یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

خرید و فروش مدارک تقلبی و پایان نامه ها

تبعات معضل مدرک گرایی در گفت وگو با نجف قلی حبیبی
جامعه حساسیت خود را نسبت به اعتبارهای قلابی از دست داده است

 

نویسنده: عاطفه شمس

 

سیاست نامه: خالی از حقیقت نیست اگر بگوییم یکی از عوامل موثر در تنزل سبک هنری که با اقبال جامعه مواجه می شود در تنزل آگاهی جامعه دانشگاهی و تحصیلکرده ما در حوزه های مختلف و رشته های گوناگون است. همچنان که بسیاری از معضلات دیگر را می توان ریشه اش را در دانشگاهی دید که امروز از آفاتی که به اختصار به آن اشاره شد رنج شدیدی را تحمل می کند. دانشگاه از اصلی ترین معیارهای یک جامعه در حوزه های مختلف از قبیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که اگر آباد باشد می توان به آبادانی سایر حوزه ها امیدوار بود و در غیر این صورت باید آمادگی آن را داشته باشیم که هر روز «غمی از نو به مبارک بادمان» بیاید و با رونمایی تعداد بیشتری از انواع انتحال علمی- ادبی، تخلفات اقتصادی- مالی، سوءاستفاده‌های سیاسی، معضلات اجتماعی و… روبه رو شویم.
تقلب یک پدیده اجتماعی است که متاسفانه جلوی آن را نمی گیرند و آنقدر زیاد شده که جامعه حساسیت نسبت به آن را از دست داده است. قبلااگر کسی این کار را می کرد حیثیت اجتماعی خود را از دست می داد و نمی توانست به محیط اجتماعی بازگردد اما حالاخیلی ساده، تاجر تقلب می کند اما بر و بیایی دارد
وقتی افراد پایین را می خواهند استخدام کنند یا وقتی آنها می خواهند به دستگاه های دولتی وارد شوند آنقدر درباره آنها جست وجو می کنند یا گزینش های سخت انجام می دهند اما وقتی به مقامات بالامی رسند، در سال های اخیر هم فاش شد که اصلا همین مقدار گزینش های سخت را هم انجام نمی دهند

مدارک تقلبی موضوعی که هر از چندگاهی با افشای یک تقلب جدید از سوی برخی افراد بحث برانگیز می شود، همچنان به عنوان یک معضل در نظام آموزش عالی کشور مطرح است و هر روز نیز ابعاد گسترده تر و تازه تری پیدا می کند. با وجود اینکه در ماده ۵٢٧ قانون مجازات اسلامی، برای این موضوع مجازات حبس از یک تا سه سال نیز در نظر گرفته شده اما گویا کسب اعتبار حتی اگر با دروغ همراه باشد، برای برخی آنقدر اهمیت دارد که به عواقب قانونی استفاده از این مدارک تقلبی هم فکر نمی کنند. نجفقلی حبیبی، فعال سیاسی و رییس سابق شورای هماهنگی اصلاحات که سابقه ریاست دانشگاه های علامه طباطبایی، تربیت مدرس، الزهرا و همچنین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را در کارنامه علمی خود دارد در گفت وگو با «اعتماد» معتقد است که امروزه فساد دامنه گسترده ای پیدا کرده و چون مورد توجه قرار نمی گیرد تا ریشه هایش خشک شود دامنه اش به همه جا از جمله کارهای علمی رسیده است. او معتقد است که فساد در حوزه های علمی به دلیل تقدس این حوزه، تعجب برانگیزتر است، همچنین به این دلیل که در آن محدودیت هایی وجود دارد. بنابراین ظهور فساد در این حوزه با شدت بیشتری فاش خواهد شد و عواقب بدتری نیز خواهد داشت.

 

یکی از معضلاتی که در نظام آموزش عالی مطرح است خرید و فروش مدارک تقلبی و پایان نامه هاست. به طوری که فراگیر شده است. به نظر شما این اتفاق از معضلات سیاسی و اجتماعی نشات می گیرد؟
به اعتقاد من بیماری های اخلاقی وجود دارد که وقتی جنبه اجتماعی پیدا می کند خطرناک تر می شود. متاسفانه بداخلاقی به دلایل گوناگونی در کشور ما به طور گستره رواج پیدا کرده است. این همه فسادهای اقتصادی که ملاحظه می کنید و فسادهای سیاسی که قطعا وجود دارد. در حقیقت مجموعه ای است که وقتی شروع می شود ممکن است هیچ حوزه ای را باقی نگذارد و همه آنها را آلوده کند. اما در بعضی حوزه ها چون محدودیت وجود دارد وقتی فساد اتفاق می افتد تعجب همگان را برمی انگیزد. بطور مثال، در همین کارهای علمی یا در کسب و کار، اقتصاد، معاملات، داد و ستدها، قراردادهای بانک ها، فساد دامنه گسترده ای پیدا کرده است که چون مورد توجه قرار نمی گیرد تا ریشه هایش خشک شود دامنه اش به همه جا می رسد از جمله در کارهای علمی.
مساله دیگر انتحال یعنی کار دیگران را به خود نسبت دادن است که از قدیم بوده و گویا در فرهنگ و ادبیات ما شاعران و نویسندگان از این دست گلایه ها دارند که به طور مثال کسی شعر دیگری را به خود نسبت می داده یا از شعر دیگری الهام می‌گرفته است. این نوع سوءاستفاده ها از کار یا اندیشه و فکر دیگران پدیده جدیدی نیست و متاسفانه سابقه زیادی دارد. در جامعه ما هم در سال های اخیر، قبح این بداخلاقی ها شکسته شده، از بداخلاقی گذشته و به فساد اخلاقی رسیده است تا حدی که تصور می شود چنین کارهایی اصلازشت نیست. فرض کنید کتاب سازی هایی که هر روز در جامعه اتفاق می افتد یا از نوع ضعیف تر آن اگر مثال بزنیم، من نمی خواهم از بعد حقوقی بحث کنم از بعد اجتماعی اگر در نظر بگیریم، همین مقالات ISI که در میدان انقلاب تبلیغ می کنند که برای شما مقاله می نویسیم، تحقیق می کنیم یا پروژه تان را انجام می دهیم، درحالی که قرار بوده است این پروژه را همان دانشجو یا استاد انجام دهد نه اینکه پول بدهد شخص دیگری آن را انجام دهد. اینها نمونه هایی از فسادهای اخلاقی است که به این حوزه نیز وارد شده است. اما به این دلیل که علم، دانشگاه بسیار مقدس است، در ابتدا خیلی احساسات جامعه را برانگیخت اما در حال حاضر عادی شده است، این موضوع هم به همین سمت پیش رفته و جامعه دیگر خیلی به آن اهمیت نمی دهد. به هر حال همه باید کوشش کنیم جلوی فساد اخلاقی از جمله در علم، ایمان و کارهای تحقیقاتی گرفته شود چرا که فساد در این حوزه ها بسیار بدتر است. در کارهای معاملاتی شاید خیلی حساس نباشد اما در حوزه علم خسارت زیادی در پی دارد. این یک پدیده اجتماعی است که متاسفانه جلویش را نمی گیرند و آنقدر زیاد شده که جامعه حساسیت نسبت به آن را از دست داده است. قبلااگر کسی این کار را می کرد حیثیت اجتماعی خود را از دست می داد و نمی توانست به محیط اجتماعی بازگردد اما حالاخیلی ساده، تاجر تقلب می کند اما بروبیایی دارد. البته شاید در دانشگاه ها این امر هنوز محسوس است و هنوز این موضوع را زشت می دانند و چنین افرادی –متقلبان- جلوی چشم بقیه بی حرمت می شوند اما من نگران هستم که این موضوع توسعه پیدا کند، زشتی آن هم بیشتر از قبل از بین برود و عادی شود. به نظر من خود محیط های علمی باید به این حساسیت ها دامن بزنند و اجازه ندهند افراد خیلی راحت مرتکب تقلب شوند. وقتی افراد این کارها را می کنند باید با آنها برخورد شود تا نتوانند همچنان در مجامع علمی حضور پیدا کنند و باید به خاطر چنین رفتاری احساس شرمندگی کنند.

 

معضل مدرک گرایی چقدر می تواند بر روی این تقلب ها تاثیرگذار باشد و چقدر در جامعه ما جدی است؟
حتما یکی از عوامل موثر بر آن همین مدرک گرایی است. اینکه اگر کسی می خواهد کاری را بر عهده بگیرد باید حتما مدرک داشته باشد یا اینکه اصلابه دنبال کار نیست بلکه تنها برای کسب حیثیت اجتماعی به دنبال گرفتن دکترا یا داشتن فوق لیسانس می رود، به تقلب دامن می زند. اگر ما معیارها را بر پایه تخصص، دانش و تجربه شخصی می گذاشتیم این اتفاق نمی افتاد. البته در حال حاضر هم در حال رسیدن به این مرحله هستیم: بطور مثال وقتی یک نفر را برای شغلی می خواهند صد نفر ثبت نام می‌کنند و از بین این افراد دو نفر که برجسته تر هستند انتخاب می شوند، یعنی فقط مدرک مهم نیست. وقتی جمعیت تحصیل کرده زیاد شده است، وقتی در خیابان صدا می زنید دکتر، صد نفر برمی گردند و شما را نگاه می کنند، نشان می دهد که اعتبار اجتماعی مدرک پایین آمده است. اکنون وقتی می خواهند استخدام کنند یا کسی را به همکاری دعوت کنند فقط به مدرک توجه نمی کنند بلکه امتحان می گیرند تا علم و تجربه فرد را ببینند و بعد او را استخدام کنند. جامعه به این جا رسیده است اما هنوز عده‌ای فکر می کنند داشتن این عنوان ها حیثیت اجتماعی در بر دارد و تلاش می کنند از راه تقلب هم شده آن را به دست بیاورند. در حالی که به مرور مدرک، حیثیت اجتماعی اش را هم از دست می دهد و فقط می ماند که شما چقدر در آن حوزه تخصص و تجربه دارید. این موضوع در استخدام هایی که برای جذب نیروی انسانی در ادارات و شرکت ها می گذارند مشخص است. پس کسانی که می خواهند با جعل مدرک برای خودشان عنوان کسب کنند باید حواس شان را جمع کنند که آن روزها گذشته و تنها داشتن مدرک اهمیتی ندارد. کارهای علمی افراد را می بینند، با آنها مصاحبه می کنند، توانایی ها را کشف می کنند و فقط به مدرک توجه ندارند. در هر کجای دیگر نیز که می خواهند افراد را به کار بگیرند از این روش استفاده می کنند چون تعداد زیاد شده است، وقتی هم که تعداد زیاد شود، تقلب و روش های کسب مدرک و مدرک گرایی زیاد می شود. در نتیجه وقتی سازمان ها احتیاج به نیروی انسانی دارند امتحان می گیرند تا مطمئن شوند که فرد تخصص لازم را دارد یا فقط مدرک گرفته است. این یک برخورد اجتماعی است، یعنی جامعه به سمتی پیش می رود که با مدرک گرایی، جعل مدرک، مدرک سازی های قلابی به طور عملی مبارزه می کند و روز به روز هم بیشتر می شود. مدرک تحصیلی فقط یک شرط است اما تخصص شرط مهم تری است که باعث شده آزمون های متعددی برای استخدام برگزار کنند. این را می گویم برای کسانی که می خواهند تقلب کنند تا بدانند که با این کار آبروی خود را بیشتر می برند. این برخورد اجتماعی کمک زیادی می کند به اینکه افراد به دنبال جعل مدرک نروند.

می توان گفت این تقلب بیشتر از سوی کسانی صورت می گیرد که در حوزه های مختلف و اغلب در پست‌های مدیریتی شاغل هستند و بیشتر برای کسب اعتبار دست به چنین تقلب هایی می زنند؟
بله همین طور است. مثلاشخصی با فوق لیسانس کار می کند اما تصورش این است که اگر عنوان دکترا داشته باشد بهتر است و اعتبار اجتماعی بیشتری پیدا می کند. حتی ممکن است استاد باشد و این کار را بکند تا به طور مثال بگویند پنج مقاله یا کتاب بیشتر نوشته است. در واقع می خواهند جعل اعتبار کنند اما باید بیندیشند که این اعتبارهای قلابی چگونه می تواند به اعتبار آنها بیفزاید. همیشه این احتمال وجود دارد که یک روز تقلب شان فاش شود و اگر این اتفاق بیفتد همان اعتباری هم که دارند از بین می رود. به طور مثال، فردی یک درجه اعتباری داشته است حالاجعل اعتبار کرده و عنوانی برای خود دست و پا کرده است، اگر فاش شود همان اعتبار قبلی را هم از دست می دهد. جامعه باید به همین جنبه های اخلاقی توجه کند. اگر هیات علمی هم با وجود اینکه رتبه علمی و قانونی خود را دارد برای کسب علمی بیشتر، مرتکب چنین اعمالی شود باید مطمئن باشد که در محیط‌های دانشگاهی بیش از هر کجای دیگر نسبت به این موضوع حساسیت وجود دارد و اعتبار این افراد به شدت شکسته خواهد شد. پس خوب است که حداقل کسانی که با دانشگاه سر و کار دارند به طمع کسب موقعیت بهتر و بیشتر دست به چنین اقداماتی نزنند. چرا که تقلب آنها خیلی زود فاش می شود چون امکانات و دانش های نوین دستگاه هایی فراهم کرده که مقالات و نوشته ها را کنترل می کند و خیلی سریع کشف می شود که چه کسی مقاله را دزدیده یا کتاب دیگری را جعل کرده و اینجاست که بی دقتی عواقب بدی خواهد داشت و همان طور که از گذشته گفته اند «سیه روی شود هر که در او غش باشد». حالاآخرت به جای خود، همین حیثیتی که ده ها سال در جامعه برای آن زحمت کشیده است هم از بین می رود. بنابراین بهترین راه حل این است که همگی موازین اخلاقی را رعایت کنیم.

 

درباره خرید و فروش پایان نامه ها در بیرون از محیط دانشگاهی بحث کردید. اما گاه البته به ندرت شنیده می شود که خود اساتید در تالیف پایان نامه ها به دانشجویان کمک می کنند. نظر خود را در این باره بفرمایید.
این که استاد در نوشتن پایان نامه به دانشجو کمک کند وظیفه اوست. موارد اینچنینی که شما توضیح می دهید را من نشنیده ام، اینکه استاد حیثیت علمی اش را به پول بفروشد تا برای دیگران تز بنویسد. اگر چنین مساله ای وجود داشته باشد بسیار نکوهیده است و این افراد تنها خود را آلوده نکرده اند بلکه محیط علمی و دانشگاه را هم آلوده می کنند چون این دانشجو نیز فردا وقتی در مقام استاد قرار بگیرد ممکن است همین کار را انجام دهد در حالی که باید از استاد نیکی، پاکی و درستی را یاد بگیرد. امیدوارم این موارد نباشد یا آنقدر در اقلیت باشد که بتوان نادیده شان گرفت.

 


شما چه تدابیری را برای مقابله با این موضوع پیشنهاد می کنید؟

برای مقامات بالاتر جامعه، حساسیت دستگاه های متولی امر برای این قضایا بالابرود، به خصوص هرچه پستی که برای اشخاص در نظر گرفته می شود بالاتر باشد باید حساسیت ها برای پذیرش افراد در آن پست بالاتر برود به خصوص درباره سلامت اخلاقی آنها. به نظر می رسد توجه به اینکه فرد در گروه سیاسی ما هست یا نه، باعث می شود سختگیری نشود و فرد نیز یاد می گیرد با چاپلوسی و تملق وانمود بکند وابسته به آن جریان سیاسی خاص است و از این تحقیق و جست وجوها فرار کند. به هر حال جریان‌های سیاسی هستند که می کوشند افراد خود را به کار بگیرند. اینکه افراد ناشناس بالابیایند نشانه بی احتیاطی دستگاه مدیریتی کشور است که به صرف اینکه به گروه خاصی تعلق دارد دیگر تحقیقی انجام نداده و مسائل دیگر را بررسی نکرده است، مثال آن هم در ذهنم هست اما نمی خواهم بیان کنم.

 

منبع: magiran


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=9508

  تاریخ انتشار: ۲۶ فروردین ۱۳۹۴، ساعت: ۲۰:۰۹