سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

«ارباب حلقه‌ها»

افشین زمانی، خدیجه فدائی، فرزام پروا، مرجان پشت مشهدی

           ترجمه گزارش هیأت مدیره انجمن فرویدی به ژک الن میلر در مورد یک سخنرانی در تهران

آقای دکتر الف. توسط معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به عنوان (…) که چند سال پیش استادیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بوده به گروه روانشناسی دانشگاه معرفی شد.

آقای دکتر خود را به عنوان (…) معرفی کرد که طی کار درمانی‌اش متوجه شده که میزان زیادی از مشکلات بیماران ریشه روانی دارد و به همین دلیل به روانکاوی علاقه‌مند شده و از ۴ سال پیش در فرانسه زندگی می‌کند و اکنون روانکاو است. او اضافه کرد ما هیچ روانکاوی در ایران نداریم و این صندلی خالی است. به او یادآوری شد که ما دکتر کدیور را در ایران داریم که یک عضو برجسته انجمن جهانی روانکاوی (AMP) است. او پاسخ داد باشد ولی او [دکتر کدیور] فقط یک نفر است؛ به علاوه روانکاوان بزرگ مقرشان در AMP نیست بلکه در [SPP[۱ است که وابسته به IPA است و خود من با آن (SPP) در ارتباط هستم. و توضیح داد که مثل روس‌ها برای ایرانی‌ها هم این فرصت فراهم است که هر ۴-۳ ماه یک بار به پاریس بروند و سه هفته آن‌جا بمانند تا در جلسات آنالیزشان حضور پیدا کنند و هزینه آنالیز هم جلسه‌ای ۲۵ یورو است. و اطمینان داد که پس از ۴-۳ سال این افراد روانکاو خواهند شد و می‌توانند خود را به عنوان روانکاو به دنیا معرفی کنند (چون تا جایی که او می‌دانست مسیر این بود). و جالب‌تر این که ما فهمیدیم تنها روانکاوی که ایرانی‌ها می‌توانند انتخاب کنند خود اوست چون در پاریس هیچ کس دیگری فارسی صحبت نمی‌کند. بنابراین بعد از چند سال ما تعداد زیادی روانکاو خواهیم داشت و می‌بایست خوشحال باشیم که کرسی خالی ما در جوامع بین‌المللی پر می‌شود. به هر حال، او در ادامه پیشنهاد کرد یک سخنرانی برای اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی گروه روانشناسی بگذارد تا خودش را معرفی کند و به این وسیله بتوان راه‌های جدیدی برای تعامل علمی باز کرد. عنوان سخنرانی او این بود: «ژاک لاکان و مرحله آیینه‌ای». او از یکی یکی ما پرسید: شما لاکان را می‌شناسید؟ در مورد مرحله آیینه‌ای چیزی می‌دانید؟ وقتی به من نگاه کرد و از من (مشهدی) پرسید جواب دادم: بله، من شاگرد دکتر کدیور هستم. اما فکر می‌کنم منظور من را تا یک هفته بعد، سه شنبه اول بهمن ماه ۱۳۹۲، نفهمید یعنی زمانی که ما را ملاقات کرد – ۴ شاگرد دکتر کدیور را.

در روز موعود، در تالار شاملوی دانشگاه، در حضور اساتید گروه روانشناسی بالینی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ما – ۴ شاگرد دکتر کدیور – آقای دکتر الف سخنرانی خود را ارائه داد:

«ژاک لاکان و مرحله آیینه‌ای»

این سخنرانی بیش از هر چیز ما را به یاد مقاله «روانکاوی وحشی» فروید انداخت. ما درست در مقابل چشمان‌مان آن مقاله و درس‌های دکتر کدیور را می‌دیدیم؛ این بار در ایران و ۱۰۴ سال بعد. درست مثل همان دکتر جوان حومه شهر، آقای دکتر الف سعی می‌کرد روانکاوی را از صحنه حذف کند، همانطور که دکتر کدیور در مورد روانکاوان وحشی به ما آموخته. امروز هم روانکاوان وحشی چیزی از فرویدی‌های واقعی نمی‌دانند و هنوز هم همان حماقت‌های قبل را مرتکب می‌شوند. اما امروز جایگاه روانکاوی بسیار محکم‌تر از سال ۱۹۱۰ است.

علی‌رغم ادعای طرفداری از روانکاوی، او سعی داشت نشان دهد دکترین‌های روانکاوی دلبخواهی است و هیچ پایه و اساس تجربی و محکمی ندارد. او حتی از شنوندگانش خواست که برداشت خود را از روانکاوی داشته باشند و گفت حتی خود لکان هم همین کار را کرده. و از قول لکان این جمله را نقل کرد: « من قرائت خودم را از فروید دارم». سخنران اضافه کرد: پس شما هم می‌توانید قرائت خود را از فروید و لاکان داشته باشید.

او سخنرانی اش را با یک جمله از لکان آغاز کرد: «من قربانی سوء تفاهم‌ها شده‌ام.» بعد از اعتراض‌های مکرر ما به سخنان بی اساس او که هیچ منبعی نداشت، او به طرز جالبی سخنرانی‌اش را این‌طور تمام کرد: «بگذارید هر کس برداشتی را که می‌خواهد داشته باشد. این برداشت شماست و این هم برداشت من است.»

سخنرانی خالی او پر از این جملات بود:

–        «سوژه» لکانی «اگو» فرویدی را رد می‌کند

–        منشأ غرایز در ناخودآگاه است

–        قبل از شکل گیری «اگو»، «دیگری» شکل می‌گیرد

–        فروید یک آناتومی و فیزیولوژی خیالی برای ناخودآگاه در نظر می‌گیرد که واقعی نیست. سخنران سرانجام این سؤال را مطرح کرد که: ناخودآگاه کجاست؟ در بیضه‌ها؟ در چشم‌ها؟ در کجا؟

–        لکان از هر انجمنی که عضو آن بود اخراج شد.

سخنران که به این موضوع افتخار می‌کرد که وقتی لکان زنده بوده در پاریس بوده است، و ما فکر می‌کنیم تنها بر این اساس بود که به خود اجازه داده بود در مورد این موضوع سخنرانی کند، گفت که در دهه هفتاد، وقتی او در پاریس بوده، هیچ کس لکان را نمی‌شناخت، اما اخیراً زمانی که در پاریس بوده همه لکان را می‌شناخته‌اند و تعداد زیادی از آثارش چاپ شده بودند. گرچه او خود را به عنوان یک فرویدی معرفی می‌کرد، چیزی که پیوسته از ابتدا تا انتهای سخنرانی‌اش واپس می‌زد آن سه کلمه مشهور لکان بود: «بازگشت به فروید». او گفت لکان فرویدی‌ها را ترک کرد، «ایگو» برای فروید چیزی بود که بایستی تقویت می‌شد، و لکان «ایگو»ی فرویدی را زیر سؤال برد. از ابتدا تا انتها برعهده ما بود که شنوندگان مشتاق را در جریان غلط بودن مفروضات او قرار بدهیم، و سخنان او را با ارجاع دقیق به نام، سال انتشار و حتی پاراگراف آثار فروید اصلاح کنیم. او حتی به خود اجازه داد به ما بگوید که شما تمام این یادداشت‌ها را شب پیش جمع آوری کرده‌اید. ما گفتیم این برای او تعجب آور است در حالی که دکتر کدیور ۲۰ سال است که در ایران است و به ما یاد داده که هرگاه راجع به فروید و لکان صحبت می‌کنیم بایستی منبع دقیق‌مان را ذکر کنیم. سخنران پاسخ داد احتمالاً در تمام دنیا ده نفر هم وجود ندارند که فروید را به خوبی شما بلد باشند (و خود این موضوع نشان می‌داد که او چقدر از تمام دنیا بی خبر است). این بحث و گفتگوها تا پایان سخنرانی‌اش ادامه یافت، او کلمه‌ای می‌گفت، و ما جملات و پاراگراف‌هایی را توضیح می‌دادیم. تصحیح او با جملات دقیق فروید آن‌قدر صلابت داشت که او را خلع سلاح و شنوندگان را حیرت زده ساخت.

وقتی یک پزشک به صرف گذراندن یک دوره انترنی در پزشکی ورزشی در یک بیمارستان (…) خود را متخصص (…) به حساب می‌آورد، متأسفانه خیلی معمول است که بشود از او انتظار داشت به صرف گذراندن یک دوره انترنی در رواندرمانی به مدت یک سال خود را متخصص رواندرمانی به حساب بیاورد. اما این دیگر باورکردنی نبود که او بر این اساس خود را یک روانکاو به حساب بیاورد، که در یک روز ۱۰۰ بیمار می‌بیند! ما فکر کردیم هجوم بیماران به مطب برخی از پزشکان باعث می‌شود آن‌ها در مورد توانایی‌های خود دچار توهم شوند، یک جور همه توانی که پزشک بزرگ ما در مورد آن، در پوشش «مرحله آینه‌ای»، خود را متخصص می‌پنداشت. او گفت وقتی من یک بیمار را می‌بینم، نگاه می‌کنم ببینم او در کدام یک از «سه حلقه» لکانی قرار دارد، و بعد بر حسب جایی که او در آن قرار دارد به او چیزی می‌گویم.

به عنوان «ارباب حلقه‌ها» اوست که تعیین می‌کند بیمار در کدام یک از حلقه‌ها قرار دارد! این در حالی بود که «ارباب حلقه‌ها» چیزی در مورد تفاوت بین «بعد واقع» و «واقعیت» و همینطور بین «بعد تصویری» و «تصویر» نمی‌دانست.

وقتی از او در مورد منبع سخنانش پرسیدیم او یک جزوه پرینتی نشان داد و پاسخ داد: همین است. سپس مطلبی از خانم رودینسکو خواند. اما شاگردان دکتر کدیور وظیفه‌شان را به خوبی انجام دادند و به او اجازه ندادند که نام فروید و لکان را ببرد و دستاوردهای آن‌ها را بی ارزش کند یا این که مطالبی را به اسم آنان اما به شکلی اعوجاج یافته معرفی کند.

قبل از شروع سخنرانی، سخنران ترجمه خود از کتاب فروید «تمدن و ناخشنودانش» را با عنوان «ناخوشی‌های تمدن» که با خود آورده بود به شرکت کنندگان داد؛ کتابی که او با افتخار روی آن نوشته بود: «با ترجمه آزاد و نگرشی نوین به کتاب معروف civilization and its discontents زیگموند فروید منتشر شده در سال ۱۹۳۰ میلادی»، کتابی که فروید را خیلی دورتر از فروید واقعی معرفی می‌کرد، یک استنباط شخصی از یک (…) «تصویری».

مدیر گروه روانشناسی بالینی با این سخنان جلسه را به پایان رساند: «این باعث افتخار ماست، دانشگاه یعنی همین. ما از حضار تشکر می‌کنیم و از کسانی که لکان می‌خوانند. ما برنامه‌هایی را در همین راستا ترتیب خواهیم داد».

این جلسه این ایده را به ذهن ما آورد که اگر مصمم هستیم به اهداف انجمن فرویدی دست پیدا کنیم، باید نگاهی هم به دانشجویان داشته باشیم. دانشجویان روانشناسی و روانپزشکی علاقه فزاینده‌ای به روانکاوی نشان می‌دهند و همانطور که دکتر کدیور فرمودند ما باید از هر فرصتی که به دست می‌آید برای بالا بردن سواد روانکاوی مردم استفاده کنیم. لازم است به دانشگاه یاد داد که روانکاوی یک شاخه از روانشناسی نیست.

به نظر ما این جلسه، دانشگاه را هم ارتقا داد. برای اولین بار پس از مدت‌ها دانشگاه «گاه[۲] دانش» شد. دانشگاه دیگر نمی‌تواند بدون بررسی صلاحیت کسی به او اجازه سخنرانی در مورد چنین موضوعاتی را بدهد. برای دانشگاه آسان نیست که به عقب برگردد. جالب این که این همان دانشگاهی است که ۱۴ سال پیش میزبان دکتر کدیور بود. دانشگاه نمی‌تواند دکتر کدیور را به عنوان یک مرجع زنده در روانکاوی نادیده بگیرد، همینطور هم وزارتخانه.

 

 

[۱] SOCIÉTÉ   PSYCHANALYTIQUE   DE PARIS

[۲] «گاه» فارسی از «گاس» پهلوی گرفته شده که همزمان بر زمان و مکان دلالت دارد. «دانشگاه» در زبان فارسی به معنای زمان و مکان دانش است.

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=1624

  تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۴۳