پنج شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دیگر نمی توان دم فرو بست، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، عفاف و حجاب!، من هم در اتاق بازپرس حسینی بودم

تجربه شخصی ما در بازداشتگاه وزراء/ ما فقط از بازپرس یک گواهی پرونده جاری برای شکایتمان می خواستیم!

zmmahmoudi
 

بخشی از شکایت دکتر میترا کدیور به محضر دادستان کل کشور دربارۀ پتیاره های زندانبان بازداشتگاه وزراء

… بخاطر این درخواست ما آنها به اوج استیصال رسیده بودند و سرانجام با دستور آقای آهنی به ما حمله ور شده و ما را کشان کشان به داخل ساختمان و از آنجا به حیاط بردند. در حیاط تک تک ما را به شدت کتک زدند و آن سه زن ناجا دستبند مرا از دیگران جدا کرده و مرا به گوشه ای از حیاط برده و به شدت کتک زدند. در این وقت یکی از مردان لباس شخصی که پیراهن سیاه به تن داشت حدود ۸ تا ۱۰ بار به من شوکر زد، حتی بعد از آن که آن سه زن دستان مرا از پشت دستبند زده بودند. آن مرد لباس شخصی که او هم بسیار جوان بود واقعاً از این کار شوکر زدن لذت می برد. شاید بخاطر شوکر زدن و یا شاید بخاطر کتک های آن سه زن من دچار درد شدید در ناحیه قفسه سینه شدم. قلبم تیر می کشید و نفسم بند آمده بود. در حالی که به روی زانوهایم افتاده بودم به آنها گفتم که قلبم درد می کند ولی آن سه زن با بی حیایی تمام رو به آن مردان کرده و گفتند “فیلمش است”. ….
به نقل از سایت انجمن فرویدی

 
منبع: صفحه اینستاگرام انجمن فرویدی
 
 

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=62874

  تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت: ۱۴:۴۸