شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی

آن آقا گفت «من خودم حکم هستم، هر کجا که باشم حکمم»!!!/ فقط نمی دانیم برای این که «هر کجا که باشد حکم باشد» چرا مجبور شد از دادسرای جرایم پزشکی به قرارگاه وزراء نقل مکان کند!!!

دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۵

الهام.ف:
وقتی توی قرارگاه وزرا از من و یکی دیگر از اعضای انجمن فرویدی بازجویی می کردند،
یک آقایی که بین دو بازجو نشسته بود و به نظرم چهره اش آشنا بود ولی از بس که آدمهای مختلف را آن روز دیده بودم یادم نمی آمد او را کجا دیدم، به من که داشتم پاسخ بازجو را می دادم گفت اگر از اول با من صحبت می کردید که کار به اینجا نمی کشید. من گفتم ما که می خواستیم صحبت کنیم آنها ما را راه ندادند. گفت با من صحبت می کردید من گفتم شما کی هستید؟ گفت من سوال می کنم نه شما!
دوباره داشتم به سوالات بازجو پاسخ می دادم که و می گفتم ما به آنها می گفتیم به ما حکم بدهید. ما سه ماه بود که منتظر احضاریه بودیم. حالا برای بازرسی آمده بودند در یک مدت کوتاه برای بار سوم بود که آمده بودند و حکم را به ما نمی دادند، ما را آوردند دادسرا آنجا می گفتند فقط دکتر کدیور بیاید. ما شخصیت حقوقی هستیم با اشخاص که شما نباید کاری داشته باشید ما از وزارت کشور مجوز داریم. شما ما را فقط بصورت شخصیت حقوقی می توانید مخاطب قرار دهید. چرا برای ما احضاریه یا حکم نمی هید؟! دوباره آن آقا گفت «من خودم حکم هستم، هر کجا که باشم حکمم»!!! من دوباره پرسیدم شما کی هستید؟ گفت من دادستانم.
گفتم ما از کجا بدانیم شما داستان هستید و یادم آمد که او را در بین افرادی که در دادسرا بودند دیدم و او خیلی از دستورات را می داد. من فکر کرده بودم که یک رابطه ای با افراد لباس شخصی دارد ولی اصلا فکرش را هم نمی کردم که دادستان باشد چون هم دستور حمله می داد و هم در حمله کردن شرکت می کرد. دائم تهدید می کرد و همان بود که دستور داد در را روی ما بستند و اجازه نمی داد که برویم چون ما گفتم شما با ما کار دارید، حکم یا احضاریه بدهید یا بگذارید برویم ولی او دستور داد در را بستند، یک منشی همراه ما بود که بنده خدا التماس می کرد که برود و با زور خانم عزیز محمدی او را از مرکز روانکاوی به همراه بقیه آورده بود و این دادستان وقتی او می خواست برود به او تشر می زد. حالا حتی آن چهره عصبانی اش کنار رفته بود و شاید برای همین در وحله اول یادم نمی آمد او را کجا دیده ام ولی باز هم این طور صحبت می کرد.
دوباره و این بار خطاب به آن عضو دیگر انجمن که در اتاق بازجویی می شد گفت «من عین حکم هستم، هر کجا که باشم»!!! من گفتم خوب شما نباید خودتان را معرفی کنید؟! ما اصلا نمی دانستیم شما کی هستید، حتی اگر حکم هم باشید باید اول خودتان را معرفی کنید؟ مثل الان بگویید من حکمم چون دادستانم.
دادستان گفت حرف نزن، حرف نزن بنویس، حالا می فهمی من کی هستم!!! مخصوصاً تو!!! مخصوصاً تو!!!


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=23811

  تاریخ انتشار: ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۳:۵۷