شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در فولکلور

اعتماد جان، او خود روانپزشک… هم نیست!

فروید در قاب هیچکاک
جستاری روان کاوانه بر تاثیر ضمیر ناخود آگاه در فیلم طلسم شده هیچکاک از منظر فروید

نویسنده: بهاره کامیابی

سینمای امریکا و البته انگلستان در خلال دهه ١٩۴٠ و ١٩۵٠ به شدت نگاهی فرویدی داشت و بسیاری از بیماری هایی که فروید به آنها پرداخته بود در فیلم ها منعکس می شد. شک و تردیدی وجود ندارد که استاد دلهره اطلاعاتی در مورد روانشناسی داشته. غیر ممکن است کارگردانی همچون هیچکاک با توانایی ترس و فریب مخاطبان مطالعاتی روی روان انسان انجام نداده باشد. هیچکاک عمدتا اطلاعات خود را از طریق گزارش های جنایی مربوط به دزدی و قتل به دست آورده بود. او در تئوری های فروید غرق شده بود. پایه اصلی تئوری های فروید بسیار ساده بود و برای درک آن احتیاجی به دانش و فلسفه خاصی نبود. آنچه مسلم است فیلم های دیگری نیز بدون اشاره به فروید ناخودآگاه را مورد بررسی قرار داده اند. اما به جرات باید گفت که هیچ کس همچون هیچکاک نتوانسته فیلمی بسازد که مستقیما نظریات فروید را در قالب فیلم بگنجاند.

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چه دلیلی باعث شده هیچکاک به سمت فروید برود، آیا صرفا تاثیر جهانی از کار فروید بوده است یا سینما جای آن را خالی می دید؟
هیچکاک طلسم شده هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از ۵٠فیلم شرکت داشت و تا به امروز به عنوان یکی از سرشناس ترین و محبوب ترین کارگردانان سینما شناخته می شود. سبک کار بیشتر فیلم های او معمایی و دلهره آور است، او تحت تاثیر سینمای اکسپرسیونیست (هیجان نمایی) آلمان، نخستین فیلمش را در انگلیس کارگردانی کرد. او در سال ١٩٣٩ در امریکا به فعالیت پرداخت و بیشتر آثارش را در آن جا ساخت. آنچه چه مسلم است یک واقعه تاریخی باعث علاقه مندی هیچکاک به روانکاوی شد. در اوایل دهه ۴٠ ، تهیه کننده فیلم دیوید. او. سلزنیک که از بیماری افسردگی رنج می برد نزد روانپزشکی به نام دکتر مری رم می رود، پس از یک سال سلزنیک از هیچکاک تقاضا می کند تا فیلمی بر اساس تجربه شخصی او از روانشناسی بسازد، هیچکاک پس از قبول این پیشنهاد رم را به عنوان مشاور روانپزشکی خود انتخاب کرد، هر چند هیچکاک این مشاوره را زیاد جدی نگرفت. از نظر بهرام بیضایی فیلم های روانشناسی هیچکاک نمایشی و در عین حال علمی هستند، یعنی قصد ساختن فیلم مستند و پژوهش علمی در آنها نیست بلکه بهره بردن از این دانش برای شخصیت سازی و توضیح پیچیدگی های درونی کسانی است که دارای نارسایی رفتاری ویژه هستند. دکتر محمد صنعتی که خود روانپزشک است بر این باور است این توقعی نابه جاست که از فیلم سینمایی بخواهیم نظریه های علمی روانکاوانه را آنگونه که در واقعیت رخ می دهد مطرح کند. فیلم طلسم شده، بر پایه رمان فرانسیس بیدنیگ (خانه دکتر ادواردز) ساخته شده است. فیلم طلسم شده یک درام روانشناسانه است که شخصیت اصلی اش زنی است به نام کنستانس پیترسون که روان کاواست. او عاشق بیماری به نام جان می شود و در ادامه فیلم تصمیم می گیرد بی گناهی او را ثابت کند. دکتر مور چیستون (رییس تیمارستان) به خوبی می داند که شخصی که خود را دکتر ادواردز نامیده و به عنوان رییس جدید تیمارستان است اما در حقیقت دکتر ادواردز واقعی نیست. او نمی خواهد شخص دیگری به عنوان رییس تیمارستان جایگزین او شود. لذا مورچیستون دکترادواردز را به قتل می رساند. فیلمنامه نویس سعی کرده است که هم به دکترادواردز غیر واقعی اشاره کند و هم در پایان مورچیستون را به عنوان شخصیت ضدقهرمان معرفی کند. بخش دوم فیلمنامه در واقع مشحون از اصطلاحات و رویدادهای مبتنی بر روانکاوی است. هیچکاک جهان مدرن را غرق اضطراب ها و تخطی هایی می بیند که فساد و جنایت و خیانت به بار می آورد اما در منظر او حق همیشه پیروز است و جنایتکاری و شرارت عقوبت می یابد. اهمیت هیچکاک آن است که ارزش ها و پیام هایش را با شعبده و تردستی حیرت آور و مهارت و سلطه و استادی منتقل می سازد. وجود پیچیدگی سینمایی است که در پس چهره ساده و جذابش مشتی از مهم ترین دغدغه ها و اندیشه های انسان مدرن نهفته است. کنستانس برای مداوای بیمار (جان) نزد دکتر برلف می رود. در این فیلم مایکل چخوف (در نقش دکتر برلف) شبیه فروید است و نشان می دهد که این فیلم بسیار حساب شده به سمت فروید رفته است.
فضای رویا- کابوس گونه این فیلم توسط سالوادوردالی انجام شد: این فضا بسیار شبیه به خود نقاشی های او است. فروید همیشه ادعا می کرد ناخودآگاه به صورت صندوق سربسته است که شرایطی را باید برایش فراهم کرد که بتوانیم در صندوق را باز کنیم، وقتی در صندوق باز بشود بیمار چیزهای را می گوید که در حالت بیداری آنها را ذکر نمی کند. در نتیجه باید بیمار را به سوی ناخودآگاه سوق داد تا بتوان به ناخودآگاهش دسترسی پیدا کرد. احساس تقصیر و گناهی که برای جان در تمام دوران زندگی اش به دلیل واقعه یی که در دوران کودکی برایش رخ داده بود به شکل کابوس نامنسجم شکل گرفت. بهترین صحنه این فیلم صحنه یی است که درها یکی پس از دیگری باز می شوند، این همان نظریه فروید است که ادعا می کند ناخودآگاه به راحتی در اختیار شما قرار نمی گیرد، این درهایی که پشت سرهم باز می شوند در واقع لایه های مختلفی است که ما از ضمیر ناخودآگاهمان باز می کنیم تا به عمقش نفوذ کنیم و کاملاگویای آن است که در آن لحظه ما به ناخودآگاه کاراکترمان دسترسی پیدا کرده ایم. این بهترین بیانیه سینمای هیچکاک بوده است که ذهن همچون لایه های مختلفی پس زده می شود تا به گذشته بر گردیم و به یاد بیاوریم.

عناصر منطبق بر نظریات فروید در فیلم طلسم شده
شخصیت جان: جان (گریگوری پک) به دلیل اتفاقی که در دوران کودکی اش رخ می دهد دچار یک نوع اضطراب می شود و باعث می شود خود را در آن واقعه مقصر بداند. حادثه هولناکی که در گذشته برای او اتفاق افتاد یک احساس عذاب وجدان را برای او به جای گذاشت. بخش دیگر اختلال روانی او زمانی باز می گردد که به ناچار مجبور می شود از یک هواپیمای در حال سقوط بیرون بپرد. این مشکلات باعث می شود که بخشی از حافظه خود را از دست بدهد و این تصور در او ایجاد شود که دکتر ادواردز نیر به دست او کشته شده است. در این فیلم خیلی حساب شده روانکاروی را مورد بررسی قرار می دهد، جان را روی صندلی قرار می دهند تا مشکلات روحی او را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، شباهت های زیادی بین نحوه میزانس های آن صحنه و نحوه عملکرد فروید وجود دارد.

کودکی
جان زمانی که کودکی هفت ساله بود از روی طارمی سر خورده و به برادرش که در انتهای آن نشسته بود برخورد می کند و او را روی نرده های نوک تیز فلزی پرتاپ می کند و این اتفاق باعث مرگ برادرش می شود لذا جان در تمام دوران زندگی اش احساس گناه می کند و این باعث پیدایش مشکلات روانی در او می شود.

خواب ها
دکتر برلف (مایکل چخوف) در این فیلم می گوید: رویاها به تو می گویند همه چیز با هم مخلوط شده است، این رویاها شبیه به تکه های پازل هستند که درجای مناسب خود قرار نگرفته اند. آن مشکل روانکاوی نیز همین است. روانکاوان باید این تکه های پازل را مورد بررسی قرار دهند و آنها را در جای مناسب خود بگذارند تا متوجه شوند شیطان وجود چه چیزی را می خواهد بگوید. این خواب ها شامل پرده هایی است که روی آن چشم های نقاشی شده و مردی با قیچی بزرگی که در دست دارد در حال پاره کرده آنهاست. او در بخش دیگر خوابش مردی را می بیند که روی لبه سقف شیب دار قرار گرفته، این مرد شبیه به همان مرد ریش داری است که در بخش قبلی خوابش دیده بود و از سقف شیب دار به پایین پرت می شود.مرد دیگر که همانند صاحب قمارخانه صورتش پوشیده است در پشت دودکش خانه ایستاده چرخی در دست دارد که آن چرخ را از روی سقف پرتاب می کند. در بخش دیگر خواب، جان در حال فرار کردن به سمت پایین هرم است و یک جفت بال بزرگ او را تا پایین هرم دنبال می کند. جان در حال فرار کردن است
در حالی که بال ها در تعقیب او هستند.

تفسیر خواب های جان
چشم های روی پرده نشان دهنده نگهبانان تیمارستان است. آن شخصی که با قیچی در حال پاره کرده پرده است در حقیقت خود جان است، چشم های روی پرده باعث نگرانی کاراکترمان شده و گویای آن است که جمعی در حال مشاهده جان هستند و او را در موقعیتی غریبی قرار داده اند. (مصاحبه با دکتر الستی) مردی که با ماسک هویتش را پنهان کرده است. در حقیقت دکتر مورچیستون رییس تیمارستان است که نمی خواهد هویتش آشکار شود، چرخی که در دست اوست نشان دهنده هفت تیر است. مرد ریش دار در قمار خانه دکتر ادواردز حقیقی است و صحنه یی که نشان می دهد آن مرد از سقف شیب دار به پایین پرتاب می شود اشاره به آن دارد که دکتر ادواردز کشته شده است. سقف شیب دار اشاره به مکانی دارد که دکتر ادواردز در آن جا به قتل رسیده است. بال هایی که در حال تعقیب جان است در حقیقت اشاره به کنستانس دارد که همچون فرشته در حال حمایت از جان است. جان شاهد قتل دکتر ادواردز توسط مورچیستون در دامنه پیست اسکی می شود و در نتیجه باعث انتقال گناه از مرگ برادرش به مرگ دکتر ادواردز می شود.

روان رنجور آسیب زا
حملات روانی جان از زمانی آغاز می شود که خط های سیاهی را روی سطح سفید مشاهده می کند و این باعث تداعی نرده هایی می شود که برادرش روی آن کشته شد. در فردی که دچار روان رنجوری می شود دو مشخصه به شکلی بارز جلوه گر می شود، نخست به نظر می رسد که عامل عمده سبب آنها مبتنی بر هول و رعب باشد، دوم زخم و جراحتی که به طور همزمان وارد می شود بنا به قاعده مخالف تحول روان رنجوری عمل می کند. رعب و ترس اضطراب را به شیوه یی نادرست به عنوان اصطلاحاتی مترادف به کار برده اند. مطالعه خواب ها و رویا می تواند موثق ترین روش تحقیق فرآیند ذهنی عمیق باشد، خواب ها و رویاهایی که در روان رنجوری آسیب را رخ می دهد این مشخصه را دارد که مکررا بیمار را به وضعیت حادثه یی که برای او رخ داده باز گرداند، وضعیتی که او با در افتادن به رعبی دیگر از آن بیدار می شود.
منبع: مگ ایران


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7793

  تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۲۱:۵۴