شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

ای کودن ها، کسی را که تا پایان روانکاوی رفته از دادستان انتظامی نظام پزشکی می ترسانید؟

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»

 
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضاء محترم انجمن فرویدی

خانم هاشمی، کامنت عمیق شما رو بارها و بارها خوندم. کاملا حق با شماست. اون دانشکده کذایی توی ذهن خود ماهاست. ولی باید بگم که همونجور ک ب قول شما، سوال من منجر به ایجاد جرقه ای در ذهن شما شد، خوندن کامنت شما هم باعث شد که بتونم چیزی رو به ”کلمه” دربیارم که مدتها بود به صورت ناخوداگاه میدونستم:
”سوال پرسیدن” دردناکه! خیلی دردناک! و البته خطرناک!(حتی میتونه برای شما شکنجه به دنبال بیاره، بستری اجباری بیاره، شایعه پراکنی و افترا بیاره )
این درد، اول برای شخص مورد سوال و غالبا، بعدش هم برای شخصی که سوال رو پرسیده خواهد اومد.
فکر میکنم که هر کس که پا در مسیر روانکاوی گذاشته با این درد آشناست. با فحاشی مستمعین کنگره جعلی آشناست! با توهین اساتیدی! که روانکاوی رو سر کلاسهای درسشون به سخره میگیرن آشناست! بالاخره به شما میفهمونن که هیس! سوال ممنوع! و البته سوال پرسیدن، برای خود آدم هم میتونه خیلی دردناک باشه مخصوصا اگر آدم شروع کنه از خودش و درباره ”وجود” خودش سوال کنه. به هم ریختن باورهای آدم راجع به دنیا و خودش، درد کمی نیست. درد کمی نیست که آدم ببینه ”واقعا” کیه. اگه این درد نبود، بعید میدونم که رزیستانس به این شکل و معنایی که وجود داره، اصلا ضرورتی میداشت.
درد توهین و فحاشی و برچسب خوردن به کنار، اما به هیچ عنوان به گرد پای دردی نمیرسه که آدم تحمل میکنه، وقتی جرات میکنه از ”چیستی” خودش سوال کنه.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=10701

  تاریخ انتشار: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت: ۱۵:۴۵