شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:تاریخچه، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

تاریخچه انجمن فرویدی

فصل اول


نویسندگان: خدیجه فدائی ـ منصوره اردشیرزاده

 

تصمیم داشتیم از ابتدای راه سخن گوییم و این تصمیم ما را به آن برهه تاریخی برد که دکتر کدیور خود آن را به عنوان یک «سرآغاز» به رسمیت شناخت. برای این شروع، چیزی گویاتر و کامل‌تر از کلام خود دکتر کدیور در آن مقطع از زمان نیافتیم؛ بخش‌هایی از سخنان ایشان در تاریخ ۱۳۸۴/۴/۲۵ در کلاس عرصه فرویدی ـ مکتب لکان:
«صحبت‌های من خیلی کوتاه است، منتها از لحاظ اهمیتش شاید در واقع مهم‌ترین حرف‌هایی باشد که تا حالا توی این کلاس‌ها و در جمع شماها زده شده است. خودتان می‌بینید اینجا کلاً الان ۱۲ نفر حضور دارند، سه نفر هم اجازه گرفتند کلاً می‌شد ۱۴ ـ ۱۳ نفر. نتیجه سه و نیم سال کلاس‌های قبلی‌مان حالا همین ۵ نفری هستند که ازشان دعوت کردم بیایند و از این کلاس هم اگر خیلی خوشبین باشیم، بعد از سه و نیم سال ۵ نفر باقی بمانند.
در واقع اولاً می‌خواهم به شما این توجه را بدهم این دیمانسیون تراژیک را در روانکاوی تقریباً بعد از ۸ سال زحمت شبانه روزی نتیجه‌اش همین تعداد است. البته تعداد اصلاً مسأله‌ای نیست که اهمیت داشته باشد چون یک تعداد زیادی در روانکاوی هستند، یک تعداد زیاد دیگری در انتظار روانکاوی شدن و آن خودش اگر بخواهیم این جوری نگاه کنیم، مسأله تعداد را، مسأله کثرت را حل می‌کند. ولی آنچه که امروز باعث شده است که من این لحظه را، این روز را انتخاب کنم که این حرف‌ها را برایتان بزنم و برای این که امروز را به عنوان یک به اصطلاح سرآغازی، برای یک برهه جدیدی از کارمان در نظر بگیرم، نه مسأله تعداد و نه مسأله سال‌های عمر، چه عمر من و چه عمر شماها بلکه مسأله اشتیاق است که تعیین‌اش می‌کند. یعنی که من دیگر فکر کردم که موقع مناسب فرا رسیده است، به خاطر این که تعداد اشتیاق‌هایی که بشود نامشان را اشتیاق گذاشت از تعداد انگشتان یک دست فراتر رفت، بعد از این همه سال.

اینجا حالا مستقیماً وارد مقوله اشتیاق می‌شویم، وارد مقوله عمر، زمان. آنچه که تا به امروز از روانکاوی نصیب شماها شده است، چه در این کلاس‌ها و چه در روانکاوی شخصی‌تان نتیجه اشتیاق چند نفر دیگر خارج از وجود شماها بوده است؛ نتیجه اشتیاق من و یک چند نفر دیگری که من را حمایت (Back up) می‌کردند، بیشتر از آنچه که لازم است کلمه حمایت، پشتوانه و غیره به آن اطلاق کرد، می‌توان گفت من را سر پا نگه می‌داشتند که بتوانم این کار را انجام بدهم… و این اشتیاق دیگری کاری را کرد، چیزی را به وجود آورد که برایش هیچ تقاضایی نبود چه برسد که اشتیاقی باشد. همانطور که من بارها در این کلاس‌ها گفته ام، هیچ‌کس درخواست روانکاوی ندارد. وقتی یک آدمی به روانکاو مراجعه می‌کند، درخواست درمان دارد بعد درش اشتیاق روانکاوی پدیدار می‌شود و این اشتیاق روانکاوی خیلی با آن درخواست درمان اولیه فرق دارد، کما این که کسانی که اینجا هستند، بعضی‌هایشان چندین سال است که حالا دارند اینجا ساییده می‌شوند… ولی همانطور که یک بار دیگر هم باز در این کلاس‌ها گفته‌ام، به برکت این که زمان ناخودآگاه با زمان به اصطلاح واقع فرق دارد، لازم نشد که برای این که این اشتیاق به وجود بیاید، حالا به تعداد اندک هم که شده، به اصطلاح صد سال طول بکشد… پس بنابر این ما در جایی قدم گذاشتیم که ۱۰۰ سال نسبت به جاهای دیگر عقب بوده است، اما نه عقب ماندگی تکنولوژیک یا عقب ماندگی دانش، یا عقب ماندگی اطلاعات، این عقب ماندگی از نوع اشتیاق است و باز هم در کلاس‌ها برایتان توضیح دادم که به محض این که اولین نفری که درش اشتیاق روانکاوی ایجاد می‌شود و دیگر حالا درخواست روانکاوی دارد، اشتیاق روانکاوی دارد این صد سال فاصله طی می‌شود، چون که گفتیم زمان ناخودآگاه یک زمان منطقی (Logic) است و این که نتیجه گیری که آدم‌ها دارند یک نتیجه گیری بین الاذهانی (Intersubjective) است و این که وقتی اولین نفر از این سد گذشت، دیگر لازم نیست باز ۸ سال طول بکشد تا دومین نفر، سومین، چهارمین و پنجمین؛ آن وقت حالا به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کنند… بنابراین از حالا به بعد دیگر موضوع این نیست که اشتیاق دیگری باشد که تمام مسؤولیت‌ها را بر عهده بگیرد. دیگر موضوع آن چیزی نیست که فرانسوی‌ها به اصطلاح به آن می گویند دانش پاراشوت (Parachute)، دانشی که با چتر بیندازند پایین بیاید برسد در یک جایی. الان دیگر یک وضعیتی پیش آمده است که به اشتیاق دیگری پاسخی به عنوان پاسخی از درون ممالک محروسه ایران داده می‌شد، پدیدار شده ولی هنوز داده نشده است، این پاسخ به صورت جوانه‌اش است و اینجا هست که نه به عنوان تفویض مسؤولیت بلکه به عنوان تفویض مسؤولیت اشتیاق مطرح می‌شود. یعنی این که دیگر از حالا به بعد من خودم به شخصه انتظار دارم که یک پاسخی از این هسته‌ای که حالا فعلاً هست، که حالا من به رسمیتش شناختم، اشتیاقش را به رسمیت شناختم، یک پاسخی برسد و این که این پاسخ باید به آن بزرگ دیگری که باز من را Back up می‌کرده فرستاده شود تا مورد تأیید او قرار بگیرد تا این که دیگر موضوع روانکاوی در ایران این نباشد که «با یک گل بهار نمی‌شود»، که روانکاوی حالا دیگر ایرانی باشد. بنابراین از آنجا که اشتیاق از طریق قانون می‌گذرد، من راهش را هم دارم به شما می‌گویم که چگونه باید این هسته اولیه تشکیل بشود و این که در تمام موارد اگر که تشکیل‌اش دادید، حالا دلتان خواست بدهید دلتان نخواست ندهید، ولی اگر هم که تشکیل شد در تمام مواردش در هر مرحله من حضور دارم و به شما خواهم گفت که مرحله بعد، راه بعدی، قدم بعدی چه خواهد بود.»

و بدین‌سان ایشان دلیل راه شدند تا با عبور از راهی پر از سنگلاخ، گامی بزرگ در راه تأسیس انجمن برداشته شود.
هیأت مؤسس انجمن به صورت داوطلبانه از دل کلاس عرصه فرویدی ـ مکتب لکان سر بر آورد. آنچه که برای شروع در این مسیر انجام گرفت به شرح زیر است:

۱. با مراجعات مکرر هیأت مؤسس به وزارت کشور (از تاریخ تیرماه ۱۳۸۴)، به دلیل غریب و ناشناخته بودن این علم برای مسؤولین وزارت کشور، ما درباره علم روانکاوی و همچنین هدف خود از تأسیس انجمن توضیحات مبسوط و مکرری می‌دادیم، به طوری که هر بار با یکی از مسؤولین نشست‌های گاه چند ساعته داشته و تقریباً با نفر به نفر آنها برای جا اندازی مفاهیم و ابهام زدایی جلساتی داشتیم. توضیحاتی از این دست که در ایران با حضور دکتر کدیور فرصتی مغتنم ایجاد شده تا از وجود یک روانکاو فرویدی ـ لکانی بهره برده شود، کسی که سال‌هاست در ایران حضور و فعالیت دارد و ما شاگردان ایشان هستیم و تصمیم داریم برای علمی که در ایران سابقه حضور نداشته «و حتی درخواستی هم برایش نبوده ولی حالا اشتیاقی برای آن هست» [ دکتر کدیور، ۲۵ تیرماه ۱۳۸۴] ،جایی با عبور از دل قانون باز شود و از طرفی نیز بتواند به انجمن جهانی روانکاوی بپیوندد. در نتیجه آنها مشتاق شدند تا با خود خانم دکتر کدیور ملاقاتی داشته باشند و از ما درخواست کردند که در صورت امکان، ایشان نشستی حضوری با جمعی از مسؤولین پایه اول اداره سازمان‌های مردم نهاد وزارت کشور داشته باشند تا این امکان برای آنها فراهم شود که از نزدیک با یک روانکاو آشنا شوند و پاسخ بعضی از سؤالاتشان را از خود ایشان بگیرند.
۲. نشست حضوری خانم دکتر کدیور و سایر اعضای هیأت مؤسس با آقای … (مسؤول وقت سازمان‌های مردم نهاد وزارت کشور) و تنی چند از همکاران ایشان در تابستان ۱۳۸۴. در این جلسه دکتر کدیور شرح مبسوطی درباره روانکاوی و اهداف انجمن ارایه دادند. این ملاقات گامی بزرگ در جهت پذیرش درخواست ما برای تأسیس انجمن بود.

۳. ارایه درخواست و پیگیری کارهای اداری پرونده در وزارت کشور

در تاریخ ۸۴/۷/۲ در کلاس عرصه فرویدی ـ مکتب لکان خانم دکتر در این مورد اظهار کردند که: «بنابراین اولین کاری که لازم است بکنیم این است که اصلاً لازم نیست صبر کنیم که این NGO مان تصویب بشود. چون در مصاحبه‌ای که ما داشتیم گفتند که در واقع جوابشان مثبت است و دیگر از حالا به بعد اگر که یک اتفاق عجیب و غریبی نیفتد، دیگر اینها یک کارهای اداری است که باید انجام شود. بنابراین ما دیگر می‌توانیم از همین حالا هم فعالیت‌مان را شروع کنیم و البته هنوز به نام NGO ای که داریم انجام نمی‌دهیم. ولی هر آنچه که می‌خواستیم، به خصوص که من همان جا (وزارت کشور) توضیح دادم که همه این چیزهایی که ما اینجا (در اساسنامه) نوشتیم، من از ۸ سال پیش شروع کردم و دارم انجام می‌دهم و این کسانی هم که الان اطراف من هستند، آنها هم دارند این کارها را می‌کنند. بنابراین آنها می‌دانند که ما منتظر این نیستیم که مراحل اداری طی شود و آنها هنوز اعتراضی نکرده‌اند که مثلاً ما بایستی منتظر باشیم تا این مراحل طی شود. بنابراین اولین کاری که لازم است انجام دهید این است که شما هم باید این چیزهایی را که فرا گرفته‌اید، به یک مخاطبین گسترده‌تری انتقال دهید و این هم به صورت انتقال شفاهی خواهد بود. من این جور که به نظرم رسید با خودم فکر کردم که بهتر است یک جور سخنرانی‌هایی برگزار کنیم ماهی یک بار، هر یک پنجشنبه در ماه… اسم این سخنرانی‌هایمان را هم بگذاریم پنجشنبه‌های فرویدی. چون تا حالا هی می‌گفتیم روانکاوی روانکاوی روانکاوی و از حالا به بعد می‌گوییم فروید فروید فروید. چون دیگر راه را باز کرده‌ایم، اوایل اصلاً روانکاوی هم نمی‌توانستید بگویید ولی حالا راه باز شده است و از حالا به بعد با دل راحت اسم فروید را می گوییم.»
همانطور که از گفته‌های دکتر کدیور مشخص است، نه تنها فعالیت‌های ما متوقف نشد، بلکه گسترش بیشتری هم می‌یافت که شروع پنجشنبه‌های فرویدی در تاریخ مهرماه ۱۳۸۴ قدمی دیگر در این راه بود.
۴. مراحل تعیین نام انجمن در وزارت کشور

در مورد نام انجمن خانم دکتر در پی نوشت بیستمین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی به تاریخ ۸۶/۱۲/۱۸ متذکر شده‌اند: «در مورد نام انجمن هم می‌بایست توضیح دهم که از ابتدا قصد من از گرفتن پروانه فعالیت از وزارت کشور برای انجمنی به نام «انجمن فرویدی ایران» بود و این مطلب در تمام جلسات هیأت مؤسس نیز عنوان می‌شد منتها در این مورد هم یک نفر از اعضای هیأت مؤسس عنوان کرد که از کانال‌های فرعی به او این طور تفهیم شده که این نام مناسب نیست و مورد تأیید قرار نخواهد گرفت (مسؤولیت صحت یا سقم این ادعا به عهده خود همان فرد است). پس از آن هم ما در هیأت مؤسس مدت‌ها برای پیدا کردن یک نام جایگزین وقت صرف کردیم و این موضوع مربوط به تیر تا مهر ۸۴ است.»
در وزارت کشور ما ابتدا یک نام ارایه دادیم اما کارشناس پرونده از ما خواست که بر طبق آیین‌نامه های اجرایی‌شان دو نام پیشنهاد دهیم. اولویت‌های ما به ترتیب «انجمن فرویدی ایران» و «انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی» بود. در پیگیری‌های بعدی، کارشناس پرونده اظهار کرد که من در مورد روانکاوی پرس و جوهایی کرده‌ام، و به نظرم با نام دوم شما بهتر می‌توانم از پرونده در هیأت نظارت دفاع کنم. ولی به اصرار و تأکید ما بر اولویت نام اول، موافقت کرد که هر دو عنوان را در هیأت نظارت مطرح کند.
نکته جالب برای ما اینجاست که در حالی که چندمین جلسه پنجشنبه‌های فرویدی در کشور درحال برگزاری بود، کار در وزارت کشور تا آنجا پیش رفته بود که تنها برای نام روانکاوی جا باز شود.
۵. جلسات متعدد هیأت مؤسس به ریاست خانم دکتر کدیور در کلاس عرصه فرویدی ـ مکتب لکان برای تدوین اساسنامه و دقت و توجه وافر خانم دکتر کدیور برای تدوین کلمه به کلمه و بند به بند آن.
الف. بخش مربوط به تعیین «موضوع فعالیت انجمن»، وظیفه بعدی پیش روی ما بود. تلاش ما اقناع مسؤولین مربوط برای این بود که کار ما یک کار فرهنگی است. اما این امر هم به سادگی به دست نمی‌آمد، زیرا همانطور که دکتر کدیور بیان نمودند: «اما به هرصورت برای ما این مطلب کاملاً واضح است که ذهنیت مسؤولین محترم سازمان‌های غیر دولتی چیزی جدا از ذهنیت عمومی در مورد روانکاوی نیست؛ یعنی این باور که روانکاوی فقط یک تکنیک ویژه در حوزه درمان روح و روان است و دقیقاً یکی از اهداف ما تغییر این باور است. ملاحظه می‌فرمایید که ما در یک وضعیت پارادوکسیکال قرار داریم. از یک طرف برای تغییر دادن فقط یک باور ما نیاز به انجمن خود داریم و از طرف دیگر می‌بایست این باور تغییر کند تا ما به انجمن خود دست یابیم!! نوشتن این نامه خود تلاشی برای خروج از این وضعیت پارادوکسیکال است.» [قسمتی از نامه هیأت مؤسس به وزارت کشور به تاریخ بهمن ماه ۱۳۸۵]

 

ب. بخش مربوط به هدف:
هدف کلی: تلاش برای ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی و عضویت در آن و شناساندن علم روانکاوی به جامعه ایرانی و احقاق جایگاه واقعی، در خور و شایسته آن در ایران.
این هدف کلی حاوی مطالب بسیار مهمی است که توجه به آنها برای ما می‌تواند روشنگری‌های زیادی به همراه بیاورد. سه مطلب مهمی که مسیر ما را نشان می‌دهد شامل این است که اولاً نهادی بنا گردد تا به عنوان یک پایگاه منسجم برای شناساندن علم روانکاوی به جامعه ایرانی باشد و دوم این که این نهاد با فعالیت خود مطابق با ضوابط بین المللی بتواند جایگاه واقعی، درخور و شایسته‌ای برای روانکاوی در ایران کسب کند و سوم این که با عضویت در جامعه جهانی روانکاوی بتواند به اصل و ریشه خود متصل شده و در مجامع بین المللی روانکاوی نیز به عنوان نهاد روانکاوی در ایران به رسمیت شناخته شود. این سه مورد سرلوحه کار ما در تدوین اساسنامه بود که وقتی وزارت کشور علاوه بر نام «انجمن فرویدی ایران»، نام دیگری از ما خواست، ما این اهداف مهم را در نام دوم گنجاندیم که در اصل هیچ‌گونه عقب نشینی در مواضع ما صورت نگرفته بود.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=2837

  تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۳۶