یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سور مقصور کاسبان روان

«به زیست» شهری بود در روزگار قدیم

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»

 
“به زیست” شهری بود در روزگار قدیم و در آن شیخی کارآزموده “مراد” نام. روزی شاگردان شیخ سرآسیمه سوی او روانه شدندی به شکایت که یا شیخ تو بر درازگوش مراد سواری با رخصت از وروجک، با “سه نوع فرایند ورود آموزشی*” مویمان را سپید کردندی چون دندان و عاقبت، ما را مدرکی دادندی صادره از وروجک، بی شوی و بی همسر و بی کار!! چون است آن والامقامان؛ شیخ انگلند و گهربانوی ورمونت که “گروه” هستندی بی رخصت، روانکاو کنندی به سه سوت با امکان همسریابی و ریاست مریضخانه؟!
شیخ نالید: ما را نیز بنا نبودی مسیر آموزش با این مسااافت! چه کنیم آنکس که غنایم نزدیک ما آوردی “کامران” بود و آنکه غنایم نزد شیخ کنگره و گهر بانو، “رسول”؛ داننده کلام سحر “ایول، اولَه لهَ”، که “میان “کامران” من تا “رسول” ممد، تفاوت از زمین تا آسمان است!
شاگردان گریبان چاک داده میان “به زیست” و “گروه” سرگردان شدندی!

 

 

*http://www.psychoanalysis.ir/?xid=0239020031000000001&id=19

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=9251

  تاریخ انتشار: ۱۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت: ۲۲:۱۳