جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

در میان توفان انجمن فرویدی

سه شنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۶

مرادی:
نمی دانم چرا میان طوفانی که سایت انجمن فرویدی در سرزمین ما مردگان برپا کرده مدام با خودم زمزه می کنم«یادآر ز شمع مرده، یاد آر…»

ای مرغِ سحر! چو این شبِ تار

بگذاشت ز سر، سیاه‌کاری،

وز نفحه‌ی روح‌بخشِ اسحار

رفت از سرِ خفتگان، خماری،

بگشود گره ز زلفِ زرتار

محبوبه‌ی نیلگونْ عماری،

یزدان به‌ کمال شد پدیدار

و اهریمنِ زشت‌خو حصاری،

یادآر ز شمعِ مرده! یادآر!

ای مونسِ یوسف اندر این بند!

تعبیرْ عیان چو شد تو را خواب،

دلْ پُر ز شعف، لب از شکرخند

محسودِ عدو، به‌ کامِ اصحاب،

رفتی برِ یار و خویش و پیوند

آزادتر از نسیم و مه‌تاب،

زان کو همه‌ شام با تو یک‌چند

در آرزوی وصالِ احباب

اختر به‌ سحر‌ شمُرده، یادآر!

چون باغ شود دوباره خرّم

ای بلبلِ مستمندِ مسکین!

وز سنبل و سوری و سپرغم

آفاق، نگارخانه‌ی چین،

گلْ سرخ و به‌ رخ عرق ز شبنم،

تو داده ز کف زمامِ تمکین،

زان نوگلِ پیش‌رس که در غم

نا‌داده به‌ نارِ شوقْ تسکین،

از‌ سردیِ‌ دی‌ فسرده، یادآر!

ای هم‌رهِ تیهِ پورِ عمران!

بگذشت چو این سنینِ معدود،

وآن شاهدِ نغزِ بزمِ عرفان

بنمود چو وعدِ خویشْ مشهود،

وز مذبحِ زر چو شد به کیوان،

هر صبحْ شمیمِ عنبر و عود،

زان کو به گناه قومِ نادان،

در حسرتِ روی ارضِ موعود

بر‌ بادیه‌ جان‌ سپرده، یادآر!

چون گشت ز نو زمانه، آباد

ای کودکِ دوره‌ی طلایی!

وز طاعتِ بندگان خود شاد

بگرفت ز سرْ خدا خدایی،

نه رسمِ ارم، نه اسمِ شدّاد

گِل بست زبانِ ژاژ‌خایی،

زان کس که ز نوکِ تیغِ جلاد

مأخوذ به جرمِ حق‌ستایی

تسنیمِ وصالْ خورده، یادآر!

استاد علی اکبر دهخدا


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=40078

  تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ساعت: ۰۹:۳۹