سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:همه چیز اینگونه آغاز شد

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
بعد از مراسم اختتامیه، وقتی داشتیم از سالن کنگره جعلی بیرون می آمدم، یکی از طرفداران دکتر صنعتی رو به ما کرد و با لحن تندی گفت شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید. فرصت نشد که جوابی به او بدهم. هرچند که مخاطب اصلی پرسشگری های ما طرفداران این به اصطلاح روانکاوان نیستند؛ اما امروز این ماجرا به خاطرم آمد و با خودم گفتم به او و امثال او بگویم نخیر، ما از تاپ ترین دانشگاه های این ممکلت فارغ التحصیل شدیم اما این تاپ ترین دانشگاه های این مملکت هم دست کمی از دانشگاههای رتبه ۲ کشور مثل دانشگاه آزاد ندارند. وقتی توخالی بودن این مکان های پوشالی «دانش» برایمان ثابت شد «فریاد زدیم پادشاه که لخت است و عضو انجمن فرویدی شدیم.» [۱] دقت می کنید که ملاک آنها برای اینکه ما دانشگاه «آزاد»ی هستیم چه بود؟! این بود که ما اعتراضمان را بیان کردیم، فقط همین و همین. بله ما به کنگره ای جعلی اعتراض کردیم. اما محض اطلاع این خانم و دیگر طرفداران باید بگویم آنچه در دانشگاه های ما به ویژه دانشگاه آزاد وجود ندارد همین بیان اعتراض است. ۴ سال و نیم حق التدریس یکی از واحدهای دانشگاه آزاد بودم و هر روز تلاش می کردم تا شاید تغییری کوچک در آن سیستم معیوب ایجاد شود؛ اما نشد. روزهای آخری را که در آن سیستم بودم به خوبی خاطرم هست یأس، خشم و غمی عجیب همه وجودم را فراگرفته بود. در آنجا هیچ کس اعتراض نداشت. معاونین به فکر ابقای خود بودند و ارتقا و اساتید نیز همینطور و کارمندان نیز به دنبال کسب درآمدی بالاتر و چانه زدن برای گرفتن اضافه کار و کارانه و … از همه تأسف بارتر وضعیت دانشجویان بود؛ برایشان فقط گرفتن همان کاغذپاره مهم بود و بس. یادم هست در آن واحد دانشجویانی با ۷ ترم مشروطی باز هم مجاز به ادامه تحصیل بودند!!! هیچ دانشجویی اخراج نمی شد چون برای دانشگاه آزاد دانشجو فقط یک کیسه طلا محسوب می شد و میشود. تصمیم گرفته بودم که دیگر بروم چون دیگر نمی توانستم در آنجا ادامه دهم. آنقدر فضا سنگین بود که تحملش از توان من خارج شده بود. هفته آخری که هنوز آنجا بودم، با خودم گفتم آخرین تلاشهایت را نیز انجام بده، باز هم حرفت را بزن، بنابراین تصمیم گرفتم با رئیس دانشگاه آخرین صحبتهایم را بکنم و از همه چیز بگویم، از همه چیزی که برای من فقط مصداق ظلم بود و بس، برای مثال از گرفتن این همه دانشجو بدون کنکور و با کنکور در رشته های مختلف بگویم. فقط همان ترم و فقط برای رشته معماری در آن واحد ۶۰۰ دانشجو پذیرش شده بود، اما به من فرصتی ندادند که با رئیس دانشگاه صحبت کنم. با یکی از معاونین دانشگاه صحبت کردم، گفت «حق دارید ولی چاره ای نیست. آخر افتخار رئیس دانشگاه دوبرابر کردن بودجه دانشگاه از طریق همین کارها است. برای او فقط پول محور است و پول.» روزهای تلخی بود. یادم هست با یکی از دوستانم که صحبت کردم گفت همین است دیگر. فکر می کنی جاهای دیگر چطوری است. آنجا هم همینطور است؛ باید بسازی. به او جواب دادم خب اگر جای دیگر هم همینطور باشد، و قرار باشد من فسیل سیستم بیمار بشوم، از هر جایی، بعد از دو سه سال بیرون می آیم.
دانشگاه آزاد، دانشگاه آزاد باقی می مانَد چون هیچ کس در آن اعتراض نمی کند، کما اینکه در دانشگاه دولتی هم تو حق اعتراض نداری، تو حق پرسشگری نداری. اگر پرسشگری کنی، میکروفن را از تو میکروفن می گیرند، حراست می آورند و به تو توهین می کنند. تو باید «مؤدب» باشی یعنی همان خفه خون گرفته! تو باید به مدرک نداشته و مدارک نامعتبر هیچ نگویی، تو باید شرح حال بدی درمانگران دست و پاچلفتی را گوش بکنی و بعد هم کلی کف بزنی، تو باید موبورهای خارجی را که از زبان فارسی فقط «سلام» کردن بلدند، کلی تشویق کنی انگار که با گفتن «سلام» چه معجزه ای کرده اند! و به طور خلاصه، تو باید ببینی و خاموش بشینی! اما ما در جایی که حق «دانش روانکاوی» پایمال شود، ساکت نمی نشینیم، چون نه تنها دانشگاه «آزاد»ی نیستیم، بلکه دیگر منسوب به دانشگاه دولتی هم محسوب نمی شویم؛ ما عضو انجمن فرویدی هستیم و دریافته ایم که «خنثی بودن در روانکاوی، کرختی روانکاوانه کراهت محض است. خدایگان کسی است که از همسایه نمی ترسد، مجبور نیست مدام زیرچشمی چپ و راست خود را بپاید و در هر قدم به جلو و عقب لنگر بزند. خدایگان کسی است که از اشتیاق خود چشم پوشی نمی کند و خودش به تنهایی کاروانی است که می گذرد.» [۲]
شمایی که آن روز ما را با لحنی تند و تحقرآمیز مخاطب قرار دادید و گفتید شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید، چرا به دکتر صنعتی، خانم همایون پور، خانم عیسی وند و امثالهم خرده نمی گیرید که با مدرک نداشته یا مدارک نامعتبر ادعای خدایی دارند؟! چرا به دکتر صنعتی نمی گویید کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان حتی دانشگاه «آزاد» هم نیست که مدرک بدهد؟! چرا این برخورد تند و تحقیرآمیزتان برای ماست که همه چیزمان «شفاف» [۳] است؟!
می دانید چرا؟! چون آنچه برای شما مهم است، فقط ظاهر پرطمطراقی است که دکتر صنعتی و دارو دسته اش به ویژه خانم همایونپور دارند. ما آن را نداریم. ما اهل ریاکاری اینچنینی نیستیم که بگوییم «من اهل خشونت نیستم و خشونت را دوست ندارم و …» [۴] ما اهل ریاکاری نیستیم که بگوییم «روانکاوی به ما متمدن شدن را آموخته». [۵] ما حتی آن ریاکاری را نداریم که بگوییم الگویی ایده آل هستیم و یا حتی دنبال الگوی ایده آل باشیم. همان روز و دقیقاً بعد از اینکه به ما گفتند شماها دانشگاه «آزاد»ی هستید. وقتی در آستانه خروج از سالن بودم، خانمی مرا مخاطب قرار داد و گفت خودت را زودتر به اورژانس بیمارستان طالقانی معرفی کن. باز هم فرصتی نشد که به او جواب بدهم. خواستم به او بگویم من خود را به روانکاوی سپرده ام، تو چطور؟! تو چکار کردی برای سمپتومهایت؟! ادعا داری که «درمان» شده ای و دیگر سمپتوم نداری؟! با یک سال آنالیز پیش خانم همایونپور و دکتر صنعتی، الگوی ایده آل شده ای؟! نه جانم نگاه بکن به خودت آن «درمان»ی که شماها دنباله رویش هستید، همان لباس فری سایزی است که حتی با سایز صفر هم که بپوشی باز توده های چربی بدنت بیرون می زند. فری سایز معنی ندارد، تو نمی توانی خودت را با این الگوی ایده آل دروغین مطابق سازی. سمپتومها پنهان شدنی نیستند حتی وقتی خودت نبینیشان، از یک جایی سر می زنند مثل همین کارهای دکتر صنعتی. از یک طرف ادعای تمدن می کند و از آن طرف بدیهی ترین اصول اخلاقی را زیر پا می گذارد و به یک سؤال ساده اینطور جواب می دهد که دیده اید. ویکی پدیا و صفحه شخصی دکتر صنعتی در این یک ماه اخیر، بعد از پرسشگری انجمن ما، هر دو ویرایش شدند اما جالب اینجاست که اکنون نه تنها این دو صفحه با هم هماهنگ نیستند، بلکه با واقعیت نیز هماهنگ نیستند! یا خانم همایونپور که فکر می کند «آنتیگونه» روانکاوی ایران است و به تنهایی خودش را در معرض خطرها (نظام جمهوری اسلامی ایران و مذهب) !!! قرار داده است و چه «شجاعانه»!!! توانسته است گروهش را ایجاد کند؛ گروهی که از هیچ جایی مجوز ندارد! در موزه فروید وقتی از گسترش گروه خودش در مشهد (شهر مذهبی ایران) می گوید جوری صحبت می کند که انگار چه شاهکاری را ایجاد کرده که روانکاوی را به شهر مذهبی که گویی در تقابل با روانکاوی است، برده است!!! البته ناگفته نماند که آن روانکاوی که خانم همایونپور سردمدار آن است، واقعاً با مذهب تقابل دارد. دوستی برایم می گفت با یکی از افراد این گروه صحبت می کرده و او از قول یکی از اساتید خود خانم همایونپور (همان استاد معروف عاشق پیشه!) نقل کرده که آدم هر جور که شاد است باید زندگی کند. دوست من با تعجب می پرسد اگر فردی بخواهد از ارتباط جنسی با شوهر دوستش شادی بدست آورد، تکلیف چه می شود و جوابی که می شنود این است که مهم شادی اوست. بله این است آن روانکاوی ای که خانم همایونپور و دکتر صنعتی دنباله روی آن هستند. آدم هرجور که شاد است باشد، سؤال اینجاست اگر قرار است آدم هرجور بخواهد شاد باشد، چه نیازی به روانکاوی شدن پیش شما وجود دارد؟! البته پاسخ این سؤال را دکتر کدیور داده اند، یکی از شاگردان دکتر کدیور از قول ایشان نقل می کرد: « این روانکاوان آن احساس گناهی را که هر فرد از سمپتومش دارد، از مراجعانشان می گیرند.» شادی از انجام هرکاری بدونِ احساس گناه، این آن لباس فری سایزی است که شما پوشیده اید. لباس فری سایز ارزانی خودتان، ما نمی خواهیم شاد باشیم!
۱- از مطلب «فریاد زدیم پادشاه که لخت است!» و…
https://freudianassociation.org/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88/
۲- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۷۰٫
۳- اشاره به شفافیت انجمن فرویدی که در بخش درباره ما آمده است.
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7/
۴- نقل به مضمون صحبتهای دکتر صنعتی در روز سوم کنگره جعلی
۵- همان

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی!
«انجمن فرویدی» یک گروه نیست. نمی دانم با تقلیل «انجمن» به «گروه» چه کسی را دلداری می دهید. ولی خودتان هم می دانید همین «انجمن» کاری کرده که شما بخواهید به آقای دکتر جعفریان نامه بزنید و فکری برای تاسیس «دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگلستان» نمایید!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
راستش من حساب و کتابم خیلی خوب نیست، به نظرتان کدام کم هزینه تر است؟

۱- از کسی که ادعایی دارد بخوایم آن را اثبات کند،
۲- به کسی که ادعایی کرده بودجه دهیم تا بر اساس همان ادعای ثابت نشده از خارج مهمان دعوت کند. بعد برای مهمانی- پارتی بعدی هم به طور رایگان به او و همدستش سالن همایش های بین الملل پارک پردیسان را دهیم. بعد کسانی که در مورد ادعا سوال می کنند را مورد توهین قرار داده و در همین حین به دکتر جغتایی و دکتر نقوی بگوییم دست به نامه نگاری بزنند. در همین گیر و دار چشمان خود را سفت بر روی اینکه «در بیمارستان روزبه چه می گذرد؟!» [۱] ببندیم و مراقب باشیم از «تأثیر ناچیز انقلاب بر روزبه» [۲]هیچ چیز نفهمیم و صدای آنهایی که با «fix و PRN» [۳] خفه شده اند را نشویم.

۱- https://freudianassociation.org/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%af%d8%9f/

۲- https://freudianassociation.org/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%d9%87/

۳- اشاره به کامنت خانم خانم خ. ف :«وقتی که کنگره خواری پایان یافت موقع بیرون آمدن اعضای انجمن فرویدی از سالن بعضی از روانپزشکان با صدای بلند می گفتند fix و PRN ولی آنها حواسشان نبود که با انجمن فرویدی طرف هستند و آنها می فهمند که اینها سرنیزه و غل و زنجیرند یا ابزار مداوا؟!!!!….به هر حال شما هم در ناخودآگاهتان می دانید که اینها در واقع چه هستند و چه موقع بکار می آیند».

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
کودک که بودم لطیفه ای شنیدم:
مردی نام فرزندش را رستم گذاشت و هرگز جرات نکرد او را صدا کند.
حالا مدتی است آن را در فضای روانپزشکی کشورم لمس می کنم.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
آقای علی این جمله شما «دغدغه های بزرگ انسانی را ول کرده اید و به مسائل بچه گانه چسبیده اید؟» خیلی زیاد من را یاد جملات فروید در سخنرانی دوم از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی می اندازد: « من پاسخ خواهم داد: صبر، خانم ها و آقایان! من فکر می کنم خرده گیری شما به خطا رفته است. درست است که سایکوآنالیز این را لاف نمی زند که هرگز توجه خود را به چیزهای پیش پاافتاده معطوف نکرده است. برعکس، مواد مشاهدات سایکوآنالیز معمولاً از رویدادهایی جزئی به دست آمده که به وسیله سایر علوم به عنوان چیزهایی بسیار بی اهمیت پس زده شده اند – کسی ممکن است بگوید، تفاله های جهان پدیده ها. اما آیا در خرده گیری تان عظمت مشکلات را با آشکار بودن نشانه های آن اشتباه نگرفته اید؟ آیا چیزهای خیلی مهمی وجود ندارند که می توانند فقط تحت شرایط معین و در زمان های معین، با اشارات کاملاً‌ جزئی، خود را آشکار سازند؟»

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی
رئیس محترم بیمارستان روزبه
آقای دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه ادعا می کند مدرک روانپزشکی خود را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اخذ کرده است. شما به عنوان رئیس این بیمارستان اطلاع دارید دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی، رئیس بیمارستان روزبه، مدرک و مستندات انجمن فرویدی را که شواهد آن روشن است و قابل دسترسی می باشد(سایت انجمن فرویدی:https://freudianassociation.org/)، می گوید ظاهرا، اما مدرک روانپزشکی آقای دکتر صنعتی(!) را که غیر قابل رد یابی است، تایید می کند. شاید باید به آقای دکتر نقوی حق داد، زیرا او رئیس همان بیمارستانی است که دکتر صنعتی(!) رئیس بخش روان درمانی آن است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
این سرکار علیه همایونپور را واقعاً باید پدیده قرن نامید. یعنی این آدم حتی نمیتواند اسم گروهش را بدون دزدی از دکتر کدیور انتخاب کند. به نظرتان similarity ratio «گروه فرویدی تهران» همایونپور و «گروه عرصه فرویدی – مکتب لکان» که دکتر کدیور از سال ۸۰ تشکیل دادند چقدر است؟ همینطور هم بین «گروه فرویدی تهران» و «انجمن فرویدی»؟ البته تفاوت دومی با اولی از زمین تا آسمان است چون «انجمن فرویدی» یک «سازمان مردم نهاد» است که در «وزارت کشور» جمهوری اسلامی «به ثبت رسیده» و ریاست آن را «تنها روانکاو ایران و تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی در ایران و بخش عمده ای از آسیا» بر عهده دارد، و «تنها NGO روانکاوی ثبت شده در ایران» است و «کاندیدای پیوستن به انجمن جهانی روانکاوی» است و به برکت فعالیت آن «بند ۵-۵ سیاست های کلی علم و فن آوری» در حوزه روانکاوی محقق شده در حالیکه «گروه فرویدی تهران» توسط «محصول» یک شرکت سهامی آمریکایی (BGSP Inc) تشکیل شده، در هیچ کجا به ثبت نرسیده، بنا به گفته خود همایونپور «مشروعیت درونی» دارد (چون بیرونی ها آن را اصلاً به حساب نمی آورند که بخواهند مشروعیتی هم به آن بدهند)، اعضای آن سه ماهه «تلفنی» روانکاوی شده و «خود روانکاو خوانده» می شوند، تشکیل دهنده (چون جایی ثبت نشده نمی شود گفت موسس یا رییس!)آن در انگلستان برای روده بر کردن انگلیسی ها به جمهوری اسلامی دروغ می بندد که روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و اضافه می کند که خودش هم با آن موافق است، همین تشکیل دهنده کتابی می نویسد که فقط به خارجی چاپ می شود (چون اگر به فارسی چاپ شود باید دنبال جایی برای قایم شدن بگردد) و تنها جمله آن که ارزش خواندن دارد همان جمله دزدی از دکتر کدیور است که در مورد اودیپ در پنجشنبه فرویدی ۱۸ ام سخنرانی «رمان های خانوادگی» گفتند، و همین تشکیل دهنده «گروه فرویدی تهران» که در مکتب امریکایی درس خوانده به برکت درسنامه های دزدی قورخانه چی و پور علی بابا همه اش از لکان می گوید جوری که باعث تعجب ایتالیایی ها هم که از درسنامه های دزدی خبر ندارند می شود، و همین تشکیل دهنده در سراسر دنیا با کمک سیامک موحدی (استاد راهنمای پایان نامه و معلم «اولش») روانکاوی تلفنی راه انداخته و بعد از سه ماه «روانکاو» تولید می کند و یک کنگره «درگوشی» راه می اندازد (که بادی گاردش مهدی محمدی است) تا «بدور از چشمان نامحرمان» در «یک محفل خصوصی» با شرکت «هنرپیشگانی از ایران» و البته میهمانانی که این محفل را به حد «فرش قرمز» ارتقا دادند «فیلم» خود را بسازد که در آن او و محمد صنعتی «روانکاوان ایرانی» هستند که علیرغم مشکلاتی که دارند از جمله آنهایی که «انجمن فرویدی» ایجاد کرده، دارند کار روانکاوی جعلی شان را انجام می دهند «ولی نمی گذارند»: آن از رژیم که روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و این هم از «انجمن فرویدی» که ول کن مدرک نداشته جناب صنعتی نیست. و اینطور می شود که پول و امکانات و «عضویت» IPA با خواهش و التماس «شاید بدست آید».
آنوقت «گروه فرویدی تهران» نامه دکتر نقوی را در صفحه فیس بوک «دو روزه» اش می گذارد تا نشان دهد «همایونپور یعنی صنعتی و صنعتی یعنی همایونپور».
حالا فهمیدید مدرک نداشته صنعتی به کجاها وصل است و پته این مدرک نداشته اگر بر آب شود نان چند نفر را آجر می کند؟

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی عزیز! از قدیم گفته اند با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه. با شکایت شکایت هم صنعتی صاحب مدرک نمیشه. بهتره کل جامعه روانپزشکان پول روی هم بذارن یه «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» راه بندازن. واقعاً اون «علمی» که به اسم انجمنتون چسبوندین همین بود؟ اگه رزیدنتاتون سر کلاس «سوال» کنن چیکارشون می کنین؟
قابل توجه آقای صادق که نوشته بود: «هرچه باشد دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد!» دوست من مساله «تشخیص» نیست مساله «منفعت» است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
به نظرتان وقتی قاضی از جناب صنعتی در مورد مدرکش سوال می کند جناب جلالی ندوشن، خانم منصوره کیانی، رزیدنت های بیمارستان رازی، آقای دکتر خدایی، جناب دکتر جلیلی، آقای دکتر نقوی و دوستان « از مشهد آمده» چکار می کنند؟
۱٫ به قاضی می گویند بی ادب! این چه سوالی است.
۲٫ قاضی را هو می کنند.
۳٫ دست می زنند تا منشی دادگاه نتواند صحبت های قاضی را در صورتجلسه درج کند.
۴٫ به قاضی می گویند «دانشگاه آزادی»!
۵٫ برای قاضی FIX و PRN تجویز می کنند و دستور بستری او را در بیمارستان رازی می نویسند.
۶٫ از فردای آن روز درِ کل ساختمان دادگاه را قفل می کنند که قاضی نتواند داخل دادگاه شود و کلیدش را هم داخل حوض می اندازد.
۷٫ از قاضی می خواهند جلسه را ترک کند چون حضور خودشان در جلسه دادگاه کاملاً «علمی» و قانونی و تایید شده توسط وزارت بهداشت و «دارای امتیاز بازآموزی» است.
۸٫ به قاضی می گویند خودت برو برای خودت یک دادگاه تشکیل بده اینجا دادگاه روانپزشکان است و ما می خواهیم «چیز» یاد بگیریم.
۹٫ کلیه کلاسهای حقوق را در سرتاسر کشور تعطیل می کنند تا کسی در مورد سند و مدرک حرف نزند.
البته آن وسط این را هم می گویند که اشتباهی آمده اند ولی دقیقاً همان کارهایی را می کنند که آنهایی که اشتباهی نیامده اند کردند.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
البته خانم م. ع. یک مورد را از قلم نیندازید. بسته به سن قاضی امکان دارد یک کار دیگر هم انجام دهند. اگر قاضی زیر ۶۰ سال باشد، بلافاصله پس از پرسش از جناب صنعتی در مورد مدرکش، همه با هم سر قاضی داد می زنند: خفه شو، بی ادب، جای پدر تو است.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آزاده در مورد کاسبان روان
من درست متوجه نشدم منظور آقای علی چه بود؟ یعنی ما راجع به اسیدپاشی بنویسیم و نوشتن در مورد روانکاوی را کماکان به عهده صنعتی بگذاریم؟ شما آن دیدگاهی را که راجع به اپیدمی ابولا بود نخواندید؟

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی در صفحه فیسبوکش نامه دکتر نقوی را گذاشته، یکی نیست بگوید عزیز دل برادر، شما اگر خیلی شهامت دارید، همان مدرکتان را بگذارید.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر نقوی عزیز، برای رفع آزردگی و زدودن تکدر خاطر همکار گرانقدر گروه شما پرسش خود را از این پس اینگونه مطرح می کنیم:
“ای دکتر فرهیخته و عالی مقام، ای چهره شاخص فرهنگیان، ای دوستدار جان و روان و ای موسس فلوشیپ در آن مکان، ای فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان و ای عضو کالج پادشاهان، ای ریاست کنگره روانکاوان و ایضا دبیر علمی آن، منت گذاشته و بفرمایید “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”
امید است موجب رضایت جنابعالی فراهم شده و از “اقدامات قانونی لازم در اسرع وقت”، صرفنظر فرمایید!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
در مراسم اختتامیه کنگره جعلی، زمان پرسش اعضای انجمن فرویدی از آدرس دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان صنعتی، همایون پور به سرعت از در کناری سن فرار کرد! شنیدید میگن چوب رو که برداری گربه دزده در میره؟ اعضا داشتندآدرس محل تحصیل صنعتی رو می پرسیدند همایون پور چرا در رفت؟!!

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
هیچوقت به جمع و تفریق مسایل فکر کرده اید که چه «حاصل جمع»ی می دهد؟ فکر کنید:
دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان + دانشگاه علوم پزشکی تهران = قطعیت روانپزشک و روانکاو بودن صنعتی
شرکت سهامی BGSP Inc + کنگره در گوشی = گرفتن کمک و پول و عضویت از IPA برای همایونپور
دزدی درسنامه های دکتر کدیور + روانکاوی تلفنی = قطعبت روانکاو بودن قورخانه چی
روانکاوی تلفنی + شرکت در کلاس های قورخانه چی با درسنامه های دزدی = روانکاوان «مشهدی»
روانکاوان مشهدی + گواهی کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران + درس دادن مقاله «سه جستار در باب سکسوالیته» فروید توسط محصول شرکت سهامی BGSP Inc در مشهد= قطعیت گسترش روانکاوی در ایران
قطعیت گسترش روانکاوی در ایران + «بیمه شدن» «خدمات روانکاوی» در کشور = همچنان گسترش روانکاوی در ایران

و اما…
سخنرانی های دکتر کدیور در دانشگاه ها، کتاب «مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم»، «گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان»، «پنجشنبه های فرویدی»، انجمن «ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی»، «کلاس های آشنایی با فروید و لکان»، «انجمن فرویدی»، «مرکز روانکاوی آفریقا»، «کلاس های آشنایی با روانکاوی»، سایت انجمن فرویدی + تنها روانکاو ایران + کاندیدا بودن انجمن فرویدی برای عضویت در انجمن جهانی روانکاوی = «نابرده رنج گنج میسر نمی شود»

فکر می کنید چرا همایونپور از جیب مبارک «خرج» خارجی ها را برای شرکت در «کنگره در گوشی» می دهد؟ از محصول یک شرکت «سهامی» که انتظار ندارید کار خیریه کند؟ این هم یک «سرمایه گذاری» است برای اینکه در مقابل، عضویت IPA را بخرد و از پول و امکانات آنها استفاده کند. آنوقت با این «مشروعیت» تا دلش بخواهد «روانکاو» تولید کند جوری که آدم بگوید صد رحمت به دانشگاه آزاد!
حق با خانم فاطمه س. است مگر همایونپور بیخ گوش IPA نبود؟ چرا نرفت طبق ضوابط همانجا روانکاوی شود؟ دیگر نیازی هم به اینهمه خرج کردن نداشت.
اما از کسی که حتی اسم گروهش هم دزدی است انتظار داشتید برای این کار زحمت بکشد؟ مگر صنعتی کشید؟ ۳۰ سال هم بی مدرک استاد دانشگاه بود و «توده» هم او را روانکاو می دانستند. وقتی صنعتی می تواند، چرا همایونپور نتواند؟
آن درسی که صنعتی و همایونپور به پیروانشان می دهند این است که می شود بی زحمت به همه جا رسید. فکر می کنید اینهمه فحش که «دوستان» به اعضای انجمن فرویدی داده و می دهند برای چه بود؟ چون وجود چنین انجمنی یاد همه می آورد که برای رسیدن به آنچه «مورد تقاضا» است «زحمت» لازم است. اگر اعضای انجمن در کنگره ی خواری جوری دفاع می کردند که انگار از پدرشان دفاع می کنند برای این بود که واقعاً «زحمت» کشیده بودند. هیچکس در این انجمن نمی تواند بی زحمت چیزی را حتی بفهمد. وجود کسانی که بین زحمت و دستاورد رابطه مستقیمی می بینند و مهمتر از آن به آن «متعهد» هستند، برای کسانی که می خواهند بدون زحمت فقط از جایگاهی استفاده «شخصی» کنند، «خطرناک» است. برای همین هم هست که «چنگال» همه در آمده. همه هم می دانند این کار به معنای رعایت «حد و حدود» در تمام جوانب است.
این است که انجمن فرویدی بیدار است تا بقیه نتوانند بخوابند.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
دوستان، من تا حالا خارج نرفتم ولی داشتم فکر می کردم شاید ما داریم اشتباه می کنیم و خارج این طوری که ما فکر می کنیم نیست. مثلاً شاید در انگلستان وقتی کسی فارغ التحصیل شد، به جای اینکه به او مدرک بدهند، به طور زبانی به او می گویند تو فارغ التحصیل شدی. مثلاً می گویند «آقای صنعتی درست تمام شده و تو الان روانپزشک شدی. برو.» حتما این طوری است که آقای صنعتی تصویری از مدرکش ندارد که در سایتش چاپ کند و به جای آن نامه آقای نقوی را چاپ می کند.
یا شاید در امریکا این طوری است که به جای PhD می گویند درجه دکتری و اصلا چیزی به اسم PhD مد نیست خب. عجب.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقای ناصر جمله «کند همجنس با همجنس پرواز» رافکرمیکردم درزبان ترکی هم مثالی هست درباره اسب با اسب که پس ازمدتی هم رنگ نشوند ،هم خو می شوند.فارغ التحصیل روانکاوی BGSP inc چگونه درباره مدارک صنعتی میدانسته وصدایش درنمی آمده، مثل خودش(مثل صنعتی درباره همایونپور).وتولد اینهمه روانکاووحشی.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
جناب آقای دکتر صنعتی(!)
پیامبر (ص) فرمود:
اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصدیقا لِلنّاسِ اَصدَقُهُم حَدیثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَکذیبا اَکذَبُهُم حَدیثا؛
هر کس راستگوتر است سخن مردم را بیشتر باور مى کند و هر کس دروغگوتر است مردم را بیشتر دروغگو مى داند.(نهج الفصاحه، ح ۵۹۱)

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
مرثیه ای برای جامعه “علمی”

“امروزه در پایان قرن بیستم تنها گفتار اربابی باقیمانده گفتار اقتصاد بازار است که در آن همه چیز کالاست، حتی دانش، حتی درمان… نه دانش روانکاوی و نه درمان روانکاوی هیچیک در راستای اقتصاد بازار نیست و از مختصات آن تبعیت نمی کند۱″.

ماجرا از آنجا آغاز شد؛ دکتر صنعتی و جمعی از اطرافیان ایشان تصمیم گرفتند کنگره ای با نام “روانکاوی” برگزار کنند. عدم صحت ادعای او در مورد روانکاوی مشخص بود. در رزومه علمی ایشان تناقضاتی آشکار وجود داشت. پیگیری انجمن فرویدی و تلاش “روانکاو راستین” برای حراست از کلمه “روانکاوی” بجایی رسید که دکتر صنعتی اعضای انجمن فرویدی را داعش خواند. انجمن فرویدی همچنان بر پرسش خود از دکتر صنعتی اصرار داشت:” آقای دکتر صنعتی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”!
ریاست انجمن “علمی” روانپزشکان آقای دکتر جلیلی به دفاع از “روانکاو دروغین” دفاعیه ای نوشت که هیچیک از اعضای آن انجمن “علمی” و هیچکس از جامعه علمی به آن معترض نشد. پس از آن ریاست بیمارستان روزبه نامه ای به ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران نوشت و در آن نامه…..!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ “روانکاو دروغین” و مدعیان روانکاوی، نگران از فروپاشی جایگاهی سی ساله که بواسطه ادعای خود کسب کرده بودند با حبس “روانکاو راستین” در بیمارستان در صدد حذف او برآمدند و…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ در کلاسهایی که “روانکاو راستین” برگزار می کرد و همین او را “بسیار مستعد خیانت دیدن۲″ کرده بود، شرکت کردند. آنان با سرقت از “روانکاو راستین” و…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ از تصمیم “روانکاو راستین” برای تشکیل انجمن باخبر شدند و به کارشکنی متوسل شدند. آنها نمی دانستند “خیانت دیدن چیزی از او نمی کاهد۳″….!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ سخنرانی های “روانکاو راستین” را در بیمارستان روزبه شنیدند، سخنانی که هراس در دل “روانکاوان دروغین” انداخت و آنها را به تکاپو واداشت تا…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ ” هر یک جزیی از گنجینه موضوعات روانکاوی را۴″ بر داشتند و خود را بر اساس این قاپیدن مستقل۵″ اعلام کردند و با جعل کلمه خود را “روانکاو” نامیدند و جامعه “علمی” آن روزگار نیز به استقبال آنان آمد. با گذشت سالیان هنوز هم…!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! آنانکه همواره حقیقت را قربانی “مصلحت خود” می کنند؛ با جعل کلمه، به گویندگان حقیقت یورش بردند تا صدای آنها را خفه کنند، حلاج را که “اسرار هویدا می کرد” بر دار و عین القضات را شمع آجین کردند، ثارالله را به مسلخ مصلحت بردند، علی(ع) را خانه نشین کردند، پیروان حقیقت را به حبس انداختند، زهر دادند، شکنجه کردند، به صلیب و آتش کشیدند، شوکران……
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! قابیل، او که “مایه گذاشتن از منیت۶″ را نمی دانست، در صدد نابودی هابیل برآمد!
نه…! ماجرا از آنجا آغاز شد! که شیطان تمرد کرد! حسادت و آز و طمع سربرآورد! و برای همیشه تاریخ، دو صف شکل گرفت؛ نور و ظلمت، خیر و شر!
و بزدلانی که همواره در میانه دو صف قدم می زنند تا نان به نرخ روز خورند و عمر گرانمایه صرف اندیشه خوردن و پوشیدن، در صیف و شتا۷ کنند!
آری! ماجرای ما از آنجا آغاز شد؛ از روزی که “روانکاو راستین” محکی شد تا اعتبار زر قلب و زر نیکو۸ شناخته شود و جاعل، رسوا.
اما جاعل به “محصول” شرکت سهامی آمریکایی۹ (BGSP Inc)و رانده شدگان انجمن فرویدی متوسل شد تا کنگره برگزار کند، کنگره ای که آزمونی است برای تعیین صف جامعه “علمی”، سنجش مرگ و زندگی جامعه “علمی”! آیا هنوز نفس می کشد یا مرده است؟ آیا باید برای سوگواری آماده شویم؟!

۱- روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، دکتر میترا کدیور، اطلاعات، ۱۳۸۱٫
۲- همان.
۳- همان.
۴- توضیحات، کاربردها و راهکارها، زیگموند فروید، ۱۹۳۳، سایت انجمن فرویدی.
۵- همان.
۶- درسنامه های دکتر کدیور، سایت انجمن فرویدی.
۷- عمر گرانمایه در این صرف شد/تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا، سعدی.
۸- زر قلب و زر نیکو در عیار/بی محک هرگز ندانی ز اعتبار، مثنوی.
۹- دیدگاه خانم مرجان.م، پرسش و پاسخ، سایت انجمن فرویدی.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
بیشتر که فکر می کنم می بینم احتمال اینکه ما داریم اشتباه می کنیم خیلی زیاده. شاید اصلا خارج این جوریه که وقتی کسی در رشته روانپزشکی درسش تموم شد، نمی گویند «فارغ التحصیل»، می گویند «عضو» آنجا شد. پس این طوری بوده که صنعتی می گفته عضو کالج فلان؟؟؟

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
در مورد دکتر صنعتی، بلاهتی عظیم در اطراف اش را شاهدیم اما در مورد همایونپور وضع متفاوت است: او که از یک موسسه غیرانتفاعی امریکایی با اسکور D مدرک گرفته که این موسسه در حد فاجعه پکیده است، ناامید از یافتن کار در USA ، دانشگاه های ایران هم که او را راه نداده اند، به دنبال هرچه خلافکار است می گردد و همچون آهن ربا آنها را به خود جذب می کند!! همایونپور برای قورخانه چی که اخراج شده از انجمن فرویدی است و درسنامه های دکتر کدیوررا به سرقت برده و نزد خود دارد، طعمه خوبی است و از آنجایی که قورخانه چی ید طولایی در شوآف و ره صد ساله را یک شبه طی کردن دارد، فرصتی برای همایونپور فراهم می آورد تا او پشت vocabulary اش بی سوادی اش را پنهان کند و اگر قادر به گفتن باشد، چند کلامی از درسنامه های دکتر کدیور بلغور کند، سی دی پنج شنبه های فرویدی و کتاب خانم دکتر هم که هست.
حالا نیاز به مقداری شارلاتانیسم و آدم های خلافکار حوزه روح و روان دارد تا نمایش ایرانی اش را تکمیل کند. اگر هم چند آدم بی خبر از شهرهای دیگر هم بیایند و به او بپیوندند که فبها!! نه نیاز به مجوزی برای فعالیت دارد و نه نیازی به سواد. قورخانه چی راهش را بلد است: چگونه می توان بدون حتی بلد بودن زبان مادری دم از فروید و لکان زد! افتضاح قورخانه چی در ارایه یکی از پنج شنبه های فرویدی هنوز در ذهن مان هست: او حتی از روی متن فارسی هم قادر به درست خواندن نبود!
خوب این از درسنامه های دکتر کدیور به سرقت رفته توسط قورخانه چی و زبان انگلیسی هم از همایون پور، همه چیز برای شروع یک نمایش بزرگ آماده است. کافی است چند نفر که خوب بلدند مردم را abuse کنند هم اضافه شود. کسانی که سه ماهه به صورت تلفنی روانکاو شده اند، کسانی که با تخت روانکاوی در منزل شان از مراجعین خود پذیرایی می کنند!! در این فضایی که هر میل حقیری قادر به ارضا هست، در این عطش به دانستن یک شبه همه چیز، «ولع بالینی» آدمها و جمعیت عظیم دانش جویان رشته روانشناسی و رزیدنت های روانپزشکی و روانپزشکان حریص، و از طرفی فراهم بودن بستر« فروید یعنی روانکاوی و روانکاوی یعنی فروید» که توسط تلاش های ۲۰ ساله دکتر کدیور فراهم شده است، همه و همه باعث شروع فعالیت این «یغماگران تلاش های دیگران» می شود.
دکتر صنعتی هم که هرکسی را می خواهد به روانکاوی ربط دهد تا هرچه می تواند نام دکتر کدیور را کمرنگ کند. پس محور صنعتی – همایونپور تشکیل می شود. خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!!
می دانید نکته جالب کجاست؟ شباهت های این دو نفر است. اجازه دهید یکی یکی بشماریم:
۱٫ هر دو مدرک نامعلوم یا نامعتبر و شبهه ناک دارند.
۲٫ افرادی که از کلاس عرصه فرویدی اخراج شده اند دور و برشان را گرفته اند: مثل رسول قورخانه چی، بهزاد پورعلی بابا، منصوره کیانی.
۳٫ هر دو کنگره روانکاو به فاصله ۳ روز راه انداخته اند، البته با دعوت از همدیگر!! اولی تاریخ روانکاوی در ایران را می گوید و دومی خود را فرویدی می نامد!!
۴٫ هر دو علاقه عجیبی به خارجیان دارند.
۵٫ هردو از امکانات دولتی استفاده کرده اند.
۶٫ هردو برای هم هم کف و هورا می کشند!!!
۷٫ هردو در مورد روانکاوی در ایران برای خارجیان سیاه نمایی می کنند. صنعتی می گوید کشورهای عرب همسایه و ترکیه از ما پیشی گرفته اند! و همایونپور می گوید جمهوری اسلامی روانکاوی را دشمن شماره یک خود می داند!!

همایونپور دور و بر خودش Gang راه انداخته! آخر کجای روانکاوی چیز مخفی دارد که نباید شنیده شود که به خاطر آن یواشکی کنگره راه بیاندازی؟ اوخودش می داند که به خاطر منافع حقیرانه دار و دسته اش باید پاچه خواری خارجی ها را بکند تا مردم و وجدان های بیدار جامعه عمق خودباختگی و رذالت این جماعت را نبینند. او با همدستی صنعتی تمام تلاششان را می کنند تا مانع رشد روانکاوی اصیل و واقعی در ایران شوند. زهی خیال باطل!!
۱٫ اولین پنج شنبه فرویدی،۲۸/۷/۸۴ مقدمه دکتر میترا کدیور

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
از آنجا که آقای صنعتی به هیچ طریقی حاضر نشد به ما هم بگوید که این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»، مجبور شدم (همان طور که در کامنتهای قبلی ام دیدید) از طریق حدس و گمان در مورد «خارج» به جواب این سوال برسم. تا حالا هم که فهمیدم خارج و دانشکده ها و دانشگاه هاش خیلی با ایران فرق دارد. حداقل مال انگلستان و امریکا که این طوریه. در مورد بقیه خارج نمی دونم.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
خانم خاطره
من نمی دانم شما چرا سوال انجمن فرویدی«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» را به حرف های خاله زنکی، تهدید، تحقیر و توهین تعبیر می کنید. اما اهانت سایرین به انجمن فرویدی را نادیده می گیرید؟ نمونه این اهانت در مکاتبه دکتر نقوی به دکتر جعفریان بیان شده است. همچنین دانستن محل اخذ مدرک روانپزشکی آقای صنعتی نیاز به بحث تئوریکی ندارد.

 

جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه آقای اسماعیل م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر ضیایی سلام
آیا روانکاوی که درمصاحبه ۱۷شهریورگفته بودید همان بودکه در۱۹تا۲۱مهر وکنگره بعدیش برگزارشد؟ورونمایی شد؟
شما “صاحب”نظر”دانش” و”ناشر” معتبر بین المللی روانکاوی فرویدی-لکانی درایران رانمی شناختید؟ بعداجازه دادید روانپزشکان وروانشناسان بنام روانکاوی کنگره برگزارکنند؟
آیا این بودروانکاوی موردنظرشما؟درباره اعتبارشان حالا دوباره نظردهیدوشمابگویید “دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگاستان کجاست؟”

http://www.akairan.com/havades-akhbar/isna/a7312972150894102.html


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7638

  تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۷:۵۸