چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:درسنامه های دکتر کدیور، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

تمدن و پسیکانالیز (۱)

تمدن و پسیکانالیز (۱)

در نتیجه فروید معتقد است: «آخرین دستاورد تمدن وقتی است که در آن حکومت قانون بر تمام افراد اجتماع به یک نحو عمل می کند. افرادی که همگی با قربانی کردن قسمتی از کامیابی­ های غریزی خود در ایجاد آن سهیم بوده ­اند و اینکه حکومت قانون هیچکس را به حال خود و به دلخواه یک قدرت مطلقه وانمی­ گذارد.

آزادی فردی هدیه تمدن نیست. این آزادی قبل از اینکه تمدنی باشد بسیار بیشتر بوده است. اگر چه در آنوقت ارزشی هم نداشته، زیرا فرد در وضعیتی نبوده که بتواند از آن دفاع کند. پیشرفت تمدن ایجاب می­ کند که آزادی­ های فردی محدود شوند و عدالت ایجاب می­ کند که هیچکس نتواند از زیر بار این محدود شدن شانه خالی کند».

فروید ادامه می­ دهد: «آنچه در یک جامعه به صورت تقاضا برای آزادی به منصّه ظهور می­ رسد ممکن است نوعی اعتراض علیه بی­ عدالتی­ های موجود باشد، که این خود می ­تواند در راستای اعتلای تمدن باشد. و یا ممکن است به علت پایداری بقایای شخصیّت اولیه آنها (معترضین) باشد که توسط تمدن مهار نشده و در نتیجه می­ تواند به صورت عداوت با تمدن بروز کند.

تقاضا برای آزادی در نتیجه یا در مقابل اشکال و صور خاص یک تمدن است، و در مقابل کاستی­ ها و نقایص آن، و یا در مقابل تمدن به طور کلّی.

به نظر نمی­ رسد که هیچ چیز قادر باشد بشر را وادار کند که همچون موریانه­ ها زندگی کند. مسلّم است که او از آزادی فردی خود دفاع خواهد کرد.  قسمت اعظمی از تلاش­های بشر به این مسأله اختصاص دارد که به نوعی تعادل بین توقعات تمدن از او و خواسته­ های خودش دست یابد. شادکامی او به این مسأله بستگی دارد. یکی از مسائلی که سرنوشت تمدن را تعیین می­ کند همین نکته است که آیا در شکل خاصی از تمدن دسترسی به یک چنین تعادلی امکان­پذیر هست و یا اینکه هیچگونه آشتی در این تضاد امکان ندارد».

می­ بینید که فروید سرنوشت تمدن را به دو نکته وابسته می­ داند: یکی عدالت و دیگری «امکان برقراری نوعی تعادل بین خواسته های فردی و توقعات فرهنگی».

کتاب مکتب لکان – روانکاوی در قرن بیست و یکم

میترا کدیور

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=53785

  تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت: ۱۱:۴۰