دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

آنالیز سمپتوم های جامعه علمی ما

نویسنده: مرجان پشت مشهدی

 

«آنچه مرا به عنوان سوژه بنا می نهد، سؤالم است.» (مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم، ص ۳۰)

 

همه چیز از یک سؤال خوب شروع شد، سؤال خانم منیره ه. در مورد محل اخذ مدرک دکتر محمد صنعتی. و این سؤال به یک جستجو تبدیل شد ـ جستجویی برای «حقیقت». به کرات در بخش «پاسخ به پرسشهای شما» در سایت انجمن خوانده ایم که انجمن واقعاً چه می خواهد؟ چرا به جای اینکه همان کار روانکاوی را به روش درست خودش انجام دهد خود را درگیر چنین مسایلی کرده؟ و از این قبیل. در پاسخ باید گفت: «برای لکان نیز ارزش روانکاوی بسیار فراتر از ارزشهای درمانی و در نهایت یک ارزش اخلاقی بود. زیرا روانکاوی یک رابطه اجتماعی جدید به وجود آورده بود که خود این رابطه ارزش جدیدی را بنا می نهد و این ارزش، خود وظیفه جدیدی را به دنبال داشت: وظیفه پاسخ دادن به این سؤال را که روانکاوی چه می خواهد؟… لکان معتقد است آنچه را که روانکاوی می خواهد و وظیفه خود می داند که به آن برسد، نه well-being بلکه well-saying است، خوب گفتن در برابر خوب زیستن.»[۱]

 

در واقع آنچه انجمن فرویدی انجام داده چیزی جز خود روانکاوی نیست اما این بار «در گسترش و در اکستانسیون»[۲]. و این اصرار برای یافتن پاسخی به یک «سؤال خوب» در نهایت منجر به چه شده؟ اینکه «همه» در مورد آن ـ در مورد این «سمپتوم» ـ حرف بزنند چه موافق و چه مخالف. سمپتوم آنطور که در کتاب مکتب لکان آمده: « کلافی از کلمات، کلافی از «دال» است.» (ص ۲۷) یعنی سمپتوم چیزی است که باید «گفته شود» و این «گفتن» جوهر «آنالیز» است که در روانکاوی در اکستانسیون هم انجام می شود، در روانکاوی در گسترش. همانطور که در آنالیز شخصی هر فرد، تداعی آزاد و گفتن هر چه به ذهنش می رسد، بنا به گفته فروید «قاعده فنی بنیادین روانکاوی»[۳] است، در روانکاوی در اکستانسیون هم برای انجام «آنالیز» همین شرط لازم است یعنی باز هم با «گفتن» سر و کار داریم. حتماً به یاد دارید که در این ارتباط هر کامنتی ـ حتی کامنتهای توهین آمیز ـ در سایت انجمن چاپ شد و یادمان باشد که فروید گفته « “گفتن هر چیزی” واقعاً به معنای “گفتن همه چیز” است»[۴] و مگر غیر از این است که فروید تاکید داشت در آنالیز هر چه به ذهن شخص می رسد گفته شود صرفنظر از اینکه چقدر بی ربط یا بی اهمیت یا شرمنده کننده یا بی معناست؟[۵] در «آنالیز سمپتوم» تمام خاطرات، تکانه ها، احساسات و تصاویری که به ذهن فرد می رسد ارزش گفته شدن و شنیده شدن را دارد و همانطور که می دانیم «بزرگ دیگری همیشه جواب می دهد حتی اگر این جواب سکوت مشهور روانکاو باشد»[۶] و باز می دانیم که در جریان «آنالیز» همیشه مقاومت بروز می کند. فروید می گوید: «تداعی هایی که به تردیدها و اعتراضات دامن می زنند که من به تازگی آنها را برشمردم، دقیقاً آنهایی هستند که همواره محتوی متریالی هستند که موجب آشکار شدن ناخودآگاه می شود.»[۷] اما «در نهایت از طریق ثبات عزم و اصرار موفق می شویم حد خاصی از پیروی از قاعده فنی بنیادین را از مقاومت بیرون بکشیم»[۸] و زمانی که به هر آنچه در تلاش برای «گفته شدن» است فرصت ابراز داده می شود، «آنالیز» به معنی واقعی کلمه انجام می گیرد. و این فرصت برای «گفتن» همان وضعیتی است که در روانکاوی شخصی و نیز روانکاوی در اکستانسیون وجود دارد. به متریال ناخودآگاه خوشامد گفته می شود حتی اگر ناخوشایند باشد. مگر غیر از این است که روانکاو کسی است که جرات روبرو شدن با نوروز را دارد؟ کسی که شخص خود را به انتقال قرض می دهد.[۹]

 

حال برگردیم به همان «سمپتوم»ی که تمام این جستجو با سؤال در مورد آن شروع شد: می توان گفت این «سمپتوم» جامعه علمی ماست، جامعه ای که در آن «توجیهات و مراعاتها» بر «حقیقت» پیشی می گیرد. به یاد دارید که در گزارشهای اعضای انجمن آمده بود که وقتی یکی از اعضا در روز اول «کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران» به دکتر صنعتی گفت شما روانکاو نیستید، شرکت کنندگان کنگره به این عضو انجمن تاختند که دکتر صنعتی جای پدر اوست و نباید «بی ادبی» کند. بگذارید از زبان خود فروید پاسخ چنین «راه فراری» از «آنالیز» را بشنویم: «البته، قانون آنالیتیک هیچگونه حق گریزی را به رسمیت نمی شناسد. فرض کنید در شهری مانند وین آزمایشی بدین نحو انجام می دادیم که میدانی مانند Hohe Markt یا کلیسایی مانند کلیسای سنت اشتفان را مکانی در نظر می گرفتیم که در آنجا هیچگونه دستگیری نباید صورت گیرد، و فرض کنید سپس بر آن بودیم که یک مجرم خاص را دستگیر کنیم. ما می توانستیم کاملاً مطمئن باشیم که او را در محراب (مکان مقدس) بیابیم.»[۱۰] بله «قانون آنالیتیک هیچگونه حق گریزی را به رسمیت نمی شناسد» حال این حق گریز توسل به سن باشد، یا «خدوم» بودن، یا هر چیز دیگری.

 

سمپتوم جامعه علمی ما نیز مانند هر سپتوم دیگری برای تعدادی از افراد و نه فقط یک نفر خاص منفعت دارد. برای «آنالیز سمپتوم» باید دانست «وقتی شما ندانید که یک سمپتوم ژویی سانسی دارد، هیچ چیز از سمپتوم نفهمیدید و وقتی ندانید که سمپتوم یک ژویی سانس است نمی توانید کاری در مورد سمپتوم انجام دهید.»[۱۱] و در این «آنالیز سمپتوم» که به همت انجمن فرویدی شروع شد «ژویی سانس های مشترک» هم مشخص شد. به عناوین مطالبی که در سایت انجمن آمده نگاهی بیندازید: «محور صنعتی ـ همایونپور»، «سور مقصور کاسبان روان»، «سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور»، «آقای دکتر نقوی، برجسته کردن نقش رسانه ها که قابل پیگرد است!»، «آقای دکتر معنوی پور سازمان ملل متحد هم «فقط یک NGO است»، «یک سؤال خوب، انتظار برگزارکنندگان و بهره برداری ج. ا. ایران»، «تعریف روانپزشکی اقدام زننده و مخرب»، «حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری» و … هدف تمام این تلاش ها در نهایت انجام یک «آنالیز» به معنای واقعی کلمه از «سمپتوم» جامعه علمی ماست.

 

با وجود تمام اعتراضات به انجام چنین «آنالیز»ی، نمی توان این را نادیده گرفت که همه طرفین درگیر در آن شرکت کردند: آنهایی که فروید «نمایندگان دانش رسمی»[۱۲] نامیدشان و کسانی که در طرف دیگر ماجرا قرار می گیرند. این کار به هر دو طرف فرصت «گفتن» داد و در اثر همین «آنالیز» نه فقط آنچه تا بحال در دنیای بیرون «انجام» شده بود بلکه «آرزوها»ی طرفین و «نیت»های آنها نیز آشکار شد. آیا در اثر همین «آنالیز» نبود که دکتر صنعتی از «آرزو»ی ۳۰ ساله اش برای برگزاری کنگره روانکاوی در ایران گفت؟ آیا در همین «آنالیز» نبود که آقای دکتر نقوی اعتراض انجمن فرویدی به مدرک دکتر صنعتی را به فلوشیپ رواندرمانی نسبت داد؟ در همین «آنالیز» بود که مشخص شد «ارزشهای» جامعه روانپزشکی و «مکتب روزبه» چه هستند. در همین «آنالیز» بود که این حقیقت روشن شد که کلمه «خارج» چه جایگاهی در اذهان طرفین درگیر دارد (و البته نباید فراموش کرد که اگر یکی از طرفین با توسل به این کلمه می تواند کارش را پیش ببرد دقیقاً به این دلیل است که این کلمه برای طرف مقابل نیز جایگاه خاصی دارد و نمی توان فقط یک طرف را مسئول چنین مشکلی دانست). در همین «آنالیز» مشخص شد که در جامعه ما «عنوان» بیشتر از «محتوا» اهمیت دارد. این «آنالیز» همچنین به یاد همه آورد که جایگاه ها و رتبه بندی ها از ابتدا برای چه ساخته شدند. در این «آنالیز» سؤالات خوبی مطرح شد: آیا یک کارشناس همان جایگاهی را دارد که یک دکترا؟ چرا این دو جایگاه با هم متفاوتند؟ اگر یک سرباز صفر بتواند بدون زحمت به حد یک ژنرال ارتقا پیدا کند ژنرالی اعتباری خواهد داشت؟ دانشگاه چگونه جایی است؟ و «ضوابط» در جامعه علمی چه باید باشند؟

 

در این «آنالیز» دیدیم که افراد درگیر حتی وقتی در جبهه مخالف انجمن فرویدی بودند تایید کردند که این انجمن حرف درستی می زند، به یاد دارید که چطور دکتر جوانبخت به اعضای انجمن فرویدی گفت من مدرکم هیچ مشکلی ندارد؟ بله همانطور که دکتر کدیور همیشه گفته اند همه در ناخودآگاهشان «می دانند» و کار انجمن فرویدی به جریان انداختن «گفتن» برای به زبان آوردن این «دانش ناخودآگاه» بود.

 

در این «بررسی» مفهوم خود «روانکاوی» هم برای افراد درگیر تغییر کرد؛ روانکاوی نه بعنوان یک «روش درمان» بلکه بعنوان یک «گفتار باصلابت» (آنطور که دکتر کدیور در کتابشان گفته اند) مطرح شد؛ آنچه خود فروید در تلاش بود به انجام رساند[۱۳].

 

در این «بررسی» فهمیدیم که جامعه علمی ما نیاز دارد دوباره ملاکهای «علمی» بودن و «اخلاق» علمی را به یاد بیاورد ـ بله به یاد بیاورد و جالب است که سمپتوم با «فراموشی» رابطه ای مستقیم دارد[۱۴].

 

و البته شاید مهمترین نتیجه این «آنالیز» این بود که جامعه متوجه شد روانکاوی یک دانش «دانشگاهی» نیست. به یاد داشته باشیم که در روانکاوی «در آغاز کلمه است و در انجام عمل»[۱۵] و این «آنالیز» در نهایت هدفی را دنبال می کرد ـ هدف اساسنامه ای انجمن فرویدی: «به رسمیت شناختن روانکاوی بعنوان موضوعی مستقل از علوم روانشناسی، روانپزشکی، مشاوره و رواندرمانی و ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی» ـ کاری که شاید اولین قدم باشد برای آنکه در کشور ما نیز مانند پارلمان بلژیک روانکاوی بعنوان دیسیپلینی مجزا از رواندرمانی ها به رسمیت شناخته شود. باشد که چنین شود!

 

 

 

 

 

عضو انجمن فرویدی

دکتر مرجان پشت مشهدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱] مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم، صص ۲۲-۲۱

[۲] . درسنامه دکتر کدیور «روانکاوی در انتانسیون و روانکاوی در اکستانسیون»، ۱۳۸۰

[۳] . سخنرانی ۱۹ از سخنرانیهای آشنایی با روانکاوی «مقاومت و واپس زنی» ۱۷-۱۹۱۶

[۴] همان

[۵] همان

[۶] مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم، ص ۳۰

[۷] سخنرانی ۱۹ از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی «مقاومت و واپس زنی»، ۱۷-۱۹۱۶

[۸] همان

[۹] از سخنان دکتر میترا کدیور، درسنامه مقاله «قوانین جنبشی انتقال»، ۱۳۸۶

[۱۰] همان

[۱۱] دکتر میترا کدیور درسنامه مقاله «روانکاوی و روانپزشکی»

[۱۲] سخنرانی ۳۴ از سخنرانی های جدید آشنایی با روانکاوی «توضیحات، کاربردها و راهکارها» ۱۹۳۳

[۱۳] مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها» ۱۹۳۳

[۱۴] مقاله «روش روانکاوی فروید»، فروید، ۱۹۰۳

[۱۵] «مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم»، ص ۴۴


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48631

  تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۱۶:۳۹