دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

آیا هنوز هم خیال می کنید که برگزاری «اولین کنگره روانکاوی» توسط انجمن علمی روانپزشکان از سر حواس پرتی است؟

نویسنده: منصوره اردشیرزاده

«افسوس، در روانکاوی همه چیز متفاوت است»[۱]

 

 

این خطاب فروید به دانشگاهیان و پزشکان هم عصرش است. از آن زمان صد سال گذشته و هنوز وضع همان است، انگار اصلا قرار نیست که پزشکان جایگاه ارباب مآبانه خود را حتی برای لحظه ای ترک کنند. حال سئوال اینجاست که آیا آنها ظرفیت وتوان انجام این کار را دارند؟ اینکه روانکاوی از روانپزشکی متفاوت است و فروید به همین دلیل یک سخنرانی را [سخنرانی شانزدهم از مجموعه سخنرانی های اشنایی با روانکاوی ۱۷-۱۹۱۶] به بیان این تفاوت اختصاص داده است، آیا حکایت از این ندارد که روانپزشکان هم عصر فروید، درست مانند الآن، در تلاش برای «قبضه کردن» روانکاوی به نام خود بوده اند؟

 

فروید می گوید: «روانپزشکی روش های تکنیکی روانکاوی را به کار نمی برد و هیچ نوع استنباطی از محتوای هذیان را انجام نمی دهد و به ما با اشاره به وراثت، سبب شناسی خیلی کلی و دور از دسترسی را به جای معلوم ساختن ابتدایی علل در دسترس تر و اختصاصی تر می دهد. اما آیا تضادی، تقابلی در این وجود دارد؟ آیا بیشتر موردی نیست که یکی دیگری را کامل می کند؟ آیا عامل ارث در تضاد با اهمیت تجربه است؟ آیا دو چیز با هم ترکیب نمی شوند تا بهترین روش موثر را بوجود آورند؟ شما تصدیق خواهید کرد که هیچ چیز در طبیعت کار روانپزشکی نیست که بتواند در تقابل با تحقیقات روانکاوی باشد. چیزی که در تقابل با روانکاوی است، نه روانپزشکی بلکه روانپزشکان هستند. ارتباط بین روانکاوی و روانپزشکی تقریبا مشابه ارتباط بین بافت شناسی و آناتومی است. یکی نماهای خارجی ارگان ها و دیگری ساختار آنها را از ورای بافت ها و سلول ها مطالعه می کند. آسان نیست که تناقض میان این دو نوع مطالعه را تصویر کرد. یکی از آنها دنباله دیگری است. امروزه همانطور که می دانید آناتومی را به عنوان اساس پزشکی علمی در نظر می گیریم. اما زمانی بود که تشریح جسد انسان به منظور کشف ساختمان های درونی بدن به همان اندازه ممنوع بود که امروزه کار روانکاوی به منظور آموزش درباره مکانیزهای درونی ذهن. انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور این امر محقق شود که روانپزشکی بر پایه علمی امکان پذیر نخواهد شد مگر با برخورداری از دانشی روشن از روندهای ناخودآگاه عمقی تر در زندگی روانی. هرچند شاید روانکاوی بسیار مورد اهانت واقع شده در میان شما دوستانی داشته باشد که بسیار خرسند خواهند شد اگر روانکاوی بتواند از جهتی دیگر، از جهت درمانی توجیه شود…»[۲]

 

ماجراهای این روزها آدم را به یاد داستان های پلیسی می اندازد. باید سرنخ ها را ردیابی کرد تا به اصل داستان رسید. اما اصل داستان چیست؟

بین سال های ۸۷ -۱۳۸۴ که ما پیگیر کسب مجوز فعالیت از وزارت کشور بودیم، به دلیل سردرگمی وزارت کشور و اطلاعات کم و نادرست آنها (همانند بقیه جاهای این کشور از جمله مراکز دانشگاهی) علیرغم اصرار و تاکید ما مبنی بر اینکه « روانکاوی یک روش ورای درمانی است»[۳] و موضوع فعالیت انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی فرهنگی است اما آنها ناظر تخصصی ما را وزارت بهداشت تعیین کردند. وزارت بهداشت در استعلام اول ایراداتی را مطرح کرد و هیات موسس نیز به آنها پاسخ داد. وزارت کشور با فرستادن جوابیه ما برای بار دوم از آنها استعلام کرد. این بار وزارت بهداشت اصلا پاسخ نداد. به همین دلیل ما برای معرفی و تشریح هدف از درخواست خود برای تشکیل یک سازمان مردم نهاد به وزارت بهداشت مراجعه کردیم. این ملاقات ها در بهار و تابستان ۸۷ صورت پذیرفت که در بخش تاریخچه به طور مفصل توضیح داده خواهد شد. در آنجا برخوردهایی دیدیم که نقش بازدارندگی وزارت بهداشت و معاونت سلامت روان آن وزارتخانه به ما معلوم گشت و از آن زمان تاکنون هم این نقش و این موضع آنها نسبت به ما هیچ تغییری نکرده است. نکات برجسته ملاقات هایمان با مسئولین سلامت روان وزارت بهداشت به این شرح است:

 

[گزارش تمامی این ملاقات ها توسط اعضای مسئول پیگیری هیات موسس انجمن فرویدی به صورت جداگانه تهیه و به دکتر کدیور ارائه شده است. تمامی آنها در آرشیو انجمن موجود است.]

 

– در اولین ملاقات با یک مقام مسئول واحد سلامت روان وزارت بهداشت پس از معرفی خودمان و اعلام این موضوع که شما پاسخ استعلام وزارت کشور را به عنوان ناظر تخصصی نداده اید، ایشان چنین گفتند: خوب بروید ثبت شوید به نامه ما چکار دارید؟!

 

-این ملاقات بعد از یک سال و اندی بعد از استعلام اول وزارت کشور برای انجمن ما انجام شد و در پاسخ استعلام اول، آنها جوابیه ای با ۷ مورد ایراد در خصوص تاسیس انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی برای وزارت کشور فرستاده بودند. [این موضوعات به طور مفصل در بخش تاریخچه گفته خواهد شد، این جا اشاره ای گذرا داریم تا به بیان مقصود رسیم.]

 

– در ملاقات بعدی با مسئول مافوق مسئول اول، وقتی ما از آن جوابیه و ایرادات وزارت بهداشت صحبت به میان آوردیم و گفتیم که ما متوجه شده ایم مسئول پاسخ استعلام اول در حال حاضر در وزارت بهداشت حضور ندارد، چنین پاسخ داد: این جوابیه به اشخاص مربوط نمی شود، اشخاص از طرف خودشان جواب نمی دهند، این جوابیه وزارت بهداشت است.

 

– یکی از کارشناسان دفتر سلامت به صورت غیررسمی به ما گفت: اگر جواب مثبت از اینجا می خواهید باید یکی از اهدافتان در راستای اهداف ما باشد.

 

– هر دو مسئول نامبرده از اینکه وزارت کشور آنها را به عنوان ناظر تخصصی انجمن ما انتخاب کرده ابراز نارضایتی می کردند و می گفتند NGO ها که کارهای عام المنفعه در سطح گسترده انجام می دهند ولی کار تخصصی نمی توانند انجام دهند و لذا به ما مربوط نمی شوند. این را در حالی می گفتند که یکسال و نیم قبل از آن به استعلام وزارت کشورپاسخ داده بودند!

 

– در حالی که مسئولین اظهار می کردند که کار NGO ها به آنها مربوط نمی شود، یکی از کارشناسان به شکلی غیر رسمی به ما گفت که سال گذشته وزارت بهداشت به هر NGO پنج میلیون تومان کمک نقدی کرده است!

 

-آنها اعتقاد داشتند که روانکاوی یک تکنیک درمانی است و روانپزشکان و روانشناسان با گذراندن دوره هایی می توانند آن را انجام دهند. در تمام Text bookها هم روانکاوی را به عنوان درمان مطرح می کنند.

 

– شما باید روانپزشکان، روانشناسان و دولت را برای این کاری که می خواهد انجام دهید، قانع کنید.

 

– ما نشست هایی با انجمن علمی روانپزشکان، انجمن روانشناسان بالینی، نظام روانشناسی و مشاوره داریم و نظر آنها را می پرسیم و سپس در نهایت جواب استعلام را کارشناس ما تهیه می کند.

 

– وزارت کشور که مجوز را به شما داده به ما چکار دارد؟ شریک جرم می خواهد؟

 

– نام انجمن شما مورد دارد (انجمن فرویدی) و ممکن است این به نفع سیستم نباشد!!

 

برای چه می خواهید متشکل شوید؟ خب بروید کارتان را ادامه دهید.!

 

 

آیا در این اظهارات نشانی از همکاری و حسن نیت می یابید؟ چرا معاونت سلامت قصد دارد از تشکیل چنین انجمنی ممانعت کند؟ از همان روز اول معلوم شد که ما نه با یک ناآگاهی یا بی اطلاعی از ماهیت روانکاوی، بلکه باروانپزشکانی طرف هستیم که دیدگاه شان به روانکاوی همین است: یک تکنیک، لابد یک تکنیک در روانپزشکی!! دقت کنید که ایشان نگفتند که فرد مذکور باید خودش هم روانکاوی بشود و یا به پایان روانکاوی اش رسیده باشد بلکه گذراندن دوره هایی برای انجام کار روانکاوی کفایت می کند! بله خوب اگر تکنیک باشد آنگاه می تواند «در دسترس هر دست چلاقی»[۴] باشد. پس متشکل شدن ما در قالب یک سازمان مردم نهاد برای آنها اصلاً موضوع خوشایندی نبوده است و به همین دلیل و برخوردها و تلاش های بعدی آنها برای ممانعت و کارشکنی به ما نشان داد که بدنه اصلی مقاومت در میان روانپزشکان و در وزارت بهداشت قرار دارد. وقتی با آن ایرادات نتوانستند جلوی صدور مجوز را بگیرند، بار دوم اصلا هرنوع استعلامی را انکار کردند و ما را در دالان های مارپیچ وزارت بهداشت انداختند؛ استعلام دوم در وزارت بهداشت گم شد و با سعی و پیگیری ما بعد از گذشت ۳۴ روز معلوم شد که به دفتر سلامت و خانواده ارجاع شده است!!! نامه را از آن سیاهچاله بیرون کشیدیم به امید اینکه روند پاسخ وزارت بهداشت به جریان افتد، اما با وجود این رایزنی ها و پیگیری های ما، آنها هیچگاه پاسخ استعلام دوم را ندادند و بنا به قوانین وزارت کشور بعد از گذشت یک ماه در صورت عدم ارسال پاسخ، جواب مثبت تلقی می شد و به همین دلیل پرونده ما به هیات نظارت رفت و توسط غیر پزشکان وزارت کشور مجوز فعالیت در سطح ملی گرفت و کارشکنی های واحد سلامت روان در این مقطع ناکام ماند.

 

اما چرا اینچنین از تشکیل انجمن فرویدی بیم دارند؟ می تواند ناشی از بی هویتی، عدم انسجام و گسیخته بودن این رشته و ترس از دست دادن جایگاه اربابی خود باشد. یک نمونه از هویت سازی های بی پایه توسط بعضی از روانپزشکان «مکتب روزبه» است.

 

معنی مکتب از ویکی پدیا:

 

  • برای اشاره به مدرسه در فارسی افغانستان
  • مکتبخانه، برای مکتب، به معنی مدرسه ابتدایی
  • مکتب فکری: مجموعه یا گروهی از افراد که ویژگی‌های فکری مشترک خود و یا چشم‌انداز فلسفی، رشته، اعتقادی، جنبش اجتماعی، جنبش فرهنگی و جنبش هنری خود را با یکدیگر در میان می‌گذارند.

 

تلاش کردم مطالبی در مورد «مکتب روزبه» بیابم:

 

«با همکاران تصمیم گرفتیم و صحبت کردیم حمایت شدیم تا مکتب روزبه را راه اندازی کنیم که در حال حاضر این مکتب برای خودش یک شرایط خاصی دارد. همانطور که برای رانندگی در ایران با کارت های خارجی نمی توان رانندگی کرد، در زمینه روان پزشکی نیز متخصصیان نیاز مند آن هستند که فرهنگ ایرانی را بشناسند. مکتب روزبه مکتبی است که از هیچ جا الهامی نگرفته و خودش از هر جا مقداری را برداشته و توانسته است روی پای خودش بایستد که این باعث افتخار بیمارستان روزبه است مکتب روزبه مکتب روشن بینانه برای مردم ایران است».[۵]

 

«دکتر مسلم بهادری رییس دفتر ارتباط با دانش آموختگان دانشگاه علوم پزشکی تهران اظهار داشت: دانشگاه علوم پزشکی تهران با حدود ۱۱ دانشکده مختلف و مراکز تحقیقاتی بسیار زیاد به عنوان پیشکسوت و مادر دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور است و بیمارستان روزبه که بهترین مکتب روانپزشکی و روانشناسی است را در اختیار دارد. وی افزود: دانشگاه علوم پزشکی تهران با وجود قدمت زیاد از ابتدای تشکیل تاکنون پیشرو در زمینه تحقیقات است و رتبه اول را در همه زمینه‌ها مانند آموزش و پژوهش را دارد و بیمارستان روزبه یکی از افتخارات این دانشگاه است. دکتر بهادری با اشاره به اینکه بیماران روانی در گذشته اسباب بازی کودکان محسوب می‌شدند و هیچ کس مسئول مراقبت از آنها نبود، تصریح کرد: دانشگاه علوم پزشکی تهران به همت اساتید خود، این بیماران را به عنوان یک انسان پذیرفت و در بهترین مراکز تحقیقاتی و آموزشی از آنها نگهداری و خدمات مورد نیاز را به آنها ارائه کرد .در ادامه این مراسم دکتر شکرالله طریقتی استاد پیشکسوت روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه بعد از انقلاب، نیاز به مکتب ایرانی برای بیماران داخل کشور احساس شد، گفت: روانپزشکی ایران در ۶۰ سال پیش به علت اینکه دو استاد پیشکسوت این رشته در آن دوران تحصیل کرده فرانسه بودند بسیار تحت تاثیر روانپزشکی این کشور بود.. وی افزود: با توجه به این شرایط مکتب روزبه که مکتبی است برای انتخاب بهترین‌ها جهت ارائه به بیماران ایرانی راه اندازی شد و در حال حاضر این مکتب همه جانبه شرایط خاص خودش را دارد و با استفاده از فرهنگ ایرانی به همراه علم موجود در کتب خارجی فعالیت‌های خود را انجام می دهد.»[۶]

 

این تمام مطلبی بود که از اینترنت در مورد مکتب روزبه یافتم. این سخنرانی ها هم در سال  ۱۳۹۰ برای شصتمین سال تاسیس بیمارستان روزبه بیان شده بود. تمام این مواردی که برشمرده شده بعلاوه تمام پژوهش ها و مقالات علمی که در این بیمارستان تولید شده، در سایر مراکز دانشگاهی هم انجام شده است. پس به چه دلیل باید بپذیریم که بیمارستان روزبه صاحب یک مکتب است؟ آیا افق یا چشم اندازی جدید برای درمان بیماران روانی ابداع کرده اند؟ آیا جنبشی در زمینه روانپزشکی به راه انداخته اند؟ آیا روانپزشکان هیات علمی در آن بیمارستان جوایز علمی بین المللی در زمینه خاصی دارند؟ آیا در امر خاصی در حوزه بیماری های روانی پیشگام بوده اند؟ با ادامه جستجو به نتیجه ای نرسیدم. وقتی «مکتب روزبه» را گوگل کردم، که ظاهراً قبلاً سایت هم داشته اند، چیزی وجود نداشت. وقتی رشته ای چنین بی انسجام و گسسته باشد باید برای آن فکری کرد، یکی اش همین عناوین پرطمطراق است و دیگری دست اندازی به دستاوردهای دیگران!

سه چیز پایدار نماند: مال بی تجارت و علم بی بحث و ملک بی سیاست. (سعدی)

 

روانپزشکی به عنوان یک رشته تخصصی از انسجام و یکدستی برخوردار نیست. از طرفی روانپزشکان علاقه زیادی به تشخیص گذاری بر روی بیماران و حتی افراد نامی در زمینه های هنری و ادبی دارند آنهم توسط ابزاری ناقص به نام DSM! شما می توانید به وفور این اظهار فضل ها را در رسانه ها و مراکز دانشگاهی بیابید. آنها «فکر می‌کنند وقتی روی یک رنجی یک اسمی گذاشتند وظیفه‌شان را انجام داده و مسؤولیت‌شان به پایان رسیده است.»[۷] سال اول دوره تخصصی ام با یکی از اساتید که او را بیشتر از بقیه قبول داشتم، بحث های زیادی می کردم. یک بار از او پرسیدم شما می گویید فروغ فرخزاد افسرده بوده است، بر طبق معیارهای DSM در روانپزشکی فرد افسرده بسته به تشخیص نوع افسردگی افت عملکردی دارد (در حوزه های فردی و اجتماعی و شغلی)، پس چگونه است که چنین فردی آفرینش دارد؟ چگونه است که شعرهایی می سراید که همگان را به حیرت وامی دارد؟ او فقط به من نگاه کرد و گفت: نه فروغ افسرده بوده است، شک نکن! بعد از آن با خودم فکر کردم پس یا مفهوم افسردگی متفاوت است از آنچه به ما می گویند و یا اصلا DSM ابزاری ناقص است: « پیدا کنید سوژه انسانی را.»[۸] بعد ها در خود مقدمه DSM4-TR خواندم که این فقط یک ابزار کمکی برای روانپزشک است و تجربه خود درمانگر هم بسیار ارزشمند است و دوم اینکه این تشخیص فعلی است و مربوط به وضعیت فعلی بیمار است، مثلا اگر امروز تشخیص سایکوز دارد، فردا ممکن است تشخیص وسواس فکری – عملی بگیرد. آنها خودشان هم به ناقص بودن این ابزار اقرار دارند. بر بالین بیماران هم شاهد تنوع تشخیصی روانپزشکان مختلف در مورد یک بیمار خاص بودم. شکاف ذهنی من در مورد این رشته هر روز بیشتر و بیشتر می شد و خیلی زود متوجه شدم که روانپزشکی خلل و فرج زیادی دارد و از انسجام هم برخوردار نیست. خود Text Book کاپلان سادوک هم از بخش های مختلفی تشکیل شده است شامل فصل های مربوط به دارو درمانی و جداول DSM مشتمل بر توصیف های فراوان علایم و در بخش هایی از کتاب مطالبی هم در مورد روانکاوی هست که سهم فروید در حد ۱-۲ صفحه است! آن هم از هزار و اندی صفحه Text Book . اما در بخش درمان بیماران در بسیاری موارد توصیه می شد که دارو به تنهایی کافی نیست و نیاز به درمان های غیردارویی هم هست. پس با یک حساب سرانگشتی ساده می شد فهمید که روانپزشکی یک دانش نیست بلکه یک مجموعه گردآوری شده از دستاوردهای فارماکولوژی پزشکی و انواع رواندرمانی ها و تحقیقات اپیدمیولوژیک و ژنتیک است و در جاهایی هم از فروید نام برده می شود. نام نهادن بر درد بیمار و طبقه بندی کردن آن هیچ ربطی به روانکاوی ندارد زیرا «آنچه را که DSM در یک سبد کرده و تحت نام اختلالات تن شکلی از سر باز می کند مجموعه ای از ساختارها و مکانیسم های مختلف را در خود جای می دهد که طیف آن از نوروز تا پسیکوز است.»[۹]

 

فروید می گوید: « درست است که روانپزشکی، به عنوان بخشی از پزشکی، اختلالات روانی را به طوری که مشاهده می‌شود توصیف می‌کند و آنها را در موجودیت‌های بالینی جمع می‌کند؛ اما در لحظه‌های مساعد روانپزشکان خودشان هم در مورد این که آیا فرضیه‌های صرفاً توصیفی آنها سزاوار نام یک علم است تردید دارند.»[۱۰]

 

حال بعد از صد سال، یک مقام درمانی وزارت بهداشت کشور می گوید: «دوره روانکاوی بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است و درمان کار کسی است که باید آموزش لازم را در حوزه سلامت  وزارت بهداشت دیده باشد. روان درمانی کار پزشک است و هیچ کس دیگری خارج از وزارت بهداشت حق ورود به بخش درمان را ندارد.»[۱۱]

 

هنوز یک روز از نشر مقاله «پیشگفتار» فروید در سایت انجمن نگذشته بود که این خبر را شنیدیم. آنها با اینگونه اظهار نظرها قصد خود را به نمایش می گذارند؛ حال که نتوانستیم جلوی تشکیل انجمن فرویدی را بگیریم، پس همه چیز را «به نام خود می زنیم» ابزار و قدرتش را هم که داریم!

 

به ظن من این تلاطم در درون جامعه روانپزشکی، سوای تمام حقایقی که این روزها توسط اعضای انجمن فرویدی بیان می شود، اما شاید از جهتی هم بتواند مثبت ارزیابی گردد: حضور انجمن فرویدی چنان لرزه ای بر اندام بدنه «روانکاوان وحشی» انداخته که از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کنند.

 

این تلاش ها از همان روزهای اول ورود دکتر کدیور به ایران شروع شده و هنوز هم ادامه دارد. اما این تلاش ها نه با اقتدار بلکه با بزدلی است، با قایم شدن در «محراب»![۱۲] این جمله «دیگر آنقدرها هم تعجب زده نمی شود که وزارت بهداشت چنین مأمنی برای این انجمن باشد. »[۱۳] مرا به یاد این سخنان فروید انداخت: « فرض کنید در شهری مانند وین آزمایشی بدین نحو انجام می دادیم که میدانی مانند Hohe Markt یا کلیسایی مانند کلیسای سنت اشتفان را مکانی در نظر می گرفتیم که در آنجا هیچگونه دستگیری یا توقیفی نباید صورت گیرد و فرض کنید سپس بر آن بودیم که یک مجرم خاص را دستگیر کنیم. ما می توانیم کاملا مطمئن باشیم که او را در محراب بیابیم.»[۱۴]

 

پس ما با روانپزشکانی سروکار داریم که به دلیل عدم انسجام ذاتی این رشته ناکارآمد، خود را صاحب مکتب می کنند تا با عنوانی پرطمطراق این ضعف را بپوشانند و وقتی موفق نشوند، به یغماگری روی می آورند.

 

روانکاوی را در حد یک تکنیک ویژه، آنهم در دستان خودشان تنزل می دهند و دوره های ویژه ای تحت نظر خودشان برای آن ترتیب می دهند. آنها همگی در «محراب» وزارت بهداشت جمع شده اند و رسانه ها و مراکز دانشگاهی را تریبون مطالب تحریف شده و من درآوردی شان در مورد روانکاوی کرده اند. بعضی از آنها دکانی با مارک روانکاوی برای افاضات ادیبانه خود زده اند، روانکاوی در این دکان فقط و فقط یک برچسب بی ریشه و محتواست تا خریدارانی که به گفته فروید « برای جاه وجلال دنیوی ولع دارند، کسی که دوست دارد چشمانش خیره شود، نیاز دارد دست وپایش را جمع کند»[۱۵] را به خود جذب کنند. حال اگر نگوییم تلاش برای «قبضه کردن» و به یغما بردن دستاوردهای دیگران، پس چه نامی می توان بر این نفوذ نیرنگ سازان و بدسگالان نهاد؟

 

 

ای طبلِ بلند بانگِ در باطن هیچ           بی توشه چه تدبیر کنی وقتِ بسیچ؟ (سعدی)

 

 

عضو انجمن فرویدی

دکتر منصوره اردشیرزاده – روانپزشک

 

 

 

 

 

 

[۱] پیشگفتار فروید بر سخنرانی های آشنایی با روانکاوی، زیگموند فروید ۱۶-۱۹۱۵- سایت انجمن فرویدی

[۲] پنج شنبه های فرویدی سیزدهم، ۸۵/۱۲/۱۷ – سخنرانی شانزدهم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی  ۱۷-۱۹۱۶ زیگموند فروید

[۳] کدیور، میترا، مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، انتشارات اطلاعات، چاپ اول فصل «ناخودآگاه را درمان نمی‌کنند»، ص ۴۶

[۴] بخشی از پی نوشت دکتر میترا کدیور در تاریخ ۸۷/۱۱/۴ بر صورتجلسه نهمین جلسه هیأت مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۱۰/۷

[۵] روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران   ۱۳۹۰/۹/۵

[۶] پایگاه الکترونیکی خدمات پزشکی ایران

[۷] توضیحات خانم دکتر میترا کدیور در مورد مقاله «روانکاوی وحشی» در دوازدهمین پنجشنبه فرویدی به تاریخ ۸۵/۱۱/۲۶

[۸] کدیور، میترا، مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، انتشارات اطلاعات، چاپ اول فصل تولد یک سوژه ،ص ۱۳۷

[۹] کدیور، میترا، مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، انتشارات اطلاعات، چاپ اول فصل «سمپتوم از قرنی به قرن دیگر» ص ۱۷۷

[۱۰] پیشگفتار فروید بر سخنرانی های آشنایی با روانکاوی،زیگموند فروید ۱۶-۱۹۱۵- سایت انجمن فرویدی

[۱۱] خبر «معاون وزیر بهداشت: مجوزی برای مراکز علمی کاربردی نداشته‌ایم.» سایت ایسنا

[۱۲] پنج شنبه های فرویدی دهم ۸۵/۸/۱۸- سخنرانی نوزدهم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی  ۱۷-۱۹۱۶ زیگموند فروید

[۱۳] مرجان پشت مشهدی، ما را دست کم نگیرید، ما چم و خم کار را بلدیم! سایت انجمن فرویدی

[۱۴] پنج شنبه های فرویدی دهم ۸۵/۸/۱۸- سخنرانی نوزدهم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی ۱۷-۱۹۱۶ زیگموند فروید

[۱۵] جلسه چهارم پنج شنبه های فرویدی،۸۴/۱۱/۶ سخنرانی شانزدهم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی، زیگموند فروید

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3297

  تاریخ انتشار: ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۵۹