پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

اندر فواید رشته دانشگاهی روانکاوی

چهارشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۳

آقای امیر پ. مطرح کرده:
ممنون از وقتی که گذاشتید و جوابی که دادین. اما چند نکته:
۱.  روش تحقیقی که زمان فروید حاکم بود و روش تحقیق امروزی تفاوت های زیادی کرده اند و امروزه متدهای پیشرفته تری آمده که به قول فروید صرفا یک عدد نیست
۲.  نظرتان در مورد اینکه کرنبرگ رییس انجمن روانکاوی بین المللی در دانشگاه کلمبیا روانکاوی تدریس می کند و مدرک روانکاوی می دهد چیست؟ اکنون سه دانشگاه در دنیا در این باره مشغول هستند. دانشگاه یو سی ال، کلمبیا و بوستون. گویا از نظر این افراد که انصافا از چهره های شاخص روانکاوی هستند، روانکاوی یک حیطه دانشگاهی است. از جمله این افراد استرن و فوناگی و … هستند.
۳.  در مورد اینکه اگر روانکاوی لکانی اثربخش نبود پس امروز میلر و کدیوری نبود موافق نیستم. یک طرفدار عمه درمانی هم می تواند بگوید که اگر اثربخش نبودیم پس الان مارک فیشر و بوسکاگلیایی هم نبودند. چه معیاری اثربخشی لکانی را از یک رویکرد شبه علمی جدا می کند؟

با سپاس

 

 

 

 

پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳

با درود
دوست عزیز

۱. در مورد «متدهای پیشرفته تر تحقیق» شما لازم است برای ما توضیح دهید منظورتان دقیقاً چیست و این متدها از زمان فروید چه پیشرفتی کرده که اینقدر ما از آن بی اطلاعیم. ضمن اینکه روشی که فروید برای تحقیقاتش به کار برد، از زمان خودش بسیار پیشرفته تر بود؛ همانطور که خود شما اذعان کرده اید.
۲. اما در مورد اینکه «کرنبرگ رییس انجمن روانکاوی بین المللی در دانشگاه کلمبیا روانکاوی تدریس می کند و مدرک روانکاوی می دهد» نظر ما این است:
الف) طی انتخابات ۲۰۱۳ IPA (انجمن بین المللی روانکاوی) تا سال ۲۰۱۵ رییس این انجمن آقای استفانو بولوگنینی است.
President
Stefano Bolognini
secretary.president@ipa.org.uk

 

آدرس ایمیل ایشان را هم می دهیم که اگر خواستید، به ایشان اطلاع دهید که شما «کرنبرگ» را به جای ایشان به عنوان رییس این انجمن به رسمیت می شناسید!
در ضمن می توانید بورد این انجمن را در این صفحه:

http://www.ipa.org.uk/en/About/Governance/Board_of_Reps/en/IPA/board_of_representatives/ipa_board_of_representatives.aspx?hkey=ffdc30a7-cac6-4ee9-b6cc-8a160cbc1
مشاهده کنید و ببینید که هیچیک از کسانی که اسم بردید در این بورد حضور ندارند.
در انجمن فرویدی ما بر اساس «ضوابط بین المللی روانکاوی» ادعای هر کسی در این جهان را به عنوان روانکاو «راستی آزمایی»[۱] می کنیم. توصیه می کنیم «سه شنبه های رازی» به تاریخ ۹۳/۳/۲۷ را گوش کنید تا متوجه شوید که مساله آن «دانشگاه هایی که روانکاوی تدریس می کنند»، آن «مدرک روانکاوی» که می دهند و آن «چهره های شاخص» که معتقدند «روانکاوی یک حیطه دانشگاهی» است، چیست. البته می توانید مطالب «روانکاوی کوتاه مدت»، «همدون دوره و گردوش نزدیک»، و «خر چه داند قیمت نقل و نبات» را در همین ارتباط از سایت انجمن فرویدی بخوانید. «چهره شاخص روانکاوی» هم برای ما هر «چخ بختیار»[۲]ی که خود را روانکاو می نامد نیست، ما چهره های شاخص روانکاوی را فروید، لکان، ژک آلن میلر ـ بنیانگذار انجمن جهانی روانکاوی و تنها شاگرد لکان که اجازه نشر آثار او را دارد ـ و دکتر میترا کدیور ـ تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی از دریای چین تا دریای سیاه[۳] ـ می دانیم. می بینید که چقدر بین ما فاصله هست؟
ب) اما در مورد «مدرک روانکاوی» نیاز به توضیح بیشتری است: رشته روانکاوی در خود فرانسه هم در دانشگاه ها تدریس می شود و اولین نفری هم که این ابتکار را به خرج داد و این رشته را به راه انداخت خود لکان بود که به وزیر علوم وقت نامه نوشت که من می خواهم دپارتمان روانکاوی در دانشگاه تاسیس کنم. در حال حاضر دانشگاه پاریس ۸ همین کار را انجام می دهد یعنی افراد می توانند تا مقطع دکتری در این دانشگاه تحصیل کنند. در تمام شهرهای فرانسه هم رشته روانکاوی در دانشگاه تدریس می شود و تا مقطع فوق لیسانس مدرک روانکاوی داده می شود. اما نکته مهم این است که این مدارج تحصیلی دانشگاهی به کسی اجازه نمی دهد که خود را «روانکاو» بنامد. این مدرک فقط به این معناست که دارنده آن «دوره های دانشگاهی» رشته روانکاوی را گذرانده است. و این تازه در مورد «دانشگاه» است تا چه برسد به مدرسه عالی و علمی ـ کاربردی و … یعنی آدم ها اگر از دانشگاه پاریس ۸ مدرک دکترای روانکاوی بگیرند «روانکاو» نیستند چه برسد به بقیه دانشگاه ها و مدارس عالی و …
برای روشن تر شدن موضوع اجازه دهید مثالی بیاوریم: در ایران ما رشته دانشگاهی الهیات داریم که می توان تا مقطع دکترا در آن تحصیل کرد ولی تحصیل در این رشته کسی را «آیت الله» نمی کند. برای این امر باید فرد در «حوزه» تحصیل و «مدارج» آن را طی کند. در غرب هم برای کاردینال شدن همینطور است یعنی فرد باید به حوزه (های خودشان) برود و صرف تحصیل در رشته تئولوژی کسی را کاردینال نمی کند. بنابراین فرق هست بین گذراندن مدارج دانشگاهی و طی یک مسیر.
۳. اما نوشته بودید: « یک طرفدار عمه درمانی هم می تواند بگوید که اگر اثربخش نبودیم پس الان مارک فیشر و بوسکاگلیایی هم نبودند. چه معیاری اثربخشی لکانی را از یک رویکرد شبه علمی جدا می کند؟» شما اول بگویید با کدام «متد پیشرفته تر تحقیق» و طبق چه «معیاری» ثابت می کنید که مارک فیشر و بوسکاگلیایی محصول «اثربخشی» «عمه درمانی» هستند تا ما هم بقیه اش را بگوییم. در ضمن توجه دارید که شما دارید «عمه درمانی» را «یک رویکرد شبه علمی» معرفی می کنید و با اینحال از «متد پیشرفته تر تحقیق» صحبت می کنید؟ در مورد «اثربخشی عمه درمانی»، اگر اثر بخشی دارد ـ که به نظر می رسد داشته باشد ـ این وظیفه علم است که پاسخ آن را پیدا کند که چرا اثر دارد؟ نه اینکه چون نمی تواند پاسخش را پیدا کند آن را «غیرعلمی» یا «شبه علمی» بداند. خیلی چیزها در این دنیا هست که اثربخشی دارد و علم نتوانسته پاسخی برایشان پیدا کند و اسمش را خرافات و … گذاشته ولی این قصور از سوی علم است که نمی تواند پاسخی برای آن پیدا کند.

 

با احترام
انجمن فرویدی

[۱] . اصطلاحی که دکتر کدیور به کار برده اند.

[۲] . «روانکاوی هرگز بی اثر نیست و اثرش آن چیزی نیست که در فرهنگ ساده لوحی چخ بختیارها نگاشته شده است.»، پی نوشت دکتر کدیور بر اولین جلسه هیأت مؤسس انجمن فرویدی، ۱۳۸۷/۸/۱۴

[۳] . نشریه الکترونیکی لکان کوتیدین، «On nous écrit de Téhéran»، ایمیل دکتر کدیور به آقای میلر به تاریخ ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲، ص ۱۳


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3514

  تاریخ انتشار: ۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۲۱