شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:امیر عباس کشاورز – شبنم نوحه سرا – وحید شریعت -مهدی صابری-صابران، روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان

جنایت و مکافات، نابغه ها و قوانین فیزیک

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
یکی بود، یکی دیگه هم که بود در اصل نبود!!
اون که بود صابری ملقب به صابران بود و اون یکی هم که در اصل نبود افشین ملقب به ابن سینا بود….
القصه اونا آرزوهای بزرگ داشتند، اما قدشون خیلی خیلی کوتاه بود، پس تصمیم گرفتن که حالا که قدشون نمی رسه، با بادبادک به هوا برن….وای نمیدونین تا کجا رفتن! افشین ابن سینا می گفت من بالاترم! صابری صابران می گفت زکی!! من از تو بالاتر میرم می بینی…چون من به «اتفاقات نادر و هیجانی» علاقه دارم!! اما تو چی؟؟ فقط به «عقب ماندگی ذهنی» توجه نشون میدی!! من آرزو دارم «ایده هام» تو پزشکی قانونی عملی بشه، اما تو چی؟؟ بازم فقط و فقط عقب ماندگی ذهنی!!! من برای کنفرانس میرم مادرید اما تو تا دارقوزآباد هم رفتی؟ من منم و من «نظرکارشناسی» تو رو تایید یا تکذیب می کنم!! افشین ابن سینا سرشو پایین انداخت و دیگه چیزی نگفت، اون می دونست که اگه صابری- صابران نباشه نمیتونه «دستوربستری» کسی رو بده!!!
القصه، جونم براتون بگه که بادبادک ها هم عمری دارن و تابع قوانین فیزیک هستن! یعنی از یه حدی بالاتر برن می ترکن!! اما اون دو تا نابغه نه می دونستن فیزیک چیه و نه میدونستن که آینده ای هست و پیگیری و….
خلاصه یه خبرنگاری اومد بالا و زد از صابری صابران ( که در هوا در حال سیرو سیاحت بود) پرسید؛ قضیه م ک….
صابری – صابران هل شد و اومد حرف بزنه یهویی رفت بالاتر و ….
چون آخرش صحنه های دلخراش داره از گفتن بقیه اش معذورم!!
و این قصه هم به قصور ربط داره و هم به جنایت و هم به مکافات جنایت و….کلاغه به خونه اش نرسید!!!
خوب حالا نوبت کدوم بادبادک به دسته، تا قصه اشو بگیم؟؟!!


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=12464

  تاریخ انتشار: ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت: ۱۴:۴۳