یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:امیر عباس کشاورز – شبنم نوحه سرا – وحید شریعت -مهدی صابری-صابران، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

بعله همه چیز از «دانش کاربردی» شروع میشه

چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»

 
نظرات وحید شریعت در مورد دروغ و دروغگویی
«قبل از پاسخ به این سوال باید بگویم همه دروغگوها یک‌جور نیستند. بعضی‌ها فقط گاهی دروغ می‌گویند تا خود را از یک تنگنا برهانند یا به منفعتی برسند. در واقع فقط هنگام ناچاری این کار را انجام می‌دهند و قبول دارند دروغ گفتن کار بدی است، ولی کار خود را با اصطلاح «دروغ مصلحت‌آمیز» توجیه می‌کنند. احتمالا بیشتر دروغ‌هایی که با آنها برخورد می‌کنیم از این دست هستند.اما گاهی هم افرادی استاد دروغ هستند و گویی بدون دروغ، روزشان شب نمی‌شود. البته دروغ گفتن تنها نکته برجسته در زندگی این افراد نیست، بلکه دست انداختن دیگران، لاف زدن، چرب‌زبانی و ظاهرسازی نیز از دیگر خصوصیات آنهاست. این‌ دروغگوها خود را بزرگ‌تر، مهم‌تر، اثرگذارتر و قدرتمندتر از آنچه هستند، می‌پندارند یا نشان می‌دهند، احساسات دیگران برایشان مهم نیست و تنها منفعت و جایگاهشان است که برایشان اهمیت دارد، بنابراین به سادگی و بدون شرمندگی یا احساس گناه از دیگران بهره‌کشی می‌کنند و فقط به عنوان ابزاری برای پیشرفت خود به آنها نگاه می‌کنند. بدتر از همه اینکه در خلوت خود هم از کارهایی که انجام داده‌اند و بلاهایی که سر دیگران آورده‌اند احساس پشیمانی نمی‌کنند.
ببینید در این شرایط فقط با یک آدم دروغگو روبرو نیستیم، بلکه با مجموعه‌ای از مشخصات رفتاری و شخصیتی فردی مواجه‌ایم که او را از بقیه متفاوت می‌کند. به این مجموعه از خصوصیات «اختلال شخصیت سایکوپاتی» می‌گویند. افراد مبتلا به اختلال سایکوپات می‌توانند کارهای خطرناکی انجام دهند چون فقط منافع خود و گروهشان برایشان اهمیت دارد و به خاطر به دست آوردن آن از اینکه از هر روشی استفاده کنند، ابایی ندارند. گروهی از این افراد به سمت جرم، جنایت و بزهکاری کشیده می‌شوند و از زندان یا باندهای خلافکار سردر می‌آورند. نکته‌ای که موضوع را پیچیده‌تر می‌کند این است که تعداد زیادی از افراد سایکوپات بر خلاف انتظار ما اصلا سراغ این‌گونه خلاف‌ها نمی‌روند، بلکه همین خصوصیات خود را در محل کار و زندگی به صورت مخفی بروز می‌دهند. اکثرا ظاهری بسیار خوب و حتی جذاب دارند و با چرب‌زبانی خود دیگران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند، اما باطنشان کاملا متفاوت است و صد البته دروغگویی از بارزترین ابزارهایی است که از آن برای رسیدن به منافع‌شان استفاده می‌کنند. چه بسا با استفاده از روش‌های خود دستاوردهایی هم داشته باشند و به پست و مقامی برسند و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند.
دروغگوهای حرفه‌ای (غیر از سایکوپات‌ها) دسته مهم دیگری هم دارند که به آنها «دروغگوهای مرضی» گفته می‌شود. تفاوت اصلی این افراد با گروه قبلی این است که بسیاری از اوقات فرد دلیل خاصی برای دروغ گفتن یا رسیدن به یک هدف خاص ندارد درست برخلاف افراد سایکوپاتی‌ که کاملا «هدفمند» و «حساب شده» دروغ می‌گویند. به علاوه خلاف‌گویی‌های دروغگوهای مرضی بیشتر در حد خالی‌بندی‌هایی است که آنها را جلوی بقیه خیلی بالاتر، قوی‌تر یا موفق‌تر نشان دهد. خیلی از اوقات این دروغ‌ها به صورت سریالی پشت سر هم ردیف و با گذشت زمان بر پیچیدگی‌های آن هم افزوده می‌شود به طوری که کم‌کم فرد در دنیای دروغین خود کاملا فرد دیگری است با مشخصات و توانایی‌های متمایز. در این زمان است که اصطلاح دروغگوی مرضی کاربرد دارد.
برخی از افراد برای فرار از موقعیت دشوار یا به دست آوردن منفعتی دروغ می‌گویند که این نوع دروغگویی را می‌توان بیشتر محصول یادگیری دانست. در این موارد مشاهده رفتار دیگران و به خصوص پدر و مادر نقش مهمی دارد. البته برخی جنبه‌های فرهنگی هم بی‌تاثیر نیستند. مثلا اینکه ما معتقدیم در شرایطی دروغ گفتن می‌تواند از نظر اخلاقی قابل‌قبول باشد و به آن نام «مصلحت‌آمیز» می‌دهیم، نوعی تناقض شناختی در ذهن ایجاد می‌کند و ممکن است زمینه‌ای فراهم کند تا رفتار نادرست فرد (دروغگویی) در پوشش این اصطلاح قابل‌توجیه شود. متاسفانه نوع رفتار ما نشان‌دهنده این است که گویا انگ اجتماعی دروغ خیلی کمتر از برخی از تخلف‌های دیگر است. از این رو، کسانی که مرتب دروغ می‌گویند را دیرتر طرد می‌کنیم تا کسانی که مثلا فحاشی می‌کنند. اما دروغ گفتن در دسته دوم یا همان «سایکوپات‌ها» ابزار کار و پیشرفت است. پس، از آن به بهترین شکل استفاده می‌کنند. در مورد دسته سوم یا دروغگوهای مرضی هم دروغ گفتن به سبک زندگی‌شان تبدیل شده است. اینکه چه عواملی باعث ایجاد این وضعیت شده و احساس خودکم‌بینی در این شرایط نقش دارد یا نه، هنوز به خوبی مشخص نیست.
از توضیحاتی که دادم مشخص است هر دروغگویی را نمی‌توان اختلال روانی تصور کرد، بلکه اختلال زمانی است که یا همراه سایر مشخصه‌های اختلال شخصیت باشد یا به قدری زیاد باشد که باعث بروز اختلال در عملکرد فردی، اجتماعی یا خانوادگی فرد شود. اختلال شخصیت ضداجتماعی (که البته مقداری با سایکوپاتی متفاوت است اما همپوشی زیادی با آن دارد) و دروغگوهای مرضی همان‌طور که از اسمشان هم پیداست در زمره اختلالات روانی طبقه‌بندی می‌شوند.
افراد سایکوپات یا دروغگوهای مرضی واکنش خاصی نشان نمی‌دهند و گویی اصلا اتفاق خاصی نیفتاده و از کنار موضوع رد می‌شوند یا آن را بی‌اهمیت تلقی یا با دروغ‌های دیگر توجیه می‌کنند. اما دروغگوهای معمول که برای فرار از موقعیت دشوار یا به دست آوردن منفعتی دست به این کار می‌زنند، دچار اضطراب و پریشانی می‌شوند و برای توجیه یا انکار وضعیت خود به تکاپو می‌افتند.
…در مورد کسی که پیوسته دروغ می‌گوید زیاد نمی‌توان انتظار داشت که بتوانید مشکلش را حل کنید و به احتمال زیاد به کمک تخصصی نیاز دارد، اما اگر دروغ موردی است و نه مکرر، می‌توان امید داشت بررسی آن توسط خود افراد کارساز باشد. »
http://salamatiran.ir/NSite/FullStory/?Id=56579&Type=5

 

آقای وحید شریعت
• صنعتی- دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران- که می گوید از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان فارغ التحصیل شده است، در کدام دسته از دروغگویان قرار می گیرد؟
– دروغگوی مرضی
– دروغگو حرفه‌ای (غیر از سایکوپات‌ها)
-دروغگوی معمولی
• بنابراین استاد دروغ، رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه، از کدام اختلال رنج می برد؟
– اختلال شخصیت ضداجتماعی
-«اختلال شخصیت سایکوپاتی»
• چرا رئیس جدید بیمارستان ایران، وحید شریعت، از دروغگویان حمایت می کند؟
• کسی که خود دروغ می گوید، در باند خلافکاران و دروغگویان حرفه ای است، ولی در باب دروغ سخن می گوید چه نوع اختلالی دارد؟


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8853

  تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت: ۱۹:۵۰