چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

دانشگاه تهران هم «ابزار سنجش دروغ» ندارد

 

پاسخ آقای صادق به خانم منیره ه که در آن گفته بود «هرچه باشد دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد!» برای من جای فکر داشت. بعنوان یک دانشگاهی با خودم فکر کردم مردم دانشگاه را چه جور جایی می دانند؟ اگر کسی رتبه دانشگاهیش را بگوید، آنها که می شنوند چه فکر می کنند؟ به یاد صحبت یکی از همکاران روانشناسم افتادم که در مورد رتبه استاد تمامی می گفت به هر حال کسی که استاد تمام می شود باید یک نظریه ای، یک چیزی داده باشد، یک تحولی در علم ایجاد کرده باشد! شاید شما هم اینطور فکر کنید ولی واقعیت چیز دیگری است. می دانید برای مردم غیر دانشگاهی عجیب است که رتبه علمی گرفتن اساتید دانشگاه می تواند به آسانی رتبه گرفتن کارمندان دولت باشد؛ اگر راهش را بلد باشی. چیزی که با دیدن صحنه های هر روزه در دانشگاه در ذهنم تکرار می شود امتیاز گرفتن «حرفه ای» است. در واقع بعضی از اساتید بعد از مدتی در گرفتن این امتیازها واقعاً حرفه ای می شوند و این هیچ ربطی به میزان سواد یا کیفیت کلاس هایشان ندارد.

 

اما مساله دیگری هم در مورد دانشگاه هست: حتی در دانشگاه هم «عقل مردم به چشمشان است». اگر کسی بتواند در مورد همه چیز حرف بزند و البته چنان حرف های گنده گنده ای بزند که کسی نفهمد، آنوقت «خیلی با سواد» است. آنوقت همه در مورد هر مطلبی از او نظر می خواهند و حرفش حجت است. در دانشگاه به راحتی می توانید «روانکاو» یا هر چیز دیگری بشوید. راستش همین الان یاد خاطره ای افتادم: یکی دو سال پیش در اتاقی که اساتید و پزشکان ناهار می خوردند، دو همکار روانپزشک نشسته بودند و یکی با حالتی از جذبه از دیگری سوال می کرد؛ ظاهراً در مورد یکی از بستگانش که بیمار بود سوال می کرد. «مجذوب» پرسید: خب حالا دکتر می شود چکارش کرد؟ و «روانکاو» در حالیکه دستش را بی قیدانه پشت صندلی آویزان کرده بود پاسخ داد: باید یک کم سوپرایگویش را دستکاری کرد! (راستش هنوز هم دلم می خواهد بدانم آخر سر دقیقاً کجای آن بیمار را دستکاری کردند! ) بگذریم…

 

گفته آقای صادق چیزهای دیگری را هم به ذهنم آورد: همین انجمن روانپزشکان نیست که با وارد کردن فقط ۹ ماه درس رواندرمانی در کوریکولوم آموزشی رزیدنت هایش ادعا کرده که «صاحب» رواندرمانی و «متولی» روانکاوی در ایران است و پدر و مادر که چه عرض کنم هفت پشت رواندرمانی هم از تیره آنها بوده؟ معاون وزیر بهداشت هم از این ادعا حمایت کرده. آنوقت « دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد»؟ دانشگاه علوم پزشکی تهران زیر نظر این وزارتخانه نیست؟ چرا باید فرق داشته باشد؟

 

البته راستش را بخواهید من از کار این آدم ها آنقدر تعجب نمی کنم که از حرف کسانی مثل آقای صادق. تعجب من بیشتر از این است که چرا چیزی را که با چشم خودمان می بینیم باورمان نمی شود؟ چرا نتیجه تحقیقات خودمان را باور نمی کنیم؟ ما از علوم پزشکی تهران چی ساخته ایم که باورمان نمی شود یک نفر اینقدر بی ضابطه بشود دانشیار این دانشگاه؟ مدرکی روشن تر از این در مورد این دانشگاه می تواند وجود داشته باشد که آنجا جایی است که این اتفاق واقعاً افتاده؟ ما در جایی زندگی می کنیم که ماجرای مدرک دانشگاهی وزیرش به مجلس رفت. فکر می کنید استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران شدن سخت تر از وزیر شدن است؟ همین علوم پزشکی تهران وقتی «اساتید اعاظم» بیمارستان روزبه از «مکتب روزبه» حرف می زنند تازه لبخند هم می زند و ازشان نمی پرسد چطوری شما «مکتب» شدید؟ دقیقاً در علوم پزشکی تهران است که این اتفاق می افتد و نه در هیچ دانشگاه دیگری. می دانید چرا؟ چون برای ما هم علوم پزشکی تهران فرق دارد. البته که دارد، فرقش درست همینجاست که ما به خودمان جرات نمی دهیم بگوییم «پادشاه که لخت است».

 

اگر پیشینه علمی و هنری و ادبی و روانکاوی و … جناب صنعتی را بررسی کنید می بینید که از خودکشی صادق هدایت گرفته تا فرهنگ و روانکاوی و دکتر شریعتی و مرگ و چه و چه مطلب نوشته و تازه ملت نشسته اند باهاش مناظره کرده اند و هیچکس هم از او یا از خودش نپرسیده او چقدر صلاحیت دارد در این باره حرف بزند. چرا برای کسی سوال نشده که یک آدمی از کجا چنین صلاحیت و اجازه ای را آورده؟ چرا هیچ هنرمندی از او نپرسید: شما؟ یکی از دوستان در بخش «پاسخ به پرسش های شما» در مورد انجمن فرویدی چیز جالبی نوشته بود: «آنها برای حقی که مدعی آن هستند بسیار زحمت کشیده اند». و این زحمت تمام چیزی است که موضوع را از زمین تا آسمان عوض می کند. همین زحمت است که در پرسش های ما جا می افتد. همین است که از کسی نمی پرسیم برای آنچه می گویی، آنچه ادعا می کنی، چقدر زحمت کشیده ای؟

 

ولی بگذارید صادق باشیم. اگر کسی این کار را می کند ـ اگر می تواند بکند ـ یعنی که در ذهن هر کدام از ما جایی برای این کار او بوده، یعنی ما به چشم خودمان، به شعور خودمان باور نداریم ولی به دروغ های این آدم باور داریم، به دانشگاه علوم پزشکی تهران باور داریم. خب این ایراد کیست؟ اصلاً چرا جناب صنعتی می تواند چنین کاری بکند و آب هم از آب تکان نخورد و کنگره روانکاوی هم برگزار کند و نیازی هم نداشته باشد برای کسی توضیح بدهد که سند و مدرک روانکاو بودنش که بماند، مدرک روانپزشکیش را از کجا گرفته؟ تازه وقتی هم که فهمیدیم چه دروغ هایی بهمان گفته باز شک کنیم که «هرچه باشد دانشگاه علوم پزشکی تهران آن قدر ها هم احمق نیست که یک مدرک قلابی را تشخیص ندهد!»

 

از ماست که بر ماست

 

عضو انجمن فرویدی

دکتر مرجان پشت مشهدی، استادیار دانشگاه


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48681

  تاریخ انتشار: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۰۰:۲۵