یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:امیر عباس کشاورز – شبنم نوحه سرا – وحید شریعت -مهدی صابری-صابران، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

آیا دیگر آبروئی برای آن در ایران باقی می‌گذارند؟

پنج شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
این موضوع را از تجربیات کاری ام در یک بیمارستان ۱۲۰۰ تختخوابی روانپزشکی می گویم.
تقریبا تمامی بیماران بستری در هر نوبت ویزیت می پرسیدند: مرا کی «آزاد» می کنید؟ حتی کسانی از آنها که مرا به عنوان پزشک معالج خود دوست داشتند، حتی آنها! مابقی که اصلا روانپزشکان را قبول نداشتند و یا از آنها بیزار بودند…
وقتی از بقیه همکاران می پرسیدم آنها هم همین تجربه را داشتند…
برای من این سئوال پیش می آمد که چه چیز باعث می شود که حتی بیمارانی که در منزل خودشان شرایط بسیار اسفباری داشتند، وقتی پا به بخش و بیمارستان می گذارند، آنجا را یک «زندان» تصور می کنند؟ خاطرم هست که یکی از بیمارانم فردی بی‌خانمان بود که از گوشه پارک در سرمای زمستان توسط نیروهای انتظامی به علت رفتارهای غیرعادی به بیمارستان آورده شده بود. قاعدتا آنجا یک سرپناه و سه وعده غذای گرم داشت. او اصلا حاضر به صحبت نبود و بعد از مدت ها که حاضر به صحبت کردن شد، که نگاهش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد و دست های پینه بسته اش که حاکی از کاری سخت بود، گفت: من داشتم زندگی می کردم، چرا مرا اینجا «زندانی» کردید؟ اما او در شبکه گیر افتاده بود…جایگاه ارباب مابانه روانپزشکان باعث می‌شود که بیماران آنها را نه شفادهنده روح بلکه یک زندانبان تصور کنند!
حالا بعد از سال ها طلبگی در انجمن فرویدی، می فهمم که آنها نه به خاطر خودشان بلکه به خاطر اطرافیان و جامعه «زندانی» بودند و ما هم که کادر درمان بودیم به عبارتی ماموران «ارباب»! همان اربابی که این افراد را مخل نظم عمومی می بیند، همان اربابی که درد آنها را با تقلیل دادن به تغییرات بیوشیمیایی مغز، بیمار انی می داند که باید توسط روانپزشکان مداوا شوند! البته ناگفته نماند که بعضی از آنها واقعا خطرناک بودند اما تعداد بسیار بسیار کمی از آنها. به خاطر می آورم که در دوران کودکی ام «مجنون» هایی را در شهرم می دیدم که در خیابان های شهر سرگردان بودند و همه آنها را به عنوان بخشی از زندگی و یک «شهروند خاص» پذیرفته بودند، حتی اسامی خاصی هم داشتند. اما اکنون با بسط ساز و کار زندگی مدرن این موجودات «آزاد» دیگر «غیرقابل تحمل» هستند و باید «زندانی» شوند، همان روش های خشونت بار همیشگی، اما این بار با بزک بیشتر و تحت لوای علم!! تجویز داروهایی به قدری سنگین که بعضی از این بیماران از لحاظ حرکتی چنان دچار مشکل می شوند که درست مانند روبوت حرکت می کنند، آب از دهان شان آویزان است، قادر به بلع نیستند و تمام بدنشان می لرزد، بیقراری، انقباض های عضلانی و گاه نا هنجاری های حرکتی مادام العمر چیزی است که از دارو درمانی برای آنها باقی می ماند…..دیدن بیماران در حال به اصطلاح مداوای «شوک درمانی» که بماند، بسیار آزارنده است؛ وقتی تمام عضلاتشان به شدت منقبض می شود و چنان دندان‌هایشان قفل می شود که باید قبل از بیهوشی چیزی (گارد) لای دندان هایشان بگذارند تا زبانشان را قطع نکنند!! بعضی اوقات با خودم فکر می کنم انگار فلان روانپزشک قصد جان بیمارش را دارد؛ ۱۳-۱۲ قلم دارو به طوری که بیمار مثل یک تکه گوشت لخم بر روی تخت افتاده باشد!!
بله، این کاری است که روانپزشکان در بیمارستان ها برای بیماران انجام می دهند! و هیچ کس هم نیست که بر روی تشخیص گذاری یا نوع درمان آنها نظارتی کند! بیچاره بیماران پسیکوتیکی که باید زیر دست چنین کسانی باشند که هیچ شرطی برای قدرت آنها گذاشته نشده است!!
الآن با اطلاع یافتن از چگونگی عملکرد مافیای روان، مجدد این چیزها به یادم می آید. روانپزشکی هیچ گاه نتوانسته اعتماد بیماران را جلب کند، ممکن است بیماری به پزشکش علاقه داشته باشد یا داروهایش را مصرف کند، اما این به دلیل خود ماهیت روانپزشکی نیست بلکه به خاطر خود فرد پزشک است و انتخاب خود بیمار و لاغیر! به همین دلیل هم هست که بسیاری از بیماران داروهای آرامبخش را از پزشکانی با تخصص های دیگر دریافت می کنند.
خود روانپزشکی اینهمه کم دارد و حالا متولیان مافیایی آن آیا دیگر آبرویی برای آن در ایران باقی می‌گذارند؟؟
از ابتدای سال ۲۰۱۳ با خلق «فاجعه تاریخی» این لکه ننگ بر دامن آنها و بالطبع کل روانپزشکی افتاد و حالا هم با ادامه اصرارشان به قبضه کردن امور و ادامه سناریوهایشان ، آیا دیگر برای وجهه نیمچه آبرومند این رشته پزشکی، چیزی هم باقی می‌ماند؟؟ آیا کسانی که شرافتمندانه در این حوزه کار می کنند، زین پس می توانند سرشان را بلند کنند؟؟


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8604

  تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت: ۲۲:۰۸