جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:تاریخچه، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

تاریخچه انجمن فرویدی

فصل دوم


نویسندگان: منصوره اردشیرزاده ـ خدیجه فدائی

 

همانطور که در فصل اول گفتیم هیأت مؤسس با ریاست دکتر کدیور جلسات متعددی برای تدوین اساسنامه برگزار کرد و تمام اهداف آن بند به بند و کلمه به کلمه همانطور که شایسته «انجمنی منتسب به روانکاوی»[۱] است توسط روانکاوی فرویدی تعیین گردید. سرانجام در مهرماه ۱۳۸۴ اساسنامه تدوین شده در موعد مقرر تحویل وزارت کشور شد. اما بعد از قریب به یک سال هیچ پاسخ روشنی از سوی آن نهاد به ما داده نشد. ما متوجه شدیم که با وجود همکاری و حسن نیت مسؤولین مربوط، آنچه مانع پیشرفت کار پرونده در وزارت کشور است ذهنیت آنها در مورد روانکاوی است که آن را نوعی درمان می‌دانند.

 

۱. به همین دلیل در ۱۳۸۵/۱/۲۱ برای بار دوم دکتر کدیور به همراه یکی از اعضای هیأت مؤسس به وزارت کشور مراجعه کردند و با خانم … (کارشناس پرونده) گفتگو کردند و ضمن پاسخگویی به ابهامات مربوط به اساسنامه و اهداف انجمن، بر این موضوع تأکید کردند که «این انجمن هیچگونه فعالیت درمانی نخواهد داشت.»[۲] «ایشان توضیح دادند که ما در روانکاوی اعتقاد راسخ داریم که ناخودآگاه را درمان نمی‌کنند و حتی نسخه‌ای از کتاب خود را که دارای فصلی با همین عنوان است به ایشان تقدیم کردند با این امید که ابهامی در این مورد باقی نماند. ما خود می‌دانیم که تغییر باور انسان‌ها بسیار مشکل است و به همین دلیل ضرورت متشکل شدن در یک NGO را احساس کردیم و این را هم می‌دانیم که لزوماً می‌بایست کار خود را از درون نهاد مسؤول سازمان‌های غیر دولتی وزارت کشور شروع کنیم. به همین دلیل و برای اثبات این مطلب که ما اصلاً و ابداً قصد استفاده (یا سوء استفاده!) درمانی را از انجمن خود نداریم اعلام می‌داریم که نام انجمن ما می‌تواند «انجمن ناخودآگاه را درمان نمی‌کنند» باشد، اگر شما این را ترجیح می‌دهید.»[۳]

 

برای این کار تلاشی دوجانبه لازم بود: از جانب ما توضیح، رفع ابهام، تکرار و تأکید بر این موضوع که «در واقع روانکاوی یک روش ورای درمانی است»[۴] و از جانب آنها تلاش برای ایجاد درکی درست و شایسته از روانکاوی و رها کردن باورهای قبلی خود.

 

نتیجه قابل توجه دیگری که از این ملاقات حاصل شد این بود که کارشناس پرونده به عدم پیگیری رسول قورخانه چی نماینده انجمن در وزارت کشور اعتراض کرده و دکتر کدیور آنجا متوجه شدند که علاوه بر ابهامات وزارت کشور در رابطه با روانکاوی، رسول قورخانه چی هم مراجعات ناکافی و اهمال کاری‌هایی داشته است. به همین دلیل ایشان تصمیم گرفتند که مسؤولیت پیگیری کار پرونده در وزارت کشور را که تا آن زمان یک نفر انجام می‌داد، به سایر اعضای هیأت مؤسس نیز بسپارند تا روال کار متوقف نشود.

 

۲. آنچه در آن مقطع در وزارت کشور در حال انجام بود، همانطور که دکتر کدیور بارها به ما گفته بودند نمونه‌ای از کار فرهنگی عظیمی است که قرار بود توسط این انجمن در سطح کشور انجام شود که از همان زمان، حتی قبل از کسب مجوز فعالیت، شروع شده بود. دکتر کدیور از مدت‌ها قبل به شاگردان خود تکلیف کرده بود تا آنچه را که از دانش روانکاوی به آنها منتقل شده، به دیگران انتقال دهند. در همین راستا از آبان ماه ۱۳۸۵ کلاس‌های شاگردان دکتر کدیور در قالب جلسات آشنایی با روانکاوی شروع به شکل گرفتن کرد.

 

۳. در دی ماه ۱۳۸۵ در یکی از مراجعات به وزارت کشور متوجه شدیم که آنها، وزارت بهداشت را به عنوان ناظر تخصصی فعالیت انجمن انتخاب کرده و پاسخ استعلام و ایرادات وارده آن وزارتخانه را (به تاریخ ۱۳۸۵/۹/۲۳) به ما نشان دادند. «…به دنبال ایرادهای عدیده‌ای که در مورد پرونده ما عنوان می‌شد و تماماً هم مربوط به این سوء تفاهم بود که روانکاوی یک کار درمانی است پس بنابراین می‌بایست زیر نظر وزارت بهداشت و درمان انجام وظیفه نماید.»[۵]

 

ما برای روشن سازی و رفع این سوء تفاهم که روانکاوی از امر درمان متفاوت است، به دفعات مراجعه کردیم، اما پاسخی سرراست دریافت نمی‌کردیم.

 

از طرفی آنها سردرگم بودند که چرا وزارت بهداشت نمی‌تواند مرجع تعیین صلاحیت روانکاو بودن دکتر کدیور باشد. بارها متذکر می‌شدیم که دکتر میترا کدیور (رئیس هیأت مؤسس انجمن) تنها روانکاو ایرانی عضو انجمن جهانی روانکاوی هستند که مقر آن در فرانسه است و تنها آنها صلاحیت تأیید ایشان را دارند. آنها جواب می‌دادند که ما نمی‌توانیم از یک کشور خارجی ناظر تخصصی شما را انتخاب کنیم. لذا اذعان کردند که در این زمینه خلأ قانونی وجود دارد؛ زیرا بر طبق قانون شما باید ناظر تخصصی داشته باشید و از طرفی ما مرجعی برای نظارت بر فعالیت شما نداریم و این یک خلأ قانونی است. دکتر کدیور در مورد خلأ قانونی می‌گویند: «این قانون است که می‌بایست خودش را با بُعد واقع همگام نماید و از آن عقب نماند و موضوع خلأ قانونی نیز که این‌گونه بهانه‌ی عده‌ای است تا آن را به عنوان شمشیر داموکلس به کار برند چیزی نیست جز همین عقب ماندن بعد سمبولیک (قانون) از بُعد واقع. ایراداتی هم که در وزارت کشور به پرونده ما وارد می‌آورند چیزی نیست جز تلاش برای جا دادن این «برآمدگی بعد واقع» در تنگنای بعد سمبولیک کهنه. آقای … در وزارت کشور به این مباهات می‌کند که از پرورش تمساح تا حقوق بشر را یک جایی جا داده است ولی اذعان می‌کند که نمی‌تواند انجمن ما را جایی جا بدهد! این یعنی برآمدگی بعد واقع.

 

وقتی من می‌گویم که روانکاوی باید از دل قانون بگذرد تا بماند منظورم این است که روانکاوی می‌بایست چهارچوب کهنه‌ی بعد سمبولیک را در هم شکند و آن را آنقدر گسترش دهد و روزآمد کند تا بتواند روانکاوی را در خود جای دهد. و اینجاست که باز هم می‌رسیم به مقوله‌ی روانکاوی در اکستانسیون و پنجشنبه‌های فرویدی و آفیش‌ها و تمام sms ها و … در نهایت پروانه فعالیت و شماره ثبت و شخصیت حقوقی و … جامعه جهانی روانکاوی»[۶]

 

۴. سرانجام هیأت مؤسس در بهمن ماه ۱۳۸۵ به وزارت کشور نامه‌ای ارسال کرد که اعتراضی به عدم پاسخ قطعی از سوی آن وزارتخانه بود و در آن نامه قید کرد که: «در هر صورت با توجه به این مطلب که مهلت تعیین شده از طرف انجمن جهانی روانکاوی برای گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان به منظور پیوستن به این انجمن منقضی شده است و به خاطر این که دیگر جای هیچگونه سوء تفاهمی در مورد ماهیت فرهنگی ـ اجتماعی انجمن درخواستی ما باقی نماند، ما نام آن را به «انجمن فرویدی ایران» تغییر می‌دهیم.»[۷]

 

اتمام حجت هیأت مؤسس به معنای این بود که «وقتی می‌گوییم روانکاوی یعنی فروید و وقتی می‌گوییم فروید یعنی روانکاوی »[۸] این موضوع باعث شد که مسؤولینی که تا آن زمان با زحمت زیاد به درکی از مفهوم روانکاوی و به آستانه خروج از بن بست درمان رسیده بودند، سرانجام پرونده ما را به هیأت نظارت ارجاع دادند.

 

۵. در جلسه پایانی سال (۱۳۸۵/۱۲/۲۶)،هیأت مرکزی نظارت بر سازمان‌های مردم نهاد با صدور پروانه فعالیت «انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی» موافقت کرد و در تاریخ ۱۳۸۶/۱/۲۹ این پروانه صادر شد. اما از آنجایی که رسول قورخانه چی مسؤول پیگیری کار انجمن در وزارت کشور قبل از پایان سال پیگیری لازم را انجام نداده بود لذا انجمن از صدور مجوز بی اطلاع بود. بعد از تعطیلات نوروز هم پیگیری انجام نشده بود. از طرف وزارت کشور در تاریخ ۱۳۸۶/۱/۱۴ با رسول قورخانه چی، مسؤول پگیری، تماس گرفته شد اما او جواب نداده بود. فردای آن روز با یکی دیگر از اعضای هیأت مؤسس تماس گرفته و گفته بودند که قورخانه چی مسؤول پیگیری شما جواب تلفن ما را نداد، شما که این قدر عجله داشتید و پیگیر بودید، حالا چرا کارتان را پیگیری نمی‌کنید؟ مجوزتان صادر شده است. پس از این تذکر ، در تاریخ ۱۳۸۶/۱/۱۸ قورخانه چی با وزارت کشور تماس گرفته و به وی گفته بودند که مجوز شما صادر شده است. همان روز در کلاس عرصه فرویدی ـ مکتب لکان خانم دکتر پرسیدند: «مجوز با چه نامی؟ نام انجمن چیست؟» وقتی نام را شنیدند، با شدت تذکر دادند: «من به شما گفته بودم که انجمنی با نام انجمن فرویدی می‌خواهم، چون آنها دو نام می‌خواستند ما نام دوم را هم دادیم، و این نام دوم ما بود و حتی ما در نامه هم کتباً این را اعلام کردیم. چرا شما متوجه نیستید؟! آن وقت از وزارت کشور چه انتظاری دارید؟!»

 

۶. در فروردین ۱۳۸۶، اعضای هیأت مؤسس در اعتراض به این موضوع به وزارت کشور مراجعه کردند و پاسخ مسؤولین این بود که؛ با پیگیری‌های مستمر شما این یک موفقیت بزرگ است و کارشناس پرونده شما در هیأت نظارت دفاع زیادی از این پرونده کرد و معلوم است که شما ایشان را خوب توجیه کرده بودید که توانست هیأت نظارت را قانع کند. شما می‌توانید یک سال بعد از کسب پروانه فعالیت، برای تغییر نام انجمن‌تان اقدام کنید و اگر انجمن فعالی باشید، بسته به میزان فعالیت‌تان، با تغییر نام انجمن شما موافقت می‌شود. این موضوع به اطلاع دکتر کدیور رسانده شد و ایشان فرمودند که: «فقط در صورت تغییر نام انجمن به «انجمن فرویدی ایران» در سال بعد است که انجمنی با این نام را می‌پذیرم». در مورد نام انجمن هم توضیح دادند که: «در مورد نام انجمن هم می‌بایست توضیح دهم که از ابتدا قصد من از گرفتن پروانه فعالیت از وزارت کشور برای انجمنی به نام «انجمن فرویدی ایران» بود و این مطلب در تمام جلسات هیأت مؤسس نیز عنوان می‌شد.»[۹]

 

۷. در اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ بر طبق آیین‌نامه سمن‌ها (سازمان‌های مردم نهاد)، هیأت مؤسس منحل و اولین مجمع عمومی انجمن و انتخابات برای تعیین هیأت مدیره با حضور نماینده وزارت کشور برگزار شد. سپس در اولین جلسه هیأت مدیره سمت‌ها تعیین گردید. از آن پس جلسات هیأت مدیره و اعضا به صورت منظم و هفتگی برگزار می‌شد.

 

۸.در تاریخ ۸۶/۳/۳۱ خطابیه دکتر کدیور در مورد شروع اولین کار تئوریک عمومی انجمن. ایشان خطاب به اعضا چنین گفتند:«در این فاصله یک ماهه که هیأت مدیره انجمن مشخص شده، دو بار جلسه داشتیم که در آن سعی کردیم استمرار عضویت یا ارتقاء آن را بررسی کنیم و تعریف کنیم و من در کمال حیرت مشاهده کردم که درک اعضای هیأت مدیره از مفهوم عضویت در انجمن بسیار مغشوش است. عضویت منظورم در انجمنی هست که نشأت گرفته از گفتار روانکاوی است. بنابراین، به این نتیجه رسیدم که می‌بایست قبل از آن خود مفهوم انجمن مورد مداقه قرار بگیرد تا پس از آن بتوانیم مفهوم طلبگی را درک کرده و به تبع آن عضویت، شرایط آن و ارتقاء و این چیزها را تعریف کنیم. به همین خاطر به تمامی اعضای انجمن پیشنهاد می‌کنم که به طور گروهی و در کلاس‌های درسی که در آن شرکت می‌کنند مفهوم انجمن را مورد بررسی قرار بدهند. بنابراین اولین کار تئوریک عمومی در انجمن ما غور و تفحص در مورد مفهوم یا concept انجمن خواهد بود… سؤال این است: چرا یک سازمان مردم نهاد؟ چه ضرورتی؟ برای انجام چه کاری؟ چنین برنامه‌ای بدان معناست که تمامی اعضای انجمن اعم از رسمی یا غیر رسمی در یک کار گروهی تولید دانش مشارکت می‌کنند. نیازی به تأکید نیست که ضروری است که تمام اعضای انجمن در حداقل یکی از کلاس‌های درسی که تشکیل می‌شود شرکت کنند، گفتم حداقل یکی.»[۱۰]

 

دکتر کدیور در سومین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی به تاریخ ۸۶/۶/۱۰ در مورد کار تئوریک گفتند: «در این انجمن همه چیزش مثل روانکاوی است. قدم بعدی خودش، خودش را به ما نشان می‌دهد که چه خواهد بود و این که این کار به کجا ختم شود معلوم نیست… این گونه است که یک concept زاییده می‌شود و اگر این مفهوم فعلاً فقط در ذهن من است، کسان دیگر هم با تلاش خودشان به این مفهوم می‌رسند و اینجا هم مدل روانکاوی است.»

 

نایب رئیس وقت انجمن مسؤول جمع آوری و تدوین این کار گروهی بود که با مشارکت بیش از ۵۰ عضو انجمن تهیه شده بود، اما متأسفانه نه تنها این کار را به پایان نرساند بلکه در واقع او با اهمال خود، سد راه به سرانجام رسیدن این کار تئوریک بود.

 

۹.علاوه بر مشکلات درون انجمن، پیگیری‌ها هم به خوبی انجام نمی‌گرفت در نتیجه تمام کارهای انجمن از جمله سر برگ آرم‌دار، مهر و افتتاح حساب بانکی و غیره متوقف شده بود. انجام استعلام‌های امنیتی ـ قضایی و انتظامی‌ هیأت مدیره، به دلیل مشکلات فنی خود وزارتخانه (خرابی کامپیوترها) و تأخیر دو نفر از اعضا در تحویل مدارک، تا مهر ماه ۱۳۸۶ به طول انجامید.

 

۱۰.به دلیل عدم پاسخگویی قورخانه چی، مدیر عامل وقت، جهت پیگیری‌های بعدی، هیأت مدیره از تاریخ ۸۶/۴/۱۲ لغایت ۸۶/۷/۲۵ در مورد پیگیری‌ها در بی اطلاعی کامل قرار دارد.

 

دکتر کدیور، به دلیل قصور قورخانه چی، مدیرعامل وقت در ارائه گزارش و پیگیری‌های لازم، از ۸۶/۷/۲۵ لغایت ۸۶/۹/۱۰ این مسؤولیت را به یکی دیگر از اعضای هیأت مدیره سپرد. که با پیگیری‌های بعدی، معلوم شد که:

 

الف. از سه نوع استعلامی که وزارت کشور انجام می‌دهد، استعلام امنیتی ـ قضایی و انتظامی انجام و تأیید شده، ولی عدم پاسخ استعلام وزارت بهداشت که به عنوان وزارتخانه ناظر از طرف وزارت کشور انتخاب شده بود، باعث توقف روند صدور نامه برای ثبت انجمن گردیده است.

 

ب. از طرفی طرح تطبیق اساسنامه‌ای برای تمام NGOها در وزارت کشور شروع شده بود. در تاریخ ۸۶/۷/۲۵ برای این موضوع به وزارت کشور مراجعه کردیم و آنجا متوجه شدیم که موضوع فعالیت انجمن (فرهنگی ـ اجتماعی) را در اساسنامه بدون اطلاع تغییر داده و بهداشت و درمان ذکر کرده بودند و آن تبصره‌ای هم که انجمن کار درمانی نمی‌کند را حذف کرده بودند.

 

در تاریخ ۸۶/۷/۲۹ بعد از اطلاع دادن به دکتر کدیور و اصلاحات انجام شده توسط ایشان، اساسنامه تصحیح شده را مجدداً تحویل وزارت کشور دادیم و تأکید کردیم که موضوع فعالیت ما فرهنگی ـ اجتماعی است. مسؤول مربوط گفت که در تیپ جدید اساسنامه‌ای موضوع فرهنگی از موضوع اجتماعی جداست. این موضوع مجدداً به اطلاع دکتر کدیور رسانده شد و ایشان فرمودند موضوع فعالیت ما فرهنگی است.

 

ج. در همان زمان مسؤولین وقت به ما اعلام کردند که تا ایرادات مطرح شده توسط وزارت بهداشت برطرف نگردد، نامه ثبت به شما داده نمی‌شود. لازم به تأکید مجدد است علی‌رغم این که پاسخ به استعلام وزارت کشور در آذر ماه ۱۳۸۵ از طرف دفتر سلامت روان وزارت بهداشت صادر شده بود و پروانه فعالیت از طرف وزارت کشور صادر شد، ولی نامه ثبت داده نمی‌شد، با وجود این که اولین مجمع عمومی انجمن با دستور جلسه انتخاب هیأت مدیره و بازرسین، با حضور نماینده وزارت کشور برگزار شد.

 

پس از آن هیأت مدیره مراجعات متعددی برای این موضوعات به وزارت کشور داشته است و در تاریخ ۸۶/۹/۱۰ پس از تلاش‌های فراوان، هیأت مدیره تصمیم گرفت یک بار دیگر به وزارت کشور مراجعه کند.

 

۱۱. در تاریخ ۸۶/۹/۱۰ دکتر کدیور همه چیز را به حالت تعلیق درآوردند (کلاس عرصه فرویدی و جلسات هیأت مدیره). متأسفانه فردای آن روز (۸۶/۹/۱۱) رسول قورخانه چی، مدیر عامل وقت، خودسرانه و بدون اطلاع هیأت مدیره، تعدادی از اعضای انجمن را به وزارت کشور کشاند. در این مورد دکتر کدیور توضیح داده‌اند که: «در صبح روز ۴ دی خانم … داوطلب شد که به تنهایی مراجعه به اداره ثبت را به عهده بگیرد که من این موضوع را قدغن کرده و به او گفتم که اصلاً موضوع همین است که شماها یک انجمن نیستید و من چنین «انجمنی» را نمی‌خواهم چه با شماره ثبت چه بدون شماره ثبت و هر وقت واقعاً یک انجمن تشکیل شد و هیأت مدیره هیأت مدیره شد و اعضا هم اعضا شدند من هم آماده‌ام که شما را هدایت کنم. همچنین به او خاطر نشان کردم که در تماس تلفنی که در روز مراجعه به وزارت کشور با من داشته‌اند به او گفته‌ام که «من دیگر نه شماره ثبت می‌خواهم و نه چیزی را امضا می‌کنم».»[۱۱]

 

به دنبال این واقعه شماری از اعضای انجمن در نامه‌ای شامل ۷ بند، هیأت مدیره را در مورد وقایع پیش آمده مورد سؤال قرار دادند. به همین دلیل دکتر کدیور هیأت مدیره را ملزم به پاسخگویی به اعضا کردند و از آنها خواستند بدین منظور جلسات خود را مجدداً برگزار کنند. ایشان تأکید کردند «اگر امروز جلسات هیأت مدیره برگزار می‌شود فقط به برکت این حرکت خودجوش گروهی از اعضای انجمن است.»[۱۲]  جلسات هیأت مدیره برای آنالیز موقعیت و بررسی وقایع پیش آمده به صورت سه بار در هفته برگزار می‌شد و این روال تا ماه‌ها به همین شکل ادامه یافت.

 

رسول قورخانه چی مدیر عامل خاطی در جلسه هیأت مدیره مورخ ۸۶/۱۰/۴ حضور داشته و در جریان سؤالات اعضا قرار گرفت. به منظور پاسخگویی یک بار دیگر نیز در تاریخ ۸۶/۱۰/۵ شرکت کرد. اما بعد از آن حتی علی‌رغم درخواست کتبی هیأت مدیره برای حضور و پاسخگویی نیز از این حضور امتناع کرد. انجمن با ترکیب جدید هیأت مدیره به منظور پاسخ به سؤالات اعضا در این مورد، جلسات متعددی برای بررسی و تحلیل این واقعه برگزار کرد، همزمان اعضای انجمن نیز جلسات خود را زیر نظر هیأت مدیره برگزار می‌کردند. دکتر کدیور هرگونه اقدام انفرادی برای مراجعه به وزارت کشور را قدغن کردند. ایشان همچنین در مورد اقدام خودسرانه قورخانه چی گفتند: «…بدیهی است که بعد از صدور مجوز انجمن و انجام انتخابات و مشخص شدن هیأت مدیره می‌بایست هرگونه تصمیمی با نظر و رأی اعضای هیأت مدیره صورت پذیرد و هیچکس چنین حقی ندارد که خود را بالاتر از هیأت مدیره تصور کرده و راساً اقدام به کاری نماید و آشکار است که اگر شخصی مرتکب چنین خطای عظیمی شد می‌بایست تمام مسؤولیت عملش را به عهده گیرد و منتظر مجازات‌های احتمالی باشد… همچنین من کاملاً با خانم … موافق هستم و برخورد شدید وزارت کشور را ناشی از این اقدام نابخردانه انجمن در مراجعه انبوهش به یک مرکز دولتی می‌دانم. بنابراین ضرورت دارد که کلیه کسانی که بدون صلاحدید هیأت مدیره در یک چنین عمل نابخردانه‌ای مشارکت داشته‌اند در مورد آن پاسخگو باشند.»[۱۳]

 

رسول قوخانه چی مدیر عامل به دلیل امتناع از حضور و پاسخگویی، پس از اتمام مهلت قانونی، از هیأت مدیره اخراج شد.

 

۱۲. رسول قورخانه چی، مدیرعامل سابق انجمن که درگذشته، در دل انجمن «فراکسیونی»[۱۴] تشکیل داده بود، با وجود خلع مسؤولیت، این بار با تبدیل فراکسیون خود به یک «اپوزیسیون»[۱۵]  شروع به «ایجاد شبهه و شایعه پراکنی در مورد غیر قانونی بودن انجمن»[۱۶]  و کار شکنی در روال عادی پرونده کرد و در راستای عملی کردن این هدف خود مراجعات مکرری به وزارت کشور داشته است. لذا در دی ماه ۱۳۸۶ این اقدامات او منجر به صدور نامه‌ای از سوی وزارت کشور (به تاریخ ۸۶/۱۰/۱۵) خطاب به هیأت مؤسس انجمن شد که در آن از انجمن خواسته شده بود به دلیل این که هنوز به ثبت نرسیده، پروانه فعالیت و اساسنامه خود را به دبیرخانه آن وزارتخانه تحویل دهد. این نامه به طریقی غیر مرسوم و خیلی دیرتر از تاریخ صدور آن و مهلت تعیین شده در نامه، به دست هیأت مدیره رسید و از آنجایی که اعتبار آن برای هیأت مدیره زیر سؤال بود، پاسخی به آن داده نشد. در همان زمان نایب رییس انجمن نیز رأساً و بدون اطلاع هیأت مدیره، استعفای خود را به وزارت کشور کتباً اعلام کرده بود.

 

۱۳. رئیس انجمن (دکتر میترا کدیور) در رابطه با توضیح این واقعه مبنی بر خودسری قورخانه چی، یکی از اعضای هیأت مدیره، نامه‌ای به وزارت کشور فرستاد.

 

۱۴. نامه دوم وزارت کشور خطاب به هیأت مؤسس در اسفند ماه ۱۳۸۶ به دفتر انجمن و به صورت رسمی ارسال شد. متن نامه دوم مبنی بر توصیه به هیأت مؤسس انجمن برای مراجعه جهت ادامه روال ثبت و رفع ایرادات مطرح شده توسط ناظر تخصصی بود.

 

مطالب ذکر شده در این فصل چکیده‌ای از دشواری‌هایی بود که از درون و بیرون به ما هجوم می‌آوردند، در حالی که ما سعی می‌کردیم موانع بیرونی را از سر راه خود برداریم، افرادی از درون انجمن به دستاوردهای انجمنی که هنوز پا نگرفته بود طمع کرده بودند و بدون تن دادن به تحمل سختی‌های راه می‌خواستند یک شبه ره صد ساله را طی کنند. اما دکتر کدیور با به تعلیق درآوردن همه چیز، جریانی را در درون انجمن به راه انداختند تا افراد انجمن با تلاش بسیار برای تحلیل وقایع پیش آمده، هم تکلیف خود را با خواست‌شان برای صاحب انجمن شدن مشخص کنند و هم خود را از جریانات انحرافی که درون انجمن شکل گرفته بود، جدا سازند.

 

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان                 تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

 

 

 

 

 

۱.پی نوشت دکتر کدیور بر هفدهمین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، ۸۶/۱۲/۵

۲.اساسنامه انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، ماده ۹، بند ب

۳.قسمتی از نامه هیأت مؤسس به وزارت کشور به تاریخ بهمن ماه ۱۳۸۵

۴.کدیور، میترا، مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، انتشارات اطلاعات، چاپ اول فصل «ناخودآگاه را درمان نمی‌کنند»، ص ۴۶

۵.پی نوشت دکتر کدیور بر جلسه ۲۰ ام هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، ۸۶/۱۲/۱۸

۶.همان منبع

۷.نامه هیأت مؤسس انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، بهمن ماه ۱۳۸۵

۸.سخنرانی مقدماتی دکتر کدیور در اولین پنجشنبه فرویدی به تاریخ ۸۴/۷/۲۸

۹.پی نوشت دکتر کدیور بر جلسه ۲۰ ام هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، ۸۶/۱۲/۱۸

۱۰.سخنرانی مقدماتی دکتر کدیور بر شانزدهمین جلسه پنجشنبه‌های فرویدی، ۸۶/۳/۳۱

۱۱.پی نوشت دکتر کدیور بر یازدهمین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی، ۸۶/۱۰/۱۷

۱۲.همان منبع

۱۳.همان منبع

۱۴.پی نوشت دکتر کدیور بر سی و ششمین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی ۸۷/۷/۲

۱۵.همان منبع

۱۶.قسمتی از نامه دکتر کدیور به وزارت کشور


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3096

  تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۰۹:۴۷