یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

اما همیشه یک «اما» هست…!

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»

 
«او برای من خدایی بوده».

 
از دیشب این جمله در ذهن ام تکرار می شود. البته شکسته شدن این «خدایان زمینی» برای خود فرد معتقد، شاید واقعه دردناکی باشد، اما مگر حکایت تازه ای است؟ دکتر کدیور این موضوع را در کتاب شان « مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم» در فصل «مقایسه روشهای مختلف درمانی بر اساس درخواست بیمار» به طور کامل توضیح داده اند. در صفحه ۱۲ ایشان «مقولۀ درمانگر و جایگاهی که او در درخواست بیمار و برداشت خودش اشغال می کند.» را چنین توضیح می دهند: «بیمار به یک درمانگر خاص مراجعه می کند، زیرا فکر می کند آن درمانگر قادر به تسکین رنج اوست. او به دنبال «کسی است که فرض می شود بداند».* دانستن در اینجا نه به معنای احاطه بر یک دانش مبتنی بر نشانه شناسی، فارماکولوژی، تئوری های روانشناسی یا روانکاوی است، بلکه به معنای دانستن این است که در وجود من چه می گذرد، «دانستن ناخودآگاه من». در نتیجه درمانگرها بر اساس جایگاهی که بیماران به آنها می دهند و براساس باور خودشان از این جایگاه به چند دسته تقسیم می شوند.
۱. بسته به اینکه بیمارشان آنها را در جایگاه « کسی که فرض می شود بداند» قرار می دهد یا نه؟
۲. بسته به اینکه خودشان خود را در جایگاه « کسی که فرض می شود بداند» می دانند یا نه؟»

 
در مورد فرد مورد نظر انگار هر دو مورد اتفاق افتاده، دوست ما ۷ سال منتظر مانده و از پول و وقت خود سرمایه گذاشته و به نتیجه ای نرسیده است، و درمانگر (دکتر صنعتی) با حفظ این جایگاه به عنوان درمانگر همانطور که در صفحه ۱۳ دکتر کدیور ادامه می دهند: «رواندرمانگر با وجودی که در بسیاری از موارد می داند که در این جایگاه نیست، ولی قبول می کند که این جایگاه را اشغال کند و از این مکان به بیمار پاسخ دهد و همین مساله او را در وضعیتی توانفرسا قرار می دهد….».

 
از همین مکان بوده که به بیمار انگ های مختلفی به اسم روانکاوی می چسبانده و آن بنده خدای بی خبر را باز هم بی خبر تر می گذاشته! آنهم به نام روانکاوی نه رواندرمانی! دکتر کدیور در صفحه ۱۴ در مورد برخورد روانکاو و این درخواست بیمار می گویند: «اما یک روانکاو واقعی، یعنی روانکاوی که خودش به طور صحیح و کامل روانکاوی شده باشد، می داند که «کسی که فرض می شود بداند» در خارج از بیمار نیست و دانشی را که بیمار به دنبال آن است در خود اوست، در ناخودآگاه اوست.»

 
تعبیرهایی که دکتر صنعتی با اشغال این جایگاه به بیمارش داده، یا به عبارتی تعبیرهای «روحوضی» وی، بیشتر به «ترانه های درخواستی» شبیه بوده تا «تعبیر»!

 
دکتر کدیور در مورد تعبیر روانکاو در صفحه ۱۴ کتاب چنین می گویند: «تعبیر یعنی بزرگ نمایی حرفهای خود بیمار. یعنی واداشتن او به شنیدن آنچه خودش می گوید. زیرا بیمار به رغم تمام رنج هایش و به رغم تمام تلاشهایش درعمق وجودش نمی خواهد بداند. روانکاوی که در این تله بیفتد و باور کند که در «جایگاه کسی که فرض می شود بداند» قرار دارد نهایتأ کارش به دستورالعمل دادن و نصیحت کردن می رسد و اگر خیلی «دانشمند» باشد مشغول القاء تئوریهای خود به بیمار می شود.»

 
۷ سال به زعم خودشان «موش آزمایشگاهی بودن» برای کسی که بدون هیچ مدرک و بدون هیچ تلاش و بدون هیچ پشتوانه علمی – تخصصی و صرفا با رانت خواری، جایگاهی اینچنین اشغال کرده، البته موضوعی دردناک است؛ هم برای خود بیمار و هم برای کل جامعه ایرانی! اما، همیشه یک اما هم هست؛

 
– شروع کلاس های گروه عرصه فرویدی – مکتب لکان از سال ۱۳۸۰، یعنی ۱۳ سال پیش!
– اولین چاپ کتاب خانم دکتر در سال ۱۳۸۱، یعنی ۱۲ سال پیش!
– شروع پنج شنبه های فرویدی از مهر ماه ۱۳۸۴، یعنی از ۹ سال پیش!
– شروع جلسات آشنایی با فروید و لکان از سال ۱۳۸۵، یعنی از ۸ سال پیش!
– – کسب مجوز فعالیت انجمن ارتباط با جامعه جهانی در شروع بهار سال ۱۳۸۶ و کسب مجوز فعالیت انجمن فرویدی در سال ۱۳۸۷، یعنی از ۸ سال پیش!
– – شروع به کار مرکز روانکاوی آفریقا از سال ۱۳۹۲، یعنی از یکسال پیش!

– شروع به کار سایت انجمن فرویدی از سال ۱۳۹۳، یعنی امسال!
– شروع کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران» از سال ۱۳۹۳، یعنی امسال!
و اینهمه بازتاب و انعکاس و …….
«و ورای تمام اینها هنوز مانده که آرامش این دنیا را باز هم با روش دیگری که به زودی خواهید شنید به هم بزنیم» (جمله پایانی فروید در سخنرانی ۱۸ «تثبیت در تروماها ـ ناخودآگاه» (۱۹۱۶)

*Subject Supposed to Know

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7949

  تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۴۲