شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادسرای جرایم پزشکی، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران»، مافياي روان، وزارت بهداشت، وزیر محترم بهداشت

آقای روحانی! ببینید دکتر میترا کدیور چگونه نقشه های وزیرتان را برای بالا کشیدن روانکاوی نقش بر آب کرد! بیخود نیست یک ماه بعدش به دستور یک بازپرس و با دستان نیروهای پلیس امنیت مورد ضرب و شتم قرار گرفت!!!

ریاست محترم شعبه ۲۷ دادگاه انقلاب

با سلام و عرض ادب

احتراماً در مورد پرونده مطروحه علیه اینجانب دکتر میترا کدیور به شماره بایگانی ۹۵۰۳۲۹ اعلام می دارد:

همانطور که مستحضرید اینجانب در جلسه دادرسی مورخ ۲/۱۰/ ۹۶ خدمت جنابعالی عرض کردم برای این که معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی صلاحیت این را داشته باشد که از یک روانکاو شکایت کند یا اصلاً در کار یک روانکاو مداخله نماید لازم است اول ثابت کند که روانکاوی جزء حرف پزشکی است زیرا که حوزه وظایف و مسئولیت آنها منحصراً محدود به حرف پزشکی می باشد و لاغیر. با درایت جنابعالی و با استعلام از خود شاکی آنها مجبور شدند صریح و شفاف اقرار کنند “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” !!! چیزی که آنها از روز اول و در همان زمانی که طرح شکایت می کردند هم به آن واقف بودند.

حال این موضوع مطرح می شود که وقتی “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” چگونه و با اتکاء به چه مجوزی معاونت درمان یک دانشگاه علوم پزشکی به خودش اجازه می دهد بر علیه یک روانکاو طرح شکایت کند؟ چگونه دادسرای جرایم پزشکی به عنوان مرجع رسیدگی کننده این شکایت را ثبت کرده و برایش پرونده تشکیل می دهد؟ چگونه این دادسرا حکم بازرسی از یک موسسه غیر پزشکی را صادر می کند؟ و سرانجام چگونه همین دادسرا برای انجام کار روانکاوی که “جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” کیفر خواست “مداخله غیر مجاز در امور پزشکی” صادر می کند؟!!!

البته شاکی این پرونده که حالا خودش مستقیماً مورد استعلام قرار گرفته و مجبور شده با صراحت اعلام کند “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” پاسخ همه سوالات بالا را می داند. او می داند که با اقرار به چنین واقعیتی نه تنها پرونده با حکم (احتمالی) منع تعقیب مختومه می شود بلکه علاوه بر آن منِ متهم می توانم بر علیه آنها اقامه دعوا نمایم. بنابراین متوسل به حیله شده و مطالبی را عنوان می کند تا شاید بتواند آب را گل آلود کرده و خودش را از مهلکه برهاند. او که خودش به صراحت اقرار کرده که “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد”  دنبال راه چاره ای می گردد تا هر طور شده و با انواع بدیع سفسطه روانکاوی را به پزشکی بچسباند و در یک آش در هم جوش که در آن مدام کلماتی که با پیشوند “روان” آغاز می شوند در هم می غلطند و بالا و پایین می شوند و با افزودن لیستی از اما ها  و اگر ها و “لیکن” ها کاری کند که این اقرار صریح  به کلی لوث شود. استدلال شاکی را می توان به این صورت خلاصه کرد: “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد “لیکن” چون که ما دلمان خواسته آن را دو دستی به روانپزشکان عزیزمان تقدیم کنیم پس حالا جزء حرف پزشکی محسوب می گردد”!!! ( البته این استدلال کل وزارت بهداشت است و نه فقط معاونت درمان شهید بهشتی). مطالبی که شاکی پرونده عنوان می کند در وهله اول بسیار موجه جلوه می کنند ولی اگر همان مطالب را با چند مثال از “حرف غیر پزشکی” دیگر از نو بنویسیم یاوه بودن آنها بخوبی مشخص می گردند.

اجازه دهید سطر به سطر این متن را مورد مداقه قرار دهیم. و از آنجائی که استدلال ها تکراری هستند فقط آنهائی را در نظر بگیریم که مربوط به روانپزشکان می شوند ـ  چون در واقع موضوع مورد مناقشه هم همین روانپزشکان هستند و اضافه کردن مورد روانشناسان هم فقط برای ایجاد مغلطه بیشتر است.

شاکی “صاجب نظر” بعد از اقرار به این که “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” ادامه می دهد: “لیکن (!!!) پزشکان متخصص روانپزشکی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند … روانکاوی کنند” !

از میان میلیون ها شغلی که “جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردند” من چند مثال را انتخاب می کنم و یاوه بودن جملات بالا را اثبات می کنم:

الف) وکالت دعاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد لیکن (!!!) روانپزشکانی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند … به وکالت بپردازند!

معماری جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد لیکن (!!!) روانپزشکانی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند ساختمان بسازند!

نواختن کمانچه جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد لیکن (!!!) روانپزشکانی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند کمانچه بزنند !

آهنگری جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد لیکن (!!!) روانپزشکانی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند آهنگری کنند !

معلوم نیست در این “پروانه مطب” چه معجزه ای نهفته است که به یکباره روانپزشکان را اینگونه صاحب جمیع کمالات و جامع العلوم و الفنون کرده و مقام آنها را تا درجه خدایان بالا می برد به نوعی که آنها را بی نیاز از هر گونه کسب دانش و مهارت و تعلیم و آموزش ـ افزون بر آنچه که در روانپزشکی آموخته اند ـ می کند؟؟!!

حالا اگر همین گزاره ها را معکوس کنیم یاوه بودن آنها بیشتر آشکار می شود:

روانپزشکی جزء حرف حقوقی نیست لیکن اگر وکلای دادگستری از کانون وکلا (!) پروانه وکالت اخذ کنند می توانند به کار روانپزشکی بپردازند !

روانپزشکی جزء  حرف مهندسی نیست لیکن اگر معماران از سازمان نظام مهندسی (!) پروانه کار دریافت کنند می توانند به کار روانپزشکی بپردازند !

روانپزشکی جزء حرف مربوط به موسیقی نیست لیکن نوازندگان کمانچه اگر از وزارت فرهنگ و ارشاد (!)  پروانه کار اخذ کنند می توانند به کار روانپزشکی بپردازند !

روانپزشکی جزء حرف فنی نیست لیکن آهنگران اگر از وزارت کار (!) پروانه آهنگری دریافت کنند می توانند به کار روانپزشکی بپردازند !

از آنجائی که بند “ب” این متن بی معنا تکرار همان بند “الف” است تا یک بار دیگر بر معجزات “اخذ پروانه مطب” تأکید نماید اینجانب از پرداختن به آن خود داری کرده و فقط با مثال “آهنگری” کل متن را از نو می نویسم. (در ادامه مشخص خواهد شد به چه دلیل این مثال را برگزیدم).   

الف) آهنگری جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد لیکن (!!!) پزشکان متخصص روانپزشکی که از سازمان نظام پزشکی پروانه مطب اخذ نموده اند می توانند بیماران خود را تحت مشاوره آهنگری قرار دهند. در ضمن روانشناسان بالینی با اخذ مجوزهای قانونی از سازمان نظام روانشناسی جمهوری اسلامی ایران می توانند به این امر اقدام نمایند و پزشکان عمومی و متخصص در رشته های دیگر و همچنین افرادی که مدرک روانشناسی نداشته و مجوزهای لازم را از سازمان نظام روانشناسی اخذ ننموده اند مجاز به انجام آهنگری نمی باشند!!!

ب) افرادی که مبادرت به آهنگری می نمایند، در صورت روانپزشک بودن جهت تاسیس کارگاه آهنگری لازم است از سازمان نظام پزشکی (!)  پروانه اخذ نموده باشند و در صورت روانشناس بودن باید از سازمان نظام روانشناسی مجوزهای لازم (برای تاسیس کارگاه آهنگری!) را کسب نموده باشند !!!

جالب است که این امتیاز مطلق مداخله در حرف غیر پزشکی فقط مختص روانپزشکان است و “پزشکان عمومی و متخصصان سایر رشته های پزشکی” از آن بی بهره اند ! یعنی این که این فقط روانپزشکان هستند که عزیز و دردانه وزارت بهداشت هستند وگرنه پزشکان عمومی و متخصصان سایر رشته های پزشکی بچه های هوو هستند ! آیا همین واقعیت نشان نمی دهد که وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران تا چه میزان تحت تسلط و قیمومیت روانپزشکان است؟ و آیا این واقعیت نشان از تمامیت خواهی روانپزشکان نیست؟

مطالب این متن جایگزین شده دقیقاً یاوه هائی است که از معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی (یا همان شاکی پرونده) ساطع شده! و آنچه که به کلی نادیده گرفته شده اینست که جای یک “آهنگر” حرفه ای و تعلیم دیده در کجای این مغالطه بی شرمانه است؟!

وقتی آنها خودشان به صراحت اعلام می دارند که یک حرفه ای خارج ازشمول قوانین آنهاست پس چگونه به خودشان اجازه می دهند تصمیم بگیرند که چه کسی می تواند این حرفه را انجام دهد و چه کسی نمی تواند؟ آنها صاحب نظر و متولی “حرف پزشکی” هستند آنچه که خارج از این حرف است به آنها چه ارتباطی دارد؟

جالب اینست که اگر یک وکیل دعاوی یا یک معمار یا یک کمانچه زن یا یک آهنگر به کار روانپزشکی بپردازد آنها او را به صلابه می کشند ولی به روانپزشکانشان اجازه می دهند در زیر چتر حمایتی آنها با خیال راحت به کار وکالت یا معماری یا نواختن کمانچه یا آهنگری بپردازند ـ البته با شرط “اخذ پروانه مطب” از یک سازمان صنفی دیگرخود پزشکان که کار معجزه را تکمیل می کند !

تصمیم گیری در مورد این که چه کسی می تواند روانکاوی انجام دهد و چه کسی نمی تواند توسط وزارت بهداشت به همان اندازه بی معنا و ژاژ خائی است که تصمیم گیری درباره همین موارد توسط وزارت راه و شهرسازی یا وزارت جهاد کشاورزی !

جناب قاضی حالا در نظر بگیرید که مثلاً حرفه آهنگری شغل پر درآمدی باشد و وزارت بهداشت دوست داشته باشد روانپزشکان وابسته به آن وزارتخانه از این خوان یغما بی نصیب نمانند. خب تا اینجای کار هم قابل درک است. ولی چرا آنها می روند از آهنگران واقعی شکایت می کنند که چرا آنها واقعاً دارند در کارگاه آهنگریشان کار آهنگری می کنند و برای موجه جلوه دادن شکایت خودشان یک آهنگر واقعی را به “مداخله غیر مجاز در امور پزشکی” متهم می کنند ؟؟؟!!!

در سرتاسر جوابیه معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی به استعلام جنابعالی سعی شده که مداخله غیر مجاز روانپزشکان را در حرفه آهنگری موجه جلوه دهند و در همان حال عنوان کنند که اگر آهنگری از سازمان های پزشکی (!) مجوز نگرفته باشد موقعی که سرگرم کار آهنگری است درکار پزشکی دخالت کرده !!!!!  

اما چگونه آنها به خودشان اجازه می دهند دست به چنین مغالطه ای بزنند؟ آنها روی چه چیزی حساب کرده اند که اینگونه بی محابا یاوه سرایی می کنند؟ آنها روی این حساب کرده اند که همه اشخاص “غیر متخصص” در مواجهه با کلمات روانکاوی و روانپزشکی و روانشناسی دچار سرگیجه می شوند و نمی توانند این کلاف سر در گم را از هم جدا کنند. آنها نمی توانستند تصور کنند که تنها با جابه جایی کلمه روانکاوی با آهنگری این کلاف سر در گم از هم باز شده و آنها را رسوا می کند. آنها بی شرمانه روی سر در گمی احتمالی جنابعالی حساب کرده بودند و تردیدی نیست که روزها و هفته ها برای تهیه این جوابیه محیلانه وقت صرف کرده اند. افزودن کلمه روانشناسی هم در این مغالطه عظیم فقط برای افزودن میزان سر در گمی است وگرنه تا جائی که من واقفم روانشناسان ادعائی در مورد روانکاوی ندارند (یا حداقل هنوز ندارند).

بله جناب قاضی آنها یک آهنگر واقعی و تعلیم دیده را – در واقع تنها آهنگر ایران را – متهم به “مداخله غیر مجاز در امور پزشکی” کرده اند !!! آهنگری که در معتبرترین مرکز آهنگری جهان تعلیم دیده، عضو معتبرترین نهاد بین المللی آهنگری است و برای تاسیس کارگاهش در ایران دارای پروانه فعالیت از مهم ترین وزارتخانه این کشور یعنی وزارت کشور است !!!

این از معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی یعنی شاکی پرونده.

حالا می پردازیم به مرجع رسیدگی یعنی دادسرای جرایم پزشکی. این دادسرا همان طور که از نامش بر می آید مسئول رسیدگی به جرایم پزشکی است. آیا انجام کار آهنگری در یک کارگاه آهنگری که دارای پروانه فعالیت از وزارت کشور است جرم پزشکی است؟ آیا این آهنگر که فقط کار آهنگری انجام داده در کار پزشکی مداخله کرده؟

موضوع موقعی تبدیل به یک توطئه تمام عیار می شود که درنظر بگیریم متهم این پرونده بی شرمانه خودش یک پزشک است. یعنی هر گونه مداخله این فرد در امور پزشکی (امور غیر پزشکی که هیچ) مجاز بوده و او می تواند از تزریقات و پانسمان گرفته تا تشخیص و درمان همه بیماری های جسمی و روحی را با اتکاء به مدرک پزشکی اش انجام دهد. کما این که در سرتا سر ایران و جهان معمول است. اینجانب در زمان جنگ تحمیلی برای چند ماه در یک منطقه جنگی بودم و در این مدت همه جور کار پزشکی را انجام دادم و اگر این کار را نمی کردم مرتکب قصور شده بودم. آن “معجزه” اخذ پروانه مطب هم یک مجوز برای انجام امور پزشکی نیست. مجوز انجام امور پزشکی همزمان با اخذ دانشنامه پزشکی و پس از ثبت نام در سازمان نظام پزشکی و دریافت شماره نظام پزشکی به پزشکان داده می شود. (شماره نظام پزشکی اینجانب ۱۸۳۹۳ است). قانون “اخذ پروانه مطب” هم فقط برای این وضع شده که همه پزشکان در تهران و چند شهر بزرگ متمرکز نشوند و مجبور باشند حداقل مدت زمانی را در مناطق دور افتاده خدمت کنند. بنده هم حدود سی و چند سال پیش پس از طی این مدت خدمت در مناطق محروم موفق به اخذ پروانه مطب در تهران شدم که هنوز به قوت خویش باقی است. فقط من این پروانه مطب را تمدید نکرده ام چون نیازی به آن نداشته ام به این دلیل ساده که من دیگر کار پزشکی انجام نمی دهم و “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” که من نیاز به تمدید پروانه مطب داشته باشم. (سابقه پروانه مطب اینجانب از طریق سازمان نظام پزشکی قابل پیگیری است). در واقع اگر من این پروانه مطب کذائی را تمدید کرده بودم آنها راحت تر می توانستند در کار من مداخله کنند با این بهانه که پروانه ای تمدید شده و حالا آنها باید بر آن نظارت کنند.

با این اوصاف اگر هم بر فرض پزشکی بدون پروانه مطب مبادرت به انجام کار پزشکی کند کار او به هیچوجه مداخله غیر مجاز در امور پزشکی محسوب نمی شود که بخواهد سر از دادسرای جرایم پزشکی و سپس دادگاه انقلاب دربیاورد. او فقط مرتکب یک تخلف انتظامی شده که رسیدگی به آن در دادسرای انتظامی نظام پزشکی صورت می گیرد و مجازات آن هم ـ برای بار اول ارتکاب ـ چیزی نیست جز درج در پرونده !!!

به همین دلیل هم هست که ظاهراً دادسرای جرایم پزشکی بعداً اتهام “مداخله غیر مجاز در امور پزشکی” را تبدیل به اتهام “تأسیس موسسه پزشکی غیر مجاز” کرده که بسیار بی معناتر از اولی است. چون وقتی “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد” به طریق اولی یک موسسه روانکاوی هم یک موسسه پزشکی نیست. از قضا این موسسه روانکاوی غیرمجاز هم نیست چون از وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران پروانه فعالیت “اخذ” کرده ! نام نامی این موسسه روانکاوی هم “انجمن فرویدی” است که نه تنها تنها نهاد رسمی روانکاوی در ایران است بلکه کاندیدای عضویت در “انجمن جهانی روانکاوی” هم هست. اما عنوان اتهام هیچ تغییری در اصل قضیه نمی دهد و آن این که کل این ماجرا یک پرونده سازی بی شرمانه است.

اما آنها چرا مبادرت به انجام چنین توطئه پیچیده و بی شرمانه ای کردند در حالی که خودشان به خوبی و از روز اول می دانستند که آهنگری ( یا همان روانکاوی) جزء حرف پزشکی نیست ؟ جواب اینست که آنها می دانستند که تا وقتی که یک آهنگر (روانکاو) واقعی در این کشور باشد تعدادی حلبی ساز (روانپزشک) نمی توانند متاع بی قدر و بی ارزششان را به جای آهن خالص جا بزنند و دیر یا زود رسوای خاص و عام خواهند شد. آنها می بایست تنها آهنگر (روانکاو) واقعی را از صحنه حذف کنند تا حلبی سازان (روانپزشکان) بتوانند با خیال راحت خلق الله را سرکیسه کنند.

و این چنین است که تنها آهنگر (روانکاو) واقعی ایران سر از دادگاه انقلاب در می آورد و کل اعضای انجمن جهانی روانکاوی متحیر می مانند که ایران دیگر چه جور کشوری است. این گونه است که اکنون رییس انجمن جهانی روانکاوی خودش را آماده می کند که اگر برای تنها روانکاو ایران حکم تیرباران (!!!) صادر شد موضوع را به صحن عمومی سازمان ملل بکشاند (انجمن جهانی روانکاوی دارای کرسی مقام مشورتی در سازمان ملل متحد است). و این گونه است که بزودی به مدد توطئه وزارت بهداشتِ همین کشور یک بار دیگر نام ایران، این بار به عنوان اولین و تنها کشور معدوم کننده روانکاوان،  سر زبان ها خواهد افتاد. فرقی نمی کند حکم جنابعالی چقدر سبک باشد همین که این حکم از طرف دادگاه انقلاب صادر شده کافی است که حساسیت جهانیان را برانگیزد.

بله اینها چیزهائی است که در اذهان جهانیان می گذرد. و همه این رسوائی ها را وزارت بهداشت همین کشور از طریق یکی از بازوهای اجراییش یعنی معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام داده است. این دیگر به جنابعالی مربوط می شود که حساب قوه قضاییه ایران را از حساب وزارت بهداشت اش جدا کنید، زیرا که تا اینجای کار و با معاونت و معاضدت دادسرای جرایم پزشکی، قوه قضاییه ایران هم چندان از این رسوایی مصون نمانده. لطفاً به خاطر داشته باشید که اگر شاکی پرونده از واکنش همین نهادهای بین المللی نمی ترسید هرگز این گونه صریح و شفاف اقرار نمی کرد “روانکاوی جزء حرف پزشکی محسوب نمی گردد“. آنها نقشه کشیده بودند که کار کثیفشان را با دستان قوه قضاییه انجام دهند.

با توجه به مراتب ذکر شده ،ضمن عرض احترام و ارادت، از آن مقام محترم تقاضای صدور دستور منع تعقیب و برائت را برای خود دارم.

                                                                                     و من الله التوفیق

                                                                                     دکتر میترا کدیور

                                                                 تنها روانکاو ایرانی عضو انجمن جهانی روانکاوی

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=38582

  تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت: ۲۲:۳۵