دوشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان، وزارت بهداشت، وزیر محترم بهداشت

آقای رییس جمهور! وزیرتان قصد داشت انجمن فرویدی را تعطیل کند تا راه را برای جولان این جانوران باز کند

———- Forwarded message ———-
From: XXXXXXXX <XXXXXXXX@gmail.com >
Date: 2018-01-11 5:24 GMT+03:30
Subject: امر غیر اخلاقی دکتر ح ب مدعی روانکاوی
To: freudianassociation@gmail.com

 

سلام و وقتتون بخیر. من از مراجعین سابق دکتر ح ب هستم و با احترام، خواهشمندم اطلاعات شخصی من محفوظ بمونه.
ایشون رو یکی از دوستان من معرفی کردن و روز اولی که من رفتم به مطب ایشون هم در فرمم به صورت کتبی و هم در خود جلسه به صورت کاملا واضح درخواست روانکاوی کردم. ایشون هم من رو تحت عنوان مراجع روانکاوی پذیرفتن. در طی چند ماه اول یک سری سنت شکنی ها در درمان پیش می اومد که من برای خودم به این صورت توجیه کردم که حتما در بین غیر کلاسیکا این کارها طبیعیه. مثل خودافشاگری های خیلی افراطی در مورد روابط خانوادگیش مادرش همکارا و دوستانش در مورد تمام احساسات غیر پردازش شده ای که نسبت به من داشت… البته هیچ وقت مستقیما شامل سکس نمی شد اما خب همه ی ما می دونیم که سکچوالیته یعنی چی. من هم از اون وضعیت راضی بودم و انتقال اروتیکی که در همون ابتدای امر پیدا کرده بودم چشمم رو به روی خیلی از مسائل بسته بود. مثلا اوائل وقتی در اینستاش از من با نام مستعار … می نوشت عصبانی می شدم ولی کم کم منتظر بودم بیشتر و بیشتر از من بنویسه. البته از خیلی از مراجعاش با نام های مختلف می نوشت ولی من رکورددار بیشترین تعداد پست بودم و حتی یک بار نیم ساعت بعد از جلسه، کل جزییات جلسه رو با تمام احساسات خودش توی اینستا نوشت. یک بار توی اینستا از من به خاطر تحلیل اشتباهش عذرخواهی کرد. یک بار دیگه نوشته های من رو گذاشت… بهرحال شش یا هفت بار از من نوشت در اینستاش در طول درمان من. در همین حین، من هم پیشنهادات افراطی می دادم و اون هم قبول می کرد. من بهترین دوستم رو بردم به اتاق درمان که به دلایلی که توضیحش مفصله دقیقا به همین دلیل دوستم ترکم کرد. بعد از جلسه ی سی ام با اجازه ی خودش تمام جلسات رو ضبط می کردم. با اجازه ی خودش ایمیل های طولانی وویس های طولانی و بعد هم کامنت های طولانی براش می ذاشتم. بعضا پیش میومد که چت هم بکنیم. من از تمام مسائل خانوادگیش به دلیل اینترنت و همینطور خودافشاگریاش بااطلاع بودم و فکر کنم فقط شماره سریال شناسنامه اش رو نمی دونستم. از پدر و مادر و برادر و پارتنر و پدر و مادر و خواهرای پارتنر و پدربزرگش گرفته تا دوستان و همکارا و حتی مطبش به اسم کیه موهاشو کجا کاشته تولدش کل زندگیش حتی مراجعاش که خودش فکر می کرد وقتی با اسم مستعار بنویسه کسی نمی فهمه… خودشم اون اواخر ترسیده بود از این همه اطلاعاتی که به من داده. در واقع از بعد از اعتراف بزرگش. ما خیلی باهم صمیمی بودیم و من ساده فکر می کردم این مدل صمیمیت با درمانگر اتفاق خوش یمنیه. اما کم کم احساس کردم یه جای کار می لنگه. تا رسید به روزی که مستقیما ازش پرسیدم آیا هیچ وقت تحت درمان شخصی قرار گرفته یا نه و گفت هیچ کس رو در حدی ندیده که بره پیشش درمان شخصی. پرسیدم این تابلوی فلوشیپ روابط بین فردی که سردر مطبش زده چرا تو سی ویش نیست. گفت دو ماه رفته هاوایی پیش دکتر هتفیلد سوشیال سایکولوژیست یه دوره ی عشق دیده و اون رو فلوشیپ روابط بین فردی حساب کرده گرچه وزارت بهش اجازه نداده بیرون مطب بزنتش و اعتباری نداره. پرسیدم سوپروایزر چی. گفت هیچ وقت هیچ دوره ی سوپرویژنی نگذرونده گرچه در مورد من خیلی احساس نیاز کرده به یه مشاور. اینها رو من همه به صورت ضبط شده دارم. یعنی انقد آدم خودشیفته که براحتی هرچه تمامتر و بدون هیچ شرمی چنین مسائلی رو بیان کنه. چون می دونه در ایران، روانکاوی هیچ متولی درست حسابی نداره و من با وجود تمام مدارکی که دارم شکایتم به جایی نخواهد رسید. من بعد از اینکه فهمیدم ایشون نه آموزش دیده نه درمان شخصی شده باز هم موندم توی درمان که فقط باعث آسیب بیشتر من شد. چون فکر می کردم این تکرار الگوهای منه که می خواد درمان رو ترک کنه ولی واقعا اینطور نبود اگر فیلم جلسه های من رو ببینید خنده تون می گیره از شدت غیر حرفه ای بودن این آدم. بعد از اینکه من درمانم رو متوقف کردم سعی کردم به مراجعین دیگه اش هم اطلاع بدم که این شخص اصلا روانکاو نیست ولی دست به روانکاوی وحشی می زنه، اما… خودتون بهتر می دونین که انتقال چقد راحت می تونه غریبه ها رو پس بزنه. 
الان دیگه می دونم امثال دکتر ح ب ها که چون روانپزشکن خیال می کنن دیگه می تونن دست به هر جور رواندرمانی من درآوردی بزنن کم نیستن، کسایی که بدون هیچ آموزشی و درمانی، ادعای روانکاو بودن می کنن و جلسه ای دویست هزارتومن بابت این به اصطلاح روانکاوی از مراجع ناآگاه می گیرن. من ۵۷ جلسه کذایی رو گذروندم تا بفهمم نه تنها درمان من روانکاوی نبود بلکه هیچ حمایتی هم نخواهم داشت در جامعه ای که هیچ مرجعی برای تایید صلاحیت مدعیان دروغین نداره. بزرگترین ناراحتی من هم از اینه که یه عده ای که مثل من متوجه نیستن این شخص چجور آدمیه با خوندن پستاش در اینستا و کانالش براش کف می زنن و فکر می کنن کسی که فروید رو توی پستاش متهم به دزدی می کنه خیلی جسوره، در صورتی که من می دونم این شخص ده درصد نوشته های فروید رو هم نخونده. باهاش چک کردم که می گم. 
من دلم نمی خواد متن مستقیم این نوشته ی من جایی منتشر بشه ولی هم سی وی این شخص در اینترنت هست هم می تونم فایل صوتی اون جلسه ای که اون حرفارو زد در اختیار شما بذارم. گرچه می ترسم با این کار آسیب بیشتری به من وارد بشه. اما بهرحال دارم دست کمک به سمت شما دراز می کنم نه برای خودم که برای من دیگه گذشت. برای مراجعان دیگری که پیش این شخص می رن و اونهایی که خزعبلات این شخص رو راجع به فروید در کانال و اینستاش می خونن. من فعلا دارم به خودم استراحتی می دم تا این جریانات رو هضم کنم. اما گفتم شاید شما که دستی در افشاسازی دروغ این جور افراد آسیب رسان دارین بتونین کاری انجام بدین. من رو که بلاک کرد بعد از اینکه سعی کردم با مراجعاش تماس بگیرم و پیجش رو هم پرایوت کرد تا به گفته ی خودش کسی برای مراجعینش پیام غیر اخلاقی نفرسته! ولی به طرز مضحکی همچنان زیر نوشته هاش هشتگ روانکاوی می زنه. می دونم، چون با اکانت دیگه ای در پیجش هستم. و می دونم هنوز انتقالم رسما فعاله و طول می کشه تا احساساتم ترمیم بشه. جزییات آسیب هایی که این فرد به من زد زیاده اما همه اش در زمینه ی بزرگترین دروغش معنا پیدا می کنه. من فقط می تونم امیدوار باشم که با اشتباهاتی که می کنه خود به خود از جامعه ی رواندرمانگرا کنار گذاشته بشه. فقط کافیه در کانالش فروید رو سرچ کنین تا ببینین چه چیزایی نوشته. همینطور در اینستاش زیر چه پستای مضحکی هشتگ روانکاوی می زنه. کمدیش اینه که این فرد می ره در رادیو و تلویزیون و روزنامه دم از صداقت می زنه. ای کاش قانونی وجود داشت که جلوی این افراد می ایستاد.
ممنون که صبورانه به حرفام گوش دادین.
با احترام

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=38820

  تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت: ۱۶:۲۱