جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، تاویستوک، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، روانکاوی در فولکلور، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان، مافياي روان، معجون جادوگری «صن-هما-فر»

جدیدترین معجون جادوگری «صن-هما-فر» – بخش سه

جدیدترین معجون جادوگری “صن-هما-فر” – بخش سه

در بخش دو گفتیم که عجالتاً ادرار شتر و نوروز انتقال را در این نقطه رها می کنیم تا به موضوع جذاب تر بزاق وزغ بپردازیم. می‌توانم امیدوار باشم که کسانی که نوشته ها و گفته های مرا دنبال می کنند توانسته اند این احتمال را بدهند که نوروز انتقال قرابتی با ادرار شتر دارد. بگذارید خیالتان را راحت کنم: نوروز انتقال خودش به تنهائی ملغمه ای از ادرار شتر و اسپرم مارمولک و خون قاعدگی (ترجیحاً) دختر ترشیده و فضله ریزه ریقکی است، و البته وقتی زیر دست یک روانکاو وحشی هم بیفتد به مقدار بیش از مکفی هم به بزاق وزغ آغشته می شود و آنوقت ملغمه ای را می سازد که حتی ایوب نبی هم تاب تحمل آن را ندارد و از آن گریزان است.

فکرش را بکنید! فروید برای احترام به کرامت انسانی هیپنوتیزم را به کناری گذاشت فقط برای این که با هیولای دیگری به نام نوروز انتقال مصادف شود! این یعنی که در وجود آدمی اصولاً نکبتی است که لیاقت احترام را ندارد و خود نکبتش هم چیزی از کرامت انسانی نمی داند. نوروز انتقال به فروید فهماند که سوژه انسانی اساساً در طلب انقیاد روانی است و این ربطی هم به خواب یا بیداری ندارد. کما این که سالها بعد لکان گفت: سوژه از خواب بیدار می شود تا به خوابیدن ادامه دهد.

همچنین گفتیم که فروید معتقد بود که در نوروز عادی روزمره تعقل بیشتری وجود دارد تا نوروز انتقال.

بگذارید نکته دیگری را هم اضافه کنم و آن این که به گفته خود فروید حداقل در حالت خواب امکان کنش عضلانی وجود ندارد حال آن که در حالت بیداری این ملغمه نفرت انگیز امکان کنش هم دارد!!

در نتیجه یک سوژه تحت هیپنوز به مراتب قابل کنترل تر است تا یک سوژه مبتلا به نوروز انتقال!

می توان نتیجه گیری کرد که هر آنچه از این ملغمه ادرارات اربعه آغشته به تراوشات روانکاو وحشی – که خودش هم در نوروز انتقال است – سر می زند چیزی است که حتی فاضلاب شهری هم آن را برنمی تابد و بخاطر رعایت نظافت و بهداشت و احترام به چارچوب های تعیین شده توسط فرهنگ و تمدن می بایست سرکوب شود.

من قبلاً از اصطلاح زباله های اتمی برای آنها استفاده کرده ام و این که نمی توان اجازه داد که آنها در طبیعت رها شوند. فروید در نامه ای اذعان کرده که همه شکیبائی خودش را در مقابل نوروز در جلسات آنالیزش خرج می کند و در خارج از این جلسات هیچ گونه مسامحه ای با نوروز ندارد. تازه منظور فروید نوروز عادی روزمره است که او نمی تواند خارج از جلسات آنالیز به آن اجازه جولان دهد، نوروز انتقال که اساساً مبحث دیگری است.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

ادامه دارد…


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=53366

  تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت: ۲۱:۱۰