شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

از کوزه همان برون تراود که در اوست

نویسنده: مرجان پشت مشهدی

 

مطلب مر بوط به دکتر صنعتی «دانش کاربردی: «مردم ما با دروغ زندگی می کنند و دروغ را دوست دارند»» را که خواندم این از ذهنم گذشت که شرم و حیا هم چیز خوبی است و یاد این گفته خانم دکتر افتادم: «…التفات کنید که واپس زده های قرن بیست و یکم تا چه حد با واپس زده های اواخر قرن نوزدهم تفاوت دارند.»[۱] چه فرقی هست بین کسی که دروغ را می گوید و کسی که «در ستایش دروغ» مطلب می نویسد؟ البته چندان هم تعجب آور نیست وقتی استاد از دروغ بگوید و شاگرد هم دو مصاحبه «درباره دروغ و دروغ‌گویی» و «در ستایش راستی یا دفاع از ناراستی؟» انجام دهد و اتفاقاً یکی از آنها با روزنامه «اعتماد» باشد که می نویسد «فروید چگونه به ایران آمد» آن هم توسط کسی که «فرویدی نیست»، کسی که با زبان خود اذعان می کند: «بسیاری از نظریه‌های او را هم نمی‌پذیرم. من نه داستان اودیپ فروید را جهانشمول می‌دانم و نه غریزه‌ی مرگ و بسیار چیزهایی دیگر را.»[۲] واقعاً این تقارن ها شما را متعجب نمی کند؟ نمی پرسید چرا آدم هایی که با هم حشر و نشر دارند و به همدیگر تعارف روانکاو بودن می زنند، باید هر دو راجع به یک موضوع مصاحبه کنند؟ درس های کلاس های عرصه فرویدی به خاطرم می آید: «ناخودآگاه بیرون است»[۳]، «دال های تکرار شونده»… چه خوب گفته اند که: «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

 

جالب است که چه چیزهایی در صحبت های آقای دکتر «تکرار» می شود: «متاسفانه گاهی هم وارونه صحبت کردن خریدار دارد. …حمید عنایت … می‌گفت که: اگر می‌خواهی لغت‌سازی کنی مهم نیست که چه لغتی می‌سازی و معادل می‌آوری، مهم آن است که به هنگام استفاده محکم و قاطع آن را به کار ببری؛ مخاطب شما فکر می‌کند که این لغت در کتاب لغت هم بوده و او بلد نیست. متاسفانه در اینجا هر کس قاطع‌تر و محکم‌تر صحبت کند مخاطب بیشتری کسب می‌کند، نه آنکه منطقی‌تر صحبت کند. چون قرار نیست تحلیل کنند، وقتی از در بیرون آمدند یا صحبت تو را پذیرفته‌اند و یا نپذیرفته‌اند، و این بستگی دارد به آنکه تو چقدر با قاطعیت حرفت را زده باشی.»[۴] و چقدر این نگاه را به مردم داشتن معنادار است و البته این عطش برای جمع کردن «مخاطب بیشتری» که «قرار نیست تحلیل کنند».

 

آیا حرف فروید این نبوده که آنچه در ناخودآگاه هر آدمی می گذرد در تمام اعمال او حتی «اعمال بی هدفش»[۵] جاری می شود؟ «… نه تنها در من ‘وجود دارد’ بلکه گاهی از من به بیرون ‘سر می زند’»[۶] آیا روانکاوی در تمام تحقیقاتش ثابت نکرده که هیچ عمل تصادفی وجود ندارد و آدم ها اگر کاری را می کنند از جایی می آید که «نیت مندی»[۷] هست؟ و اتفاقاً بر عکس جناب صنعتی من فکر می کنم که مردم آنقدرها هم … نیستند. اگر کسی دروغ شما را باور می کند، منفعتی در آن باور دارد نه اینکه نمی داند شما دروغ گفته اید، آخر از «ناخودآگاه به ناخودآگاه یک راه مستقیم هست»[۸] و این فقط یک «همدستی» است وگرنه «آدم ها در ناخودآگاهشان همه چیز را می دانند»[۹] و برای همین است که «ناخودآگاه همیشه کار خودش را می کند»[۱۰] «بخصوص اگر این یک آش نوروتیک باشد»[۱۱].

 

آن مردمی هم که شما ازشان حرف می زنید سرشان کلاه نمی رود. همانطور که دکتر کدیور می گویند: «ژویی سانس مشترک خیلی بیشتر از اهداف مشترک آدم ها را به هم پیوند می دهد.»[۱۲] ولی جناب! شما مردم را جوری جمع می بندید که انگار نماینده ای، سخنگویی، چیزی هستید از طرف همه ـ بخصوص همه دانشمندان! بر چه اساسی این حرف را می زنید؟ نکند مطالعات تان در دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان یا دانشگاه روانپزشکی لندن! شما را به این نتیجه رسانده است؟ البته که از قدیم گفته اند «کبوتر با کبوتر، باز با باز»؛ کسی که همین دروغ ها را بخواهد می داند کجا به سراغ اصحابش برود، همانطور که اگر بخواهد «بداند» می داند به کجا باید مراجعه کند. این تفاوت اساسی بین «روانکاوی شما» و «روانکاوی فرویدی» است.

با اینهمه توصیه ای دارم: مردم را جمع نبندید، جایی که فکرش را نمی کنید ناامیدتان می کنند! می دانید آخر «ژویی سانس» هم « مهم ترین خصیصه آن منحصر بفرد بودن آن است»[۱۳]. از ما گفتن بود.

 

عضو انجمن فرویدی

 

 

[۱] . پی نوشت دکتر کدیور بر صورتجلسه ششمین جلسه هیات مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۱۰/۶

[۲] تالارگفتمان شریعتی

[۳] . «unconscious» از دیکشنری لکانی

[۴] تالار گفتمان شریعتی

[۵] . «روش روانکاوی فروید»، ۱۹۱۰

[۶] . مقاله «پذیرش مسئولیت اخلاقی برای محتوای رؤیاها»، فروید، ۱۹۱۰

[۷] . «communication» از دیکشنری لکانی

[۸] . از سخنان دکتر میترا کدیور

[۹] . از سخنان دکتر کدیور در کلاس های عرصه فرویدی

[۱۰] . از سخنان دکتر کدیور

[۱۱] . «مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم» ، دکتر میترا کدیور، ص ۵۰

[۱۲] . پی نوشت دکتر کدیور بر صورتجلسه سی و هشتمین جلسه هیات مدیره انجمن به تاریخ ۸۷/۷/۹

[۱۳] . «مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم» ، دکتر میترا کدیور، ص ۱۳۳

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3500

  تاریخ انتشار: ۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت: ۰۷:۱۵