شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

اندر احوالات «خارج»

نویسنده: معصومه هاشمی طاهری

 

تازگی ها کشف کرده ام که خارج خیلی جای عجیب و غریب و ناشناخته ای است. خیلی با این جایی که ما زندگی می کنیم فرق دارد. من تا حالا اصلاً خارج نرفته ام ولی از آنجا که جدیداً دو شخصیت بزرگ، یکی از خارج برگشته (سال ها قبل) و دیگری از خارج آمده (چند سال قبل) را دیده ام و در احوالات این دو قطب عالم روانکاوی غور و تفحص کرده ام و همچنین به دلیل اینکه به لطف زحمات و کارهای خارق العاده این دو بزرگ تعدادی خارجی (پیر و جوان، خرد و کلان، موبور و…) را از نزدیک (از یک فاصله چند متری) دیده ام، با خارج و خارج رفتگان و از خارج برگشتگان و خارجی ها آشنا شده ام و در همین راستا تصمیم گرفتم در احوالات آنها مطلبی بنگارم تا خوانندگان سایت انجمن فرویدی بالاخص اعضای انجمن فرویدی که ظاهراً تمام عمر گرانمایه خود را داخل همین کشور ایران سپری کرده اند و حتی اگر هم به خارج رفته باشند هرگز گذرشان به England دست راست درب سوم و حومه شهر بوستون نیفتاده، متوجه شوند که ره به ترکستان می برند. (اشاره به بیتی که خودتان بهتر بلدید.)

 

خب، داشتم می گفتم، این اعضای انجمن فرویدی، بیچاره ها فکر می کنند هر کاری راهی دارد، اما نمی دانند که هر کاری راهی دارد. و نیز راه دررو هم دارد. ای بابا، توضیح دادن این جمله آخر ـ و نیز راه دررو هم دارد ـ برای این جماعت انجمن فرویدی خیلی سخت و طاقت فرسا و زمان بر است. اصلاً راه دررو در مغز این بنی بشرها نمی رود که نمی رود. (اشاره به ماجرای میخ آهنین و… که خودتان بهتر بلدید.) خب البته حق دارند طفلک ها. خارج نرفته اند که. نمی دانند. بابا جان! در خارج یک جایی هست که حالا آدرس دقیقش را هر وقت آقای صنعتی صلاح دانست و اعلام کرد، خدمتتان می گویم، آنجا اگر شما در رشته روانپزشکی تحصیل کنی یا اینکه تحصیل نکنی، در سالی که تحصیلاتت را به پایان بردی (همان سالی که خیلی متغیر است و مدام یکی بالا و پایین می شود. حتی این سال آنقدر عجیب است که طی تبدیل آن از میلادی به شمسی و برعکس، یک سال عقب و جلو می شود. اصلاً ولش کن. حالی کردن این موضوع به اعضای انجمن فرویدی خیلی مشکل، بل غیرممکن است. این همه لکان در مورد زمان حرف زده ولی این اعضای انجمن فرویدی باز هم این موضوع متغیر بودن این سال شگفت انگیز را باور نمی کنند. از بس که کوردلند. از بس که جاهلند به این موضوع خارج. اصلاً به خاطر همین جهالت اعضای انجمن فرویدی است که این پرانتز این قدر طولانی شد. و کلاً همه این بحث ها طولانی شده.) بله داشتم می گفتم، آنجا در خارج در سالی که تحصیلاتت را به پایان بردی یا نبردی، یک مبلغ ناچیز ـ می بینم که چشمان اعضای انجمن فرویدی گرد شده. بی خیال اینها، بیایید به بحثمان ادامه دهیم ـ به یک جای دیگری که اصلاً اسمش چیز دیگری است می دهی و عضو آنجا می شوی. همین. تمام شد. آنجا از این مسخره بازی های دانشگاه های ایران را ندارند که مثلاً می گوییم فارغ التحصیل رشته فلان از دانشگاه فلان در سال فلان. در خارج یک جایی درس می خوانند یا حتی نمی خوانند، بعد عضو یک جایی می شوند و بعد هم از آنجا می آیند ایران یک رشته دیگر را درس می دهند. آنجا نمی مانند که. خارج است دیگر است. این جوری است.

 

اصلاً خارج این جوری است که در یک دانشکده، روانپزشکان گرد هم می آیند و این دانشکده متعلق به دانشگاهی است که مال کل همان کشور است و البته این دانشگاه همین یک دانشکده را هم دارد. آن وقت می شود دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان. این شاید برای شما عجیب باشد ولی برای خارج نه. این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اصلاً یک جوری است که حتی می تواند اسمش هر زمان که لازم شد تغییر کند. هر زمان که لازم شد بگویند غلط چاپ شده بوده و اشتباه ترجمه شده بوده. هر زمان که لازم شد. حالا اگر این اعضای انجمن فرویدی مسأله زمان را بفهمند خیلی خوب می شود.

 

خب آنجا خارج است. وقتی درس کسی تمام می شود به او می گویند برو خدمت کن. و حتی یک برگ کاغذ هم به عنوان مدرک به او نمی دهند. برای اینکه این کاغذپاره ها اصلاً ارزشی ندارد برای خارجی ها. اگر برگردی به آنها بگویی آقا یک خط بنویس من ببرم مملکتم نشون بدم بگم این مدرکم است، بهشون برمی خورد. والا. خارجی اند. حساسند. شما مگر در کنگره شرکت نکردید ندیدید آن موبورها چه ناز و حساس بودند؟ حالا شما خودتان تصور کنید در کنگره، جلوی این خارجی هایی که مدرک و تصویر آن و این جور ظواهر برایشان بی مقدار است و اصلاً از این کاغذبازی ها ندارند، اعضای انجمن فرویدی رفته اند از آقای صنعتی سوال کرده اند مدرکت کو؟ دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ وااااای!!! عجب آبروریزی تاریخی شد!!! وااسفا!

 

آنقدر این اعضای انجمن فرویدی سمجند، آدم امیدش را برای اینکه حالی اینها کند که خارج چه جور جایی است از دست می دهد. هر چه می گوییم بابا جان آنجا خارج است با ایران فرق دارد، باز حرف خودشان را می زنند که روانکاوی از روانپزشکی و روانشناسی جدا است. خارج یک جایی است که شما کافی است چند سالی آنجا بوده باشی. لازم نیست در هیچ زمینه خاصی درس خوانده باشی. آنها به تو یاد می دهند که «مردم دروغ را دوست دارند»، آن وقت شما بعد از چند سال از خارج برمی گردی و می گویی از فلان جا فوق تخصص روانپزشکی گرفته ام و یکهو شروع می کنی به روانکاوی کردن مردم و روانکاوی یاد دادن به مردم. خب آدم چند سال خارج باشه همین طوری می شه دیگه.

 

برای فهم موضوع خارج خیلی باید دقت کنید. آخر نکات ظریف زیادی هست. (هزار نکته و… که خودتان بهتر بلدید.) مثلاً یک خارج دیگری را می شناسم که به یک شرکت سهامی می گویند دانشگاه. اصلاً این جوری است که از خارج که می آیند، می گویند دانشگاه بوستون درس خوانده ایم. خب، چه اشکال دارد حوالی شهر بوستون بوده دیگه؟ درست گفته خب. در مورد کلمه دانشگاه هم خب آرزو داشته بره دانشگاه، شما چرا بخیلی؟ در هر صورت خارج این طوری است ولی این اعضای انجمن فرویدی کلاً موجودات لج درآری هستند و تا ته و توی قضیه ای را درنیاورند ول نمی کنند. بی ادب ها رفته اند درآورده اند که این دانشگاه بوستون آن دانشگاه بوستون نیست. اصلاً دانشگاه نیست، شرکت سهامی است و… کلاً از این حرف های شرم آور در سایتشان چاپ می کنند. اصلاً هم هیچ وقت نمی توانند این مسأله زمان را بفهمند که خب آن زمان که خانم همایونپور از خارج آمده برای رفتن به دانشگاه شهید بهشتی باید چیز دهن پرکنی می گفته. اصلاً این انجمن فرویدی ها چه می فهمند زمان یعنی چه.

 

علی ای حال، خارج یک جایی است که اصلاً به فکر خودش نیست. به هیچ عنوان. به فارغ التحصیلش درجه دکترا که اصلاً هم معادل PhD خودمان نیست (این ظواهر اهمیتی هم ندارد. مهم این است که آدم را خانم دکتر صدا بزنند.) بله، درجه دکترا می دهد و می گوید برو در کشورهای دیگر خدمت کن. خارج برای اینکه ثابت کند اصلاً به فکر خودش نیست اصلاً مجوز فعالیت در خارج را به فارغ التحصیلانش نمی دهد. به این می گویند وطن پرستی. یاد بگیرید اعضای انجمن فرویدی.

 

خارج یک جور جایی است که اگر از آنجا برگردی یا بیایی، اصلاً لازم نیست برای حرفی که می زنی منبعی ذکر کنی. دلیلی ندارد چنین کار چیپی بکنی. تو از خارج آمده ای. این جور کارها برای تو کسر شأن است.

 

تازه خارج یک جور زبانی هم صحبت می کنند که فی نفسه بار علمی دارد. به خدا. این را در کنگره فهمیدم. وای بر من که این قدر دیر فهمیدم. ولی خوب شد که فهمیدم. از این به بعد زبان خارجی ام را هی تقویت می کنم که علمم افزایش پیدا کند. چه کاری است آدم وقتش را تلف کند و فروید بخواند؟ شما اگر زبان این خارج را بلد باشی، آن وقت می توانی هر اتفاقی که برایت افتاده که البته بهتر است عاشق یکی شده باشی یا یکی عاشقت شده باشد ( این دو مورد خیلی بار علمی دارد، خیلی زیاد. خیلی خیلی زیاد. مجبورم تأکید کنم چون تا قبل از کنگره این موضوع را اصلاً نمی دانستم و برای من خیلی تازگی دارد.) بله، همین چیزها را، در کنگره به عنوان سخنرانی علمی تعریف کنی. آن وقت اگر این اعضای انجمن فرویدی خارج ندیده هم خدای ناکرده سر و کله شان پیدا شد و پرسیدند کجا آموزش دیده ای؟ فروید کی این حرف را زده؟ منبعت چیست؟… در جوابشان قاطعانه بگو: سؤال تئوریک بپرسید. اگر این جواب افاقه نکرد و باز هم پرسیدند، شما زل بزن بهشان و لال شو. این بهترین حالت است وقتی ازت منبع خواستند.

 

بگذارید برای اینکه حق مطلب خارج را ادا کرده باشم، این را هم بگویم که خارج یک جور جایی است که تاجران یک شرکت سهامی همان طور که گفتم وطن پرستند و اصلاً اجازه کار به تولیداتشان در خاک خارج را نمی دهند تا آنها مجبور به خدمت در دیگر کشورها شوند. این تاجران بابت این فداکاری و ازخودگذشتگی، تنها چیزی که از تولیداتشان می خواهند اینکه آنها حداقل «مدت کوتاهی» در یک دانشگاه معتبر (مثلاً دانشگاه شهید بهشتی) مشغول شوند تا آنها هم از اعتبار آن دانشگاه استفاده کنند و تا ابد اسم آن را در سایت شرکت سهامی خود بیاورند. و بدین ترتیب، از خودگذشتگی تاجران بی جواب نماند. (تو نیکی می کن و… که خودتان بهتر بلدید.) عجب مسأله ای است این مسأله زمان و مدت کوتاه و…

 

نکته مهم خارج این است که به واسطه آن می توانید فروید نخوانده روانکاو شوید. فروید نخوانده، فرویدی شوید. و چون آنجا خارج است و شرکت سهامی و تجارت و درواقع چون آنجا امریکاست، لازم است تولیدات سریع به بازار مصرف برسند. بنابراین ضرورتی ندارد مثل اعضای انجمن فرویدی وقت خود را صرف فروید خواندن و طلبگی و این حرف ها کنید. اعضای انجمن فرویدی که مسأله زمان را درک نمی کنند که. شما که درک می کنید، می توانید سه ماهه روانکاو شوید. کافی است به گروه فرویدی تهران که در سراسر ایران هم شعبه می پذیرد، بپیوندید. راهتان دور است؟ تلفن که دارید؟ خب، پس مشکلی نیست. فقط یادتان باشد از همان آغاز، به فکر خرید کاناپه باشید. چون شما در چشم برهم زدنی روانکاو خواهید شد. ظاهراً به زودی لازمتان می شود.

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=5331

  تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت: ۲۲:۵۲