغل که خود ما مسبب آن بودیم.
آقای صنعتی و امثال آقای صنعتی نیز از این بابت استفاده بسیار می برند (به عمد از لفظ “دکتر” برای ایشان استفاده نمیکنم، به این دلیل ساده که با این همه جستجو، مدرکی که مبین طی کردن این مدارج توسط وی باشد نیافتم). این مدرک بی پشتوانه برای ایشان “نون دونی” شده. از آن ارتزاق می کند و اگر قرار باشد که من یک مخاطب آگاه باشم، پس آقای صنعتی باید زحمت بکشد، درس بخواند و تحصیل کند تا مدرک کسب کند. این مخاطب آگاه که پیامد آن پرسشگریست حتی اجازه استفاده از جملات بدون رفرنس را هم نمی دهد، چه برسد به مدرک جعلی!
[۱] اصطلاحی که دکتر کدیور در صورتجلسه هجدهم هیات مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۸/۲/۱۲ به کار برده اند.

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م.م. به سوال خانم منیره ه.
در ادامه کامنت قبلی باید بگویم من عبارت university of england را سرچ کردم.نتیجه اولین سرچ لیستی از دانشگاه های انگلستان در ویکی پدیا بود که با این جمله شروع می شود:
As of August 2008, there were ninety-one universities in England… http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_universities_in_England

بعد از آن عبارت department of psychiatry university of england را سرچ کردم که نتیجه لینک دپارتمان روانپزشکی دانشگاه کمبریج بود: http://www.psychiatry.cam.ac.uk// اولین نتیجه جستجوی عبارت school of psychiatry university of England هم لینک مربوط به دپارتمان روانپزشکی دانشگاه آکسفورد بود: http://www.psych.ox.ac.uk/
«… آنچه فردی با تحکم و یقین مطرح کرده دیگر عوض نمی شود و البته بستگی دارد که طرف مقابل تا چه میزان با قدرت و استدلال بتواند در مقابل جریان دروغ گویی تحلیل ارایه دهد.» محمد صنعتی/ سایت انجمن فرویدی/ https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C/

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مریم ر. به سوال خانم منیره ه.
با سلام و احترام
در پاسخ به سوال خانم منیره ه جستجوی من نیر درباره عبارت مذکور نتیجه ای نداشت.
به نظر من نکته قابل توجه درمورد ادعای دکتر صنعتی آسودگی خیال او در مورد عدم پیگیری موضوع توسط هیچ مرجعی و یا حتی در نظر گرفتن این احتمال که اگر موضوع توسط شخص یا مرجعی پیگیری شود در نهایت ایشان از مصونیت برخوردار خواهند بود و یا شاید بتوان گفت بدتر از آن خیانت او به اعتماد افرادی است که بر اساس اطمینان به ادعاهایش به وی مراجعه می نمایند.
با احترام
مریم. ر.

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ح. به سوال خانم منیره ه.
با دیدن سایت بیمارستان روزبه اولین سوالی که به ذهنم خطور کرد اینکه چرا ایشان با این سوایق علمی و کاری هنوز سمت استادی ندارند و دانشیار هستند؟
مثلا دکتر محمدی که فارغ التحصیل پزشک عمومی از دانشکده پزشکی، دانشگاه اصفهان، سال ۱۳۶۰ شمسی است سمت استادی دارد ولی دکتر صنعتی که متولد ۱۳۲۴ و فارغ التحصیل رشته پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۹است، مانند همکاران جوانش دکتر همایون امینی: دکترای عمومی خود را سال ۱۳۷۲ گرفته، دکتر اربابی: متولد ۱۳۵۶، فارغ التحصیل پزشکی عمومی ۱۳۸۰، دکتر شریفی: فارغ التحصیل پزشکی عمومی ۱۹۹۵ میلادی و (۱۳۷۴ شمسی) هنوز دانشیار است!!! اشتباه می کنم؟
http://roozbehhospital.tums.ac.ir/Default.aspx?tabid=783

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم راحله ع. به سؤال خانم منیره ه.
در سرچ برای پیدا کردن رزومه دکتر صنعتی سری به سایت بیمارستان روزبه، قسمت اساتید و پزشکان زدم اما آنجا هم هیچ چیزی پیدا نکردم. معمول است که اساتید روزمه خود را در سایت دانشگاه می گذرانند. اساتید ما این رسم را از آن ور آبی ها یاد گرفته اند. در کشورهای پیشرفته استاد رزومه خود را کامل در صفحه شخصی خود در سایت دانشگاه می گذارد. که این روزمه بیشتر از اینکه «سن» آن فرد را نشان بدهد، شامل اینکه چه خوانده، کجا خوانده و الان علایق کاری و پژوهشی اش چیست می شود. مقالات علمی و کتابهای خود را نیز در ادامه می آورد. اکثر اساتید بیمارستان روزبه هم این رسم نیک را خوب یاد گرفته اند اما نمی دانم چرا دکتر صنعتی که ادعا دارد آن ور آب درس خوانده، این رسم اولیه را یاد نگرفته است؟!
http://roozbehhospital.tums.ac.ir/Default.aspx?tabid=783

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا م. به سوال خانم منیره ه.
در پاسخ به سوال خانم منیره ه. فکر می کنم پیدا نشدن نام دکتر صنعتی در جستجوهای دوستان نشان می دهد که آقای دکتر صنعتی با ذکر فارغ التحصیل از کالج سلطنتی یا دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان خواسته بگوید که من منتسب به این مراکز اصیل و جدی هستم وهمینطوری مدرک نگرفتم. از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان و کالج سلطنتی مدرک گرفتم که این مدرک را با زحمت و سختی به دست آوردم. مثل بقیه نیستم. اینجاهایی که گفتم خیلی خیلی معتبر است و شما نمی فهمید.
امروز من قدری رابطه نظریه گوبلز و دروغ را متوجه شدم و این که چگونه ایشان چنین نظریه ای را کاربردی کرده است. طبق نظریه گوبلز هر چه دروغ بزرگتر باشد تاثیرگذارتر است. گوبلز معتقد است که دروغ یک روش تبلیغاتی است که در انگلستان کاربرد دارد که دروغ بزرگی می‌گویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری می‌کنند(به نقل از ویکیپدیا البته منبع این جمله را مشخص نکرده است).
ایشان لابد پیش خودش فکر کرده می گم فارغ التحصیل از کالج سلطنتی یا دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کی به کیه، کسی چه می فهمه؟ بگم: روانپزشک؟! کمه. می گم: هم روانپزشک هم روانشناس، نه نه! باز هم کمه، اصلاً روانکاو از همش بهتره چون هم توش پوله، هم نونه هم با کلاس تره، از کجا می خواهند بفهمند؟ معاون وزیر بهداشتش که نمی فهمه وای به حال توده مردم. همه از دم بی سوادند کسی سوال نمی کند.
البته باید گفت تا قبل از انجمن فرویدی هم هیچ کسی نفهمیده بود. شاید اصلاً کسی جرائت سؤال کردن از این روانپزشک، روانشناس و به اصطلاح روانکاو را نداشت که فارغ التحصیل از کالج سلطنتی یا دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان یعنی چی؟!
مطلب دیگر این است بر اساس کدام نظریه و تحقیق علمی دکتر صنعتی به این نتیجه رسیده است که” مردم ما با دروغ زندگی می کنند و دروغ را دوست دارند” و این چنین در مورد هویت ملی صحبت می کند. آیا بین این دروغ بزرگ و اینگونه توهین به مردم رابطه ای وجود دارد؟ حماقت مردم چقدر در پذیرش یک دروغ مؤثر است؟ گویی با این جمله خود صنعتی هم به این حماقت نیاز دارد و باید تلاش کند روز به روز این حماقت بیشتر شود. مگر نه این است که کار روان کاوان وحشی به بی راهه کشاندن آدم و آب را گل آلوده کردن است. وای به حال جامعه ما که قشر فرهنگی آن را چنین افراد و شیادانی تشکیل می دهند . به هر حال از ماست که بر ماست.

 

 


 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا م. به سوال خانم منیره ه.
با سلام و احترام
مطلبی به یادم آمد که خواستم با شما در میان بگذارم. وقتی دانشجوی روانشناسی عمومی بودم، از طریق دوستانم فهمیدم که باید به جاهای مختلف بروم و خودم فعال باشم تا چیزی تو دانشگاه یاد بگیرم: مثلا با دوستم به بیمارستان روزبه می رفتیم-گاهی با اجازه و گاهی بی اجازه- در برنامه هایی مانندmorning ، سمینارها و سخنرانی ها روانپزشکان شرکت می کردیم تا چیزی یاد بگیریم. فکر می کردم چون روانشناسی عمومی هستم چنین وضعیتی دارم. من در آن زمان دکتر صنعتی را نمی شناختم. وقتی دوستم تعریف کرد که روانکاو است، من فکر کردم که پس خیلی خیلی با سواده. رفتم سه جلد از کتابهاش را هم خریدم. یادم نیست در چه برنامه ای بود که ایشان در مورد آزادی صحبت می کرد، او گفت: ” شما در ذهن خود تا جایی آزاد هستید که به کسی آسیب نرسانید و دیگری هم تا جایی آزاد است که به شما آسیب نرساند”. آن موقع فکر کردم که این حرف پر نغزی است که تا به حال از اساتید خودم نشنیده بودم. اما الان فکر می کنم آیا واقعاً تعریف آزادی این است؟ آیا بحث آزادی را می توان فقط با چند جمله خلاصه کرد؟ منظور از آسیب چیست؟ تا جایی یعنی تا کجا؟…

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ن. به آقای ارسلان م.
پاسخ به آقای ارسلان م.
آیا شک دارید که “روانکاوی را روانکاو می داند نه مدعیان آن؟” اگر این اتفاق در یک حوزه تخصصی دیگر اتفاق می افتاد، مثلا مهندسی کامپیوتر، و آنکه متخصص بود به مدعیان می گفت”: من می دانم و شما نمی دانید” بخود اجازه می دادید همین اظهارات را داشته باشید؟ نکند اهمیت کامپیو ترها و اشیا، بیشتر از حوزه ذهن و روان آدمی است؟ تخصص دیگری مثلا قلب و عروق چه؟ متوجه شدید چه حاصلی برای بیماران بیچاره دارد؟در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

 

 

 

دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای مهدی ش. به سوال خانم منیره ه.
باسلام
در سایت دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران سایت شخصی دکتر محمد صنعتی نوشته شده است که
ایشان در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان گردید. سپس تحصیلات فوق‌تخصص خود را در رشته رواندرمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند.
نکته این است ایشان در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان!!!!
و فوق‌تخصص خود را در رشته رواندرمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند!!
در یکسال هم تخصص گرفتند هم فوق تخصص
یکی را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان دیگری را از دانشگاه روانپزشکی لندن
با تشکر
مهدی ش.

 

 

 

سه شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مرجان م. به سوال خانم منیره ه.
در اینترنت عبارت «رزومه دکتر محمد صنعتی» را سرچ کردم و نتوانستم رزومه «استاد» را پیدا کنم. اما به مطلب دیگری برخوردم: در رزومه دکتر بهنام اوحدی  (کلینیک سکس تهران) آمده «گذراندن دوره ی آموزشی دو ساله روان درمانی بینش مدرا ( سایکو آنالیتیک سایکوتراپی ) در بیمارستان روزبه زیر نظر استاد دکتر محمد صنعتی». جالب است که «دانشیار» دانشگاه علوم پزشکی تهران هیچ رزومه ای جز همانکه در سایت خود این دانشگاه است ندارد در حالیکه تا بخواهید مطلب در مورد فرهنگ و روانکاوی و … دارد. در سایت بیمارستان روزبه هم خبری از رزومه او نیست. در سایت این بیمارستان رزومه بعضی از اساتید که در ایران هم تحصیل کرده اند انگلیسی نوشته شده و حتی بعضی ها اسم دبیرستانشان را هم نوشته اند. اما دکتر صنعتی فقط یک روزمه فارسی  در سایت علوم پزشکی تهران دارد و نام دبیرستان که سهل است نام دانشگاهش هم در آن جعلی است. چطور کسی بدون یک روزمه درست حسابی دانشیار شده؟ این دانشگاه علوم پزشکی تهران و «مکتب روزبه» از دانشگاه آزاد هم بی در و پیکرترند.

 

 

 

سه شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. به سؤال خانم منیره ه.
چه جالب! بیست و چهار ساعت است دارم توی سایت بیمارستان روزبه دنبال رزومه دکتر صنعتی می گردم و فکر می کنم این از بی مهارتی من است که پیدا نمی شود. کامنت خانوم راحله ع را که دیدم از تعجب خشکم زد! اگر «انجمن فرویدی» ای نبود، از ناشیگری من بود که نه روزمه دکتر پیدا می شد نه دانشگاهش. شاید این همان چیزی باشد که دکتر صنعتی را «دکتر صنعتی» می کند… باور می کنید هنوز هم باور نمی کنم؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ مرجان م. به سؤال خانم منیره ه.
نام جناب صنعتی به عنوان عضو در سایت انجمن «علمی» روانپزشکان ایران هم هست. پیشترها فکر کرده بودم چرا دکتر صنعتی مدیر گروه روانپزشکی روزبه نیست؟ قاعدتاً ویترین بهتری از کسانی مثل دکتر رزاقی (مدیر گروه کنونی) یا مثلاً دکتر تهرانی دوست (رییس بیمارستان) می داشت. حالا معلوم شد که چرا نمی تواند مدیر گروه باشد ولی می تواند «ویترین» خوبی برای «مکتب روزبه» باشد. حکایت دکتر صنعتی فقط حکایت یک مدرک روانپزشکی نیست، حکایت «نگاه روانپزشکی» به مردم است که فردی حتی بدون داشتن این مدرک هم می تواند مطب بزند و البته شب و نصفه شب به مردم وقت بدهد و جلسه ای (شاید سیصد هزار تومن؟) از آنها بگیرد و روزبه و علوم پزشکی تهران و انجمن «علمی» روانپزشکان ایران و سازمان نظام پزشکی هم لب از لب وا نکنند. بعد هم در معرفی بیمارستان روزبه در سایتشان می نویسند: «این بیمارستان نخستین مرکز مدرن روانپزشکی دولتی در کشور به شمار می‌رود». معنی «مدرن» را هم فهمیدیم.
تمام کسانی که از ماجرای مدرک او آگاه بوده اند مثل خود بیمارستان روزبه، دانشگاه علوم پزشکی تهران، و انجمن «علمی» روانپزشکان ایران باید پاسخگوی شرکتشان در این دروغ باشند. سازمان نظام پزشکی هم باید پاسخگو باشد که چطور به کسی اجازه داده به عنوان روانپزشک کار کند در حالی که مدرک روانپزشکی ندارد. آنوقت انجمن «علمی» روانپزشکان ایران به سراسر کشور نامه نگاری کرده که درمان در حیطه کار پزشکان است. با این «نظارت»؟ جواب همدستی خودتان در این دروغ ها را چطور می دهید؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای آرش به سوال خانم منیره ه.
در سایت دانشگاه تهران در قسمت بیمارستان روزبه بسیاری از اعضای هیات علمی دارای رزومه انگلیسی هستند با وجودی که اکثر آنها هم در ایران تحصیل کرده اند اما دکتر صنعتی که در انگلستان تحصیل کرده رزومه انگلیسی ندارد!!!
آخر چطور بنویسد school of Psychiatrists of University of England؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای ناصر به سؤال خانم منیره ه.
التفات کنید به عبارت های «دانشکده روانپزشکان» و «انشگاه روانپزشکی». یعنی در ابتدا روانپزشکان که از قبل روانپزشک هستند در یک دانشکده جمع می شوند و سپس از مجموع چند دانشکده روانپزشکان یک دانشگاه روانپزشکی ایجاد می شود که قرار است در آن روانپزشک تولید شود. عجب منطق غریبی دارند این انگلیسی ها! دایی جان ناپلئون که می گفت همیشه همه چیز زیر سر انگلیسی هاست.

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ح. به سؤال خانم منیره ه.
به پرسش خانم منیره.ه نه تنها نمی توان پاسخ داد بلکه هرچه جستجوها بیشتر می شود پرسشهانیز بیشتر می شود؛ مثلا توجه به متن پیام رئیس کنگره در لینک زیر،
http://irpsychotherapy.com/

حداقل این پرسشها را ایجاد می کند:
۱- اگر باعث افتخار است که به عنوان رئیس و نائب رئیس اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران، خوش آمد گفته شود، چرا عنوان متن فقط “پیام رئیس کنگره” انتخاب شده است؟
۲- روانکاوی و روان درمانی پویای ایران اشاره به روانکاوی و روان درمانی ایستا دارد؟ و اگر خیر، لزوم ذکر کلمه پویا با چه هدفی است؟
۳- چگونه است که این کنگره از سوی انجمن علمی روان پزشکان ایران برگزار می شود و اگر به زعم برگزار کنندگان کنگره، اجتماع روانکاوی در ایران وجود دارد و این کنگره قرار است فقط فضایی برای تحکیم هویت اجتماع روانکاوی بوجود آورد، چگونه است که این کنگره از سوی همان اجتماع روانکاوی برگزار نمی شود و دست به دامان انجمن علمی روانپزشکان ایران شده اند؟
۴- کدامیک از روانکاوان مشهور در سطح جهانی شرکت کننده در کنگره و مهمتر از آن، کدامیک از برگزار کنندگان کنگره، عضو انجمن های معتبر روانکاوی هستند؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
در سایت بیمارستان روزبه یا فرصت نشده یا افتخار ندادند یا اصلا نداشتند چیزی که بگذارند آقای «دکتر». همان هم که گذاشتند در معرفی او چیزی است که محترمانه شده ی اطلاعات سایت ویکی پدیا است.
یاد فیس بوک افتادم و پیدا کردن رفقای قدیمی، از اینکه آقای «دکتر» حتی نام دبستان خود را هم اینجا نوشته اند ( راستی پس چرا نام دقیقتری از آن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را ننوشته اند؟!)
رفتم به سایت شخصی دکتر محمد صنعتی (تا حالا ندیده بودم که سایتی که توسط جایی برای اعضای خود امکان معرفیشان را فراهم می کند بنویسد سایت شخصی دکتر فلانی) در برنامه کاری «آقای دکتر» برای روز ۲ شنبه ساعت ۹ تا ۱۲ را نوشته « بخش زنانه ۲ بیمارستان روزبه دانشکده پزشکی». برنامه بعدی را نگاه کردم. دیدم باز ۲ شنبه است. ولی این بار همان ساعت، حتی بیشتر در «محل کار»ی دیگر! ساعت ۹ تا ۱۵ در «گروه روانپزشکی دانشکده پزشکی». بله! حالا می دانم که هر دوی اینها در بیمارستان روزبه است. ولی دانستن این برایم کافی نبود. این که در فلان ساعت دقیقاً کارت چیست. یاد دوران دانشجویی افتادم و اینکه وقتی می گفتند اگر با فلان «استاد» کاری در دفترش است و این آغاز گم شدن «استاد» بود. نمی دانم چرا این کلمه «اخلاق» یادم آمد!

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای حامد خ. به سؤال خانم منیره ه.
یک بررسی ساده آماری در اعضای هیأت علمی بیمارستان روزبه نشان می‌دهد که از ۲۷ عضو هیأت علمی، ۷ نفر استاد، ۱۱ نفر دانشیار و ۹ نفر استادیار وجود دارند. از استاد ها ۱ نفر، از دانشیارها ۳ نفر و از استادیارها ۴ نفر رزومه ارائه نداده‌اند. به نظر می‌رسد هرچه مرتبه علمی پایین‌تر باشد افراد تمایل کمتری به «نوشتن رزومه» یا «در اختیار سایت بیمارستان گذاشتن رزومه» دارند. زیرا که رزومه اعضایی که در سایت قرار دارد حداقل در ظاهر بسیار پر است. مشخص است کسی که رزومه‌ای بسیار ضعیف دارد جزء کسانی خواهد بود که رزومه‌ای از وی یافت نمی‌شود.
یک بررسی هم در سن «استاد»ها نشان می‌دهد که میانگین سنی آنها حدود ۵۴ سال است. آیا این «اساتید» از خود نمی‌پرسند کسی که ۶۹ سال دارد چرا هنوز «استاد» نیست؟ یا حداقل چرا رزومه قابل قبولی از وی وجود ندارد؟
مدتی است برایم سؤال است که اطرافیان وی آیا واقعاً روانپزشک نبودن او را نمی‌‌دانند؟ یا می‌دانند و منافع مشترکی با وی دارند؟ یا می‌ترسند؟ یا …؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ زهرا م. به سؤال خانم منیره ه.
در سایت اعضای هیات علمی بیمارستان روزبه نام صنعتی در میان اعضای هیات علمی بیمارستان روزبه مشاهده می شود. اما این نام برای مشاهده رزومه فعال نیست. سایر اعضای هیات علمی دارای رزومه کلیه فعالیت های آموزشی، پژوهشی و اجرایی( تدوین کتاب، مقاله علمی پژوهشی، راهنمایی و مشاوره پایان نامه، ارائه مقاله در کنفرانس ها و…) را در سایت درج کرده اند. بنابراین در گوگل به جستجو می پردازم: با خود فکر می کنم چگونه توانسته امتیازات ارتقا و ترفیع اعضای هیات علمی را کسب کند و از مربی به مقام دانشیاری ارتقا یابد. رزومه او را در سایت های مختلف جستجو می کنم:
• عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بیمارستان روزبه در زمینه فرهنگ، ادبیات و روانکاوی صاحب مقالات و کتاب های متعددی هستند.
این نوع نگارش بسیار شبیه همان ادبیات صنعتی است: ا خذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشگاه روانپزشکان انگلستان و فوق‌تخصص در رشته روان‌درمانی از دانشگاه لندن است .
در وب سایت رسمی ایشان؛ فرهنگ و روانکاوی آمده است:
• در این وب‌سایت، نوشته‌ها، مقاله‌ها، و سخنرانی‌های دکتر محمد صنعتی در زمینه‌ی فرهنگ و نیز نقد روان‌کاوانه‌ی هنر و ادبیات گردآوری می‌شود و نظرات و نوشته‌های ایشان نیز، این‌جا منتشر خواهدشد.
در زیر این متن لیستی از آثار او هست که بیننده تصور می کند این فرد چندین مقاله و کتاب دارد. اما وارد هر لینکی که می شوم فقط گفتگو، سخنرانی و مصاحبه در جاهای مختلف بوده است که اغلب هم بدون منبع است. مطالب انگلیسی او هم شامل:
• Psychoanalysis of Abbas Kiarostami and his Certified Copy
An Interview with Dr Mohammad Sanati
• Psychotherapy in a Death Conscious east
Presented at the Asian Congress of Psychotherapy in Tehran 2004
• Psychiatry and Psychoanalysis in Iran
Arash Javanbakht, MD
Chief resident of Psychiatry, Ibn E Sina Hospital, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran.
Mohammad Sanati, MD, F.R.C. Psych
Associate Professor of Psychiatry, Head, Unit for Dynamic Psychotherapy and Human Studies, Roozbeh Hospital, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran.
• Psychoanalysis and ethics
This is a shortened version of a paper presented at the Annual Congress of Iranian Association of psychiatrists on 2008
مطالب زبان انگلیسی او هم در داخل ایران مصرف شده است.
برای جستجوی کتاب های او به ویکی پدیا مراجعه کردم: نمی دانم چرادر بین این همه اسامی فیلسوف و افراد مشهور یک دفعه نام صنعتی آمده است :
• »مرگ (مجموعه مقالات)»، فریدریش ویلهلم نیچه، مارتین هایدگر، آلبر کامو، زیگموند فروید، ژاک دریدا، نوربرت الیاس، کارل گوستاو یونگ، دیوید هیوم، محمد صنعتی، ژان بودریار، آرتور شوپنهاور، ژیل دولوز، سنکا، فرانسیس بیکن، میشل دومونتنی، ارنست بکر، الی راکلند، هانس گئورگ گادامر، مراد فرهادپور(مترجم)، داریوش آشوری(مترجم)، یوسف اباذری(مترجم)، محمدسعید حنایی کاشانی)مترجم(، خشایار دیهیمی( مترجم)، حسین پاینده (مترجم)، امیر احمدی آریان (مترجم)، شهریار وقفی‌پور (مترجم)، فرزین رضاعی (مترجم)، امید مهرگان(مترجم)، افشین جهاندیده(مترجم)، علی ملائکه (مترجم)، مهشید نونهالی (مترجم)، جواد گنجی (مترجم)، انوشیروان گنجی پور (مترجم)، مهیار آقایی (مترجم)، مهشید تاج (مترجم)، محمدعلی شهرکی (مترجم)، سامان توکلی (مترجم)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
• صادق هدایت و هراس از مرگ: بوف کور، تاریخ فرهنگی و اسطوره‌کشی، ساخت‌شکنی روان تحلیلگرانه بوف کور»، محمد صنعتی، تهران: نشر مرکز
• تحلیل‌های روانشناختی در هنر و ادبیات و جنب و جوش‌های ایستا، ساموئل بکت، محمد صنعتی، تهران: نشر مرکز
• تحلیل روانشناختی زمان و نامیرایی در سینمای تارکوفسکی و هنر و ادبیات ذهنیت، محمد صنعتی، تهران: نشر مرکز
روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت، حبیب دوانلو، عنایت خلیقی سیگارودی (مترجم)، محمد صنعتی (مقدمه)، تهران: نسل فردا
• » اسطوره‌ و خرافه«
• »چشم نگاه و تصویر»
سردبیری ویژه‌نامه مرگ در فصلنامه «ارغنون»
همچنین مطلبی به نظر م می رسد- که به آن مطمئن نیستم- و آن این است که تحصیل در رویال سلطنتی باید در یکی از زیر مجموعه ها و گرایش های زیر باشد، یعنی روانپزشکی محض نداشته باشد:.
• Addiction psychiatry
• Biological psychiatry
• Child and adolescent psychiatry
• Cross-cultural psychiatry
• Developmental disability
• Eating disorders
• Emergency psychiatry
• Forensic psychiatry
• Geriatric psychiatry
• Liaison psychiatry
• Military psychiatry
• Neuropsychiatry
• Palliative medicine
• Pain medicine
• Psychotherapy
• Sleep medicine

بنابراین، اگرصنعتی مدرکی از اینجا داشت باید در یکی از زمینه ها تخصص خود را می نوشت. مانند برخی از اعضای بیمارستان روزبه که مثلا گفته اند: روانپزشک ـ فوق تخصصی روان‌پزشکی کودک و نوجوان.

 

 

 

چهارشنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم نرگس م. به سؤال خانم منیره ه.
به نام خدا
پاسخ نرگس م به خانم منیره ه
با سلام
چرا ارائه نام دقیق دانشگاه محل تحصیل دکتر صنعتی برای ایشان مهم نبوده، به نظرم می آورد وی اطلاعات محل تحصیلش را با ابهام و«اعوجاج» همراه کرده است تا چیزی را بپوشاند، اما مثل اینکه «دم خروس بیرون مانده »،در جستجویی که در گوگل داشتم محل تحصیل ایشان را پیدا نکردم. برای جستجوی بیشتر از حدسیاتم استفاده کردم اینکه شاید در دانشگاه های پزشکی لندن یا انگلیس بتوانم چیزی بیابم، اما موفق نشدم .

 

 

 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای قاسم به سؤال خانم منیره ه.
جناب آقای دکتر صنعتی
با سلام و احترام
در سایت گرانمایه انجمن فرویدی به نقل ازسایت فرهیختگان آنلاین ، مطلبی از شما تحت عنوان (( توده ابزار سنجش دروغ ندارد )) قرار گرفت . یکی از خوانندگان مجترم این سایت وزین در بخش( پاسخ به پرسش های شما) در مورخه ۳۱/۶/۹۳پرسشی در خصوص محل اخذ مدزک تحصیلی شما پیش کشید و در پی آن واکنش های متفاوتی در این خصوص ایجاد گردید .
برای من که از سالیان پیش از طریق خواندن کتاب ها و مصاحبه ها و مقالات منتشره جنابعالی آشنایی در حد بضاعت کم و ارادتی عظیم به جهت اهتمام شما در عرصه فرهنگ و اذبیات ایجاد شده بود موضوع جالب توجهی بود که با جستچوی معمول از طریق اینترنت به نتبجه ای نرسید .
در سایت وزین (فرهنگ و روانکاوی ) و به تبع آن در سایر سایت های که از آن استفاده کرده اند محل تحصیل آن جناب قابل رد یابی و پیگیری نیست. با عنایت به لزوم شفافیت برای کسی که در جایگاه روشنفکر و نقد روانکاوانه فرهنگ و ادبیات به فغالیت می پردازد ضروری به نظر می رسد که بطور دقیق در این خصوص اطلاع رسانی لازم معمول گردد .
بدیهی خواهد بود که این عمل شما در فضایی که بین اخلاق عملی و ایده های روشنفکرانه ورطه ای بزرگ وجود داردپبامدی در تقویت راستی و تضعیف دروغ خواهد داشت و الا در غیر این صورت این شایبه را پیش خواهد آورد که جنابعالی مردم و دیگران را در حد پاسخگویی خود نمی دانید که انوقت همگان خواهند پرسید پس برای چه کسی می نویسید و یا آنکه خللی در این موضوع در مدارج تخصصی شما وجود دارد .
آقای دکتر
با توجه به عمومی شدن این مساله، این رایانامه همزمان در سایت انجمن فرویدی باز نشر داده خواهد شد.
با سپاس – یک شهر وند ایرانی

 

 

 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا ن. به سؤال خانم منیره ه.
وقتی پاسخ دکتر صنعتی را دیدم خشکم زد. چطور ممکن است که یک آدم ۳۰ سال اجازه بدهد در مورد او «اطلاعات غلط ترجمه کنند» و «اطلاعات غلط چاپ کنند»؟! «اطلاعات غلط»ی که حتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران هم وجود دارد.
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038
این حرفهای دکتر صنعتی مرا یاد یکی از درسهایی انداخت که در انجمن فرویدی آموختم. در رابطه با این درس خاطره ای نیز به ذهنم آمد. یادم است که وقتی فارغ التحصیل شدم؛ فارغ التحصیل کارشناسی ارشد روانشناسی «بالینی»، در یکی از مراکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان روانشناس استخدام شدم. همان روز اول مسئول دفتر مرا به واحدهای اصلی دانشگاه معرفی کرد. در یکی از معرفی هایش او به آقای همکار گفت «ایشون خانم دکتر … هستند از دانشگاه … فارغ التحصیل شدند و از امروز همکاریشون رو با ما شروع کردند». عجیب عنوان «دکتر» مرا اذیت می کرد. کتمان کردن و پنهان نمودن حقیقت چیزی نبود که به عنوان طلبه انجمن فرویدی به من آموزش داده باشند. وقتی با همان آقای مسئول از نزد آقای همکار به مرکز مشاوره برمی گشتم، به او گفتم لطفاً مرا «دکتر» معرفی نکنید. من که «دکتر» نیستم. آقای مسئول هم قبول کرد و دیگر مرا به عنوان «دکتر» معرفی نکرد؛ به همین راحتی. آقای «دکتر» صنعتی! اگر تا امروز دنبال تصحیح کردن این «اطلاعات غلط» نبوده اید، حتماً نفعی از این کار می بردید. شاید «توده ابزار سنجش دروغ ندارد» (!)، ولی« «این‌جا انجمن فرویدی است نه یک بنگاه خیریه». و همه ما می‌دانیم که فروید از «نفع اولیه» و «نفع ثانویه» صحبت کرده و پس از وی لکان از «ژوئی‌سانس»». [۱]
۱- از مطلب «چرا عضو یک انجمن می شویم؟»، معصومه هاشمی طاهری، سایت انجمن فرویدی
https://freudianassociation.org/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85%D8%9F

 

 

 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای حمید ی. به سؤال خانم منیره ه.
سلام
مدت اندکی است که با سایت انجمن فرویدی آشنا شده ام و از همان ابتدا عضو خبرنامه ی سایت.دراین مدت دیدن تیتر های جنجالی در سایت بسیار شگفت زده ام کرد خشم و پرخاشی که در پست های مختلف می دیدم و حمله هایی که به دیگران می شد،برایم چندان مفهوم نبوداین ماجرای مدرک دکتر صنعتی که به تازگی به دست گرفته اید باعث شد این نامه را برای تان بفرستم
۱-به گمانم دکتر صنعتی یکی از مهمترین آغاز گران روان کاوی در ایران است به عبارت دیگر کمتر کسی است که با نام او به یاد روان کاوی نیافتد
۲-هیچ کس و هیچ چیز مقدس و غیر قابل پرسش نیست اما اخلاقی تر آن است که اگر پرسشی درباره ی مدرک دکتر صنعتی هست بدون هیاهو به دنبال پاسخ بروید.اگر واقعن این مساله برای تان مورد پرسش است حتمن راهی وجود دارد که اقامه ی دعوایی کردو مدعی شد این آقا مدرک درست و حسابی ندارد این کار با جست و جو در اینترنت و بعد پست های هیجانی به دست نمی آید
۳-مطلب خانم دکتر پشت مشهدی را خواندم فقط بخشی از آن که می گفت (.اگر پیشینه علمی و هنری و ادبی و روانکاوی و … جناب صنعتی را بررسی کنید می بینید که از خودکشی صادق هدایت گرفته تا فرهنگ و روانکاوی و دکتر شریعتی و مرگ و چه و چه مطلب نوشته و تازه ملت نشسته اند باهاش مناظره کرده اند و هیچکس هم از او یا از خودش نپرسیده او چقدر صلاحیت دارد در این باره حرف بزند. چرا برای کسی سوال نشده که یک آدمی از کجا چنین صلاحیت و اجازه ای را آورده؟) برایم عجیب بود یعنی ایشان معتقدند یرای اظهار نظر درباره صادق هدایت یا دکتر شریعتی یا مشکلات اجتماعی از جایی باید مدرک صلاحیت گرفت
۴- صحبت بسیاری هست اما چندان امیدی به تاثیر آنها ندارم
با احترام
دکتر حمید یوسفی. روان پزشک

 

 

 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
این پازلی بود که امروز به چشم من آمد. راستش هیچ دلم نیامد این پازل را به هم بریزم و زیادی بگویم، که خود گویاست. حاصل زحمات آقای صنعتی از صنعتی بودنش است تا رئیس و نائب رئیس اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران شدن! حالا اما حاصل زحمات دارد به باد می رود. از وقتی «همه چیز اینگونه آغاز شد» [۱]
«وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان گردید. سپس تحصیلات فوق‌تخصص خود را در رشته روان‌درمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند. او اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه روانپزشکی در بخش روانشناسی بیمارستان روزبه و دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول به کار است.» [۲]
«به گفته صنعتی مردم ما با دروغ زندگی می کنند و دروغ را دوست دارند و از واقعیت فرار می کنند، ویژه واقعیتی که نمی توانند آن را تغییر دهند و خودشان را عاجز می دانند از ایجاد هر گونه تحول و تغییر در آن.» (۱۷ خرداد ۸۸) [۳]
«دموکراسی در جامعه بی‌دروغ ممکن می‌شود.
اما شخصا علاقه دارم که رابطه‌ای میان استبداد و پرده‌پوشی و استبداد و دروغ برقرار کنم…
به همین جهت است که می‌توان گند دروغ و ریا را استشمام کرد. اگر همه به این فرهنگ دروغ و ریا خو کرده بودیم این حرف‌ها زده نمی‌شد. در مورد برخی از علل و عوامل آن صحبت می‌کنیم تا لااقل با انتشار آن کسانی که در مرز راست و دروغ قرار گرفته‌اند، آگاه شوند. ابتذال اخلاقی واقعا کلافه کننده شده است. لااقل من در تمامی عمرم شاهد چنین گستره‌ای از دروغ نبوده‌ام!» (۲۸ تیر ۹۰) [۴] (راستش ما هم نبودیم!)
«باعث افتخار است که به عنوان رئیس و نائب رئیس اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران، حضور شما را در این واقعه تاریخی در مهرماه سال ۱۳۹۳ در تهران خوش آمد بگوییم.» (احتمالاً ۲ مهر ۹۳) [۵]
جواب دکتر صنعتی
«در روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند و رویال کالج ها را نمی شناسند و یا ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند. ولی بهتر بود خود را معرفی می کردید که چه کسی هستید منظورم این است که از کدام دار و دسته اید چند نفر از هم گروهی هایتان هم زمان همین سوال را کرده اند شما ها ناراحتید؟» (احتمالاً ۹ یا ۱۰ مهر ۹۳) [۶]
باورتان می شود این پاسخ همان آقایی است که در مورد ادبیات و سینما و تاریخ و دموکراسی و فرهنگ و روانکاوی و مرگ صحبت می کند؟
جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم
نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد (دیوان شمس)

۱- https://freudianassociation.org/category/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%da%af%d9%88%d9%86%d8%a7%da%af%d9%88%d9%86/%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d9%86/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af/
۲-  http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C
۳- http://fdn.ir/content/view/195/31/
۴- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/536
۵- http://irpsychotherapy.com/
۶ – https://freudianassociation.org/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b5%d9%86%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7/

 

 

 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم بنفشه به سؤال خانم منیره ه.
به نظرم در صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی یک اشتباه پیش آمده. به جای اینکه بنویسند تحصیلات ابتدایی خود را در وزارت آموزش و پرورش اصفهان گذرانده نوشته اند در «دبستان هدایت»!

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم بنفشه به سؤال خانم منیره ه.
وقتی «پاسخ دکتر صنعتی» را می خواندم که در آن ایشان عبارت «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!)» را به «روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند» و «ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند» ارجاع داده است، با خودم فکر کردم که حتی برای خود دکتر صنعتی هم رزومه دانشگاه علوم پزشکی تهران جزء «غازورات» است.

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای آرش به سؤال خانم منیره ه.
بعد از خواندن مطلب امروزتان درباره سرقت ادبی سامان توکلی لازم دانستم از آقای صنعتی سؤال کنم که آیا به نام زدن سند فروید با استفاده از مطالب کتاب مکتب لکان دکتر میترا کدیور هم کار «روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند» و «ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند» است؟

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای ناصر به سؤال خانم منیره ه.
با افشای سرقت ادبی کارشناسی شده قورخانه چی در سایت انجمن فرویدی اکنون می توان پرده از یک راهزنی ادبی بیشرمانه برداشت. همین قورخانه چی به کمک یکی دیگر از کسانی که چند دوره از کلاس های عرصه فرویدی – مکتب لکان دکتر میترا کدیور شرکت کرده یعنی آقای پورعلی بابا و با همدستی گهر همایونپور گروهی را در مشهد تشکیل داده اند به نام گروه روان تحلیلی مشهد که در آنجا درسنامه های دکتر کدیور و مطالب ترجمه شده در کلاس های عرصه فرویدی ایشان تدریس می شود، بدون شک این کار بدون اجازه و حتی اطلاع ایشان است.
راستی رابطه گهر همایونپور با محمد صنعتی چیست که هر یک برای دیگری در کنگره اش جا باز می کند و ریاست جلسه به یکدیگر تقدیم می کنند؟

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام
فیس بوک « نخستین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران» نه تنها کامنت های اعضای انجمن را حذف کرده بلکه امکان کامنت گذاشتن و like کردن را هم برداشته. نمی دونم این امکان را برای همه برداشته یا فقط ما که قبلاً کامنت گذاشته بودیم.
چرا؟
آیا این سبک «روانکاوی» جدید آقای «دکتره» که نه تنها سوال رو جواب نده بلکه حذفش هم بکنه؟ این اون چیزیه که قرار تو کنگره مطرح کنه؟!

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای م. ح. به سؤال خانم منیره ه.
کاش نقد شما بر ما قال متمرکز می شد نه بر من قال.
کاش وقت و تمرکز و تخصص تان (که بی شک ارزان به دست نیامده) را بیشتر وقف فعالیت های ماندگارتری می نمودید.
کاش آنچه سعی دارید در این خیز سریع بیافرینید (و یا شاید از میان ببرید) را به خرد ایام و گذر زمانه واگذار می نمودید و همچون بزرگان عمل نموده، ایمانتان را به کمک هماورد طلبی و نفی اثبات نمی کردید.
کاش به جای تلاش برای “گرفتن” تلاش برای “دادن” داشتید و خوش بینی بیشتری به قضاوت مخاطب امروز و فردا و فرداها.
کاش این سایت گرامی وجهه وزین سابق خود را بازیابد و این فضای (به زعم بنده) چت روم پایان پذیرد.
با احترام و آرزوی خیر
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز / کاین سوخته را جان شد و آواز نیامد…

 

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم افروز ر. به سؤال خانم منیره ه.
در سایت شخصی دکتر (!) محمد صنعتی در دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران (http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038&refresh=1) در قسمت سمت¬های اجرایی نوشته شده: مدیر گروه روانپزشکی از سال ۶۶ تا ۶۸٫
از یکی از اساتید دانشگاه پردیس هنر یزد در مورد مدرک اساتید سوال کردم. اینکه آیا اساتیدی که قرار است در دانشگاه تدریس کنند باید مدرک ارائه دهند؟ و آیا برای این مدرک مستنداتی لازم است یا خیر؟ ایشان گفتند: البته که می¬خواهند. در ابتدا برای هر استاد یک پرونده تشکیل می شود که کپی مدارک و رزومه ریز به ریز تمام فعالیت هایشان را می خواهند. اگر در دانشگاهی یا موسسه¬ای تحصیل کرده باشند باید تمام مدارک مربوط به تحصیل خود در آن دانشگاه یا موسسه را ارائه دهند. باید برای هر جمله ای که در رزومه نوشته می شود، مستندات ارائه کنند. پرسیدم اگر در خارج از کشور تحصیل کرده باشند چطور؟ ایشان پاسخ دادند: کار آنها سخت¬تر است. چون وزارت علوم ایران تعدادی از دانشگاه های خارج از کشور را قبول ندارد. درنتیجه باید اصل مدرک را به وزارت علوم تحویل دهد. آنها پس از تحقیق برای این مدرک معادل¬سازی می-کنند. به عبارتی وزارت علوم یک سند فارسی به این شخص می¬دهد و این سند است که در ایران معتبر است.
با خودم فکر کردم یعنی چگونه ممکن است آقای صنعتی معادل فارسی مدرک دانشگاه انگلستانش را از وزارت علوم گرفته باشد؟ بعد از جنجال مدرک تحصیلی آن “مقام رسمی” مملکت، چشممان به مدرک این “مقام” روشن که در باب فروید، روانکاوی، فرهنگ، صادق هدایت، شریعتی، دروغگویی و … سخن پراکنی می کنند.

 
جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ص. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام،
دکتر صنعتی نه تنها درباره محل تحصیل خود (رویال کالج یا دانشکده/دانشگاه انگلستان) پراکنده گویی دارند بلکه در ویکی پدیا و خیلی از جاهای دیگر هم درباره ی زمان فارغ التحصیلی و دریافت مدرک تحصیلی اشان از رویال کالج و دانشگاه/دانشکده روانپزشکان هم این مسئله وجود دارد. مثلاً طبق ویکی پدیا سال ۱۳۶۲ ایشان هم مدرک تخصصی خود را گرفتند و هم مدرک فوق تخصص شان را که جای بسی شگفتی است. به علاوه فقط برای یک مجموعه مقاله درباره مرگ که جزو آثار ایشان در ویکی پدیا محسوب می شود نام عده زیادی آورده شده و چندین مترجم هم دارد!! سوالی که پیش می آید این است که بالاخره نقش دکتر صنعتی کجای این کار است؟ لینک ویکی پدیا درباره دکتر صنعتی:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8

 

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم خ.ف. به سوال خانم منیره ه.
با سلام وقتی جواب دکتر صنعتی را دیدم متوجه شدم که چرا او در همه جا خودش را کنار می کشد تا او را روانپزشک، روانکاو، ادیب و … معرفی کنند.چون هر وقت این دروغ ها رو شد بگوید آنها دروغ گفتند. «مردم ما دروغ را دوست دارند» همانطور که الان براحتی از خودش سلب مسئولیت می کند و می گوید روزنامه ها و ویکی پدیا اشتباه نوشته اند و جالب است که طرفداران او هم این طرز پاسخگویی را می پسندند و معتقدند که این پاسخگویی اخلاقی است و اصلا توجه ندارند که او با این سوال که شما از کدام دار و دسته اید قصد زیر سوال بردن کسی را دارد که از او سوال می کند.و در نهایت هم از پاسخ دادن به این سوال که از کجا مدرک گرفته و مدرکش چیست طفره می رود. این طرز پاسخگویی اخلاقی دکتر صنعتی ارزانی کسانی باد که دروغ و تزویر بزک کرده را به حقیقت عریان و تلخ ترجیح می دهند.

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای امیر پ. به سوال خانم منیره ه.
اولش باور نمی کردم… اما گویا این قضیه دکتر صنعتی دارد جدی جدی درست از آب در می آید؟؟!!؟؟!!

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م.م. به سوال خانم منیره ه.
آقای حمید ی! گمانم این حکایت از دفتر سوم مثنوی معنوی، حکایت این روزهای ماست:
…آن شغال رنگ رنگ آمد نهفت/ بر بناگوش ملامتگر بگفت:/ بنگر آخر در من و در رنگ من/ یک صنم در من ندارد خود شمن/…کر و فر و آب و تاب رنگ بین/ فخر دنیا خوان مرا و رکن دین/ مظهر لطف خدایی گشته ام/ لوح شرح کبریایی گشته ام/ ای شغالان هین مخوانیدم شغال/ کی شغالی را بود چندین جمال/ … پس چه خوانیمت بگو ای جوهری/ گفت طاووس نر چون مشتری/… پس بگفتندش که طاووسان جان/ جلوه ها دارند اندر گلستان/ بانگ طاووسان کنی؟ گفتا که لا/ پس نه ای طاووس خواجه بوالعلا/ سوی طاووسان اگر پیدا شوی/ عاجزی از جلوه و رسوا شوی…

 

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای مهمان به سوال خانم منیره ه.
با سلام. به عنوان یک فرد تحت رواندرمانی تحلیلی قرار گرفته و پیگیر و علاقه مند به روانکاوی باید بگم اگر این مدعی اثبات بشه جایگاهی برای اعتماد و صلاحیت حرفه ای برای ایشان و شاگردانشان در طول این سالیان نخواهد بود.

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای مهدی ش. به سؤال خانم منیره ه.
انجمن فرویدی
با سلام
پاسخ خانم منیره ه.
با خواندن پاسخ دکتر صنعتی به سوال ما باید به عنوان یک خواننده سایت بگویم که این پاسخ چیزی جز تصدیق نداشتن مدرک ، چیز دیگری نمیتواند باشد
باتشکر
مهدی ش

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای حامد خ. به سؤال خانم منیره ه.
«…منظورم این است که از کدام دار و دسته اید چند نفر از هم گروهی هایتان هم زمان همین سوال را کرده اند شما ها ناراحتید؟»
آقای دکتر!!! یعنی واقعاً هنوز تشخیص نداده بودید که این به قول شما دار و دسته و گروه چه کسانی هستند؟! هنوز انجمن فرویدی را ندیده‌اید؟! دکتر کدیور در درسنامه مقاله روانکاوی وحشی (۱۳۸۵/۳/۲۰) می‌گویند: «… اینها مکانیسم‌های معمولی بشر است و افراد بشر اول ندیده می‌گیرند در مورد خودشان، در مورد زندگی‌شان و در مورد هر چیزی که هست، آنچه دوست ندارند، آنچه که لازم ندارند، آنچه که زیادی است، اول ندیده می‌گیرند. حالا وقتی که نتوانستند دیگر ندیده‌اش بگیرند حالا باید تحریفش کنند. حالا باید چیه؟ درست همان چیزی که فروید درباره perception می‌گوید. ما perception مان اول نمی‌بیند. اول آنچه که دوست نداریم اصلاً نمی‌بینیم. بعد که حالا دیگر آن قدر روشن بود که چشم را کور کرد، بعد یک چیز دیگر به جایش می‌بینیم، به جای آنچه که باید، حالا perception ما دچار اختلال می‌شود…» به نظر می‌رسد این شما هستید که از وجود انجمن فرویدی خیلی خیلی ناراحتید و آن را نمی‌بینید. دلیلش هم کاملاً مشخص است. البته ما هم ناراحتیم. ناراحت مملکت‌مان و وجود کسانی مانند شما که نه فقط به روانکاوی بلکه به مملکت آسیب می‌زنید. برای ما هم مملکت‌مان مهم است و هم روانکاوی.

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ مهدی ش. به سؤال خانم منیره ه.
انجمن فرویدی
با سلام
پاسخی برای اقای دکتر حمید ی.
۱٫اقای دکتر آیا میتوانید فکر کنید که این آقای صنعتی نه یک ادمی که شما اورا نمیشناسید میاید بدون طی کردن دوره تخصص و فوق تخصص خود را متخصص مینامد و خیلی خوب هم همه را متقاعد میکند تا ، کسی به این موضوع پی نبرد، در جایگاه یک متخصص یک روانپزشک مینشیند و چه در دانشگاه چیزی را عرضه میکند که دارای آن نیست یعنی همان علمی که باید انرا فراگرفته باشد و چه در مطب چیزی را میفروشد که باز هم دارای آن نیست که اینجا پای بازی کردن با جان بیماران به میان میاید، که هر در ساله چنین ادمهایی هم پیدا میشوند نظر شما در مورد آنها چیست؟؟
در مورد تعجب شما باید بگویم که شما خود باید به دنبال یافتن پاسخی برای این باشید که چرا مطالب این سایت را میخوانید اما تعجب میکنید ! که چرا اینجا از صلاحیت داشتن برای اظهار نظر کردن و سخنرانی به میان میاید
طبیعتا شما خود اظهار نظر کردن برای چند نفر با مصاحبه یا سخنرانی تفاوت بسیاری قائلید ، چه بسا اینکه اگر کسی از منظر روانپزشکی هرچه بگوید روانپزشکان باید در باره آن نظر دهند،اگر کسی روانپزشک نباشد ولی در باره آن نظر دهد یا سخنرانی کند خود شما چه خواهید گفت؟ ان زمان هم اینگونه تعجب میکنید؟
با تشکر
مهدی ش

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای قاسم به سوال خانم منیره ه.
جناب آقای دکتر صنعتی
با سلام واحترام مجدد
پاسخ شما را به یکی از خوانندگان محترم انجمن فرویدی در آن سایت خواندم اگر قدری آرام تر و با طمانینه آن مرقومه را مجدد قرائت نمایید خواهید دید که متاسقانه چیزی به شفافیت موضوع کمک نکرده است .
جناب آقای دکتر پاسخ آکنده از خشم و توطئه پندرانه شما شاید عکس العملی به برخی هیجانات وعصبانیت ها باشد . من می پذیرم که از حکم نیافتن ((بینه )) نمی توان حکم ((عدم)) را صادر کرد و تا این لحظه برخی راه افراط پیموده اند اما انتظار از شما حداقل برای من چیز دیگری است .
آقای دکتر صنعتی عزیز ، شما که خود یک فعال مطبوعاتی هستید به جای انتشار تصویر مدرک خودتان چرا روزنامه ها را زیر سوال می برید اینان که خود شام (مراسم عزا و شادی) این مملکت اند .شاید این کار از یک مربی فوتبالی پذیرفته باشد اما از آن عزیز،هرگز.
راستی آیا روزنامه ای را می شناسید که در مدیریت سایت وزین فرهنگ و روانکاوی نقش داشته باشد
اقای دکتر، من خود درحوزه سلامت و درمان و یا حوزه روانکاوی تخصصی ندارم و به طبع آن هیچ صلاحیتی ندارم اما در حوزه عمومی شما را طرف خطاب خود دانم حوزه ای که در آن همه فارغ از گرایشات و تخصص ها یمان درآن سهیمیم . و برای من جای شک نیست که هیچ عزیزی در این میانه خواهان آن نباشد .
آقای دکتر صنعتی اگر فارغ از شخصی سازی های معمول ، و اینکه چه گروهی و با چه نیتی در این موضوع ورود کرده است یرایتان مطرح نباشد این موضوع نتیجه مبارکی چون مسئو لیت پذیری و شفاف سازی را برای همگان به ارمغان خواهد آورد .والا این مساله نیز همچون مانند بسیار دعواهای ((نعمتی ها و حیدری های)) این مملکت هیچ نتیجه ای را در حوزه عمومی نصیب هیچکس نخواهد کرد .
آقای دکتر لطفا” هیچ کاری نکنید فقط در سایت خود ادرس محل اخذ مدارک خود را اصلاح فرمایید .
با سپاس فراوان – یک شهروند ایرانی

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم افروز ر. به سوال خانم منیره ه.
در پاسخ به سوال خانم منیره ه. و نیز نظری به جملات آقای حمید ی.
جناب آقای دکتر حمید ی؛ وقتی شما می گویید “”به گمانم” دکتر صنعتی یکی از مهمترین آغاز گران روان کاوی در ایران است”، فکرمی کنید این گمان شما از کجا حاصل شده؟ اگر شما در مورد اینکه اصلا روانکاو کیست و چه مدارجی را باید طی کند و اینکه آیا این آقای “دکتر” این مدارج را واقعا طی کرده است یا نه، تحقیق می کردید و فقط به ادعاهای آقای صنعتی بسنده نمی کردید، آیا باز هم بر این “گمان” خود می ماندید؟
دیگر این که شما فرموده بودید: “اگر پرسشی درباره ی مدرک دکتر صنعتی هست بدون هیاهو به دنبال پاسخ بروید… این کار با جست و جو در اینترنت و بعد پست های هیجانی به دست نمی آید” اول اینکه در هیچ کجای دنیا مدرک جعلی کسی را که سال ها به واسطه این مدرک نان می خورد و سخنرانی های جورواجور می کند را یواشکی لاپوشانی نمی کنند. همانطور که شاهد بودیم که چگونه کلمه kordanism وارد لغتنامه ها شد. دوم اینکه به نظر من این نظرات “پست های هیجانی” نیستند، بلکه “پست های خبری” هستند. موضوع کم چیزی نیست! روح و روان آدمیان در کار است.
و موضوع دیگر اینکه آیا واقعا احساس بدی به شما که یک پزشک هستید، دست نمی دهد وقتی می بینید که یک نفر بدون طی کردن مراحلی که شما طی کردید و بدون تحمل سختی های راه، به همان رتبه ای رسیده که شما رسیده اید؟ پس چطور می شود که بسیاری از روانپزشکان در برابر صحت مدرک این “همکارشان” سکوت می کنند؟ از چه چیزی نفع می برند؟

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم آزاده به سؤال خانم منیره ه.
با همه احترامی که برای آقای حمید ی. به عنوان یک خواننده مستدام سایت انجمن فرویدی قائلم نکاتی چند را می بایست خاطرنشان کنم. اولا پس از گذشت چهار ماه از خواندن مطالب این سایت ایشان هنوز بر این باور است که دکتر صنعتی یک روانکاو و از آن بالاتر پایه گذار روانکاوی و چنین و چنان… است. همین امر این جمله فروید را به خاطر متبادر می کند که «تغییرات روانی به کندی صورت می گیرند». جمله دیگر فروید از آن هم گویاتر است: «آموزش دادن روانکاوی مثل عرضه کردن دین مسیح به انسان های بدوی است آنها در ظاهر به مسیحیت گرویده اند ولی در باطن خدایان خود را پرستش می کنند» من جداً قصد اهانت به این دوست عزیز را ندارم فقط مقصودم تکرار واقعیاتی است که توسط فروید کشف شده است.[۱]
۱-درباره ما/ زهرا محمودی https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C/

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم فاطمه م. به سؤال خانم منیره ه.
می گویند: به ابوسعید، عارف بزرگ ایرانی در هزار سال قبل گفتند فلانی شاهکار می کند، زیرا قادر است پرواز کند. گفت این که مهم نیست، مگس هم میپرد. گفتند فلانی را چه می گویی که روی آب راه میرود! گفت اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین می کند. پرسیدند پس از نظر تو شاهار چیست؟ گفت این که در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی دروغ نگویی، کلک نزنی و سوئ استفاده نکنی، این شاهکار است.
نمیدانم این مطلب افسانه است، قصه است یا اتفاق افتاده است. فقط می دانم این مطلب را در دوره همی های مردم عامی و توده بسیار شنیده ام.

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای کامران به سؤال خانم منیره ه.
هر که نصیحت نشنود سر ملامت شنیدن دارد
چــون نـیـایـد نـصــیـحــتــت در گـوش
گــرت ســرزنـش کــنـم خــامــوش
بی هنران هنرمند را نتوانند دیدن، همچنانکه سگان بازاری سگ صید را مشغله برآرند و پیش آمدن نیارند.
یعنی سفله چون به هنر با کسی برنیاید به خبثش در پوستین افتد
کند هرآینه غیبت حسود کوته دست
که در مقابله گنگش بود زبان مقال
گلستان سعدی/ در باب آداب سخن گفتن

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
یه چیزی درباره لینک آقای رضا ع. بگم. جالبه که تو صفحه این برنامه نوشته «این دوره مناسب چه کسانی است؟» و بعد توضیحاتی داده که این دوره مناسب چه طیف گسترده ای از مخاطبان می تواند باشد.
به نظرم بی ربط نیست مطلب این «دوره‌ی مبانی روانشناسی تحلیلی (یونگ A تا Z) » با عملکرد آقای صنعتی! رفتید تا حالا تو این جاهایی که همه چی دارن برای فروش؟ دست خالی نمیذارن برگردی. بالاخره یه چیزی خریدی ازشون.
البته که اگه از مغولان و میترائیسم و بابک زنجانی و صادق هدایت و پروین اعتصامی و شریعتی و ادبیات و دروغ و دموکراسی و روانکاوی حرف بزنی، بالاخره چند تا آدم پیدا می شه که اینا جزو علایقشون باشه.
در مورد «جواب دکتر صنعتی»! چیزی که «جناب دکتر» به عنوان جواب گفتن شگفت انگیز بود.
آقای صنعتی! اون کسی که براتون ایمیل زده، یکی از مراجعاتون نبوده، عضوی از جماعتی که شما «توده» خطابش می کنید هم نبوده، پس لطفا نگران «ناراحتی» اون نباشید. ولی نگران اون چیزی که می گید « دار و دسته» باشید.
و یه چیز دیگه: اگر مدرکی در کار بود، حتماً این جواب آقای صنعتی نبود. ایشان که چیزی که نیست رو می گه هستم (روانکاو)، چه برسه به چیزی که واقعاً باشه!

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم معصومه ه. به سؤال خانم منیره ه.
آقای م. ح. عنوان کرده اید که «کاش نقد شما بر ما قال متمرکز می شد نه بر من قال.» پیشوایمان علی همچنین ما را به نظم سفارش می کنند. «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی‏ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم‏» (نهج البلاغه، نامه ۴۷) نظم؛ یعنی هر چیزی را در جای حقیقی خود قرار دادن، بر مقتضای عقل و بدون اختلاف در ترتیب. (برگرفته از سایت اسلام کوئست http://islamquest.net/fa/archive/question/fa19881) من فکر می کنم شما این روایت ماقال و من قال را در جای حقیقی خود به کار نبرده اید. همان طور که دکتر صنعتی هم در جای حقیقی خود قرار ندارد.

دوست عزیز، انجمن فرویدی طبق اساسنامه اش، اهداف مشخص و روشنی دارد و هر گونه فعالیت خود را – منجمله فعالیت های سایت – در راستای آن به انجام می رساند البته این اصلا بدین معنی نیست که اینجا نیز مثل سایر جاها برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی های از قبل مشخص و زمان بندی های معین صورت می گیرد. نه، «در این انجمن همه چیزش مثل روانکاوی است. قدم بعدی خودش، خودش را به ما نشان می دهد که چه خواهد بود».(دکتر کدیور، صورتجلسه سومین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط)
از آنجا که خواننده سایت هستید، مطمئناً می دانید که در سیر امور، توجه و تمرکز سایت به این مسأله معطوف شد. و قدم بعدی خودش، خودش را به ما نشان داد. مگر می شود تاریخچه امور را نادیده گرفت؟ می توانیم یک سال پیش و مقاله سامان توکلی و به نام زدن فروید برای صنعتی را فراموش کنیم؟ می توانیم نخستین کنگره روانکاوی را نادیده بگیریم؟…
درباره آنچه آن را فضای چت روم نامیدید، من فکر می کنم این همان چیزی است که بارها در کلاس های آشنایی با فروید و لکان با نام «بین الاذهانی» شنیدم. اگر روز اول، تنها یک نفر می دانست که دکتر صنعتی روانکاو نیست، الان به لطف بخش «پاسخ به پرسش های شما»ی سایت، سؤال بسیاری این است که آیا حتی روانپزشک هم نیست؟
متأسفانه یا خوشبختانه انجمن فرویدی آن ایده آلی نیست که در اذهان است. انجمن فرویدی واقعا همان کسی است که «مثل هیچ کس نیست».

 

 

 

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا م. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام و ادب
در حالی نخستین کنگره روانکاوی در ایران و روان پویایی ایران برگزار می شود که هیچکس پاسخگوی این سوال نیست: آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟ همه خوب می دانند که برگزاری کنگره و همایش هزینه از سرمایه ملی است. قطعاً هزینه ای بسیار هنگفت نیز صرف کنگره روانکاوی در ایران و روان پویایی ایران شده است که هنوز مدرک دبیر علمی آن سؤال برانگیزاست. مگر بودجه این کنگره از کجا تامین شده است که هیچ دلسوزی و مسؤولیتی برای پول بیت المال نیست.

 

 

 

یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم افروز ر. به سؤال خانم منیره ه.
داشتم “خلاصه مصاحبه چاپ شده در روزنامه همشهری با آقای دکتر صنعتی در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳” را می خواندم (http://www.mohammadsanati.net/1393/t/psychoanalyticalthought/921) خیلی جالب بود. به عبارتی شگفت زده شدم. فکر می کردم که ایشان از هیچ کاری فروگذار نکردند. هر جمله این متن را که می خواندم با ایشان و مدرکشان در تناقض بود! اگر حرف از “متخصص” می زنید؛ شامل حال شما نمی شود. از “دامن زدن آشفتگی” می گویید؛ که خوب خود شما یکی از کسانی هستید که به این آشفتگی دامن زده اید. از “آگاهی دادن به مردم” سخن می گویید که خودتان از ناآگاهی آنان سودهای کلان مادی و معنوی می برید. از “اطلاعات علمی روز آمد” و “حد و مرز حرفه ها” می گویید؛ که خود ناقض آن هستید … این رشته سر دراز دارد.
موضوع دیگر اینکه در پایین این متن نوشته شده: “جستارها: اندیشه‌ی روانکاوانه در ایران؛ مقالات چاپ‌شده؛ گفت‌وگو
برچسب‌ها: روانشناس؛ روانشناس بالینی؛ روانپزشک؛ روانکاو؛ سلامت اجتماع؛ سلامت روان؛ فلوشیپ روان درمانی؛ مراکز آموزش بالینی؛ مشاور”. روانکاوی ربطی به انواع دیگر روان درمانی و روانپزشکی و … ندارد. این که روانکاوی با روح و روان انسان ها سر و کار دارد، آن را همپایه دیگر علوم مرتبط با روان آدمی نمی کند. مانند این که چشم پزشکی ارتباطی با ارتوپدی ندارد، با وجودی که هردو در حوزه جسم ما فعالیت می کنند.

 

 

 

یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ زهرا م. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام و ادب
آقای دکتر (!) صنعتی در تاریخ ۱۹ مهر در نخستین کنگره روانکاوی و روان پویایی ایران در مورد” اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران” سخنرانی خواهد کرد. او در سال ۲۰۰۸ در کنگره سالانه انجمن روانپزشکان نیز مقاله ای با عنوان Psychoanalysis and ethics ارائه داده و مقدمه خود را با «قاپیدن» (اصطلاح فروید در سال ۱۹۳۲ در مقاله توضیحات، کاربردها و راهکارها) سخنان لکان آغاز کرده است. به نظر می رسد دکتر صنعتی (!) نه تنها از این مقاله قدیمی خود استفاده خواهد کرد، بلکه برای بخش دوم عنوان سخنرانی خود یعنی “تاریخ روانکاوی در ایران” به مقاله منتشر شده “چگونه فروید به ایران آمد”در روزنامه اعتماد به تاریخ ۱۵/۷/۹۲ که توسط دکترسامان توکلی نگاشته شده، نیز استناد می کند. به هر حال این مقاله به او ربط دارد. در بخشی از مقاله دکتر -امیدوارم که دیگر لقب این دکتر واقعی باشد- توکلی می خوانیم:” ورود اصلی مفاهیم و کاربرد دیدگاه های روانکاوی در روانپزشکی و روانشناسی ایران برای درمان بیماران را باید با بازگشت دکتر محمد صنعتی به ایران مرتبط بدانیم. در اواسط دهه ۱۳۶۰، دکتر محمد صنعتی، که روانپزشکی و روانکاوی را در انگلیس آموخته بود، در گروه روانپزشکی دانشگاه تهران مشغول به کار شد و دو مسیر را پی گرفت. بخشی از فعالیت او را می توان در مقالاتی دید که به نقد و تحلیل فرهنگ یا ادبیات ایران می پردازد. مثلاهمان زمان، در مجله جامعه سالم، در سری مقالاتی با عنوان های «انسان وابسته»، «نسل وابسته» و «جامعه وابسته» تحلیلی روان شناختی و روانکاوانه از وضع فرهنگ و جامعه ایران ارائه داد. یا مقالاتی که در مجله «مفید» و «دنیای سخن» چاپ شده بود و به نقد و تحلیل آثاری مانند «سه قطره خون»صادق هدایت، آثار صادق چوبک، بهرام صادقی و علی رضا اسپهبد پرداخته بود. در کنار این فعالیت ها، دکتر صنعتی آموزش بالینی روانکاوی و روان درمانی تحلیلی را هم از آن زمان به دستیاران روانپزشکی آغاز کرد که ابتدا با مقاومت هایی روبه رو بود و به تدریج جایگاه روان درمانی و روانکاوی در آموزش روانپزشکی تثبیت شد. ….”.

 

 

 

یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۳

پاسخ سوده ص. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام
وقتی مطلب مربوط به جهان سوم جهان سوم است را خواندم به یاد این جمله ی دکتر حسابی افتادم: جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد مملکتش آباد باشد خانه اش ویران می شود و هرکس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد. بهر حال کسانی که بخواهند از آب گل آلوده و بی نظمی های جهان سوم ماهی بگیرند چه جایی بهتر از جهان سوم برای طی کردن یک شبه ی ره صد ساله. این موضوع طی طریق به روش میانبر نه تنها برای علومی مثل روانکاوی و هسته ای صورت می گیرد، حتی درباره یافته های جدید مثل روش درمانی بیوفیدبک و نوروفیدبک نیز به همین وجه است. من برای کار پایان نامه ام از روش درمانی نوروفیدبک استفاده کردم که شخص همکار من از همین قماش یک شبه ره صد ساله طی کن بود و به قدری در این مسلک ثابت قدم بود که از دیتاهای من و خیلی از افراد برای ارتقاء ظاهری خود و کسب شهرت سوءاستفاده کرد. ولی این سوءاستفاده باعث دشمن تراشی هایی هم برای خودش شده است حتی اساتید دانشگاهی که او را می شناسند نیز دل خوشی از وی ندارند. این گونه کسب شهرت می تواند تا حدی باعث رشد ظاهری در اذهان عمومی شود ولی با کمترین آگاهی دیگران مثل تار عنکبوت از هم متلاشی می شود.

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای م. ح. به سؤال خانم منیره ه.
سرکار خانم معصومه ه. متن شما را با دقت خواندم.
در حال فکر کردن به توضیحات درباره نظم و چت روم هستم.
درباره دیگر مطالب که با دقت و امانت داری بیان شده بودند، نمی توانم خودم را مخاطب شما احساس کنم؛ پس سکوتی احترام آمیز درباره الباقی متن شما…

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م.ح. به سؤال منیره ه.
پاسخی به آقای ارسلان. م
دوست محترم، توصیه می کنید:
“بجای تحقیق و تفحص روی این و آن (که البته به نظر من- پرسش کننده- ضروری است و بخش جدانشدنی فعالیت یک انجمن) بهتر نیست بخشی از انرژی تان را صرف تحقیق و تفحص و مطالعه و پژوهش و ترجمه کنید؟”
شما مطمئن هستید که اعضای انجمن فرویدی ترجیح نمی دهند نه تنها بخشی که همه انرژی خود را “صرف تحقیق و تفحص و مطالعه و پژوهش و ترجمه متون روانکاوی و متن ناخودآگاه کنند؟ ولی چه می توان کرد که: “ندهد هوشمند روشن رای/ به فرومایه کارهای خطیر” ؛ فرومایگانی که به تحسین نادان و پندار خویش غره شده اند.
۱- سعدی، گلستان.
۲- مشو غره بر حسن گفتار خویش/ به تحسین نادان و پندار خویش، سعدی.

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م.ح. به سؤال خانم منیره ه.
نگفته ندارد کسی با تو کار ولیکن چو گفتی دلیلش بیار (سعدی)
جناب آقای دکتر صنعتی؛
رئیس محترم و دبیر علمی اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران؛
لطفا: قبل از افتتاح کنگره، “روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند و رویال کالج ها را نمی شناسند و یا ویکی پیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند” را در سایت خودتان تصحیح کنید.

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای م.ح. به سؤال خانم منیره ه.
سرکار خانم معصومه ه. بعد از تامل بیشتر؛
توضیح شما در خصوص “چت روم” ارزشمند و آموزنده بود. ممنونم. درباره نحوه بیان دیگر مطالبتان که قبلا قید امانت داری و دقت را به کار برده بودم، اکنون قید دقت را درست نمی دانم و امانت داری شما را با تحسین می نگرم.
احساس می کنم شما در نوشته تان (که همچنان قائلم که مخاطبش نیستم) از چیز با ارزشی که متعلق به شماست حفاظت می کنید. با توجه به اینکه مرا مخاطب قرار داده بودید اقدام شما را با احترام فراوان و عدم اطلاع از دلیل و مدلولش می نگرم.

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م.ح. به سؤال خانم منیره ه.
هیاهو یا حراست از اخلاق؟
آقای دکتر حمید. ی نوشته اند: “اخلاقی تر آن است که اگر پرسشی درباره ی مدرک دکتر صنعتی هست بدون هیاهو به دنبال پاسخ بروید”.
دوست عزیز، آیا:
اخلاقی تر آن نیست که آقای دکتر صنعتی رزومه خود را حداقل در سایت خودشان اعلام کنند؟
اخلاقی تر آن نیست که توضیح دهند چرا سالهاست بعنوان روانکاو به کار و تدریس مشغول هستند؟
اخلاقی تر آن نیست که به تخصص خود؛ هر چه هست قانع باشند یا زحمت کسب عنوان را تقبل کنند؟
اخلاقی تر آن نیست که توضیح دهند آیا روانپزشک هستند یا خیر؟
اخلاقی تر آن نیست که اگر مدرک تخصصی ندارند توضیح دهند سالها در بیمارستان روزبه چه می کرده اند؟
اخلاقی تر آن نیست که توضیح دهند “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست”؟
این هیاهو است یا حراست از اخلاق؟ این هیاهو است یا حراست از روانکاوی؟
شاید بهترین پاسخ به شما جمله ای از سخنرانی ۳۴ فروید، توضیحات، کاربردها و راهکارها، ۱۹۳۳، منتشر شده در سایت انجمن فرویدی باشد: “تربیت روانکاوانه یک مسؤولیت نابجا را برای خود تقبل خواهد کرد اگر شاگردانش تبدیل به شورشی شوند. روانکاوی نقش خود را ایفا کرده اگر آن‌ها را تا حد ممکن سالم و کارآمد بیرون بفرستد. خود آن به حد کافی واجد عوامل انقلابی هست که اطمینان داشته باشد هیچ یک از افرادی که توسط آن تربیت شده اند، بعدها در زندگی طرف ارتجاع و سرکوبی را نمی‌گیرند”.

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا م. به سؤال خانم منیره ه.
آقای صنعتی! وقتی تغییر در ویکی پدیای صنعتی را دیدم از خنده منفجر شدم و واقعاً انرژی گرفتم. من نمی دانم چرا دانشگاهی که شما در آن تحصیل کرده اید، هیچ وقت نام و نشانی ندارد؟ حتماً پیش خودت فکر کرده ای که اگر بگویی تحصیلات روانپزشکی و روانکاویم را در بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن خوانده ام، این بار تو را باور می کنیم. باور می کنیم که تو نه تنها روانپزشک هستی، بلکه روانکاو هم هستی و در تاریخ روانکاوی ایران نام تو ثبت می شود. واقعا مردم را این اندازه هالو پنداشته ای؟! آقای دکتر صنعتی(!) بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن کجاست؟ تفاوت بین دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان با بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن چیست؟ شاید با خود فکر کرده ای که اگر این دروغ نشد، یک دروغ دیگه، و وقتی داشتی دروغی را با دروغ دیگر لاپوشانی می کردی، تصور نمی کردی که دروغت بیشتر نمایان شود. آقای صنعتی! بیش از این با آبروی چندین و چند ساله خود بازی نکنید. در ضمن، این بار چه کسی را در مورد مدرکت مقصر می دانی؟ روزنامه ها یا ویکی پدیا؟

 

 

 

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. سه سؤال خانم منیره ه.
مطلب به اصطلاح تصحیح شده جناب صنعتی در ویکی پدیا واقعا تعجب برانگیز است. آقای دکتر! نکند گمان می کنید «توده» مشتی بچه دو ساله اند که تکرار دروغ مثل لالایی ساکتشان کند؟ شاید هم گمان می کنید تفاوت بین ویرایش و تغییر برایشان روشن نیست؟ نمی دانم چرا بی اختیار یاد اسراییل افتادم و بمباران های گسترده ترش بعد از اعتراضات مجامع بین المللی.

 

 

 

سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای علی پ. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام و عرض خدا قوت به شما و سرکار خانم دکتر کدیور که عمرشان دراز باد و توفیق شان بیشمار.
امیدوارم از من نرنجید اما علی رغم محتوای غنی سایت شما و فعالیت علمی کم نظیر گروه شما، اما تخاصم و پرخاشگری بی اندازه شما نسبت به جناب دکتر صنعتی، انسان را به این شائبه گرفتار می کند که خانم دکتر و بالتبع ایشان گروه شما، گرفتار یک فانتاسم مشترک شده اید که احساسات عمیقی را بالا آورده است. و این ارزش آنچه را که شما نماینده َآن هستید حداقل در ذهن عامی من پایین می آورد.
امیدوار بودم به جای این داستان سازی ها و حملات گروهی، بسیار آرام و با متانت به کارتان ادامه می دادید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! و این از کلمات ارزنده خود سرکار خانم دکتر در کتاب مکتب لکان است که اگر فردی بدون صلاحیت وارد روانکاوی شود بیش از همه به خود آسیب خواهد زد. پس شما را چه باک که این همه هیاهو راه انداخته اید؟
با ارادت
دکتر علی پ.

 

 

 

سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم زهرا ن. به سؤال خانم منیره ه.
در پاسخ به دکتر علی پ. چند نکته ای را باید بیان کنم. اینکه ایشان گفته اند با استناد به کتاب دکتر کدیور، روانکاوان بدون صلاحیت یا همان «روانکاوان خودرو» [به نظر من] اول از همه به خود آسیب می زنند، برای من خیلی عجیب بود. چرا که من، خود آن کتاب را بارها خوانده ام و چنین چیزی از محتوای آن کتاب به خاطرم نمی آید. در عوض همیشه در کلاسهای آشنایی با فروید و لکان در مورد «صدمه»ای شنیده ام که «روانکاوان خود رو» به دانش روانکاوی می زنند. فروید در مقاله «روانکاوی وحشی» می گوید: «نه خود من و نه دوستان و همکاران‌ام این را خوشایند نمی‌دانیم که مدعی چنین حقی انحصاری در استفاده از یک تکنیک پزشکی باشیم. اما با وجود خطراتی که متوجه بیماران و متوجه مقصود و هدف روانکاوی است، خطراتی که ذاتی کاری هستند که باید به مثابه¬‌ی یک روانکاوی «وحشی» تلقی شود، ما هیچ انتخاب دیگری نداشته‌ایم. ما در بهار ۱۹۱۰ یک انجمن بین ¬المللی روانکاوی تأسیس کردیم که اعضای آن تبعیت خود را با انتشار اسامی‌شان اعلام کردند تا بدان وسیله قادر باشند که مسؤولیت آن¬ چه را که توسط آن‌هایی انجام می¬‌شود که به ما تعلق ندارند و همچنان اقدام و رویه¬‌ی پزشکی خود را «روانکاوی» می‌نامند، نپذیرند. زیرا همان‌طور که مسلم است آنالیست‌های «وحشی» از این دست، به مقصود و غایت روانکاوی بیشتر لطمه وارد می‌آورند تا به شخص بیماران.»
جناب آقای دکتر علی پ. خود شما هم حتماً این روزها دیده یا شنیده اید که چقدر روانکاوی دم دستی و پیش پا افتاده شده است. من خودم به شخصه در مورد «روانکاوی تلفنی» و «روانکاوی اینترنتی» هم شنیده ام. همه حرف انجمن ما این است که روانکاوی در دنیا ضوابطی دارد و باید این ضوابط در ایران هم جاری شود. اولین ضابطه روانکاوی هم این است که عنوان روانکاو به هر کسی اطلاق نمی گردد مگر اینکه آن فرد طبق ضوابط بین المللی روانکاوی شده باشد و البته آن هم در یک مؤسسه معتبر و توسط یک روانکاو معتبر.
درد و ناراحتی ما از آسیبی است که به دانش روانکاوی وارد شده و می شود. برایتان یک مثال بزنم تا شاید قابل فهم تر باشد فرض می کنم شما پزشک مغز و اعصاب هستید و سالها وقت و انرژی خود را صرف یادگیری این رشته تخصصی پزشکی نموده اید، آیا وقتی بشنوید کسی که پزشک نیست، اسم خود را پزشک گذاشته و دارد کنگره مغز و اعصاب برگزار می کند، غمگین و عصبانی نمی شدید؟! باز هم این خشم را فانتاسم می نامیدید؟! چکار می کردید واقعاً؟! باز هم به راحتی می گفتید چه باک؟!

 

 

 

سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم راحله ع. به سؤال خانم منیره ه.
دکتر صنعتی در پاسخ به سؤال «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟» گفت: «در روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند و رویال کالج ها را نمی شناسند و یا ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند.» در ویرایش جدید ویکی پدیای ایشان از «بیمارستان ‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن» به عنوان محل تحصیل ایشان اسم برده شده، من آخر نفهمیدم روزنامه ها باید «رویال کالج ها» را بشناسند یا «بیمارستان های روانپزشکی لندن مانند گروه بیمارستان هایMiddlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن»! البته با سابقه ای که ویکی پدیای ایشان دارد فکر می کنم بهتر است روزنامه ها فعلاً دست نگه دارند.

 



 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
آقای صنعتی!
واقعاً نمی دانید موضوع چیست یا خودتان را به آن راه میزنید؟ بعد از این همه که در جاهای مختلف موضوع «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟» [۱] و « پاسخ دکتر صنعتی و سؤال ما» [۲] و « کشور جهان سومی کشور جهان سومی است» [۳] منتشر شد و این همه مطالب در بخش « پاسخ به پرسش‌های شما» مطرح شده، تازه ویکی پدیایتان را تغییر داده اید، به شکلی که این کارتان هم به نظرم تفاوتی با آن «پاسخ دکتر صنعتی» نداشت. فقط نام هایی را عوض کرده اید (آیا اینها همانها بودند که به گفته خودتان «در روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند و رویال کالج ها را نمی شناسند و یا ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند.»؟! البته اگر منظورتان همان «ویکی پدیا» است.)
همان چیزی که به تازگی در ویکی پدیای شما تصحیح شده را جستجو کردم: « انستیتوی روانپزشکی لندن» و « گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن». اعجاب آور بود، باز هم مانند همان نام ابتکاری «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»! به غیر از تعدادی عکس، تنها نام فارسی در پاسخ این جستجو، ویکی پدیای تازه تصحیح شده شما بود!
آیا وقتی فقط برای بیمارستان روزبه و دانشگاه علوم پزشکی تهران «لینک واقعی» قرار می دهید، و هیچ چیزی از اینکه چرا ناگهان نام محل تحصیلتان عوض شد ارائه نمی دهید، جز این است که اگر این سوالات ادامه دار شد، باز هم کسان دیگری را مقصر بخوانید؟ چون اگر اینجاها با شما ارتباطی داشت حتماً معرفی مفصلی از آنها ارائه می کردید.
قبلاً در همین سایت ویکی پدیا ادعا کرده بودید که «وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان گردید. سپس تحصیلات فوق‌تخصص خود را در رشته روان‌درمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند.» و حالا : « تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی او در بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن بوده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان(MRCPsych) گردید. » [۴]
آقای صنعتی! این کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان شما را که « طی ده سال بعد به دلیل فعالیت برای ارتقاء و گسترش دانش روانپزشکی به مرتبه عضویت ممتاز این کالج(FRCPsych)رسیدید» [۵] را دانشجوی قدیمی خودش حساب نمی کند! شما چرا خودتان را هی به آنها وصل می کنید؟ یا لااقل یه جایی را می گفتید که حداقل نشود جستجو کرد. مدام این مقاله «کشور جهان سومی کشور جهان سومی است» به خاطرم می آید. « آخر او داشت تازه برای خود رزومه درست می کرد. او از آفریقا می آمد بنابراین اول وزیر می شد بعداً دارای روزمه.» [۶] شما هم اول دکتر شده اید و حالا که مجبور شده اید باید دنبال قبایی برای این عنوان خود باشید.
«اگر هیچ کس در دنیا و در سطح بین المللی شما را به عنوان روانکاو نمی شناسد و در هیچ یک از کنگره ها و نشریاتشان راهتان نمی دهد در عوض شما می توانید با استفاده از بودجه دولتی کنگره بین المللی خودتان را راه بیندازید و این گونه برای خود رزومه درست کنید.» [۷]
روانپزشکانی که از نام آقای صنعتی دفاع می کنید («یا نگران آینده خودتان هستید»)!
بیایید قدم در سایت دیگری بگذاریم: «مرکز آموزش مداوم کل کشور» [۸] که در بخش مربوط به «نخستین کنگره‌ی روان‌کاوی و روان‌درمانی پویای ایران» نکات جالب توجهی دارد:
۱- در اینجا بخشی به عنوان «پیوست های برنامه» هست که رزومه های سخنرانان داخلی و خارجی گذاشته شده است، ولی روزمه آقای صنعتی اینجا هم دیده نمی شود. آیا این موضوعِ تکراری، برای معترضان به این سوالات در سایت انجمن حتی ذره ای تعجب برانگیز نیست؟ (شاید هم خیلی این جمله آقای دکتر طریقتی، استاد بازنشسته گروه روان پزشکی را جدی گرفته اند «… بدانند باید نسبت به همدیگر احساس تعهد نمایند و ارتباط خود را در سراسر کشور با همدیگر حفظ نمایند.» [۹])
۲- در همان «پیوست های برنامه»، مبلغی که برای هزینه های این کنگره اعلام شده است، مبلغ ۶۰ میلیون تومان است. محل تامین این هزینه کجاست؟ تامین کننده این هزنه چه سودی می برد از برگزاری این برنامه ها؟ برنامه هایی بدون حضور حتی ۱ متخصص در آن؟!
۳- در سایت بخشی هست با عنوان «سخنرانان برنامه». تمامی این سخنرانان رزومه دار رتبه ۴ دارند. ولی این رتبه برای آقای صنعتی ۸ است. ۲ برابر سایرین! آیا باز هم نقطه ابهام را نمی بینند؟
۴- در بخش «گــروه هــدف برنامــه» رتبه بندی ارائه شده برای گروه هدف از این قرار است:
پزشکی و روانپزشکی: ۱
رشته های روانشناسی: ۲
مشاوره و بهداشت روان: ۳
موضوع این کنگره دقیقاً چیست؟ مگر جز «نخستین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران» است؟ پس چرا پزشکی و روانپزشکی بالاترین رتبه را دارند؟ و اگر آقای صنعتی ادعا می کند که «روانکاو» است و می تواند بدون تحمل زحمات و سختی های چندین ساله ی روانکاوی چنین کنگره ای را برگزار کند، پس حتماً دیگرانی هم هستند با این قابلیت ایشان. پس چرا آنان را در «گــروه هــدف برنامــه» جای نداده اید؟
نکته آخر فقط از سر تعجبی بی پاسخ است، این که ظرفیت سالن را ۱۵۰ نفر اعلام کرده بودند و به صورت پیگیرانه ای احتمال پر شدن ظرفیت را گوشزد می کردند. ناگهان در همین سایت دیدیم که ظرفیت شد ۳۰۰ نفر.
۱- https://freudianassociation.org/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C/
۲- https://freudianassociation.org/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b5%d9%86%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7/
۳- https://freudianassociation.org/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/
۴- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C
۵- همان منبع
۶- https://freudianassociation.org/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/
۷- همان منبع
۸- http://www.ircme.ir/App_Web/(Guest)/Plan/List.aspx?CenterID=2
۹- http://medicine.tums.ac.ir/story.aspx?id=8313&p=656

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ن. به سؤال خانم منیره ه.
حکایتی از گلستان می خواندم! دریغم آمد شما را سهیم نکنم:
“مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند، گفت:”برو، هیچ تاوان نیست، اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی”. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آنکه ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان، به خفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای/ به فرومایه کارهای خطیر
بوریاباف اگر چه بافنده است/ نبرندش به کارگاه حریر.

خودمانیم، داشتم فکر می کردم اگر آقای دکتر صنعتی گوشه عزلت می گزید و حافظ و مولانا و بوستان و گلستان مرور می کرد شاید اکنون روزگاری بهتر داشت تا آنکه رنج سفر به بلاد فخیمه انگلیس بر خود هموار ساخته و مشقت تحصیل در دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) بر خود تحمیل کرده و تلمذ روانپزشکی و روانکاوی نموده است!

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای مهمان به سؤال منیره ه.
خطالب به جناب دکتر صنعتی:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می رسند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوئیا باور نمی دارند روز داوری(از سوی انجمن فرویدی)
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند!
….

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. به سؤال خانم منیره ه.
آقای علی پ. خانوم دکتر کدیور در مقدمه کتاب مکتب لکان، از لکان جمله ای نقل می کنند: «مبنا را بر سو تفاهم بگذارید. آنجایی که تصور می کنید که فهمیده اید مطمئن باشید که نفهمیده اید.» همینطور ایشان در سخنرانی خود در اولین پنج شنبه های فرویدی می گویند: «با اون به اصطلاح پیش زمینه ای که وجود داره در مورد روانکاوی در ایران، و اینکه بالاخره روانکاوی در هر صورت به صورت یک میشه بگیم یک بذری بود که دور و برش علفهای هرزه بسیاری وجود داشت و هنوز هم داره، این بود که اول از همه لازم بود که یک کار هرس کاری عظیمی انجام بشه…» (توصیه می کنم به پیروی از جمله لکان بار دیگر آنها را دقیق گوش کنید. گمان می کنم تکرار یکی از کلیدی ترین مقوله های روانکاوی ست.) فکر می کنید بکارگیری این تشبیهات، شانسی و بی مقصود است؟ اگر باغبانی مدام و هر روزه به باغبانی مشغول شود و با «متانت» از هرس کردن صرفنظر کند، رشد وقیحانه علف های هرز و خودرو فضایی برای باغ و باغبانی خواهند گذاشت؟ این متانت است یا غفلت؟ عجیب نیست که پرده براندازی و افشا کردن را تخاصم و پرخاشگری نامگذاری کنیم؟ اگر بقال محله تان هم از روی عمد و سودجویی در ازای پول و درخواست مشتریها جنس تاریخ مصرف گذشته بفروشد، باز هم سرتان را توی لاک خودتان فرو می کنید؟ یا واکنش اقلیت معترض را «تخاصم و پرخاشگری بی اندازه» و «گرفتار»ی در «فانتاسم مشترک» می نامید؟ به نظرم خوب است به مطلب «در بیمارستان روزبه چه می گذرد؟» در سایت انجمن، نگاهی بیندازید. شما بگویید آیا جواب دادن به یک پرسش بسیار ساده از محل تحصیل از حد هوش و فهم آقای دکتر خارج است؟ چه چیزی موجب می شود ایشان از پاسخگویی طفره بروند و سائلین را دار و دسته و ناراحت خطاب کنند؟ جناب صنعتی سالیان دراز علاقه بسیاری به روانکاوی نشان داده اند. خوب است ذره ای با سنگ همان علاقه محک بخورند.

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای ناصر به سؤال خانم منیره ه.
صفحه ویکی پدیای جدید محمد صنعتی را دیده اید؟
آه من عاشق این لحظه ام، لحظه ای که قاتل به محل جنایت برمی گردد.

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم بنفشه به سؤال خانم منیره ه.
صفحه ویکی پدیای جدید محمد صنعتی هم حاوی دروغ های جدیدی است. من شکی ندارم که او مدتها شاگردی گوبلز را کرده است. بهتر است در آلمان مدرک تحصیلی اش را ردیابی کنید.

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم آزاده به سؤال خانم منیره ه.
جالبه! اون سال پربار ۱۳۶۲ دیگه حذف شده!

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای کیوان به سؤال خانم منیره ه
ایشان دیگر حرفی از فوق تخصص رواندرمانی نمی زنند. از خودم می پرسم فلوشیپ رواندرمانی هنوز به دنیا نیامده بی صاحب شد! همین طور پیش بره باید پزشکان عمومی را متولی اش کنند!

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ح. به سؤال خانم منیره ه.
دیشب مطلبی شنیدم؛ از یکی از شاگردان پیشین خانم دکتر کدیور حکایت می کرد، از تشکیل کلاس و فرویدخوانی با سوءاستفاده از درسنامه های به یغما رفته دکتر کدیور، و واکنش روانکاو به این سوءاستفاده؛ اینکه “برای من تفاوتی ندارد چه کسی فروید را بخواند، مهم این است که درست بخواند”!
شنیدن این مطلب مرا بیاد داستان معروفی انداخت؛ حتما شنیده اید، داستان دو زنی که ادعای مادری طفلی داشتند و آخر کار این مادر راستین کودک بود که حق خود بخشید و زندگی کودک نجات داد.
و اینجا نیز این روانکاو راستین است که حق خود می بخشد تا حیات روانکاوی را در این ملک نجات دهد و مدعیان دروغین؛ آنان فقط “جزیی از گنجینه موضوعات روانکاوی” را می خواهند تا بر “اساس این قاپیدن” کسب اعتبار کنند و به “حیات انگلی” خود “به خرج روانکاوی” ادامه دهند و “اولین کنگره روانکاوی” برگزار می کنند!

۱-۲-۳ و ۴- سخنرانی ۳۴، توضیحات، کاربردها و راهکارها، زیگموند فروید، ۱۹۳۳، سایت انجمن فرویدی.

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مهتاب و. به سؤال خانم منیره ه.
در واقع محمد صنعتی برای خودش یک صفحه ویکی پدیا درست کرده تا ما را در مورد نیچه، هایدگر، کامو، فروید، دریدا، یونگ، هیوم، بودریار، شوپنهاور، دلوز، سنکا، بیکن و… و… به روز کند و همچنان مدرک تحصیلی خود را در ابهام نگه دارد.

 
 
 
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای ناصر به سؤال خانم منیره ه.
وقتی آقای دکتر علی پ. معنی فانتاسم را نمی داند چه اجباری دارد که از آن استفاده کند؟

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مرجان م. به سؤال خانم منیره ه.
تغییری که جناب صنعتی در ویکی پدیایش داده از جنبه هایی برای من اهمیت داشت: یکی اینکه قبول کرده این موضوع خیلی بی آبرویی است که دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و دبیر علمی اولین کنگره روانکاوی حتی مدرک روانپزشکیش زیر سوال باشد و دوم اینکه مسئولیت این تغییر حالا بر عهده خودش است و نمی تواند کسی را متهم کند که درست ترجمه نمی کند. اما انگار این جناب هنوز متوجه نشده که حواله دادن به یک ناکجا آباد دیگر دردی از بی مدرکی آدم دوا نمی کند. می دانید وقتی «زمانی برای فهمیدن» ـ آنطور که لکان می گوید (درسنامه دکتر کدیور بر مقاله «روانکاوی و روانپزشکی») ـ فرا برسد دیگر نمی توان به عقب برگشت. آدم ها وقتی به پرسشگری می رسند دیگر «خواسته اند که بدانند». جواب سوال مربوط به مدرک جناب صنعتی هم از این بابت اهمیت ندارد که جناب صنعتی آدم مهمی است، بلکه از این جهت اهمیت دارد که نشان می دهد چگونه همدستی یک عده ای به نام دانشگاه و علم برای فریب مردم و گمراه کردن آنها، نه برای یک سال و دو سال بلکه برای سال های سال ادامه پیدا می کند و با گل آلود کردن آب، بی مدرک دانشگاهی سال ها سمت «هیات علمی» پیدا می کنند و بعد هم یک عده نوچه دست و پا می کنند که تاریخ ورود هر چیز با ارزشی به ایران را با به زمین گذاشتن نوک پای مبارک در فرودگاه ایران معرفی کنند. بعد هم که توهم برشان می دارد که «واقعاً کسی هستند». جناب صنعتی «مشت نمونه خروار» کسانی است که وقتی جایی برای عرض اندام پیدا نمی کنند، می چسبند به روانکاوی چون همانطور که دکتر کدیور در کتابشان می گویند «فکر می کنند این جایگاه خالی است» (نقل به مضمون)، آدم هایی که هیچ هنری جز «خوب دروغ گفتن» ندارند. حکایت این کنگره روانکاوی هم حکایت آنهایی است که زحمت روانکاوی را نمی خواهند و اسمش را می خواهند (البته الان که دیگر الحمدلله همه لکان شناس شده اند و از لکان می گویند، معلوم هم نیست این عالی جنابان و سرکار علیه ها چطور یک جلسه روانکاوی پیش یک روانکاو لکانی نرفته، از روانکاوان لکانی هم لکانی تر شده اند!). حکایت این «روانکاوان وحشی» حکایت همانهایی است که فروید درباره شان می گوید: «هر یک جزیی از گنجینه موضوعات روانکاوی را بر می‌دارد و خود را بر اساس این قاپیدن مستقل می‌کند».  واقعاً «امروز هم روانکاوان وحشی چیزی از فرویدی‌های واقعی نمی‌دانند و هنوز هم همان حماقت‌های قبل را مرتکب می‌شوند. » (ارباب حلقه ها)  اما همانطور که دکتر کدیور بارها گفته اند: «ما بیداریم که نگذاریم بقیه بخوابند.» (کلاس های عرصه فرویدی)

 

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم معصومه ه. به سؤال خانم منیره ه.
دوست دارم از آقای علی پ. بپرسم این واژه «فانتاسم» را از کجا و کی شنیده یا خوانده اید؟ احتمالا اگر منبع جایی که این واژه را از آن فراگرفته اید دنبال کنید به کلاس های عرصه فرویدی – مکتب لکان دکتر کدیور می رسید. نمی دانم چطور ممکن می شود که مطلبی را از فردی بیاموزیم و بعدا آن را علیه همان فرد به کار ببریم!!!
کس نیاموخت علم تیر از من / که مرا عاقبت نشانه نکرد
گلستان سعدی (http://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab1/sh27/)
همچنین از توضیحاتتان متوجه شدم که پیگیر مطالب سایت هستید اما چیزی که متوجه نشدم اینکه با این وجود چرا هنوز نمی دانید برای نقل قول کردن از افراد باید به طور مشخص و واضح رفرنس خود را ذکر کنید. این جمله «اگر فردی بدون صلاحیت وارد روانکاوی شود بیش از همه به خود آسیب خواهد زد.» را نمی دانم کجای کتاب مکتب لکان خوانده اید ولی به شما توصیه می کنم فصل «فانتاسم: روانکاوی پایان یافته و روانکاوی پایان ناپذیر» را در همان کتاب مطالعه کنید. شاید دستگیرتان شود که فانتاسم به آن معنایی نیست که شما به کار برده اید.

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
خبر «سه شنبه های رازی در سامانه یکپارچه آموزش مداوم جامعه پزشکی» را در سایت دیدم. بسیار خوشحال شدم و فکر کردم حتی قابل مقایسه هم نیست با آنچه از «نخستین کنگره‌ی روان‌کاوی و روان‌درمانی پویای ایران» دیده بودم. راست می گویند که درخت هر چه پر بارتر است افتاده ‏تر است.
چیزی که آقای حمید.ی از آن با عنوان «هیاهو» به کار بردند به نظرم آمد. من هیاهو را جایی می بینم که با دست خالی «نخستین کنگره» ای برگزار می شود.

 
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سپیده به سؤال خانم منیره ه.
زبل خان هم برای خودش رزومه روانکاوی درست می کند و هم به خودش ۸ امتیاز می دهد در حالی که حتی روانپزشک بودنش هم پا در هواست (در مقابل ۴ امتیازی که روانپزشکان واقعی می گیرند). واقعاً آزادی در بی شرمی!

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم بنفشه به سؤال خانم منیره ه.
به نظرم دکتر علی پ. کلمه فانتاسم را از همان شیادانی آموخته است که خود را به دکتر کدیور منتسب می کنند.

 
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم فاطمه س. به سؤال خانم منیره ه.
عجیب این شعر حافظ شرح حال ما و واکنش های برخی افراد است:
ریا حلال شمارند و جام باده حرام/زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش

 
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مریم ر. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام و احترام
نکته قابل توجه برایم این بود که بیمارستان روزبه از همکاری با دکتر صنعتی فرد مدعی دروغین روانکاوی، مدعی دروغین روانپزشکی که محل اخذ مدرک روانپزشکی او ابتدا وجود خارجی ندارد، بعد از سوی خود او مطرح می شود که دیگران به غلط ترجمه کرده اند،در حال حاضر هم محل تحصیل او در ویکی پدیا به مکان جدیدی که آنهم وجود خارجی ندارد تغییر می کند و در سایت این بیمارستان رزومه ای ندارد چه نفعی می برد و این سکوت در قبال دروغهای شاخدار و سریالی او چه معنی می تواند داشته باشد؟ توجه به این موضوع و همچنین بررسی حامیان برگزاری کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران این نگرانی را بر می انگیزاند که چه کسانی در بیمارستان روزبه تحت به اصطلاح درمان قرار می گیرند؟
با سپاس

 

 

 

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای امیر پ. به سؤال خانم منیره ه.
مانده ام که محمد صنعتی نه تنها خود را به عرش می کشاند بلکه ما را در فرش فرض کرده

آقای دکتر! خون را با خون نمی شویند…
هامن ویکیپدیای اولی را ترجیح می دهیم. حداقل اگر جعلی در آن بود، کم هوش پنداشتن مخاطب در کار نبود…

 

 

 

پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم ز. ن. به سؤال خانم منیره ه.
این مطلب از همشهری آنلاین مناسبت زیادی به نظر من با ماجرای این روزها دارد، برای همین دوست داشتم شما را هم با خود در این مطلب شریک کنم:
«دو روایت مولانا از دروغ؛ صد کراهت در درونت همچو خار
فرهنگ و تاریخ / میراث‌ ایران ـ همشهری آنلاین ـ سید ابوالحسن مختاباد:
اگرچه سر در گریبان مثنوی مولانا کردن مناسبت نمی‌خواهد، اما همزمانی روز بزرگداشت مولانا بهانه‌ای است تا با این چهره‌ نامدار تجدیدی دیداری کنیم و بر دو زاویه نگاه او به دروغ نظری افکنیم.
اول: نوع مواجهه مولانا با پدیده‌ای به نام دروغ و فرد دروغگو صریح و بی‌گذشت است. شاید او هم به این امر متفطن باشد که دروغ مادر همه خطاهاست و ضمن آنکه آسیب‌های جدی به فرد دروغگو وارد می‌کند، تبعات اجتماعی – فرهنگی بسیاری دارد که در نهایت به فروپاشیدن خوش‌بینی و اعتماد در جامعه و انحطاط اخلاقی می‌انجامد.
مهمترین نکته‌ای که فرد دروغگو با آن روبروست عدم اطمینان است. این که امام علی(ع) دروغزن را مانند کسی می‌داند که باید از دوستی با او پرهیز کرد چرا که او «چونان سراب، دور را نزدیک، و نزدیک را دورت می‌نماید» بر همین معنا استوار است. و یا این که می‌فرمایند: «راست گفتار بر بلندای نجات و کرامت جای دارد و درغگو بر لبه پرتگاه سقوط» توصیفی دقیق از وضعیت لغزان و متشتت فرد دروغگو است. فرد دروغگو به دلیل آنکه نسبتش را با حقیقت انکار کرده است، هر آن باید در انتظار افشای اصل ماجرا باشد. اصل یا حقیقت ماجرا امکان دارد در همان لحظه رخ دهد و یا حتی سال‌ها به طول انجامد، اما در ماهیت کار تفاوتی ایجاد نمی‌کند. بالاخره یک روزی دست دروغگو رو و آفتاب حقیقت از پشت ابر به در خواهد آمد. داستان معروف مثنوی درباره دنبلان و چرب کردن سبیل از سوی مردی گرسنه نمونه‌ای از دروغگویی در سطحی خرد است که در دفتر سوم مثنوی معنوی آمده است.
پوست دنبه یافت شخصی مستهان
هر صباحی چرب کردی سبلتان
داستان از آنجا آغاز می‌شود که مردی فقیر و گرسنه که آهی در بساط نداشت، پوست دنبه‌ای پیدا می‌کند و آن را در جای امنی می‌گذارد تا هر روز سبیلش را با آن چرب کند. او می‌خواهد تصویری از خود نزد همولایتی‌ها و دوستانش بروز دهد که با تصویر واقعی از زندگی او در تضاد و تنافر فراوان است. تصویری دروغین که سرتاپای آن بر خیالات و گمان و وهم استوار است و تنها با چسب و چربی دروغ به یکدیگر پیوند می‌یابند.
مرد با نشان دادن سبیل چرب اعتماد اولیه آن جمع را به خود جلب می‌کند که حرفش را راست بپندارند و می‌گوید «جای شما خالی که دیشب لوتی (غذایی) ناب خورده‌ام» و برای تایید سخنانش دستی بر سبیل پرچربش می‌کشید و آن را تاب می‌داد . دوستان وی نیز غبطه‌اش را می‌خوردند و آرزو می‌کردند که ای کاش جای وی بودند اما مولانا به عنوان راوی کل در همان ابتدای داستان، دست این مرد را نزد خوانندگان رو می‌کند، از شکم خالی او خبر می‌دهد، و خشم خود را در ابیاتی بر سرش خالی می‌کند و انذارش می‌دهد که اگر تو دروغ نمی‌گفتی، حداقل منفعت این بود که کریمی بر توی گدا رحم می‌کرد و شکمت را با لقمه نانی سیر می‌نمود.

اشکمش گوید جواب بی‌طنین
که عبادالله کید الکاذبین
لاف تو ما را بر آتش بر نهاد
کان سبال چرب تو بر کنده باد
گر نبودی لاف زشتت ای گدا
یک کریمی رحم افکندی به ما
ور نمودی عیب و کژ کم باختی
یک طبیبی داروی او ساختی
گفت حق که کژ مجنبان گوش و دم
ینفعن الصادقین صدقهم
گفت اندر کژ مخسپ ای محتلم
آنچ داری وا نما و فاستقم
انذارهای مولانا تمامی ندارد، او از کوتاه‌بینی و بینش‌های با منافع زودگذر سخت معذب است و آدمیان را توصیه می‌کند که به دنبال منافع آنی نباشند، چرا که زندگی فراز و فرود بسیار دارد و هر آن امتحانی می‌تواند به مواجهه آدمی بیاید و فردی که خرد دوراندیش دارد، هیچگاه به این گونه امورات دلش را خوش نمی‌کند.
ور نگویی عیب خود باری خمش
از نمایش وز دغل خود را مکش
این ماجرا ادامه داشت تا روزی که این مرد در میان همان جمع از شام شب قبلش تعریف و تمجید‌های آنچنانی می‌کرد که فرزندش رسید و خبر درست و واقعی را به او داد. پسر به اهمیت دنبه نزد پدر وقوف داشت و به همین دلیل در سریعترین فرصت ممکن از کف رفتن دنبه را خبر داد، اما نمی‌دانست که این خبر را نباید در جمعی بگوید که اسباب به حیف رفتن آبروی پدر می‌شود. او از دروغ‌های پدر آگاه نبود پس سریع به جمع آمد و گفت که ای پدر چه نشسته‌ای که گربه همسایه، دنبه‌ای را که شما هر صبح با آن سبیل خود را چرب می‌کردید، خورده است.
آمد اندر انجمن آن طفل خرد
آب روی مرد لافی را ببرد
گفت آن دنبه که هر صبحی بدان
چرب می‌کردی لبان و سبلتان
گربه آمد ناگهانش در ربود
بس دویدیم و نکرد آن جهد سود
دوم: در دفتر چهارم مثنوی مواجهه مولوی در برابر فرد دروغگو صریح تر و بی‌گذشت تر از حکایت قبلی است. او این بار خود را با جمعی که فرد دروغگو را می‌بینند همزبان می‌کند و همراه و همزمان با آنها به فرد دروغگویی می‌تازد که حتی ظاهرش هم نشان می‌دهد دروغ می‌گوید، اما تنها کسی که نمی‌خواهد باور کند سخنش دروغ نیست و هزار بهانه و دلیل می‌آورد تا دروغش را راست جلوه دهد همان فرد دروغگوست. در برابر هر بهانه‌ای که مسافر بی‌حقیقت بر زبان می‌راند، دوستانش دلیلی محکم می‌آورند و دلایل او را نقش بر آب می‌کنند، به نحوی که در پایان این داستان خواننده از عدم پذیرش فرد دروغگو نسبت به روایتی که می‌کند به شگفت در می‌آید. داستان درباره مردی است که به دیدار خلیقه در بغداد می‌رود اما خلیفه با تندی و درشتی با او برخورد و او را از بارگاهش می‌راند ولی او در ارائه تصویر خود از این برخورد به دروغ‌هایی متوسل می‌شود که کمتر کسی باورش دارد.

آن یکی با دلق آمد از عراق
باز پرسیدند یاران از فراق
گفت آری بد فراق الا سفر
بود بر من بس مبارک مژده‌ور
که خلیفه داد ده خلعت مرا
که قرینش باد صد مدح و ثنا
شکرها و حمدها بر می‌شمرد
تا که شکر از حد و اندازه ببرد
پس بگفتندش که احوال نژند
بر دروغ تو گواهی می‌دهند
تن برهنه سر برهنه سوخته
شکر را دزدیده یا آموخته
کو نشان شکر و حمد میر تو
بر سر و بر پای بی توفیر تو
گر زبانت مدح آن شه می‌تند
هفت اندامت شکایت می‌کند
در سخای آن شه و سلطان جود
مر ترا کفشی و شلواری نبود
گفت من ایثار کردم آنچ داد
میر تقصیری نکرد از افتقاد
بستدم جمله عطاها از امیر
بخش کردم بر یتیم و بر فقیر
مال دادم بستدم عمر دراز
در جزا زیرا که بودم پاک‌باز
پس بگفتندش مبارک مال رفت
چیست اندر باطنت این دود نفت
صد کراهت در درون تو چو خار
کی بود انده نشان ابتشار
کو نشان عشق و ایثار و رضا
گر درستست آنچ گفتی ما مضی
خود گرفتم مال گم شد میل کو
سیل اگر بگذشت جای سیل کو
چشم تو گر بد سیاه و جان‌فزا
گر نماند او جان‌فزا ازرق چرا
کو نشان پاک‌بازی ای ترش
بوی لاف کژ همی‌آید خمش
صد نشان باشد درون ایثار را
صد علامت هست نیکوکار را»
http://hamshahrionline.ir/details/186199

 

 

 

پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم راحله ع. به سؤال خانم منیره ه.
امروز دوباره سری به سایت کنگره روانکاوی (!) زدم و در کمال ناباوری باز به سال مشهور ۱۹۸۲ برخوردم! رزومه مهمانان و سخنرانان در قسمت «مهمانان و سخنرانان» سایت آمده و جدید است و قبلاً در این صفحه این رزومه ها نبود. حرف من به جناب صنعتی این است که حالا که ویکی پدیا را ویرایش کردید، کاش یک دستی هم به سر و روی سایتتان می زدید تا دوباره ما با سال ۱۹۸۲ مواجه نشویم. در ویکی پدیا سال ۱۹۸۳ نوشته شده، اما در سایت باز آمده سال ۱۹۸۲! والّا من حسابی گیجم چطور یک آدمی وقتی رفو هم می کنه باز پاره است!
خودتان ملاحظه کنید: لینک سایت کنگره
http://irpsychotherapy.com/index.php/mehman.html
و این هم لینک ویکی پدیای جناب صنعتی
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C

 

پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای مهدی ش. به سؤال خانم منیره ه.
آقای دکتر صنعتی
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟
شما در پاسخ گفته اید، در روزنامه هایی که غلط ترجمه می کنند و رویال کالج ها را نمی شناسند و یا ویکی بیدیا که اطلاعات غلط چاپ می کند
۱٫دقیقا نکته همین جا است که رویال کالج ها را میشناسندکه از شما سوال میپرسند،
۲٫شاید شما فرصت ندارید به این چیزها بپردازید ،شما باید به روانکاوی و یا کنگره خواری بپردازید!
اما تغییر ایجاد شده در صفحه ویکی پدیا تان جالب بود هرچند که پاسخ به حساب نمیایداما این هم پاسخ است از نوع دیگر!
اگر شما فقط چند دقیقه وقت بگذارید و ویرایشهای دیگر صفحه ویکی پدیایتان را نگاهی بیاندازید متوجه میشوید که ویرایشهای قبل از ۱۳ مهر ۹۳ ( ۵ اکتبر۲۰۱۴ ) چندان تفاوتی با هم ندارند و جز تغییرات اندک تفاوت زیادی ایجاد نشده است که بیش از ۵۰ بار ویرایش شده است و همه از روی سایت دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی درمانی تهران کپی! ،البته به سایت دانشگاه هرکسی دسترسی ندارد و نمیتواند ویرایشی انجام دهد پس نمیشود انجا را هم اشتباه چاپی بخوانید ! البته هنوز فرصت ویرایش متن سایت دانشگاه علوم پزشکی را نداشته اید
چرا همه دوست دارند همه چیز در لاپوشانی و اغماض و زیرسبیلی رد کردن همه چیز را حل و فصل کنند ، چرا کسی میل به تغییر ندارد ؟

 

 

 

پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای علی پ. به سؤال خانم منیره ه.
کتاب مکتب لکان چاپ دوم ۱۳۸۲ص ۴۹ و ۵۰
با تشکر از دوستانی که سخن بنده را اصلاح کردند باید عرض کنم احتمالا بنده دچار دلزدگی شدن این گونه افراد را به معنای آسیب زدن آنها به خود تلقی کرده بودم که از همین جا ضمن عذرخواهی آن را اصلاح می نمایم.اما منظور نهایی حرف من این بود که اگر اعتراضی هست بهتر است از راهش وارد شد و تخریب شخصیتی مسلما راه پسندیده ای نیست حتی برای یک قاتل یا مجرم تبه کار. اما برخی از شما چنان عصبانی هستید که به هر که شما را دعوت به آرامش می کند می تازید حتی اگر او متصل به هیچ گروهی نباشد.
برای همه آنهایی که هدفشان آموختن علم روانکاوی است آرزوی موفقیت دارم.

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ن. به پرسش منیره ه.
تغییرات در برنامه کنگره ممکن است چه ارتباطی با تغییرات ویکی پدیای دکتر صنعتی داشته باشد؟

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
در سایت کنگره در مورد بابک روشنایی مقدم این طور نوشته شده:
He is a member of both American Psychoanalytic Association and International Psychoanalytical Association.
بیایید به سایت International Psychoanalytical Association یا همان IPA سری بزنیم. اینجا دو بخش جداگانه برای جستجوی عضو (member) و جستجوی کاندیدا (Candidate) دارد: http://www.ipa.org.uk/en/copy_roster.aspx
وقتی در اینجا نام ایشان را وارد می کنیم اعلام می شود که کاندیدا هستند و نه عضو.
در همان سایت «وزین» کنگره همچنین در مورد الهه ساگارت نوشته:
She is a member of The American Psychoanalytic Association and International Psychoanalytical Association.
بازهم IPA: ایشان هم فقط کاندیدا هستند.
شاید برای رییس «نخستین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران» که معلوم نیست مدرکشان را از کجای انگلستان تهیه کرده اند و به تبع ایشان «کنگره» روانکاویِ مسروقه ایشان بیارزد که member با Candidate هم معنی گرفته شود، ولی برای IPA اینها از هم جداست:
IPA Members are fully qualified analysts and IPA Candidates are analysts in training through an IPA accredited training programme. [1]
اگر برای آقای رییس «نخستین کنگره» که به نقل از شاگردشان «… شاید، بتوان گفت ورود اصلی مفاهیم و کاربرد دیدگاه‌های روانکاوی در روانپزشکی و روانشناسی ایران برای درمان بیماران را باید با بازگشت دکتر محمد صنعتی به ایران مرتبط بدانیم. در اواسط دهه ۱۳۶۰، دکتر محمد صنعتی، که روانپزشکی و روانکاوی را در انگلیس آموخته بود، در گروه روانپزشکی دانشگاه تهران مشغول به کار شد…» [۲] بهتر است که فرقی نداشته باشه که روی بنای چه کسی خانه می سازند و با خیال راحت وعده دهند که قرار است از «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران» صحبت کنند، ولی برای «انجمن فرویدی ایران» و خیلی های دیگر خیلی فرق می کند.(باورتان می شود که این حرف ها در تاریخ ۱۵ مهر سال گذشته در بخش «اندیشه» روزنامه اعتماد چاپ شده و پس از پیگیری های انجمن فرویدی تصحیح هم نشده است.)
منفعت با سخنران «اخلاق» چه ها که نمی کند.
راستی آقای رییس «نخستین کنگره»!
چرا بعد از این همه تغییراتی که در برنامه داده اید، از زمان ۴۵ دقیقه ای سخنرانیتان یک ۱۰ دقیقه ای هم کم کرده اید؟ مبادا از تاریخ ساخته و پرداخته روانکاوی در ایران چیز دیگری هم کم کرده اید؟

۱- http://www.ipa.org.uk/en/copy_roster.aspx
۲- https://freudianassociation.org/%d8%af%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%a8%d9%88%d8%af/

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ن. به سؤال خانم منیره ه.
جناب آقای رئیس کنگره و دبیر علمی
پیشنهاد می کنم قبل از رفتن به کنگره به صفحه ویکیپدیای خودتون هم سری بزنید و در بحث شرکت کنید. به امید دیدار

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم مرجان م. به سؤال خانم منیره ه.
خواستم به جناب صنعتی بگویم
صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی/ این هم که جوابی ننویسند جوابی است!

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقای آرش به سؤال خانم منیره ه.
در یک میدان مین گذاری شده هم این قدر علامت خطر و علامت سوال و علامت تعجب نیست که در صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی، فقط مانده که این صفحه آژیر خطر هم بکشد! چه شرمساری ای!!!

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ آقا/خانم الف به سؤال خانم منیره ه.
متاسفم برای جامعه روانکاوی. فکر کنم اکثریت دچار جنون جمعی شده اید. اما بهتر که آسیب شما فقط به همنوعان خودتان می رسد. همینطور ادامه دهید تا نسلتان از بین برود. هر چند مطمئن نیستم. چون سحر و جادو و خرافات هم هیچ وقت از بین نرفته است. اما همین که سر از بیمارستان روانپزشکی در بیاورید و به عنوان درمانگر با مردم سروکار نداشته باشید خوب است.
همین طور ادامه دهید….

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. ا. به سؤال خانم منیره ه.
آقای علی پ، اندکی مکث!
روزنامه همشهری ۱۴ مهر ۱۳۹۳،ص ۲، خبر تکان دهنده است: « کارشناسانی که هشدار داده بودند آنتونوف ۱۴۰ قابلیت پرواز ندارد، چند هفته پیش از سقوط، برکنار شدند.»!!
حالا باز هم معتقدید که شیوه جستجو و تفحص ما در مورد «راستی آزمایی» ادعاهای دیگران و برملا کردن تلاش آنها برای چپاول دستاوردهای دیگران، «تخریب شخصیت» آنهاست و ناشی از «عصبانیت» ما است؟؟
اندکی مکث! مساله جدی است……………..

 

 

  

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

 پاسخ خانم م. الف. به سؤال خانم منیره ه.
دکتر صنعتی با منتسب کردن مدرک خیالی خود به England!! مرا به یاد صحبت یکی از دوستانم انداخت که می گفت: «در دوره دبیرستان که بودیم یکی از کاندیداهای شهر ما برای انتخابات مجلس در معرفی خود نوشته بود “عضو انجمن روانشناسان بالینی ایران”. ما تحت تاثیر این موضوع به نظرمان آمد که این آدم خیلی حسابی است و عضویت او آنهم در یک «انجمن» منتسب به «روان» خیلی موضوع مهمی است. از معلم مان خواستیم راجع به این انجمن به ما اطلاعاتی بدهد. او برای ما توضیح داد که این موضوع خیلی مهمی نیست، هرروانشناسی که فارغ التحصیل شود به عضویت این انجمن در می آید. آن کاندیدا با درصد قابل توجهی رای آورد ولی سرانجام به مجلس نرفت.»
البته فرد مذبور حقیقتی را بیان کرده و جای هیچ ایرادی هم نیست، اما موضوع مورد اهمیت این است که بعضی عناوین بسیار پرطمطراق هستند و می توانند بسیاری آدم ها را تحت تاثیر قرار دهند و این تاثیر آنقدر زیاد است که اجازه ردیابی و شک کردن در مورد چیستی و چرایی موضوعات مطرح شده را از آدم ها می گیرد.
بکارگیری این شگرد عوامفریبانه در محیط های بی بنیه با موضوع «اخلاق» که قرار است استاد معظم از England در “نخستین کنگره کذایی روانکاوی و رواندرمانی پویا” ارایه دهد، چقدر جور در می آید!!

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. الف. به سؤال خانم منیره ه.
مشکل شد دو(صد) تا !!
اگر منظور دکتر صنعتی از «انستیتوی روانپزشکی لندن» همان IOPPN )KING’s College LONDON) باشد که در سایت آن انستیتو خود را چنین معرفی کرده اند:
The Institute of Psychiatry, Psychology & Neuroscience* (IoPPN) is Europe’s largest centre for research and post-graduate education in psychiatry, psychology, basic and clinical neuroscience and a School of King’s College London.
۱. همانطور که در تعریف فوق مشخص است در این انستیتو تحقیقات و مطالعات Post Graduate در سه رشته روانپزشکی، روانشناسی و نوروساینس صورت می گیرد. از جملات بالا معلوم است که وزارت بهداشت کشور انگلیس فرق روانکاوی و روانپزشکی را می داند. ایشان نوشته اند تحصیلات خود را در رشته روانپزشکی و روانکاوی در این انستیتو گذرانده اند: آخر در کجای سایت این انستیتو شما اشاره ای به روانکاوی را می بینید؟ نمی دانم روانکاوی را از کجا به این انستیتو چسبانده اید!!
۲٫ در این انستیتو تحقیق و تفحص بعد از اتمام تحصیلات Post Graduate انجام می شود. دانش زیادی نمی طلبد که بفهمیم باید روانپزشک یا روانشناس مقطع phd باشی تا بتوانی در این مرکز به تیم های تحقیقاتی بپیوندی. ایشان در کدام قسمت از انستیتو عضویت داشته یا در کدام زمینه تحقیقی انجام داده؟ مستندات ایشان چیست؟
۳٫ مغلطه اساسی در این است که اگر در این انستیتو تحصیل کرده باشی، تا اینکه عضو ممتاز کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان شوی خیلی فاصله هست، حتما باید کاری در خور توجه انجام داده باشی: چطور ایشان عضو ممتاز آن کالج شده اند؟ بر چه پایه ای؟ پس چرا هیچ تحقیقی از زمان حضورش در آنجا ندارد؟ چرا در ویکی پدیا از مستندات اش چیزی به چشم نمی خورد؟
۴٫ چرا در بخش انتشارات و ژورنال های آن انستیتوی معتبر هیچ مطلب یا مقاله ای به نام ایشان که مدعی تحصیل در ان است، به چشم نمی خورد؟
۵٫ می دانید چه چیزی جالب است؟ شباهت اسمی! در این جستجو به دو عضو این انستیتو برخوردم: عبدی صنعتی (روانپزشک و محقق ایرانی عضو آن) و مهدی صنعتی (محقق دپارتمان فیزیک آن) . اما نامی از محمد صنعتی ندیدم. این شباهت های اسمی واین ادعاهای بی پایه……………
و اما در مورد گروه بیمارستان های میدل سکس لندن:
۱٫ Homepage
The UCL Division of Psychiatry is part of the Faculty of Brain Sciences in the UCL School of Life and Medical Sciences. … The PRIMENT Clinical Trials Unit is a partnership between the Division of Psychiatry, the Department of Primary Care and…..
http://www.ucl.ac.uk/psychiatry/homepage
۲. Psychiatry, Neuroscience and Clinical Psychology
UoA 9: Psychiatry, Neuroscience and Clinical Psychology. This submission reports on one of three components of the extensive neuroscience research community at UCL. … Computational neuroscience. Brain injury, brain repair and rehabilitation. Psychiatry.
http://www.ucl.ac.uk/research/rae-2008/9

در این مجموعه بیمارستان ها هم که بخش های روانپزشکی هست اسمی از روانکاوی دیده نمی شود…………….
اگر ایشان در یکی از بیمارستان های آن مجموعه برای مدتی کار کرده با تحصیل و اخذ مدرک از آنجا متفاوت است.
این اشتغال از چه سالی تا چه سالی بوده است؟؟
مانده ام که اصلا مگر برای تحصیل در رشته تخصصی روانپزشکی در چند مرکز آموزشی باید درس خواند که از همه بیمارستان های گروه میدل سکس لندن و انستیتو روانپزشکی لندن نام برده شده است؟ تعارف نکنید اگر هست باز هم بگویید!! سنگ مفت گنجشک مفت!!
سئوالات ما همچنان به قوت خود باقی است:
۱٫ «انستیتو روانپزشکی لندن » کجاست؟
۲٫ آقای دکتر صنعتی در رزومه تان در ویکی پدیا (که ۷ ساعت پیش توسط فردی به نام علیرضا up date شده است) مشخص نکرده ایدکه از چه سال تا چه سالی در «بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن» درس خوانده اید یا کار کرده اید؟ تحصیلات دوره تخصصی روانپزشکی یک اول دارد و یک آخر، اول و آخر تحصیلات شما در کدام بیمارستان از گروه میدل سکس بوده و از چه سالی تا چه سالی؟
۳٫ موضوع پایان نامه دوره تخصصی شما چه بوده؟
۴٫ تحصیلات در روانکاوی چطور؟ در این مراکزی که نام برده اید، خودشان چنین ادعایی ندارند، شما چطور؟ مدعی هستید که در آنجا به کسی مدرکی در زمینه روانکاوی می دهند؟ نکند با مطبوعات ایران اشتباه گرفته اید که به راحتی به شما لقب روانکاو را اعطا کردند؟!
۵٫ در توجیه ادعایتان مبنی بر عضویت ممتاز درکالج سلطنتی انگلستان نوشته اید: به دلیل «فعالیت برای ارتقاء و گسترش دانش روانپزشکی». این فعالیت شامل چه مواردی می شود؟ می شود مستندات خود را ارایه دهید؟؟
۶٫ اینهمه تناقض در درج یک رزومه جزیی، از چه چیزی حکایت دارد؟ آخر چطور ممکن است که حتی نام مکان های مورد ادعا برای تحصیلات خود را هم درست ننویسید؟ آنهم یک عضو ممتاز کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان!!؟؟ شما می دانید کشور انگلیس کجاست؟ یا نکند « انگلیس یک شبه جزیره کوچک در غرب آفریقاست….».

ما همچنان منتظر پاسخ سوالات خود هستیم.

 

 

 

 

 جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم خ. ف. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام
اول تغییر پوستر کنگره، بعد تغییرات در ویکی پدیا و حالا تغییر در برنامه های کنگره واقعا با این تغییرات چه چیزی را می خواهند درز بگیرند که هر چه رفو می کنند باز پاره است؟!

 

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳  

پاسخ آقای محمد به سؤال خانم منیره ه.
حالا که در ایران فردی مثل آقای دکتر صنعتی حق دارند کنگره روانکاوی برگزار کنند، باید به ایشون بگم بنده هم قصد دارم با هزینه ی خودم و همکاری دانشگاه علوم پزشکی یک کنگره روانکاوی در ایران برگزار کنم! و همینطور اخذ مجوز و تاسیس یک مطب جهت روانکاوی!! هر ساعت پانصد هزار تومن!!!

 

 

 

 

 جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم/آقای بی نام به سؤال خانم منیره ه.
چرا نام گروه تان را به گروهک تروریستی فرویدی یا داعش روانکاوی تغییر نمی دهید؟
اگر جرات دارید این نظر را چاپ کنید

 

 

 

 

 جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. به سؤال خانم منیره ه.
با خودم فکر می کنم مشارکت روشنایی مقدم و الهه ساگارت، در کنگره ای که رئیس و دبیر علمی اش از “England دست راست درب سوم” فارغ التحصیل شده کاندیدا شدنشان را در IPA زیر سوال نمی برد؟

 

 

 

 

 جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
حالا بالاخره سر رسیده اند! احتمالاً «دار و دسته» آقای صنعتی باشند. آقای آرش و آقا یا خانم الف را می گویم.
کاش حداقل به جز آرزوی شر و دیدن علامت های تعجب چیز دیگری داشتند که عرضه کنند. اینکه فردا روز کنگره است شاید در «هیاهو» راه انداختن دوستان بی اثر نبوده باشد.

 

 

 

 

 جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم م. م. به سؤال خانم منیره ه.
فکر می کنید این جمله از چه کسی است: « من حرف‌ها و نقدهای بی‌مدرک و شاهد را نمی‌پذیرم.» بله! درست حدس زدید: جناب صنعتی. تقصیر ماست که تمامی ندارد؟!!! ایشان نمی پذیرند اما ما باید بپذیریم وگرنه «دار و دسته و ناراحتیم»! توی فیلم های پلیسی وقتی متهم دستگیر می شود پلیس جمله ی مشهوری می گوید که مجبور نیستید چیزی بگویید. هر چه بگویید ممکن است بعدا در دادگاه بر علیه خودتان استفاده شود… آقای صنعتی! تو را به خدا بیشتر از این چیزی نگو! اگر جای شما بودم فردا در کنگره ساکت می ماندم تا وکیلم بیاید.
http://talar.shandel.info/thread-319-post-3225.html#pid3226

 

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم سوده ر. به سؤال خانم منیره ه.
شاید شنیده اید که گاهی بعضی آدم ها در مورد بلاهایی که به سرشان می آید، با خشم می گویند: «حقمان است.» راستش بعد از خواندن پاسخ آقای آرش، به صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی، رفتم. در بخش بحث فقط ۴ تا علامت تعجب بود و هیچ علامت سوالی وجود نداشت.
برایم جالب بود که دانشگاه نداشته ی آقای صنعتی انقدر ایشان را آزرده خاطر نکرده که ۴ تا علامت تعجب! اینجا بود که این «حقمان است.» از ذهنم گذشت.
آقای آرش! وقتی «پذیرش مسؤولیت اخلاقی برای محتوای رؤیاها» [۱] در این انجمن اهمیت دارد، دیگر حرف ناراست گفتن و سرقت ادبی و سرقت دسترنج دیگران و به نام خود زدن ها که جای خود دارد. بله! «میدان مین» توصیف زیبایی است و به جا.
واقعاً که «کشور جهان سومی کشور جهان سومی است» [۲]. اگر هر جای دیگر دنیا بود، می رفتند و می گفتند آقا مدرک این حرفها که در این چند سال زدی را ارائه بده. آن وقت اینجا بعضی ها دلخورند که چرا افشا می کنید. راستش را بگویید نگران نوبت خودتان که نیستید؟!

۱- پنجشنبه فرویدی ششم، سخنرانی « پذیرش مسؤولیت اخلاقی برای محتوای رؤیاها »، زیگموند فروید، ۱۹۰۰
۲- https://freudianassociation.org/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/

 

 

شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد «کنگره خواری»
آقای صنعتی! وقتی دارید به خیال خودتان از تاریخچه روانکاوی در ایران می گویید، خانه دکتر صناعی در شمال لندن را خوب به خاطر می آورید، محل تحصیل خودتان را به خاطر نمی آورید؟

 

شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
این اولین کنگره ای بود که در آن شنیدم در حالی که شما ۱۲۰ هزار تومن برای کنگره پول داده اید و از وقتتان برای شرکت در این کنگره گذاشته اید، حق سوال کردن هم ندارید وگرنه با شما برخورد می شود! و اولین کنگره ای است که گفته می شود برای شرکت در آن باید تعهد بدهید!!! فکر نمی کنم رییس جمهور هم که از دانشگاه تهران دیدن کرد، قبلش از دانشجویان شرکت کننده تعهد گرفت. البته شاید حرجی هم بر انجمن روانپزشکان نیست هر چه نباشد باید یک کنگره یتیم مانده را دست تنها بگردانند آنهم با رییس کنگره ای که مثل گاو پیشانی سفید است و مدرکش معلوم نیست مال کجای england است. فقط نمی دانم چرا اعضای هیات رییسه این رییس کنگره را در حالی که حضور دارد نمی بینند!
راستی چرا «سوال کردن» در این کنگره اینقدر ممنوع است؟

 

شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد «کنگره خواری»
با این که هنوز مشخص نیست آقای دکتر صنعتی(!) مدرک تحصیلی روانپزشکی خود را از کجا اخذ کرده است و ادعای او در مورد روانکاویش جز وهم چیزی نیست، ولی جالب این است که او در کنگره روان خواران-ببخشید- روانکاوان از همسر خود- دکتر معین- شیما شکیب و سامان توکلی… به عنوان روانکاو در تاریخچه روانکاوی ایران یاد می کند، البته این روانکاوان در نزد صنعتی روانکاوی را آموزش دیده و آنالیز شده اند! «به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم».

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

پاسخ خانم کتایون خ. به سؤال خانم منیره ه.
با سلام و عرض ادب.
بر کسی پوشیده نیست که دکتر کدیور روانکاوی برجسته هستند و متاسفانه آموزش روانکاوی در ایران به غلط انجام می گیرد و گروه های جور واجور به هر کسی اجازه می دهند مراجعی را بر روی couch برند. من سخت گیر هستم و همیشه دروغ افراد در رزومه ی شان برایم آزار دهنده است ولی چرا با این خشم در کنگره با دکتر صنعتی و بقیه رو به رو می شوید و این مقدار لیبیدو را صرف افشاگری می کنید وقتی مراجع قانونی برای پیگیری وجود دارند؟ من هم جزء کسانی هستم که با دروغگویی و عوام فریبی مشکل دارم. ولی از طریق مراجع قانونی بدون آبرو ریزی می توان مدرک را چک کرد. شاید واقعا ایشان مدرک روانپزشکی و فلوشیپی دارند.

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای وحید در مورد «کنگره خواری»
طرف ۳۰ سال است که آرزوی کنگره روانکاوی داشته در حالی که حتی روانپزشک بودنش هم پا در هوا است. زهی وقاحت!

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
امروز در سومین و آخرین روز کنگره جناب صنعتی باز هم جواب سوال ما را نداد که بالاخره این دانشگاه روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجای england است. و نمی دانم چرا این سوال اینقدر اعضای کمیته علمی و اجرایی کنگره و جمع «روانکاوان وحشی» را به هم ریخت. از اول تا آخر کنگره صحبت از دیالوگ بود و آنوقت به خاطر پرسیدن سوال آن هم در زمان پرسش و پاسخ، میکروفن ما را قطع کردند و حراست تهدیدمان کرد و ازمان در حال پرسیدن سوال فیلم «جنایی» گرفت. در حالیکه در همانجا آقایان و خانمهای نامحرم با هم دست می دادند، همدیگر را لمس می کردند و همه این کارها را هم جلوی چشم حراست می کردند! فضای «دیالوگ» این کنگره واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد. باز هم از جناب صنعتی و کمیته علمی کنگره برای اینکه به من یاد دادند دیالوگ یعنی چه ممنونم واقعاً.

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد «کنگره خواری»
آقای دکتر صنعتی!
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟
این سوالی بود که اختتامیه رو باهاش جشن گرفتیم. باورشون هم نمی شد. در کنار سوالای دیگه:
آقای دکتر جغتایی میزبان این برنامه کجاست؟ آقای دکتر جلیلی چرا تشریف نداشتند؟ اگر این کنگره وجاهت علمی داشت ایشان می آمدند.
چرا آقایان هاشمی و رفعتیان نیامدند؟
وقت پرسش و پاسخ رو که دزدیدند و همایونپور که دَر رفت گفتن نوبت اختتامیه است. ما همینا رو گفتیم. با تعجب گفتن بشینید کار داریم. ما همینا رو گفتیم. رفتن دور رو بر معلم اخلاق رو گرفتن که از حال نره. ما همینا رو گفتیم. آقای خوش تیپ گوشواره بر گوش (روشنایی مقدم)از خط مقدم رو آوردن. ما همینا رو گفتیم. از هم تشکر کردن و به هم هندونه دادن. ما همینا رو گفتیم. توهین کردن. ما همینا رو گفتیم. فیلم برداری کردن. ما همینا رو گفتیم. حراست آوردن. ما همینا رو گفتیم. آقایی حراست مأب در حالی که داشت از خشم می لرزید به سمت ۲ تا از اعضا داشت یورش می برد. ما همینا رو گفتیم. با نیومدن خارجی ها به ایران تهدیدمون کردن. ما همینا رو گفتیم. «توده» اومدن بد و بیراه گفتن. ما همینا رو گفتیم. آقای صنعتی رو آن بالا دعوت کردن. باز هم ما همینا رو گفتیم. می خواستن کیک بخورن و عکس بگیرن و خوشی کنن ولی چون ما همینا رو گفته بودیم کنسل شد.
لقمه غصبیشون تو گلوشون موند.
گوارای انجمن فرویدی باد.

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد «کنگره خواری»
مراسم اختتامیه نخستین کنگره روانکاوی با سوال اعضای انجمن فرویدی از آقای دکتر صنعتی(!) پایان یافت: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟». در این کنگره نیز دکتر صنعتی در مورد محل اخذ مدرک روانپزشکی خود پاسخی ارائه نداد و سکوت کرد. با وجود این، حضار روانپزشک، روانشناس و درمانگر اجازه نمی دادند که این سوال مطرح شود. آنها برای دکتر صنعتی کف زدند، هورا کشیدند و شاخه گلی به وی هدیه کردند. در پس این سوال چیست که نه تنها دکتر صنعتی از این سوال بیم و وحشت دارد، بلکه این جماعت نیز از مطرح کردن « آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» می ترسند؟

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد «کنگره خواری»
در سومین و آخرین روز کنگره، در حالی که اعضای انجمن پرسش از مدرک آقای دکتر صنعتی(!) داشتند، به بی ادبی و بی تمدنی متهم شدند. اعضای انجمن فقط سوال می کردند، اما در پی سوال اعضای انجمن، آقای دکتر جلالی ندوشن به یکی از اعضای انجمن گفت :”خفه شو” و …. فردی در اعتراض به اعضای انجمن فرویدی حمله کرد تا او را کتک بزند که اگر میانجیگری دوستانشان و گویی دکتر صنعتی نبود، نمی دانم چه اتفاقی می افتاد؟ و ما خندیدیم. در این میان عده ای هم از اعضای انجمن عکس و فیلم می گرفتند تا شاید تهدیدی باشد برای این که دیگر سوالی پرسیده نشود. علی رغم هر گونه تهدید، اعضای انجمن فرویدی همچنان می پرسیدند: »آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟«آقای دکتر جغتایی-رئیس دانشگاه علوم بهزیستی- دکتر هاشمی- رئیس سازمان بهزیستی کشور-، دکتر جلیلی، دکتر رفعتیان کجا هستند؟ میزبان کنگره کجاست؟ اگر این کنگره علمی بود آنها اینجا بودند؟

 

یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای بهزاد در مورد کاسبان روان
وقتی صنعتی می گوید من احمق واقعا از اعماق وجود این را می گوید. خب اگر پایش را توی کفش دکتر کدیور نکرده بود هنوز می توانست برای ۳۰ سال دیگر با همان مدرک England دست راست درب سومش «روانپزشک» باقی بماند.

 

سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
دکتر خدایی مثل اینکه «نمی خواهید بدانید» و باور کنید که مدرک استاد گرانقدرتون جعلیه! ایشون نمی تونه یه لباس پاره رو رفو کنه، می دونید چرا؟! چون اصلاً لباسی وجود ندارد!

 

چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
در نخستین کنگره روانکاوی گفته شد خانم عیسی وند از گروه بیمارستان‌های Middlesex فارغ التحصیل شده است و این جا همان جایی است که دکتر صنعتی (!)بعد از ویرایش ویکی پدیای خود محل اخذ مدرک اش را به آنجا استناد کرد. حال شما فکر می کنید راهنما و مشاور صنعتی در ویرایش ویکی پدیا چه کسی است؟ اگرچه باز هم باید پرسید: آقای دکتر صنعتی(!) و خانم عیسی وند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن کجاست؟!

 

چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
می دانید کنگره جعلی یعنی چه؟
یعنی کنگره ای که رئیس آن مدرک خود را از ناکجاآباد گرفته است و سالها با آب و تاب به مردم دروغ گفته است. بله، مدرک رئیس کنگره غیرقابل ردیابی است و در هر بار ویرایش صفحات ویکی پدیا و صفحه شخصی در دانشگاه، تغییرات عمده ای در آن به چشم می خورد. از سال گرفته تا نام دانشگاه که در آن مدام تغییر می کند. ۱۹۸۲ می شود ۱۹۸۳، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان می شود انستیتو روانپزشکی لندن و گروه بیمارستان های میدلسکس و در ویرایش آخری که به سرعت بعد از دومی اتفاق می افتد، ما با نام کالج سلطنتی به عنوان محل اخذ مدرک روبه رو می شویم. یعنی در آخرین ویرایش، جناب صنعتی دست از سر مکانهای دروغینی مثل انستیتو روانپزشکی لندن و دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان و دست از سر فوق تخصص رواندرمانی بر می دارد و حتی اسمی دیگر از روانکاوی نمی آورد و مدرک خود را به کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان منتسب می سازد.
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038&refresh=1
در زیر، تعریفی را که کالج سلطنتی انگلستان در قسمت «درباره ما»ی خود آورده است، می آورم:
The Royal College of Psychiatrists is an independent professional membership organisation and registered charity representing over 15,000 psychiatrists in the UK and Internationally. The core purposes of the Royal College of Psychiatrists are to:
۱. Set standards and promote excellence in psychiatry and mental healthcare
۲. Lead, represent and support psychiatrists
۳. Work with patients, carers and other organisations interested in delivering high quality mental health services
http://www.rcpsych.ac.uk/aboutthecollege.aspx
همانطور که در تعریف مشخص است، این رویال کالج که فقط اسم دهن پرکنی برای ما ایرانیان دارد، دانشکده روانپزشکی و روانپزشکان محسوب نمی شود و جایی برای مدرک روانپزشکی دادن به افراد نمی باشد. اینجا یک انجمن خیریه است که می شود در آن عضو شد و البته باید برای عضویت حق عضویت پرداخت. و جناب صنعتی هم بعد از اینکه از سال ۲۰۰۷ تا همین روزها حق عضویت خود را پرداخت نکرده بود و دیگر عضو محسوب نمی شد، در یک حرکت «انتحاری» در همین روزها دوباره حق عضویت خود را پرداخت تا بالاخره به یک جایی که اسم روانپزشکی دارد وصل شود، اما فکر می کنم جناب صنعتی اینجای کار را نخوانده بود که انجمن فرویدی «توده» نیست و خوب هم بلد است که سرچ کند تا سرش کلاه نرود و «زیر سبیلی رد نکند». شاید دکتر صنعتی بتواند «توده»، «دانشگاه علوم پزشکی تهران» و «وزارت بهداشت» را گول بزند اما انجمن فرویدی را نه. دکتر صنعتی ما بلدیم به آفیس این کالج ایمیل بزنیم و بپرسیم که دکتر صنعتی عضو کالج شماست و آنها بگویند: بود ولی خیلی وقت است که دیگر نیست. ما همینطور می توانیم ایمیل بزنیم و متوجه شویم که در همین دو سه روز اخیر دوباره عضو شدید. چرا دوباره عضو شدید؟! تا دروغ هایتان برملا نشود. محاسباتتان اشتباه در آمد. این کار شما مثل دم خروسی است که بیرون زده است و آنقدر توی چشم است که نمی توان ندیدش.
آری جناب صنعتی می توانی انجمن فرویدی را داعش بنامی چون حقیقتی تلخ را برایت یادآوری می کنند؛ حقیقت اینکه دروغ گفته ای! بله، سلاح ما کلامی تلخ است که برای تو مثل داعش عمل می کند، تلخ چون زهر! به یاد بیاور که ما در سرزمینی زندگی می کنیم که یکی از فرمانروایان بزرگش وصیت کرده است: « اهورامزدا این کشور را از لشکر دشمن، از خشکسالی و از دروغ پاس دارد.»
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4_%DB%8C%DA%A9%D9%85

 

چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
راستی خانم الف. ش. در سؤالات امتحانی آقای دکتر خدایی یک سؤال از قلم افتاده. بی زحمت آن را اضافه کنید که بارم بندی سؤالات درست از آب درآید:
۱۱٫ آقای دکتر صنعتی
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟

 

پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
امروز دختر ۴ ساله ام از من خواست که همراه با او کارتون پلنگ صورتی ببینم. خوشحالم از اینکه درخواستش را پذیرفتم. جایتان خالی بسیار لذت بردم. در جایی پلنگ صورتی در حال هرس کردن است که ساقه درختی را می برد، آن وقت تمام کره زمین و محتویاتش به پایین سقوط می کنند. در جای دیگری پلنگ صورتی در حال نزاع با خرگوش کلاه شعبده بازی از دری وارد یک راه پله می شود. در پاگرد راه پله تابلویی از یک راه پله و دری دیگر روی دیوار است که ظاهرا کج شده. پلنگ صورتی آن را صاف می کند و اتفاقی که می افتد این است که راه پله کلاً کج می شود و پلنگ صورتی به صورت بی پایانی داخل دو راه پله سقوط می کند. این چرخش و سقوط ادامه دارد تا جایی که خرگوش دوباره تابلو را کج می کند. و در نتیجه زمین و راه پله صاف می شود.
این گرفتاری پلنگ صورتی در راه پله ها خیلی زیاد من را یاد وضعیت اسفناک صنعتی و دانشگاه علوم پزشکی تهران انداخت. این تابلوی به ظاهر کج شده صنعتی اگر به هر شکل ناشیانه ای حتی صاف هم بشود در هر صورت زمین دانشگاه علوم پزشکی تهران را کج خواهد کرد. باید در این باره فکری اساسی بشود.
با خود می اندیشم انصافا اگر سه روز کنگره در دانشگاه بهزیستی به جای چرندیات شرم آور ساگارت و موبری و… پلنگ صورتی پخش می شد، بی شک آموزنده تر بود. افسوس.

 

پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سپیده در مورد کاسبان روان
من هنوز هم مبهوت آن ۸ امتیازی هستم که صنعتی خودش به خودش داد. در جایی که روانپزشکان واقعی ۴ امتیاز می گیرند ۴ امتیاز اضافی ایشان به خاطر چیست؟ خب معلوم است به خاطر تبحر در دروغگویی و سر کار گذاشتن یک ملت به مدت ۳۰ سال. البته من اگر بودم برای این مهارت ها به ایشان ۴۰ امتیاز می دادم.

 

پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای بهزاد در مورد کاسبان روان
وقتی صنعتی می گوید من احمق واقعا از اعماق وجود این را می گوید. خب اگر پایش را توی کفش دکتر کدیور نکرده بود هنوز می توانست برای ۳۰ سال دیگر با همان مدرک England دست راست درب سومش «روانپزشک» باقی بماند.

 

پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه م. در مورد کاسبان روان
رونوشت: سایت تحقیقاتی اخلاق پزشکی
سلام وقت به خیر. یک سوال دارم شاید جواب آن برای شما که در حوزه اخلاق فعالیت دارید بسیار ذی قیمت باشد. شما صنعتی را می شناسید؟ آقای صنعتی را میگویم. همان آقای دکتری که روانپزشک است. همان آقای دکتری که در حوزه فرهنگ و اخلاق و روانکاوی ادعا دارد. ولی مدرک روانپزشکی ایشان قابلیت ردیابی ندارد. کدام مقام قانونی جوابگوی این نقض قانون است و طبابت و انجام روانکاوی برای کسی که خود روانکاوی نشده است در کجای اخلاق می گنجد؟

 

جمعه ۰۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
متن سوگندنامه پزشکان در ایران
اکنون که با عنایات و الطاف بیکران الهی دوره دکتری پزشکی را با موفقیت به پایان رسانده ام و مسؤولیت خدمت به خلق را بر عهده گرفته ام، در پیشگاه قرآن کریم به خداوند قادر متعال که دانای آشکار و نهان است و نامش آرامش دل های خردمندان و یادش شفای آلام دردمندان، سوگند یاد می کنم که: همواره حدود الهی و احکام مقدس دینی را محترم شمارم، از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم دارم, در معاینه و معالجه حریم عفاف را رعایت کنم و اسرار بیماران خود را، جز به ضرورت شرعی و قانونی، فاش نسازم، خود را نسبت به حفظ قداست حرفه پزشکی و حرمت همکاران متعهد بدانم و از آلودگی به اموری که با پرهیزکاری و شرافت و اخلاق پزشکی منافات دارد اجتناب ورزم، همواره برای ارتقاء دانش پزشکی خویش تلاش کنم و از دخالت در اموری که آگاهی و مهارت لازم را در آن ندارم خودداری نمایم, در امر بهداشت, اعتلاء فرهنگ و آگاهی های عمومی تلاش نمایم و تأمین، حفظ و ارتقا سلامت جامعه را مسؤولیت اساسی خویش بدانم.
http://rasekhoon.net/article/show/199887/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%20%D8%A8%D8%B1%20%D9%85%D8%AA%D9%86%20%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%86%D8%AF%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A8%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA%28%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D9%88%D9%84%29/

کاش دکتر صنعتی به این سوگندنامه وفادار می ماند و «در اموری که آگاهی و مهارت لازم را در آن نداشت، دخالت نمی کرد.»
واقعاً ای کاش!

 

جمعه ۰۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
خیلی برایم عجیب است! این که وقتی میپرسی “آقای صنعتی،‌دانشگاه انگلستان کجاست؟” خود ایشان درصدد پاسخ گویی بر نمی آیند ولی کلی آدم سر و صدا راه می اندازند که “شما بی احترامی کردید!” عجیب تر این که کسانی که تحصیل کرده اند و به اصطلاح دود چراغ خورده اند از کسی که مدرک و محل تحصیلش قابل ردیابی نیست، دفاع می کنند و حتی بدتر از آن حاضرند جور او را هم بکشند. منظورم شخص دکتر خدایی است. منافع مشترک آنها در چیست؟

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
احتمال می دهم رویال کالج هم یک گروه وابسته به داعش شده باشد وگر نه چه دلیلی داشت در جواب استعلام مدرک صنعتی این جور فحاشی و اغتشاش کند و بگوید:

Please check with your natioinal medical authority.

رویال کالج بی ادب! مگر نمی دانی صنعتی چند سالش است؟ این طرز جواب دادن در مورد یک مرد پیر است که می تواند جای پدر تو باشد؟ چقدر برایت متاسف شدم. این کار تو فقط یک خودزنی است و خودت را خراب کردی. چون در کشور ما عده زیادی هستند که برای صنعتی کف و سوت می زنند و احتمالا الان دارند تو را با این فحاشی که کردی هو می کنند. فقط متاسفم.

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
این رویال کالج داعشی بدجوری رفته رو مخ من. از وقتی جوابش به استعلام انجمن فرویدی رو دیدم خون خونمو می خوره. چقدر بی چشم و روست. یادش رفته همین چند روز پیش بود که صنعتی برای عضویت مجدد (بعد از ۷ سال) چندصد پوند حق عضویت به حسابش واریز کرد؟ حیا هم چیز خوبی است. پول را از صنعتی می گیری ولی در مورد مدرکش ما را به مقامات کشور ایران ارجاع می دهی؟

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ناصر در مورد کاسبان روان
آیا ظرافت یک پاسخ انگلیسی را گرفتید؟ پاسخ رویال کالج را به استعلام انجمن فرویدی. جوابشان این است: او در کشور شما «پروفسور» است بنابراین از مقامات کشور خودتان بازخواست کنید.

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
چرا در دانشگاه علوم بهزیستی سوال پرسیدن اشتباه است و دروغ گفتن حلال؟ چرا نباید از مدرک نداشته کسی پرسید؟ دانشگاهی که در کنگره علمی اش جایی برای سوال در مورد صلاحیت علمی افراد وجود ندارد دیگر چه جور دانشگاهی است؟ خود همین دانشگاه وقتی بخواهد استادی را استخدام کند از او رزومه نمی خواهد؟ هر دروغی در آن رزومه بنویسند قبول می کند؟ واویلای این «دانشگاه»!

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
فقط واسم عجیبه که این سینه چاکان جناب صنعتی که مدام می آیند و در سایت ما کامنت داعش و مجاهدین و سایکوز جمعی و … می گذارند، چرا نمی بینند که استاد گرانقدرشون به فاصله تقریباً یک ماه بعد از سؤال انجمن ما، در مورد مدک تحصیلی اش، دو بار اومده محل تحصیل معرفی کرده که بار اول تو ویکی پدیا و بعد بار دوم که همین هفته پیش بود اومده تو صفحه شحصی اش کالج سلطنتی رو معرفی کرده. الان حتی ویکی پدیاش با صفحه دانشگاه تهران نمی خونه. آدمی که اینقدر واضح دروغ می گه، این همه پشتیبانی کردن ازش واقعاً قباحت داره.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C

http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038&refresh=1

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم راحله ع.
می دونید چرا جناب صنعتی اینقدر واضح دروغ می گه، چون تو این مملکت تا حالا هیچ کس حرفهای آدمها رو «راستی آزمایی» نکرده. هر چی هر کس گفته، قبول کردند. واسه همینه که این آدم کالج سلطنتی رو معرفی می کنه و فکر می کنه «توده» هم هیچی نمی فهممه. جناب صنعتی فکر نکن ما بچه دو ساله ایم که چون اسم اینجا کالجه، باور کنیم مدرک ازشون گرفتی. معلوم نیست چی به اونها گفتی که قبول کردن عضوشون بشی. من تو حیرت اینم.
می دونید من فکر می کردم قضیه کردان استثناست، اما الان فکر می کنم از این اسنثناها انگار زیاد داریم!!!

 

 

شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دکتر جلیلی در اطلاعیه ای در سایت انجمن علمی روانپزشکان ایران، از مدرک دکتر صنعتی دفاع کرد. همون مدرکی که مثلاً کالج سلطنتی داده.
خطاب به دکتر جلیلی:
وقتی می خواهید دفاعی جانانه از مدرک جناب صنعتی بکنید، لطفاً قبلش یک استعلامی از خود کالج سلطنتی بفرمائید تا اینجوری مایه آبروریزی بیشتر نشه.

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر جلیلی
رئیس محترم انجمن علمی روانپزشکان ایران
در باب حمایت از دکتر صنعتی(!) لطفا به این پرسش ها پاسخ دهید:
• فهرست فعالیت های پژوهشی و آموزشی آقای دکتر صنعتی(!) که به کالج رویال سلطنتی ارائه نموده و عنوان FRCPsych را کسب کرده، اعلام فرمایید.
• جرا رزومه محل اخذ آقای دکتر صنعتی(!) در فاصله کمتر از دو ماه( از ویکی پدیا گرفته تا سایت شخصی و سایت علوم پزشکی دانشگاه تهران) این قدر ضد و نقیض ویرایش و اطلاع رسانی شده است؟
• دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟
• بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن کجاست؟
• و از همه مهمتر این که نظرتان در مورد پاسخ رویال کالج به استعلام ما چیست؟
جای بسی تاسف است که رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران نیز دروغ را دوست دارد و به حمایت از دروغگویان می پردازد. اگر مردم را هالو پنداشته اید، اصلاً و به هیچ وجه در مورد انجمن فرویدی چنین تصوری نکنید!

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
فکر می کردم عدم حضور آقای دکتر جلیلی در کنگره روانکاوی به خاطر دانایی و از روی عقل بوده است که به عنوان رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران و اهمیت قائل شدن به حوزه روح و روان خواسته تا آقای دکتر صنعتی(!) به این پرسش پاسخ گویدکه دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ ولی اکنون برای عدم حضور او مسائل دیگری باید مطرح کرد: ترس، ریا، دروغ، فریب و ………………………

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
مگر این سوال «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» چه چیزی دارد که حتی آقای دکتر جلیلی -رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران- نیز این چنین نگران شده است؟! او در اطلاعیه‏ ای در مورد کنگره روان‏کاوی (پس از برگزاری کنگره) به اثبات محل اخذ مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) می پردازد و آدرس اشتباهی می دهد. نمی دانم که او می داند با این کار دارد بدجوری با آبروی خود بازی می کند. یکی به او بگوید حداقل اگر به فکر خودش نیست به فکر پست و جایگاهش باشد.

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
یادمه بچه بودم زورم رو به اونی که دم دست تر از همه بود می رسوندم و فکر می کردم این همون چیزِ درسته.
حالا اینایی که میگن تو که سوال می کنی مدرکت چیه، منو یاد اون موقع های خودم میندازه.
چند تا نکته:
اول اینکه اونی که ادعا کرده آقای صنعتیه نه ما که مدرک تحصیلی رو از ما می خواهید،
دوم اینکه اگه فکر می کنید زورتون به صنعتی نمیرسه لازم نیست تلاش کنید که زورتون رو به یکی دیگه برسونید به خصوص اونی که «خوابتون رو آشفته کرده».
آینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن آیینه شکستن خطاست

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
راستش در این اوضاع مدرک نامعلوم و رقصان آقای صنعتی و آن اولین کنگره خواری در کنار خواب و خیال طرفداران ایشان، ابیاتی از حکایت مرد بقال و طوطی از مثنوی معنوی [۱] دائم به ذهنم می آید، آنجایی که پس از اینکه بقال بر سر او زد و پرهای سرش ریخت. روزی در بازار …
جولقیی سر برهنه می‌گذشت
با سر بی مو چو پشت طاس و طشت
آمد اندر گفت طوطی آن زمان
بانگ بر درویش زد چون عاقلان
کز چه ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی
از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
همسری با انبیا برداشتند
اولیا را همچو خود پنداشتند
گفته اینک ما بشر ایشان بشر
ما و ایشان بستهٔ خوابیم و خور
این ندانستند ایشان از عمی
هست فرقی درمیان بی‌منتهی
هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آب‌خور
این یکی خالی و آن پر از شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
این خورد گردد پلیدی زو جدا
آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بخل و حسد
وآن خورد زاید همه نور احد
این زمین پاک و آن شوره‌ست و بد
این فرشتهٔ پاک و آن دیوست و دد
هر دو صورت گر به هم ماند رواست
آب تلخ و آب شیرین را صفاست
جز که صاحب ذوق کی شناسد بیاب
او شناسد آب خوش از شوره آب
سحر را با معجزه کرده قیاس
هر دو را بر مکر پندارد اساس
ساحران موسی از استیزه را
برگرفته چون عصای او عصا
زین عصا تا آن عصا فرقیست ژرف
زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
لعنه الله این عمل را در قفا
رحمه الله آن عمل را در وفا
کافران اندر مری بوزینه طبع

بومسیلم را لقب کذاب ماند
مر محمد را اولوا الالباب ماند
آن شراب حق ختامش مشک ناب
باده را ختمش بود گند و عذاب

۱- http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh11

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ساسان در مورد کاسبان روان
خانم راحله، دکتر جلیلی خودش در جریان رویال کالج هست ولی خب فکر کرده صنعتی وزیر کابینه اش است که باید ازش دفاع کند.

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای مجتبی در مورد کاسبان روان
خانم معصومه ه، بنده خدا رویال کالج چندصد پوند پول نمی گیرد میزان حق عضویت هایش را ملاحظه بفرمایید.

http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/membership/fees.aspx

http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/membership/fees/ukfees.aspx

http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/membership/fees/overseasfeesbandings.aspx

 

یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این تعریف مدرکی است که دکتر جلیلی می گوید «از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است».

MRCPsych (Member of the Royal College of Psychiatrists) is a postnomial qualification awarded to physicians who have completed the prescribed training requirements and membership examinations mandated by the Royal College of Psychiatrists. Candidates must be registered with the GMC or a recognized medical board in their own country and should have undergone three years of training

http://en.wikipedia.org/wiki/MRCPsych
فکر کنم خود کالج سلطنتی این ادعا را ندارد که دکتر جلیلی دارد. دکتر جلیلی چه مدرکی دارید در مورد اینکه این کالج مدرک تخصصی روانپزشکی می دهد آن هم از نوع معتبرش؟
خود کالج چنین ادعایی ندارد.
اگر به این تعریف بالا توجه کنید، متوجه می شوید که این مدرک دقیقاً چی هست و جایگزین و معادل درجه تخصصی روانپزشکی هم نیست.

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
کجای دنیا دیدید که بخوان توی یه کشوری کنگره بذارن، بعد برن پوسترش رو همه جا بذارن جز همون کشور. باور نمی کنید؟ از همایونپور بپرسید.
کجای دنیا دیدید که طرف بیاد بگه آقا من اشتنباهی اینجا ام، ولی بعدش کاری کنه که از همون چیزی هم که بهش داده بودن هم محرومش کنن. باور نمی کنید؟ از دکتر خدایی، رییس بیمارستان رازی بپرسید.
کجای دنیا دیدید که طرف خودش هم ندونه یا نه، هنوز تصمیم نگرفته از کدوم دانشگاه در سالهای دورِ دور فارغ التحصیل بشه، بعد رییس انجمن روانپزشکان بیاد بگه این بابا از « کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych)» [۱] آمده. باور نمی کنید؟ از دکتر جلیلی، رییس انجمن روانپزشکان بپرسید.
کجا دنیا دیدید که طرف پاشه بیاد بگه «منِ روانکاو» بعد تا شاگرد دکتر کدیور بهش بگه «تو روانکاو نیستی» بگه «منِ احمق» اون وقت دو دقیقه بعدش بگه شما انجمن فرویدی دارید خودزنی می کنید. باور نمی کنید؟ از صنعتی بپرسید.
کجای دنیا دیدید توی یه کنگره ۳۰۰ نفری از فقط سوالات ۱۲ نفر، لرزه بر اندام اون ۱۲-۳۰۰ تا بیفته و از ترس، داعشی خطابشون کنن و وسط حرفشون بپرن و هلهله کنان مانع حرف زدنشون بشن. باور نمی کنید؟ از طرفدارای نخستین کنگره ی خواری بپرسید.
کنگره ی خواری (نه کنگره خواری) رو کی اول از همه گفت؟ نمی دونید؟ از دکتر خدایی، رییس بیمارستان رازی بپرسید.
کجای دنیا دیدید یکی مقام هیات رییسه کنگره خواری رو به یکی دیگه بده، بعد اون بابایی که این مقام رو بهش دادن مثل قرقی بپره از جلسه بره بیرون؟ بعد واسه ۳ روز دیگه اش، با همون اولی قرار بذاره که حالا این به اون در کنن، یعنی حالا تو بیا کنگره در گوشی رو ریاست کن. باور نمی کنید؟ از زوج صنعتی- همایونپور بپرسید.
چی شده که حالا همایونپور انقدر حرف واسه زدن پیدا کرده. فقط نمی تونه درست اداشون کنه. نمی دونید؟ از قورخانه چی بپرسید. فقط صبر کنید یه کم آرامش بهش برگرده. چون روز کنگره در گوشی خیلی اذیت شد. همایونپور این قطب علمی رو گذاشت دم در تا با یک زنجیره انسانی مراقب ۹ نفر آدم باشن. باور نمی کنید؟…
۱- http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=338

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر احمد جلیلی -رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران- گفته است: آقای دکتر محمد صنعتی(!) همکار عزیز و دانشمندشان از کالج روانپزشکی انگلیس مدرک خودرا اخذ کرده است که این کالج از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و آقای دکتر محمد صنعتی(!) با گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان درآمده است(اطلاعیه‏ی ریاست انجمن در مورد کنگره روان‏کاوی).
بلاخره پس از مدت ها آقای دکتر جلیلی، این مقام مسؤول، توانست پاسخ این سوال مهم «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» را بیابد. رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران خسته نباشید. با این پاسخ خیلی خیلی قانع شدیم. واقعاً با شجاعت کامل این راز را گشودید. از آنجایی که تبحر و صلاحیت شما در این زمینه بر ما مسلم گشت، سوالات مشابه دیگری وجود دارد که مرحمت فرموده و پاسخ آن را به مردم بدهید. England دست راست درب سوم کجاست؟ و مرحوم کردان از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده بود؟

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر احمد جلیلی
رئیس محترم انجمن علمی روانپزشکان ایران
برای شما دکتر محمد صنعتی(!) مهمتر است یا بیماران؟ منافع کدام یک را در نظر می گیرید؟ منافع شما همسو با کدام جهت است؟!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
اگر فرض کنیم، یک فرض محال، که جمله دکتر جلیلی در اطلاعیه اش مبنی بر اینکه « آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) درآمدند که از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است. » برای مدرک نداشته صنعتی، مدرک شد، آن وقت من نمی فهمم که چطور ایشان « از همان ابتدا تمام تلاش خود را در جهت آموزش روانپزشکی و انواع رواندرمانی و روانکاوی به دانشجویان و دستیاران روانپزشکی پرداختند»؟ یعنی چه ربطی داره؟ خب چرا با این مدرک نداشته روانپزشکی، اومده به دانشجویان و دستیاران روانپزشکی، روانکاوی آموزش داده؟

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دوستان دقت کردید که تو صفحه شخصی جناب صنعتی تو سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران، دیگه خبری از رواندرمانی و روانکاوی نیست. آخه بنده خدا مجبور بودی پات رو تو کفش دکتر کدیور بکنی که حالا فقط باید خدا خدا کنی که بگذارن روانپزشک باقی بمونی.

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر جلیلی، رییس محترم انجمن روانپزشکان! آیا بابت نیامدنتان به کنگره به کسی بدهکارید که این حرف ها را در سایت انجمن علمی روانپزشکان گفته اید یا نظر قلبی و شخصیتان است؟
راستش برایم عجیب است که در حالی که آقای صنعتی که هنوز تصمیم نگرفته از کجا فارغ التحصیل شود، شما حکم سخنگوی او را پیدا کرده اید و او را روانپزشک معرفی می کنید. اندکی صبر می گردید تا ایشان مطمئن شوند که بعد از ۷ سال وقفه در پرداخت حق عضویت می خواهند باز هم عضو این کالج شوند یا خیر. (البته اگر پرداخت حق عضویت نشانه روانپزشک شدن ایشان است، پرداخت نکردن آن هم نشان از بی صلاحیتی ایشان در ارائه خدمات روانپزشکی دارد. این که خیلی غامض و پیچیده نیست گر چه خیلی مضحک است.)
می دانید، چیزی که می بینم این است که به جای اینکه به ریشه این درخت پوسیده رسیدگی کنید دارید وقت خود را تلف حرس شاخ و برگ آن می کنید و حیف وقت، که این کار فایده ندارد. و ای کاش بگذارید این انجمن علمی تان واقعاً علمی بماند.
درد دارد. راستش خیلی هم درد دارد، کشیدن دندان، دندان طمع را می گویم! و البته حتماً شنیده اید که می گویند دندان خراب، دندانهای کناریش را هم خراب می کند. ظاهراً اینجا این دندان دارد با دندان های دیگر همین کار را می کند و هر چه فاصله با آن کمتر باشد کار بازگشت ناپذیرتر است.
در آخر به نظرم این گزارش شما از سوابق تحصیلی ایشان هم جالب است، چون همین حرفهای شما خواسته یا ناخواسته (نمی توانم بگویم نادانسته) اذعان می کند که بی خیال روانکاو بودن ایشان شده اید. ولی آقای محترم! کار از کار گذشته، حالا دیگر ما «انجمن فرویدی» بی خیال نمی شویم. کمکی بیشتر از این؟! [۱]
۱- آقای دکتر جلیلی، در پایان اطلاعیه خود در مورد کنگره (خواری) روان‏کاوی گفته اند: « انجمن روانپزشکان در راه دشوار خویش دست کمک به سوی همه کسانی که آموزش معتبر و درستی در این زمینه‏ ها دارند دراز می‏کند و از همکاری آنها خوشحال خواهیم شد.»

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سپیده در مورد کاسبان روان
صنعتی چهارشنبه ۳۰ مهر صفحه دانشگاه تهرانش را تغییر می دهد و سه روز بعد دکتر جلیلی اطلاعیه می دهد. مگر چند نفر در انجمن علمی روانپزشکان مدرکشان غیرقابل ردیابی است که این گونه بسیج می شوند؟

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
جناب دکتر احمد جلیلی! با این اطلاعیه ای که دادید، مدرک خود را تا حد مدرک کسی که مدرکش قابل ردیابی نیست، پایین می آورید؟
آیا شما واقعا داشتن مدرک از (MRCPsych) را “معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی” می دانید؟ پس یا نمیدانید معتبر چیست، یا نمیدانید تخصص چیست، یا نمیدانید مدرک چیست، یا نمیدانید روانپزشکی چیست!
حالا فرض میکنیم، فقط یک فرض که آقای صنعتی خیلی تلاش! کردند و این مدرک! را کسب کردند. این موضوع چه ربطی به روانکاوی دارد؟
به قول سایت انجمن فرویدی: “روانپزشکی چه خلائی دارد که روانپزشکان به روانپزشک بودن خالی قانع نیستند؟”

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
“نکته‏ای که بعنوان خدمتگزار طولانی انجمن روانپزشکان ایران مایلم به آن اشاره کنم”
جناب آقای دکتر جلیلی، لطفا توضیح بدهید خدمتگزار طولانی چگونه خدمتگزاری است؟
من تصور می کنم خدمتگزار طولانی، خدمتگزاری است که از سر ناچاری یا رودروایسی “مجبور”به نوشتن دفاعیه ای شده که خود این دفاعیه نیاز به یک دفاعیه دارد!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
نکته‏ای که بعنوان خدمتگزار طولانی انجمن روانپزشکان ایران مایلم به آن اشاره کنم آن که ما روانپزشکان، روانشناسان بالینی، مددکاران اجتماعی و روان‏پرستاران بعنوان تیم درمانگران بیماران روانی بعنوان اصلاح کننده رفتارهای بیمارگونه و مرضی معرفی و تعریف شده‏ایم و شرط اصلی توفیق در این امر ارائه رفتار صحیح و سالم و منطقی و پرهیز از هرگونه رفتارهای ناصحیح است.
جناب آقای دکتر جلیلی، ریاست محتدم انجمن “علمی” روانپزشکان! منظور شما این است که هرکس هر تخصصی از دانشگاه گرفت بعنوان اصلاح کننده آن رشته معرفی و تعریف می شود و رفتار صحیح و سالم و منطقی ارائه می دهد و از هرگونه رفتارهای ناصحیح پرهیز می کند؟ ایکاش تخصص آنکولوژی می گرفتم!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم معصومه ه.
به خوب نکته ای اشاره کردید. دکتر جلیلی در این اطلاعیه آمدند گفتند که سخنرانان روانکاو کنگره همه از خارجه اومده بودند حالا ایرانی مقیم خارج و خارجی خارجی با هم خیلی فرق نداره. بقیه سخنرانان هم روانشناس و روانپزشک بودند.
آخه باید انجمن فرویدی این رو به شما بفهمونه که شما روانشناس و روانپزشک هستید نه روانکاو؟!
خدایی این همه هزینه کردید ولی بالاخره نکته خیلی خوبی را متوجه شدید که روانکاو نیستید.
البته هنوز سؤال اصلی ما باقیه که جناب صنعتی چطور روانپزشکند وقتی مدرکشون غیرقابل ردیابیه؟!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
چقدر این ضرب المثل مناسب جنای صنعتی است: مکتب نرفته ملا شده!
طرف معلوم نیست روانپزشک باشد یا نه، روانکاوی آموزش می دهد و سند فروید را به نام خود می زند!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
چقدر باید به دکتر صنعتی و انجمن فخیمه روانپزشکان فشار آمده باشد که حتی دکتر جلیلی هم در اطلاعیه مربوط به «کنگره» ای که در آن شرکت نکرد، بخواهد ثابت کند مدرک دکتر صنعتی موثق و واقعی است! یعنی هر چه بیشتر تلاش می کنند بوی این لجن بیشتر در می آید!
اما یکی نیست بگوید با تایید این و آن آدم صاحب مدرک نمی شود، مدرک را باید «داشت». واقعاً متوسط بهره هوشی در انجمن روانپزشکان چقدر است؟ این انجمن فخیمه «وجدان پزشکی» خود را هم نشان داد که حاضرند هزار دروغ به هم ببافند ولی قبول نکنند صنعتی مدرک روانپزشکی ندارد.
با آقای احمد هم کاملاً موافقم همین «اساتید اعاظم» روانپزشک به موقعش از یک دانشگاه آزادی «دستور» می گیرند و اصلاً به روی مبارک نمی آورند که «اساتید اعاظم» بودند. تمام این فیلمها برای خلق الله است.

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
سابقه تحصیلی دانستنی درباره جلیلی

اما یکی از اقدامات
خوبی که در همان سه سال دوره رزیدنتی من انجام شد، این بود
که با تلاشهای دکتر داویدیان، گروه روانشناسی بالینی از دانشکده
ادبیات جدا شد و گروه روانشناسی بالینی در روزبه با حضور
مرحوم دکتر اخوت، مرحوم دکتر شاملو و دکتر قاسم زاده و چند
تن دیگر از اساتید که به آمریکا مهاجرت کرده بوند، شروع شد
و پایه های آموزش فوق لیسانس و دکترای بالینی شکل گرفت.
البته آن زمان مخالفت شدید دانشکده ادبیات با جدا شدن گروه
روانشناسی بالینی صورت گرفت، ولی در نهایت با تلاش دوستان
و دکتر داویدیان ااین امر انجام شده و من خودم شخصا از آموزش
بالینی خوبی برخوردار شدم…
.http://psychiatrist.ir/data/newsletter/att/ipa/paeez_91_final.pdf

**
همایونپور،صنعتی وجلیلی و…علیه روانکاوی.وسابقه غصب فعلی جلیلی

اطلاعیه‏ی ریاست انجمن در مورد کنگره روان‏کاوی
نخستین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران از ۱۹ تا ۲۱ مهرماه ۹۳ از سوی کمیته روان درمانی انجمن علمی روانپزشکان ایران برگزار گردید.
http://psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=338

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان
ادبیات آقای جلیلی .از۳۴خط نوشته ۲۴ تا درباره همدوستان
که۱۷ خط آن درباره “عزیز”
=معنی “پربار” ذیل مدخل فهم روانپزشکی همدوستان ازروانکاوی

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای مهدی ش. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر صنعتی
این تغییرات اول در صفحه ویکی پدیا و حالادرسایت دانشگاه علوم پزشکی ، تکنیک است،تاکتیک است،عقب نشینی است،اصلاح است،عذرخواهی است،پذیرش اشتباه است، اصلا کسی جز شما نمیتواند پاسخ صحیح!!! بدهد تا خودتان لب وا نکنید نمیشود گفت معنی این تغییرات را، راستی یک عده طرفدار آگاه دارید که در این سایت پاسخ های قابل تاملی!!! میدهند آنها میتوانند پاسخ را از شما بپرسند،از چیستی تغییرات که بگذریم راستی فوق تخصص تون چی شد چرا این تغییر علاوه بر آدرس محلی که مدرک تخصص بهتون داده خود مدرک فوق تخصص شما هم شامل حذف قرار گرفت این به معنی این نیست که شما، آری خودتان پذیرفته اید که حداقل در مورد فوق تخصص دروغ گفته اید حالا فقط مانده تخصص تان که آنرا باید دید چه بر سرش میاورید اقای دکتر جلیلی هم که با آن اطلاعیه با آن دفاع و با تاکید روی گذراندن امتحانات پایانی دقیقا همین مدرک شمارا هدف گرفت زیرا خود رویال کالج تان بازیرکی در پاسخ استعلام انجمن فرویدی گفته او در کشور شما «پروفسور» است بنابراین از مقامات کشور خودتان بازخواست کنید.(۱)
۱ سایت انجمن فرویدی ظرافت یک پاسخ انگلیسی

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد کاسبان روان
خانم سپیده نوشته اند:”صنعتی چهارشنبه ۳۰ مهر صفحه دانشگاه تهرانش را تغییر می دهد و سه روز بعد دکتر جلیلی اطلاعیه می دهد”! با توجه به اشتباهات مکرر در دفاعیه دکتر جلیلی و اعتراف به روانکاو نبودن سخنرانان داخلی از جمله صنعتی، شاید تغییر صفحه از شروط دادن اطلاعیه بوده است!! الله اعلم!!!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان
آقای جلیلی!
صنعتی”عزیز”شما پول حق عضویتش را نمیداده برای خودش هم میدانسته انجمن کالج سلطنتی کشک است؛و شما برایش مینویسی “ارائه فعالیت های پژوهشی وآموزشی ”
این نوع *درهم کاری* های شمارا “بیماران روانی”تان بدانند چه شود؟! مواظب باشید کشکی نشوید!

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
ای بابا! من اگر به جای آقای صنعتی بودم، به جای این که اطلاعیه دکتر جلیلی را در فیس بوک خودم و کنگره ام و سایت شخصی خودم و مامانم اینا میگذاشتم، میرفتم یه چندتایی بیل بورد در سطح کل مملکت اجاره میکردم (البته پول این بیل بوردها را هم یا از دار و دسته ام میگرفتم یا از کسانی که یواشکی کنگره شخصی میگذارن) و روی آن با خط درشت می نوشتم: مردم؛ به خدا، به پیر، به پیغمبر، من مدرکم مشکل نداره. من این همه سال سرتون کلاه نگذاشتم! خواهش میکنم باور کنید.

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
پیش نویس یک مکاتبه فرضی
به: آقای دکتر احمد جلیلی
رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران
بدین وسیله بر خود موظف می دانم تا از حضرتعالی جهت اطلاعیه حمایت از اینجانب- دکتر محمد صنعتی- کمال تشکرو قدردانی گردد. راستش را بخواهید پیشنهاد دوستان در مورد محل اخذ مدرک تحصیلی بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن هم کارساز نبود، چون وقتی در ویکی پدیا آن را ویرایش کردم، نه تنها کسی به آن توجه نکرد و اسباب خنده برخی شد، بلکه دوباره پرسیدند آقای دکتر صنعتی (!) بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن کجاست؟ جناب آقای دکتر جلیلی کالج روانپزشکی انگلیس گزینه بسیار خوبی است که امیدوارم در دل برخی ها بنشیند و موثر واقع شود. بلاخره می توانم با قلبی آرام محل اخذ مدرک تحصیلی را در وب سایت فرهنگ و روانکاوی درج کنم.
اما یک دلتنگی هم از شما داشتم. اگر شما در کنگره روانکاوی حضور داشتید من در ابتدا آنقدر نمی ترسیدم که بلرزم و به پشتیبانی شما دلگرم می شدم. آخر شما نمی دانید به چه سختی توانستم سخنرانی خود را ارائه کنم. البته دیگر از شما به دلیل این اطلاعیه حمایت از صنعتی، به ویژه یافتن محل تحصیل اینجانب، خرده نمی گیرم. ارادت قلبی مرا بپذیرید.

 

 

دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر احمد جلیلی
رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران
معنی خدمتگزار طولانی انجمن روانپزشکان ایران چیست؟ آیا منظور از خدمتگزاری طولانی در انجمن روانپزشکان همان یافتن مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) و امثال آنها است؟ مراقب خود باشید! اگر خدمتگزاری طولانی بی مزد و منت باشد، فرسودگی شغلی به همراه دارد.

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم الف. ش. در مورد کاسبان روان
خانم آزاده به نکته بسیار جالبی اشاره کرده اید(انجمن علمی روانپزشکان ایران هم «با دروغ زندگی می کند و دروغ را دوست دارد».)آفرین پس «توده»ای که جناب صنعتی می گفت اینها هستند. حداقل ۳۰۰ روانپزشک که برای دروغ هورا گفتند، گل دادند و چاکری کردند و برای صداقت، هو کشیدند و فحش دادند.

 

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد کاسبان روان
جناب دکتر جلیلی
دکتر روشنایی در مورد بیمارش گفت من از روی مقنعه اش نمی توانستم وزنش را حدس بزنم و بیمارش گفت که با ترازو وزن کرده و وزنش کم شده. بله بیمارش به او فهماند که ترازو هم هست و لازم نیست همه چیز را حدس بزنی.
مدرک تحصیلی دانشگاهی هم تا جایی که می دانید چیزی است که دانشگاه می دهد و با معرفی نمی شود، حدسی هم نیست. فقط کافی است که مدرک را ارایه کنید.
اگر در کنگره ی خواری شرکت می کردید می توانستید از بیمار دکتر روشنایی این نکته را یاد بگیرید.
واقعا جایتان خالی بود ولی راستی چرا در کنگره ای که از ۶ ماه پیش تدارک دیده بودید شرکت نکردید؟
عافیت طلبی هم ضررش کمتر از کاری است که دکتر خدایی کرد.

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
فروید جان
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی/ کاین ره که تو میروی به ترکستان است
آن کسانی که در مورد بستری شدن خانم دکتر کدیور بهت گفته اند باز هم مثل خیلی چیزهای دیگر دروغ بارت کرده اند و سر کارت گذاشته اند. اطلاع رسانی در مورد همین مساله در بخش «کمپین اطلاع رسانی فروید در ایران» مدتهاست که روی سایت انجمن هست؛ قبل از اینکه صنعتی و همایونپور بخوان از این مساله برای پر کردن جای خالی مدرکشون و منحرف کردن اذهان از روانکاو نبودنشون سوء استفاده کنند. بنابراین خیلی هم ذوق نکن که چه نکته مهمی رو گرفتی. البته از تو که فارسی رو نمی تونی بخونی انتظار زیادیه که فرانسه بفهمی یا حتی «بخوای که بفهمی». سیاسی کردن این مساله هم تلاش نافرجام همون استادان اعاظمت بود ازشون بپرسی بهت میگن.
همایونپور میخواد روی گندی رو که خودش زده حالا با مطرح کردن این چیزا بپوشونه. خب نمی گیره جانم.
بعد هم بستری شدن یک عضو انجمن جهانی روانکاوی در ایران توسط روانپزشکان یک لکه ننگ دیگه برای جامعه روانپزشکی ایران و علامت اینه که روانپزشکان در ایران هیچ نسبتی با روانکاوی که هیچ با همون روانپزشکی هم ندارند. اگر داشتند می فهمیدند وقتی طبق ارزیابی انجمن جهانی روانکاوی نام دکتر کدیور جزو روانکاوانی است که در این سایت بعنوان عضو آمده و اجازه کار دارند و کارشان هم توسط این انجمن «تضمین» می شود، آنوقت چه کسی می تواند بگوید که کنترل اعمال و رفتار خود را نداشته!!! در ضمن یادت هم باشه هر چهار شاگرد دکتر کدیور که در جریان این مسله و در ارتباط با روانپزشکان اعظم بودند خودشون روانزشک و روانشناس و استاد دانشگاه بودند و همون درسها رو خونده بودند! در کتابهای روانپزشکی هم «چیزکی» در مورد نوابغ و بزرگان و اینکه بررسی باید همه جانبه باشه نه «از روی حقد و حسد روانپزشک» نوشته شده عزیز! این هم از شگفتی آفرینی های روانپزشکان ایرانی است. فکر می کنی در جامعه روانپزشکی ای که امثال صنعتی «دانشیار» هستند چقدر «دانش» در مورد روح و روان وجود دارد؟ در ضمن خودمون رفتار روانپرشکان و رزیدنتهای روانپزشکی را در سه روز کنگره ی خواری دیدیم.
این هم که فرمودی دکتر کدیور عضو انجمنی که فروید تاسیس کرده نیست، چیزی از دکتر کدیور کم نمی کنه. در جایی که اسم فروید به گروگان گرفته میشه جای هیچ فرویدی واقعی نیست. کسانی مثل دکتر کدیور عضو جایی هستند که فروید از زبان خود فروید آموخته و عمل میشه. این عضو نبودن دکتر کدیور درست مثل عضو نبودن ژک آلن میلر و خود لکان باعث سرشکستگی IPA هست که آنچه را که فروید بنیان گذاشت به چه انحرافی کشوندند. خودت هم که اعضای محترمشون رو دیدی. واقعاً فکر کردی اون آدما می تونن چیزی از حرفهای دکتر کدیور یا آقای میلر بفهمند؟ شما نه اونورو شناختی نه اینورو دوست من!

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
من جای انجمن روانپزشکان بودم، زودتر می رفتم یک پولی، چیزی به این رویال کالج می دادم که حالا این دفعه هم که شده مدرک روانپزشکی بدن و آبروریزی بیشتر درست نکنن.
واقعاً جای تأسف داره سردمداران روح و روان مردم به جای پیگیری حقیقت، دنبال لاپوشانی کردن حقیقتند.
مدرک نداشته، جناب صنعتی را استاد گرانقدر ساخت، حالا نه خودش نه دوستان نمی خواهند قبول کنند بابا کدوم استاد، کدوم دانشمند؟!
این کارهای جناب صنعتی و دوستان من رو یاد تحقیقهایی می اندازه که داده هاش جعلیه یعنی طرف داده سازی می کنه، بعد اسمش هم میشه محقق!

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مریم ر. در مورد کاسبان روان
با سلام و احترام
اقدام اخیر آقای جلیلی در حمایت از مدرک آقای صنعتی مرا به یاد این جمله معروف سایت می اندازد ” فریاد زدیم پادشاه که لخت است ” به نظر می رسد طرفداران صنعتی و همایونپور هنوز نمی خواهند لخت بودن پادشاه را باور کنند.
با تشکر

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
روز آخر کنگره ی خواری صنعتی گفت که به نظر من انجمن فرویدی در این سه روز خودزنی کرد. بعد هم جماعت براش دست زدند.
فقط یک نکته باریک تر ز مو اینجاست که از ایشان و همین طور آقای جلالی ندوشن تقاضا دارم جهت تنویر افکار عمومی توضیح دهند. اینکه اگر پرسشهای اعضای انجمن فرویدی در آن سه روز خودزنی بود، خب چرا میکروفن را از آنها دریغ می کردید و نمی گذاشتید به خودزنی شان ادامه دهند و چهره واقعی شان را برای آن جماعت ۳۰۰ نفره کف زن و هورا بکش آشکار کنند؟ چرا آقای جلالی ندوشن (سامان دهنده کنگره با تلاش و احاطه مثالزدنی) با ذره بین اطراف و اکناف کنگره را می گشت تا شخصی را پیدا کند که سوالکی داشته باشد و میکروفن را به او بدهد؟

 

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای علی مظلومی در مورد کاسبان روان
شماها یک عده بیمارین بخدا.
معلومه یه عده نشستن دور هم نظر دادن و خودشون رو تایید کردن.

من دانشجوی جامعه شناسی ام.

این کارتون درباره دکتر صنعتی عین جرم هست. شماها ابتدا ساکن برین خودتون رو درمان کنین بعد برای دیگران بکشید.

من مریض دکتر صنعتی ام. حداقلش اینه که چندین ساله توی این مملکت دارن مریض میبینن و کلی دعا پشت ایشونه.

شماها چی؟ معلوم نیست کجا تشریف داشتین و با ذهن بیمارتون دارین جای پای خودتون رو سفت می کنین.
نه کدیور! نه !
حالا حالا ها باید بدوویی تا به امثال دکتر صنعتی برسی.
میتونم یه وقت مشاوره برات بگیرم بری پیشش.
اگه خواستین بهم ایمیل بزنین.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
این تلاش جناب صنعتی برای دست و پا کردن مدرک ـ آن هم با ۳۰ سال دیرکرد ـ مرا یاد این شعر فروغ می اندازد:
«چقدر باید پرداخت
چقدر باید برای رشد این مکعب سیمانی پرداخت»

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
آقای علی مظلومی:
دکتر صنعتی مرد خوشبختی بود تا وقتی شماهایی که « نمیدانم و نمی خواهم بدانم» های «توده» وار اطرافش را فراگرفته بودند، ما نمی دانیم شاید قبل از ما هم کسانی متوجه نا معلوم بودن مدرک روانپزشکی شان شده بودند ( دقت کنید مدرک روانپزشکی) اما صدایشان به جایی نرسیده زیرا مثل ما متشکل و سازمان یافته نبودند، شاید صداهایی انفرادی که با رابطه بازی ( به جای ضابطه مند بودن) در نطفه خفه شده بود. دکتر صنعتی اینبار با بد کسانی در افتاده است: ما مصرانه خواهان پاسخ گویی ایشان در مورد مدرک اش هستیم. برای کردان هم کسانی مانند شما بودند که دایه مهربان تر از مادر بودند برای وی، اما دیدید که چه شد.
بله مرد خوشبختی بود اما حالا دیگر نیست زیرا حتی شما هم که خود را بیمار ایشان می دانید هم صدای ما را شنیده اید! خواب شما و دیگران همه آشفته شده است وگرنه دست به نوشتن یک توهین نامه نمی زدید.
اما « وقت مشاوره» را خوب آمدی چون فهمیده ای که روانکاو نیست. بالاخره اگر این فریادهای ما نبود لابد شما هنوز فکر می کردید او روانکاو است!!
بله این اولین انعکاس عمل مااست که دیگر کسی به خودش جرات ندهد بگوید صنعتی روانکاو است: تا به حیثیت روانکاوی در این مملکت خدشه ای وارد نشود.
در مورد دکتر کدیور توصیه می کنم بروید در سایت انجمن رزومه ایشان را بخوانید و مقایسه ای در حد خودتان (اکابری) انجام دهید حتی در اینصورت هم نمی توانید چشم بر حقیقت ببندید.
https://freudianassociation.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B1/
« اینجا انجمن فرویدی است؛ همه چیز در شفافیت کامل. این سیاست انجمن ما از بدو تأسیس و نیز قبل از آن بوده است. نام انجمن را «فرویدی» انتخاب کردیم تا مشخص باشد «با چه نوع روانکاوی سر و کار داریم.»
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7/

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
نمی دانم این آقایان علی مظلومی و محسن عیوضی اگر فکر می کنن اعضای انجمن یک عده مریضن، چرا ول نمی کنن برن با «آدم سالمایی» مثل خودشون حرف بزنن. کسی مجبورتون کرده بیاین پرسش و پاسخ سایت ما رو بخونین؟ آقای علی م که واقعاً «مریض» دکتر صنعتیه چون امر بهش مشتبه شده که با خوندن جامعه شناسی (اونم شاید با یه مدرک کارشناسی که فکر کرده شده علامه دهر) آدم قاضی میشه! خدا رحم کرد حقوق نمیخونه وگرنه بعد از روانپزشک قلابی چشممون به قاضی قلابی هم روشن میشد. آقای محسن عیوضی هم انگار نه انگار فحشای دوستان کنگره ی خواری رو تو سایت ما خطاب به اعضای انجمن خونده. چقدر خوب این توهینا رو می تونن «زیر سبیلی در کنن»! بعد هم بگن شما وحشی هستین. هیچکدوم این دوستان به روی مبارک نمیارن که در کنگره ی خواری میکروفنو از دست اعضای انجمن به زور می کشیدن یا میکروفنشونو قطع می کردن یا با هو کشیدن و دست زدن نمیذاشتن «سوال بپرسن» اما اینجا تمام کامنتا داره چاپ میشه. دوستان دموکرات من! اسم اینو چی میذارین؟ بعد هم هی می نویسن خودتون کامنتای اینجا رو می نویسین. یعنی توهم از این بیشتر؟ با آقای محمد حسن هم موافقم چون خود ایشون و دوستان هم رأیشون دقیقاً دارن عقده گشایی می کنن وگرنه که درست جواب می دادن بالاخره دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آزاده در مورد کاسبان روان
خانم افروز، خبر دارید که صنعتی باز هم تو سایت مامانم ایناش مطلب گذاشته؟

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم بنفشه در مورد کاسبان روان
آقای علی مظلومی، حرف ما هم عینا مثل شماست. کاری که صنعتی می کند در نهایت یک مشاوره است و از این جایگاه تا روانکاوی هزار سال نوری فاصله است. البته با این مدرک پا در هواش دیگر همین مشاوره را هم نمی تواند بکند.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای کامیار در مورد کاسبان روان
آقای صنعتی چند نفر قرار است با شما غرق شوند؟ دکتر خدایی، دکتر جلیلی و حالا هم دکتر نقوی، کل اعضای انجمن علمی روانپزشکان؟

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
این نامه دکتر نقوی رو چند بار خوندم. اولش که باورم نشد. تو فیسبوک صنعتی دیدمش آخه اولین بار.
یعنی بدو بدو تا جوهرش خشک نشده آوردن گذاشتنش اونجا که «آقا شاهد از غیب رسید!»
بعد دفعات بعدی نمی تونستم جلوی خنده خودم رو بگیرم. یعنی آقای دکتر نقوی! درک این موضوع انقدر سخته که یک سوال اینجا هست و پاسخ می خواد: آقای دکتر صنعتی مدرک روانپزشکیشون رو از کجا گرفتن؟
خدا همه رفتگان رو رحمت کنه ولی این پروسه با پروسه کردان مو نمی زنه.
آقای صنعتی! اگه فرصتی دست داد و بازم خواستید تاریخ رو روایت کنید به این تکرار شونده بودن تاریخ هم یه اشاره ای بکنید بلکه یه جمله درستی تو این روایتتون باشه.
ولی دکتر صنعتی جان! ما دیگه دست بردار نیستیم. انقدر زحمت همکاران رو زیاد نکنین.
راستی چرا این همکاران این زحمت رو بر خود هموار می کنن؟!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
آقای علیرضا فردمنش عزیز
حالا فهمیدم چرا صنعتی میتونه ۳۰-۲۰ سال خودشو بعنوان «روانپزشک» به «توده» قالب کنه.
آدرس آرایشگاه «صدف» رو میدم شما خواستی «روانکاو» پیدا کنی یه سر برو جلو درش وایسا. با این ملاکی که تو ذهن شما از روانکاو هست تقریباً همه خانومایی که از اون تو در میان روانکاون: میرداماد، نرسیده به میدان مادر، آرایشگاه صدف.
(اما علیرضا جون یادت باشه دلیل اینکه شما با دیدن دکتر کدیور وحشت می کنی چیز دیگه است ها؟!!!!حالا «روانکاو» که پیدا کردی حالت بهتر شد دوباره حرف می زنیم.)

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی
رئیس محترم بیمارستان روزبه
آقای دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه ادعا می کند مدرک روانپزشکی خود را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اخذ کرده است. شما به عنوان رئیس این بیمارستان اطلاع دارید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی، رئیس بیمارستان روزبه، مدرک و مستندات انجمن فرویدی را که شواهد آن روشن است و قابل دسترسی می باشد(سایت انجمن فرویدی:https://freudianassociation.org/)، می گوید ظاهرا، اما مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) را که غیر قابل رد یابی است، تایید می کند. شاید باید به آقای دکتر نقوی حق داد، زیرا او رئیس همان بیمارستانی است که دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی آن است.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
اینکه «بالاخره» کسی از دانشگاه علوم پزشکی تهران تصمیم گرفت به این مساله «درست» فیصله بده جای قدردانی داره.
آقای دکتر نقوی! لطفا سریعتر این کارو بکنید چون ما واقعاً منتظریم وقتی قاضی از جناب صنعتی مدرک میخواد ببینیم مدرکِ «چی» ارائه میده و از «کجا» این مدرکو گرفته. شاید اون روز کل مردم ایران بفهمند این «خود روانپزشک خوانده» بالاخره چیکاره است. خدا پدرتونو بیامرزه واقعاً!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
کامنت آقای ناصر برام خیلی جالب بود. دکتر صنعتی معلوم نیست از کجا مدرک گرفته، همایونپور از یه دانشگاه غیر انتفاعی زیر صفر بصورت روانکاو «تولید» شده و قورخانه چی با درسنامه های دزدی از دکتر کدیور در بیمارستان آقای دکتر خدایی «کلاس روانکاوی» برگزار میکنه. تعجبی داره که «ادامه برگزاری سه شنبه های رازی منوط به تقاضای کتبی آقای دکتر خدایی رئیس این بیمارستان از دکتر میترا کدیور شد»؟
این مثلث صنعتی، همایونپور، قورخانه چی خیلی کار توضیح بعضی مسایل پیچیده رو آسون میکنه.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر رفعتیان هم به جمع دار و دسته آقای صنعتی پیوستند! به سلامتی ایشالا! این آقای “دکتر بعد از این” با شما چه کرده که اینچنین درصدد دفاع از مدرک نداشته ایشان برآمدید؟ راستش دارم فکر میکنم که اگر کسی ریگی به کفشش نباشد، برای چی باید از یک آدم معلوم الحال این شکلی دفاع کند؟ یعنی شما هنوز متوجه نشده اید که آقای صنعتی پشت شماها قایم شده و دارد از شما و سمت و رتبه شما سواستفاده میکند؟ نمیدانم! من اگر بودم این کار را نمیکردم! البته من در شرایطی از ایشان دفاع نمیکردم که مدرکم مشکل نداشته باشد یا از جیب کسی به نفع خودم استفاده نکرده باشم یا به خاطر اختلاف دیدگاه با من و دوست و آشنایانم کسی را در بیمارستان روانی بستری نکرده باشم و کلا “آبرو”یی برای خودم باقی گذاشته باشم و طبیعی است که کسی که “آبرو”یش را به زحمت به دست آورده، به راحتی آن را از دست نمیدهد.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
نمی دانم چرا برای انجمن علمی روانپزشکان مساله «مدرک» اینقدر بغرنجه. خودشان وقتی عضو می پذیرند، به جای درخواست مدرک، چند نفر «ضامن» می خواهند که بیایند دست روی کتاب مقدس بگذارند که شهادت می دهند فلانی روانپزشک است؟ خب باباجان درست ترین و راحت ترین راه این است که مدرک بخواهی. حالا چرا به جناب صنعتی که رسید باید تمام روانپزشکان از اطراف و اکناف بیایند به شرافتشان قسم یاد کنند که او روانپزشک است ولی کسی از او «مدرک روانپزشکی» نخواهد؟ آقای دکتر نقوی هم مساله به این سادگی را ملتفت نمی شود؟
تنها نتیجه ای که از واکنشهای دکتر جلیلی و دکتر نقوی می شود گرفت این است که «مدرکی در کار نیست».

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
آقای نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
در نامه تان به رئیس دانشگاه علوم علوم پزشکی تهران، آقای جعفریان، خواستار «اقدامات قانونی» آن هم در «اسرع وقت» شده اید. ملتمسانه درخواست داریم که این اقدامات قانونی را انجام دهید. اصلا منتظر هیچ کس نمانید، تعلل جایز نیست. خودتان اقدام کنید. صبر ما لبریز شده برای یافتن پاسخ این سوال:
آقای صنعتی
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی! آیا شده خیلی دوستانه و صمیمی دستتان را روی شانه آقای صنعتی بگذارید و به او بگویید، محمد جان؛ اصلا این انجمن فرویدی بد! باهاشون هیچ کاری نداریم! تو مدرکت چیه؟ از کجا گرفتی؟ این اصل مدرکتو بیار من ببینم تا حداقل خودم توجیه بشم…

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی مرقوم فرمودند: “گروهی با عنوان “انجمن فرویدی” که «ظاهراً» از وزارت کشور مجوز فعالیت دریافت نموده اند…” جناب آقای دکتر،«انجمن فرویدی» چند سالی است که «قطعاً» از وزارت کشور مجوز فعالیت گرفته و مشغول به کار است. اگر تاکنون نمیدانستید این قصور از جانب حضرتعالیست و اگر هم میدانستید و اینگونه می گویید که دیگر بدتر. این خاصیت روانکاوی است که اجازه نمیدهد کم انگاشته شود.
مرقوم فرمودند: ” … در کنار برخی تحرکات دیگر با هدف آلوده کردن فضای جامعه و ایجاد بد بینی نسبت به اساتید فرهیخته و خدوم دانشگاه …” (منظورشان ما هستیم؛ انجمن فرویدی). یعنی واقعا استاد فرهیخته و خدوم دانشگاه، آقای صنعتی است؟ یعنی واقعا در آن بیمارستان روزبه و آن دانشگاهی که ایشان به عنوان استاد!! در آن تدریس میکنند کسی بهتر از ایشان وجود ندارد که مایه فخر و مباهاتشان شود؟
در جمله ای دیگر نوشته اند: “…درصدد است در روند آغاز به کار نخستین دوره فلوشیپ روان درمانی در بیمارستان روزبه … ایجاد اختلال نماید.” (باز هم منظورشان ما هستیم؛ انجمن فرویدی). ما کاری به فلوشیپ روان درمانی شما نداریم! این موضوع اصلا به ما ربطی ندارد! موضوع ما روانکاوی است که یک حوزه خارج از مشاوره، روان درمانی، روانپزشکی و روانشناسی است و هیچ ربطی هم به درمان ندارد. موضوع ما “ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی”[۱] است.
۱٫ ماده ۹ از اساسنامه انجمن فرویدی

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ش. ش. در مورد کاسبان روان
بودن آدمهایی مثل صنعتی تو این دنیا خیلی برام حیرت انگیز نیست ولی همیشه آدمهایی که می تونن به این راحتی چنین جایگاههایی رو قایل بشن برای امثال اینها به شدت برام حیرت آوره.
…..لکان بارها به این جمله ی کتاب مقدس استناد کرده است:«چشم دارند و نمی بینند، گوش دارند و نمی شنوند». این دقیق ترین تعریف از انسان است. ۱

۱. کتاب مکتب لکان، دکتر کدیور، صفحه ی ۳۵

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی:
ادامه دهید تا ببینید کی دارد خودزنی می کند! ما منتظریم تا به ما بگویید: دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟
بروید از مراجع ذیصلاحیت بپرسید تا ببینید جواب را!
دکتر صنعتی:
شما را دکتر خطاب می کنم چون مدرک پزشکی عمومی تان معلوم است. اگر واقعا روانپزشکید خوب نشون بدید دیگه! یعنی واقعااینقدر این سئوال برایتان سنگین آمده؟ چرا؟ لابد دوران «توده واری» به سرآمده و کسانی هستند که اگر به سئوال کردنشان ادامه دهند برای شما خطرناک است، خوب رسوایی خیلی سخت است…….
ادامه دهید این رشته سر دراز دارد و ما سخت منتظریم.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دوستان
دقت کرده اید که جناب صنعتی که آن روز آنقدر «شجاعانه»!!! انجمن فرویدی را داعشی خواندند، حالا هی پشت انجمن علمی روانپزشکان و رئیس بیمارستان روزبه قایم می شوند تا آنها از او دفاع کنند و بگویند نه مدرکش درست است.
وضعیت جناب صنعتی مصداق کامل این ضرب المثل است: «چرا عاقل کند کاری، که باز آرد پشیمانی»
البته یادم نبود که جناب صنعتی خود اعتراف کردند «من احمق!»

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
«گروهی به نام انجمن فرویدی که ظاهرا از وزارت کشور مجوز گرفته اند»؟! انگار در مورد عده ای با هویت نامشخص که دست به اقدامات تروریستی زده اند حرف می زند. آقای دکتر نقوی هیچ کس بیشتر از صنعتی و قورخانه چی با هویت این گروه و اهدافشان آشنایی ندارد. این دو تلاشهای بی حد و حصری کردند تا این گروه نتوانداز وزارت کشور آن «ظاهرا مجوز» را بگیرد. راستی! خستگی را از تن من یکی که بیرون کردید با این خوش خبری: «آزردگی و تکدر خاطر این همکار گرامی…»

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
هیچ دقت کرده اید همه رییس روسا در حال نامه نگاری به هم هستند، آن هم حول سوال انجمن فرویدی؟! انجمن فرویدی جدا خسته نباشید! واقعا آب در خوابگه مورچگان ریخته اید.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر حمیدرضانقوی !
میخواهم فقط “کمی” حرف بزنم.حواستان اینجااست؟
چندی پیش باخواندن مطلبی درباره بیمارستان روزبه،دوچیز به ذهنم آمد.اینکه یکی ازمحل کارهای صنعتی است ونیز به روزبه شما۲۴سال قبل به ملاقات یکی ازبستگان نزدیکم می آمدم کنجکاو وبه سایت روزبه شماواردشدم.
وارد دفترآموزش سلامت شماشدم همه راخواندم،امادریغ ازیک تعریف سالم ،ساده وموثرازروان!درب قسمت پژوهش رازدم.هیچ کس نبود گویی ازازل!!به فروشگاه شمارفتم ۴کتاب به انگلیسی بود
که یکی ازآنهابه نامSURGICAL DRESSINGS که مشخصات
STERILE & NON STERILE داشت!!!آقای نقوی حواستان هست ؟
آقای نقوی با فرار ازروزبه وروانپزشکی صنعتی روبه شما ،پیش دکترکدیور به پناه آمده ایم.نزدشما،تعریف روان ،زیست شناسی حیوانی ؛درپژوهشگاه بسته وکتاب درباره لباس جراحی می فروشند.!!!!
انسان باشید .بازهم هست آقای دکترموقع خروج ازروزبه شما علت تداعی برایم روشن شد؛دایی حسن وپایان.
شرم چیز خوبی است.بولدزرتان راخاموش کنید.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ر. در مورد کاسبان روان
صنعتی جان آن مقاله روانکاوی در ایران بود… که هوادارت با سرقت از جملات دکتر کدیور نوشته بود و هیچ اسمی از دکتر کدیور نیاورده بود، آن «البته» بود… که به زور توی ارائه ات در کنگره چپانده بودی برای نام بردن حداقلی از دکتر کدیور… آن اقدامات زیرزیرکی بود… برای سنگ انداختن جلوی تاسیس انجمن فرویدی، اون یکی اقدامات در قالب تشخیص های علمی بودااا… برای حصر و از بین بردن روانکاو و روانکاوی در ایران، یادت میاد؟ حالا دیگر نام انجمن فرویدی را در نامه های رسمی تان رد و بدل می کنید، آن هم در حالی که خاطر شما مکدر و آزرده است!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
در عجبم از طرفداران این کاسبان روان، سه روز در کنگره ی خواری فقط صبوری کردیم. از روز اول برخورد آنها با ما مشخص بود: میکروفن به آنها ندهید، اجازه ندهید حرف بزنند، مسخره شان کنید، بهشان بگویید سایکوتیک و …

چرا و چرا؟
فقط به این خاطر که سؤال دارند در مورد مدرک جناب صنعتی که رئیس کنگره است. سؤال دارند که چطور یک نفر مکتب نرفته ملا شده! سؤال دارند که چطور کسی که خود روانکاوی نشده، روانکاو است و تازه فروید را به ایران آورده و آموزش روانکاوی به صورت جدی با او شروع شده است. سؤال دارند که چطور خانم عیسی وند که یکهویی این وسط دکترا هم گرفت ـ درحالی که در سایت سیاووشان مدرک دکترا برایش ذکر نشده ـ در عرض ۴ ماه روانکاو لکانی شدند. سؤال دارند چطور اسم کنگره روانکاوی است ولی هیچ عضو کمیته علمی این کنگره روانکاو نیستند (دکتر روشنایی مقدم هنوز کاندیدیت آی پی ا است و نه روانکاو و عضو آی پی ا). سؤال دارند که چرا رئیس کنگره دو بار، یک بار در صفحه شخصی دانشگاه علوم پزشکی تهران و بار دیگر در ویکی پدیا مکانهایی را برای تحصیل خود ذکر می کند که وجود خارجی ندارد و تازه وقتی گندش در می آید می گوید روزنامه ها و ویکی پدیا غلط می نویسند و غلط چاپ می کنند؛ یعنی مسئولیت پذیری هم ندارد. انگار کاربران ویکی پدیا سایت دانشگاه علوم پزشکی را آپدیت می کنند درصورتی که ویکی پدیا خود به صفحه جناب صنعتی در دانشگاه رفرنس داده بود! بله سؤالات ما همه اینها و مشابه اینهاست که سردمدارن «اخلاق»، «روح و روان» و «رفتار سالم» از آن می ترسیدند. آن سه روز معنی دیالوگ را فهمیدم. آن سه روز معنی ارتجاع را فهمیدم. دوستانی که ما را متهم به عدم دیالوگ می کنید کاش بدانید که این گفته های ما هیچ جایی اجازه بیان ندارند؛ هیچ جا. اخلاق منفعلانه روزگار ما حوصله جنگ برای حقیقت ندارد. ما سالها سکوت و نجابت کردیم و حال آمده ایم که بگوییم کافی است آقایان دیگر بس است! روزگار یکه تازی تان به پایان رسیده است!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
جناب آقایان دکتر نقوی و دکتر جلیلی که نشان دادید حاضرید از آبروی خود برای جناب صنعتی مایه بگذارید و خیلی دوستان بامرامی هستید پیشنهاد می کنم که هرچه زودتر مراسم گلریزان مدرک برای جناب صنعتی در بیمارستان روزبه برگزار نمائید.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا محمودی در مورد کاسبان روان
آقای دکترنقوی
رئیس محترم بیمارستان روزبه
به راستی در بیمارستان روزبه چه می گذرد؟

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
اگر تصور کرده اید که با محتوای نامه ای که به جناب آقای دکتر جعفریان ارسال نموده اید، می توانید انجمن فرویدی را از سوال «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» بازدارید، زهی خیال باطل.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جای خالی جمله زیر را پر کنید:
نفر بعدی یا مقام بعدی در حمایت از مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) چه کسی است؟
افراد کنگره خوار، دکتر جلیلی(رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران)، دکترنقوی(رئیس بیمارستان روزبه)، …….؟(؟)

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
دکتر جعفریان و بزنگاه تاریخی!
باید دید پاسخ دکتر جعفریان به نامه دکتر نقوی چیست!
تصور نمی کردم این بار این محک، گستره ای چنین وسیع را شامل شود! باید دید از نظر ریاست علوم پزشکی تهران دفاع از اعتبار مجموعه تحت ریاستش مهمتراست یا دفاع از دکتر صنعتی!!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد کاسبان روان
با وجود امکان استناد به فیلم و فایل صوتی سه روز کنگره جعلی، چگونه دکتر نقوی،ادعای “ایجاد جنجال و آشوب در برنامه سخنرانی جناب آقای دکتر صنعتی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی” را دارد؟!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی، ریاست محترم بیمارستان روزبه! واقعا تفاوت بین روان درمانی و روانکاوی را نمی دانید؟
فلوشیپ روان درمانی شما به سازمان نظام روانشناسی و مشاوره مربوط است نه به انجمن فرویدی! این چه مطلبی است که نوشتید:” بنظر می رسد این اقدامات زننده و مخرب….در صدد است در روند آغاز به کار نخستین دوره فلوشیپ روان درمانی در بیمارستان روزبه که گامی اساسی و افتخارآمیز برای توسعه آموزش و ارائه خدمات روان درمانی در کشور بوده است ایجاد اختلال نماید”! اگر اقدامات قانونی موردنظر شما هم انجام شود باید بالاخره این “از سرمایه های ارزشمند دانشگاه و چهره های شاخص فرهنگی” شما مدرک خود را ارائه کند؟

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
با این جمله دکتر نقوی که تصور می کنه قصدانجمن فرویدی ایجاد اختلال “در روند آغاز به کار نخستین دوره فلوشیپ روان درمانی در بیمارستان روزبه که گامی اساسی و افتخارآمیز برای توسعه آموزش و ارائه خدمات روان درمانی در کشور بوده است” پرده از قصد خود آنها برمی داره!آموزش روانکاوی بعنوان “یکی از انواع روان درمانی ها” در دوره افتخارآمیز فلوشیپ روان درمانی بیمارستان روزبه!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
«صنعتی جان آن مقاله روانکاوی در ایران بود… که هوادارت با سرقت از جملات دکتر کدیور نوشته بود و هیچ اسمی از دکتر کدیور نیاورده بود، آن «البته» بود… که به زور توی ارائه ات در کنگره چپانده بودی برای نام بردن حداقلی از دکتر کدیور… آن اقدامات زیرزیرکی بود… برای سنگ انداختن جلوی تاسیس انجمن فرویدی، اون یکی اقدامات در قالب تشخیص های علمی بودااا… برای حصر و از بین بردن روانکاو و روانکاوی در ایران، یادت میاد؟ حالا دیگر نام انجمن فرویدی را در نامه های رسمی تان رد و بدل می کنید، آن هم در حالی که خاطر شما مکدر و آزرده است!»
این دیدگاه را که می خواندم بی اختیار یاد نمایش آقای صنعتی در روز سوم کنگره افتادم که تاکید کردند من خصومت شخصی با کسی ندارم!!!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد کاسبان روان
جناب دکتر نقوی
ما شفاف هستیم، اگر مکدر نمی شوید شما هم باشید. شما ترجیح می دهید مردم همان«توده» جناب صنعتی باشند. چرا از ما با ضمیر مجهول اسم میبرید؟ از اسم ما میترسید یا میترسید مسئولیت کار صنعتی بیفتد به گردن شما.
شما می توانستید بگویید که تنها مرجع قانونی روانکاوی در ایران به نام انجمن فرویدی از آقای صنعتی خواسته که مدرکش راارایه دهد. چندین روز قبل از کنگره نیز این را گفته بودند. آن هم به این دلیل که ادعای روانکاو بودن کرده بود و وقتی ما به رزومه اش مراجعه کردیم که راستی آزمایی کنیم دیدیم طرف برای روانپزشکیش هم مدرکی ارایه نداده است. در مورد کالج سلطنتی هم که کلی مطلب به شما و دکتر جلیلی یاد دادیم دیگر کافیست.
ما این سوال را بارها پرسیدیم و باز هم از شما می پرسیم:
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟

شما می توانید جواب دهید ما مثل روانپزشکان کنگره نه میکروفون را از شما می قاپیم، نه هو می کشیم و نه فحش می دهیم، نه پرسش و پاسخ را حذف می کنیم، ما از کسی که پاسخ دهد تشکر و قدردانی هم می کنیم. ما نه از پرسش می ترسیم نه از پاسخ، دانشگاه و محیط علمی باید محل پرسش و پاسخ باشد نه اطاعت کورکورانه.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
واقعا این رفتار بخشی از “جامعه علمی” ما در تبعیت از صنعتی، با کدام تعریف از “علم” منطبق است؟!!!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
س بیمارستان روزبه در پاسخ به سوال«آقای دکتر صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» نامه ای اهانت آمیز در مورد انجمن فرویدی نوشته است. آقای دکتر نقوی در مکاتبه ای به شماره ۱۰۵۳/ص/۳۲۰/۹۳ تاریخ ۳/۸/۹۳ در حمایت از مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) – رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه – نه تنها به انجمن فرویدی اهانت و توهین نموده بلکه این انجمن را متهم به موارد زیر کرده است:
• انتشار مطالب اهانت آمیز و طرح ادعاهای واهی درباره بیمارستان رازی، گروه روانپزشکی و آقای دکتر صنعتی(!)
• ایجاد جنجال و آشوب
• برنامه ریزی برای اقدامات زننده و مخرب در کنار برخی تحرکات دیگر با هدف آلوده نمودن فضای جامعه
• ایجاد بدبینی به اساتید فرهیخته و خدوم دانشگاه
با توجه به این که ایشان هر یک از موارد را از مصادیق بارز هتک حیثیت اشخاص و اشاعه تهمت و افترا در فضای عمومی می داند که توسط انجمن فرویدی انجام شده است، ایشان باید تک تک موارد اتهامی را اثبات کند. زیرا وی با این مکاتبه خواسته وجه ی انجمن فرویدی- یک سازمان مردم نهاد – را مخدوش کند و یک فضای مسموم علیه انجمن فرویدی ایجاد کند تا از این طریق مانع فعالیت های انجمن شود.

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزام پ. در مورد کاسبان روان
اگر این، آن دانشگاهی است که من در آن درس خوانده ام، پس شرم بر من باد!
دکتر نقوی!

در دورترین خیالاتم نیز نمی گنجید که یک مبارزه فرهنگی برای جا انداختن یک و تنها کلمه، یک کلمه «روانکاوی»، همسو با معیارهای جهانی اش، یک مبارزه با دروغ و ریاکاری و دسیسه، به این زودی به اینجا برسد. کمی صبر می کردید، و آنگاه با آّبروی خود و دانشگاهی که نماینده آن هستید بازی می کردید. دانشگاهی که قدیمی ترین دانشگاه این سرزمین در دوران جدید است. اگر دانشگاه، جای طرح پرسش نیست، شما بفرمایید که جای چیست؟ چطور به خود اجازه داده اید که طرح پرسش را «جنجال و آشوب» بنامید؟ اگر تحقیق بیشتری می کردید متوجه می شدید که پیش از شما، سعی کردند با ندادن میکروفون جلوی طرح پرسش را بگیرند. سپس به دشنام پناه بردند. سپس سعی کردند با آوردن حراست و به زعم خودشان ایجاد رعب و وحشت، جلوی آن را بگیرند. قابل پیش بینی هم بود که بالاخره کار به استفاده از نیروهای فیزیکی برسد، چرا که برای اینکه کلمه بیرون بدهی، بایستی از ژویی سانس خود زده باشی(درسنامه دکتر کدیور) یا به عبارت دیگر «دال در مقابل ژویی سانس»(کتاب مکتب لکان/صفحه ۸۸). اما شما ظاهرا زود به این نتیجه رسیده اید که برای پاسخ به سؤالات ما، کلمه ندارید. این هم شاید نوعی روشن بینی باشد.
ما با استادان «فهمیده و خدوم» کاری نداریم. ما با استفاده ناروا از کلمه «روانکاوی» کار داریم. اگر به ایامی که در آن بسر می بریم توجه کوچکی کرده بودید، متوجه می شدید، که در جنگ کلمه و شمشیر، پیروزی همواره از آن کلمه است، و این موضوع، ۱۴۰۰ سال است که ثابت شده است، خیلی پیش از تأسیس دانشگاهی که نماینده آن هستید.

 

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
تصور نمی کنید پیش کشیدن پای “نخستین دوره فلوشیپ روان درمانی در بیمارستان روزبه” توسط دکتر نقوی نشون میده دفاع از صنعتی بهانه است؟ صنعتی فقط سپر بلایی شده تابلعیدن یکجای روان درمانی و روانکاوی برای جماعت روانپزشک میسر شود!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
آقای صنعتی بالاخره ما وکیل وکلای شما رو شناختیم: دکتر نقوی و دکتر جلیلی. یعنی اون دوستانی که به ما می گفتند «سوال نپرسید بی ادبا جای پدرتونه»، جاشون خالی که ببینند پدر شجاع و نترس شون به جای عمل ساده بیرون آوردن مدرک نداشته گرامی از کمد، مجبور شده دست بزرگتراشو بگیره بیاره!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی :
آنقدر ترسیده اید که دارید خیلی ها را در این پرسش گری تاریخی ما در این مملکت با خودتان به زیر می کشید.
این ها مسئولین این مملکت هستند دیگر آن دخترکان احساساتی کنگره و یا رزیدنت های رمانتیک روزبه و یا کاسه لیس های اطراف موقعیت شما نیستند که با لرزش صدا یا گفتن اینکه من با کسی خصومت ندارم ( که البته سیر وقایع نشان می دهد که بدجوری هم دارید) برایشان دلبری کنید و آنها را مجبور به دلسوزی برای خودتان کنید!!
اینها مسئولینی هستند که باید در برابر تاریخ، جامعه و خیل عظیم پزشکان و خصوصا روانپزشکان پاسخگو باشند!! سرنوشت آموزش کشور به دست اینهاست…..حیا کنید، شجاع باشید و اینها را با خودتان غرق نکنید!!
از قرار آن جماعت کف و هورا زن کنگره هم برایتان افاقه ای نکرده که دست به دامان مقامات برده اید!!
مگر خدا به دادتان برسد، بدجوری به دست و پا افتاده اید…
صبر کن! این تو بمیری، ازآن تو بمیری ها نیست!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد کاسبان روان
اطلاعیه جدید
قابل توجه کلیه افراد بالاتر از ۶۰ سال:
شما می توانید بدون ارائه مدرک معتبر در هر شغلی که علاقه دارید؛ اعم از روانکاوی، روانپزشکی، جراحی قلب و عروق، مهندسی عمران و… فعالیت کنید زیرا شما بجای پدر یا مادر ما هستید!!!
نگران نباشید!در صورت اعتراض افراد یا گروهها، آقای دکتر نقوی ترتیبی خواهند داد تا در اسرع وقت بعنوان “مصداق بارز هتک حیثیت اشخاص و اشاعه تهمت و افتراء در فضای عمومی اقدامات قانونی لازم از طریق مراجع ذیصلاح صورت گیرد”!

 

چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزاد در مورد کاسبان روان
اینکه میبنم کل سایت این انجمن تمامی پست هاش در مورده زیر سئوال بردن شخصیت آقای صنعتی هست که اصن شخص مهمی نیستش در حوضه روانکاوی برام تهوع آور و خنده داره ، شما بهتر بود فیلد کاریتون رو از حوضه روانکاوی بیرون ببرید و مثه خیلی از عوام با هم کل کل های چیپ و بی ارزش بکنید( در مورد داشته های ناچیزتون ) ، واقعا این همه حرص خوردن برای شهرت بیشتر و اثبات خود ، فقط از شما آدم های چیپ بر میاد ، اینکه کل وققتون رو برای تخریب یه آدم بی اهمیت گذاشتید کاملا بیان کننده ی عقده ها و سطح پایین بودن شعور خودتونه ، من کاملا با دیدن مطالب شما یاد کل کل های موزیسین های رپر افتادم ، که داشته های بیخودشون رو به رخ هم میکشن ، و از خودم بسیار متاسفم که داشتم توی فضای کثیفه روانکاوی ایران دنبال یه شخص با صلاحیت می گشتم ، ولی واقعا با چیزی که از شما ها دیدم ترجیح میدم به طور کلی روانکاوی نشم ، و به شدت به شما و تمامی فالوورهاتون پیشنهاد میکنم خودتون دوباره روانکاوی شید ، و واقعا به این خاله زنکیتون پایان بدید . و دست از کوبیدن شخصیت همدیگه بردارید .

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این حمایتهای بی دریغ از جناب صنعتی من را یاد این شعر از فروغ می اندازد:
«…آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید که زنده های امروزی چیزی به جز تفاله یک زنده نیستند؟…»

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نرگس م در مورد کاسبان روان
دکتر نقوی رئیس بیمارستان روزبه، سوال اعضای انجمن فرویدی مبنی بر شفاف سازی مدرک دکتر صنعتی و خواستن منبع سخنرانی از سخنران را جنجال و آشوب می خواند. دکتر نقوی
می گوید:دکتر صنعتی از چهره های شاخص فرهنگی است.پس چرا ایشان به جای پاسخی شفاف در مورد مدرکش پاسخی غیر قابل ردیابی عنوان می کند و دچارآزردگی و تکدر خاطراست؟ انجمن فرویدی پیگیر است و منتظر سرانجام کار می ماند تا بلکه به دست مرجع قضایی که آقای نقوی امید دارد سوال انجمن فرویدی آن جا خفه شود، مدرک دکتر صنعتی شفاف سازی شود بالاخره به دست قانون.
شاید ایشان چاره ای نداشتند در نامه شان جز دروغ بگویند مثل اینکه دروغ هر چه بزرگتر،باور پذیر تر است!

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای علی در مورد کاسبان روان
وظیفه روانکاوی چیست؟
آیا وظیفه شما نیست که به یاری روانکاوی مسائل اجتماعی را تحلیل کنید؟ آیا در فضایی که مردم از اسیدپاشی دچار وحشت شده اند، وظیفه روانکاو این نیست که برای تحلیل این فضا دست به قلم شود؟ دغدغه های بزرگ انسانی را ول کرده اید و به مسائل بچه گانه چسبیده اید؟ وظیفه روانکاو این است که هر روز به یک گروه و شخص حمله کند؟ یک روز صنعتی یک روز همایون پور یک روز مجتهدی؟! چرا از قلمتان برای یاری مردم بهره نمی گیرید؟ مردم ایران به کمک فکری روانکاوان نیاز دارند نه بزن بهادری روانکاوان.

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ص. در مورد کاسبان روان
پاسخ به آقای علی درباره ی “وظیفه ی روانکاوی چیست”
جناب آقای علی، بسیاری از اعمال ناشایست که در حوزه ی بهداشت روان صورت می گیرد به پشتوانه ی گفته های امثال دکتر صنعتی و همایون پور می باشد. وجود این قبیل افراد در جامعه علمی نه تنها مضر بلکه مهلک است چون بسیاری دیگر به تأسی از آنها به خود اجازه می دهند با اعمال هرگونه تفسیر به رأی از علم روانکاوی به بیماران و سیستم درمانی کشور آسیب برسانند. کار انجمن فرویدی “ریشه کن کردن علف های هرزی است که در عرصه روانکاوی ایران روییده است” (لطفا فایل صوتی اولین جلسه ی پنجشنبه های فرویدی را گوش کنید).

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
جالب توجه همه کسانی که ما را متهم به مونولوگ می کنند. در صفحه فیسبوک جناب صنعتی کامنتهای مخالف پاک می شود. همین دیشب یک نفر زیر نامه دکتر تقوی کامنت گذاشته بود که خب بگویید مدرکتان را از کجا گرفته اید و این کامنت صبح پاک شد.
دکتر صنعتی کالج سلطنتی انگلستان مدرک روانپزشکی نمی دهد. برای هزارمین بار می گویم ما «توده» نیستیم. می دانیم که مدرک روانپزشکی نمی دهد؛ حتی معادل آن را هم نمی دهد. دیگر بس است. شهامت داشته باش و بگو فقط بگو.

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی
رئیس محترم بیمارستان روزبه
آقای دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه ادعا می کند مدرک روانپزشکی خود را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اخذ کرده است. شما به عنوان رئیس این بیمارستان اطلاع دارید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی، رئیس بیمارستان روزبه، مدرک و مستندات انجمن فرویدی را که شواهد آن روشن است و قابل دسترسی می باشد(سایت انجمن فرویدی:https://freudianassociation.org/)، می گوید ظاهرا، اما مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) را که غیر قابل رد یابی است، تایید می کند. شاید باید به آقای دکتر نقوی حق داد، زیرا او رئیس همان بیمارستانی است که دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی آن است.

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
با سوال«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»، چنان رعب و وحشتی بر آقای دکتر نقوی شد که برای دفاع از خود تنها اسیدپاشی را به گردن انجمن فرویدی نینداخت.

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مریم ر. در مورد کاسبان روان
با سلام و احترام
به نظر می رسد آقای دکتر نقوی دست پیش گرفته اند و به خیل افرادی که سپر بلای آقای صنعتی شده اند پیوسته اند .انگار این رشته سر دراز دارد. و سوالی که همیشه مطرح است اینکه آقای صنعتی چه نفعی برای اینها دارد؟
اگربه قول آقای نقوی طرح یک سوال ساده آنهم درصدد شفاف سازی می شود اقدامی زننده و مخرب و با هدف آلوده کردن فضای جامعه آن وقت تکلیف ادعاهای آقای صنعتی درمورد روانکاو بودن و محل اخذ مدرکش که یک عمر با استناد به آن به انجام کارهای به اصطلاح درمانی آنهم در حوزه روح و روان انسانها در این مملکت مشغول بوده چه می شود؟ آقای صنعتی و سایر همکارانشان که افتخارشان اخذ مدرک از خارجه و دعوت میهمانان خارجی است چرا حالا که می توانند با پاسخ به این پرسش و ارائه مدرکشان بیش از پیش به این افتخار نائل آیند از انجام آن امتناع می کنند؟
به نظرم این اقدام انجمن فرویدی عین کمک به پاک کردن فضای جامعه از یکی از بزرگترین آلودگی ها آنهم دروغ است.
با تشکر

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای مهدی ش. در مورد کاسبان روان
سوال از روانپزشکان
اگر عضویت در رویال کالج روانپزشکان انگلستان میتواند مدرک تخصص روانپزشکی محسوب شود چه نیازی است که این سیل مشتاقان برای قبول شدن در دوره دستیاری با هم به رقابت سختی بپردازند و سپس هزینه کردن زمان و پول برای اموزش ؟؟ با صرف کمترین هزینه از وقت و پول عضو رویال کالج شوید !!!!

 

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
آخی….. دکتر صنعتی موند و دکتر نقوی! اون دلبرکان موبور و جنتلمن های خوش ادای خارجی و ۳ روانکاو ایرانی مقیم خارج!! که رفتند، آقای فرزاد هم که گفته صنعتی عددی نیست و شخصیت مهمی نیست که شما به او و مدرکش پرداخته اید. رویال کالج هم که گفت برید تو کشور خودتون دنبال مدرکش بگردید! کی می مونه؟ علی و حوضش و ….دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان!!
دکتر جان می ترسم به زودی به عنوان مهره سوخته حساب بشین و کسی حتی حوصله گفتن « شخصیت فرهیخته» را هم نداشته باشد و تنها شاهد تان برای دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان جناب خورزوخان باشه!!
البته یکی از هوادارانتان چندی پیش این پیش بینی را کرده بود که از شما به نام « زنده یاد دکتر صنعتی» نام برد!!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
بعد از مراسم اختتامیه، وقتی داشتیم از سالن کنگره جعلی بیرون می آمدم، یکی از طرفداران دکتر صنعتی رو به ما کرد و با لحن تندی گفت شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید. فرصت نشد که جوابی به او بدهم. هرچند که مخاطب اصلی پرسشگری های ما طرفداران این به اصطلاح روانکاوان نیستند؛ اما امروز این ماجرا به خاطرم آمد و با خودم گفتم به او و امثال او بگویم نخیر، ما از تاپ ترین دانشگاه های این ممکلت فارغ التحصیل شدیم اما این تاپ ترین دانشگاه های این مملکت هم دست کمی از دانشگاههای رتبه ۲ کشور مثل دانشگاه آزاد ندارند. وقتی توخالی بودن این مکان های پوشالی «دانش» برایمان ثابت شد «فریاد زدیم پادشاه که لخت است و عضو انجمن فرویدی شدیم.» [۱] دقت می کنید که ملاک آنها برای اینکه ما دانشگاه «آزاد»ی هستیم چه بود؟! این بود که ما اعتراضمان را بیان کردیم، فقط همین و همین. بله ما به کنگره ای جعلی اعتراض کردیم. اما محض اطلاع این خانم و دیگر طرفداران باید بگویم آنچه در دانشگاه های ما به ویژه دانشگاه آزاد وجود ندارد همین بیان اعتراض است. ۴ سال و نیم حق التدریس یکی از واحدهای دانشگاه آزاد بودم و هر روز تلاش می کردم تا شاید تغییری کوچک در آن سیستم معیوب ایجاد شود؛ اما نشد. روزهای آخری را که در آن سیستم بودم به خوبی خاطرم هست یأس، خشم و غمی عجیب همه وجودم را فراگرفته بود. در آنجا هیچ کس اعتراض نداشت. معاونین به فکر ابقای خود بودند و ارتقا و اساتید نیز همینطور و کارمندان نیز به دنبال کسب درآمدی بالاتر و چانه زدن برای گرفتن اضافه کار و کارانه و … از همه تأسف بارتر وضعیت دانشجویان بود؛ برایشان فقط گرفتن همان کاغذپاره مهم بود و بس. یادم هست در آن واحد دانشجویانی با ۷ ترم مشروطی باز هم مجاز به ادامه تحصیل بودند!!! هیچ دانشجویی اخراج نمی شد چون برای دانشگاه آزاد دانشجو فقط یک کیسه طلا محسوب می شد و میشود. تصمیم گرفته بودم که دیگر بروم چون دیگر نمی توانستم در آنجا ادامه دهم. آنقدر فضا سنگین بود که تحملش از توان من خارج شده بود. هفته آخری که هنوز آنجا بودم، با خودم گفتم آخرین تلاشهایت را نیز انجام بده، باز هم حرفت را بزن، بنابراین تصمیم گرفتم با رئیس دانشگاه آخرین صحبتهایم را بکنم و از همه چیز بگویم، از همه چیزی که برای من فقط مصداق ظلم بود و بس، برای مثال از گرفتن این همه دانشجو بدون کنکور و با کنکور در رشته های مختلف بگویم. فقط همان ترم و فقط برای رشته معماری در آن واحد ۶۰۰ دانشجو پذیرش شده بود، اما به من فرصتی ندادند که با رئیس دانشگاه صحبت کنم. با یکی از معاونین دانشگاه صحبت کردم، گفت «حق دارید ولی چاره ای نیست. آخر افتخار رئیس دانشگاه دوبرابر کردن بودجه دانشگاه از طریق همین کارها است. برای او فقط پول محور است و پول.» روزهای تلخی بود. یادم هست با یکی از دوستانم که صحبت کردم گفت همین است دیگر. فکر می کنی جاهای دیگر چطوری است. آنجا هم همینطور است؛ باید بسازی. به او جواب دادم خب اگر جای دیگر هم همینطور باشد، و قرار باشد من فسیل سیستم بیمار بشوم، از هر جایی، بعد از دو سه سال بیرون می آیم.
دانشگاه آزاد، دانشگاه آزاد باقی می مانَد چون هیچ کس در آن اعتراض نمی کند، کما اینکه در دانشگاه دولتی هم تو حق اعتراض نداری، تو حق پرسشگری نداری. اگر پرسشگری کنی، میکروفن را از تو میکروفن می گیرند، حراست می آورند و به تو توهین می کنند. تو باید «مؤدب» باشی یعنی همان خفه خون گرفته! تو باید به مدرک نداشته و مدارک نامعتبر هیچ نگویی، تو باید شرح حال بدی درمانگران دست و پاچلفتی را گوش بکنی و بعد هم کلی کف بزنی، تو باید موبورهای خارجی را که از زبان فارسی فقط «سلام» کردن بلدند، کلی تشویق کنی انگار که با گفتن «سلام» چه معجزه ای کرده اند! و به طور خلاصه، تو باید ببینی و خاموش بشینی! اما ما در جایی که حق «دانش روانکاوی» پایمال شود، ساکت نمی نشینیم، چون نه تنها دانشگاه «آزاد»ی نیستیم، بلکه دیگر منسوب به دانشگاه دولتی هم محسوب نمی شویم؛ ما عضو انجمن فرویدی هستیم و دریافته ایم که «خنثی بودن در روانکاوی، کرختی روانکاوانه کراهت محض است. خدایگان کسی است که از همسایه نمی ترسد، مجبور نیست مدام زیرچشمی چپ و راست خود را بپاید و در هر قدم به جلو و عقب لنگر بزند. خدایگان کسی است که از اشتیاق خود چشم پوشی نمی کند و خودش به تنهایی کاروانی است که می گذرد.» [۲]
شمایی که آن روز ما را با لحنی تند و تحقرآمیز مخاطب قرار دادید و گفتید شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید، چرا به دکتر صنعتی، خانم همایون پور، خانم عیسی وند و امثالهم خرده نمی گیرید که با مدرک نداشته یا مدارک نامعتبر ادعای خدایی دارند؟! چرا به دکتر صنعتی نمی گویید کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان حتی دانشگاه «آزاد» هم نیست که مدرک بدهد؟! چرا این برخورد تند و تحقیرآمیزتان برای ماست که همه چیزمان «شفاف» [۳] است؟!
می دانید چرا؟! چون آنچه برای شما مهم است، فقط ظاهر پرطمطراقی است که دکتر صنعتی و دارو دسته اش به ویژه خانم همایونپور دارند. ما آن را نداریم. ما اهل ریاکاری اینچنینی نیستیم که بگوییم «من اهل خشونت نیستم و خشونت را دوست ندارم و …» [۴] ما اهل ریاکاری نیستیم که بگوییم «روانکاوی به ما متمدن شدن را آموخته». [۵] ما حتی آن ریاکاری را نداریم که بگوییم الگویی ایده آل هستیم و یا حتی دنبال الگوی ایده آل باشیم. همان روز و دقیقاً بعد از اینکه به ما گفتند شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید. وقتی در آستانه خروج از سالن بودم، خانمی مرا مخاطب قرار داد و گفت خودت را زودتر به اورژانس بیمارستان طالقانی معرفی کن. باز هم فرصتی نشد که به او جواب بدهم. خواستم به او بگویم من خود را به روانکاوی سپرده ام، تو چطور؟! تو چکار کردی برای سمپتومهایت؟! ادعا داری که «درمان» شده ای و دیگر سمپتوم نداری؟! با یک سال آنالیز پیش خانم همایونپور و دکتر صنعتی، الگوی ایده آل شده ای؟! نه جانم نگاه بکن به خودت آن «درمان»ی که شماها دنباله رویش هستید، همان لباس فری سایزی است که حتی با سایز صفر هم که بپوشی باز توده های چربی بدنت بیرون می زند. فری سایز معنی ندارد، تو نمی توانی خودت را با این الگوی ایده آل دروغین مطابق سازی. سمپتومها پنهان شدنی نیستند حتی وقتی خودت نبینیشان، از یک جایی سر می زنند مثل همین کارهای دکتر صنعتی. از یک طرف ادعای تمدن می کند و از آن طرف بدیهی ترین اصول اخلاقی را زیر پا می گذارد و به یک سؤال ساده اینطور جواب می دهد که دیده اید. ویکی پدیا و صفحه شخصی دکتر صنعتی در این یک ماه اخیر، بعد از پرسشگری انجمن ما، هر دو ویرایش شدند اما جالب اینجاست که اکنون نه تنها این دو صفحه با هم هماهنگ نیستند، بلکه با واقعیت نیز هماهنگ نیستند! یا خانم همایونپور که فکر می کند «آنتیگونه» روانکاوی ایران است و به تنهایی خودش را در معرض خطرها (نظام جمهوری اسلامی ایران و مذهب) !!! قرار داده است و چه «شجاعانه»!!! توانسته است گروهش را ایجاد کند؛ گروهی که از هیچ جایی مجوز ندارد! در موزه فروید وقتی از گسترش گروه خودش در مشهد (شهر مذهبی ایران) می گوید جوری صحبت می کند که انگار چه شاهکاری را ایجاد کرده که روانکاوی را به شهر مذهبی که گویی در تقابل با روانکاوی است، برده است!!! البته ناگفته نماند که آن روانکاوی که خانم همایونپور سردمدار آن است، واقعاً با مذهب تقابل دارد. دوستی برایم می گفت با یکی از افراد این گروه صحبت می کرده و او از قول یکی از اساتید خود خانم همایونپور (همان استاد معروف عاشق پیشه!) نقل کرده که آدم هر جور که شاد است باید زندگی کند. دوست من با تعجب می پرسد اگر فردی بخواهد از ارتباط جنسی با شوهر دوستش شادی بدست آورد، تکلیف چه می شود و جوابی که می شنود این است که مهم شادی اوست. بله این است آن روانکاوی ای که خانم همایونپور و دکتر صنعتی دنباله روی آن هستند. آدم هرجور که شاد است باشد، سؤال اینجاست اگر قرار است آدم هرجور بخواهد شاد باشد، چه نیازی به روانکاوی شدن پیش شما وجود دارد؟! البته پاسخ این سؤال را دکتر کدیور داده اند، یکی از شاگردان دکتر کدیور از قول ایشان نقل می کرد: « این روانکاوان آن احساس گناهی را که هر فرد از سمپتومش دارد، از مراجعانشان می گیرند.» شادی از انجام هرکاری بدونِ احساس گناه، این آن لباس فری سایزی است که شما پوشیده اید. لباس فری سایز ارزانی خودتان، ما نمی خواهیم شاد باشیم!
۱- از مطلب «فریاد زدیم پادشاه که لخت است!» و…
https://freudianassociation.org/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88/
۲- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۷۰٫
۳- اشاره به شفافیت انجمن فرویدی که در بخش درباره ما آمده است.
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7/
۴- نقل به مضمون صحبتهای دکتر صنعتی در روز سوم کنگره جعلی
۵- همان

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی!
«انجمن فرویدی» یک گروه نیست. نمی دانم با تقلیل «انجمن» به «گروه» چه کسی را دلداری می دهید. ولی خودتان هم می دانید همین «انجمن» کاری کرده که شما بخواهید به آقای دکتر جعفریان نامه بزنید و فکری برای تاسیس «دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگلستان» نمایید!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
راستش من حساب و کتابم خیلی خوب نیست، به نظرتان کدام کم هزینه تر است؟

۱- از کسی که ادعایی دارد بخوایم آن را اثبات کند،
۲- به کسی که ادعایی کرده بودجه دهیم تا بر اساس همان ادعای ثابت نشده از خارج مهمان دعوت کند. بعد برای مهمانی- پارتی بعدی هم به طور رایگان به او و همدستش سالن همایش های بین الملل پارک پردیسان را دهیم. بعد کسانی که در مورد ادعا سوال می کنند را مورد توهین قرار داده و در همین حین به دکتر جغتایی و دکتر نقوی بگوییم دست به نامه نگاری بزنند. در همین گیر و دار چشمان خود را سفت بر روی اینکه «در بیمارستان روزبه چه می گذرد؟!» [۱] ببندیم و مراقب باشیم از «تأثیر ناچیز انقلاب بر روزبه» [۲]هیچ چیز نفهمیم و صدای آنهایی که با «fix و PRN» [۳] خفه شده اند را نشویم.

۱- https://freudianassociation.org/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%af%d8%9f/

۲- https://freudianassociation.org/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%d9%87/

۳- اشاره به کامنت خانم خانم خ. ف :«وقتی که کنگره خواری پایان یافت موقع بیرون آمدن اعضای انجمن فرویدی از سالن بعضی از روانپزشکان با صدای بلند می گفتند fix و PRN ولی آنها حواسشان نبود که با انجمن فرویدی طرف هستند و آنها می فهمند که اینها سرنیزه و غل و زنجیرند یا ابزار مداوا؟!!!!….به هر حال شما هم در ناخودآگاهتان می دانید که اینها در واقع چه هستند و چه موقع بکار می آیند».

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
کودک که بودم لطیفه ای شنیدم:
مردی نام فرزندش را رستم گذاشت و هرگز جرات نکرد او را صدا کند.
حالا مدتی است آن را در فضای روانپزشکی کشورم لمس می کنم.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
آقای علی این جمله شما «دغدغه های بزرگ انسانی را ول کرده اید و به مسائل بچه گانه چسبیده اید؟» خیلی زیاد من را یاد جملات فروید در سخنرانی دوم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی می اندازد: « من پاسخ خواهم داد: صبر، خانم ها و آقایان! من فکر می کنم خرده گیری شما به خطا رفته است. درست است که سایکوآنالیز این را لاف نمی زند که هرگز توجه خود را به چیزهای پیش پاافتاده معطوف نکرده است. برعکس، مواد مشاهدات سایکوآنالیز معمولاً از رویدادهایی جزئی به دست آمده که به وسیله سایر علوم به عنوان چیزهایی بسیار بی اهمیت پس زده شده اند – کسی ممکن است بگوید، تفاله های جهان پدیده ها. اما آیا در خرده گیری تان عظمت مشکلات را با آشکار بودن نشانه های آن اشتباه نگرفته اید؟ آیا چیزهای خیلی مهمی وجود ندارند که می توانند فقط تحت شرایط معین و در زمان های معین، با اشارات کاملاً‌ جزئی، خود را آشکار سازند؟»

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی
رئیس محترم بیمارستان روزبه
آقای دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه ادعا می کند مدرک روانپزشکی خود را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اخذ کرده است. شما به عنوان رئیس این بیمارستان اطلاع دارید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی، رئیس بیمارستان روزبه، مدرک و مستندات انجمن فرویدی را که شواهد آن روشن است و قابل دسترسی می باشد(سایت انجمن فرویدی:https://freudianassociation.org/)، می گوید ظاهرا، اما مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) را که غیر قابل رد یابی است، تایید می کند. شاید باید به آقای دکتر نقوی حق داد، زیرا او رئیس همان بیمارستانی است که دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی آن است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
این سرکار علیه همایونپور را واقعاً باید پدیده قرن نامید. یعنی این آدم حتی نمیتواند اسم گروهش را بدون دزدی از دکتر کدیور انتخاب کند. به نظرتان similarity ratio «گروه فرویدی تهران» همایونپور و «گروه عرصه فرویدی – مکتب لکان» که دکتر کدیور از سال ۸۰ تشکیل دادند چقدر است؟ همینطور هم بین «گروه فرویدی تهران» و «انجمن فرویدی»؟ البته تفاوت دومی با اولی از زمین تا آسمان است چون «انجمن فرویدی» یک «سازمان مردم نهاد» است که در «وزارت کشور» جمهوری اسلامی «به ثبت رسیده» و ریاست آن را «تنها روانکاو ایران و تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی در ایران و بخش عمده ای از آسیا» بر عهده دارد، و «تنها NGO روانکاوی ثبت شده در ایران» است و «کاندیدای پیوستن به انجمن جهانی روانکاوی» است و به برکت فعالیت آن «بند ۵-۵ سیاست های کلی علم و فن آوری» در حوزه روانکاوی محقق شده در حالیکه «گروه فرویدی تهران» توسط «محصول» یک شرکت سهامی آمریکایی (BGSP Inc) تشکیل شده، در هیچ کجا به ثبت نرسیده، بنا به گفته خود همایونپور «مشروعیت درونی» دارد (چون بیرونی ها آن را اصلاً به حساب نمی آورند که بخواهند مشروعیتی هم به آن بدهند)، اعضای آن سه ماهه «تلفنی» روانکاوی شده و «خود روانکاو خوانده» می شوند، تشکیل دهنده (چون جایی ثبت نشده نمی شود گفت موسس یا رییس!)آن در انگلستان برای روده بر کردن انگلیسی ها به جمهوری اسلامی دروغ می بندد که روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و اضافه می کند که خودش هم با آن موافق است، همین تشکیل دهنده کتابی می نویسد که فقط به خارجی چاپ می شود (چون اگر به فارسی چاپ شود باید دنبال جایی برای قایم شدن بگردد) و تنها جمله آن که ارزش خواندن دارد همان جمله دزدی از دکتر کدیور است که در مورد اودیپ در پنجشنبه فرویدی ۱۸ ام سخنرانی «رمان های خانوادگی» گفتند، و همین تشکیل دهنده «گروه فرویدی تهران» که در مکتب امریکایی درس خوانده به برکت درسنامه های دزدی قورخانه چی و پور علی بابا همه اش از لکان می گوید جوری که باعث تعجب ایتالیایی ها هم که از درسنامه های دزدی خبر ندارند می شود، و همین تشکیل دهنده در سراسر دنیا با کمک سیامک موحدی (استاد راهنمای پایان نامه و معلم «اولش») روانکاوی تلفنی راه انداخته و بعد از سه ماه «روانکاو» تولید می کند و یک کنگره «درگوشی» راه می اندازد (که بادی گاردش مهدی محمدی است) تا «بدور از چشمان نامحرمان» در «یک محفل خصوصی» با شرکت «هنرپیشگانی از ایران» و البته میهمانانی که این محفل را به حد «فرش قرمز» ارتقا دادند «فیلم» خود را بسازد که در آن او و محمد صنعتی «روانکاوان ایرانی» هستند که علیرغم مشکلاتی که دارند از جمله آنهایی که «انجمن فرویدی» ایجاد کرده، دارند کار روانکاوی جعلی شان را انجام می دهند «ولی نمی گذارند»: آن از رژیم که روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و این هم از «انجمن فرویدی» که ول کن مدرک نداشته جناب صنعتی نیست. و اینطور می شود که پول و امکانات و «عضویت» IPA با خواهش و التماس «شاید بدست آید».
آنوقت «گروه فرویدی تهران» نامه دکتر نقوی را در صفحه فیس بوک «دو روزه» اش می گذارد تا نشان دهد «همایونپور یعنی صنعتی و صنعتی یعنی همایونپور».
حالا فهمیدید مدرک نداشته صنعتی به کجاها وصل است و پته این مدرک نداشته اگر بر آب شود نان چند نفر را آجر می کند؟

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی عزیز! از قدیم گفته اند با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه. با شکایت شکایت هم صنعتی صاحب مدرک نمیشه. بهتره کل جامعه روانپزشکان پول روی هم بذارن یه «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» راه بندازن. واقعاً اون «علمی» که به اسم انجمنتون چسبوندین همین بود؟ اگه رزیدنتاتون سر کلاس «سوال» کنن چیکارشون می کنین؟
قابل توجه آقای صادق که نوشته بود: «هرچه باشد دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد!» دوست من مساله «تشخیص» نیست مساله «منفعت» است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
به نظرتان وقتی قاضی از جناب صنعتی در مورد مدرکش سوال می کند جناب جلالی ندوشن، خانم منصوره کیانی، رزیدنت های بیمارستان رازی، آقای دکتر خدایی، جناب دکتر جلیلی، آقای دکتر نقوی و دوستان « از مشهد آمده» چکار می کنند؟
۱٫ به قاضی می گویند بی ادب! این چه سوالی است.
۲٫ قاضی را هو می کنند.
۳٫ دست می زنند تا منشی دادگاه نتواند صحبت های قاضی را در صورتجلسه درج کند.
۴٫ به قاضی می گویند «دانشگاه آزادی»!
۵٫ برای قاضی FIX و PRN تجویز می کنند و دستور بستری او را در بیمارستان رازی می نویسند.
۶٫ از فردای آن روز درِ کل ساختمان دادگاه را قفل می کنند که قاضی نتواند داخل دادگاه شود و کلیدش را هم داخل حوض می اندازد.
۷٫ از قاضی می خواهند جلسه را ترک کند چون حضور خودشان در جلسه دادگاه کاملاً «علمی» و قانونی و تایید شده توسط وزارت بهداشت و «دارای امتیاز بازآموزی» است.
۸٫ به قاضی می گویند خودت برو برای خودت یک دادگاه تشکیل بده اینجا دادگاه روانپزشکان است و ما می خواهیم «چیز» یاد بگیریم.
۹٫ کلیه کلاسهای حقوق را در سرتاسر کشور تعطیل می کنند تا کسی در مورد سند و مدرک حرف نزند.
البته آن وسط این را هم می گویند که اشتباهی آمده اند ولی دقیقاً همان کارهایی را می کنند که آنهایی که اشتباهی نیامده اند کردند.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
البته خانم م. ع. یک مورد را از قلم نیندازید. بسته به سن قاضی امکان دارد یک کار دیگر هم انجام دهند. اگر قاضی زیر ۶۰ سال باشد، بلافاصله پس از پرسش از جناب صنعتی در مورد مدرکش، همه با هم سر قاضی داد می زنند: خفه شو، بی ادب، جای پدر تو است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آزاده در مورد کاسبان روان
من درست متوجه نشدم منظور آقای علی چه بود؟ یعنی ما راجع به اسیدپاشی بنویسیم و نوشتن در مورد روانکاوی را کماکان به عهده صنعتی بگذاریم؟ شما آن دیدگاهی را که راجع به اپیدمی ابولا بود نخواندید؟

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی در صفحه فیسبوکش نامه دکتر نقوی را گذاشته، یکی نیست بگوید عزیز دل برادر، شما اگر خیلی شهامت دارید، همان مدرکتان را بگذارید.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی عزیز، برای رفع آزردگی و زدودن تکدر خاطر همکار گرانقدر گروه شما پرسش خود را از این پس اینگونه مطرح می کنیم:
“ای دکتر فرهیخته و عالی مقام، ای چهره شاخص فرهنگیان، ای دوستدار جان و روان و ای موسس فلوشیپ در آن مکان، ای فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان و ای عضو کالج پادشاهان، ای ریاست کنگره روانکاوان و ایضا دبیر علمی آن، منت گذاشته و بفرمایید “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”
امید است موجب رضایت جنابعالی فراهم شده و از “اقدامات قانونی لازم در اسرع وقت”، صرفنظر فرمایید!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
در مراسم اختتامیه کنگره جعلی، زمان پرسش اعضای انجمن فرویدی از آدرس دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان صنعتی، همایون پور به سرعت از در کناری سن فرار کرد! شنیدید میگن چوب رو که برداری گربه دزده در میره؟ اعضا داشتندآدرس محل تحصیل صنعتی رو می پرسیدند همایون پور چرا در رفت؟!!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
هیچوقت به جمع و تفریق مسایل فکر کرده اید که چه «حاصل جمع»ی می دهد؟ فکر کنید:
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان + دانشگاه علوم پزشکی تهران = قطعیت روانپزشک و روانکاو بودن صنعتی
شرکت سهامی BGSP Inc + کنگره در گوشی = گرفتن کمک و پول و عضویت از IPA برای همایونپور
دزدی درسنامه های دکتر کدیور + روانکاوی تلفنی = قطعبت روانکاو بودن قورخانه چی
روانکاوی تلفنی + شرکت در کلاس های قورخانه چی با درسنامه های دزدی = روانکاوان «مشهدی»
روانکاوان مشهدی + گواهی کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران + درس دادن مقاله «سه جستار در باب سکسوالیته» فروید توسط محصول شرکت سهامی BGSP Inc در مشهد= قطعیت گسترش روانکاوی در ایران
قطعیت گسترش روانکاوی در ایران + «بیمه شدن» «خدمات روانکاوی» در کشور = همچنان گسترش روانکاوی در ایران

و اما…
سخنرانی های دکتر کدیور در دانشگاه ها، کتاب «مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم»، «گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان»، «پنجشنبه های فرویدی»، انجمن «ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی»، «کلاس های آشنایی با فروید و لکان»، «انجمن فرویدی»، «مرکز روانکاوی آفریقا»، «کلاس های آشنایی با روانکاوی»، سایت انجمن فرویدی + تنها روانکاو ایران + کاندیدا بودن انجمن فرویدی برای عضویت در انجمن جهانی روانکاوی = «نابرده رنج گنج میسر نمی شود»

فکر می کنید چرا همایونپور از جیب مبارک «خرج» خارجی ها را برای شرکت در «کنگره در گوشی» می دهد؟ از محصول یک شرکت «سهامی» که انتظار ندارید کار خیریه کند؟ این هم یک «سرمایه گذاری» است برای اینکه در مقابل، عضویت IPA را بخرد و از پول و امکانات آنها استفاده کند. آنوقت با این «مشروعیت» تا دلش بخواهد «روانکاو» تولید کند جوری که آدم بگوید صد رحمت به دانشگاه آزاد!
حق با خانم فاطمه س. است مگر همایونپور بیخ گوش IPA نبود؟ چرا نرفت طبق ضوابط همانجا روانکاوی شود؟ دیگر نیازی هم به اینهمه خرج کردن نداشت.
اما از کسی که حتی اسم گروهش هم دزدی است انتظار داشتید برای این کار زحمت بکشد؟ مگر صنعتی کشید؟ ۳۰ سال هم بی مدرک استاد دانشگاه بود و «توده» هم او را روانکاو می دانستند. وقتی صنعتی می تواند، چرا همایونپور نتواند؟
آن درسی که صنعتی و همایونپور به پیروانشان می دهند این است که می شود بی زحمت به همه جا رسید. فکر می کنید اینهمه فحش که «دوستان» به اعضای انجمن فرویدی داده و می دهند برای چه بود؟ چون وجود چنین انجمنی یاد همه می آورد که برای رسیدن به آنچه «مورد تقاضا» است «زحمت» لازم است. اگر اعضای انجمن در کنگره ی خواری جوری دفاع می کردند که انگار از پدرشان دفاع می کنند برای این بود که واقعاً «زحمت» کشیده بودند. هیچکس در این انجمن نمی تواند بی زحمت چیزی را حتی بفهمد. وجود کسانی که بین زحمت و دستاورد رابطه مستقیمی می بینند و مهمتر از آن به آن «متعهد» هستند، برای کسانی که می خواهند بدون زحمت فقط از جایگاهی استفاده «شخصی» کنند، «خطرناک» است. برای همین هم هست که «چنگال» همه در آمده. همه هم می دانند این کار به معنای رعایت «حد و حدود» در تمام جوانب است.
این است که انجمن فرویدی بیدار است تا بقیه نتوانند بخوابند.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
دوستان، من تا حالا خارج نرفتم ولی داشتم فکر می کردم شاید ما داریم اشتباه می کنیم و خارج این طوری که ما فکر می کنیم نیست. مثلاً شاید در انگلستان وقتی کسی فارغ التحصیل شد، به جای اینکه به او مدرک بدهند، به طور زبانی به او می گویند تو فارغ التحصیل شدی. مثلاً می گویند «آقای صنعتی درست تمام شده و تو الان روانپزشک شدی. برو.» حتما این طوری است که آقای صنعتی تصویری از مدرکش ندارد که در سایتش چاپ کند و به جای آن نامه آقای نقوی را چاپ می کند.
یا شاید در امریکا این طوری است که به جای PhD می گویند درجه دکتری و اصلا چیزی به اسم PhD مد نیست خب. عجب.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقای ناصر جمله «کند همجنس با همجنس پرواز» رافکرمیکردم درزبان ترکی هم مثالی هست درباره اسب با اسب که پس ازمدتی هم رنگ نشوند ،هم خو می شوند.فارغ التحصیل روانکاوی BGSP inc چگونه درباره مدارک صنعتی میدانسته وصدایش درنمی آمده، مثل خودش(مثل صنعتی درباره همایونپور).وتولد اینهمه روانکاووحشی.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر صنعتی(!)
پیامبر (ص) فرمود:
اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصدیقا لِلنّاسِ اَصدَقُهُم حَدیثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَکذیبا اَکذَبُهُم حَدیثا؛
هر کس راستگوتر است سخن مردم را بیشتر باور مى کند و هر کس دروغگوتر است مردم را بیشتر دروغگو مى داند.(نهج الفصاحه، ح ۵۹۱)

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
مرثیه ای برای جامعه “علمی”

“امروزه در پایان قرن بیستم تنها گفتار اربابی باقیمانده گفتار اقتصاد بازار است که در آن همه چیز کالاست، حتی دانش، حتی درمان… نه دانش روانکاوی و نه درمان روانکاوی هیچیک در راستای اقتصاد بازار نیست و از مختصات آن تبعیت نمی کند۱″.

ماجرا از آنجا آغاز شد؛ دکتر صنعتی و جمعی از اطرافیان ایشان تصمیم گرفتند کنگره ای با نام “روانکاوی” برگزار کنند. عدم صحت ادعای او در مورد روانکاوی مشخص بود. در رزومه علمی ایشان تناقضاتی آشکار وجود داشت. پیگیری انجمن فرویدی و تلاش “روانکاو راستین” برای حراست از کلمه “روانکاوی” بجایی رسید که دکتر صنعتی اعضای انجمن فرویدی را داعش خواند. انجمن فرویدی همچنان بر پرسش خود از دکتر صنعتی اصرار داشت:” آقای دکتر صنعتی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”!
ریاست انجمن “علمی” روانپزشکان آقای دکتر جلیلی به دفاع از “روانکاو دروغین” دفاعیه ای نوشت که هیچیک از اعضای آن انجمن “علمی” و هیچکس از جامعه علمی به آن معترض نشد. پس از آن ریاست بیمارستان روزبه نامه ای به ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران نوشت و در آن نامه…..!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ “روانکاو دروغین” و مدعیان روانکاوی، نگران از فروپاشی جایگاهی سی ساله که بواسطه ادعای خود کسب کرده بودند با حبس “روانکاو راستین” در بیمارستان در صدد حذف او برآمدند و…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ در کلاسهایی که “روانکاو راستین” برگزار می کرد و همین او را “بسیار مستعد خیانت دیدن۲″ کرده بود، شرکت کردند. آنان با سرقت از “روانکاو راستین” و…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ از تصمیم “روانکاو راستین” برای تشکیل انجمن باخبر شدند و به کارشکنی متوسل شدند. آنها نمی دانستند “خیانت دیدن چیزی از او نمی کاهد۳″….!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ سخنرانی های “روانکاو راستین” را در بیمارستان روزبه شنیدند، سخنانی که هراس در دل “روانکاوان دروغین” انداخت و آنها را به تکاپو واداشت تا…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ ” هر یک جزیی از گنجینه موضوعات روانکاوی را۴″ بر داشتند و خود را بر اساس این قاپیدن مستقل۵″ اعلام کردند و با جعل کلمه خود را “روانکاو” نامیدند و جامعه “علمی” آن روزگار نیز به استقبال آنان آمد. با گذشت سالیان هنوز هم…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ با جعل کلمه، به گویندگان حقیقت یورش بردند تا صدای آنها را خفه کنند، حلاج را که “اسرار هویدا می کرد” بر دار و عین القضات را شمع آجین کردند، ثارالله را به مسلخ مصلحت بردند، علی(ع) را خانه نشین کردند، پیروان حقیقت را به حبس انداختند، زهر دادند، شکنجه کردند، به صلیب و آتش کشیدند، شوکران……
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! قابیل، او که “مایه گذاشتن از منیت۶″ را نمی دانست، در صدد نابودی هابیل برآمد!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! که شیطان تمرد کرد! حسادت و آز و طمع سربرآورد! و برای همیشه تاریخ، دو صف شکل گرفت؛ نور و ظلمت، خیر و شر!
و بزدلانی که همواره در میانه دو صف قدم می زنند تا نان به نرخ روز خورند و عمر گرانمایه صرف اندیشه خوردن و پوشیدن، در صیف و شتا۷ کنند!
آری! ماجرای ما از آنجا آغاز شد؛ از روزی که “روانکاو راستین” محکی شد تا اعتبار زر قلب و زر نیکو۸ شناخته شود و جاعل، رسوا.
اما جاعل به “محصول” شرکت سهامی آمریکایی۹ (BGSP Inc)و رانده شدگان انجمن فرویدی متوسل شد تا کنگره برگزار کند، کنگره ای که آزمونی است برای تعیین صف جامعه “علمی”، سنجش مرگ و زندگی جامعه “علمی”! آیا هنوز نفس می کشد یا مرده است؟ آیا باید برای سوگواری آماده شویم؟!

۱- روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، دکتر میترا کدیور، اطلاعات، ۱۳۸۱٫
۲- همان.
۳- همان.
۴- توضیحات، کاربردها و راهکارها، زیگموند فروید، ۱۹۳۳، سایت انجمن فرویدی.
۵- همان.
۶- درسنامه های دکتر کدیور، سایت انجمن فرویدی.
۷- عمر گرانمایه در این صرف شد/تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا، سعدی.
۸- زر قلب و زر نیکو در عیار/بی محک هرگز ندانی ز اعتبار، مثنوی.
۹- دیدگاه خانم مرجان.م، پرسش و پاسخ، سایت انجمن فرویدی.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
بیشتر که فکر می کنم می بینم احتمال اینکه ما داریم اشتباه می کنیم خیلی زیاده. شاید اصلا خارج این جوریه که وقتی کسی در رشته روانپزشکی درسش تموم شد، نمی گویند «فارغ التحصیل»، می گویند «عضو» آنجا شد. پس این طوری بوده که صنعتی می گفته عضو کالج فلان؟؟؟

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
در مورد دکتر صنعتی، بلاهتی عظیم در اطراف اش را شاهدیم اما در مورد همایونپور وضع متفاوت است: او که از یک موسسه غیرانتفاعی امریکایی با اسکور D مدرک گرفته که این موسسه در حد فاجعه پکیده است، ناامید از یافتن کار در USA ، دانشگاه های ایران هم که او را راه نداده اند، به دنبال هرچه خلافکار است می گردد و همچون آهن ربا آنها را به خود جذب می کند!! همایونپور برای قورخانه چی که اخراج شده از انجمن فرویدی است و درسنامه های دکتر کدیوررا به سرقت برده و نزد خود دارد، طعمه خوبی است و از آنجایی که قورخانه چی ید طولایی در شوآف و ره صد ساله را یک شبه طی کردن دارد، فرصتی برای همایونپور فراهم می آورد تا او پشت vocabulary اش بی سوادی اش را پنهان کند و اگر قادر به گفتن باشد، چند کلامی از درسنامه های دکتر کدیور بلغور کند، سی دی پنج شنبه های فرویدی و کتاب خانم دکتر هم که هست.
حالا نیاز به مقداری شارلاتانیسم و آدم های خلافکار حوزه روح و روان دارد تا نمایش ایرانی اش را تکمیل کند. اگر هم چند آدم بی خبر از شهرهای دیگر هم بیایند و به او بپیوندند که فبها!! نه نیاز به مجوزی برای فعالیت دارد و نه نیازی به سواد. قورخانه چی راهش را بلد است: چگونه می توان بدون حتی بلد بودن زبان مادری دم از فروید و لکان زد! افتضاح قورخانه چی در ارایه یکی از پنج شنبه های فرویدی هنوز در ذهن مان هست: او حتی از روی متن فارسی هم قادر به درست خواندن نبود!
خوب این از درسنامه های دکتر کدیور به سرقت رفته توسط قورخانه چی و زبان انگلیسی هم از همایون پور، همه چیز برای شروع یک نمایش بزرگ آماده است. کافی است چند نفر که خوب بلدند مردم را abuse کنند هم اضافه شود. کسانی که سه ماهه به صورت تلفنی روانکاو شده اند، کسانی که با تخت روانکاوی در منزل شان از مراجعین خود پذیرایی می کنند!! در این فضایی که هر میل حقیری قادر به ارضا هست، در این عطش به دانستن یک شبه همه چیز، «ولع بالینی» آدمها و جمعیت عظیم دانش جویان رشته روانشناسی و رزیدنت های روانپزشکی و روانپزشکان حریص، و از طرفی فراهم بودن بستر« فروید یعنی روانکاوی و روانکاوی یعنی فروید» که توسط تلاش های ۲۰ ساله دکتر کدیور فراهم شده است، همه و همه باعث شروع فعالیت این «یغماگران تلاش های دیگران» می شود.
دکتر صنعتی هم که هرکسی را می خواهد به روانکاوی ربط دهد تا هرچه می تواند نام دکتر کدیور را کمرنگ کند. پس محور صنعتی – همایونپور تشکیل می شود. خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!!
می دانید نکته جالب کجاست؟ شباهت های این دو نفر است. اجازه دهید یکی یکی بشماریم:
۱٫ هر دو مدرک نامعلوم یا نامعتبر و شبهه ناک دارند.
۲٫ افرادی که از کلاس عرصه فرویدی اخراج شده اند دور و برشان را گرفته اند: مثل رسول قورخانه چی، بهزاد پورعلی بابا، منصوره کیانی.
۳٫ هر دو کنگره روانکاو به فاصله ۳ روز راه انداخته اند، البته با دعوت از همدیگر!! اولی تاریخ روانکاوی در ایران را می گوید و دومی خود را فرویدی می نامد!!
۴٫ هر دو علاقه عجیبی به خارجیان دارند.
۵٫ هردو از امکانات دولتی استفاده کرده اند.
۶٫ هردو برای هم هم کف و هورا می کشند!!!
۷٫ هردو در مورد روانکاوی در ایران برای خارجیان سیاه نمایی می کنند. صنعتی می گوید کشورهای عرب همسایه و ترکیه از ما پیشی گرفته اند! و همایونپور می گوید جمهوری اسلامی روانکاوی را دشمن شماره یک خود می داند!!

همایونپور دور و بر خودش Gang راه انداخته! آخر کجای روانکاوی چیز مخفی دارد که نباید شنیده شود که به خاطر آن یواشکی کنگره راه بیاندازی؟ اوخودش می داند که به خاطر منافع حقیرانه دار و دسته اش باید پاچه خواری خارجی ها را بکند تا مردم و وجدان های بیدار جامعه عمق خودباختگی و رذالت این جماعت را نبینند. او با همدستی صنعتی تمام تلاششان را می کنند تا مانع رشد روانکاوی اصیل و واقعی در ایران شوند. زهی خیال باطل!!
۱٫ اولین پنج شنبه فرویدی،۲۸/۷/۸۴ مقدمه دکتر میترا کدیور

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
از آنجا که آقای صنعتی به هیچ طریقی حاضر نشد به ما هم بگوید که این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»، مجبور شدم (همان طور که در کامنتهای قبلی ام دیدید) از طریق حدس و گمان در مورد «خارج» به جواب این سوال برسم. تا حالا هم که فهمیدم خارج و دانشکده ها و دانشگاه هاش خیلی با ایران فرق دارد. حداقل مال انگلستان و امریکا که این طوریه. در مورد بقیه خارج نمی دونم.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
خانم خاطره
من نمی دانم شما چرا سوال انجمن فرویدی«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» را به حرف های خاله زنکی، تهدید، تحقیر و توهین تعبیر می کنید. اما اهانت سایرین به انجمن فرویدی را نادیده می گیرید؟ نمونه این اهانت در مکاتبه دکتر نقوی به دکتر جعفریان بیان شده است. همچنین دانستن محل اخذ مدرک روانپزشکی آقای صنعتی نیاز به بحث تئوریکی ندارد.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر ضیایی سلام
آیا روانکاوی که درمصاحبه ۱۷شهریورگفته بودید همان بودکه در۱۹تا۲۱مهر وکنگره بعدیش برگزارشد؟ورونمایی شد؟
شما “صاحب”نظر”دانش” و”ناشر” معتبر بین المللی روانکاوی فرویدی-لکانی درایران رانمی شناختید؟ بعداجازه دادید روانپزشکان وروانشناسان بنام روانکاوی کنگره برگزارکنند؟
آیا این بودروانکاوی موردنظرشما؟درباره اعتبارشان حالا دوباره نظردهیدوشمابگویید “دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگاستان کجاست؟”

http://www.akairan.com/havades-akhbar/isna/a7312972150894102.html

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
این صفحه قدیم سایت شخصی جناب صنعتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران

https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
بیشتر صفحه آرزوهای جناب صنعتی است. وی بسیار علاقمند است که فوق تخصص رواندرمانی البته روانکاوی داشته باشد و برای همین هم هست که کلی تلاش کرده تا فلوشیپ روانکاوی را تصویب نماید. اما خب یک بار هم شده وزارت بهداشت با وی یار نبوده و او ناچاراً به همان رواندرمانی راضی شده. آن دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان هم که آرزوی دیگر و به همان اندازه بزرگ جناب صنعتی است. او به شدت آرزو دارد کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان تبدیل به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان شود. البته این روزها این آرزوی عاجل جناب صنعتی شده است.

این آرزوی دوم و تبدیل کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان مرا یاد این گفته دکتر کدیور در کتاب مکتب لکان (صفحه ۵۷) می اندازد «که انسان تا چه حد در ابداعاتش محدود است و نوروز تا چه حد این ابداعات را محدودتر می کند.»
آدم می خواهد دروغ بگوید ولی تابلو نشود ولی متاسفانه به خاطر همان «ابداعات محدود» تابلو می شود!

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای علی
بحث آموزش و تربیت از دغدغه های بزرگ انسانی است و به این دلیل است که امر تربیت یک عمل فرهنگی محسوب می شود و فعالیت انجمن فرویدی نیز در همین قلمرو فرهنگی است. دغدغه های بزرگ انسانی در حوزه روح و روان قرار دارند. خشونت، جنگ، قدرت طلبی، دروغ، فریب و… از جمله ویژگی های انسان تربیت نشده است که آدمی در روند تربیت شدن می تواند این ویژگیهای پلید را از دست بدهد. با اطمینان می توان گفت انجمن فرویدی- بیش از هر کس دیگری که می شناسید- با دغدغه های کوچک و بزرگ انسان سر و کار دارد. چون روانکاوی واقعی با تربیت سر وکار دارد و از این رو روانکاوی با اخلاق و فرهنگ گره خورده است. اگر انسان از طریق روانکاوی واقعی تربیت شود، انسان متمدن و با فرهنگی بوجود می آید که دیگر برای منفعت شخصی خود به مردم دروغ نمی گوید، از شهوت پرستی و قدرت طلبی دست برمی دارد، از مردم سودجویی نمی کند، اختلاس نمی کند، برای انباشتن مال خود روغن پالم را در لبنیات و وایتکس را در شیر مردم نمی ریزد، به مردم اسید نمی پاشد، ….
آیا این دغدغه انسانی نیست که فرد تربیت نشده ای برای رسیدن به منافع شخصی خود دروغ می گوید یا تظاهر می کند که یک متخصص است؟ آیا این دغدغه انسانی نیست که روانکاوی را پاره پاره می کنند، تا از هر چیزی که به نفعشان است ( کسب درآمد، بدست آوردن جایگاه روشنفکری و…) استفاده کنند و مابقی علم را نادرست جلوه دهند چون به مذاقشان ناخوشایند است؟در حالی که روانکاوی علمی است که با ماهیت بشر سر و کار دارد و می تواند درخدمت بشر باشد و برای تربیت او به کار رود .
آقای علی،
دقیقا نکته در اینجاست که روانکاوی بچه بازی نیست که هر کسی از راه رسید بخواهد در موردش صحبت کند، از خود به توضیح تئوری آن بپردازد، بدون مطالعه آثار فروید از روانکاوی حرف بزند و در آخر بگوید من روانکاوم. هیچ احمقی نمی تواند روانکاو باشد. این دغدغه انجمن فرویدی است تا کاسبان روان از روح بشر کامجویی نکنند و ناخودآگاه آدمی را پدیده ای بی ارزش و ناچیز تلقی نکنند.
به همین دلیل انجمن فرویدی کشف کرد که آقای دکتر صنعتی(!) نه تنها روانکاو نیست، بلکه روانپزشک هم نیست. گرچه او یک عمر خود را یک استاد، پزشک و متخصص روانکاوی جا زده و از این جایگاه به تربیت دانشجو و مداوای بیمار پرداخته است! در حالی که سواد علم روانپزشکی را ندارد چه برسد به روانکاوی.
انجمن فرویدی به همایون پور اجازه نمی دهد ادعای روانکاو بودن کند زیرا همایون پور خود متقلب است. این متقلب از جایی مدرک دارد که به لحاظ اعتبار علمی داشتن و نداشتن آن مدرک تفاوت چندانی برای درجه دکتری و روانکاوی او نمی کند. خود او بیش از هر کس دیگری می داند که چقدر بی سواد است و بنابراین در خفا اقداماتی انجام می دهد تا همگان باور کنند او روانکاو است. ولی او همدست با دروغگویان و دزدان است.
با دیدن کاسبان روان در کنگره خواری به یاد خبر روغن پالم در لبنیات و وایتکس در شیر می افتم. تشابهی بین این سودجویان و کاسبان روان برایم وجود دارد. هر چند تفاوت این دو کاسب این است که اولی به غذای جسم مربوط است و آخری به غذای روح. اما شباهت سودجویان جسم و روان در این است که سودجویان هر دو بُعد، به خاطر منافع شخصی خود هر کاری می کنند. تنها چیزی که برای شان اهمیت ندارد جان انسان ها است و تنها چیزی که برایشان مهم است جیبشان است. شیر و وایتکس با این که کاربرد کاملا متفاوتی دارند، اما چون هر دو سفید هستند با هم مخلوط می شوند و به خورد مردم داده می شود. سودجویان با ویژگی های ظاهری چیزهای اصیل و تقلبی را ترکیب می کنند تا نیاز مردم را برطرف کنند.
کاسبان روان همانند صنعتی ها، همایون پورها، مجتهدی ها، عیسی وندها و… چیزهایی همچون اجناس تقلبی به عنوان غذای روح به مردم می دهند. آنها هر چیزی را مانند ترکیب روغن پالم و لبنیات یا شیر و وایتکس به نام روانکاوی معرفی می کنند. استفاده از اصطلاحات روانکاوی (مانند مقاومت، انتقال، واپس زنی، …..) به همراه دروغ و فریب برای حفظ جایگاه و در نظر گرفتن منافع شخصی همانقدر خطرناک است که خوردن لبنیات با روغن صنعتی یا نوشیدن معجون شیر و وایتکس. برای کاسبان روان سخت است که بپذیرند روانکاو واقعی بر اساس یک ضابطه و آموزش سخت حادث می شود. چون در روانکاوی از وجود مایه گذاشتن سخت است. بنابراین کاسبان روان به چیزهای تقلبی روی می آورند و برای این که همچون روانکاوی واقعی اصیل به نظر برسند تا بر دل بنشینند هروز به اجناس تقلبی شان اضافه می شود. کاسبان روان برای رفع نیازهای روحی مردم از روانکاوی جعلی استفاده می کنند و خود نیز از این طریق ارضا می شوند. همانگونه که یک متخصص تغذیه می تواند ترکیب شیر آلوده را مشخص کند یک روانکاو واقعی نیز می تواند روانکاوی دروغین را از روانکاوی واقعی تشخیص دهد. بنابراین، چرا فکر می کنید که معرفی کاسبان روان از سوی انجمن فرویدی بچه بازی است؟ چرا تصور می کنید مباره با فساد و مفسدین در حوزه روح و روان بزن بهادری است؟ چرا انگیزه سودجویان را در ریختن روغن پالم در لبنیات یا مخلوط شیر و وایتکس باور می کنید، اما انگیزه متقلبین یا کاسبان روان را که جان انسان ها را به خطر می اندازند، باور ندارید؟ آیا این دغدغه انسانی نیست که شنیده می شود با نام روانکاوی و فروید با بیماران خود به عنوان روند درمان رابطه جنسی برقرار می کنند؟ آیا این دغدغدغه انسانی نیست که در پوشش اخلاق روانکاوی بی اخلاقی بیداد می کند؟ آیا دروغ، فریب و دزدی کار غیر اخلاقی نیست؟ باورنمی کنید که اگر اخلاقیات توسط کسانی که دم از اخلاق و فرهنگ می زنند، زیر پا گذاشته شود می تواند توهش و بربریت را به جامعه انسانی برگرداند و جان میلیون ها انسان را به خطر بیندازد.
در ضمن چرا دروغ این همه برای ما امری عادی شده است که وقتی کسی به دروغ می گوید مدرک روانپزشکی دارد بی تفاوت هستیم یا از دروغ او حمایت می کنیم؟ در حدیثی امام حسن عسگری(ع) می فرمایند: که تمام پلیدهای در خانه ای قرار داده شده که دروغ کلید آن است(بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۷) یا بارها از بزرگی شنیده ایم که گفته است: دروغ از بزرگترین خبایث است.
البته گاهی چنان به ویژگی های پلید انسانی خو کرده ایم که کسی که راست راه می رود او را تمسخر می کنیم چون او نمی لنگد.

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
نظرتان در مورد دروغ چیست؟ چه کسانی دروغ را دوست دارند و از دروغ حمایت می کنند؟ در DSM ها دروغ نشانه چیست؟ دروغ جزء کدام اختلالات روانی طبقه بندی می شود؟

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
راستش را بخواهید تمام این ماجرا مثل یک جوک عملی است. یعنی آدم فکر می کند این چیزها فقط در جوکها وجود دارد ولی داریم می بینیم نه بابا واقعا آدمها این کارها را می کنند: یکی بدو بدو از england میاد ایران استاد می شه بدون اینکه مدرک «روانپزشک بودن خالی» داشته باشه، ازش هم در موردش مدرکش می پرسی همه میگن بی ادب! یکی دیگه بدو بدو از یک شرکت سهامی آمریکایی میاد میگه من روانکاوم، میگی از کی تا حالا شرکت سهامی روانکاو میده بیرون؟ میگن اغتشاشگر! چش نداری کسی غیر خودتو ببینی! بخاطر زخم کاستراسیونت نمیتونی بشینی! یکی دیگه میگه من اشتباهی اینجام ازش می پرسی پس چرا عین همونایی رفتار می کنی که اشتباهی اینجا نیستن؟ جوابی نمیده فقط «عمل» می کنه!یکی میگه فروید ضد مذهب بود و نصیحتش می کنه که باید مذهب رو هم در نظر گرفت، میگی بابا فروید که خودش گفته جایی که مذهب هست بشر به سطح بالایی از فرهنگ و تمدن رسیده، ناراحت میشه که چرا مقاله شو ضایع کردن، فریاد میزنه که این چه رفتاری بود! اون یکی دزدی کرده مدرک قضاییش هم هست، میگن این آقا «عضو کمیته علمی کنگره جغرافیای روانکاوی» یه. یکی دیگه مثل بادی گارد وایساده مردمو هل میده و هتک حرمت می کنه، میگی تو چیکاره ای؟ میگن «عضو کمیته اجرایی کنگره ی درگوشی» یه.

اونوقت، اونوقت… یکی کلاسش در سامانه جامع آموزش مداوم ثبت شده و برای دانشگاه امتیاز داره، میشه اغتشاشگر! یکی فقط سوال پرسیده میشه … (آخه خیلی بد بود نمی تونم بگم، خودتون فیلمشو ببینید). یکی گفته بابا جان روانکاوی ضوابط داره میشه داعش! یعنی دارم به این نتیجه میرسم که نکنه این داعش مادر مرده هم شده سپر بلای یه عده دیگه. دنیای وارونه که میگن همینه ها!

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم معصومه ه.
من هم خارج نرفتم ولی فکر می کنم اینجوریا نیست که دکتر جلیلی و دکتر صنعتی می گن، اینجوری نیست که یک انجمن علمی همان رویال کالج خودمان، درجه تخصصی روانپزشکی بده. اینجوری نیست که فقط با عضو رویال کالج شدن، تو روانپزشک بشی.
به قول معروف «نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم»

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
یادم می آید وقتی خیلی بچه بودم از کسانی که سفر زیاد می رفتند می پرسیدم ایران هم رفته اید؟ و نمی دانستم تمام شهرهایی که اسم می برند جزو ایران است. این «خارج» آقای صنعتی هم مرا یاد همان سوالم می اندازد چون جوری از آن حرف می زند که انگار «خارج» کره زمین است. نمی دانم این چه جور «خارج»ی است که قوانین هیچ کشوری بر آن حاکم نیست. اینکه آقای دکتر جلیلی بگوید انجمن روانپزشکان هم سالهاست دنبال چنین چیزی است دردی از این مدرک یتیم مانده دوا می کند؟ تازه فکر کنید همین انجمن روانپزشکان در حدی نبوده که وزارت کشور به آن مجوز فعالیت بدهد و اگر وزارت بهداشت متولی نمی شد الان هم انجمن روانپزشکانی وجود نداشت بعد این بنده خداها دنبال اینند که روانپزشک بودن آدمها را هم خودشان تایید کنند بی سند و مدرک؛ الان که سند و مدرک لازم است آقای دکتر صنعتی ۳۰ سال را توانسته بی مدرک سر کند، دیگر آنوقت که هزار جور رابطه بازی هم می تواند درش دخالت کند واویلاست. عوض اینکه فکر آبروی رفته را بکنند، از آرزوهای دراز خود می گویند. پس بگو چرا از دکتر صنعتی دفاع می کنند اگر این «مدرک نداشته» به خیر و خوشی تمام شود، شاید «آرزوهای بزرگ» آقای دکتر جلیلی و دوستان هم برآورده شود.

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
زبان حال آقای دکتر جلیلی، آقای دکتر نقوی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و «مکتب روزبه» (و شاید آقای دکتر جعفریان!):
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد!

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
«آرزوهای بزرگ» نسخه وطنی به همت انجمن روانپزشکان ایران به زودی چاپ می شود. حداقل این کنگره در پیتی هر چیز نداشت این را داشت که روانپزشکان از آروزهایی بگویند که سالها ته دلشان مانده بود. معلوم است خودشان هم می دانند در «دانشکده روانپزشکان»! چه در «خارج» و چه در داخل چه درس می دهند که فکر می کنند همان انجمن روانپزشکان هم می تواند کار دانشگاه را بکند و لازم نیست دانشگاه حرام این رشته کنند!

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
فراموش کردم که بگویم البته «تلاش برای فهمیدن» هم بسیار اساسی است.
برای همین توصیه می کنم خودتان مستندات انجمن فرویدی را مطالعه کنید. فایل صوتی خانم همایونپور در موزه فروید را که لینکش در همین قسمت گذاشته شده گوش دهید، به سایت رویال کالج سر بزنید و … و …
تا متوجه شوید ما از چه حرف می زنیم و نگویید شماها سایکوتیک شده اید و پارانوئید هستید و … واقعاً بررسی کنید.
اصلاً دلم می خواهد مخاطبان به ما بگویند چرا دکتر صنعتی تا الان تصویری از مدرک خود را رونمایی ننموده و چرا حرفی نمی زند چرا شفاف سازی نمی کند که کجا روانپزشک شده و در چه سالهایی ؟ چرا موضوع تز تخصص خودش را نمیگوید؟ امتحان بورد تخصصی شرکت کرده یا نکرده و …؟
چرا پشت دکتر جلیلی و دکتر نقوی پنهان شده است؟
همه اش با خودم می گویم اگر یک نفر به من بگوید مدرکت مشکل دارد سریع می روم مدرکم را نشان می دهم تا طرف ضایع شود. چرا دکتر صنعتی این کار را نمی کند؟!
اگر به همه این سؤالات فکر کنید، شاید تا حدی متوجه شوید ما چه می گوییم.
آنها که به ما می گویند «آنارشیست» و «هوچی» در مورد این کارها چه می گویند؟!
خدایی اگر ما به قول شما «آنارشیست» و «هوچی» نبودیم، تا الان کسی متوجه این اتفاقات دور و برش افتاده بود؟!
همه چی خرم و خوش پیش میرفت! شرکت سهامی روانکاوی خانم همایونپور علاوه بر مشهد و تهران در شهرهای دیگر هم نمایندگی می زد و با انجام سه ماه روانکاوی تلفنی همه ملت روانکاو می شدند. روانکاوانی که حتی نمی توانند با اضطرابهای خودشان کنار بیایند.
دکتر صنعتی هم در فلوشیپ رواندرمانی، روانکاوی درس می داد و هی روانکاو تولید می کرد!
و بقیه روانکاوان کنگره!!! به همین ترتیب.
حال اما دیگر نمی شود

خواب همه آشفته شده، این را مدیون انجمن فرویدی هستید. هرچند که قدردانش نیستید. البته حق دارید خواب بودن در این دنیا نعمتی است!

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی بعد از آن که در تاریخ ۳/۸/۹۳ نامه شرم آور خود را در مورد انجمن فرویدی نگاشته است، در تاریخ ۸/۸/۹۳ در آخرین بروز رسانی سایت دانشکده علوم پزشکی تهران، در کنار سایر همکاران خود با چه افتخاری نام دکتر صنعتی(!) را به عنوان مسئول آموزش فلوشیپ روان درمانی بیمارستان روزبه درج کرده است. احتمالا پیش خود تصور کرده است که دیگر با این مکاتبه انجمن فرویدی می ترسد و دیگر نمی پرسد که: آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=584

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
در روز آخر کنگره خواری بعد از آن مراسم اختتامیه شیرین، وقتی اعضای انجمن فرویدی سالن کنگره را ترک می کردند، اکثریت شرکت کنندگان کنگره با خشم به این گروه توهین می کردند. عصبانیت آنها برای این بود که چرا سوال «آقای دکتر صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟۱!» پرسیده شد. در این میان شنیدم که فردی گفت: بی سوادهای دانشگاه آزادی(با چنین مضمونی). یکی از اعضای انجمن فرویدی گفت ای کاش دکتر صنعتی(!) شما هم از همان دانشگاه آزاد مدرک داشت. البته یادم نیست که طرف این راشنید یا نه. اماای کاش هیات رئیسه این کنگره (گهره همایون پور) که حضار فکر می کردند از دانشگاه بوستون مدرک گرفته است و خیلی خیلی باسواد هست، مدرکی از دانشگاه دقوزآباد دانشگاه آزاد داشت، حداقل بهش می گفتند خانم دکتر. بابا! هر دانشگاه بوستونی که همان دانشگاه بوستون نیست.

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر علی جعفریان، رییس دانشگاه علوم پزشکی، دکتر فتوحی را به عنوان رییس مرکز تحقیق و توسعه سیاست‌های دانشگاهی منصوب کرده است (تاریخ خبر: ۱۲ مهر ۹۳) [۱] و در متن ابلاغیه به مواردی اشاره کرده که به نظر کاملا مغایر با حضور آقای صنعتی در دانشگاه می باشد.
بهره‌برداری مناسب و به موقع از دانش معتبر موجود
سیاست‌گذاری‌های مدیریتی آگاهانه، شفاف، تحلیلگرانه و مبتنی بر بهترین شواهد در دسترس در دانشگاه
تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد در عرصه‌های آموزش
مطالعه در مورد ضرورت بازنگری زیرساخت، تشکیلات و ترکیب نیروی انسانی کارشناس و هیات علمی و پیشنهاد اصلاحات مورد نظر در مرکز
مشتاقانه منتظر پاسخ آقای دکتر جعفریان به نامه آقای دکتر نقوی هستم. اینکه ایشان به حرف های خود در تاریخ ۱۲ مهر ۹۳عمل می کند یا به توصیه ی پارتی بازی یک همکار!

۱- http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=51398

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دیگرفریبی بعد از مدتی خودفریبی را نیز به همراه می آورد. فکر می کنم امر به جناب صنعتی مشتبه شده بود که قطب عالم روانکاوی در ایران است که کنگره برگزار می کند.
البته قضیه رزومه را در نظر بگیرید. راستی هر وقت که یادم می آید کلی خوشحال می شوم، دیگر نمی تواند با کمک این کنگره برای خودش رزومه درست کند.*
دست مریزاد به انجمن فرویدی

*اشاره به مقاله کشور جهان سومی جهان سومی است.

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
فکر می کنم کم کم مخاطبان سایت انجمن فرویدی متوجه بشوند تفاوت روانکاوی واقعی و روانکاوی از نوع شرکت سهامی و انگلند دست راست درب سومی را. در اولی خودفریبی و ایضاً دیگرفریبی امکان ندارد، یعنی روانکاو این اجازه را به آنالیزان نمی دهد اما در دومی اصلاً خود روانکاوی با دیگرفریبی و خودفریبی آغاز می شود. یعنی خود روانکاو با دیگرفریبی و خودفریبی شروع به کار می کند.
در اخلاق روانکاوی (واقعی) جایی برای دروغ گویی وجود ندارد، اما در روانکاوی از نوع انگلند دست راست درب سوم هروقت که لازم شد فرد می تواند دروغ بگوید!

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
از «درون» مدرک نداشته آقای دکتر صنعتی «آرزوهای بزرگ» آقای دکتر جلیلی و دوستان در آمد. از «درون» دروغ های همایونپور «آرزوهای بزرگ» خودش و دار و دسته اش. از «درون» خواب و رویاهای جناب سیامک موحدی در جلسه supervision هم «آرزوهای بزرگ» او برای اینکه جای فروید باشد. از «درون» نامه جناب دکتر نقوی «آرزوهای بزرگ» مکتب روزبه برای یکجا هاپولی کردن روانکاوی پشت فلوشیپ رواندرمانی در آمد. مانده ام از «درون» جواب آقای دکتر جعفریان چه «آرزوهای بزرگی» در خواهد آمد. ظاهراً این رشته سر دراز دارد!

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
خانم آ.ف
تشبیه جریانات این روزها در جامعه به اصطلاح علمی این روزهای کشور به «جوک عملی» ذهن مرا به سوی تراژدی هم برد: سمفونی تراژیک بی سوادی در جامعه علمی روانپزشکی و روانشناسی! حالا می فهمم چرا بی سوادی خطرناک است. این خطر نه برای خود شخص بلکه برای تمام دستاوردهای اصیل بشری است. اینجاست که « داعشی ها» حضور دارند آنهم در لباس سلبریتی های روح و روان!
یاد شعری افتادم از استاد سخن، شیخ اجل سعدی شیرین سخن:
گل را همه کس دست گرفتند و نخوانند / بلبل نتوانست که فریاد نخواند.

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
می خواستم بدین طریق مراتب تشکر و قدردانی خودم را از استاد بزرگوار جناب آقای صنعتی اعلام کنم. ایشان توانستند آنچه را من سعی کرده بودم طی سالها در کلاس های آشنایی با فروید و لکان از شاگردان دکتر کدیور بیاموزم به خوبی و راحتی به من بیاموزند. منظورم مفهوم اید است. سال ها وقت صرف کرده بودم تا معنی واقعی آن را بیاموزم و هیچ وقت هم مطمئن نبودم که آنچه فهمیده ام درست است یا نه.
ایشان روز سوم کنگره پس از سوالات اعضای انجمن فرویدی و اعتراض های آنها مبنی بر عدم ارائه منبع از سوی سخنرانان و… طی نمایشی خطاب به اعضای انجمن فرویدی اعلام کردند که «ما همه اش نمی باید که اید خودمان را ارضا کنیم. اگرشن خودمون رو.» و من تازه می فهمم که اید یعنی «شما سوالی بپرسی که آقای صنعتی دوست ندارد بپرسی یا اینکه راجع به منبع مطلبی سوال داشته باشی که وجود ندارد و در کل اعتراضی کنی که آقای صنعتی و کنگره خواران خوششان نمی آید.»
شاگردان دکتر کدیور! دیدید؟ اصلا هم به آن سختی ها که شما می گفتید نیست. می گفتید صبر کنید از روی دیکشنری لکان می خوانیم. باید دقیقا از روی خود متون فروید بخوانیم. و کلا از این حرفهای ایدی می زدید.
فقط من خیلی شرمنده می شوم وقتی به یاد می آورم که بلافاصله بعد از این توضیح جناب صنعتی در مورد اید، وقتی ایشون گفتند منِ روانکاو… من ایدم را ارضا کردم و ایشان را آزده خاطر کردم و گفتم «شما روانکاو نیستید.»

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم معصومه ه.
خدایی خیلی جای خوبی است این انگلند دست راست درب سوم. چون من از توضیحات شما فهمیدم آدم وقتی آنجا درس بخواند دیگر ایدش را ارضا نمی کند.
اصلاً ایدش از بین می رود در مورد جناب صنعتی که اینطور بود. از بس که متمدن شده بود کاملاً ایدش از بین رفته بود.
اینکه می گفت داعشی حق داشت چون در مورد او قضیه فرق می کند، اصلاً اید ندارد، ایدش دود شده رفته هوا، به خاطر همین است که در راه رضای خدا ۳۰ سال بدون مدرک خدمات میداده، تدریس می کرده و تازه کنگره روانکاوی و فلوشیپ و غیره برگزار می کند. همه اش در راه رضای خداست وگرنه شما دیدید اصلاً این مدرک دارها از این کارها بکنند.

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
به ذهنم می رسد این کنگره خواران عزیز به ویژه جناب صنعتی و خانم همایونپور که محصول شرکت سهامی روانکاوی هستند خیلی آشپزهای خوبی هستند. همه چی را با هم قاطی می کنند و بعد آش پخته شده را به مردم تحویل می دهند و خوب هم فروش میرود!
مثلاً در کنگره CBT را می شد با روانکاوی قاطی کرد. استعاره درمانی را می شد با روانکاوی قاطی کرد. درمان حمایتی + دارودرمانی + انتقال متقابل (همان ندانم کاری) = روانکاوی
یعنی همه چی روانکاوی بود.
تلفن درمانی = روانکاوی
عشق درمانی (عاشق شدن به ناچار روانکاو) = روانکاوی
دارودرمانی با توصیه شوهر بیمار = رواندرمانی با اصطلاحات روانکاوانه
می شد گفت بهترین آشپزهای دنیا همین کنگره خواران بودند. چون سه روز تمام همه چی رو با هم قاطی کردند و به اسم روانکاوی به خورد مردم (۳۰۰ روانکاو !!! بالقوه) دادند؛ تازه روز آخر همه به ما می گفتند ساکت باشین داریم چیز یاد می گیریم.
اینقدر دلم می خواست منم چیز یاد بگیرم ولی حیف که خیلی وقته که دیگه آش خوردن رو دوست ندارم.

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
یعنی در تعجبم این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان سالهاست جزء رزومه دکتر صنعتی بوده و هیچکس سؤال نکرده که این کجاست آخه؟!
خودتون ملاحظه کنید:
سال ۱۳۸۷ یعنی ۶ سال پیش

http://www.akkasee.com/news/13260

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
اینم یک لینک دیگه است:
http://fararu.com/fa/news/93169/%D8%AF%D9%83%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-
%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%B9%D9%85%D9%84
اینها هم دو لینگ دیگه است که نشون می ده دکتر صنعتی گفته فوق تخصص رواندرمانی داره!

http://www.daroughaza.com/view-23189.html

http://www.khabarpardaz.com/view-25231.html

واااای که چقدر این روزنامه ها، سایتها و ویکی پدیا و … و … سالها در مورد دکتر صنعتی غلط نوشتند و چاپ کردند!!!!

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
خانم زهرا ن.
همه این سایت ها، روزنامه ها و ویکی پدیا همدستهای داعش اند؛ یعنی شما نمی دونستید؟!

 

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
Please check with your natioinal medical authority.[1]
کسانی که با دروغ و نیرنگ باعث می شوند که دیگران به ما و کل سرزمین ما بخندند، وطن فروش هستند. این قبیل افرادند که وجهه کشور را خراب می کنند. وقتی یک چنین افرادی اقدام به مداوای! هموطنانشان می کنند، معلوم است که جامعه بین المللی می گوید: اینها به خودشان هم رحم نمی کنند، چگونه می توان از آنها توقع صلح داشت؟
فکر می کنم این افراد حتی باعث شرمندگی سیاست مداران ما در سطح بین المللی هم می شوند.
۱، https://freudianassociation.org/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AE/

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی جان!
چرا زحمت شکایت را هم به دیگران می دهی یک بار هم که شده در عمرت مسئولیت پذیر باش.
زحمت معرفی خودت بعنوان روانکاو را که دیگران دادی، زحمت این که شهادت بدهند که روانپزشکی را هم به دیگران دادی، زحمت معرفی کالج سلطنتی را هم دیگران دادی، زحمت اشتباه را هم که به روزنامه ها و ویکی پدیا، زحمت باور کردن دروغ را هم به مردم و توده دادی.
بیا و زحمت شکایت را خودت بکش.
نه نمی خوای؟ اگر هم نمی خوای یک کاندید خوب برای این زحمت هست «دکتر خدایی» اون خیلی شاکیه!!!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم الف. ش. در مورد کاسبان روان
سرکار همایون پور شما که می گویید:«آیا در جمهوری اسلامی می شود روانکاوی کرد؟»
پس چطور است که دست به تولید انبوه روانکاو و روانکاو فله ای در ایران زده اید، بالاخره می شود یا نمی شود؟ در شرکت سهامی BGSPlnc روی تولیدات خود چه مارکی می زنند؟ راستی چرا این شرکت اسم خودش را بوستون گذاشته می خواسته از اعتبار آن یکی استفاده کند؟ همان طور که خودتان از نام «انجمن فرویدی» و «گروه عرصه فرویدی» برای گروه تان استفاده کردید. شما روی تولیدات خودتون چه مارکی می خواهید بزنید؟ به هر حال همه باید بدانند که اینها دست پخت شما هستند.
هیچ فکر کرده اید که اگر در آینده بخواهید پاسخگوی خرابکاریهای تولیداتان باشید با چه مشکل عظیمی روبرو خواهید شد؟
در همین ایران که شما می گوید نمی شود روانکاوی کرد به برکت امثال شما در بعضی از خانه ها را که بزنی دو تا دو تا روانکاو بیرون میاید، می گویید نه در خانه محمد صنعتی را بزنید.
راستی اگر رفتید بپرسید دانشکده روانپزشکان انگلستان کجاست؟

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای مهدی ش. در مورد کاسبان روان
هوای روانکاوی این روزها مه آلود است حد اقل آن طرف صنعتی و همایونپور و یک عده روانپزشک و روانشناسی که عجله دارند زودتر و کم هزینه تر و مرقون به صرفه همچون یک کالا تولید بشن ( حالا بگذریم بعضی ها پا را از این هم فراتر گذاشته و ۳ ماه خودشونو «روانکاو جا میزنن» برای من جای سواله که این همایونپور عزیز حداقل برای خراب نشدن وجهه خودش هم با این افراد کاری نداره) تا بتونن علاوه بر دیگر تخصص هاشون اینم روی کارت ویزیت و تابلوی مطب شون و هرجای دیگه بزنن تا که هیچ مشتری رو رد نکنن و دست خالی رها نکنن!!! دقیقا نگاه با نگاه یک فروشنده شباهت دارد که فقط قصدش گرفتن پولهای مشتری هست آنها هم به دنبال یک کالا جدید پرطرفدار و پرفروش هستند برای سود بیشتر درآمد بیشتر آیا نام این کار کلاهبرداری یا سرکیسه کردن نیست
اما این طرف انجمن فرویدی که برای فهمیدن هر کلمه اصلا هرچیزی باید کاری به معنی واقعی آن برایش انجام شود باید جایی اتفاقی بیافتد باید چیزی تغییر کند،انجمنی که برای « شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و احقاق جایگاه واقعی، در خور و شایسته آن در ایران»[۱]
به واقع تشخیص درستی و نادرستی برای کسی که از بیرون به قضیه نگاه میکند آسان نیست که دانش روانکاوی به آسانی کسب نمیشود و برای آن باید زحمت کشید و با مطالعه چند کتاب و مقاله و دیدار باکسی که خودش میگه روانکاوم ولی معلوم نیست واقعا چیه!!! چیزی زیادی بدست نمیاید
داشتم به سوالی حدود یکسال و نیم پیش فکر میکردم روزی که بعد از یکسال و نیم تعطیلی جلسات آشنایی با روانکاوی از دکتر مشهدی پرسیدم
از ایشان سوال کردم چرا برای شناساندن روانکاوی تلاش نمیکنید؟
و ایشان پاسخ دادند که تلاش ما از طریق برگزاری همین جلسات آشنایی با روانکاوی است.
البته من از دیگر فعالیت های انجمن اطلاعی نداشتم و فقط براساس فکر خودم این سوال را پرسیدم اما در ذهن خود به این فکر میکردم که این جلسات برای شناسانده روانکاوی آن هم برای ایران کم است،اما کار سخت است وعلف های هرز بسیار
اما این موضوع روانکاوان وحشی و مهمتر از همه موضوع این دو کنگره جعلی و درگوشی و این کاسبان روان (عجب کلمه ای کاسبان روان ) که با حرص و ولعی سیری ناپذیر در پشت نام درمان و علم و دانش و دیگر عناوین خود را پنهان کرده بودند اول دکتر صنعتی بدون مدرک تخصص خود را فوق تخصص رواندرمانی میداند!! تازه در سایت دانشگاه هم مینویسد هیچ کسی نمیپرسد که این چیزی که نوشتی ینی چی حالا هم که کسی پیدا شده میپرسه تو که خودتو روانکاوی میدونی اصلا روانپزشکی یا نه حالا میره پشت انجمن روانپزشکان پنهان میشه و پشت رئیس بیمارستان روزبه البته حالا باید دید وزارت بهداشت جواب نامه ایشان را چه میدهدعضویت در رویال کالج را مدرک قبول میکنه یا نه؟؟
و خانم همایونپور که دیگر تشخیص برای هرکسی ساده نیست زیرا پشت نامی دهن پرکن!!! دکترای روانکاوی از امریکا!!! و دایره لغات انگلیسی ، قطعا برای بیشتر آدمهای متخصص هم گمراه کننده است اما این خانم خیلی ساده لوحانه و دوگانه با موضوع برخورد میکند از طرفی در کتابش از درسنامه های دزدیده شده دکتر کدیور استفاده میکند و از طرفی به تخریب وجهه ایران در کشورانگلستان و از طرفی دوستی و تشکیل گروه با شاگردان اخراجی دکتر کدیور و برگزاری یه مهمونی به اسم کنگره و تلاش برای جلب نظر IPA
چرا این شاگردای اخراجی گوشزد نکردن به این خانم که این درسنامه ها فقط برای خوندن میباشد لطفا در کتابتان چاپ نفرمایید!!!! یا در امریکا حق نشر بی معنا میباشد!!!
همه این ها تشخیص درست از نادرست را برای هر کسی سخت میکند البته یه چیزی شاید به شناخت کمی کمک کند این است که انجمن فرودی در شفافیت کامل با استفاده از دلایل و مدارک معتبر و پاسخ های منطقی با این موضوع برخورد میکند چیزی که مخالفان انجمن فرویدی تهی از آن هستند اول، بله اخلاق است انها به جای پاسخ های روشن و درست به توهین و بی ادبی روی آورده اند و هیچ گزینه دیگری ندارند بله آنها در این حد تربیت یافته اند در این حد تهی از دانش هستند
]۱[ . اساسنامه انجمن فرویدی، ماده۹

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
در کنگره جعلی دکتر معنوی پور به ما گفت شما فقط یک NGO هستید. اما دقت کرده اید همین «فقط یک NGO» شناسنامه اش، رزومه رییسش، شماره ثبتش، پیشینه اش و همه چیزش مشخص و در سایتش موجود است؟ سایت ما کمتر از ۶ ماه است که فعال شده و همه چیز آن واضح و روشن است. اما جناب صنعتی که دانشیار «دانشگاه علوم پزشکی تهران» است که خود جناب دکتر صادقی تاسیس دپارتمان پزشکی آن را به سال ۱۹۳۷ یعنی ۷۷ سال پیش بر می گرداند(و دقت کنید «دپارتمان پزشکی» ولی جناب صنعتی از یک «دپارتمان» که فارغ التحصیل نشده، از «دانشکده روانپزشکان» و «دانشگاه روانپزشکی لندن» فارغ التحصیل شده[بود تا همین یک ماه پیش]!!! ولی بعد تصمیم گرفت از گروه بیمارستانهای میدلسکس فارغ التحصیل شود. راستش من اگر جای او بودم تصمیم می گرفتم از دانشگاه آکسفورد یا هاروارد فارغ التحصیل بشوم وقتی «آرزوهای بزرگ» تعیین کننده محل فاغ التحصیلی آدم است چرا آدم باید اینقدر برای خودش بخیل باشد؟!) این دانشگاه که از ۷۷ سال پیش وجود داشته، مدرک جناب صنعتی هم طبق چیزی که خانم ز. ن. لینک دادند در سایت آموزشگاه حرفه ای عکاسی، از سال ۸۷ همین را در اینترنت می نوشته، یعنی یک دروغ خنده دار را و دانشگاه علوم پزشکی تهران هم با همه کبکبه و دبدبه اش از ۳۰-۲۰ سال پیش ایشان را با همین مدرک خنده دار استخدام کرده. در همین «فقط یک NGO» انجمن فرویدی برای یک صدم چنین دروغی هم باید پاسخگو باشی آنهم نه بعد از گذشت ۳۰ سال، همان اول. تا دروغت هم بررسی نشود، خودت و همه اعضای انجمن نفهمید این دروغ به چه چیزهایی وصل بوده و بدنبال چه اهدافی بوده، و آن را جبران نکنی، نمی شود. آنوقت جناب صنعتی ۳۰ سال است در دانشگاه علوم پزشکی تهران چنین دروغی گفته و دریغ از یک تکه کاغذ پاره که برای اثبات ادعایش آورده باشد تازه «خدوم» هم هست. یکی نیست از آقای دکتر نقوی بپرسد می شود آن «خدومی» که مد نظر شماست تعریف کنید؟
با این اوصاف، این «فقط یک NGO» که شناسنامه و شجره نامه و رییس و شماره ثبت و محل اخذ مجوز و همه چیزش روشن است، همین جناب دکتر نقوی با آن وضع سایت دانشگاهش و آن وضع مدرک دانشیارش به رییس همان دانشگاه معروف! نامه می نویسد و از انجمن فرویدی به عنوان «گروه» نام میبرد و از جناب صنعتی بعنوان «خدوم»!!! یعنی این علوم پزشکی تهران حتی برای ارزشهای چند هزار ساله این مملکت هم آبرو نگذاشت! خدوم یعنی چه؟ شما باید مدرک نشان مردم بدهید. فکر کرده اید با تعارف می شود کسی را بعنوان متخصص به مردم قالب کرد؟ جواب کسانی را که جناب صنعتی به اسم روانکاو و روانپزشک ازشان پول گرفته و خدا میداند چه صدماتی به روح و روان آنها زده دانشگاه فخیمه علوم پزشکی تهران می دهد؟ یا جنابعالی؟ در روزنامه ها نخوانده اید کسی را که خود را بعنوان یک متخصص جا زده بعنوان «مجرم» در دادگاه محاکمه کرده اند؟ اگر دادگاهی تشکیل شد و قاضی از جناب صنعتی مدرک خواست باز هم جرات دارید به قاضی بگویید این همکار «خدوم» ما را ول کنید؟ یا علی و حوضش را تنها می گذارید که جوابگوی قاضی باشد؟ شما که مثل همایونپور فکر نمی کنید جمهموری اسلامی روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده؟ پس نباید از اینکه «عدالت» در مورد این همکار «خدوم» شما اجرا شود شکایتی از جمهوری اسلامی داشته باشید. امیدواریم آقای دکتر جعفریان رییس محترم علوم پزشکی تهران معروف!!! بنا به توصیه جنابعالی در اسرع وقت این پرونده را به همراه تمام مدارکی که نشان می دهد دکتر صنعتی همان تخصصی را که ۳۰ سال ادعا کرده دارد، برای بررسی به مراجع قضایی بفرستند. بیصبرانه منتظریم.

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
با تمام ماجراهای پیش آمده فکر می کنم اینکه انجمن فرویدی دست روی چنین افتضاحی در مورد مدرک جناب صنعتی گذاشت و باعث شد همه در موردش حرف بزنند، گام بزرگی به پیش است. مگر در آنالیز شخصی هر آدمی چیزی غیر از این اتفاق می افتد که در مورد سمپتومهایش حرف می زند؟ حالا اگر همین افتضاح را سمپتوم جامعه علمی ما در نظر بگیریم، دارد آنالیز می شود دیگر. هم انجمن فرویدی، هم خوانندگان سایت ما، هم خود دانشگاه علوم پزشکی تهران، هم بیماران جناب صنعتی، هم دوستان نزدیک علوم پزشکی تهران در دانشگاه علوم بهزیستی و بیمارستان رازی، هم جلالی ندوشن، هم دار و دسته همایونپور و هم دوستان «از مشهد آمده» دارند در موردش حرف می زنند. فکر می کنید بعد از این «بررسی» چقدر احتمال دارد یک نفر دیگر هم یک مدرک خنده دار بگیرد دستش و بخواهد خود را «روانکاو» یا «متخصص» معرفی کند؟ البته بجز کسانی مثل محصول شرکت سهامی BGSP Inc و «محصولات او» مثل قورخانه چی و پور علی بابا که تا الان هم خود را مفتضح کرده اند. فکر کنم برای بقیه قدری آبرو هم مهم باشد!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
دقت کردید برای یک بار هم که شده صنعتی نتونست مسئولیت کارشو گردن کس دیگه ای بندازه؟ اونم وقتی که جلو چشم ۳۰۰ نفر آدم گفت منِ روانکاو و بعد اصلاحش کرد منِ احمق. حالا هم در مورد ادعای روانکاو بودنش ۳۰۰ تا شاهد هست و هم در مورد اینکه خودشو یه احمق معرفی کرد. دیگه نمیتونه به قاضی بگه که بقیه منو روانکاو حساب کردن من که جایی خودمو روانکاو معرفی نکردم! یعنی اگه دومی رو نمی گفت اولی اصلاً معنی نداشت!!!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
طبق اصل بیستم قانون اساسی: « همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.» من نمی دانم چرا در کنگره ی جعلی صنعتی این حقوق یکسان برای اینکه اعضای انجمن فرویدی سوالشان را بپرسند اصلاً وجود نداشت. یعنی محوطه دانشگاه علوم بهزیستی از شمول قانون اساسی کشور مستثنی است؟

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
دکتر جعفریان، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران طی حکمی، دکتر نقوی (استادیار دانشگاه تهران) را به سمت رییس بیمارستان روزبه منصوب کردند. ایشان در این حکم مواردی را به دکتر نقوی یادآوری نمودند:
بیمارستان‌ ها از جمله مراکز اصلی آموزش، پژوهش و ارائه خدمات در دانشگاه هستند و ارتقاء سطح آنها نه تنها در ایجاد رضایتمندی مراجعین نیازمند تأثیری چشمگیر دارد، بلکه موجب شکوفایی در عرصه آموزش و پژوهش های بالینی است. [۱]
الان در پروسه ی نامه نگاری به رییس دانشگاه، رییس بیمارستان پیگیر انجام کدام موارد است؟
– ارائه خدمات در دانشگاه به همکاران ناراست گو،
– ارتقاء سطح بیمارستان‌ها تنها در ایجاد رضایت‌مندی در همکاران مراجعه کننده،
– شکوفایی در عرصه آموزش و پژوهش‌های بالینی،
– این استادیار هوای آن استادیار را داشته باشد،

در ادامه دکتر جعفریان مواردی را به دکتر نقوی سپردند:
بدین‌وسیله با توجه به تعهد و سوابق ارزشمند علمی و اجرایی، جنابعالی را به عنوان رئیس بیمارستان روزبه منصوب می‌نمایم. انتظار می‌رود با توجه به سابقه طولانی این بیمارستان در خدمت به گروه خاصی از بیماران، با استفاده از توان بالای همکاران هیأت علمی و کارکنان نسبت به امور ذیل اهتمام ورزید: [۲]
تا همین جا دست نگه داشته و بگویید الان دکتر نقوی دارد به مردم چه چیز را ثابت می کند؟
– تعهد و سوابق ارزشمند علمی و اجرایی پیشینش،
– اشتباه دکتر جعفریان در انتخابش،
– اینکه ایشان مراقب هستند که مبادا «تاثیر ناچیز انقلاب بر بیمارستان روزبه» [۳] ذره ای کم و زیاد شود،
– ای کسانی که بیماری در بیمارستان روزبه دارید، ذره ای آرامش در وجودتان نباشد، که ما وقتی با خیانت و دروغ در حضور شما چنین برخوردی می کنیم بدانید پشت سرتان چه ها که نمی کنیم،
سوابق بعضی از اعضای هیات علمی بیمارستان،

در ادامه) … نسبت به امور ذیل اهتمام ورزید: [۴]
– برنامه‌ریزی برای ارتقاء سطح فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی در تمام سطوح
– استفاده از تمام ابزارهای موجود در جهت ارتقاء کیفیت خدمات درمانی با تأکید بر رعایت اصول رفتار حرفه‌ای و توجه به کرامت بیمار
– برنامه‌ریزی برای اصلاح ساختار فیزیکی و طرح توسعه بیمارستان متناسب با نیازها و منابع
– تلاش برای جلب کمک خیرین در مسیر اصلاح زیرساخت‌ها و ارتقاء خدمات
با این اوصاف برنامه های آتی دکتر نقوی بر چه پایه ای استوار است؟
– ارتقاء سطح فعالیت‌های آموزشی با اصرار بر حمایت از «همکاران فرهیخته و خدوم»،
– ارتقای همان سطح با تقلیل «انجمن فرویدی» به یک «گروه»،
– استفاده از تمام ابزارهای موجود،
– تأکید و آموزش اصول رفتار حرفه‌ای،
– تلاش برای جلب کمک خیرین (خوب بالاخره این لطف به آقای صنعتی بی پاسخ نخواهد ماند)

(در ادامه) امیدوارم با استعانت از درگاه باری‌تعالی و عنایات حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در انجام امور محوله چنانچه مورد رضای اوست، موفق باشید. [۵]
الان به ترتیب استعانت از چه کسی دارد صورت می گیرد؟ انجام امور محوله چیست؟ رضایت چه کسی مورد نظر است؟
– دکتر جعفریان- بی خیالی مدرک- دکتر صنعتی
– دکتر جعفریان- دوره فلوشیپ رواندرمانی- روانپزشکانِ دنبال یه چیز دیگه
– دکتر جعفریان- پس از بیخیالی از مدرک، چشم بستن به روی دیگر چیزهایی که در آن بیمارستان صورت می گیرد- گور بابای مریضهایی که حالا دیگر معلوم نیست برای رضایت چه کسی آنجا هستند
– توده مردم- ساکت کردن ناممکن «انجمن فرویدی»- دکتر صنعتی
پاسخ های خود را به آدرس زیر ارسال نمایید:
«England دست راست درب سوم»

۱، ۲، ۴ و ۵: http://tums.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=14064
۳: https://freudianassociation.org/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
یه برنامه طنز بود که برای معرفی آدرسش می گفت:
آدرس ما تهران صندوق پستی.

این شما رو یاد چی میندازه؟
– دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان
– رویال کالج
– – شرکت سهامی بوستون
– اینکه توده دروغ را دوست دارد

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان
وعده وزیر بهداشت برای برچیدن بساط زیرمیزی از بیمارستان‌ها
*
امابرای روانشناسان وانجمن علمی روانپزشکان خودروانکاوخوانده بساط اجازه برگزاری کنگره غصبی ،جعلی و درگوشی باعنوان روانکاوی داده میشود وروی میز،میکروفون میدهند؟
اشکال کارکجاست؟آیادردرک ناچیز مسؤلین ازمفهوم روانکاوی است؟همچون روانپزشکان که sex واختلالات جنسی است ؟ یا بقول روزنامه جام جم:
“…وزارت بهداشت پزشک‌محور است
منتقدان عملکرد وزارت بهداشت در سال‌های اخیر معتقدند، اگر این وزارتخانه تا کنون نتوانسته مساله زیرمیزی پزشکان را حل کند، به این دلیل است که این مجموعه بشدت پزشک سالار و پزشک محور است…”
*
نام این اعمال چیست؟قصور، زیرمیزی ،…؟

http://www.daroughaza.com/view-33570.html
http://psychstudent.persiangig.com/persian%20media/Dr%20Eftekhar.pdf/download?d2aa
http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/1062380433036023550

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/1062380433036023550

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
آقایان دکتر جلیلی و دکتر نقوی
ما هنوز جواب سؤال اصلی خود را که «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» دریافت نکرده ایم. چون میبینم این سؤال خیلی سخت است، سؤال دیگری را مطرح می کنیم:
چرا جناب صنعتی، استاد گرانقدر دانشگاه علوم پزشکی تهران بعد از ۷ سال که حق عضویت خود را پرداخت نکرده بودند، دقیقاً بعد از کنگره رفتند و دوباره عضو کالج سلطنتی شدند؟
مگر به ادعای دکتر جلیلی این کالج سلطنتی مدرک نمی دهد، چه نیازی به دوباره عضو شدن بود آن هم بعد ۷ سال؟

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این حرفهای جناب صنعتی و طرفدارانش که انجمن فرویدی شما بی تمدن هستید و بی ادب هستید مرا یاد ماجرایی می اندازد که از نزدیک شاهدش بودم:
مردی بسیار متمدانه !!! از چند خانواده کلاهبرداری کرده بود و با جعل سند به آنها آپارتمان فروخته بود و از شانس خوب !!! سر بزنگاه به طور ناگهانی سکته کرد و فوت شد. در جلسه ای که با پیگیری این طلبکاران برگزار شد آن هم بعد از چندین ماه از گذشت فوت جناب کلاهبردار، برادر آن جناب تشریف فرما شد و هزاران دروغ و درهم را به خورد آن چند خانواده بیچاره ای که به اشتباه چنین آپارتمانی را خریده بودند، داد. نه عذرخواهی، نه حرفی از جبران ضرر نه تسلی خاطر، نه؛ هیچکدام از این حرفها را جناب برادر نزد. فقط دروغ گفت و دروغ. آن دروغها آنقدر عصبانی کننده بود که یکی از این خریداران و طلبکاران با عصبانیت گفت جناب کلاهبردار مرحوم خیلی به ما ظلم کردند، خیلی دروغگو بودند.
می دانید عکس العمل جناب برادر چه بود؟!
پشت سر مرده غیبت نکنید!

این حرف جناب برادر برای منِ شاهد ماجرا واقعاً تکان دهنده بود.
طرف کلاهبرداری کرده، با پول و مال مردم بازی کرده، حال نباید صدای کسی دربیاید!
وااااااای که چقدر ریاکارانه است ادبیات این قبیل مردمان.
دلم می خواهد فریاد بزنم بگویم اگر «تمدن» و «ادب» این است، من نه متمدنم نه باادب!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
متهم شماره یک از دید جناب صنعتی در دروغ پراکنی علیه وی، ویکی پدیا است که آنهم در سال ۲۰۱۱ برای اولین بار صفحه دکتر صنعتی را ساخته و با ارجاع به سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران!
جناب صنعتی کاش حداقل یک جوری هماهنگ می کردی این قدر دم خروس بیرون نزنه. اون از ثبت نام کردن دوباره ات همین هفته پیش در کالج سلطنتی انگلستان بعد ۷ سال، این از دروغ بستن به ویکی پدیای بیچاره!
خودتون ملاحظه بفرمائید:

http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C&diff=13397703&oldid=5232491

ویکی پدیای بیچاره در سال ۲۰۱۱ با ارجاع به سایت دکتر صنعتی اون دروغ ها را نوشته یعنی تنها منبعش سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده! همونی که عکسش تو سایت انجمن فرویدی هست و دیگه تو سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران از ۲۹ مهر ۹۳ وجود نداره و نیست و نابود شده!!!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
فیلمهای وسترن دوران کودکی من اغلب یک صحنه مشترک داشت؛ یک نفر ناخواسته در باتلاق می افتاد و با کوچکترین حرکتی پایین تر و پایین تر می رفت. از زمانی که گل و لای سنگین تا زیر چانه قربانی می رسید صحنه خیلی اضطراب آور می شد. برخی موارد، فردی از راه می رسید و اقدام به نجات قربانی می کرد ولی باتلاق فرد ناشی را هم به کام خود می کشید. خبر “این انگلیسی های بدجنس” سایت، آن صحنه ها را برایم تداعی کرد فقط خدا می داند چند نفر آدم ناشی با این عضو ممتاز کالج سلطنتی درون منجلاب سی ساله او فرو خواهند رفت!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
نه تنها بزرگترین بلکه تنها مانع بزرگ و جدی رسیدن به اهداف مثلث شیطانی: صنعتی و همدستانش، همایون پور و مدرک و دارایی شوهرش، قورخانه چی و جزوه های سرقتی از انجمن، حضور دکتر کدیور است و بس! می خواهند آن را هم با پیوستن به خارج از کشور با یک عنوان جهانی دهان پرکن برطرف کنند! که اگر اعتراضی شد پشت بزرگترشون همون خارج از کشوری ها مخفی بشوند و در واقع روبرو شدن با دکتر کدیور که در کنگره دیدیم لرزه بر اندامشان می اندازد را به رویارویی دکتر کدیور و خارج از کشور تبدیل کنند! قورخانه چی که کمی دکتر کدیور را می شناسد چطور پشت آن دو نفر دیگر مخفی شده خدا می داند!!

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
لطفا از نام بردن آقای دکتر صنعتی(!) به عنوان یک چهره شاخص فرهنگی، تاریخ فرهنگ ایران را را بدنام نکنید! به نظر شما فرهنگ با دروغ سازگار است؟ تاریخ در مورد شما هم قضاوت خواهد کرد.

 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
اگر موجب آزردگی و تکدر خاطر همکار گرانقدر، دانشمند، استاد خدوم و سرمایه ارزشمندتان نمی شود از او بپرسید: عزیز دل برادر، آقای دکتر صنعتی(!) جان، England دست راست درب سوم کجاست؟!

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ش. ش. در مورد کاسبان روان
بعد از تمام این اتفاقات مدام پیش خودم فکر می کنم وجود این قبیل شرکتها و کالجها چه ضرورتی داره وقتی خودشون اعلام می کنن که حدود ۷۰ ٪ بیکار دارن ویا مدرک های که می دن در حد تحصیلات متوسطه ارزیابی می شه؟ جز این که اونا جیبشون پر می شه و اینجاهم یه عده در حد تحصیلات متوسطه، « متخصص»؟؟!!!
« کشور جهان سومی کشور جهان سومی است». ۱

۱. سایت انجمن فرویدی

 

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
یعنی دکتر صنعتی سالهاست با مدرکی معادل دیپلم (طبق معادل سازی وزارت علوم/ این انگلیسی های بدجنس، سایت انجمن فرویدی) استاد راهنمای پایان نامه می شوند؟ بیمار می بینند؟ در معتبرترین مجلات فرهنگی این کشور قلم میزنند؟ در مورد معتبرترین چهره های فرهنگی و ادبی این مملکت اظهار نظر می کنند؟ نخستین کنگره روانکاوی برگزار می کنند؟ مورد حمایت رییس بیمارستان روزبه و رییس انجمن علمی روانپزشکان قرار می گیرند؟ رییس واحد درمانی در بیمارستان روزبه می شوند و مسسول کمیته رواندرمانی در انجمن روانپزشکان؟ آقای دکتر صنعتی! جدا چرا به همان مدرک معتبر پزشکی عمومی ات قناعت نکردی؟ نکند شما هم مثل خیلی از ما از ادامه تحصیل سرخورده و خسته بودی! می خواستی بی زحمت متخصص باشی؟ کم کم دارم فکر می کنم برایت فرقی هم نمی کرد متخصص چی. اما بی صاحب تر و با پرستیژتر از روانکاوی پیدا نکردی، چون باقی تخصصها صاحب داشتند. حالا صاحب اصلی از راه رسیده و غاصبان خانه به دوش اند.

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
تو سایت «انجمن فرویدی» یه مطلبی نوشته شده با عنوان «این انگلیسی های بدجنس» [۱]. اینجا دانشگاه‌ها و مراکز آموزش‌ عالی‌ نامعتبر کشور انگلستان‌ رو از سایت اداره کل امور دانش آموختگان وزارت علوم معرفی‌ کردن. تو بند ۱۸ نوشته: تمامی کالج های انگلستان در سطح تحصیلات متوسطه هستند.
من فکر می کنم وزارت علوم خیلی وارد نیست و نمی دونه این رویال کالج آقای صنعتی با اونای دیگه فرق داره یا شاید هم یه داعشی اینا رو نوشته. وگرنه پس منظورش این بوده که آقای صنعتی تحصیلاتی که میگه تو اون رویال کالجِ خارجی روانپزشکان انگلستان داشته در حد تحصیلات متوسطه است؟! یعنی تا حالا هیچ کی نرفته تطابق بده؟ یعنی تو اون بخش استخدام اساتید هم لازم نشده ایشون مدرک ارائه کنه؟ یا ارائه کرده و «زیر سبیلی» رد کردن؟
نه! نه اینا خوب بررسی نشده.
حالا گیری داده این انجمن فرویدی ها! مگه دکتر خدایی آخر سخنرانیش تو کنگره خواری نگفت: «دست در دست هم دهیم به مهر/ میهن خویش را کنیم آباد» ؟ نمی بینید این همایونپور چجوری با صنعتی دست در دست هم دادن به مهر/ میهن خویش را می کنن آباد؟ آره، اینا که مهم نیست. به مسایل مهم و دهن پرکن بپردازید. حالا یکی ۳۱ سال مردمو سرکار گذاشته و گفته روانپزشکه و بعد گفته روانکاوه و هی هم غلظت دروغش رو بیشتر کرده و چیزای عجیب گفته، چه اهمیتی داره؟! شلوغش کرده این «انجمن فرویدی» ها! انگار تا حالا ندیدن یکی در سال ۱۳۶۲ از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان تخصص روانپزشکی گرفته باشه و توی همون سال فوق تخصص رواندرمانی رو هم از دانشگاه روانپزشکی لندن بگیره و از ۲۹ مهر ۱۳۹۳ (یعنی فقط ۳۱ سال ناقابل ، نه آزگار) یکهو (بعد از همین سوالای «انجمن فرویدی») تصمیم بگیره (مجبور بشه؟! نه! این یک تصمیم درونیه) که در سال ۱۳۶۲ تخصص روانپزشکی خودش رو از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گرفته باشه و دیگه هم حرفی از فوق تخصص رواندرمانی از دانشگاه روانپزشکی لندن نزنه. حالا خواسته ریا نشه. چرا ۳۱ سال زحمت این آدم رو گذاشتید در گروی اینکه بیاد مدرکش رو ثابت کنه؟ من نگرانم! بخش فوق تخصص رواندرمانی که از رزومه ایشون پرید، حالا نوبت به اثبات تخصصه یعنی؟ یعنی میگید روانپزشک نیست؟ یعنی می گید سرپرست بخش رواندرمانی بیمارستان روزبه از سال ۷۰ تا حالا (۲۳ سال) این تخصص رو که نداره هیچی، فوق تخصص هم پیشکش؟! بعدش چی؟ لابد می خوایید ادعاهای دیگه اش رو هم اثبات کنه؟!
نه! نه اینا خوب بررسی نشده.

۱- https://freudianassociation.org/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%af%d8%ac%d9%86%d8%b3

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
معلوم شد چرا وقتی در کنگره جعلی اعضای انجمن فرویدی از مدرک صنعتی می پرسیدند همایون پور فرار کرد، انتظار داشت بعد از سوال “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟” بپرسند” “همایون پور VGSP کجاست؟”
واقعا چوب رو که برداری گربه دزده در میره!

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
دارم فکر می کنم چرا صنعتی و همایونپور و اعضای کنگره جعلی و کنگره درگوشی می توانند از کلمه «خارجی» برای ساکت کردن صداها بهره بگیرند. ما اینقدر از خود بیگانه ایم که فکر می کنیم هر کس از «خارج» آمد یعنی کارش درست است. سایت وزارت علوم خودمان زده که « تمامی کالج های انگلستان در سطح تحصیلات متوسطه هستند.» آنوقت ما وزارت علوم خودمان را قبول نداریم ولی صنعتی و همایونپور را قبول داریم چون از «خارج» آمده اند؛ حالا کدام «خارج» و «چه جوری» بماند. حالا معلوم شد چرا BGSP Inc اسم همایونپور را و اینکه «روزی روزگاری» چند واحد در دانشگاه شهید بهشتی «حق التدریس» درس داده، از صفحه اش بر نمی دارد بیچاره خودش هم باور نمی کند «محصول» یک «تحصیلات متوسطه» در یکی از بزرگترین دانشگاه های ایران «استاد حق التدریس» شده باشد در حالیکه فارغ التحصیلان همین دانشگاه های معتبر داخلی به این راحتی نمی توانند «حق التدریس» شوند. شاید هم بیش از آنکه ذوق زده شده باشد این را هم برای خنده انگلیسی ها روی سایتش گذاشته ماجرای حرف همایونپور را که یادتان هست که گفته بود جمهوری اسلامی روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و من هم با آنها موافقم؟ واقعاً ثبت و سند برابر است.

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
دوستان و طرفداران جناب صنعتی جواب بدهند
چرا دکتر صنعتی، دکتر نقوی، دکتر جلیلی و همه یارانشان جوابی به پرسش های انجمن فرویدی نمی دهند؟
چرا نمی گویند این جناب از کجا مدرک گرفته؟ فکر کردند گفته شد کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان ما باور می کنیم، نه آقایان ما بلدیم سرچ کنیم، راستی آزمایی کنیم و مهمتر از آن بلدیم که کلاه سرمان نرود.
زودتر این ماجرا را روشن کنید، مردم منتظرند!

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد کاسبان روان
«کسی که به ظاهر نرمال تلقی می‌شود فقط از دیگران متظاهرتر است. همین و بس. و این خود بزرگ‌ترین «بیماری» و «عجیب و غریب»‌ترین رفتار است.»[۱]

در این مدتی که گذشت اسطوره«نرمالیته» و اسوه های آن که خود نیاز به روانکاوی شدن ندارند و چون زیادی «نرمال» هستند می توانند دست به روانکاوی دیگران بزنند، خود مصداق این جمله ی بالا شدند و بدین ترتیب تغییر و تبدیلاتی را که اینقدر موذیانه و ریاکارانه انجام می شود، نشان دادند.در یک جامعه به ظاهر «نرمال» و « علمی» افرادی را می بینید که تظاهر به اخلاق می کنند ولی کلاهبرداران جامعه علمی هستند. آنها دست به کاری میزنند که برای آن آموزش ندیده اند. بدون مدرک دانشیار جایی می شوند که در واقع کارش دادن همین مدرک است. در قالب کنگره میتینگی فراهم می کنند که در آن سارقین ادبی، دارندگان مدارک غیر قابل ردگیری، دارندگان مدارک تحصیلی با اعتبار D- را گرد هم می آورند. آیا کلاهبرداران همیشه فقط در بازار و محل کسب دیده می شوند؟ خیر، با تغییر شکل موذیانه در هر کجا می توان أنها را دید.
براستی که «کاسبان روان» نام شایسته ای برای آنان است.

۱- پاسخ به پرسش خانم هدی.ا سایت انجمن فرویدی، شهریور ماه۹۳

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
روز اول کنگره جعلی که دکتر روشنایی مقدم به زبان بی زبانی گفت همه می توانند روانکاو باشند و اینقدر متعصب و بخیل نباشید و با مدارا رفتار کنید؛ به ذهنم رسید که سؤالی بپرسم از این به اصطلاح روانکاوان اهل مدارا، آیا اجازه می دهید لیسانسه مامائی، لیسانسه بینائی سنجی، لیسانسه پرستاری جراح مغز و اعصاب شود؟!
چه نیازی به سازمان نظام پزشکی و دانشکده های پزشکی و دوره ۷ ساله و آموزشهای سخت و طولانی!!!
این روزها معنای همه کلمات تغییر کرده اند: تمدن و اخلاق یعنی ریاکار بودن و چارچوب گذاری برای علم یعنی تعصب و بخل و هردمبیل رفتار کردن یعنی اهل مدارا بودن!

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
چند سال پیش که من رزیدنت روانپزشکی بیمارستان رازی بودم و دکتر منصوره کیانی هم رزیدنت سال بالایی من بود و هردو در کلاس های عرصه فرویدی- مکتب لکان شرکت می کردیم و بعد که من آنالیزم را با دکتر کدیور شروع کردم خاطرم هست که دکتر کیانی خیلی در اینمورد از من سئوال می پرسید. گمان می کنم مدتی هم نزد خانم دکتر کدیور آنالیز هم می شد. یک بار از من پرسید : تو چطور حاضر می شوی اینهمه پول برای آنالیزت را بپردازی؟ برایت سخت نیست که اینهمه پول بدهی؟ من خندیدم و پاسخ دادم: پول کمترین بهایی است که می پردازم.
این روزها بعد از نمایش بزرگ کنگره خواری، به یاد روز سوم کنگره می افتم که هنگامی که م.م یکی از اعضای انجمن داشت از دکتر صنعتی سئوال می پرسید و دکتر کیانی با غیض و عصبانیت به سمت اش آمد و به او حمله ور شد! او می خواست دست م.م را بگیرد و او را از سالن بیرون بیندازد!! دیگران ( هم دستانش) او را آرام کردند واو را از این کار منصرف کردند. من تا حالا اینهمه او را خشمگین ندیده بودم، اما خشمگین از چه یا که؟ اجازه دهید که ادامه دهم.
بعد از چند سال که از کلاس عرصه فرویدی- مکتب لکان اخراج شده بود، در کنگره های سالانه انجمن روانپزشکان نام او را می دیدم در کنار دکتر صنعتی و دکتر مهدیه معین الغربا برای برگزاری کارگاه های رواندرمانی تحلیلی. بعدا نام او را در کمیته رواندرمانی انجمن علمی روانپزشکان دیدم. این موضوع فقط برای دکتر کیانی نبود بلکه برای کسانی دیگر از جمله قورخانه چی هم بود که به دار و دسته همایون پور پیوست.
برای من همیشه این سئوال مطرح می شد که خوب اینها که یک زمانی با دانش ناب فرویدی مواجه شده اند چرا حالا باید از جایی سردربیاورند که هیچ خبری از کسب دانش نیست؟ چگونه دوام می آورند؟ چرا اینجا؟ آیا اگر خانه نشین می شدند و به بچه داری یا پرورش گل می پرداختند، بهترشان نبود؟
برگزاری کنگره روانکاوی و تلاش برای قبضه کردن روانکاوی به نام خود توسط « محور صنعتی – همایونپور» به من نشان داد که هدف این افراد رانده شده از کلاس های دکتر کدیورچیست و چرا کلاس های عرصه فرویدی و همچنین روانکاوی خود را از دست دادند. به قول خانم م.ع «آرزوهای بزرگ» که به تدریج دارد بر ما آشکار می شود. اول برگزاری کارگاه، بعد برگزاری کمیته رواندرمانی تا مقدمه تشکیل فلوشیپ رواندرمانی را فراهم کنند و اعلام این خبر. سپس برگزاری کنگره برای « ساختن رزومه» تا در نهایت روانکاوی را به نام خود قبضه کنند! و در تمام این جریانات کسانی که زمانی در کلاس دکتر کدیور شرکت داشتند همدست آنها بودند. سئوال دیگر برای من اینست که آنهایی که از اسم دکتر کدیور هم به رعشه می افتند و صدایشان می لرزد، چه علاقه ای به این رانده شدگان و سارقان اموال معنوی دکتر کدیور (درسنامه های ایشان) دارند؟؟ و جالب تر این است که همین ها نزدیک ترین افراد به این « محور صنعتی – همایونپور» هستند. اینها همان منابع دانش نداشته شان هستند، دانشی به سرقت رفته یعنی درسنامه های دکتر کدیور. حال همه سارقان و بی سوادان و شارلاتان ها در کنار هم جمع شده اند.
بعد از آنهمه کارشکنی ها برای جلوگیری از انجمن فرویدی و ده ها مورد دیگر در این زمینه، حالا اینبار نوبت صحنه «کنگره خواری» است. باز هم به یاد جملات فروید می افتم: « فرض کنید در شهری مانند وین آزمایشی بدین نحو انجام می دادیم که میدانی مانند Hohe Markt یا کلیسایی مانند کلیسای سنت اشتفان را مکانی در نظر می گرفتیم که در آنجا هیچگونه دستگیری یا توقیفی نباید صورت گیرد و فرض کنید سپس بر آن بودیم که یک مجرم خاص را دستگیر کنیم. ما می توانیم کاملا مطمئن باشیم که او را در محراب بیابیم.» [پنج شنبه های فرویدی دهم ۸۵/۸/۱۸- سخنرانی نوزدهم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی ۱۷-۱۹۱۶ زیگموند فروید]
محراب « محور صنعتی – همایونپور » با تلاش های پیگیرانه اعضای انجمن فرویدی دیگر محراب نیست بلکه صحنه جرمی است که در حضور تاریخ روانکاوی در این خطه پارسی بررسی و محاکمه خواهد شد.

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ش. ش. در مورد کاسبان روان
داشتم مصاحبه ی « گفتگویی با زیگموند فروید»۱ رو می خوندم که به این جمله رسیدم:
«…..هیچ دلیلی وجود ندارد که آن ها من یا دکترین من را بپذیرند چون هفتاد ساله ام. من به اعشارها هیچ اهمیت غیر واقعی نمی دهم.»
یاد رفتار اونهایی افتادم که خودشون رو متولی روانکاوی می دونن ولی فکر می کنن یکی چون سن پدرشونه همه چی رو باید ازش پذیرفت!!

۱. سایت انجمن فرویدی

 

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
مکاتبه ی دکتر نقوی درمورد انجمن فرویدی و حمایت از مدرک نداشته دکتر صنعتی(!) نشان می دهد که دکتر نقوی خود را در چه جایگاه اربابی قرار داده است. بیچاره بیمارانی که به او مراجعه می کنند یا تحت نظر او هستند. یعنی اگر کسی مثل او نباشد، مثل او فکر نکند و با استانداردهای او تطبیق نداشته باشد، به عنوان یک پزشک متخصص، چه آسیب هایی به بیمار می رساند و چه انگ های وحشتناکی به او می چسباند. هرگونه تخطی از مرزهای دکتر نقوی به معنای گنجاندن فرد در معیارهای کاپلان و نام گذاری یک اختلال برای فرد است. فکر می کنم دکتر نقوی خیلی شیفته درمان کردن آدم هاست . بی جهت هم نیست که او این قدر نگران فلوشیپ روان درمانی در بیمارستان روزبه است و این قدر از رئیس بخش روان درمانی خود – دکتر صنعتی(!)-حمایت می کند. دکتر نقوی به این روانکاو وحشی نیاز دارد. با کمک این به اصطلاح روانکاو، دکتر نقوی می تواند از علم روانکاوی همانگونه که دوست دارد و دلش می خواهد، بهره ببرد. دکتر نقوی روانکاوی را می خواهد تا برای اهداف درمانی اش به کار گیرد.

 

سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
راستش فکر می کنم همه روزمه درست می کنند که اعتبارشان بیشتر شود این صنعتی مادر مرده آمد رزومه درست کند آن یک ذره اعتباری هم که داشت پاک از بین رفت!!!

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای ش. ش
باید دید اینایی که می گن «چون سن پدرته بهش احترام بذار»، آیا خودشون به پدرشون احترامی که می گن رو می ذارن؟! حالا کار ندارم که این چیزی که میگن اصلا تو حیطه احترام می گنجه یا نه.

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
داشتم فکر می کردم اگر برگردیم به چند سال پیش و موضوع کردان الان اتفاق می افتاد، همین جماعت خود به «خواب» زده، خود را به آب و آتش می زدند که این مدرکش جعلی است.
ولی حالا که اسم عوض شده و شده صنعتی و حیطه به جای وزارت کشور «روان» آدمهاست که از قضا برای این «جماعت خواب» [۱] ممر درآمد است، سکوت دیگران را به هر قیمتی باید خرید، با تهدید، ناسزا، نشنیدن، مکاتبه با بزرگترها و… . شاید این هم نوعی «به سامان رساندن» و پاسبانی دم در است از سبکی که در کنگره خواری و کنگره در گوشی دیدیم.

۱- اشاره به دیالوگی در فیلم هزار دستان

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
اگه گفتید این صحبتهای کیه؟
«این “من دلم می‌خواهد این کار را بکنم”، ” من دنبال حسم می‌روم” و …این روزها انگار یعنی اینکه من مسئولیت اجتماعی نمی‌پذیرم و علایق اجتماعی ندارم. دلم می‌خواهد به دنبال غرایزم بروم. این آزادی نیست، آزادی فقط در چارچوب قانون معنا پیدا می‌کند. و زمانی که افراد بتوانند بر غرایزشان مسلط شوند و نه غریزه به “من” آن‌ها.
هر وقت بزرگ و کوچک، از قانون‌گذار گرفته تا شهروند معمولی برای قانون احترام قائل شدند و برایشان درونی شد و جزئی از وجدانشان شد، آن وقت است که با یک جامعه متمدن، قانونمند و ایمن طرف هستیم. اما زمانی که چنین باوری وجود ندارد همه به جان هم خواهند افتاد. هر کس به خودش حق می‌دهد دستش را در جیب دیگری بکند و به مال دیگری تجاوز کند. دیگر نه امر خصوصی ایمن است و نه امر عمومی. و اگر متولیان حفاظت از قانون نتوانند به درستی از قانون حمایت کنند. ارزش‌های اخلاقی هم به سوی انحطاط خواهند رفت. در چنان شرایطی دیگر نه فرمانروایان و مجریان قانون ایمن خواهند بود و نه توده‌های مردم.
ما باید یک‌بار دیگر تاریخمان را ورق بزنیم و ببینیم این خشونت طلبی و قانون ستیزی، چرا در جامعه ما این قدر بقا و دوام یافته است.»

http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473
بله، درست حدس زدید، صحبتهای جناب استاد اخلاق است!
جناب صنعتی نمی خواهد تاریخ را ورق بزنید، شما کافی است پرونده مدارک خود را ورق بزنید تا ببینید چرا اینقدر قانون ستیزی در جامعه ما دوام یافته است.

بازم قابل توجه دوستان جناب صنعتی
تا الان ما جوابی از سوی جناب صنعتی دریافت نکرده ایم؛ این یعنی آخر مسئولیت پذیری!!!

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
باید به همایونپور و صنعتی و «دوستان» خواندن این چند بیت از شعر «زاغ و عقاب» را توصیه کرد:
بادها کز زبر خاک وزند/ تن و جان را نرسانند گزند
هر چه از خاک شوی بالاتر/ باد را بیش گزند است و ضرر
تا بدانجا که بر اوج افلاک/ آیت مرگ بود پیک هلاک
و یادتان باشد تصویر «خدای باد» در بالای صفحه AMP حک شده. عضو «برجسته» این انجمن در ایران است، از خدای باد بترسید!

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
سایت خود دکتر صنعتی هم غلط می نویسد و غلط چاپ می کند!!!!
وااااااای عجب دنیایی شده!

«کتاب «مرگ» آخرین شماره از فصلنامه ارغنون و منتخبی از مهم‌ترین رساله‌ها در باب موضوع مرگ به قلم اندیشمندانی نظیر سنکا، بیکن، هیوم، شوپنهاور، نیچه، فروید، یونگ، هایدگر، کامو، بکر،دریدا و … است که به همت دکتر محمد صنعتی گردآوری و به قلم گروهی نوزده نفره از مترجمان کشورمان از جمله داریوش آشوری، حسین پاینده، خشایار دیهیمی، مراد فرهاد‌پور، مهشید نونهالی، امیر‌احمدی‌آریان، سعید حنایی کاشانی و … به فارسی برگردانده شده است. دکتر محمد صنعتی روانپزشک، نویسنده و منتقد ادبی، متولد ۱۳۲۴ اصفهان است. وی تحصیلات عالی خود را در رشته پزشکی دانشگاه تهران آغاز کرد و سپس درجه تخصصی روان‌پزشکی را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان دریافت کرد و تحصیلات فوق تخصصی خود را در رشته روان‌درمانی دانشگاه روان‌پزشکی لندن به پایان رساند.
از جمله مهم‌ترین آثار قلمی او می‌توان به «تحلیل‌های روان‌شناسی در هنر و ادبیات»، «صادق هدایت و هراس از مرگ» و «تحلیل روان‌شناختی زمان و نامیرایی در سینمای تارکوفسکی» اشاره کرد. دکتر صنعتی در آخرین شماره از فصلنامه ارغنون با عنوان «مرگ» نیز علاوه بر ارائه یک مقاله تالیفی، به گفته خود، معماری این مجموعه را نیز برعهده داشته است. با او درباره این کتاب که به تازگی از سوی سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روانه بازار شده است به گفت‌وگو نشستیم.»

http://www.mohammadsanati.net/1393/t/lookinglife/911

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
نیروهای داعش عمیقاً در سایت جناب صنعتی نفوذ کرده اند:

یک لینک دیگه که باز در اون حرف از فوق تخصص رواندرمانی از دانشگاه روانپزشکی لندن گفته شده اونم تو سایت جناب صنعتی!!!

http://www.mohammadsanati.net/wpper/wp-content/uploads/2013/01/Hitchcock.pdf

همه اش کار این داعشی های بی شرفه!

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ع. ز. در مورد کاسبان روان
درود بر همه ی شما
نمی دونم چرا اینهمه به گفتار-نماهای بعضی از این دارودسته های آکادمیک اهمیت و واکنش نشون میدین؟!! درسته که مشکل انسان ندانستن نیست، خواست ندانستنه؛ نتوانستن نیست، بلکه نخواستنه؛ اما اکثر این مخالفان فرهیخته ی شما، مشکلشون نادانی و ناتوانیه، قدرت هضم دیدگاه لکان رو ندارن، آی کیو شو ندارن.
ما دوستدارانتون خواهان محتوای علمی هستیم. بازهم درود بر شما و خسته نباشید.

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
با خاموشی مردم درگیرم. با خاموشی خودم. تا پرسیده نشده بود، مدرک صنعتی برام مطرح نبود. نمی دونستم مدرکش چیه، اگه می دونستم هم ذهنم رو درگیر نمی کرد. چقدر چیزای دیگه هست که دارم می بینم و نمی بینم؟ یاد این جمله از دکتر کدیور در کتاب مکتب لکان می افتم: «لکان بارها به این جملۀ کتاب مقدس استناد کرده است: «چشم دارند و نمی بینند، گوش دارند و نمی شنوند».»

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
کلاهبرداری دکتر صنعتی (!) در حوزه روانپزشکی وشیادی او در روانکاوی بسی در خور تامل است. او تنها رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه نیست، بلکه رئیس گروه نقد روانکاوانه نیز بوده. او در طی سال ۱۳۸۹ به معاون پژوهشی فرهنگستان هنر، علی اکبر رضایی، پیشنهاد داده است که سامان توکلی، حسین پاینده، پروین سلاجقه، مهدیه معین الغربایی، گوهر همایونپور و فرزین رضاعی، به مدت دوسال به عنوان اعضاء گروه نقد روانکاوانه هنر منصوب شوند. این گروه با هدف « معرفی اصول، مبانی و مولفه‌های نقد روانکاوانه هنر»، «پژوهش و نقد روانکاوانه در هنر و ادبیات ایران از گذشته تا امروز»، «پژوهش و تحلیل روانکاوانه در اساطیر» و «تالیف، ترجمه و نشر متون نقد روانکاوانه هنر به منظور آماده‌سازی منابع مطالعاتی برای دانشجویان»، تشکیل شده است.
http://www.khabaryaab.com/News/210265/%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%D8%A1_%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%83%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%87%D9%86%D8%B1_%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%A8_%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF.htm
محورصنعتی- همایون پوربرایم معرف یک باند کلاشی و خَلاف (سرقت، دروغ، نیرنگ، تظاهر و…) دسته جمعی است. طبق نقشه ای، صنعتی با باند بازی در جایی رئیس می شود و سپس هم دستان خود (همسر و دوستان و …) را وارد بازی می کند. در آنجا گروه کمبودهای خود را (از مدرک نداشته تا مدرک درپیتی ) می ستانند تا به هدف خود برسند. کمبود توکلی چنان مرتفع می شود که او در روزنامه اعتماد تاریخ روانکاوی را با صنعتی می سازد و به او ختم می کند. محور صنعتی- همایون پور شدیدا به سخنرانی، کنگره، نشست و همایش نیاز دارد. چون از این طریق می توانند راههای یافتن پرستیژ و پول را شناسایی کنند.

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقایان جلیلی ،نقوی،ضیایی،…درجریان مدرک تحصیلی آقای کردان، درسایت آقای جوانفکرده هانظرگداشته شد.جهت گزیده شدن ازمارهای خوش خط وخال میتوانید نخوانید

۱۱-ابوذر، بنده‌ی خدا گفت :…درست است که یک سال بعد، یا کم‌تر آقای کردان هم از وزارت کشور می‌روند، اما واقعاً کسی که مدرک تحصیلی‌اش زیر سئوال است و سرشار از غلط است، شأن وزارت کشور را دارد؟ انصاف دهید که شأنی ندارد! آیا چنین کسی می‌تواند انتخابات یک کشور را بدون تقلب برگزار کند؟ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید! دکتر بودن یا مهندس بودن اهمیتی ندارد، مهم این است که آدم‌ها «دروغ» نگویند و «تقلب» نکنند!…
*http://javanfekr.ir/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%8A-%D8%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF

 

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نرگس م. در مورد کاسبان روان
با خواندن دیدگاه خانم فاطمه س «دلم می خواهد این کار را بکنم و …» http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473
مطلب را که می خواندم اصلاً حدس نزدم که نویسنده آن دکتر صنعتی است و خیلی لذت می بردم تا اینکه در ادامه متوجه شدم که قضیه چیست و یاد این سوال افتادم که «دانشکده روانپزشکان انگلستان کجاست؟»وهمچنین به یاد مقدمه ای از دکتر میترا کدیور در هجدهمین پنج شنبه های فرویدی بر مطلبی که از کتاب فیه مافیه راجع به عالم خواندند، افتادم.
«این مطلب به قدری موضوع روز هست که باور کردن این نکته دشوار است که این مطالب غریب به هفتصد و پنجاه سال پیش گفته شده است.اما جای تعجبی ندارد چون که موضوعی که مولانا به آن می پردازد موضوع عالم هست موضوعی که همیشه موضوع روز هست و انکه عالمان بر دوگونه اند :آن هایی که علمشان فقط مجموعه ای از آموخته هاست و آن هایی که علمشان با ذات آن ها عجین شده وبا علمشان یکی شده اند و غیر از آن نمی توانند باشندو امکان منفک شدن از علومشان را ندارند.همانگونه که فروید می گوید: روانکاوی عینکی نیست که هر وقت لازم باشد به چشم بزنیم وبعد از اینکه مطالعه مان تمام شد آن را از چشم برداریم .او می گوید: یا آدمی تماماً روانکاو هست یا اصلاً نیست.یعنی روانکاو بودن جزء مقوله بود است نه جزء مقوله داشت، و اینگونه نیست که در جایی روانکاو بود و در جایی رواندرمانگر و در جای سوم روانپزشک و در جای چهارم مشاور. روانکاو در استعاره مولانا مرغی است که نمی تواند آواز خود را تغییر دهد. از نظر مولانا تا علم به این درجه نرسد که با وجود یک آدم عجین شود و علم و عالم از یکدیگر تفکیک ناپذیرشوند آن علم فقط دستبرد زدن به خانه های دیگران است اما موضوع حیرت انگیزتری که مولانا به آن می پردازد این است که چنین عالمی که با علمش یکی شده است چندان مقبول معاصران خود نیست که از هیبت او در زمان او همه عالم منزجر باشند و فقط قادرند به پرتو و عکس او نزدیک شوند .آیا این تعریفی برای فروید و زندگی و دانشش نیست که نه فقط معاصرانش بلکه نسل های بعد نیز از هیبت او منزجرند و فقط از پرتو وعکس او استمداد می کنند، عکس او را به جای خود او جا می زنند و به خورد خود و دیگران می دهند.»

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی:
آبرو و حیثیت قدیمی ترین دانشگاه ایران را در گرو دلجویی از کسی گذاشته اید که مدرک روانپزشکی اش نامعلوم است؟ میدانید باید کل این دانشگاه چه بهایی بپردازد؟ آیا به سایر اساتید فکر کرده اید؟ آیا به رنکینگ دانشگاه تان بعد از افشای این قضیه فکر کرده اید؟ برادر جان می توانستی به جای این نامه برای ساکت کردن پرسش گران، با یک مهمانی بازنشستگی و تشکر و سپاس از حضور پربارشان!! در این دانشگاه قال قضیه را بکنید و این موضوع را ختم به خیر کنید. بر سر تفکر و استدلال منطقی تان چه آمده است؟ شما که خودتان در حوزه نوروساینس کار و تحقیق می کنید و من مقالات مشترک بین المللی تان را دیده ام، شما را چه به دفاع از کسانی که حتی یک مقاله در حد بین اللمللی و یا حتی علمی ندارند؟چرا کمی فکر نکردید؟؟
آقای دکتر جلیلی:
من یک روانپزشک عضو انجمن فرویدی هستم. از کی قرار شده که رییس یک انجمن علمی حقایق را زیرپا بگذارد؟ از کی قرار شده که مدارک ما که اول و آخرش و محل تحصیل مان معلوم است به خاطر دلجویی از یک نفر به زیر سوال برده شود؟ از کی رسم شده که بدون پایان نامه ای که به صورت مقاله درآید به کسی آنهم در کشور انگلستان مدرک تخصصی بدهند؟ چرا تحصیلات روانپزشکی را چنین خوار کردید؟ در آینده چه جوابی به روانپزشکان دارید بدهید؟ به آینده این مجموعه تان فکر نکردید؟ اکثریت روانپزشکان شاغل در این کشور را چه فرض کردید؟ میدانید که سخت با حیثیت انجمن تان بازی کردید؟!!
امیدوارم دکتر جعفریان عاقلانه تر عمل کند……آمین

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان
برنامه وزارت بهداشت برای برخورد با تبلیغ کالاهای مضر سلامت *

باسلام واحترام
آیابرنامه وزارت بهداشت شامل روانکاوان وحشی ازقبیل دکترصنعتی ودکترهمایونپور …هم میشود؟

http://www.daroughaza.com/view-34472.html *

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزام پ. در مورد کاسبان روان
به خدا شاهنامه غیر از رستم و سهراب، بخشهای دیگری هم دارد، بخشهایی که گاهی از این داستان هزار یا هزاران سال قدمت بیشتری دارند. این اصحاب محور «صنعتی- همایونپور» آنقدر گیر داده اند به این رستم و سهراب، که کم مانده سهراب سر از خاک بردارد و بگوید: «نوش دارو پیش کشتان! از استفاده از نام من به عنوان «علامت تجاری» «بنگاه های تولید روانکاو» دست بردارید! ای داد! ای فغان! به کی بگیم آخه!»
یکی از این بخشها که مطالعه اش برای این اصحاب، می تواند متضمن خیر دنیا و آخرت باشد، بخش «رستم و اکوان دیو» است. در این داستان می خوانیم(۱) که اولا دیو می تواند خود را به سان گورخری در بیاورد، یعنی روی ظاهر دیو نباید قضاوت کرد. ثانیا وقتی با دیو صحبت می کنید بایستی وارونه صحبت کنید، چون اصولا کار دیو وارونه است. ثالثا دیو نه سوگند را می شناسد نه پیمان را. رابعا و بالاتر از همه:
تو مر دیو را مردم بد شناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
هر آن کو گذشت از ره مردمی
ز دیوان شمر، مشمر از آدمی
در آخر هم به این اصحاب عزیز بایستی گفت که اگر متوجه ارتباط این بخش با خودتان نشده اید، به این دلیل ساده است که فروید را نخوانده اید. در کتاب مکتب لکان صفحه ۵۱ می خوانیم:«او [فروید] می گوید:«کسانی که آموزش کافی برای روانکاو شدن ندیده باشند عملشان مثل عمل کسی است که دیوهایی را از بند آزاد می کند و بعد چون قادر به مهار آنها نیست از مقابلشان می گریزد». از درسنامه دکتر کدیور هم آموخته ایم (۲) که دیوها از هر دو طرف آزاد می شوند، هم از طرف مراجع، و هم از طرف به اصطلاح روانکاو. حالا این به کنار، آن کسی که آموزش کافی برای روانکاو شدن ندیده باشد، عملش و تظاهرش به روانکاوی [دیدیم که به ظاهر دیوها نمی شود اعتماد کرد] گذشتن از ره مردمی نیست؟! پس گذشتن از ره مردمی به چه می گویند؟ شما بگویید!
(۱)نقل از شاهنامه فردوسی / جلد هفتم / برگردان به نثر سید علی شاهری / نشر چشمه ۱۳۸۶
(۲) پی نوشت بر صورتجلسه انجمن فرویدی

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
«به این خصوصیات خودشیفتگی و خود محوری که چند سالی قبل در باره آن مختصری نوشتم، باید توجه داشت. این خود منشاء خود باوری مطلق! عدم تحمل تفاوت‌های دیگران! انتقاد ناپذیری! حق مطلق برای خود و امیال و اعتقادات خود قائل بودن! باور به “همه چیز دانی” و ” همه توانی! درست مانند خداوند که دانا و توانا به همه چیز است. اصلاً معلوم نیست بچه دلیل ما تک تک و جمعی، این همه حق برای خود قایلیم و به گونه‌ای خود را عین “حق” می‌پنداریم. و بازهم می‌پنداریم خیلی خاکساریم! و فروتن! ولی از این که دیگران ادعاهای بی پایه ما را در مورد خودمان نمی‌پذیرند انگار به ما ظلم و اجحاف هم شده است!! این بی شباهت به خاکساری و تواضع داش‌ها و کلاه مخملی‌ها و عیاران گذشته نیست؟ نوعی “خود شیفتگی فروتنانه”؟ که از سر گذر که رد می‌شویم، با گردن خمیده و دست روی سینه و نگاه به زمین بگوییم” کوچک شمایم، خاک پاییم!” و دیگران پاسخ دهند ” تاج سر مایید!” و با این تعارف ساده دو جمله‌ای “تاج سر بودن ما” بارها در روز اثبات شود!!» [۱]
آقای صنعتی!
اگر فیلم روز سوم خواریتان در کنگره، ببخشید، کنگره خواریتان را صد بار هم می دیدم، فکر نمی کنم به گویایی این جملات خودتان می بود.
«درست مانند خداوند که دانا و توانا» است آمدید، «تک تک و جمعی، این همه حق برای خود قایل» شدید که «عین “حق”» هستید، تظاهر کردید که «خیلی خاکسار!» هستید و «و فروتن!». ولی «انجمن فرویدی» فرصت را به شما نداد و «ادعاهای بی پایه» شما را در موردتان نپذیرفت و شما خشمگین آنها را «داعشی» خواندید. عین یک زد و خورد خیابانی! شاید به زعم شما که آقای جلیلی ندوشن را کمیته اجراییتان می کنید،این یک گفتگوی علمی است! و شما همه جا را (انجمن روانپزشکان، بیمارستان روزبه، نامه دکتر نقوی به دکتر جعفریان، بیمارستان رازی و …) پر کردید که به شما «ظلم و اجحاف هم شده است!!»
در همان کنگره با همان «خاکساری و تواضع داش‌ها و کلاه مخملی‌ها و عیاران گذشته» گفتید «منِ احمق» و آن دانشجوی از «خواب پریده تان» بدو بدو وقت گرفت، آمد و گفت: شما «” تاج سر مایید!”»، و ادامه داد که: … یا اینکه ببخشید که این را می گویم بهتر است که در جلسه نباشند («انجمن فرویدی» را می گفت) چون فقط تنش و اضطرابش را برای… (که صدای دست زدن « کلاه مخملی‌ها و عیاران» کوچک، نگذاشت صدایش شنیده شود.)

۱- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
می دونید این کالج کجاست: The New England College of Optometry (NECO)
انگلیس؟ نه! تو بوستون. یعنی می شه کلمه England رو داشته باشه ولی تو بوستون باشه.
حالا اینو ببینید، می دونید این دانشکده کجاست: دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!)
«England دست راست درب سوم». اینجا بود ولی یکهو از ماه مهر دیگه نیست. نه که خود اون دانشکده تصمیم به تعطیلیش گرفته باشه ها! نه! تنها فارغ التحصیلش تصمیم به حذف (نه حتی تعطیلی) دانشکده از صحنۀ گیتی ویکی پدیا و سایت شخصیش گرفت.
یا مثلاً همین شرکت سهامی BGSP؛ می تونید بگید از دانشگاه بوستون دکترا دارید ولی اصلاً از یه شعبه اون شرکت سهامی تو ورمونت مدرکی چیزی گرفته باشید. اینا همه از غرایب خارجه یا ایرانیای تحصیل کرده در خارج نمی دونم ولی دارم فکر می کنم اگه این خانم گهر، از هاروارد در شعبه افریقا (فرض محال)مثلاً، یا یه کشوری مدرک گرفته بود که مردم ایران قبولش نداشتن، بازم می اومد با این همه دبدبه و کبکبه شیره بماله سر ملت؟! شنونده رو هم نباید دست کم گرفت.

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
آنچه ما گفتیم و آنچه کردیم چیزی نبود جز بر ملا کردن مطامع شخصی که بر «اخلاق» پیشی می گیرد. اگر جامعه ای نه بر اساس «ضوابط» بلکه بر اساس «منافع شخصی» پیش برود، جز نکبت نصیبی نخواهد داشت. «… فروید معتقد است: «آخرین دستاورد تمدن وقتی است که در آن حکومت قانون بر تمام افراد اجتماع به یک نحو عمل می کند… موقعی که افراد یک اجتماع احساس کنند این از خود گذشتگی قهرمانانه شان هیچ دستاوردی نداشته است آنگاه است که ارکان یک تمدن به لرزه در می آید و سرنوشت آن به مویی وابسته می گردد. و اینجاست که باید منتظر بازگشت غرایز واپس زده و بازگشت ژویی سانس بود. تاریخ تمدن، تاریخ چشم پوشی های مرحله به مرحله بشر از ارضای غرایزش است و تاریخ انفجار بربریت، تاریخ بازگشت ژویی سانس… به قول لکان «هر محاسبه ای محاسبه ژویی سانس است»» (مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم، «تمدن و پسیکانالیز»، صص ۳-۲۰۲). بله، آنچه امثال آقای صنعتی و خانم همایونپور انجام می دهند منحصر به خود آنها باقی نمی ماند. وقتی در جامعه ای افرادی بدون زحمت به منافعی می رسند که دیگران حتی با زحمت هم به آنها دست پیدا نمی کنند، به تدریج ارزش «زحمت» از بین می رود. دکتر کدیور همیشه به ما یادآوری کرده اند که ژویی سانس بسیار مسری است. برخورد «دوستان از مشهد آمده» با اعضای انجمن فرویدی به خوبی گواه این امر است. وقتی کسی بتواند طی «سه ماه روانکاوی تلفنی» «روانکاو» شود چرا باید «حداقل ۱۰ سال در آنالیز و تحت تعلیم و تربیت باشد» تا «اجازه» پیدا کند «زیر نظر دکتر میترا کدیور» در «مرکز روانکاوی آفریقا» «کار روانکاوی» انجام دهد؟ راه های میانبر برای اغلب آدمها (اگر نگوییم همه) جذابیت دارد. برای این دوستان هم نه صنعتی و همایونپور بلکه «ژویی سانسی» اهمیت داشت که حضور صنعتی و همایونپور آن را «حلال» می کرد. و تصور کنید در جامعه ای که فقط «مطامع شخصی» بدون توجه به «قانون و ضوابط» در «جامعه علمی» اش حکومت کند، چه وضعیت خطرناکی پیش می آید.
از سوی دیگر وقتی تمام این قانون گریزی و دروغ به نام روانکاوی انجام می شود، نمی توان از انجمن فرویدی انتظار داشت سرش را مانند کبک در برف فرو کند و خوش خیالانه فکر کند که «انشالله گربه است»! اگر چنین وضعیتی در هر حوزه دیگری از دانش پیش می آمد رسالت افرادی که در آن حوزه «با زحمت» کار کرده بودند همین بود که از «حریم» و «شرافت» شان دفاع کنند و این کاری بود که انجمن فرویدی کرد. در هیچ کجای دنیا شیادی و دروغگویی توجیهی ندارد و در کشور ما هم چنین است. اگر نبود، ما عقب مانده بودیم.

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم لاله ش. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی، آقای دکتر جلیلی
امیدوارم که حمایتتان از آقای صنعتی از نوع خاله خرسه باشد!!

 

پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
وقتی در سایت انجمن فرویدی متن «تنها صداست که می ماند» را خواندم ، به یاد بخش پرسش و پاسخ در کنگره خواری افتادم که وقتی به اعضای انجمن فرویدی اجازه صحبت می دادند، آنها خود را با نام فامیلی و عضو انجمن فرویدی معرفی می کردند. حالا کمی متوجه می شوم چه زیبا و رسا اعضای انجمن فرویدی خود را معرفی می کردند و چرا حضار با شنیدن عضو انجمن فرویدی آنقدر بی ادبی از خود نشان می دادند. با این صدا بود که دکترصنعتی(!) گفت احمق است، دکتر ندوشن فحاشی کرد، دکتر معنوی پور وجود صدا را انکار کرد، همایون پور فرار کرد و برای اینکه دیگر صدایی نیاید کنگره درگوشی برگزار کرد… عجب صدای بلند و رسایی دارد انجمن فرویدی که برخی را کر می کند وبرخی دیگر را کم شنوا، مثل دکتر نقوی که دستانش را در گوش هایش فرو کرده و به این صدا می گوید ظاهراً، اما از ترس این «عامل فیزیکی» بر خود می لرزد!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
قسمتی از صحبتهای دکتر همایون امینی، مشاور عالی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو هیئت علمی بیمارستان روزبه:
«اگر نگویم که اخلاق حرفه‌ای مهم‌ترین مسئله است، حداقل یکی از مهم‌ترین بخش‌های کار ماست. یعنی تقریبا اگر این مسئله در کارما مفقود شود، ارزش بقیه کار نیز فوق‌العاده کاهش می‌یابد. باوجود اینکه در این سال‌ها بر اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه بسیار تاکید و سرمایه‌گذاری می‌شود ولی به نظرم هنوز با نقطه ایده‌آل فاصله زیادی داریم و ارزش دارد که خیلی روی آن کار شود.
خوشبختانه در سال‌های اخیر قدم‌های خیلی خوبی در این زمینه به همت مرکز اخلاق و هم گروه اخلاق پزشکی و هم مسئولان فعلی برداشته شده به خصوص، خانم دکتر نیری رئیس دانشکده پزشکی، آقای دکتر میرزازاده و خانم دکتر اصغری از اساتید گروه اخلاق پزشکی افرادی هستند که محور این کار بودند. همین طور دکتر لاریجانی به عنوان رئیس مرکز اخلاق نیز خیلی در این مسئله پیگیری داشتند. دکتر پارساپور و خود دکتر جعفریان هم می‌دانم که جزئی از مسائل مورد علاقه‌شان است و برآن تاکید کردند. افراد خیلی زیادی در اینکار هستند و قدم‌های خیلی خوبی برداشته شده اما مهم‌ترین آن چیزی است که به عنوان راهنمای اخلاق حرفه‌ای نوشته شده و به تصویب شورای اخلاق و هم شورای دانشگاه رسیده است. به نظرم این مسئله گرچه خیلی قدم بزرگ ومهمی است ولی از قدم‌های اولیه بشمار می‌رود چرا که تا بتوانیم این راهنما را در دانشگاه نهادینه کنیم و جزء رفتار تک‌تک فارغ‌التحصیلان شود، کارهای زیادی باقی مانده و با وجود همه این‌ها پایبندی به آن اصول اخلاق حرفه‌ای نیاز به کار طولانی مدت دارد. این مسئله باید از وجوه مختلف دیده شود.
در مرحله نخست باید در آموزش‌های نظری دیده شود و بعد باید در آموزش عملی بیاید سپس در ارزیابی‌ها لحاظ شود و بعد باید در جذب هیات علمی نمود پیدا کند. به نظر من اگر کسی خدای نکرده مقید به اینها نیست اصلا نباید فارغ‌التحصیل شود و بعد از فارغ‌التحصیلی باید مرتب ارزیابی شود. بر این اساس یکی از کارهایی که نظام پزشکی باید مدنظر قرار دهد این است که ببیند تا چه اندازه پزشکانی که فارغ‌التحصیل شده‌اند پایبند به اصول اخلاقی هستند و این ضوابط را رعایت می‌کنند.
در واقع برخی از تخلفات به دلیل عدم آگاهی است که با آموزش دادن و آگاهی بخشیدن حل می شود ولی نظارت مداوم را نیاز دارد لذا اول باید بسترسازی و فرهنگ‌سازی شود و سپس هم نظارت و ارزیابی صورت گیرد. کار فوق‌العاده سختی است اما امیدوارم این اتفاق رخ دهد برای اینکه معتقدم اگر این قدم را برداریم شاید مهم‌ترین مرحله برای حل بیشترین مسائل دانشگاه است. اخلاق حرفه‌ای فقط این نیست که شما یک رابطه خوبی با بیمار داشته باشید که البته فوق‌العاده هم مهم است، اما اصول اخلاق حرفه‌ای حتی رابطه شما با همکارتان را در برمی‌گیرد.
بر اساس این اصول شما باید به روز باشید و کارتان باید کاملا علمی باشد. اخلاق حرفه‌ای یعنی در کنار اینکه خودتان کارتان را درست انجام می‌دهید باید تلاش کنید برای اینکه مجموعه و سیستم نیز درست شود و ارتقاء یابد. نمی‌توانید بگویید که من درستم و به مجموعه کاری ندارم. این جزء اخلاق حرفه‌ای است که شما باید در ارتقاء مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنید خود را مسئول بدانید و تلاش کنید. وقتی شما این گونه به اخلاق حرفه‌ای بنگرید خواهید دید که مجموعه هم درست می‌شود. در صورتی که راهنمای اخلاق حرفه‌ای درست اجرایی شود، ضامن رشد تمامی بخش‌های دانشگاه خواهد بود و بالندگی دانشگاه را به همراه خواهد داشت.
در روان پزشکی به دلیل اینکه به مسائل روان‌شناختی نگاه ویژه‌ای دارند و به رابطه بیمار و پزشک نیز توجه ویژه‌ای شده، به اخلاق حرفه‌ای در آن نسبت به سایر رشته‌های پزشکی بیشتر توجه می‌شود ولی فکر می‌کنم اگر پزشک‌هایی که روانپزشک نیستند به این اصول اخلاق حرفه‌ای پایبندتر باشند تاثیرگذاری بیشتری برای دانشجویان دارد.»

http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=46831

برخلاف نظر شما آقای دکتر امینی من فکر می کنم حوزه روح و روان شیادان بیشتری دارد؛ شیادان زیرک تر همانهایی که حرف از اخلاق می زنند ولی در خفا بدیهی ترین اصول اولیه اخلاقی را زیر پا می گذارند.
اما در این مورد با شما کاملاً موافقم: «نمی‌توانید بگویید که من درستم و به مجموعه کاری ندارم.» توصیه می کنم شما و سایر اساتید «درست» گروه روانپزشکی بیمارستان روزبه بر اساس همین گفته خودتان در خصوص مدرک جناب صنعتی عمل کنید نه اینکه بخواهید آن را لاپوشانی کنید. شما و سایر همکارانتان بهتر از هر کسی می دانید که رویال کالج انگلستان مدرک روانپزشکی نمی دهد، پس بهتر است تا دیر نشده فکری به حال آبروی «سیستم»تان بکنید.

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
«این روانکاو [دکتر صنعتی] در پایان گفت: ما این روزها با نوع دیگری از نوشتار روانشناسانه هم مواجه هستیم که روانشناسی زرد نیست، ولی چون توسط افراد غیرمتخصص و با ترجمه‌ها و تفسیرهای نادرست در چند سال اخیر به جامعه‌ی ما وارد شده و طبق معمول با تحریف‌های وطنی و شبه‌روشنفکرانه و با نیت خودنمائی و ساختن کلیشه‌های سیاسی و دهان‌پرکن، مورد سوء‌استفاده بوده، می‌تواند به همان اندازه‌ی روانشناسی‌های زرد مسموم و خطرناک باشد. منظور من برخی تحلیل‌های «لکانی» و «ژیژک» است که به صورت بسیار سطحی توسط کسانی که حتی مقدمات روانکاوی را نمی‌دانند، برای تحلیل مسائل سیاسی و فرهنگی به کار گرفته می‌شود و این روزها به‌عنوان نشانه‌ی روشنفکری بر زبان برخی جوانان جاری است! این نوع روانشناسی هم از نظر من به روانشناسی زرد پهلو می‌زند، ولی به‌علت همراه بودن با شعارهای سیاسی و زبانی پیچیده‌تر، متفاوت به‌نظر می‌رسد.»

http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=42632

جناب صنعتی شما که در مورد تحلیل های آبکی و سطحی می نویسید نظرتان در مورد آن جمله معروفتان روز سوم کنگره خواری چه بود همانی که خطاب به انجمن فرویدی گفتید، همانی که تشخیص دادید اعضای انجمن فرویدی دارند ایدشون رو ارضا می کنن؟!
نظرتون در مورد بقیه تحلیلهای سطحی خودتون از مسائل اجتماعی چیه، از بابک زنجانی گرفته تا تجاوز تو خمینی شهر؟!
یک سؤال چطور کسی بدون اینکه روانکاوی شده باشد می تواند از اصطلاحات روانکاوی برای تحلیل آدمها و مسائل اجتماعی استفاده کنه؟!
شما که جدیداً تو صفحه خودتون در دانشگاه علوم پزشکی تهران نوشتید روانپزشکید و از خیر رواندرمانی و روانکاوی گذشتید؛ چطور از مفاهیم روانکاوی استفاده می کنید؟!
اصل اولیه آموزش در روانکاوی رو که یادتون نرفته: فرد خودش باید آنالیز شده باشه؟! محض اطلاعتون تا وقتی فرد روانکاوی نشده باشه، از مقدمات روانکاوی چیزی سرش نمی شه؛ البته فکر می کنم شما خودتون رو تافته جدابافته می دونید؛ مکتب نرفته ملائید!!!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
آنقدر تو این ۳۰ سال جناب صنعتی به خودش گفت روانکاو و بقیه هم گفتند روانکاو که واقعاً باورش شده که روانکاوه. تازه فکر می کنه اون مزخرفاتی هم که به اسم روانکاوی به خورد ملت می ده عین روانکاویه!!!
باور کنید اگه یه آدمی فقط دو کلاس هم سواد داشته باشه ولی استعدادهای ویژه ای در قبال «توده» داشته باشه می تونه روانکاو بشه. مثلاً بگه ایدتون رو کم ارضا می کنید، ایدتون رو زیاد ارضا می کنید، ایدتون رو به اندازه ارضا می کنید!!! یا به قول روانکاو کنگره خواری بیاد بالاتر از سطح پری ادیپال و به ادیپال برسه و بگه شما اضطراب اختگی دارید، ادیپتون فعال شده!!!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
«Dr. Mohammad Sanati, born in Teran, in 1945, entered medical school in 1963 at the University of Tehran, and graduated in 1970. He became a member of the Royal College of Psychiatrists in London in1982. He was elected as a Fellow of the Royal College in1992. He had his training in psychoanalytic psychotherapy and group therapy in UK. He returned to Iran in 1983 working as an academic member of psychiatric group at Roozbeh Hospital; Tehran University of Medical Sciences where he is the head of dynamic psychotherapy unit. He is also the head of psychotherapy section of the Iranian Association of Psychiatrists.»

http://www.mohammadsanati.net/1392/culturepsychoanalysisiran/853
«وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید.»

http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038&refresh=1

تناقض در حد تیم ملی در صحبتهای جناب صنعتی
توجه کنید در سایت خودش در آبان ۹۲، خودش رو فقط عضو رویال کالج می دونه حالا بماند که اینجا نوشته ۱۹۸۲ عضو شده ولی رویال کالج در پاسخ به ایمیل ما گفت ۱۹۸۳٫ این همان سال معروفه که هی بالا و پایین میره یکی. اما یکهو ها نه اینکه ربطی به سئوال داعشی انجمن فرویدی داشته باشه، در ۲۹ مهر ۹۳ اعلام می کنه مدرکش رو هم از رویال کالج گرفته.

بعد جالبش اینه که تو سایتش گفته رواندرمانی و گروه درمانی تحلیلی رو تو انگلند یادگرفته اما حالا چون دیگه انگلند خالی جواب نمی ده و باید بگه دقیقاً از کجا، کلاً از صرافتش افتاده.

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
وقتی نوجوان بودم خارج رفتن و خارج تحصیل کردن آرزوی بزرگی برایم بود. به آنهایی که خارج رفته بودند و انجا تحصیل کرده بودند کلی حسادت می کردم. با خودم می گفتم اگر من خارج بروم، حتماً می روم یکی از دانشگاه های درست و حسابی درس می خوانم مثلاً آکسفورد، سوربن و هاروارد و … می دانم که الان با خودتان می گویید عجب بلندپروازی ای! خب چه کنم نوجوان بودم! اما حالا وقتی به قضیه دکتر صنعتی و خانم همایونپور فکر می کنم به یاد آرزوی دوران نوجوانی ام با خودم می گویم این دو تن خارج را حروم کردن، حیف!
آدم آمریکا باشه بره شعبه ورمانت شرکت سهامی درس بخونه بعد بیاد ایران، هی بدوه دنبال IPA ای ها!
اون هم از جناب صنعتی که رفته انگلند حتی نرفته یک دانشکده روانپزشکی!
ای دریغ! اگه من رفته بودم خارج…

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر صنعتی! نوشته خانمها فاطمه س و سوده ر در مورد مطلب “قانون گریزی و قانون ستیزی ما” در سایت فرهنگ و روانکاوی شما، مرا به مطالعه کامل آن مطلب ترغیب نمود.
در بخش قانون و فرمان همان مطلب، می گویید: “اول این که آنچه در جامعه وجود داشته؛ قانون به معنای جمعی کلمه نبوده است. همان‌طور که گفتم، ما با امر و فرمان سرو کار داشتیم. در اینجا می‌خواهم تمیزی بدهم بین مفهوم قانون به معنای مدرن آن و آنچه ما به عنوان فرمان و امر می‌شناسیم. البته گاه این دو واژه و به خصوص در مورد فرامین الهی و قوانین مذهبی به صورت مترادف بکار رفته و در جاهایی هم این دو واژه و مفهوم همپوشانی دارند. یعنی فرامین الهی که از طرف پیامبران به مردم می‌رسیده است، به تدریج مورد پذیرش مردم قرار می‌گرفته و وقتی فرامین مورد پذیرش جامعه قرار می‌گیرد، آن وقت قانون می‌شود. به این معنا که وقتی مردم این فرمان یا امر را بپذیرند، حقیقت آن را باور کنند و به آن معتقد شوند، آن را به اصطلاح درونی کرده‌اند؛ و جزئی از وجود آن‌ها، بخشی از وجدانشان و قسمتی از سیستم اخلاقی شخصی و اجتماعیشان می‌شود. آنگاه می‌توان گفت که به صورت قانون در جامعه اثر دارد. ولی بجز فرامین الهی، مثلاً مانند ده فرمانی که در دین یهود مشهور است، غالباً فرمان و امر از جانب فرمانروایان به مردم که حکم رعایا را داشتند، داده می‌شد. به همین جهت هم نامشان فرمانروا و حاکم بود. اگر رابطه خوبی با رعایای خود داشتند، و در جوامعی که رابطه ” ارباب – بنده” را پذیرفته بودند و به آن خو داشتند، فرمان شاه و فرمانروا مطاع بود، و می‌توانست مانند فرامین الهی به صورت قانون عمل کند. به همین جهت در شاهنامه می‌خوانیم که ” چو فرمان یزدان، چو فرمان شاه”!! مانند قوانین حمورابی که او نیز مدعی بود که از طرف خدایان ماموریت داشت تا عدالت را در جامعه تحت فرمان خود بر قرار کند و خودستایانه خود را”شاه عادل” بخواند. و به سبب این رسالت آز سوی خدایان، فرامین او از طرف مردم پذیرفته می‌شد. اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، جامعه‌ای استبداد پذیر نباشد. رابطه ” مرید و مرادی” بین افراد و یا گروهی با فردی بر قرار نباشد. در آن صورت فرمان بر ای شخص، گروه و یا جامعه بدیهی و مطاع نیست. آن فرمان و یا امر را به پرسش می‌گیرند و با آن چون و چرا دارند. و در مواردی که با اقتدار به آن‌ها فرمان داده شود، با آن به مثابه زور و تحکم و تحمیل مقابله خواهند کرد و اگر زورشان به آن نرسد، آمر و فرمانروا را ستمکار و ظالم و خود را مظلوم و قربانی تلقی خواهند کرد”.
از فرامین الهی و قوانین مذهبی به فرمانروا و حاکم، شاهنامه، حمورابی و بالاخره به جامعه استبدادپذیر و…. می رسید! ناچارم با همین روند مغشوش شما پیش بروم.
۱- آیا این “ده فرمان الهی مشهور در دین یهود”، از آن جهت قانون است که توسط “موسی” گفته شده یا از آن جهت قانون است که از جانب خداوند است؟
۲- آیا موسی مبلغ (به معنای ابلاغ کننده از طرف کسی و نیز ترویج کننده) فرامین است یا واضع آنها؟
۳- اگر موسی فقط مبلغ و مروج سخنان الهی باشدآیا ” چو فرمان یزدان، چو فرمان شاه” نیز نمی تواند به این معنا باشد که اگر (چو) فرمان شاه مانند فرمان یزدان باشد قانون است در غیر اینصورت او شاه نیست که فرمانش مطاع باشد؟ به عبارت دیگر، کسی می تواند “شاه” باشد که فرامین الهی را ابلاغ و اجرا کند و دارای فره ایزدی اشاره به کسی است که “به گیتی به جز فر یزدان۱″ نخواهد.
بسیاری از ابیات شاهنامه شاهدی است بر این معنا؛ مثلا به همان داستان سیاوش (سیاوخش کنگره تان!) دقت کنید:
نویسنده‌ای خواست بر پشت زین/ یکی نامه فرمود با آفرین
ز عنبر نوشتند بر پهلوی/ چنان چون بود نامه خسروی
که این نامه از بنده کردگار/ جهانجوی کیخسرو نامدار
که از بند آهرمن بد بجست/ به یزدان زد از هر بدی پاک دست
که اویست جاوید برتر خدای/ خداوند نیکی ده و رهنمای
خداوند بهرام و کیوان و هور/ خداوند فر و خداوند زور
مرا داد اورند و فر کیان/ تن پیل و چنگال شیر ژیان…
گراین دژ بر و بوم آهرمن است/جهان آفرین را به دل دشمن است
به فر و به فرمان یزدان پاک/ سراسر به گرز اندر آرم به خاک
و گر جاودان راست این دستگاه/ مرا خود به جادو نباید سپاه…
وگر خود خجسته سروش اندرست/ به فرمان یزدان یکی لشکرست
همان من نه از دست آهرمنم/ که از فر و برزست جان و تنم
به فرمان یزدان کند این تهی/ که این است پیمان شاهنشهی
یکی نیزه بگرفت خسرو به دست/ همان نامه را بر سر نیزه بست
بسان درفشی برآورد راست/ به گیتی بجز فر یزدان نخواست

جناب صنعتی، توجه کنید! ظاهرا توده در هر دو مورد بالا، بر خلاف نظر جنابعالی “دارای ابزار سنجش دروغ” فرض می شود! زیرا توده است که باید قبول یا رد کند. چگونه؟ مگر نشنیده اید که “نحن اقرب الیه من حبل الورید۲″؟ آری سخن که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
آری جناب صنعتی! “توده ابزار سنجش دروغ ندارد”! نیز یک فریب است؛ نه یک جهل معصومانه بلکه خوابی است زیرکانه اگر نگوییم رذیلانه، تا توده خود را نه تنها از بلایای نتیجه سنجش ابزار دروغ برهاند بلکه از منافع و مواهب دروغ نیز بهره مند شود! مگر دروغ منافع و مواهبی دارد؟ می توانید پاسخ این سوال را از شاگرد خود دکتر توکلی بپرسید!
متاسفانه جناب صنعتی! تفاسیری که جنابعالی در مورد قانون کرده اید به تفسیر “داعشی”آن نزدیکتر است، آنجاست که ابوبکر بغدادی برای پیروانش خدا است و هر گفته او را بی چون و چرا می پذیرند، این داعشیان هستند که نه تنها نمی خواهند به سخنان خداوندی که از رگ گردن (یا قلب) به آنان نزدیکتر گوش فرا دهند حتی به مراکز معتبر مذهبی دنیا نیز رجوع نمی کنند، زیرا آنها “می خواهند” ابوبکر بغدادی خدای آنها باشد. این همان “نمی خواهم بدانم۳″ معروف است، می دانید که!
و حال بحث دیرین خودمان جناب صنعتی! در همان “جامعه قانون مدار۴″ که “چند سالی پیش از انقلاب۵″، ” در اروپا دیدید و همان “”مردمی۶″ که “قانون جزئی از هویتشان بود؛ جزئی از گوشت و رگ و پی‌شان. مهم نبود که کسی مراقب آن‌ها باشد یا نباشد. انگار وجدانشان همیشه ناظر بود. نه از ترس مجازات، نه انگار ترس از خدا، حفظ قانون مانند حفظ جانشان بود۷″، سالیان درازی است که نهاد های تخصصی تشکیل شده است تا مرجعی باشد برای “راستی آزمایی۸″ مدعیان و در “جامعه‌ای (که) استبداد پذیر نباشد. رابطه ” مرید و مرادی” بین افراد و یا گروهی با فردی بر قرار نباشد. در آن صورت فرمان برای شخص، گروه و یا جامعه بدیهی و مطاع نیست. آن فرمان و یا امر را به پرسش می‌گیرند و با آن چون و چرا دارند۹″ و می پرسند: “جناب آقای صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”
۱- شاهنامه
۲-http://www.porsemanequran.com/node/24937
۳- دکتر میترا کدیور،روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، نشراطلاعات، ۱۳۸۱٫
۴- قانون گریزی و قانون ستیزی ما، سایت فرهنگ و روانکاوی.
۵- همان.
۶- همان.
۷- همان.
۸- به نقل از دکتر کدیور.
۹- قانون گریزی و قانون ستیزی ما، سایت فرهنگ و روانکاوی

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در کاسبان روان
بخشی دیگر از سخنان دکتر صنعتی؛ قانون گریزی و قانون ستیزی ما، سایت فرهنگ و روانکاوی:
“آنچه در ایران قاعده بوده این بوده که فرمان روایان فرمان بدهند. هم در تاریخ هرودت و هم در کتاب سیاست ارسطو، آنچه جلب نظر می‌کند، این است که ایرانیان با خودکامگی جامعه خود را اداره می‌کرده‌اند. خیلی واضح و روشن نوشته‌اند که جوامع دیگری هم که بر اساس خودکامگی جامعه‌شان را اداره می‌کنند از ایرانی‌ها الگو برداری کرده‌اند!!. طبعاً این نگاه بیگانگان به ما، نگاه افتخارآمیزی نبوده است. حالا ممکن است مثل همیشه، با عدم تحمل انتقاد، خود را تبرئه کنیم که بیگانگان با غرض ورزی تاریخ را به نفع خودشان نوشته‌اند. ولی بالاخره باید یک روز کلاهمان را قاضی کنیم و واقعیت را لا اقل در باره گذشته خودمان ببینیم”.
ممنون خواهیم شد اگر “با عدم تحمل انتقاد، خود را تبرئه نکنید” و به زمین وزمان شکایت نبرید که انجمن فرویدی “با غرض ورزی تاریخ را به نفع خودشان نوشته‌اند، “باید یک روز کلاهتان را قاضی کنید و واقعیت را لااقل در باره گذشته خودتان ببینید” و پاسخ دهید: “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
بخشی دیگر ازقانون گریزی و قانون ستیزی ما، سایت فرهنگ و روانکاوی:
“بهر حال به نظر می‌رسد علاوه بر دیگر عواملی که به آن‌ها اشاره شد، در این میل به بی قانونی جامعه، فرهنگ لات منشی تأثیر قابل توجهی داشته… گروه‌های لات و لوتی که خودشان به قانون تجاوز می‌کردند. تعجب این جاست که گفته می‌شود بسیاری اوقات هم در گذشته مسئول انتظامات شهرها بودند!!”
جناب صنعتی! تعجب اینجاست که چرا شما تعجب می کنید؟! مگر مسئول انتظامات کنگره یواشکی خانم همایون پور و جنابعالی چه کسی بود؟!!!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر صنعتی! جناب فوق تخصص رواندرمانی! شما حتی کدهای اخلاقی رواندرمانی را هم زیر پا گذاشتید چه برسد به روانکاوی:
«اصول اخلاقی روانشناسان انجمن روانشناسی آمریکا: ۰۷/۴: رابطه جنسی با بیمارانی که قبلاً تحت درمان بوده اند:… ب) روانشناسان به علت اینکه روابط جنسی با بیمار یا مراجعی که قبلاً تحت درمان بوده برای وی مضر است و نیز بدین علت که اینگونه روابط، اعتماد عمومی را نسبت به حرفه روانشناس خدشه دار می کنند و به موجب آن مانع استفاده عمومی از خدمات مورد نیاز می گردد، در روابط جنسی با افرادی که قبلاً تحت درمان بوده اند، حتی پس از گذشت ۲ سال نیز شرکت نمی کنند، مگر در صوتی که در غیر معمول ترین شرایط قرار گیرند. روانشناسی که پس از ۲ سال وقفه یا پایان معالجه در چنین فعالیتی شرکت می کند، تن به تحمل دشواری اثبات این امر می نماید که هیچ استثماری از جانب کلیه عوامل مربوط در کار نبوده است، این عوامل از قبیل موارد ذیل می باشند: ۱- مدت زمانی که از پایان درمان گذشته است، ۲- ماهیت و طول زمان مورد نیاز، ۳- شرایط پایان معالجه، ۴- سابقه شخصی بیمار یا مراجع، ۵- وضع روانی کنونی بیمار یا مراجع، ۶- احتمال بروز تاثیری ناخوشایند بر مراجع یا بیمار و سایر افراد، و ۷- هرگونه اظهار نظر یا فعالیت هایی از سوی درمانگر در طول دروه درمان که مبنی بر پیشنهاد یا دعوت بیمار یا مراجع باشد و به احتمال وقوع رابطه ای جنسی یا عشقی پس از پایان این دوره درمانی بینجامد.» (اخلاق روانشناسی، ترجمه و تحقیق علی محمد گودرزی، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۹، صص ۵-۸۴)
نمی دانم در آن دوره فوق تخصصتان!!! چه اخلاقی به شما یاد دادند که به خودتان اجازه دادید با کسی که تحت به اصطلاح درمان شما بوده ازدواج کنید. در ایران که از همان دوره کارشناسی ارشد به دانشجویان روانشناسی این چیزها را یاد می دهند. مثل اینکه قبل از آن هم با دانشجویتان ازدواج کرده بودید. آنوقت در کنگره جعلی تان دم از تمدن می زدید! شرم باد بر شما هزار بار!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
مشاور عالی رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران، حیطه فعالیت اساتید این دانشگاه را انسان و انسان سازی توصیف کرد و گفت: موضوع کار پزشکی انسان است یعنی علاوه بر نقش آموزشی و پژوهشی، با زندگی و جان افراد سروکار دارد به همین دلیل مقامی به مراتب بالاتر از معلمی بر دوش آنها است و مطمئنا اگر ابزاری برای سنجش میزان الگو بودن اساتید وجود داشت دانشگاه علوم پزشکی تهران جایگاه اول در کشور را به خود اختصاص می داد.
http://tums.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=14541
آقای دکتر همایون، مشاور عالی رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران!
آیا تاکنون متوجه شده اید که در دانشگاه علوم پزشکی تهران چه فاجعه ای رخ داده است؟ آیا می دانید در دانشکده روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، معلمی در سطح دانشیاری به نام آقای دکتر صنعتی(!) وجود دارد که رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه است. او با زندگی و جان افراد سروکار دارداما این الگوی دانشگاه چرا مدرک روانپزشکی ندارد؟ پس چگونه دانشگاه علوم پزشکی تهران جایگاه اول درخصوص الگو بودن اساتید کسب کرده است؟!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
“این خود می‌تواند رفتار تملق جویانه و تعارفات اغراق آمیز و تعظیم و تکریم مردم را در برابر اهل قدرت و مکنت و مقام از یک سو و فحش و ناسزا در پشت سر و خنجر از پشت زدن به آن‌ها را از سوی دیگر قابل درک کند.”
با خواندن این جملات دکتر صنعتی در قانون گریزی و قانون ستیزی ما، سایت فرهنگ و روانکاوی به یاد یکی از سخنرانان کنگره جعلی افتادم که در سالن به اعضای انجمن فرویدی
می گفت: “… مدرکم هم اشکالی نداره”!

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
صنعتی عزیز! پشت علوم پزشکی تهران قایم بشی، از خیر فوق تخصص بگذری، سال فارغ التحصیلیت مثل آمپر سه سال بالا پایین بشه، به دکتر خدایی وکالت بدی شکایت از انجمن فرویدی رو دنبال کنه، بالا بری پایین بیای بالاخره به ما یا به قاضی باید بگی «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
اصلاح می کنم سال فارغ التحصیلیت مثل آمپر یه سال بالا پایین بشه.

 

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ترنم در مورد کاسبان روان
با با، ول کنید دیگه، آنقدر جیغ نزنید، صداتون را کسی نمیشنوه.

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ش. ش. در مورد کاسبان روان
یادم می یاد تو سنین نوجوانی به یکی از روانشناسان صاحب نام مراجعه کردم. حدود نیم ساعت اونجا بودم اگر درست خاطرم باشه ولی با اطمینان خاطرم هست بیشتر زمانی که من داشتم سعی می کردم حرف بزنم جناب دکتر در چرت به سر بردن و وقتی منشیشون وسط جلسه ی من چرت ایشون رو پاره کرد که به تلفن اتاقشون جواب بدن، حالا چون خواب آلود بودن یا با اشکالی همچون ستاره آشنایی نداشتن نمی تونستن این دکمه روپیدا کنن. وقتی فهمیدم که دنبال چی می گردن بهشون کمک کردم! و این جالبه که به نظر ایشون من آدم زیرکی اومدم که تونستم دکمه رو پیدا کنم!!! احتمالا برای اینکه کندی خودشون خیلی به چشم نیاد این رو گفتن. بعد از جلسه اطمینان داشتم که دیگه به اونجا بر نمی گردم. بزرگتر که شدم فکر می کنم آدمها برام به نوعی دو دسته شدن. دسته ی اول که اکثریت هم هستن کسانی بودن مثل همون روانشناس که هیچ اعتراضی به رفتارش نکردم و همیشه فرار رو بر قرار ترجیح میدم و شرایط رو با فرارم آسون تر می کنم برای این آدمها. جالب برام اینه که رفتارم در مقابل دسته ی دوم هم همینه. فرار رو بر قرار ترجیح می دم. این بار با این توجیح که خودم رو کم می بینم و فکر می کنم همیشه کسانی که از من بهترباشن وجود دارن پس جایی برای من نیست. فکر می کنم یکی از سخت ترین کارهای دنیا مسوول بودن به معنای واقعی کلمه در مقابل اعمال و امیال و خواسته هامونه. راستی جناب صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزام پ. در مورد کاسبان روان
وقوع یک «پاراپراکسی» در مورد جشنواره روانکاوی مرا به این فکر انداخت که شاید بشود کلمه «خارج العاده» هم مانند کلمه «کردان» به فرهنگ لغات اضافه شود، به معنی «کارهای خارق العاده ای که خارجی ها در یک کشور دور از فرهنگ و تمدن! انجام می دهند». آنقدر در جشنواره سینمایی «روانکاوی» شاهد این کارها بودیم که حیف است در تاریخ ثبت نشود. از جمله کارهای «خارج العاده» که دیدیم یک نوع جدید از چشم بندی و شعبده بازی بود. این بار بجای اینکه مدعوین محترم، از داخل کلاه خود خرگوشی بیرون بکشند، از دل سخنرانی خود مطالبی بیرون می کشیدند که هیچ ردی از آن را در عنوان سخنرانی نمی شد پیدا کرد. مثلا می شد عنوان سخنرانی «روان درمانی تحلیلی سایکوز» باشد اما با تردستی در سخنان سخنران نه اثری از روان درمانی ببینیم و نه اثری از سایکوز. این بیشتر شبیه آن است که شعبده باز بگوید ببینید الان چه خرگوشی از کلاه در می آورم… و بعد ماری یا موشی را از کلاه بیرون بیاورد. بله! به نظرم این ترکیب شعبده بازی و طنز یک واژه جدید می خواهد: «خارج العاده». ما که به عمرمان همچنین چیزی ندیده بودیم!

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
هر چه بیشتر راجع به این کنگره های جعلی و درگوشی و واکنش مکتب روزبه و گروه فرویدی تهران و دوستان از مشهد آمده و دکتر خدایی و … فکر می کنم بیشتر کلمه «گوسفند» در ذهنم می آید. انگار اینها از آدمها می خواهند مثل گوسفند سرشان را پایین بیندازند و فقط برای خوشایند دیگران آنها را تایید کنند. می خواهند آدمها هیچ هویتی از خودشان نداشته باشند. در این شرایط هر چه بیشتر از مقوله شرف و حیثیت بدور باشی آدم «بهتری» تعریف می شوی چون کمتر برای منافع افراد فرصت طلب مشکل ایجاد میکنی، چون اجازه می دهی آنها هر چقدر دوست دارند و هر جوی که می خواهند به خواسته های ناحقشان برسند. وقتی از چیزی به اسم حرمت یا شرافت دفاع میکنی وانمود می کنند که آدم خطرناکی هستی. این هم به نظرم راه دیگری برای «شانتاژ» آدمهاست تا از آنچه برایشان حرمت دارد دست بردارند. اما در انجمن فرویدی ما یاد گرفته ایم که تایید یا رد دیگران درستی کار آدم را تعیین نمی کند چون هر دوی آنها فقط بر اساس منافع شخصی حقیر آن آدمها تعیین می شود. این که در دانشگاه و «جوامع علمی» چنین وضعیتی حاکم است نشان می دهد چقدر دانشگاه های ما از «دانش» بدورند. به یاد حرف فروید می افتم که در سخنرانی ۱۶ از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی با نام «روانکاوی و روانپزشکی» می گوید: « آن چیزی که به نام بحث و جدل علمی شناخته می شود و مباحث علمی، کاملاً غیر مولد است و تقریباً همیشه با خطوط بسیار شخصی هدایت می گردد.» یک به یک کلمات این جمله را در این مدت زندگی کردم و جالب است که نام این مقاله هم «روانکاوی و روانپزشکی» است!

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
اون روز سوم کنگره، وقتی بخش پرسش و پاسخی که از جلسه قبلش قول داده بودند در جلسه آخر جبران کنند، به جای جبران، کلا حذف شد، همون موقع که اعضای انجمن فرویدی اعتراض خودشون را با این سؤال مطرح کردند که «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟»، هر کسی سعی کرد به سهم خودش اعضای انجمن فرویدی رو به طریقی که بلده خاموش کنه. یک خانمی که احتمالا می شد جای مادر من باشد، با یک حالت نگرانی دور و بر ما می چرخید و مدام یک جمله را تکرار می کرد: «حیثیتی خیلی زشته»!!! من منظورش رو نفهمیدم. هنوز هم نمی فهمم، چرا حیثیتی زشته؟ مگه ما به چی می گیم «حیثیت»؟ آدم یاد واپس زده می افته.

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این جمله جناب صنعتی که روزنامه ها غلط چاپ می کنند و ویکی پدیا غلط می نویسد، مرا یاد بچگی خودم می اندازد. وقتی بچه بودم و کاری را به اشتباه انجام میدادم یا خرابکاری میکردم، خودم را به کوچه علی چپ می زدم که یعنی من نبودم، یادم هست آنقدر خودم را به اون راه میزدم که برادر بزرگترم می گفت راست است تو این کار را نکردی، مریخیها آمدند و این کار را انجام دادند. مریخی های بیچاره ی از همه جا بی خبر در ماجرای جناب صنعتی همان روزنامه ها و ویکی پدیا هستند که سر بزنگاه، جناب صنعتی برای رهایی از مسئولیت دروغ خود انتخاب کرده است. خیلی خوب است که مریخی ها بیایند. این آرزویی بود که من همیشه داشتم ولی جناب صنعتی مریخیها نمی آیند، مریخیها را چه به محل تحصیل شما و چه به فوق تخصص شما!!!

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم لاله ش. در مورد کاسبان روان
گفتند فلان اذان گو می خواهد از دختر فلان قاری قرآن خواستگاری کند
کسی آنجا بود و گفت:به زودی قرآن به دنیا می آورند
جناب صنعتی یه وقتی به خودتان ربطش ندهید این حکایت را!!!

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
ترنم جان شما گوشتو بگیر که کر نشی نگران شنیدن و نشنیدن بقیه نباش! اونایی که باید بشنون شنیدن وگرنه که هی ویکی پدیا و صفحه سایتشون تاریخا و محلهای تحصیلو عوض نمیکرد و مدیر گروهشون دست به دامن رییس دانشگاه نمی شد واسه شکایت از انجمن فرویدی! شمام ماشاالله خوب بلدی خودتو بزنی به اون راه ها؟!!!

 

شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
خانم ز.ن.، اینکه گفتید کوچه علی چپ و مریخی ها و… ما که بچه بودیم می گفتیم: من نبودم دستم بود! تقصیر آستینم بود!… اما خب این مال بچگی ها بود خانم ز. ن. مگر نمی دانید که آقای صنعتی جای پدر من و شماست؟ مگر نمی دانید که او خیلی قبل از من و شما بزرگ شده؟ تازه نشنیدید روز سوم کنگره راجع به تمدن و خشونت و این جور چیزها چه سخنرانی ای کرد؟

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه زهرا م. در مورد کاسبان روان
بخوانیم از خاطرات آقای دکتر صنعتی(!) در دوران دانشجویی روانپزشکی و روانکاوی:
به یاد می آورم، در آن سال های اقامت در لندن که برای تحصیل و کار در روانپزشکی و روانکاوی بودم، در بیمارستان های روانی به در و دیوار، پوستری بود که بیماران را در مورد مراقبت از اموالشان آگاه می کرد و در مورد حضور دزد ها در گوشه و کنار هشدار می داد. پوستر مربوطه مردی را نشان می داد که دزدکی در حال فرار بود و زیر آن به این مضمون، نوشته بود: ” اگر هم پارانوئید هستی، دلیل نمی شود که دزدان در کمین نباشند”
http://www.mohammadsanati.net/1391/t/thoughtperceptionculture/774

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه زهرا م. در مورد کاسبان روان
نمی دانم چرا کسانی مانند صنعتی و همایون پور که مدرک ندارند یا مدرکی درپیتی دارند برای به دست آوردن جایگاه از مردم و کشور مایه می گذارند؟

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
امیدوارم روزی برسد که شاهد باشیم سایر کاسبان روان از ریز و درشت همانند صنعتی ها، همایون پورها، … نیز در چنگ قانون گرفتار آیند. انجمن فرویدی دست مریزاد.

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
با شنیدن خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» باید قیافه همایون پور، دکتر صنعتی(!)، دکتر موحدی و …………… خیلی خیلی خیلی تماشایی و دیدنی باشد. در ضمن به نظر شما کدامیک ضامن این آقایان نگهبان کنگره درگوشی خواهند شد تا رسول قورخانه چی و مهدی محمدی با قید وثیقه آزاد شوند؟

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
من هنوز بشدت ذهنم درگیر روانکاوی تلفنی این جماعت همایون پور، صنعتی و اعوان و انصار و تاییدیه سیامک موحدی است که می گفت: “روانکاوی تلفنی از چه نظر مشکل داره؟ حالا بگووو تکست، بگوووو اینترنت”!! یعنی “آنالیزانت” اینا در اتاق خودش، مثلا شیراز یا تورنتو، روی “تخت خودش” دراز می کشد و روانکاو گرامی از اینجا می نشیند روی صندلی “آنالیز” می کند؟!! یا مثلا “آنالیزانت” در پارک کوالا، “آنالیست” در پارک پردیسان در حال قدم زدن و هواخوری روانکاوی هم می کنند؟!! جل الخالق!!
ایکاش فروید زنده بود و این پیشرفت عظیم بشر در روانکاوی را می دید! من که خزانه لغاتم محدود است، مگر آقای فرزام پ به دادمان برسند!

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
واقعاً خسته نباشید!
این بار با «انجمن فرویدی» نیستم.
با «محور صنعتی- همایونپور» و حوالی آن هستم.
پاسبانان، توهین کنندگان و سارقان ادبی، در یک عملیات انتحاری آن کردند که برای جان بر کفان «انجمن فرویدی» در زمانی بس طولانی تر میسر می گردید.
حالا خوانندگان، مراجعان، شنوندگان و حتی آن رهگذرانی که از ۲ کیلومتری آنالیز عبور خواهند کرد، خواهند فهمید که آنالیزی که «محور صنعتی- همایونپور» از آن دم می زند و آن را از فرنگ هدیه آورده اند چیست و با چگونه افرادی حراست می شود: :«قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی» ».

خسته نباشید!
این بار اما با «انجمن فرویدی» هستم و خدا قوت بر تمام کسانی که در «جبهه حق» [۱] می جنگند.
۱- اشاره به بخشی از سخنان دکتر میترا کدیور

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم لاله ش. در مورد کاسبان روان
اولین بار که اسم آقای صنعتی رو شنیدم پنج،شش سال پیش بود از همسایمون
ظاهراً انگار حالم بد بوده که بهم پیشنهاد روانکاوی به نام دکتر صنعتی رو داد
والبته فرمودند وقتاشون نصفه شبه!!!!!
یادش بخیر…همسایمونو میگم.. آخه رفتش خارج!!!

 

یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ع. پ. در مورد کاسبان روان

اطلاعیه‏ی ریاست انجمن در مورد کنگره روان‏کاوی

نخستین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران از ۱۹ تا ۲۱ مهرماه ۹۳ از سوی کمیته روان درمانی انجمن علمی روانپزشکان ایران برگزار گردید.
در این کنگره ۷ تن از روانکاوان سرشناس خارجی و ۳ روانکاو ایرانی مقیم خارج و ۵ روانشناس و ۵ روانپزشک از ایران سخنرانی کردند که با استقبال کم نظیر روانپزشکان و روانشناسان روبرو شد و کنگره بسیار پربار و موفق بود.
ریاست کنگره را آقای دکتر محمد صنعتی همکار عزیز و دانشمند ما به عهده داشتند. آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) درآمدند که از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است.
کسانی که عضو کالج سلطنتی هستند در صورت ارائه فعالیت های پژوهشی و آموزشی از سوی کالج به عنوان FRCPsych دست خواهند یافت و که این عنوان در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) به آقای دکتر صنعتی اهدا شد.
در بسیاری از کشورها از جمله انگلیس و آمریکا آموزش روانپزشکی و امتحانات پایانی دوره دستیاری بوسیله دانشگاهها برگزار نمی‏شود و انجمن‏های روانپزشکی این کشورها مسئول این امر مهم هستند، مسئله‏ای که سالها مورد تقاضای انجمن علمی روانپزشکان ایران هم هست.
آقای دکتر صنعتی در بدو ورود بعنوان استادیار استخدام دانشگاه علوم پزشکی تهران درآمدند و از همان ابتدا تمام تلاش خود را در جهت آموزش روانپزشکی و انواع رواندرمانی و روانکاوی به دانشجویان و دستیاران روانپزشکی پرداختند و به عضویت انجمن علمی روانپزشکان ایران درآمدند و از سال ۱۳۸۴ مسئول کمیته رواندرمانی انجمن شدند. ایشان مدتی مدیرگروه روانپزشکی و رئیس بیمارستان روزبه بوده و یک دوره نیز عضو هیأت مدیره انجمن بودند.
آقای دکتر صنعتی نه تنها روانپزشک و درمانگری آگاه است بلکه مطالعات ادبی، اجتماعی و تاریخی، ایشان را به کارشناسی معتبر در این حوزه معرفی کرده و تالیف‏های ایشان در این زمینه بسیار قابل توجه و خواندنی ست.
آقای دکتر صنعتی اخیراً پس از زحمات بسیار دوره فلوشیپ رواندرمانی را در بیمارستان روزبه فعال کردند که نویددهنده آموزش رواندرمانی به مشتاقان آن در سالهای بعد خواهد بود.
دبیرعلمی این همایش آقای دکتر بابک روشنائی که در تنظیم برنامه‏های علمی تسلط بسیار از خود نشان دادند.
دبیر اجرایی این همایش آقای دکتر امیرحسین جلالی بودند که انصافاً حق کار را ادا کردند که با تلاش و احاطه مثال‏زدنی کنگره را به سامان رساندند.
جمع دیگری از همکاران عزیز در برگزاری این کنگره فعالیت و همکاری کردند، از آن جمله دکتر آرتونیان، دکتر کیانی‏دهکردی، دکتر دانشمند، دکتر نجاتی‏صفا، دکتر شیرخدا، دکتر محسنی، دکتر تات، دکتر ردائی، دکتر محمدصادقی، دکتر مظلوم، دکتر بنی هاشمی، دکتر سرایانی، دکتر میرفاضلی، دکتر کریم، دکتر سبزآبادی، دکتر خیرخواه، دکتر خیراللهی، دکتر توفیقی و خانم مهرناز میرنوش نقش مهمی در سامان دهی و برگزاری این کنگره موفق داشتند.
نکته‏ای که بعنوان خدمتگزار طولانی انجمن روانپزشکان ایران مایلم به آن اشاره کنم آن که ما روانپزشکان، روانشناسان بالینی، مددکاران اجتماعی و روان‏پرستاران بعنوان تیم درمانگران بیماران روانی بعنوان اصلاح کننده رفتارهای بیمارگونه و مرضی معرفی و تعریف شده‏ایم و شرط اصلی توفیق در این امر ارائه رفتار صحیح و سالم و منطقی و پرهیز از هرگونه رفتارهای ناصحیح است.
انجمن روانپزشکان در راه دشوار خویش دست کمک به سوی همه کسانی که آموزش معتبر و درستی در این زمینه‏ها دارند دراز می‏کند و از همکاری آنها خوشحال خواهیم شد.
دکتر احمد جلیلی
رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران
http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=338

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
مراسم روز ملی کیفیت و اختتامیه یازدهمین دوره ارزیابی ملی کیفیت ایران و تقدیر از سازمان های برتر با حضور معاون اجرایی رییس جمهوری ، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی ، اساتید دانشگاه و جمعی از تولید گنندگان و صنعتگران، صبح امروز، یکشنبه ۱۸ آبان در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار شد.
سیدحسن هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مراسم روز ملی کیفیت، گفت: کاهش مصرف نمک، مواد قندی، روغن و بهبود سبک زندگی از سرفصل های برنامه بهبود کیفیت مواد غذایی است.
وی گفت: برای بهبود کیفیت وضعیت هوا، آب و جاده ها به همکاری سازمان ملی استاندارد ایران نیاز است.
هاشمی با انتقاد از کیفیت خدمات و محصولات در حوزه بهداشت و درمان افزود: اخلاق مداری و رعایت حقوق شهروندان برای سلامت مردم مهم است و غنی سازی مواد غذایی را با ریزمغذی ها انجام می دهیم .
http://www.isiri.org/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&CategoryID=d2a54b1f-6687-479d-8801-1b6ede0bd470&WebPartID=5133c6cd-447a-4b30-afd2-ef29359017d7&ID=145b27f6-962a-4a16-95e6-938deea93c21
ذکر چند نکته در روز ملی کیفیت در مورد سخنان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ضروری است:
• در مورد روز ملی کیفیت در حوزه روح و روان باید گفت: یا آقای دکتر هاشمی خیلی ایده آل هستند و اطلاع ندارند که در پیرامون ایشان چه می گذرد یا من خیلی کم توقع هستم که بخواهم در دانشگاهها و موسسات آموزشی و درمانی استاد و پزشک بی مدرک نداشته باشیم، مدرک کردانی نداشته باشیم. آیا توانسته ام منظور خود را روشن کنم؟ در اینجا صحبت از بیسوادی یا کم سوادی یک تحصیلکرده اعم از استاد و پزشک نیست! سخن از نداشتن مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!)، رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه و دانشیار علوم پزشکی دانشگاه تهران است. در روز ملی کیفیت اگر سخن از ساخت کالاهای صنعتی با استانداردهای جهانی می شود و تلاش می شود تا کالاهای ایرانی در رقابت با کالاهای جهانی باشد، برای این است که اگر استانداردها رعایت نشود آسیب جدی به هموطنان وارد می کند. چرا باور ندارند اگر افراد ناشی و زیر استاندارد مدرس و پزشک حوزه روح و روان باشند، تلفات آن کمتر از آتش سوزی شین آباد توسط بخاری غیر استاندارد نیست. چون روانکاوان وحشی اخلاق و فرهنگ را به اضمحلال می کشند. به هر حال دلالان همیشه به فکر جیب و سود خود هستند. برای آنها مهم نیست به خاطر یک جنس غیر استاندارد صورت کودکی در آتش بسوزد یا از رنج و درد آدمی سوء استفاده شود تا پله های ترقی طی گردد.
• آقای دکتر هاشمی در سخنان خود به اخلاق مداری اشاره کرده است و به نظر می رسد اخلاق یک مولفه مهمی در ارزیابی ملی کیفیت محسوب شود.
آقای دکتر هاشمی! ارزیابی کیفیت افراد در حوزه بهداشت و سلامت چگونه بررسی می شود؟ مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) چگونه ارزیابی می شود؟ چرا هیچ مقام مسئولی در مورد این روانپزشک دروغین پاسخگو نیست؟ ایشان چگونه در جایگاه دانشیار به تدریس و درمان مشغول هستند، در حالی که مدرک روانپزشکی ایشان قابل ردیابی نیست؟ دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!
• آقای دکتر هاشمی در بخشی از سخنان خود بیان کرده است: برای بهبود کیفیت وضعیت هوا، آب و جاده ها به همکاری سازمان ملی استاندارد ایران نیاز است.
آقای دکتر هاشمی برای بهبود و افزایش کیفیت حوزه روح و روان از کدام سازمان کمک می گیرند؟ پس چرا از استانداردهای بین المللی روانکاوی در ایران که مطابق با ضوابط بین المللی است، استفاده نمی کنند؟ از استانداردهای روانکاوی این است که روانکاوی مستقل از روانشناسی، روانپزشکی، مشاوره و سایر روش های درمانی دیگر است(از اساسنامه انجمن فرویدی)، روانکاوی در انحصار پزشکی نیست و هدف روان این علم درمان کردن آدم ها نیست چون «ناخودآگاه را درمان نمی کنند»(کتاب مکتب لکان؛ روانکاوی در قرن بیست و یکم، میترا کدیور، ۱۳۸۱؛ اطلاعات). اما متاسفانه در ارزیابی ملی کیفیت ایران در حوزه بهداشت و سلامت و روانکاوی دکتر صنعتی(!)ها را ملاک قرار داده اند.
• به قدری اجناس بنجل و غیر علمی در حوزه روح و روان به فروش می رسد که نمی تواند به تصور درآید. برگزاری نخستین کنگره روانکاوی با هزینه ای بالغ بر شصت میلیون تومان یک مثال ملموس در این مورد است. در این کنگره از کشورهای مختلف مهمان دعوت شده بود، اما محتوای سخنرانی آنها غیر استاندارد و فاقد محتوای علمی بود. اما چون کیفیت برای مسئولان مربوطه مهم نبود، شیادان روح و روان فرصت را مناسب یافتند تا در داخل ایران چرندیات خارجیان را با نام روانکاوی و استانداردهای علمی بین المللی به مصرف ایرانیان برسانند. اما انجمن فرویدی پاسخ آنها را داد.
.
.
.
و این است نمونه ای از کیفیت ملی.

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نوشین در مورد کاسبان روان
بعد از قرار بازداشت قورخانه چی و مهدی محمدی نوبت کیست؟

همایونپور؟ سامان توکلی؟ صنعتی؟ جلیلی؟ نقوی؟ خدایی؟

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای ش. ش. در مورد کاسبان روان
داشتم دیدگاه اقا/خانم ع.پ. رو می خوندم که رسیدم به این جمله:«…آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است…» تجربه بهم ثابت کرده وقتی جمله ای در توصیف کمالات چیزی یا کسی دنباله ی اون می یاد انگار که برام یه هشداره. اگر این اعتبار به خودی خود در اون کالج وجود داشت نیاز نبود به گفتنش به نظرم ولی خوب وقتی اینجوری نیست مجبوره دنبالش یه چیزی اضافه کنن که این جور مواقع هر چی هم تلاش کنن نمی چسبه بهش. وصله ی ناجوره.

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
شنیده بودیم که “خارج” مثل داخل نیست، و جناب صنعتی “خودروانکاوخوانده اعظم” هم فرموده بودند: “نخستین برخورد من با جامعه قانون مدار چند سالی پیش از انقلاب بود که به اروپا رفتم و در آنجا مردمی را می‌دیدم که قانون جزئی از هویتشان بود؛ جزئی از گوشت و رگ و پی‌شان. مهم نبود که کسی مراقب آن‌ها باشد یا نباشد. انگار وجدانشان همیشه ناظر بود. نه از ترس مجازات، نه انگار ترس از خدا، حفظ قانون مانند حفظ جانشان بود.”!!
چگونه است که همراه راستین ایشان یعنی همایون پور به راحتی از دکتر کدیور دزدی ایده۱ می کند و نه فقط “وجدان” ایشان “ناظر” نبوده بلکه ظاهرا وجدان سایر اعوان و انصار از جمله وجدان خود جناب صنعتی هم خواب را بر نظارت ترجیح می دهند!!
نکند خدای ناکرده این به خودکامگی پدر و مادر ایرانی گهر همایون پور مربوط است تا محل رشدشان؟!! همانطور که باز جناب صنعتی در مورد ایرانیان افاضات فرمودند:
“ایرانیان با خودکامگی جامعه خود را اداره می‌کرده‌اند…طبعاً این نگاه بیگانگان به ما، نگاه افتخارآمیزی نبوده است!! ….آنچنان در خیابان یک طرفه خلاف می‌روند و چراغ قرمز را رد می‌کنند که انگار مهم‌ترین قهرمان شجاعت و شهامت جهانند!!۲٫”!!!!

۱- https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B2%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-inter-psychic-intra-psychic-chaos-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%84%D8%A7/

۲- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد کاسبان روان
قورخانه چی این جمله رو یادت میاد«یه غلطی کردی باید پاشم وایسی» یادت میاد این را کی و کجا گفتی؟
حالا اگر مردی به قول خودت «یه غلطی کردی پاشم باید وایسی» نه، نه، پای یک عملی که ازت سرزده وایسادن کار تو نیست بارها شاهدش بودیم که فرار رو ترجیح دادی. کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و شیر کهن.
حالا هم دست به دامن کسانی که باهاشون ژویی سانس های حقیری داشتی میشی که از پشت میله ها بیرونت بیارن. ولی باید فکرش را آن موقع می کردی که زنجیره راه انداختی و قلدر بازی درآوردی، هل میدادی، توهین و فحاشی میکردی. بالاخره مملکت قانون داره، درسته که تو دشمن قانونی ولی قانون هم بلده باامثال تو چه کار کنه. سالها درس دور زدن قانون را به دیگران می دادی ولی این مهدی محمدی اصلا شاگرد با استعدادی نیست برای قانون شمشیر از رو می کشه برای همین دائم درگیر یک پرونده است. از من به تو نصیحت برو دنبال همون صنعتی که ۳۰ ساله که از قانون فرار کرده هر چی باشه اون استاد این کاره ولی این را هم یادت باشه که «شب دراز است و قلندر بیدار»

 

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای حامد خ. در مورد کاسبان روان
معلومه که «خانم دکتر»ت ضامنت نمیشه. مگه به خروجی یک شرکت سهامی کار دولتی میدن که بتونه ضامنت بشه؟! اگه هم می‌خوای صنعتی ضامنت بشه زودتر دست به کار شو، چون اونم بزودی دیگه کارمند دولتی نخواهد بود.

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آی آدمهای که خودرادوان دوان به کنگره جعلی روانکاوی انجمن علمی صنعتی وکنگره سیاه درگوشی همایونپوررساندید وبوی کباب روانکاووحشی شدن رابه شماوعده داده بودند،آیا باانتشارخبربازداشت رسول قورخانه چی ومحمدی این بوی نکبت تلنگری دیگر خواهدبود؟
روانکاوی وحشی ۲هدف دارد: “دوشیدن”!!
جویندگان روانکاوی وحشیی که نفهمیدند از درسر-دم-داران خودبپرسند.

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
مهدی محمدی در فیس بوکش خودش را اینطور معرفی کرده :
– سال ۲۰۰۸ : رواندرمانگر تحلیلی Psychoanalytic Psychotherapist
– سال ۲۰۱۳ : روانکاو Psychoanalyst
مثلا این آقا که الآن حکم جلب اش هم صادر شده، حالا کی و چطوری روانکاو شده؟ این یکی از کدام شرکت سهامی؟ آخه ایران هنوز از این شرکت سهامی ها نداره! این بنده خدا هم که فکر نکنم پاش به بیرون ایران رسیده باشه! ولی یکی هست که از ذهن Chaos اینها روانکاو درآورده!! اون بدبخت هم Coach تو خونشون راه انداخته و مجوز کار را هم گهر بانو بهش داده ولی نمی دونم بهش گفته که چیکار باید بکنه وقتی مریض روی تخت دراز می کشه؟
آخه گهر بانوجان اینقدر روانکاوای سه سوته بیرون نده! سر قاضی ها رو شلوغ میکنی ها!! گفته باشم! تو به همون فشن استایل خودت بچسب خواهر جان تا این طفلک ها اینطوری باد نکنن و بعدشم POP!!!
خدا آخرعاقبت بقیه اشونو بخیر کنه! فکر کنم کارخانه روانکاو سازی صنعتی – همایونپور همینطوری پیش می رفت همه روانکاو می شدند؛ از نیاکان مان گرفته تا بقال سرکوچه که سلام علیکی با صنعتی و شرکا داشته!!
مهدی جان تو هم بهتره بری به همون بدنسازی ات برسی یا همون شغل سابقت که خرید و فروش ماشین آلات سنگین بوده آخه تو حتی برای « روانکاو وحشی » بودن هم کم داری!!

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر جلیلی
شما می دانید چرا این سال متغیر است؛ منظورم سال دریافت مدرک روانپزشکی جناب صنعتی است؟!
«آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) درآمدند که از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است.» (بخشی از اطلاعیه دکتر جلیلی در سایت انجمن علمی روانپزشکان)
در ایمیل رویال کالج به ما آمده ۱۹۸۳، در بعضی رزومه های جناب صنعتی آمده ۱۹۸۲ و حالا هم که ۱۹۸۵ یا شاید ۱۹۸۴ (۱۳۶۴).
عجب سالی است این سال!!!

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
راستی جریان پرونده abuse مهدی محمدی چیست؟! به به! جمع همه خلافکاران که جمع است. از سرقت ادبی قورخانه چی تا کلاهبرداری صنعتی و همایون پور و … را شنیده بودم، به غیر همین abuse محمدی! خوب میله های زندان و خوردن یک لیوان آب خنک برای خلافکاران لازم است. به قول توده شاید آدم بشوند و دیگر سرقت نکنند، دروغ نگویند و ….
و وجود انجمن فرویدی در جامعه ما که به نام روانکاوی، روانشناسی، روانپزشکی شیادی، کلاهبرداری و خلاف می کنند، عجب برکتی است. گویا انجمن فرویدی همچون پلیس امنیت در حوزه روح و روان عمل کند. وگرنه چه کسی یا چه قدرتی می توانست بپرسد:«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!».

 

دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی(!)، همایون پور، دکتر روشنایی مقدم، دکترندوشن، دکتر معنوی پور، قورخانه چی،…….. گفته اند: نخستین کنگره بین المللی روانکاوی اعتباری برای ایران داشت…
اعتبار ایران؟!!!!! یا اعتبار خودشان؟ یعنی کسب اعتبار برای مدرک درپیتی یا مدرک نداشته خود. انجمن فرویدی به خارجیان اجازه نداد به شعور ایرانیان توهین کنند و بدین ترتیب اعتبار دوباره ای به ایران بخشید.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
اندر احوالات شیخ الرئیس کنگره، صنعتی
شیخ را پرسیدند: “یا شیخ این England کجا باشد؟” فرمود: “جامعه ای قانون مدار و در آنجا مردمی را دیدمی که قانون جزئی از هویتشان بودی؛ جزئی از گوشت و رگ و پی‌شان. مهم نبود که کسی مراقب آن‌ها باشدی یا نباشدی انگار وجدانشان همیشه ناظر بودی و حفظ قانون مانند حفظ جانشان بودی۱″، چندانکه در یک سال تخصص و فوق تخصص عطا می کردندی بی نیاز از دانشگاه و انجمنها داشتندی توپ! که خود تخصص می دادندی. پرسیدند: “اگر انجمنها داشتندی توپ! پس چگونه است که زحمت دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان بر خود روا داشتی؟”. فرمود: “آن کاتبان لاکردار و آن غلط نویسان بی مقدار چنین نگاشتندی و آبروی سی ساله ما بردندی”! اصحاب از جور کاتبان پریشان احوال شدندی و اشک بر چهره روان ساختندی و نفرین ها نثار آن کاتبان کردندی!!

۱- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. را خیلی خیلی عصبانی کرده و آنها را واداشته است تا در همان عصر یکشنبه ۱۸ آبان ۹۳ صفحه ای در فیس بوک به نام انجمن پسیکوتیک ایجاد کنند و در آنجا به تخریب انجمن فرویدی و سرکار خانم دکتر میترا کدیور –رئیس محترم انجمن فرویدی- و حتی ژک آلن میلر بپردازند.
در این متن از انواع اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی جهت تخریب به وفور استفاده شده است. کاربرد اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی برای روانکاوان وحشی نشان می دهد که آنها آموزش دیده اند در موقعیت های پرخاشگری وعصبانیت چگونه از این اصطلاحات استفاده کنند. به طور کلی برای روانکاوان وحشی و روانپزشکان دروغین کاربرد اصطلاحات امری طبیعی است. چون آنها به لحاظ تئوری بسیار ضعیف و عقیم هستند و جز نامگذاری آدم ها کاری از دست شان ساخته نیست. آنها جز طبقه بندی بشر چیز دیگری نیاموخته اند. این امر حاکی از جایگاه اربابی است که خویشتن را سالم می بینند و دیگران را بیمار. بعبارتی، برای روانکاوان وحشی و روانپزشکان دروغین میزان سواد و تخصص فقط در ذکر اصطلاحات خلاصه می شود و در نظر آنان کاربرد این اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی همانند فحش و توهین است اما، یک سری دشنام های متمدنانه!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی (!) و همایون پور و … با شنیدن خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» درنکته دوم خود گفته اند: لکان هرگز در ایران ممنوع نبوده است. ده ها عنوان کتاب، مقاله، کلاس در دانشگاه ها و آموزشگاه های خصوصی و دولتی حاکی از این است که در ایران مشکلی با مقوله لکان وجود ندارد، چه رسد که با آن برخورد شود.
• دقیقا نکته در همین جاست: چرا خانم همایون پور در موزه فروید گفته است آیا روانکاوی در جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است؟
• عجیب است! مگر انجمن فرویدی چنین ادعایی کرده است؟ یا مگر کسی در کنگره جعلی گفت خواندن مقالات و کتب لکان در ایران ممنوع است و با آن برخورد می شود؟ این سخن را چه کسی می تواند مطرح کند؟ احتمالا این مطلب دنباله همان سوال خانم همایون پور بوده که در جمع خارجیان گفته شده تا بتواند جایزه گرادیوا را کسب و مدرک درپیتی خود را معتبر کنم. فکر می کنم یوگی و دوستان وقتی این متن را تهیه می کردند، سوال را فراموش کردند. از قدیم هم گفته اند که دروغگو کم حافظه است. این فراموشی تا جایی پیش رفته که فکر کرده اند انجمن فرویدی چنین مطلبی را بیان کرده که خواندن متون لکانی در ایران ممنوع است. برای یادآوری باید خاطر نشان کرد که اعضای انجمن فرویدی فقط یک سوال اساسی داشتند: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. با شنیدن خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» با چنین مضمونی بیان کردند که اعضای انجمن فرویدی و دکتر کدیور فروید را نفهمیده اند، ترجمه های سراپا مغلوط و سطحی خوانی فروید و مقالات دست چندم در انجمن فرویدی وجود دارد.
در کنگره روانکاوی جعلی کسی گفت فروید فرویدینی نبود، اما از نظر دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. این فرد و سایر مهمانان خارجی فروید را فهمیده اند!
جالب است! در نظر این افراد میلر منبع دست چندم به شمار می آید، ولی کلاین، بیون و مهمانان خارجی در روانکاوی منبع دست اول محسوب می شوند. این هم نشان از تخصص دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. است که چقدر عمیق به درک متون فرویدی نائل شده اند!
با استخر، پوست قوی، چربی خوب و بد و ترکیب روانکاوی با CBT، یا طرحواره درمانی و .. در کنگره روان خوران مشخص شد که همایون پور و صنعتی و… تا چه اندازه علمی متون روانکاوی را قرائت کرده اند!
اگر انجمن فرویدی متون روانکاوی را سطحی خوانی می کند و پر از ترجمه های غلط است، من نمی دانم پس چرا قورخانه چی وسایر سارقین علمی، درسنامه های دزدی شده از کلاس عرصه فرویدی گروه مکتب لکان را به همایون پور می دهند و برای این درسنامه های دزدی شده از تهران تا مشهد سر و دست می شکنند؟! یا گوهر همایون پور بعد از این که پنجشنبه های فرویدی را گوش می دهد و توضیحات خانم دکتر میترا کدیور را در مورد اسطوره می شنود، آن را ت و به عنوان کشف جدید خود معرفی می کند. بنابراین، اگر مطالب انجمن با ترجمه غلط و سطحی است، پس چرا مطالب غلط ، به سرقت رفته و از آن استفاده شده است؟!
اگر انجمن فرویدی غیر علمی است و به سطحی خوانی متون فرویدی اکتفا می کند، پس چرا کنگره درگوشی برگزارشد؟!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
به نظر شما دروغ، کلاهبرداری و شیادی جزء ویژگی های اجتماعی است یا ضد اجتماعی؟ در ضمن اگر ژیژک و میلر ویژگی های ضد اجتماعی دارند، دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. در کدام دسته طبقه بندی می شوند؟

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
خانم ز. ن. عزیز
استفاده از اموال سرقتی از دکتر کدیور دردی از گروه فرویدی تهران دوا نمی کند مگر از خود همایونپور کرد؟ متریال روانکاوی نیاز به آدمی دارد که خود روانکاو باشد تا بتواند آن را زنده کند وگرنه که ۲۴ جلد کتاب فروید هم هست. ببینید همایونپور بیسواد چطور حتی وقتی از این متریال سرقتی استفاده می کند خودش را مضحکه عام و خاص می کند؟ بیچاره فرق سکس و سکسوالیته را هم نمی داند. بله حتی برای استفاده از متریال سرقتی هم باید «قدری سواد» داشت که نه همایونپور و صنعتی و نه گروه فرویدی تهران و سایر نوچه هایشان دارند. وقتی دبیر علمی کنگره جغرافیای روانکاوی قورخانه چیِ دربند است، دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجل!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
اصلاح می کنم وقتی عضو کمیته علمی کنگره جغرافیای روانکاوی قورخانه چی دربند است…
پاراپراکسی جالبی بود! قورخانه چی و صنعتی (آقای دبیر علمی) مگر چقدر فرق دارند؟ هر دو «شریک» اند دیگر.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
همیشه امضای معلم پای وجود آدم می ماند. اگر قورخانه چی و مهدی محمدی اینطور رفتار می کنند، اگر «دوستان از مشهد آمده» آن رفتارها را دارند، اگر «شاگردان» صنعتی مثل خانم منصوره کیانی میخواهد حمله کند تا کسی را از سالن سخنرانی بیرون کند، یعنی خود همایونپور و صنعتی همین چیزها را در حد بسیار بالاتری در خودشان دارند که به شاگردانشان هم انتقال می دهند. رفتار قورخانه چی و مهدی محمدی همان رفتاری است که همایونپور دارد فقط فرقشان این است که آنها «بیرون» سالن اند و همایونپور «داخل» سالن. حرفهای ظاهرا متمدنان صنعتی و همایونپور هم فقط یک «فریب و یک رونماست» (مقاله «پذیرش مسئولیت اخلاقی برای محتوای رؤیاها»، فروید، ۱۹۰۰)جوهر همه شان یکی است.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
با انتشار خبر قرار بازداشت مهدی محمدی و قورخانه چی خواستم به جناب صنعتی بگم فهمیدی داعشی کیه؟ یا هنوزم خودتو به اون راه میزنی رفیق شفیق همایونپور؟!!!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
می دونستید همون روزی که «جلوی در» سالن کنگره در گوشی قورخانه چی و مهدی محمدی داشتند کارایی رو می کردند که منجر به صدور قرار بازداشتشون شد، «داخل سالن» جناب صنعتی رییس جلسه بود؟ آخه تحمل خشونت رو نداشت گذاشتنش تو که نبینه قورخانه چی و مهدی محمدی چیکار می کنن.
آخی صنعتی نازی!!! واقعا اون روز که گفتی تحمل این کارا رو نداری فکر کردم بازم از اون دروغاییه که همیشه می گی ولی ایندفه واقعا راست گفته بودی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
و ایضا، اندر احوالات شیخ الرئیس کنگره، صنعتی
شیخ را پرسیدند: “ادیپ چه باشد؟”. فرمود: “هنوز ندانستمی که بدنیا آمده است یا می هراسد از دنیا آمدن که ادیپ را گهر داند و بس!”. شاگردان سراسیمه سوی گهر شتافتند و پرسیدندی: “ای گهر ما را از ادیپ گوی که بدجور با آن درگیریم”. گهربانو چنین پاسخ دادندی: “ادیپ پیش از پنجشنبه های فرویدی یا پس از آن؟” پرسیدند: “چه تفاوت کند؟”. گفت: “آنک تا پیش از آن دانستمی که که یونانیان پدر کشند و ما پسر! زیرایونانیان پدرانی دارند گوگول مگولی. ولی در آن پنجشنبه، هاتفم از غیب آمد با گردکی سی دی نام! پس از آن دانستمی که یونانیان نیز پسر کشند ولی صدایش در نیاورند حقه بازها، پس از آن متحول شدمی و دانستمی که باید رسالت خود انجام دادمی و پسرکشی یونانیان در ینگه دنیا برملا سازمی تا دنیا بداند چه گهری اینجاست و آنها بی خبر هستندی!”. اصحاب سر در جیب تفکر فرو بردندی و قدم زنان بسوی شیخ الرئیس کنگره روانه شدند.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
یک چیزی که همیشه برایم جالب بوده، این است که وقتی آب رودی خشک می شود معلوم می شود که درونش چه داشته.
حالا ته مانده ی این رود «محور صنعتی- همایونپور» را به تماشا نشسته ام، مشتاق…

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
«روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه‌هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد.. همین آموزش‌های شریعتی از یکسو و انتقادات استالینی و کارخانه‌های داروئی (سرمایه داری!) درباره فروید و روانکاوی سه دهه سد راه آموزش رواندرمانی جدی به روانپزشک و روانشناس بوده، و متولیان بهداشت و درمان را تا چند ماه قبل از همین حرف‌ها می‌ترساندند. و چون سیستم آموزش رسمی نداریم، بنابراین روانکاوی و رواندرمانی وحشی گسترش پیدا کرده.»

http://www.mohammadsanati.net/1390/t/psychoanalyticalthought/522

جناب صنعتی من هم عمیقاً معتقدم که روانکاوی وحشی گسترش پیدا کرده است اما برخلاف شما دکتر شریعتی را مقصر این قضیه نمی دانم. خود شما اگر فکر کنید؛ واقعاً اگر فکر کنید می فهمید که مقصر رشد قارچ مانند روانکاوان وحشی کیست.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
«من یک سال بعد از بازگشتم از انگلستان توسط یکی دو تن از دانشجویانم که نفوذی هم داشتند مورد پرسش قرار گرفتم تا موضع خود را نسبت به فروید روشن کنم. پاسخ من این بود که فرویدی نیستم. بسیاری از نظریه‌های او را هم نمی‌پذیرم. من نه داستان اودیپ فروید را جهان‌شمول می‌دانم و نه غریزه مرگ و بسیار چیزهایی دیگر را. اما هیچ تردیدی نیست که فروید با مطرح کردن بحث ناخودآگاه کار بزرگی کرده و در مقابل دکارت قرار گرفته است. اگر کسی بخواهد فروید را نقد کند باید تمامی نوشته‌هایش را جزء به جزء خوانده و تأمل کرده باشد تا بعد بتواند نقد کند. اگر بدون خوانش فروید بخواهیم او را نقد کنیم بر اساس شایعه عمل کرده‌ایم. آن‌ها اما یک برداشت داشتند و آن اینکه من یک روانکاو هستم و لاجرم فرویدی. من از تمامیت فروید دفاع نمی‌کنم ولی او را هم به تمامی نمی‌توانم رد کنم. »

یک سؤال یعنی جناب صنعتی شما همه آثار فروید را خواندید و تأمل کردید و حالا بعد تأمل، فروید را نقد کردید که ادیپ جهانشمول نیست و …؟!
مرحبا واقعاً به شما! روانکاوی نشده روانکاو شدید؛ تازه همه آثار فروید را هم خواندید!!!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
خانم ز. ن. عزیز همایونپور انقدر دوست داشت این قضیه سیاسی باشه! انقدر دوست داشت که نگو! اونوقت میتونست تنها روانکاو از «خارج» اومده ایران باشه. ولی خب «نگرفت» دیگه. ولی انصافا هر کاری تونست کرد آخر هم از حسادت اینکه آقای میلر اونجوری برای دکتر کدیور سنگ تمام گذاشتن، دق کرد. حتی تو موزه فروید هم از این عقده صحبت کرد. بیچاره فرصت پیدا کرد حرف دلشو بزنه، لکان میگه «ناخودآگاه بیرون است»! مصداقش حرفای همایونپور تو موزه فرویده.
قبلاً که گفته بودیم «آرزوهای بزرگ» نسخه وطنی «به همت انجمن روانپزشکان» به زودی چاپ میشه مولف همکارشون هم گهر جانه! هر چی نباشه چند تا از «اساتید اعاظم» اون بیمارستان «شاگردان خود روانکاو خوانده» همین همایونپور خودمون بودند (البته دو سه تایی هم شاگرد جناب صنعتی بودند بخصوص تو پزشکی قانونی که «مدرک» روانکاوی هم از صنعتی داشتند) و «آنچه شد» محصول مشترک هر دوشون بود. ولی بیچاره همایونپور در این آرزو موند و آخر هم آبرو و حیثیتش رو سر این آرزو گذاشت درست مثل صنعتی!!!!!!!!
حالا به قول خانم زهرا م. باید براشون خوند: لالا لالا گل بادوم… بلکه آروم بگیرن.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
«در سال ۱۳۴۹ فارغ‌التحصیل شد. وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید. ایشان اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه روانپزشکی در بخش روانشناسی بیمارستان روزبه مشغول به کار می‌باشند.» (از سایت شخصی دکتر صنعتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران)
«آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) درآمدند که از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است.» (از اطلاعیه دکتر جلیلی در سایت انجمن علمی روانپزشکان)
واقعاً چرا اینقدر حرفها در مورد مدرک جناب صنعتی و سال دریافت آن متناقض است؟!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ. ز. در مورد کاسبان روان
در فیسبوک کنگره روانکاوی مطلبی گذاشته شده است که آقای دکتر فدایی – مدیر گروه دانشکده روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی- از صنعتی و همدستان او در کنگره روانکاوی تشکر کرده است. با این خبر خواستم خاطره ای از آقای دکتر فدایی نقل کنم تا در سایت انجمن فرویدی چاپ شود:
چند سال گذشته، به مدت دو یا سه روز، در کاری با دکتر فدایی و چند روانپزشک دیگر همکاری داشتم، در این مدت بسیار کوتاه رفتارهای بسیار نامناسب از ایشان سر می زد که من فکر می کردم که دارم اشتباه می کنم یا حتی فکر می کردم شاید این مشکل من است که چنین برداشت نادرستی از رفتارهای او دارم و رفتارهای اورا زننده تلقی می کنم. هر چه باشد او روانپزشک و استاد دانشگاه است و در رسانه ها اعم از صدا و سیما یا روزنامه ها به عنوان کارشناس حوزه روح و روان سخنرانی زیادی دارد و مهمتر این که از او سن و سالی گذشته و قطعا باید متاهل باشد. تا این که در آخرین روز متوجه شدم که در مورد رفتارهای زننده و غیر اخلاقی ایشان اشتباه نکرده ام. در آخرین روز دکتر فدایی صدایم کرد و در گوشه ای، دور از دیگران، شماره موبایل خود را در برگه ای نوشت و با تاکید چنین جملات مشابهی را گفت: هر وقت کاری داشتید حتما با من تماس بگیرید واز من خواست با او تماس داشته باشم. وقتی از او دور شدم، شماره او را به زباله انداختم .
اگر اکنون دکتر فدایی از صنعتی و همدستان او در کنگره روانکاوی حمایت می کند، تعجب نکنید، زیرا همه آنها به لحاظ اخلاقی مشترکات زیادی دارند.

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
اندر احوالات شیخ الرئیس کنگره و فراق یاران
شیخ را پرسیدند: “رسول که بود و مهدی که؟” آه از نهاد شیخ برآمد، اشک در دیدگان وی حلقه زدی و ناله کنان فرمود: ” رسول حامل الواحی بود که معجزه می کرد، بر هر که خواندی سه ماهه روانکاو شدی، آن حامل الواح آرزوی سی ساله ما به سرانجام رساندی و مهدی، یار دیرین رسول که چون بارباپاپا بودی؛ در آستانه کرکره کنگره چشمها براق۱، گردن افراشته، سینه ستبر، چون شیر و در آستان قاضی چشم فرو افکنده، شانه ها آویزان، مشکی پوش، چون بره، تا دل قاضی به رحم آورد و حق ما بستاند”. پرسیدند آنان را چه شد؟”، شیخ طاقت از کف بداد و مویه کنان گفت: “آن اشرار، آن برملاکنندگان اسرار، آن اغتشاشگران جبار، آن برهم زنندگان کنگره دسیسه کردندی و برای هر دو قرار بازداشت صادر کردندی”. سخن شیخ که به اینجا رسید اصحاب نعره زنان بر سر کوفتندی، یقه خود گرفتندی و جامه ی خود دراندند و سرآسیمه به سوی روزبه و شهر ری شتافتند!
تا حکایتی دیگر! خدا یارتان.

۱- با ب مضموم و ر مشدد.

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
دکتر فربد فدایی، مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی در نامه ای در مورد کنگره از دکتر صنعتی با نام روانپزشک و روانکاو یاد می کند: « از آقای دکتر محمد صنعتی روانپزشک و روانکاو که کوششی پیوسته در شناساندن و آموزش رواندرمانی به طور عام و روانکاوی به طور خاص در ایران داشته‌اند سپاسگزاری کنم.»
باید به دکتر فدایی گفت، دکتر جلیلی که رئیس انجمن علمی روانپزشکانه از خیر روانکاو بودنه دکتر صنعتی گذشت، شما دیگه چرا؟!
راستی شما می دانید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
کامنت قبلی رو که نوشتم فکر کردم خب دیگه کسی که حرف یومیه شم دزدی از دکتر کدیور و انجمن فرویدیه دیگه چی میشه در موردش گفت؟ رییس دزد و شاگرد دزد و عضو کمیته علمی دزد/ عضو کمیته اجرایی در بند و رفیق شفیق صنعتی «قانونمند»!!!!!!!!!!!
کدام نقطه، کدام اوج
مگر تمامی این راه های پیچاپیج
در آن دهان سرد مکنده
به نقطه تلاقی و پایان نمی رسند؟ (فروغ فرخزاد)

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
داشتم فکر می کردم قورخانه چی و مهدی محمدی اصلاً منظور جناب صنعتی رو وقتی در کنگره ی خواری در مورد «خودزنی» گفت نفهمیدن وگرنه که الان براشون قرار بازداشت صادر نمی شد در حالی که گهرجان تو خونه اش نشسته و به حماقت اونا می خنده!!!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
یعنی واقعا هر از راه رسیده ای تو انجمن روانپزشکان در مورد این کنگره ی خواری اظهار نظر می کنه. نیست که کنگره شونم خیلی آبرومندانه برگزار شد؟ نه برگزار کننده آمد نه میزبان! جناب فربد فدایی هم بهتره به جای اظهار نظر در مورد کنگره ی خواری بره جواب روانشناسایی رو بده که میخواستن در اعتراض به هاپولی کردن رواندرمانی توسط روانپزشکان تظاهرات کنن:
http://ravanonline.com/humor/professorpakravan/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
و علیه فربد فدایی شعار نوشته بودن.
یکی نیست به این آقا بگه شما خودت اول بگو چیکاره ای، تو رادیو که شاعر و روحانی هستی، تو تلویزیون که روانشناسی، تو بیمارستان رازی که روانپزشکی، بدتر از جناب صنعتی. ما نفهمیدیم بالاخره چیکاره ای؟ اول شغلتو مشخص کن!!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
در سایت کنگره خواری دیدم که یه کسی سوال کرده: پس کی مدرک ها را میدهید! راست میگویند آقا! پس مدارک این بنده های خدا را کی میدهید؟ به جای اینکه این همه نامه فدایت شوم برای آقای صنعتی و کنگره ی خواری ایشان بنویسید، به فکر جویندگان علم و دانش باشید که این همه هزینه کردند و آمدند کنگره ی خواری رو تماشا کردند و به معلوماتشان اضافه شد. آن بندگان خدا هم کار و زندگی دارند! آنها هم میخواهند هرچه سریعتر روانکاو شوند! به فکر آنها هم باشید! نمیشود که فقط به فکر “ماست مالی کردن” مدرک آقای صنعتی باشید!
درضمن یادتان نرود که آن امتیازهایی را هم که قولش را داده بودید روی مدرک عزیزان ذکر کنید!
واقعا که عجب موجوداتی هستید! کسانی کنگره برگزار می کنند که تعدادی از آنها مدرکشان در هاله ای از ابهام است و تعدادی هم کلا مدرکی ندارند! بعد همین آدم ها به مردم امتیازهای الکی می دهند تا بروند با آن مدرک روی روح و روان مردم کار کنند و هیچ کسی هم نیست که به این روند وحشیانه نظارت کند!!!!! “دریغا سرزمین من ایران”

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
معمولاً “می گویند هرچه می گذرد، حلقه تنگتر می شود” ولی اینجا ظاهراً “هرچه می گذرد، حلقه گشادتر می شود”!!!
اول که خود آقای صنعتی بود و سوال ما از ایشان. بعد جناب دکتر نقوی و جناب دکتر جلیلی از ایشان دفاع کردند، حالا هم نوبت دکتر فدایی رسید! (البته بماند که بسیاری دیگر هم این وسط حضور چشم گیر دارند. از جمله خانم همایونپور، دکتر خدایی، دکتر معنوی پور، دکتر رفعتیان، رسول قورخانه چی، مهدی محمدی و تنی چند از دوستان شفیق و “دلسوز” دکتر! صنعتی.)
این آقای دکتر فدایی هم جناب صنعتی را خجالت زده کردند و یک نامه مرقوم فرموده و ابراز خشنودی کردند از برگزاری کنگره خواری و البته غنای کنگره. (خداوکیلی اینجا را درست گفتند؛ در این کنگره ی خواری از هیچ چیز مضایغه نکردند…)
درضمن ایشان منتظر دومین کنگره به صورت گسترده هم هستند! بگو خوب برادر من، اجازه بده این کنگره ای که خوردید از گلویتان پایین برود، بعد به فکر دومی باشید. یا این که اصلا ببینید پایین میرود؟
راستی یک لینک دیدم در مورد دکتر فربد فدایی! http://ravanonline.com/humor/professorpakravan/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
آیا این آقای دکتر فربد فدایی همان دکتر فدایی نامه نگار و متشکر از کنگره ی خواری هستند؟ اگر ایشان همان فربد فدایی هستند، یک نفر به من بگوید موضوع چه بوده که اینچنین خون بعضی ها را به جوش آورده؟
*ای بابا، باز هم نام دکتر رفعتیان را اینجا آوردم! می بخشید، منظورم ایشان نبود!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
اگه جای این انجمن روانپزشکان بودم به همه اعضام اعلام می کردم کسی راجع به کنگره ی خواری اظهار نظر نکنه بخصوص فربد فدایی. این آقا نیست که خیلی هم خوشنامه؟ حالا اومده گندو همش زده بیشتر آبروی صنعتی رو برده. پدر من! شما سعی کن «یک روز» کامل از رو یه دنده با مردم برخورد کنی بقیه چیزا پیشکش! تو که ساعتی «خلقت» عوض میشه دیگه چی میگی. اینجا بیمارستان رازی نیست که رییسشم از جنابعالی میترسه. درسته خیلیا از کارای غیر قابل پیش بینی شما میترسن ولی انجمن فرویدی نه!!! فربد جان جای دیگه دنبال نونت باش!!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
صنعتی جان از افاضات جناب فدایی میتونی بعنوان دمی که شاهد روباه بود در دادگاه استفاده کنی!!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزام پ. در مورد کاسبان روان
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است
یک ماه از کنگره بامزه روانکاوی، که به حق آدم را به روزهای اوج کمدی کلاسیک می برد، گذشت. و ما حالا بایستی مدتها صبر کنیم تا بازهم «برادران مارکس» دور هم جمع شوند، و برایمان «سوپ اردکی»(۱) فراهم کنند. فقط به عنوان یک بیننده «مشتاق» خواهش می کنم این بار «صنعت» کمدی را جدی تر بگیرند، و چاشنی طنز را بیشتر کنند، و «روشنایی» بیشتری برایمان به ارمغان بیاورند، و بازیگران خارجی را هم برای اعمال «خارج العاده» فراموش نکنند. این مرتبه امیدواریم با اختتامیه پر و پیمان تری مواجه شویم. برای ایجاد تنوع خواهش می کنیم این بار با کنگره «درگوشی» شروع کنند و با کنگره «جعلی» برنامه را به پایان ببرند.
خدایا! خودت این شادی ها را از ما نگیر!
(۱) نام یکی از فیلمهای کمدی برادران مارکس

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
منتظرم ببینم نفر بعدی از انجمن روانپزشکان که برا صنعتی شهادت روانکاو بودن میده کیه. فکر کنم بشه با ردیابی اینکه چه کسی بیشتر مشکلات مشابه داشته حدس قریب به یقین زد. ولی چرا روانپزشکا انقدر مسایل مشابه دارن؟

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
جناب دکتر فدایی:
من فکر کنم بهتره اول به حل و فصل مشکلاتتان با جامعه روانشناسان بپردازید که الآن برای سرتان جایزه گذاشته اند!! تا بعد خودتان را برای پرسش گران مدرک روانپزشکی دکتر صنعتی شاخ کنید!!
آخه مرد مومن: صنعتی حتی خودش، به خودش جرات نداده که در پرتال رسمی اش در سایت دانشگاه تهران خود را روانکاو بنامد حالا شما کاسه داغ تر از آش شدین؟؟ اون بنده خدا می داند که کمی زیاده روی کند ممکن است دوباره مجبور شود یه آدرس جدید برای مدرک مجهول روانپزشکی اش دست و پا کند!
نکند حرف زدن برای شما شده مصداق ضرب المثل سنگ مفت گنجشک مفت؟؟ یا نکند صنعتی به شما هم التماس کرده که ترا به خدا یه چیزی بگو؟؟
هرچه هست توصیه می کنم شما صبر کن اول ببین همکاراش تو دانشگاه تهران چی می گن بعد شما هم یه چیزی بگو! آخه احتیاط شرط عقله!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ر. در مورد کاسبان روان
نامه دکتر فدایی رو که میخوندم با خودم فکر کردم در تمام نامه هایی که در حمایت از صنعتی نوشته شده اینو کاملا میشه حس کرد که از نویسنده چیزی پیش صنعتی گروئه. مثل اینا که نه از روی اعتقاد بلکه تحت فشار از دست دادن چیزی از کسی حمایت می کنن. صنعتی برای نجات خودش دوره افتاده به زد و بند کردن. همون کاری که سی سال تمام در حال انجامش بود و توش موفق هم بود. مگر نه اینکه «بحث مدرک تحصیلی آقای دکتر ص خیلی وقته مطرحه و انگار خیلیا دنبال این قضیه بودن اما به جائی نرسیدن.»*؟
*دخترک باور کن دوست داشتن دردناک ترین کار دنیاست، سایت انجمن فرویدی

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
نامه دکتر جلیلی و دکتر نقوی به دکتر فدایی:
آقای دکتر فدایی عزیز
ورود شما به جمع نامه نویسان در باب کنگره و نیز در باب صنعتی را خیر مقدم عرض می کنیم و از این اقدام شما در پوست خود نمی گنجیم. از اینکه در حد بضاعت مزجات تان درباره این موضوع سخن پردازی کرده اید، از شما کمال امتنان را داریم. مسأله بغرنج این روزهای روانپزشکان نامه نگار، سؤال در مورد مکان دقیق «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است که پاسخ این سؤال مجموع گرفتاری های و بلایای اخیر انجمن روانپزشکان را حل خواهد نمود و همچنین خانواده ای را از نگرانی و پریشانی نجات خواهد داد. تا لحظه نگارش این مرقومه از لابلای هزاران نامه مورد بررسی چیزی در این زمینه یافت نشده است. از حضرتعالی تقاضا داریم بین انبوه نامه های فایل های تان جستجوی دقیق کنید، باشد که این محل به زودی پیدا شود.
لازم به توضیح است که همان طور که خودتان نیز مستحضرید سال های متمادی مشکلات ریز و درشت انجمن روانپزشکان با روش مرسوم و معقول نامه نگاری حل می شد اما هنوز مشخص نیست که چرا این بلای نازله «آقای صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» تا این اندازه کشدار شده و حل نمی شود. به نظر می رسد ضروری است نامه های بیشتری نگاشته شود.
امضا:
کاتبان نامه در باب کنگره صنعتی

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
“من یک سال بعد از بازگشتم از انگلستان توسط یکی دو تن از دانشجویانم که نفوذی هم داشتند مورد پرسش قرار گرفتم تا موضع خود را نسبت به فروید روشن کنم. پاسخ من این بود که فرویدی نیستم. بسیاری از نظریه‌های او را هم نمی‌پذیرم…. آن‌ها اما یک برداشت داشتند و آن اینکه من یک روانکاو هستم و لاجرم فرویدی. من از تمامیت فروید دفاع نمی‌کنم ولی او را هم به تمامی نمی‌توانم رد کنم۱″.
جناب صنعتی! کاملا مشخص و روشن است چرا “شهامت” ندارید در مقابل یکی دو تن از دانشجویانتان که “نفوذی هم” دارند موضع خود را نسبت به فروید روشن کنید و از تمامیت او دفاع کنید، نه برای آنکه “روانکاو هستید و لاجرم فرویدی” بلکه دقیقا به آن دلیل که “روانکاو نیستید و فرویدی”!
فرویدی که شما می شناسید همان فرویدی است که در کنگره جعلی خود معرفی کردید و توسط هم کنگره ای هایتان ارائه شد! همان فروید ضد مذهب! همان فرویدی که به روانکاو اجازه انتقال متقابل می دهد و اجازه ارتباط عشقی با آنالیزان! همان فرویدی که اجازه شادی می دهد حتی با ایجاد رابطه جنسی با همسر دوست!…
آیا فرویدی را می شناسید که می گوید: “سیستم های مذهبی مهم ترین جایگاه را در میان این ایده ها دارند….و در هر صورت باید اذعان کنیم آنجایی که آنها حضور دارند و بخصوص آنجایی که آنها غلبه دارند بشر به سطح بالایی از فرهنگ و تمدن نائل شده است۲″؟
آیا فرویدی را می شناسید که می گوید: “اجازه دهید ابتدا برای خودمان روشن کنیم که اولین تکلیف تربیت چیست. کودک باید یاد بگیرد که سائق‌هایش را کنترل کند. این غیرممکن است که به او آزادی دهیم به تمام تکانه‌هایش بدون محدودیت عمل کند. انجام چنین کاری برای روانشناسان کودک یک آزمایش بسیار آموزنده خواهد بود؛ اما زندگی برای والدین غیرممکن می‌شود و خود کودکان آسیب شدیدی خواهند خورد که قسمتی از این آسیب در زمان حال و قسمتی در سال‌های بعدی خود را نشان خوهد داد۳″؟
بله جناب صنعتی! فروید می گوید کودک باید یاد بگیرد که سائق هایش را کنترل کند و شما و هم کنگره ای هایتان در حد مهدکودک فرویدی هم نیستید!
معلوم است که “شهامت” ندارید در مقابل یکی دو تن از دانشجویانتان که “نفوذی هم” دارند موضع خود را نسبت به فروید روشن کنید، چون فرویدی که می شناسید با مذهب دشمنی دارد و بی بند و باری جنسی را رواج می دهد، همانطور که روانکاوان وحشی چون شما اینگونه عمل می کنید!
شما فرویدی را نمی شناسید که “در حیطه روانکاوی از هر جا که شروع۴″ کند “به ناچار به عشق ختم۵″ خواهد کرد و نمی دانید که فروید “به جای کلمه عرفانی و شاعرانه عشق، کلمه تکنیکی تر و حرفه ای تر سکسوآلیته را انتخاب کرد۶″! اما ما خوب می دانیم شما و هم کنگره ای هایتان از جمله کسانی هستید که “اینطور برداشت می کنند که همه چیز بر اساس سکس است. یعنی به فروید اینطور نسبت می دهند که گویی او همه چیز را بر اساس سکس می دانسته است۷″! و ما می دانیم که “در واقع بشر هر آنچه را که خودش دلش بخواهد می فهمد۸″! و همین “برداشت و فهم” شما و هم کنگره ای هایتان از سکسوآلیته، دست شما را رو می کند!
شما را چه به فروید! بروید در جهت ارضای سائق های حقیرتان مهمانی های هالیودی برگزار کنید و از انتقال متقابلتان بگویید!
شما را چه به فروید! فروید تحریفات و دروغ ناخودآگاه را هم تحمل نمی کند! اگر کمی، فقط کمی از فروید می دانستید مگر می توانستید سی سال دروغگویی، جعل عنوان، ریاو نفاق… خودتان را تحمل کنید!
برو این دام بر مرغی دگر نه/ که عنقا را بلند است آشیانه۹

۱- نقل از صنعتی، دیدگاه خانم زهرا ن.
۲- دکتر میترا کدیور، روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱٫
۳- مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها» اثر زیگموند فروید، سایت انجمن فرویدی.
۴- دکتر میترا کدیور، روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱٫
۵- همان.
۶- همان.
۷- همان.
۸- همان.
۹- حافظ

 

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم الف. ش. در مورد کاسبان روان
دکتر فدایی
شما که این همه صبر کردید، یک کم دیگر صبر می کردید تا حسابی آبها از آسیاب می افتاد بعد تشکر و قدردانی میکردید. بزودی طوفانهایی شروع می شود بالاخره باید یکی جواب این سوال را بدهد که دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

بعد از این جواب تشکر می کردید که بالاخره بدانید از طرفتان با چه سمتی باید تشکر کنید. می دانم که تا الان هم صبر کردید که دیگران جواب این سوال را بدهند ولی یک کم عجله کردید شاید هم دکتر مزینانی شما را تحت فشار گذاشته، شاید دکتر خدایی درخواست کرده…

یا شاید هم نه شما فکر کردید که حالا که مزینانی و صنعتی به این راحتی روانکاو شدند چرا من نشوم، این هم عنوان خوبی است «دکتر فدایی روانپزشک و روانکاو» مگر من چی از صنعتی کم دارم؟! سنم هم که زیاده، حداقل مدرک روانپزشکی خالی را هم که دارم.

 

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر فدایی عزیز اتفاقا تمام مزه قضیه به اینه که کسی مثل شما از روانکاو بودن جناب صنعتی دفاع کنه. میشه لطفا بگید «شما» این صلاحیت رو برای تایید روانکاو بودن صنعتی از کجا آورده اید؟ نکنه رییس AMP یا IPA هستید فقط اعلام نکرده اید که ریا نشه؟

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
بخشی از نامه دکتر فربد فدایی: “حضور سخنرانان صاحب‌نظر از کشورهای آلمان،آمریکا، کانادا و استادان ایرانی مقیم خارج در کنار مستمعین علاقمند و جریان دوسویه گفت و شنود از غنای این کنگره حکایت داشت”.
آقای دکتر! فایل صوتی سخنرانان “صاحب نظر” کنگره “غنی” را شنیده اید؟!! از دوران دانشجویی شما را روانپزشکی با سواد تصور می کردم!!! خود را به سخره نگیرید! نکند شما می دانید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
بخشی دیگر از نامه دکتر فربد فدایی: “ضروری می‌دانم از آقای دکتر محمد صنعتی روانپزشک و روانکاو که کوششی پیوسته در شناساندن و آموزش رواندرمانی به طور عام و روانکاوی به طور خاص در ایران داشته‌اند سپاسگزاری کنم. لازم به ذکر است که آقای دکتر محمد صنعتی از زمان تأسیس گروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی چه با سخنرانی، چه با آموزش مستقیم در دانشگاه و چه با پذیرش دستیاران این دانشگاه در جلسات آموزش رواندرمانی خود سهمی به سزا در پرورش نسلهای نو روانپزشکان کشور که هم در زمینه درمان دارویی و هم رواندرمانی متبحر هستند ایفاء کرده‌اند”.
روانکاوی بطور خاص؟؟!!! مگر شما برای دادن عنوان “روانکاو” به کسی، صلاحیت دارید؟ رواندرمانی پیشکش شما و دفاع از آن نیز به عهده سازمان نظام روانشناسی و مشاوره! شما را به روانکاوی چه کار؟!! روان تحلیلی برایتان کافی نیست؟ نکند شما هم “خانه” خریده اید یا اینکه از همان دانشگاه صنعتی فارغ التحصیل شده اید؟ می دانید که؛ دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان!!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
بخشی از نامه دکتر فربد فدایی: “کوشش جناب دکتر صنعتی و یاری اصحاب علم سرانجام در چند ماه اخیر منجر به برقراری فلوشیپ رواندرمانی جهت روانپزشکان شد که گرچه برخی را خوش نیامده است”.
خلاف به عرض مبارکتان رسانده اند! ما پایمان را هرگز در کفش فلوشیپ روان درمانی شما نکرده ایم، لطفا شما هم پایتان را از کفش روانکاوی ما بیرون بیاورید تا بتوانیم در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنیم!!

 

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد کاسبان روان
دکتر فربد فدایی: “لازم می‌دانم بار دیگر اشاره‌ای به خدمات آقای دکتر بابک روشنایی روانپزشک و روانکاو پرتلاش و آقای دکتر امیرحسین جلالی روانپزشک صاحب‌نظر داشته باشم که به بهترین وجه ساماندهی امور علمی و اجرایی این همایش را که در ضمن میزبان چهارده نفر دانشجویان آلمانی رشته‌های مرتبط بود، انجام دادند”.
مال خودتون مال خودتون، بیت المال هم مال خودتون؟!! هزینه ۱۴ نفر دانشجو را جنابعالی از جیب مبارک پرداخته اید یا جناب صنعتی؟!!
وای اگر از پس امروز بود فردایی!!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
لابد همایونپور این جمله های صنعتی در مطلب «من یک روانکاو» هستم رو خوانده که گفته ایرانی ها در inter-psychic and intra-psychic، تشویش و آشفتگی دارند. این چی بود واقعا؟ آقای صنعتی «دوتن»از «دانشجوها»ت مگه غیر از «نفوذ» دیگه چی داشتند که اینطور به پرت و پلاگویی افتاده بودی؟ بی زحمت این رو هم روشن کن که نهایتانسبت شما با نفوذ چیه که با ورود به وطن تا سی سال بعد از آن با مدرکی معادل دیپلم در مسند استادی و دانشمندی فرهیخته و خدوم و اینا تکیه زدید؟

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد کاسبان روان
من متوجه نمی شم الان. دکتر فربد فدایی هم از ترس به خطر افتادن فلوشیپ رواندرمانی شون اون نامه رو برای کنگره و صنعتی نوشته؟ این هم دنباله همون جریان «آیا صنعتی فقط یک جاده صاف کن است؟» است یا پای چیزهای بیشتری درمیونه؟

 

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
تاریخ پر تلاطم بشری خاطره ها بسیار دارد؛ ولی هیچگاه به یاد ندارد که حقیقت شکسته خورده باشد! جنگیدن در جبهه حق؛ فارغ از نتیجه آن، خود “عین پیروزی” است!
آنکه در جبهه حق است نه شکست ناامیدش می کند نه پیروزی مغرور!! و همواره آیندگان قضاوت خواهند کرد؛ اکنون، فهرست “نام ها” است که برای قضاوت آیندگان آماده می شود و نام جدیدی برای اضافه شدن به آن: فربد فدایی!

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
این معضل «آقای صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» با نامه نگاری حل نمی شود برادران گرامی. باید به فکر تأسیسش باشیم!!!
بیانیه جدید جمعی از روانپزشکان دوستدار جناب صنعتی و کنگره جعلی

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
«شرافت» [۱] آقای صنعتی! «شرافت»!
وقتی یک سال پس از بازگشتتان از انگلستان توسط یکی دو تن از دانشجویانتان که «نفوذی» هم داشتند مورد پرسش قرار گرفتید تا موضع خود را نسبت به فروید روشن کنید، معلوم است که پاسختان این بوده که فرویدی نیستید!
هنوز هم نیستید!
چون آن موقع هنوز این جاده توسط زحمات دکتر کدیور، خار چشم شما و آن گهرِ بد گوهر همین اندازه هم هموار نشده بود و شما هنوز هم جرات این را نداشتید که از فروید حرف بزنید. حالا کاری ندارم که آیا آن موقع حتی اسم فروید را شنیده بودید یا خیر.
به جای این همه این طرف و آن طرف دُر فشانی کردن، چرا در همان فیسبوک کنگره ی خواری که تنها تریبون این روانپزشکان شده نمی گویید که در سال ۲۰۱۳ چه تلاشی برای حذف فیزیکی دکتر کدیور تنها روانکاو ایران و تنها عضو انجمن جهانی روانکاوی از دریای سیاه تا دریای چین کردید؟ چرا از تلاش بی وقفه ی «محور صنعتی- همایونپور» در این خصوص به هوادارانتان نمی گویید؟ دوستانتان در «انجمن روانکاوان سایکوتیک» خیلی مشتاق شنیدن هستند و از ذوق فراوان به یاوه گویی افتاده اند.
۱- اشاره به بخشی از سخنان دکتر کدیور

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان
ایکاش درایران ما بیماران حقوق تعریف شده و قابل اجرایی محکمی داشتند تاآنچه را که از پزشکان قلدرمابی همچون فربد فدایی، میدانستند و میتوانستند بگویند و بنویسند.ایکاش مسولین از قدرت امپراطوری روانپزشکان میکاستند و رسانه هایی که مرتب در خدمت امثال او هستند و به شهرت آنها می افزایند مجال برای شناسایی اعمال و نتیجه کارآنها فراهم می آوردند.
فربد فدایی! نسخه هایت را پس از گدشت سال ها نگه داشته ام .
هرکس میگوید نان و پنیر تودیگه سرتو بزار بمیر. از بیشرمی از نکبت!

http://ravanonline.com/humor/professorpakravan/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
زندگی زمانی آغازشد که گفتاراربابی در حیطه روانپزشکی -روانگردانی هم شناخته شد .تو مهره حقیری از گفتاراربابی هستی که میخواهی مریض هیچ نداند .

 

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
وقتی یه آشنات داره میره بیمارستان روانی، فکر می کنی داره میره زندان آلکاتراز و جرات نمیکنی اون رو اونجا با اون روانپزشکا تنها بذاری و مثل گوشتیه که بخوایی دست گربه بسپری.
حالا این حس آشنا رو درک می کنم. اینکه مدتها بود که این انتظارو می کشیدم که بالاخره یه روز بشه جوابی داد به این مدعی های حوزه روح و روان. حالا احساس می کنم دوره قرون وسطایی اون روانشناسا و روانپزشکای مدعی داره سر میاد و شاید این دست و پا زدناشون به نام «صنعتی» از همین جا آب می خوره.
همیشه فکر می کردم رنسانس رو خواهم دید. امیدوارم اون روز تو «جبهه حق» باشم.

 

پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
ای پروفسور ووپی جان*
ای همه چیز دان
ای همیشه حاضر به مصاحبه با جراید
ای همیشه دست به قلم
ای فربد فدایی
ای نور چشم دکتر خدایی
ای رفو گر صنعتی سانتی یه میلیون تومان و بلکه بیشتر هم!!!
ای ترمیناتور روانشناسان این مملکت
ای جایزه بگیر سر مبارک
ای بالا کشنده وزن و بار علمی بیمارستان امین آباد و حومه
ای ادب و حکمت یاد بده رزیدنت های رازی
ای تشخیص گذار افسردگی صادق هدایت
ای آمده از دل تاربخ مکتب روزبه
ای….دیگه چی بگم آخه از اینهمه حسن!

راستی حالا که اومدی وسط معرکه، شما هم بگو:
« دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»

* [ اشاره به کاراکتر آقای ووپی در کارتون تنسی تاکسیدو، او همه چیز می دانست و برای هرسئوالی پاسخی داشت]

 

پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای مهدی ش. در مورد کاسبان روان
جناب دکتر فدایی ،
غفلت تا کجاااا
من دارم فکر میکنم که چرا در این کنگره جعلی شرکت نکردم واقعا دستتان درد نکند به خاطر تمام زحماتتان چرا که به همین سادگی نمیشد شما را دور هم جمع کرد که این چنین دانسته ها یتان را در مورد روانکاوی به نمایش بگذارید واقعا دیدن شما روانپزشکان درحالی که از هیچ یک از تئوری های روانکاوی چیزی نفهمیده اید و سعی کردید هرچیزی را روانکاوی بنامید خالی از فایده نبوده است
حتما در کنگره دومتون سعی خود را برای شرکت خواهم کرد شما هم سعی کنید پربارتر و به قول آقای فرزام پ چاشنی طنز شو بیشتر کنید.
آنقدر در ایران شیر تو شیر است که خیلی برای من عجیب نیست که هرکسی به خود اجازه میدهد خود را یا دوستانش را روانکاو بنامد و روانکاوی را چون هدیه به هم میدهند اصلا یکی از دلایلی که کسی حاضر نیست به این مسئله توجه کند که برای روانکاو شدن باید اول خودت روانکاوی شده باشی روانکاوی را به پایان رسانده باشی واین روانکاوی هم مورد تایید یکی از مراجع بین الللی روانکاوی قرار گرفته باشد ،این است که باید همه آنهایی که از چنین عنوانی استفاده میکنند آنرا به کناری گذارند وهمچنین از تمام منافعی که با استفاده ازخود روانکاو خواندن کسب میکنند
و این در خطر بودن منافع مشترک خیلی از آدمها هم یکی از دلایل ضدیت با انجمن فرویدی است.

 

پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
یک سوال: آقای دکتر صنعتی(!) دروغ و شیادی را در کجا و در چه زمانی فراگرفته است؟ در ایران، در نزد توده و قبل از فارغ التحصیلی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان یا بعد از دیدن مردم قانون مند اروپا و بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان؟!

 

آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۲)

 


پیوند کوتاه به این مطلب:
https://freudianassociation.org/?p=3619