شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

خدای حاکمان یا خدای محکومان؟

♦️در بى خبرى کامل حوزویان ما که منظرى درون دینى و فقهى و کلامى به دین دارند؛ معناى دین آشکارا در ۴٠ سال اخیر در ایران زیر و رو شده است. من این تغییر عظیم را با تحول از الهیات چپ به الهیات راست صورت بندى مى کنم: خداى ۵٧ ایرانیان خداى محکومان و مغلوبان بود و خداى امروز ایرانیان خداى حاکمان و غالبان. ۵ تحول دینى مهم را بعنوان شواهد این وارونگى بزرگ نام مى برم:
 
 
۱️⃣ گناه جمعى، بلا، زلزله
تصور کلاسیک ایرانیان حتى از پیش از اسلام چنین بود که بزرگترین گناه جمعى را که باعث نزول بلا و بى مهرى خدا و طبیعت به انسان مى شود، “ظلم حاکمیت” مى دانستند که آشکارا گناهى سیاسى است. در برهه انقلاب هم چنین بود و انقلابیون (از جمله حضرت امام) با تبیینهاى بسیار نشان مى دادند که گناه هاى فردى و جزئى افراد نظیر دزدى و زنا و فریب کارى ناشى از گناه اصلى یعنى فساد هیئت حاکمه است. امروز اما قضیه کاملا برعکس تحلیل مى شود. گناه بزرگ که به آمدن بلا و مصیبت مى انجامد گناهان شرعى ملت است و در مصائب کلانى چون آلودگى هوا و خشکسالى هم این مردمند که با زبانى قدسى یا عرفى مورد نکوهش قرار مى گیرند.
 
 
۲️⃣ قانون
در ادبیات مشروطه تا انقلاب، مفهوم قانون (چه قانون مدنى و چه قانون شرع) بعنوان چارچوب محدود کننده حکومت و اسباب نظارت مردم بر حاکمان استعمال مى شود، اما پس از انقلاب واژه قانون در جهت مهار مردم و تحکیم و تقویت حاکمیت به کار مى رود. مثلا با توسل به قانون، غیرعلنى بودن دادگاه ها و ایجاد امتیازات ویژه براى طبقه الیگارشى از یکسو و برخورد با منتقدین و ایجاد حاشیه امن براى حاکمان از سوى دیگر توجیه مى شود.
 
 
۳️⃣ امر به معروف و نهى از منکر
در برهه انقلاب هدف امر به معروف و نهى از منکر حاکمیت و فاعل آن مردم شمرده مى شد، اما امروز هدف آن مردم و عامل آن حاکمیت شمرده مى شود. حاکمیت باز هم به مدد فقه این مفهوم سیاسى مردمى را مصادره کرده است.
 
 
۴️⃣ اولى الامر  
در دوره انقلاب نظریه سیاسى شیعى همواره در مقابل نظریه سیاسى اهل سنت معرفى مى شد که در آن قیام علیه اولى الامر ممنوع است، اما پس از انقلاب نظریه سیاسى رسمى چنان به دیدگاه اهل سنت نزدیک شد که در روز عاشورا در منابر رسمى از فتنه عدالتخواهان سخن به میان آمد.
 
 
۵️⃣ آزادى یا تقید
گفتمان انقلاب پایه را بر آزادى قرار مى داد اما آزادىِ بیشتر حاکمان از محکومان را نمى پذیرفت، اما الهیات پس از انقلاب پایه را بر تقید و کنترل نهاده است اما به واسطه مصالح حکومت تقید بیشتر مردم از حاکمان را طلب مى کند. مثلا در ادبیات انقلابى گفته مى شود که خواسته اسلام برآوردن نیاز جنسى همه آحاد جامعه است اما اسلام پس از انقلاب محدودیت و نیاز حداکثرى جنسى را بر جامعه تحمیل مى کند و همزمان شیوه هاى توسعه و اسراف جنسى نظیر متعه و چندهمسرى را به روى طبقات حاکمه مى گشاید.
(محمدحسین بادامچی)
 
منبع: چپ اسلامی

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=38415

  تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۶، ساعت: ۱۱:۲۴