دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»

 
دیشب تلویزیون برنامه ای میداد از آمریکای بافرهنگ، همان آمریکایی که با «رویای آمریکایی» [۱] آغاز شد. در مورد استفاده از اتاق گاز برای اعدام.
آنچه می دیدم همان چیزی بود که در فیسبوک این جانیان بی شرف بود. یک تخت با تعدادی تسمه. همان بلند گو و پنجره و سکوت و فریاد… راستش خشمم در هیچ کلمه ای جا نمی شود. عبارت اتاق گاز را جستجو کردم و یکی از تصاویری که در نتیجه آمد همان عکس فیسبوک «گروه فرویدی تهران» بود.
این آدمهای خارجی، با آن سرکرده ی ورزیده شده در یک شعبه از شرکت سهامی BGSP.inc همان کاری را دوست دارند بکنند که با آن، آدمها را اعدام می کنند.
به تخت می بندند. تزریق می کنند. شوک می دهند و در آخر چیزی به جای می گذارند مانند گیاه. این آن روانکاوی است که «گروه فرویدی تهران» وعده می دهد؟! البته معلوم است، وقتی تهدید مهدی محمدی در قالب شوخی جنسی با یک آقاست، وقتی شهره فراهانی در صف س…ان محافظ همایونپور می گوید «من اصلا می خواهم بدانم پول من کجاست، اگر پول من گم شود اینها (اعضای انجمن فرویدی) برداشته اند…»، وقتی همایونپور می گوید اگر رابطه با شوهر دوستت تو را شاد می کند، این کار را بکن و هزاران وقتی دیگر، می توان فهمید چه بنگاه بسیار بسیار شادمانه ای در قالب روانکاوی پیش روست و هیولایی که از پس آن سر بر می آورد چه جور جانور شهوت پرستی است. پس اسکایپ و وایبر و تلویزیون هم می آید وسط و موحدی هم برای «مشروعیت» این کثافت کاری ها در آن کنگره ی سراسر خواری می گوید «تلفن بادی دارد.» ننگ بر شما باد. تازه این آن چیزی است که در ملاء عام می گویند، خدا به داد «خلوت» برسد.
بدبختیشان از آنجاست این کارها، این «بهشت ژنیتال» نیست که «آدم» را شاد می کند. و بعد از حس کثافت بودنی که به خودت داری باید یا به ترک تن دهی یا به شیرجه ای عمیقتر در این مرداب و ادامه …
قریب به ۸۰۰ سال پیش در این خاک چنین گفته شده [۲]:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت/ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی/ چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت/ حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
فروید و لکان نیز در این خصوص می گویند: «برای فروید فرهنگ و تمدن بزرگترین مانع بر سر لذت بی حد و حصر است و برای لکان چیره شدن بعد سمبولیک بر انسان بزرگترین مانع بر سر راه ژوئی سانس است. کاستراسیون سمبولیک سوژه را از قسمت بزرگی از ژوئی سانس اش محروم می کند.» [۳]
آن پیر و مرادتان، روز سوم که از تمدن حرف می زد فراموش کرده بود که روز اول با چه صدای لرزانی آمده بود و «فکر می کرد با خود دکتر کدیور مواجه می شود» [۴]. حالا در روز سوم دُم درآورده بود و از تمدن حرف می زد؟! آن را با دهانت آلوده نکن.
شما شیادان نه فرهنگ پارسی را فهمیده اید و نه فرهنگ روانکاوی فرویدی- لکانی را!

 

 

۱- برگرفته از کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم. دکتر میترا کدیور. چاپ اول. ۱۳۸۱. صفحه ۲۰
۲- غزلیات سعدی http://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh18/
۳- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم. دکتر میترا کدیور. چاپ اول. ۱۳۸۱. صفحه ۱۹۹
۴- اشاره به دیدگاهی در بخش پاسخ به پرسش های شما


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7815

  تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۶:۰۴