سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان

تقلید هیستریک یک دلقک بازی نیست

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
آرزوهای بزرگ سوفی دومیژولا – ملور و دوستانش مرا یاد پی نوشتی از دکتر میترا کدیور بر صورتجلسه سی و ششمین جلسه هیات مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی به تاریخ ۸۷/۱/۲۴ انداخت: «تقلید هیستریک یک دلقک بازی نیست بلکه یک پروسه روانی است که پایان منطقی آن یک براندازی است. براندازی نسخه اصلی. تقلیدگر هیستریک در نهایت به نقطه ای می رسد که «یا جای من است یا جای تو». لازم به تصریح نیست که قسمت اعظم این پروسه در سطح ناخودآگاه اتفاق می افتد. البته تظاهرات خارجی این میل ناخوداگاه انکارناپذیرند.»

«تظاهرات خارجی این میل ناخودآگاه» تبدیل کردن ملور به میلر است تا به راحتی گفته شود: «ما هم میلر خودمان را داریم.»
اگر برنامه ها و سمینارهای این انجمن تعاملی (!!!) سوفی دومیژولا و دوستان هم بررسی شود، به احتمال زیاد «تظاهرات» «تقلید» از انجمن جهانی روانکاوی را در آن پیدا می کنیم.

 

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
انجمن بین المللی روانکاوی تعاملی! در اهداف خود می نویسد: “این چشم انداز که قبلا نیز در سال ١٩١٣ از باورهای فروید بود (در کتاب علاقمندی های روانکاوی)، باعث بوجود آمدن یک تیم پژوهشی در سال ١۹۹٠ در دانشگاه پاریس هفت ( دونیس دیدرو) تحت نطر سوفی دومیژولا- میلر بنام روانکاوی تعاملی شد.”۱
ظاهرا در اینجا سوفی دومیژولا خط تیره میلر!!! با جابجایی یک حرف و تبدیل میلور به میلر راضی نمی شود و آرزویی را مطرح می کند که فراتر از میلر شدن است؛ تشکیل “تیم پژوهشی تحت نظر سوفی دومیژولا- میلر” برای تحقق چشم اندازی که باور فروید بود!!!! آرزوی لکان شدن و شعار بازگشت به فروید؟؟!!!!!!!
و دقیقا جمله بعدی اهداف انجمن بین المللی روانکاوی تعاملی!! این است: ” پروژه های این انجمن بر روی مفاهم پژوهشی بین رشته ایی است که بنظر میرسد امروز بیش از هر زمان دیگر برای پیشبرد پژوهش ضروری میباشد. این نشان دهنده «تحمیل کردن» روانکاوی نیست بلکه تاثیر و پیامدهای کشف شده ناشی از ناخودآگاه فرویدی با سایر موضوعات دیگر علوم انسانی است.”۲
“تحمیل کردن”؟؟!! “تحمیل کردن روانکاوی” یا “تحمیل کردن به روانکاوی”؟؟ گویی خودشان “می دانند” چه تلاشی برای تحمیل خودشان به روانکاوی می کنند ولی ظاهرا فراموش کرده اند دقیقا همانجا، در همان مکان و در پاریس انجمنی هست و میلر و روانکاوان لکانی که واقعی اند و اینجا در تهران نیز انجمنی هست و روانکاوی که واقعا لکانی است!! آری “گوش دارند و نمی شنوند و چشم دارند و نمی بینند”!!!۳

۱-http://www.a2ip-psychanalyse.org/projet-scientifique-douze-langues/persan/
۲-همان.
۳-مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8241

  تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۵۸