جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی، مافياي روان، وزیر مستعفی بهداشت

بیداری زمان را با من بخوان بفریاد/ ور مرد خواب و خفتی/«رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن»

شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطلب آقای احمد کریمی دهکردی:« دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد، پس من چگونه گوییم کاین درد را دوا کن»(تاریخ انتشار۱۸تیر۱۳۹۵).
و اما بعد:
زمانی که داشتم این شعر مولوی رو می خوندم یاد شعری از دکتر شفیعی کدکنی افتادم:

بیداری زمان را، با من بخوان بفریاد؛
ور مرد خواب و خفتی،
«رو سر بنه به بالین،تنها مرا رها کن»

و همچنین شعر« دریا»:
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون شب خفته ست.
دریایم و نیست باکم از توفان:
دریا،همه عمر، خوابش آشفته ست.
(دکترشفیعی کدکنی)

اقبال لاهوری:
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم
هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم
موج ز خود رفته ای تیز خرامید و گفت
هستم اگر میروم گر نروم نیستم!

با سپاس
گرگلی سارسعدلوبچاقچی
ازکویرسیرجان(استان کرمان)
۱۹تیر۱۳۹۵


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=24288

  تاریخ انتشار: ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۸:۵۹