پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:امیر عباس کشاورز - شبنم نوحه سرا - وحید شریعت، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

جناب صنعتی، اینهمه وقاحت را از کجای انگلند ابتیاع فرموده اید؟!

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
محمد صنعتی بعنوان مهره اصلی روانکاوان وحشی محور صنعتی- همایون پور، گفتگویی دارد با سوسن شریعتی دختر دکتر شریعتی با عنوان “روانکاوی و دکتر”۱ که بخش هایی از آن گفتگو در برخی از دیدگاههای مطرح شده در بخش پاسخ به پرسشهای انجمن فرویدی مورد توجه قرار گرفته است.
نه از روانکاوی چیز زیادی می دانم، نه از جامعه شناسی، دین و….، اما اگر کسی محمد صنعتی را “ندیده” باشد با “شنیدن” این مطالب گفته شده توسط صنعتی از او چه تصوری خواهد ساخت؟ محمد صنعتی آنگونه که او “می گوید” و “می شنویم” با محمد صنعتی آنگونه که “عمل می کند” و “می بینیم”، چقدر تفاوت دارد؟ تفاوتی که شگفت آور است و بقول ضرب المثل قدیمی “شنیدن کی بود مانند دیدن”!!!
تیتر اصلی گفتگو این است: “محمد صنعتی: شما به‌عنوان خانواده شریعتی نباید جلوی نقدها را بگیرید”!!!! وقتی این جمله را از کسی “می شنویم” که “می بینیم” ماههاست تمام تلاش خود را می کند تا جلوی فقط یک پرسش را: “آقای دکتر صنعتی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست” را بگیرد تا جایی که این سوال در گنگره مفتضحانه ای که جز خواری برای او ارمغانی نداشت به صدای بلند توسط اعضای انجمن فرویدی پرسیده می شود نباید تعجب کنیم؟!!
محمد صنعتی در اوایل همین گفتگویش “می گوید”:” نمی دانم این تائید شماست یا نقد شما اگر بگویم چقدر شما با پدرتان همسانسازی کرده اید و چقدر تناقض گوئی را ستایش می‌کنید! وسیر و سیاحت سیلانی و آزاد در همه حوزه‌های علمی و هنری، دینی و فلسفی را، بدون توجه به قوانین و مرزهای آنها نه تنها مجاز، بلکه امتیاز تلقی می‌کنید”!!
جمله بالا را از کسی “می شنویم” که “می بینیم” خود سالهاست سیر وسیاحت سیلانی و آزاد در همه حوزه های علمی و هنری و فلسفی از شعر و داستان و ادبیات و فیلم تا نویسنده و شاعر و کارگردان و فیلسوف و…. دارد و هیچکس تا بحال نتوانسته مانع افاضات او شود و اکنون که روانکاوی واقعی مانع این سیر وسیاحت سیلانی و آزاد صنعتی در حوزه روانکاوی می شود و برخلاف گفته هایش، پریشان احوالی صنعتی را شاهدیم نباید تعجب کنیم؟!!
در ادامه می گوید: “مشکل دیگر دکترشریعتی که ناشی از همین روش شناسی اسطوره ای‌ست، این است که نظریه‌های علمی مدرن را به مسلمات ایدئولوژیک تعبیر می‌کند و بدون ارجاع به منابع معتبر (و گاه هم درک تحریف شده منبع) به نقد آنها با مسلمات ایدئولوژیک دیگری می‌پردازد که آمیخته به شعار‌های احساساتی تند و تیز است.
توده‌ها در هر جامعه ای، حتی جوامع مدرن کنونی غرب، اسطوره اندیشند، و مدیران اقتصادی و سیاسی موفق غالبا برای دستاورد‌های کوتاه مدت خود، از شیوه‌های اسطوره‌ای برای بازاریابی و پروپاگاند سیاسی- اجتماعی و یا فرهنگی استفاده می‌کنند. گرچه یکی از اهداف مهم مدرنیته و جستارهای علمی نوین اسطوره زدائی بوده ولی متاسفانه در قرن بیستم و بویژه در دوران پس از جنگ و عصر پسامدرنیته اسطوره پردازی تجدید حیات پیدا کرده است.
اجازه بدهید از شریعتی نقل قول کنم تا حرفم بدون ارجاع به متن نباشد.
ولی دکتر شریعتی گویا این شیوه تهمت علمی را روا می‌داند. شما هم به من می‌گوئید من باید این تهمت‌ها را ذیل نگاه کلی شریعتی به انسان درک کنم. او با یک رویکرد روانشناختی، که نه تنها بیش از یک قرن در حوزه درمان روانپزشکی به انسان دردمند کمک کرده، بلکه آغازگر روان درمانی نوین بوده است، بلکه پل ریکور آن را تفسیر فرهنگ می‌داند و یکی از سختگیر‌ترین و بی ریا‌ترین نظام‌های اخلاقی را آموزش داده و بیش از هر رویکرد دیگری با دروغ و ریا و تجاوز به دیگری و سرکوب انسان مبارزه کرده، تهمت فساد و بی اخلاقی می‌زند. ببینید شریعتی، «هرکسی» نیست. او کسی است که می‌داند تاثیرگذار بوده و نمی توان هم منکر تاثیری شد که شریعتی بر جامعه امروز ایران داشته است. روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد. همین اموزش‌های شریعتی از یکسو و انتقادات استالینی و کارخانه‌های داروئی ( سرمایه داری!) درباره فروید و روانکاوی سه دهه سد راه آموزش روان‌درمانی جدی به روانپزشک و روانشناس بوده، و متولیان بهداشت ودرمان را تا چند ماه قبل از همین حرف‌ها می‌ترساندند. و چون سیستم آموزش رسمی نداریم، بنابراین روانکاوی و روان‌درمانی وحشی گسترش پیدا کرده”!!
وقتی از او جملات “ارجاع به منابع معتبر (و گاه هم درک تحریف شده منبع)”!! “ارجاع به متن”!! را “می شنویم” و “می بینیم” که انتهای همین پاراگراف کلمه “روانکاوی وحشی” را ” بدون ارجاع به منابع معتبر (و گاه هم درک تحریف شده منبع)”!! به راحتی می گوید و تاریخچه مجعول بیان شده در کنگره جعلی و تلاش صنعتی برای حذف روانکاو و روانکاوی واقعی را “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
البته شاید بتوان این جملات را اینطور دید که صنعتی می داند که شریعتی “تاثیرگذار بوده و نمی توان هم منکر تاثیری شد که شریعتی بر جامعه امروز ایران داشته است. روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد” و شاید صنعتی خود را نه تاثیر گذار می داند و نه روشنفکر که البته این هم با ادعایی که از او “می بینیم” تفاوت بسیار دارد!
صنعتی در ادامه “می گوید”: ” من از تاثیر دکتر شریعتی و شیوه استدلال و اطلاع رسانی وی به توده‌ها حرف می‌زنم. و کسانی که از او تاثیر گرفته اند و در سیستم تصمیم گیری و سیاست گذاری مملکت، مناصب اجرائی دارند و یا با نفوذند. اغلب اوقات هم شخصی عمل می‌کنند و به هزینه‌های وارده هم فکر نمی کنند. اگر اینطور نبود که من یکباره در یک کنگره، نگاه شریعتی به فروید و روانکاوی را نقد نمی کردم. من معتقدم که شریعتی و خیلی‌های دیگر از این منظر باید نقد شوند. وقتی تازه از انگلستان به ایران آمده بودم، گلشیری از من دعوت کرد تا در مجله مفید نقد و تحلیل‌های خود را بنویسم اما به او پاسخ دادم که من چون تازه وارد هستم این کار را نمی کنم و علت هم نه ترس من از خود متفکر و یا نویسنده، که ترس من از هواداران آن متفکرو نویسنده بود. بخصوص اگر آن نویسنده و متفکر اسطوره هم شده باشد. من با ترس و لرز تمام «نیم قرن اسطوره پردازی درباره هدایت» را نوشتم.”!!
زمانی که “می بینیم” بیش از ۳۰ سال بدون ذره ای در نظر گرفتن “تاثیر” ادعای روانکاو بودن خودش و “شیوه استدلال و اطلاع رسانی وی به توده‌ها و کسانی که از او تاثیر گرفته اند و در سیستم تصمیم گیری و سیاست گذاری مملکت، مناصب اجرائی دارند و یا با نفوذند. اغلب اوقات هم شخصی عمل می‌کنند و به هزینه‌های وارده هم فکر نمی کنند.” چه بر سر روانکاوی در این مرز و بوم آورده بود نباید تعجب کنیم؟!!
البته صنعتی اینجا یک موضوع را کاملا صادقانه “گفته” و منطبق با آنچه که در کنگره از او “دیدیم” و آنهم موضوع “ترس و لرز تمام” صنعتی بود ولی این بار نه فقط از ترس هواداران که “خود روانکاو واقعی” بیشترین “ترس و لرز” را بجان او انداخته بود!! و جالب است که باز هم وقتی اینجا از صنعتی در مورد “هواداران” “می شنویم” و انواع اهانت و فحش و حتی حمله فیزیکی “هواداران” خودش را در کنگره جعلی اش “می بینیم” باز نباید تعجب کنیم؟!!
به ادامه گفتگوی صنتعتی توجه کنیم: ” قصدم هم این بود که نشان دهم جامعه روشنفکری ایران از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۵ با هدایت چه کرد. چه اسطوره ای برای او ساختند و به مردم القا کردند. مردم اسطوره پسند هم بدون چون چرا می‌پذیرند. لااقل از تحصیلکرده‌ها و خردورزهای ایران توقع نیست که هر حرفی که زده می‌شود بدون مدرک ودلیل و به‌صرف شاعرانه یا زیبا بودن بپذیرند. نتیجه این در بست پذیرفتن و تحت تاثیر جو قرار گرفتن است که روشنفکری ما فاقد هویت فردی می‌ شود.”!
صنعتی اینجا تکلیف توده اطراف خود را روشن می کند؛ آنهایی که “بدون مدرک ودلیل” ادعای روانکاو!! بودن صنعتی را می پذیرند! وقتی از صنعتی “می شنویم” که “لااقل از تحصیلکرده‌ها و خردورزهای ایران توقع نیست که هر حرفی که زده می‌شود بدون مدرک ودلیل و به‌صرف شاعرانه یا زیبا بودن بپذیرند.” و “می بینیم” که وقتی تحصیلکرده ها و خردورزان از او طلب مدرک برای اثبات ادعایش را می کنند،ارائه مدرک را به زمانی که خودش صلاح بداند محول می کند نباید تعجب کنیم؟!!
وقتی از صنعتی “می شنویم” که: “مرا به رابطه مرید و مرادی سوق ندهید. خود این رابطه عرفانی مرید و مراد و یقین به دانای کل بودن مراد است که حق پرسش را از ما سلب کرده. همه فلاکت‌های ما زیر سر فرمانروایان خودکامه نبوده، قسمت اعظم آن مربوط به همین رابطه مرید و مراد است. مربوط به نوچه پروری و انسان کامل است. انسان زندگی خود را می‌سازد و لی به معنای مطلقش خدا نیست. پس انتظار نداشته باشید من شریعتی را در تمامیتش بپذیرم.”!
و عذرخواهی شاگرد- نوچه اش از او فقط برای اینکه از صنعتی ارائه مدرک خواسته اند و ترس از اینکه از مراد خود صنعتی بپرسد “راستی استاد گرانمایه، این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟” را “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
باز صنعتی ادامه می دهد: “بهر حال ما ملتی هستیم که با گفتمان انتقادی هیچگاه کنار نیامدیم. از کوچک و بزرگ انتقاد را حمله و تهدید دیدیم با نیت نابود کردن و برانداختن هر زبان سرخی سری به‌باد می‌داد. حاشا که من احساساتی باشم. نه شریعتی برادر من بوده یا مراد من و نه فروید پسر خاله ام! من با «نقد ویرانگر» آن‌هم به‌شیوه وطنی‌اش مخالفم. حتی اگر مهر استاندارد آدورنو بر آن باشد. من حرف‌ها و نقد‌های بی‌مدرک و شاهد را نمی پذیرم.”!
این جمله را بدون شرح می گذارم و فقط می پرسم که نباید تعجب کنیم؟!!
صنعتی در ادامه می گوید: “مشکل من با زبان شریعتی است و می‌گویم که شریعتی از این زبان استفاده می‌کرد چون زبان عامه مردم بود و نظر توده را به خودش جلب می‌کرد.
بالاخره این سخن آخر شما را پسندیدم و حرف من نیز از آغاز همین است. اگر شریعتی می‌گفت که در غرب دعوایی هست میان اهالی روانکاوی و اگزیستانسیالیست‌ها و بعد هم واقعا همان بحثی را که میان آنها در جریان بوده بازگو می‌کرد، من می‌گفتم که او صرفا دارد تقریر محل نزاع می‌کند. ولی او این کار را نکرده است. به‌همین جهت نه نابه‌هنگام بلکه با تاخیر یقه شریعتی را گرفته ام، همانطور که یقه روشنفکران دهه چهل و پنجاه را. که نه غالبا مدرنیته را فهمیده بودند و نه مارکسیسم و اگزیستیالیسم را و نه البته شرایط جامعه ایران را. من می‌گویم که اگر قرار است هزار نفر در میان هفتاد میلیون نفر کتاب شما را بخوانند، شما با آنها باید دقیق سخن بگویید و نباید بدون سند و مدرک سخن گفت. من نمی گویم که حقیقت را نباید گفت. می‌گویم که حرف ناراست نباید زد.”!!
و الان که “می بینیم” انجمن فرویدی “نه نابه‌هنگام بلکه با تاخیر”، زیرا باید روانکاو واقعی حضور داشت تا روانکاوی واقعی را معرفی کند، یقه” صنعتی را گرفته که بیش از ۳۰ سال به صنعتی بگوید “نه روانکاوی را فهمیده اید، نه فروید را” و “حرف ناراست زدید”، “ولی چنان با یقین و قاطعیت حرف می‌زدید که کسی جرات چرا گفتن نداشت”!!! و او “انتقاد را حمله و تهدید” می بیند، نباید تعجب کنیم؟!!
به ادامه گفتگو توجه کنیم: “مثلا آقای شایگان شاید بگوید که اگر ما زمانی بحث بازگشت به خویشتن را مطرح می‌کردیم در آن زمان این بحث همه جا مطرح بود. ولی ایشان این صداقت را داشت که در یک برهه ای بگوید ما در توهم بودیم. از همین منظر است که برخی نسبت به دکتر سروش نیز انتقاد دارند و می‌گویند که ایشان باید اشتباهات خود را بپذیرد. آقای زیباکلام می‌گوید که چرا مثلا با حضورشان در ستاد انقلاب فرهنگی تعیین تکلیف نمی کنند. به‌هرحال ما اگر قدرت را نقد می‌کنیم باید نقد خودمان را هم بپذیریم. باید اجازه داد که شریعتی نقد شود و شما به عنوان خانواده شریعتی هم نباید جلوی نقدها را بگیرید.”!
و “می بینیم” که صنعتی و خانواده حرفه ای او!! یعنی همایون پور، نوحه سرا….. و وحید شریعت نه تنها “صداقت پذیرش اشتباهات” خود را ندارند که تا حذف فیزیکی تنها مدافع روانکاوی راستین در ایران و امحای پرونده ساخته شده برای او در بیمارستان ایران نیز گسیل می شوند آیا نباید تعجب کنیم؟!!
و باز “می گوید”: “چرا شما منکر اثر گذاری و نفوذ عقاید شریعتی هستید؟ من افراد با نفوذی را می‌شناسم در میان اصلاح طلبان یا جناح‌های دیگر که صاحب مسند بوده اند و به شریعتی اعتقاد داشته اند و همین سخنان را ملاک رایزنی‌های خود قرار داده اند و سد راه روانکاوی و روان‌درمانی شده اند ویا گفته اند که اگر این اتفاق بیافتد بر اساس همین سخنانی که شریعتی گفته مخالفان جلو می‌آیند و بدین ترتیب سد ایجاد کرده اند. من در این رشته کار می‌کنم و با این مساله مواجه شده ام. طبیعی است که شما چنین مساله ای را درک نکنید چون با آن مواجه نشده اید. ممکنست بسیاری از کارهائی که به کجراهه می‌رود اساسا مسائل و یا سوء تفاهم‌های شخصی باشد. شایعه پراکنی و اسطوره سازی از مهمترین شیوه‌های مبارزاتی ماست و متاسفانه در میان ما بسیار رایج شده است”!
و باز “می بینیم” که چگونه خود صنعتی بیش از ۳۰ سال سد راه روانکاوی واقعی در این مرز و بوم شده است نباید تعجب کنیم؟!!
ادامه می دهد: “مرشد و مراد بسیاری است که او را انسان کامل می‌دانند و بری از هر اشتباه و خللی! مشکل من با اسطوره سازی است، چه از شریعتی و چه از آل احمد و چه از صمد بهرنگی، چه از فروید، مارکس، نیچه یا هایدگر. مشکل دیگر من هم با آسمان و ریسمان بافتن و اغراق است. متاسفانه گاهی هم وارونه صحبت کردن خریدار دارد. من این سوال را همیشه از داریوش آشوری داشته ام که با این توصیفاتی که تو امروز از فردید می‌کنی او چگونه می‌توانست زمانی آنچنان شما را دور خودش جمع کند؟ برای همین به او گفتم که اگر می‌خواهی سخنی برای بگویی که مفید باشد فقط بگو که چگونه شما دور او جمع می‌شدید به رغم این سخنانی که امروز در نقد او می‌گویی. او گفت من تشنه یادگرفتن بودم و فکر می‌کردم که او در فرانسه فلسفه خوانده است ولی پای صحبتش که نشستم دیدم حرف‌های بی ربط می‌زند اما با خود گفتم که شاید من نمی فهمم، چون آنقدر فردید محکم سخن می‌گفت که نمی شد در گفته هایش شک برد.
حمید عنایت به من می‌گفت که اگر می‌خواهی لغت سازی کنی مهم نیست که چه لغتی می‌سازی و معادل می‌آوری، مهم آن است که به هنگام استفاده محکم و قاطع آن را به کار ببری؛ مخاطب شما فکر می‌کند که این لغت در کتاب لغت هم بوده و او بلد نیست. متاسفانه در اینجا هرکس قاطع تر و محکم تر صحبت کند مخاطب بیشتری کسب می‌کند، نه آنکه منطقی تر صحبت کند. چون قرار نیست تحلیل کنند، وقتی از در بیرون آمدند یا صحبت تو را پذیرفته اند و یا نپذیرفته اند؛ و این بستگی دارد بدانکه تو چقدر با قاطعیت حرفت را زده باشی.متاسفانه در دهه چهل در این مملکت این شیوه سخن گفتن معمول و حاکم بوده است؛ یا به علت وجود فضای سانسور یا به علت فضای بعد از کودتا، یا به علت وجود نوعی اسطوره اندیشی که در فرهنگ ما بود و یقینی که دربرخورد‌ها وجود داشت، یا اسطوره اندیشی سیاسی که چپ‌ها با برچسب علمی رواج دادند؛ نمی دانم. اما شریعتی هم به هرحال در همین غالب سخنرانی می‌کرد. او فروید را نمی شناخت ولی محکم درباره او صحبت می‌کرد. به نظر شما می‌شناخت؟”!!
و شما چه جناب صنعتی!! فروید را می شناسید؟!!! صنعتی چه خوب به نصایح حمید عنایت عمل کرده است که “اگر می‌خواهی لغت سازی کنی مهم نیست که چه لغتی می‌سازی و معادل می‌آوری، مهم آن است که به هنگام استفاده محکم و قاطع آن را به کار ببری؛ مخاطب شما فکر می‌کند که این لغت در کتاب لغت هم بوده و او بلد نیست” و زمانی که معادل سازی های روانکاوانه!!! صنعتی را در بیش از ۳۰ سال ادعای دروغین او “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
صنعتی می گوید: “اتفاقا من معتقدم که یکی از جذابیت‌های شریعتی برای مخاطبانش که مردم‌اند قاطع صحبت کردن او بود.”!
و وقتی “می بینیم” که صنعتی بیش از ۳۰ سال چنان از روانکاو!! بودن خودش گفته که جایی برای “نوچه” هایش نمی گذارد که از او مدرک بخواهند و باید او را چشم بسته بپذیرند نباید تعجب کنیم؟!!
در اواخر گفتگو می گوید: “ببینید برای من توده‌ها قدرتشان کم از قدرت حاکم نیست. سانسور عوام از سانسور دولتی شدید تر است. شریعتی در همه جا تاثیر خودش را گذاشته است و بنابراین گاه در نقد او باید مراقب بود. گاه شما را در چاله ای می‌اندازند که نمی توانید از آن بیرون بیایید. شریعتی برای پیروانش تقدس دارد. از نقد شما به شریعتی استنباط هایی می‌کنند که آن استنباط‌ها خطرناک است و از آنها باید هراسید.
برای همین من کار خودم را با نقد اسطوره‌ها ادامه داده‌ام و از صادق هدایت نوشتم که اسطوره ای از او برای جوانان ما ساخته بودند و حالا هم با شما در نقد شریعتی صحبت می‌کنم. اما تفاوت این دو در این بود که هدایت مانند روشنفکران مشروطیت، اسطوره زدائی می‌کرد و تابو شکن بود. ولی شریعتی اسطوره پرداز برجسته ای بود و به اسطوره اندیشی دامن می‌زد. و این ایراد بزرگ یک روشنفکر است، ولی برای یک پاپولیست موفقیت می‌آورد. به زبان توده‌های اسطوره پرست حرف زدن محبوبیت می‌آورد.”!
محمد صنعتی که خود یک پوپولیست است و موفقیتش!! مرهون سالها اسطوره سازی از خودش بعنوان یک روانکاو!! “می بیند” که انجمن فرویدی مثل صنعتی “نمی هراسد”، نه از صنعتی، نه از هوادارانش و نه حتی اگر دروغگویانی مانند صنعتی را بر صدر بنشانند و نامه در حمایتش بنویسند و انجمن علمی!! روانپزشکان ایران، بیمارستان روزبه و بیمارستان ایران و دانشگاههای معتبری چون علوم پزشکی تهران و دانشگاه شهید بهشتی را خرج او و “نوچه هایش” کنند!!
محمد صنعتی مصداق بارز واعظانی است که در محراب و منبر و جراید جلوه می کنند و در خلوت آن کار دیگر!! و باید از دانشمند مجلس پرسید که صنعتی توبه فرما چرا خود توبه کمتر می کند؟!!!۲

 

 

۱-http://www.mehrnameh.ir/article/629/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
۲- اشاره به دو بیت از غزلی از حافظ.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8999

  تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت: ۲۱:۰۳