شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:«خودکشی» + صادق هدایت، روانکاوی در انجمن فرویدی، زباله گردی مهرداد افتخار و«هم آوا»یان، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی

اگر صادق هدایت همعصر ما بود ما شاهد شاهکاری به نام (( آقای دکتر )) بودیم

دوشنبه ۰۱ آذر ۱۳۹۵

قاسم شهروندی از تهران:
با گذشت زمان اندکی از برگزاری کنگره ای عقیم تحت عنوان پر طمطراق (( روان کاوی و روان درمانی پویای ایران )) و فرونشستن غبار هیجانات و احساسات و حاشیه های آن در مقام یک شهروند کشورم ایران ، به طرح دیدگاه خود به این همایش تشریفاتی ، پرهزینه و صد البته بی فایده که در قالب ملی و بین المللی برپا شد می پردازم .
به گمان برخی نظر یک شهروند عادی در خصوص کنگره ای تخصصی را نباید چندان جدی گرفت و یا بفرموده فرمانفرمایان ، به بهانه پیچیدگی های غامض و فوق تخصصی و نکات پیچیده تر از مو در ملاحظات فنی اجازه ورود به عموم افراد یا اقشار یا اصناف جامعه را از ما دریغ کنند که شما نباید پا در گلیم ما نهید .
شاید در نگاه اول بنظر رسد که حق با انهاست اما لطفا” لختی درنگ کنید .
هر حوزه تخصصی و عالمان آن حوزه بخشی از کلیت یک جامعه هستند و جزیی از بدنه آن محسوب می شوند. خارج از مباحثات و مطالعات درونی این بخش ها با عناصرو اجزا دیگر جامعه در تعامل و گفتگوی بیرونی قرار دارند . از این زاویه نگاه هر فرد یا گروهی بنا به حقوق شهروندی اجازه استیضاح (طلب وضوح ) را برای خود خواهد داشت . من هم تحت هیچ شرایطی وارد مباحث درونی و تخصصی این کنگره نخواهم شد اما حق خود را جهت ورود به این بحث برای به پرسش کشیدن مبادی ، مرزها ، معضلات ، نقاط کورو پیوستگی ها و گسستگی ها حوزه تخصصی شان را با جامعه بکار خواهم برد و هر چند امیدی بر انها نیست اما خواهان برسمیت شناخته شدن حق خود از سوی جامعه هستم .بخصوص که اینچنین گردهم آیی ها از مالیات های تامین می شود که ما شهروندان می پردازیم و یا از عایدات نفتی که ما و ایندگان هم از آن سهیم هستیم .
نظارت همگانی حق شهروندی ماست زیرا تجربه بشری ثابت کرده است :
۱- انسان ، انسان است . در یک جامعه دانشمندان و متخصصان و اندیشمندان با سایر عموم مردم از نظر گرانباری نیات ،تعلقات ، امیال و آمال ( از هرگونه خیر و شر ) مطلقا” هیچگونه تفاوتی ندارند و اگر خود را در معرض بازخواست نبینند از راه صلاح خارج خواهند شد.
۲- از منظری عمومی در یک جامعه اصلا” و ابدا” مهم نیست که یک شهروند چه عرضه می کند ؟مقاله یا کتاب ، فیلم یا قطعه موسیقایی زیبا ، خدمات پزشکی یا حقوقی و یا حتی تن پوش یا مواد خوراکی ، استاد دانشگاه باشی یا فروشنده خودروهای دست دوم. بدیهی است ما همه به هم محتاجیم و همه یکسان در مقابل این پرسش قرار داریم :
اینکه چگونه عرضه می کنیم ؟ و چرا عرضه می کنیم؟
با این مقدمه به نسبت طولانی به طرح این سوال اساسی می پردازم :
((این کنگره و همایش چه کارکردی داشته و چه نیازی را پاسخ داده است ؟ ))
با هنجارها ، ارزش ها و بینش های نوشته و نا نوشته مرسوم و حاکم بر سرشت و سرنوشت گردهم آیی های اینچنینی در کشورمان و تکیه بر منطق (سر و ته یک کرباس بودن )می توان چنین پنداشت که این مراسمات عموما” دارای سه کارکرد اساسی هستند :
۱ – ایجاد هیاهو و سر و صدای رسانه ای برای پر کردن چشم و دل قاطبه مردم .
۲ – رساندن این پیام به مسئولان عالی رتبه دستگاه های مربوطه و مقامات حکومتی که ما مشغول کارهای مهمی در سطح ملی و بین المللی هستیم .
۳ – آشنایی با افراد مختلف و یافتن ارتباطاتی سود مند و تشکیل شبکه های که در زمینه مربوط و زمانی مناسب کارایی های لازم را تامین نماید .
صد البته کارکردهای غیر رسمی دیگر نیز ممکن و قابل تصور است از جمله خوش خدمتی و تملق به فلان مسئول یا بهمان سازمان و یا در این وانفسای تاراج و اختلاس کف دست تنی چند را هم می توان چرب کرد .
رسم این همایش ها این است که متخصصان و اندیشمندان از هرگونه ارزیابی انتقادی به محضرشان بیمناک و ناراضی باشند . گاهی بوی تفرعن آنها ادمی را خفه می کند .هستند اساتیدی که خود را قله های رفیع علم و دانش و بصیرت می پندارند که وظیفه دیگران فقظ تجلیل و تکریم آنهاست .
اما دقت بفرمایید کارویژه این کنگره حکایت دیکری است که به کارکردهای فوق محدود نمی شود و کارکردی بغایت خطرناکتر را دنبال می کند . کوشش شده است بذر سمی نهفته در این کنگره با گنجاندن اسامی چند متخصص داخلی و خارجی به شکلی تزیین و آرایش شود تا سویه ضد اجتماعی آن پنهان بماند .تا یک حلقه دیگر از یک توطئه را پیش برند .این کنگره را باید در زمینه و تصویر بزرگتری مشاهده نمود تا نیت خائنانه بانیان و برگزار کنندگانش رسوا گردد .
این کنگره یخشی زنجیره ای از اقداماتی است که برای ((به محاق بردن علوم انسانی )) در حال طراحی و اجرا می باشد .
چنانچه همگان می دانند تمایز فاحشی میان علوم طبیعی ، مهندسی و علوم پزشکی با علوم انسانی و اجتماعی وجود دارد . عینیت پارادایمی رشته های علوم تجربی (طبیعی ، مهندسی و علوم پزشکی ) با کمک ابزارهای اندازه گیری و آزمایشی
و راه حل های مرجع گون (اصول روش شناسی ، الگوهای مقبول و رایج ) فیصله بخش اختلافات و منازعات عالمان خواهد بود اما در حوزه فوق العاده پایه ای علوم انسانی و با قدری فاصله علوم اجتماعی که در آنها دانش وجهی سوبژکتیو دارد و به این سادگی ها تن به اصول و قواعد سرراست و نظام مند مورد پسند رژیم های حقیقت قدرت ساخته نمی دهند هیچ آزمون فیصله بخشی وجود ندارد . امروز هستند کسانی که علوم انسانی را موی دماغ احساس می کنند و برای رسیدن به امیالشان در صدد حذف و یا حداقل مهار آن هستند . علوم انسانی بستر و زمینه ساز تفکر انتقادی است این به مذاق عده ای که در اندیشه انقیاد همه کانونهای معرفتی غیر همراستا با اهداف خود هستند خوش نمی آید و می خواهند اب را از سر بند کنند.
دومین کنگره روان کاوی و روان درمانی پویای ایران یک گام در سطح تاکتیکی برای پیشبرد یک برنامه استراتژیک در جهت دشمنی با وجه رهایی بخش علوم انسانی است . این کنگره بخشی از پازلی است که می خواهد روان شناسی و روان کاوی را ذیل علوم پزشکی به نفع مقاصد قدرت مصادره نماید.
متاسفانه امروزه شاهدیم عده ای با خوانش واژگونه از آثار اندیشمندانی سترگ چون فروید و فوکو ، راههای انقیاد اجتماعی را مهندسی معکوس می نمایند . به این کنگره در کنار آنچه بر سر سازمان نظام روان شناسی آورده اند و یا آنچه با ستم عریان بر انجمن فرویدی ایران و اعضای محترمش کردند و … بنگریم تا وضوح مطلب بیشتر شود .
در این راستا امثال جناب دکتر صنعتی و هم پالکی هایش نوک قله کوه یخی هستند که نمودارشده اند و به این آدم ها فرصت جولان داده شده است . به رغم همه غلو ها ی که ایشان در موردخود می کنند ایشان کاره ای نیستند فقط بازیگر صحنه هستند . ایشان و مافیایش ((عمله )) پروژه برچیدن بساط علوم انسانی هستند که برای بسط منافع حقیرانه شان حاضر به هرگونه پا اندازی در رکاب قدرت شده اند . راستی چه کسی بهتر از دکترصنعتی که بدون وجود مدرک با تکیه بر دروغ و رانت می تواند چنین دم بجنباند. این جنس آدم ها همان ((رجاله )) های صادق هدایت هستند . دقیقا” رجاله بودن هم مثل بیشعوری است ربطی به سطح مدرک و سواد و درآمد و جایگاه و مقام ندارد. می توان حتی در نقد صادق هدایت کتاب نوشت اما باز رجاله بود .
شاید اگر صادق هدایت همعصر ما بود به جای کتاب (( حاجی آقا )) از گونه ای دیگر از رجاله ها پرده برمی داشت و ما شاهد شاهکاری به نام (( آقای دکتر )) بودیم .
آقای دکتر این داستان آدمی علاقمند به روان کاوی ، ادبیات ، مباحث روشنفکری است اما کاسب نیز هست .در مطبش دارالتجاره دارد . او فعال مطبوعاتی است و اصلاح طلب چی است اما یادش نمی رود که بگوید به حکم سنگین وظیفه شرعی در سال های سخت جنگ مسئولیت پذیرفته است . این رجاله از ضرورت گفتگو بلغور می کند و به نقد فرهنگ عامه قلم می فرساید اما از شفافیت و صداقت گریزان است اخر خوب می داند ممکن است تشت رسوایش بر سرش بریزد . او موجود عجیبی است به اصطلاح کوچه و بازاری آدم تیزی است بدون تخصص و مدرک برای طالبان آن ، تخصص و مدرک می سازد . او هرچند سیه روز است اما سیاهکاری را خوب یاد گرفته است . او تاجر چیزی است که ندارد . با وزیر و وکیل می نشیند و سفارش کار می گیرد . او کار دیگران را راه می اندازد و کارش را پیش می برد . او هیچ پرنسیبی ندارد فقط این چیزها را دوست دارد : پول و منفعت شخصی . به همین خاطر او نشان می دهد برای ملت و توده و بخاطر ملت و توده حرف می زند اما برای انقیادملت و توده تلاش می کند.
قصه ، قصه تلخی است .
اما قابل کتمان نیست :
هرجا قدرت سرکوب حاکم گردد مقاومتی پدید خواهد آمد .
این مقاومت نادیده گرفتنی نیست .
پرچم مقاومت در مقابل این نیرنگ بازان اکنون به دست انجمن مردم نهاد (( انجمن فرویدی ایران )) قرار گرفته است .
استوار باشید و سر فراز
به امید بهروزی برای فردایی که رجاله ها میداندار آن نباشند.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=29063

  تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت: ۲۲:۳۷