دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی

آقا شما وقت حموم رفتن نداری چه برسه به وقت فروید خوندن!

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۴

دیدگاه خانم شاگرد شاگردان دکتر کدیور درباره «مافیای روان»

 
نقل خاطره ای از دکتر کدیور:
«…تازه آن اوایل که آمده بودم، یک فردی که خودش را روانکاو معرفی می کرد، من روز اول که رفتم سر کلاس درسش، این تفاوت استاندارد ادیشن و Collected Papersرو نمی دونست. می گفت ما در کتابخانه اینجا فقط پنج جلد از استاندارد ادیشن را داریم. بعد یکی از شاگردهای خودش، چه افتضاحی، یکی از شاگردهای خودش گفت نه آقای دکتر! اون Collected Papersاست. این نمی دونست. باز هم متوجه نشد. بعد خلاصه ما همین طور ۵-۴ جلسه، ۸-۷ جلسه همین طور رفتیم و آمدیم، هی صحبت می کرد، هی هم از این حرف ها می آورد که نمی دونم، حسن علی جعفر این رو گفته. همون مستر اسمیت اونو گفته. نمی دونم، مادام چی چیک… از همین چرت و پرت ها. هی هم من هر بار بهش می گفتم اینها چیه؟ چرت و پرت ها چیه؟ فروید را دربیاورید بخونید و دیگه هم به این کارها کار نداشته باشید اگر قرار است که اینجا… اسمش البته کلاس های رواندرمانی تحلیلی از این جور چیزها بود ها. ولی خب از آنجا که این فرد خودش خودش را روانکاو می نامیده و همه هم به عنوان روانکاو می شناسندش، در دانشگاه و شاگردها، مثلاً دانشجوهایش و اینها، خب فکر می کردند که اینها هم کلاس روانکاوی است. بعد از چند هفته که ما سر این کلاس ها می رفتیم و هر دفعه هم همان حرف های خودم را می زدم. هر چه که از این چرت و پرت های اینهای دیگه می گفتند، بعد من آخر سر یک جمع بندی می کردم در مورد همون مسائل، همون مطالب، حرف های فروید را می گفتم، یک روز یک بحثی پیش آمد و این آقا برگشت گفت ما که هر شب فروید را می خوانیم، شما یک فکری برای خودتان بکنید! باورتون می شه؟! بعد از ۸-۷ جلسه؟ گفتم خوبه همه در این کلاس شاهدند که جنابعالی تا همین چند هفته پیش فرق استاندارد ادیشن و Collected Papers رو نمی دونستی! که اوضاع ریخت به هم و دیگه خلاصه طرف شد عین بادمجون. و کلاس هم تعطیل شد و ما آمدیم بیرون و باز موقع بیرون رفتن یک متلک دیگه هم انداختم و خب دیگه بعدش هم نرفتم سر آن کلاس ها دیگه. با خودم فکر کردم که اگر برم حتماً ترور می شم. جایز نیست. ولی این طوری بود: در عرض ۸-۷ جلسه، طرف یکدفعه این طوری گفت که من هر شب فروید می خونم… متلک دومی اش هم این بود که من به ایشون گفتم آقا شما که تا اون بوق سگ در مطبتون هستید، وقت حموم رفتن ندارید، چه برسد به وقت فروید خوندن!»


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=13325

  تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت: ۱۸:۱۱