شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، زباله گردی مهرداد افتخار و«هم آوا»یان، سور مقصور کاسبان روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

«تک یادداشت» مشتاق، هسته شعور و دانش این جمعیت «هم آوا»

نویسنده: سوده رخشا

ویراستار: زهرا نوعی

«دومین کنگره روان کاوی و روان درمانی پویای ایران- سال ۱۳۹۵»

وعده اما چیز دیگری بود.

۲ سال پیش، در هفته ای که مافیای روان بزمی یک هفته ای از تاریخ ۱۹ تا ۲۵ مهرماه، با نام «روانکاوی» تدارک دیده بودند، که حالا که از پس حذف فیزیکی دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو این مملکت برنیامده اند، از طریق بزمی مفصل و شاهانه، به نام «روانکاوی» حریف «میترا»ی ایران [۱] شوند.

از داخل و خارج میهمان دعوت کردند، سور دادند و در همین هزارتو، خام ترین و طماع ترین مردمی را که می توانستند به عنوان سخنران و شنونده به سالن سخنرانی کشاندند. و هیچ کس هم نپرسید که این «بزم» که بناگاه نام نخستین کنگره بر آن گذاشته شده «تاریخچه»اش چیست؟ بله آنها «اول به برگزاری کارگاه [پرداختند]، بعد برگزاری کمیته رواندرمانی تا مقدمه تشکیل فلوشیپ رواندرمانی را فراهم کنند…» [۲] و ناگهان کارگاه بعدی شان نام «نخستین کنگره روان کاوی و روان درمانی پویای ایران» را گرفت. همانطور که خودشان بدون طی مراحل روانکاوی، و فقط با تحصیلات دانشگاهی روانشناسی و روانپزشکی (البته بلانسبت آقای دکتر صنعتی) ناگهان روانکاو می شوند، کنگره هایشان هم از پس کارگاه و کمیته سر بر می آورد.

در همان کنگره جعلی وقتی هنوز با سؤالات سربازان انجمن فرویدی مواجه نشده بودند، بسیار به مخاطبان وعده دادند -شاید بهتر باشد بگوییم به خودشان دلداری دادند- که کنگره دوم را در سال ۹۴ برگزار می کنند ولی چنانکه پیش رفت، سربازان انجمن فرویدی این را به آنها اثبات کردند که چنین امری محال است. محال است که بخواهید در جایی که «انجمن فرویدی»، تنها نهاد رسمی روانکاوی در ایران هست، روانکاوی را مصادره کنید… و همین شد که دو سال طول کشید تا خود را مجهز کنند.

نگاهی به فعالیت های یکی از حامیان کنگره اندکی از این پروسه تجهیز کردن را نشان می دهد: «هم آوا»

جایی که بی هیچ عنوانی فقط لقب «هم آوا» را دارد و در «درباره ما» می گوید: «هم آوا گروهى متشکل از متخصصان رشته هاى روانکاوى، روانشناسى بالینى و روانپزشکى است که به شوق تحقیق، تدریس و درمان به شیوه روان تحلیلى گرد هم آمده اند. …

در زمینه آموزش نظریه و کاربرد بالینى مفاهیم، هدف ما این است که از طریق ارائه دوره، سمینار و کارگاه هاى آموزشى مختلف، پایه محکمى براى درک اصول روان تحلیلى فراهم آوریم.»

ولی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره نظر دیگری دارد یا بهتر است بگوییم خیال دیگری دارد و در لیست اسامی مراکز ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره در تهران، نام هم آوا را به عنوان «مرکز ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره»، با این توضیحات ثبت نموده است:

«نام مرکز : هم آوا

مدیر مسؤول: خانم دکتر نهاله مشتاق بیدختی

آدرس: خیابان شریعتی – روبروی متروی قلهک – ساختمان پزشکان قلهک – واحد ۲ – طبقه اول -تلفن: ۲۲۶۰۰۰۲۸»

نهاله مشتاق! به عنوان سخنران، رئیس یکی از جلسات و نیز عضو کمیته علمی کنگره جعلی اول بود. کسی که وقتی یکی از اعضای انجمن فرویدی خواست از آقای صنعتی سؤال کند، آنقدر ترسیده بود که گفت ایشان در جلسه نیستند، پس نمی توانید از ایشان سؤال کنید. ولی آقای صنعتی روبروی مشتاق نشسته بود! و وقتی یکی از حاضرین بلند گفت «ایشان اینجا هستند» هم آقای صنعتی و هم خانم مشتاق مجبور شدند به عالم بیداری برگردند. آنها که در حضور انجمن فرویدی، بودن خود را نفی می کنند مجبور می شوند هزار نافقا را امتحان کنند.

مجوز از سازمان نظام می گیرند ولی خب سازمان نظام خبر ندارد (!!!!) که مشتاق که از آنجا مجوز «مرکز مشاوره» گرفته سودای دیگر در سر دارد و آنچنان سِرّی و زیرزمینی تحت لوای این مجوز مرکز مشاوره کار می کند که در قسمت تماس با ما حتی نیاز یا صلاح نمی داند که شماره تلفنی روی سایتش بگذارد و در محل شماره تلفن می نویسد: «….»! این «هم آوا» دارد چه کار پنهانی ای را صورت می دهد که باید بی شماره تماس باشد؟! و فقط به دادن یک آدرس ایمیل بسنده می کند؟ البته آدرس پستی هم که سازمان نظام اعلام کرده است با جایی که نهاله مشتاق دلش خواسته «هم آوا» را در آن مستقر کند، فرق دارد.

رسم جالبی شده است! به عنوان «مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره» از «سازمان نظام روانشناسی و مشاوره» و یا «سازمان بهزیستی» مجوز می گیرند ولی با آن مجوز و تحت نام روانکاوی «آن کار دیگر می کنند» و الحمدلله که نظارتی هم در کار نیست. یکی می شود : «مرکز!!! هم آوا» و یکی می شود «انستیتو!!! روانکاوی!!!! تهران»

آیا قانون برای همه همین طور اجرا می شود؟ راستش باور نمی کنم.

در صفحه نخست «یاداشت شماره ۱» را به تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ می بینیم که با کلیک بر روی آن متوجه می شویم که این تنها یادداشتی است که اینجا گذاشته اند. یک فراخوان به خواندن کتابی از کرنبرگ و دعوت «به مطالعه دقیق نسخه اصل آن». جالب است که برای خواندن کتاب های باسمه ای، خوانندگان را «به مطالعه دقیق!! نسخه اصل!!» دعوت می کنند ولی نوبت به فروید و لکان که می رسد همان کتاب های باسمه ای مرجع می شود و همه فرویدشناس می شوند. نکته دیگر این است که آنها روانکاوی را با فروید و لکان شروع نمی کنند، بلکه در طی مطالعات آن کتاب های باسمه ای، به این نام ها هم برمی خورند. مانند محمد صنعتی که در نخستین کنگره خواری تاریخچه ای دروغین برای روانکاوی در ایران ساخت و نام دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو ایران را در بین مترجمان!! آثار روانکاوی آورد، آن هم با فونتی متفاوت! انگار ناگهان مجبور به اضافه کردن نام تنها روانکاو ایران به تاریخچه روانکاوی در ایران شده بوده!!

اجازه دهید اولین جمله ای را نیز که از فصل هفتم کتاب کرنبرگ نوشته اند ذکر کنم: «در بسیاری از انستیتوهای روانکاوی بجای مطالعات آزاد علمی، جو شستشوی مغزی حاکم است.» کمی که پیش برویم خواهیم دید که آیا مرکز مشاوره هم آوا کاری جز این انجام می دهد!

در همین صفحه بعد از خوش آمد گویی و یادداشت شماره ۱ به معرفی جایی پرداخته که برای انجمن فرویدی خیلی وقت است بی نیاز از معرفی است: «گفتار روانکاوی – ژورنال بین المللی مباحث بالینی، تئوری و فرهنگی روانکاوی»

به اصطلاح «ژورنال بین المللی»ای که سایت آن در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۳ (۲۰۱۵/۰۳/۱۳) ثبت شده است. توسط چه کسی؟ عضو کمیته علمی و رئیس یکی از جلسات کنگره جعلی اول که سخنران و رئیس جلسه ای از کنگره جعلی دوم نیز هست؛ مهرداد افتخار! و البته افتخار، افتخار «رئیس کمیته علمی» بودن را هم در کنگره دوم دارد. چه ارتقائی!!

در این ژورنال نام و لوگوی هم آوا را می بینیم، در حالیکه قبلاً نامی از آن در اینجا نبود ولی خب این مافیای روان «میقاتی» دارند و هدفی مشترک و طبیعتاً ارتقاء درجاتی. نگاهی به اسامی اعضای هیئت تحریریه کافیست تا متوجه شویم با چه نوع «گفتاری» و چه برنامه ای روبرو هستیم:

Editorial Team

Editor-in-chief

  • Nahaleh Moshtagh, Ph.D., HamAva Institute (hamavapsych.com), Tehran
  • Mehrdad Eftekhar, M.D, Iran University of Medical Sciences, HamAva Institute (hamavapsych.com), Tehran
  • Editor-in-chief, (Editor@psychoanalyticdiscourse.com)

Associate Editor

  • Shabnam Nohesara, M.D, Iran University of Medical Sciences, HamAva Institute (hamavapsych.com), Tehran

North America Editor

Editorial Board

  • Manoel Tosta Berlinck, Ph.D. ,Catholic University of San Palo (Brazil), Revista Latinoamericana de Psicopatologia Fundamental
  • Sergio Benvenuto, Italian Council for Scientific Research, Editor of European Journal of Psychoanalysis
  • Behrooz Birashk, Ph.D ,Iran University of Medical Sciences
  • Donald Carveth, Ph.D. ,York University, Toronto Psychoanalytic Institute
  • Lorenzo Chiesa, Ph.D., University of Kent, Canterbury, England
  • Domenico Cosenza, PhD, University of Pavia, Istituto Freudiano, Italy
  • Mahmood Dezhkam, Ph.D. ,Shahid Beheshti University, Tehran
  • Roger Frie, Ph.D., PsyD., Simon Fraser University, British Columbia
  • Charles Lemert, Ph.D., Wesleyan University, Yale University
  • Gurmeet Kanwal, M.D, William Alanson White Institute, New York
  • Lewis Allen Kirshner, M.D, Harvard Medical School and Boston Psychoanalytic Society and Institute
  • Peter Lawner, Ph.D., Harvard Medical School Cambridge Hospital, Massachusetts Institute of Psychoanalysis
  • Viktor Mazin, Ph.D., Freud Museum, St. Petersburg, Russia
  • Hossein Mojtahedi, Ph.D., Siavoushan Center, Tehran
  • Edward Nersessian, M.D., Weill-Cornell Medical College, New York Psychoanalytic Institute
  • Dany Nobus, Ph.D., Brunel University, London
  • Elisabeth Roudinesco Ph.D. University of ParisVII, France
  • Babak Roshanai, M.D, Tehran University of Medical Sciences
  • Dawn Skorczewski, Ph.D., Brandeis University
  • Mohammad Sanati, M.D, Tehran University of Medical Sciences
  • Stephen Soldz, Ph.D., Boston Graduate School of Psychoanalysis

Editorial Advisory Panel

  • Atousa Azadmehr
  • Anahita Ganjavi, Ph.D., private practice in Tehran
  • Behzad Pooralibaba, private practice in Tehran
  • Negar Sharif, Ph.D, Islamic Adaz University, Central Tehran Branch
  • Mahdiyeh Vazirian, M.D, Iran Psychiatric Hospital

Book Review Editor

  • Alireza Taheri, Ph.D,Toronto Psychoanalytic Institute, Canada

Editorial Assistants

  • Shahrzad Hashemi
  • Mina Hanifi

Copy Editors

چند نکته جالب توجه:

– اشتراک اعضای هیئت تحریریه با سخنرانان و دست اندرکاران اولین، یا دومین کنگره جعلی روانکاوی: نهاله مشتاق، مهرداد افتخار، شبنم نوحه سرا و سیامک موحدی این چهار نام آغازین بلافاصله پس از هم آمده اند. سپس افراد نام آشنای دیگری چون Donald Carveth، محمود دژکام، Gurmeet Kanwal، حسین مجتهدی، الیزابت رودینسکو، بابک روشنایی، محمد صنعتی، آناهیتا گنجوی، بهزاد پورعلی بابا، نگار شریف، علیرضا طاهری و شهرزاد هاشمی. کسانی که یا در بستری اجباری دکتر کدیور نقش داشتند یا در یک یا هر دو کنگره جعلی حضور داشتند. و یکی هم مثل بهزاد پورعلی بابا که زمانی سر کلاس های خانم دکتر بوده، جزوه ها و درسنامه های ایشان را دارد.

– رشته تحصیلی هیچ یک از این افراد را ننوشته اند. نگران این بودند که کسی بپرسد «روانپزشکی و روانشناسی را چه به آموزش روانکاوی!؟» چون هیچ روانکاو واقعی ای از دانشگاه در رشته روانکاوی فارغ التحصیل نشده است.

– در همین صفحه نوشته که این ژورنال افتخار خواهری ژورنال European Journal of Psychoanalysis را دارد. همان ژورنالی که تا چندی پیش نامش بود : Journal of European Psychoanalysis . ظاهراً برای این روانکاوان وحشی، روانکاوی چیزی است که مصرف قبیله ای و قاره ای دارد!

– در همین صفحه نوشته Manoel Tosta از دنیا رفته ولی خب در «این مدل گفتار روانکاوی!!» اموات می توانند نفر اول هیئت تحریریه باشند.

«هم آوا» مطالب دست صدم و مقالات «روانکاوان وحشی» این «ژورنال» را به خورد مردم می دهد آن هم به نام یک «ژورنال بین المللی»! واقعاً اینقدر مردم ما «بین المللی»! ندیده اند که هر جفنگی که صفت «بین المللی» را یدک کشید با حرص و ولع ببلعند؟!

اینها همه بهانه آنهاست. دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو نه فقط در ایران که در کل فاصله دریای سیاه تا دریای چین می باشند. ایشان «عضو «انجمن جهانی روانکاوی (WAP) ، اکول فرویدی فرانسه (ECF)  و فدراسیون اروپایی روانکاوی (EFP)» هستند.» [۳] دکتر کدیور رئیس تنها نهاد رسمی روانکاوی در ایران؛ «انجمن فرویدی» می باشند، انجمنی که «کاندیدای پیوستن به «انجمن جهانی روانکاوی» (WAP) است» [۴]، و مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران دریافت نموده. «با ورود دکتر میترا کدیور به ایران، بسط گفتار روانکاوی به صورت سخنرانی‌هایی در مراکز فرهنگی ـ دانشگاهی آغاز شد. سپس ایشان در فروردین ۱۳۸۰ کلاس‌های عرصه فرویدی ـ مکتب لکان را تشکیل دادند و به تربیت شاگردانی همت گماردند. همزمان روانکاوی در «انتانسیون» را هم برای متقاضیان آغاز کردند. چاپ کتاب «مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم»، ۱۳۸۱ (چاپ اول) نیز ادامه این تلاش در بسط گفتار روانکاوی بود.» [۵]

ولی این مافیای روان که حضور یک روانکاو واقعی را تاب نمی آورند طوری برخورد می کنند که امر بر خارجی ها مشتبه شده که «کریستف کلمپ هستند که خیال کرده [اند] برای سرخپوستان چیزی آورده اند.» [۶] این بی آبرویی ها تا به کی؟؟!! تا کی قرار است مسؤولین فرصت در اختیار این مافیای روان قرار دهند تا آنها چوب حراج به فرهنگ، تمدن و آبروی ایران و ایرانی بزنند؟!؟!

انجمن فرویدی ۲ سال پیش آنچنان جرأت ادامه فریبکاری در قالب کنگره ای دیگر را از آنان گرفت که این شیادان در «هدف کلی برنامه» در سامانه آموزش مداوم این طور نوشتند: «کنگره روان کاوی و روان درمانی پویای ایران با هدف ارتقای سطح رواندرمانی در کشور به صورت ٢ سال یکبار اقدام به برگزاری کنگره می نماید.»

آیا واقعاً این دست اندرکاران از کارهای مافیای روان و اقدامات انجمن فرویدی در مقابل آنان برای حراست از فرهنگ و تاریخ مملکت خبر ندارند که باز هم با آنان همکاری می کنند؟!

آنها در سامانه آموزش مداوم، در قسمت اهداف، نه در هدف کلی و نه هدف اختصاصی هیچ حرفی از روانکاوی نزده اند، پس چطور در کنگره جرأت می کنند از روانکاوی و فروید و لکان بگویند وقتی روانکاو نیستند؟! و سامانه آموزش مداوم چطور با امتیاز بازآموزی آنها را حمایت می کند وقتی در نام کنگره یک چیز می گویند و در اهداف چیزی دیگر؟! «هدف اختصاصی برنـامه: آشنایی با مسائل رواندرمانی در زمینه مفهوم زندگی در برابر مرگ. برقراری ارتباط با درمانگران اروپایی و آمریکایی و آشنایی با زمینه های فرهنگی آنها در این زمینه ایجاد زمینه جهت شروع همکاری های مشترک در حیطه رواندرمانی بین درمانگران با رویکرد متفاوت و کشورهای مختلف»

بازمی گردم به ادامه همین صفحه: «رواندرمانی تحلیلی چیست؟»

تنها چیزی که در این متن بلبشو شناسنامه دارد، معرفی نویسنده است: باز هم مشتاق با جملات بدون فاعل مشخص، تحریف فروید، وعده های دروغین و… «بحث شنیده شدن و فهمیده شدن است. بحث مورد قضاوت قرار نگرفتن، نصیحت نشدن، تنبیه نشدن و پذیرفته شدن است.»

خدای را صدهزار بار شاکرم که این اولین متنی نیست که از روانکاوی می خوانم و چه حسرتی است برای کسانی که این دروغ ها را به نام روانکاوی می پذیرند.

چه کسی از «تنبیه نشدن» در روانکاوی گفته؟! ما که «چک و لگدهای معروف روانکاو» (نقل به مضمون از خانم دکتر کدیور) را هم شنیده ایم و هم خورده ایم.

مشتاق می گوید: «بحث نوعی از رابطه بین دو انسان است که عمیق ترین لایه های وجود هردوی آنها را به چالش می کشد. بحث رواندرمانی تحلیلی است». چون این «روانکاوان وحشی» خودشان آنالیز نشده اند، معلوم است که «عمیق ترین لایه های وجود» خودشان هم به چالش کشیده می شود. «وقتی که فروید می‌گوید: «کسانی که آموزش کافی برای روانکاو شدن ندیده باشند عملشان مثل عمل کسی است که دیوهایی را از بند آزاد می‌کند و بعد چون قادر به مهار آنها نیست از مقابلشان می‌گریزد» آیا مشخص می‌کند که این دیوها در کدام سمت واقع شده‌اند؟ آیا آنها را فقط در سمت و سوی «بیمار» محدود می‌کند؟ به هیچ وجه! این دیوها از هر دو سمت آزاد می‌شوند و وخامت اوضاع هم در همین است.» [۷]

او که حتی نمی تواند ناخودآگاه را با نام درستش به کار برد و آن را «ناهوشیار» می نامد، به تفاوت از عملکرد خود با فروید می پردازد!!: «سال های طولانی گذشته است از روزگار فروید… اندیشمندان و متخصصان… دست به کار تراشیدن و جلا دادن به جواهری شدند که فروید به جای گذاشته بود. امروز نگاه ما به ناهوشیار و شیوه کار در اتاق درمان، متفاوت از نیمه اول قرن بیستم است.» کدام «اندیشمندان و متخصصان»؟! شما مافیای روان و «روانکاوان وحشی» فقط به دزدیدن از روانکاوی پرداختید، به مخدوش کردن و معکوس کردن آن تا حد فهم کوتاه خودتان! و البته تا استفاده و سوءاستفاده خودتان.

راستش برایم اعجاب آور است که چرا اینقدر پرداختن به این مقاله سراسر دزدی نهاله مشتاق برایم دردناک است! خط به خط و کلمه به کلمه آن یا دروغ است یا چیزهایی است که از کتاب مکتب لکان برداشته یا از درسنامه هایی است که توسط کسانی (قورخانه چی، جعفری نژاد، پورعلی بابا و…) که مدتی سر کلاس های خانم دکتر بودند، دزدیده شده و حالا نهاله مشتاق آنها را برای صحه گذاشتن روی دروغ هایش آورده است. این باورکردنی نیست که کسی با عنوان مرکز مشاوره مجوز بگیرد ولی در این مرکز به بدنام کردن روانکاوی، دروغ پردازی راجع به آن و سرقت ادبی بپردازد و کسی هم نظارتی بر کارش نداشته باشد.

در قسمت درباره ما گفته: «هم آوا گروهى متشکل از متخصصان رشته هاى روانکاوى، روانشناسى بالینى و روانپزشکى است که به شوق تحقیق، تدریس و درمان به شیوه روان تحلیلى گرد هم آمده اند.»

این جمله را می توان به این صورت ترجمه کرد: من رشته «جراحی مغز با چشمان بسته» را در دانشگاه خوانده ام. و «به شوق تحقیق، تدریس و درمان» به این شیوه با دوستان گرد هم آمده ایم. خانم مشتاق اجازه می دهید روی شما امتحان کنیم؟…

و بعد هم با این سطح اطلاعات از «دانش روانکاوی» وعده می دهند که «پایه محکمى براى درک اصول روان تحلیلى فراهم» می کنند!

و باز وعده های «آموزش آزاد یا متمرکز» عین آن یکی مرکز مشاوره که خود را به نام انستیتو روانکاوی(!!!) تهران می خواند و باز هم مثل مرکز مشاوره انستیتو روانکاوی(!!!) تهران، چیزی که لوث می کنند «هنر، سینما و ادبیات» و فرهنگ است.

ما در کلاس های یکشنبه های آفریقا و جلسات پنجشنبه های فرویدی یاد گرفته ایم که متون فروید و لکان را خط به خط عین خود آنها باید خواند و نقل کرد و منبع آن را نیز ذکر کرد. و در کنگره جعلی اول نیز به همین رسم از آنها سؤال می پرسیدیم. آنها می گفتند که باید نظرات دیگران را هم بشنویم، نباید به نظرات کلاسیک بسنده کنیم، منبع مهم نیست و… . کم مانده بود که بگویند «انجمن فرویدی به ما اجازه دهید روانکاوی را هاپولی کنیم و شما هم چیزی نگویید» و حالا در این سایت در همین صفحه در کادری سیاه با فونت سفید نوشته اند: «متخصصان هم آوا به پرهیز از دگماتیسم متعهد هستند. درک انسان از زوایاى نظرى مختلف و تلاش در جهت کسب بینشى که زندگى در چارچوب محدودیت هاى وجودى را تسهیل کند، سرلوحه فعالیت هاى ماست.» آیا این تکرار همان جملات نیست؟ آیا این آغاز به تحریف کشیدن نیست؟ آیا اینکه ما یک خط به کتاب خود، قرآن نه اضافه می کنیم و نه کم، دگماتیسم است؟! اگر به اینکه عدد ۲ را در خودش ضرب کنیم حاصل ۴ است ایمان داریم، دگماتیسم است؟! پس چرا وقتی نوبت به روانکاوی می رسد، که یک علم کاملاً انسانی است باید حرف هر از راه رسیده ای را قبول کنیم تا به «دگماتیسم» متهم نشویم؟!

اینها عباراتی است که در همان صفحه، در قسمت «چرا آموزش در هم آوا را به شما توصیه می کنیم؟» آمده:

– شوق درک پیچیدگی های روان انسان

– تلاش برای کاهش رنج مراجعان

– نگاه آکادمیک مدرسان هم آوا

– تکیه به اصول علمی و اخلاقی

– تجربه سال ها کار بالینی

– آموزش مداوم مدرسان

– استفاده از اساتید برجسته بین المللی جهت طرح مسائل روز در حوزه تحلیل

– تعهد عمیق ما به ذهن کاوشگر جوانانی است که هم آوا را برای کسب نگاهی متفاوت انتخاب می کنند

همان در باغ سبز! واژه هایی کلیدی که با آن «جوانان»، همان هایی را که سرمایه های مملکت هستند به این پایگاه می کشند تا به آنها ملغمه ای را با عنوان روانکاوی ولی در عمل «تنبیه نشدن و پذیرفته شدن» تقدیم کنند. جمله ای از کلاس های یکشنبه های آفریقا یادم می آید که معلم کلاس خانم دکتر مشهدی از خانم دکتر کدیور نقل کردند که مضمون آن را نقل می کنم: «آدم ها در روانکاوی می فهمند که نمی توانند سمپتوم هایشان را داشته باشند و بابت آن عذاب وجدان نداشته باشند ولی کاری که اینها می کنند این است که افراد سمپتوم هایشان را داشته باشند بدون اینکه عذاب وجدان داشته باشند.» زامبی هایی بیافرینند که همه سرمایه مملکت را به باد دهند.

گزینه غریب بعدی که در هم آوا توجه را جلب می کند این است: اعضای هئیت علمی (احتمالاً منظورشان همان هیئت است). کدام مرکز مشاوره را دیده اید که «هیئت علمی» داشته باشد؟! ولی اندکی تأمل در خصوص اعضای هیئت علمی ردی را به ما نشان می دهد: سیامک موحدی، Donald Carveth ، نهاله مشتاق، مهرداد افتخار، نوحه سرا، علیرضا طاهری، آناهیتا گنجوی و بهزاد پورعلی بابا. کسانی که در یکی یا بیشتر این جاها هستند: ژورنال «گفتار روانکاوی»، کنگره جعلی اول و کنگره جعلی دوم! این مافیایی ها پنجه های خود را در ریشه های این فرهنگ و تمدن فرو برده اند تا آن را از جایی دور از انظار بخشکانند.

نوحه سرا همان «روانپزشکی» است که در جریان بستری اجباری دکتر کدیور خود را به عنوان روانکاو به تیم دکتر قدیری معرفی کرده بود. او در همان گروهی بود که وقتی شاگردان خانم دکتر پرسیدند به چه دلیل تزریق اجباری را شروع کردید گفتند ما مسؤول نیستیم، پزشکی قانونی مسؤول است. در قبال سؤال بعدی شاگردان که پرسیدند آیا مگر چیز خطرناکی مشاهده کرده اید گفتند این دستور پزشکی قانونی است! و در ادامه گفته اند دکتر کدیور به یکی از دوستانش گفته می خواهم به فرانسه بروم ولی نرفته!!!!! [۸]

اینها وسایل «تشخیص» «روانکاو وحشی» شبنم نوحه سرا است. او قبل از این هیئت علمی تیم بستری اجباری بود و حالا هیئت علمی «هم آوا» شده!

در بخش خدمات، قسمت خدمات آموزشی خودشان اعتراف می کنند به ناچار: «کسانی که قصد دارند روان درمانی تحلیلی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنند می توانند پس از گذراندن مراحل قانونی کسب پروانه اشتغال از سازمان نظام روانشناسی، در این مرکز تحت آموزش کامل قرار بگیرند.»

روانکاوی چه ربطی به سازمان نظام روانشناسی دارد؟

آقای وزیر بهداشت! آیا اینها دخالت های غیرمجاز به حساب نمی آید؟!

آه! فراموش کردم. اینها یک کتابخانه مجازی هم دارند، برای دیدن آن باید عضو سایت باشی. عضو شدم. ولی در بدو ورود «خطا: ۴۰۳» به استقبال آمد! “You are not authorized to view this resource”

دو لینک در همه صفحات این سایت هست: آموزش روانکاوی و اوتو کرنبرگ، که هر دو هم به محصول هسته شعور و دانش این جمعیت «هم آوا» می رسد؛ همان تک «یادداشت هم آوا» که به زیبایی در خط اولش معترف است که: «در بسیاری از انستیتوهای روانکاوی بجای مطالعات آزاد علمی، جو شستشوی مغزی حاکم است.»

این صحنه مدام یادم می آید که نهاله مشتاق همان کسی است که به خودش جرأت داد در کنگره خواری عکس هایی از رؤیای بیمارش را روی پاورپوینت نمایش دهد برای اینکه بگوید مریضش رؤیای یک شیشه شور را دیده! الحمدلله که همه آدم ها رؤیا می بینند و همه هم می دانند که حرف زدن از آن چه دشوار است چه رسد به نقاشی کردن آن و وای به وقتی که تصویری برای رؤیای فرد دیگری متصور شوی.

پس چطور است که آنچنان مخاطبان را در سیطره خود می گیرد که کسی حتی سؤال نمی کند که به چه اجازه ای طرحی از رؤیای فرد دیگری را به تصویر می کشی؟…

در سایت هم آوا قسمتی به نام «دوره ها» هست: در تاریخ شنبه ۸ آبان، این قسمت را که نگاه می کردم سه تا از دوره ها که زمان برگزاری و ثبت نام آنها گذشته بود (مهر و آبان) هیچ ثبت نامی ای نداشت:

آسیب شناسی روانی از دیدگاه تحلیلی: مدرسان: دکتر شبنم نوحه سرا، دکتر مهرداد افتخار، دکتر نهاله مشتاق

بررسی تطبیقی نظریه ها در کار بالینی: نام مدرس: دکتر نهاله مشتاق

نوشتن خلاق : مدرس: دکتر نهاله مشتاق

ولی ناگهان معلوم نیست که چطور صاعقه زد و تاریخ برگشت و همه این سه دوره با ظرفیت ثبت نامِ تکمیل شده برگزار شد. باید «استاد اعظم لژ روزبه» تاریخچه ای در این باره مرقوم فرمایند!!

و برای سمینارهای بالینی هم که ۱۳ آبان برگزار می شد هنوز تا ۸ آبان هیچ ثبت نامی وجود نداشت و نام برگزار کننده ای نیز اعلام نشده بود. شاید چون معلوم نیست کدام یکی از اعضای هیئت علمی شان حوصله داشته باشد تا به آن جلسه بیاید و به مردم مهملات تحویل بدهد!

درباره نوشتن خلاق که مدرس آن دکتر نهاله مشتاقِ واقعاً خلاق است نوشته «این دوره برای کسانی که شوق نوشتن دارند طراحی شده است. هرجلسه به مرور بخشی از ادبیات موجود در مورد تأثیرات و مشکلات نوشتن پرداخته خواهد شد. … در پایان دوره، شرکت کنندگان باید در مورد یک موضوع یا یک مورد بالینی، مقاله ای ارائه دهند .»

او چه تخصصی در نوشتن دارد که با «کسانی که شوق نوشتن دارند» شروع می کند و با «یک موضوع یا یک مورد بالینی» به پایان می برد؟ ظاهراً فقط «شوق» مخاطب برای مافیای روان کافی است تا کسی را به گرداب خود بکشند.

آیا واقعاً سازمان نظام روانشناسی و مشاوره وجود خارجی دارد؟ آیا یک صدم وزارت بهداشت، بازرسی و نظارت دارد؟ وزارت بهداشت سه بار به مرکز روانکاوی آفریقا بازرس فرستاد در حالیکه این مرکز به لحاظ قانونی تنها پاسخگوی وزارت کشور است. این آدمها روانکاوی، فرهنگ و هنر و جوانان این مملکت را هدف قرار داده اند و در سکوت سازمان نظام ها دارند می تازند. آیا فردا این سازمان ها می توانند ادعای بی خبری کند؟ این جمله از مکالمه خانم دکتر میترا کدیور با آقای Barnaby B Barratt به خاطرم می آید:

“In French law and in Iranian law the first amendment is “Nobody has the right to be ignorant of the Law”!”

بخش کنگره های بین المللی سایت هم آوا در قسمت فارسی با خطای ۴۰۴ خوشامد گویی می کند که به نظرم راستگوترین صفحه شان همین است! در بخش انگلیسی کنگره ها چونان آش شله قلمکار از روانشناسی یونگ و پیاژه گرفته تا خانواده درمانی و تحقیقات بین فرهنگی آورده اند. خب حق دارند که از تمام «کنگره های بین المللی» فقط همین ها عایدشان شود، این «هم آوا»یی ها نه به ادعای خودشان روانکاو هستند و نه در بین روانکاوان واقعی جایی دارند. و خب معلوم است که به قول ملک‌الشعرای بهار : بود یقین که زی خراب ره برد/ کسی که شد غراب رهنمای او. و آنها غراب بودن خود را با لفاظی برای جامعه هدفشان کمرنگ می کنند: «تعهد عمیق ما به ذهن کاوشگر جوانانی است که هم آوا را برای کسب نگاهی متفاوت انتخاب می کنند…»

سوده رخشا

عضو انجمن فرویدی

۱- ایده این عبارت از مطلب نوروترانز «میترا» ی ایران است.

۲- دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان– سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳

۳- دکتر میترا کدیور

۴- متن شکایت انجمن فرویدی به وزارت بهداشت از برگزاری دو کنگره غیرقانونی توسط افراد بدون صلاحیت برای سوء استفاده از نام روانکاوی

۵- مقدمه‌ای بر تاریخچه انجمن فرویدی

۶- نقل به مضمون از بخشی از سخنان دکتر کدیور درباره کنگره درگوشی (۱۳۹۳)

۷- بخشی از پی نوشت دکتر میترا کدیور در تاریخ ۸۷/۹/۲۳ بر صورتجلسه چهارمین جلسه هیئت مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۹/۲

۸- صفحات ۴۱ و ۴۲ از http://laregledujeu.org/files/2013/02/mitra-version-beta.pdf


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=28225

  تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت: ۰۰:۴۷