سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سور مقصور کاسبان روان

دومین پاسخ نایب رئیس انجمن فرویدی به «مجله تهران»

جناب آقای ارشادی

با سلام و ادب

 

در پاسخ به ایمیلی که در تاریخ ۱۸ ژانویه ارسال فرموده اید نکاتی وجود دارد که بدین وسیله به عرضتان می رسانم:

 

۱- مصاحبه با خانم ترک قشقایی را اینطور خلاصه کرده بودید: «ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران». آیا اینکه کسی بگوید: «تئوری های لکانی برای انتقال به ایرانی ها مشکل تر است» ارائه یک دیدگاه مثبت است؟ این چه جور ارزیابی مثبتی است؟ اینکه کسی بگوید «من نه فرویدی ام و نه لکانی ام» و طبعاً تئوریهای لکان را نفهمد، و بعد با قیاس به نفس بگوید مردم ایران نمی فهمند، ارائه یک دیدگاه مثبت است؟ لابد دیدگاه مثبت از خانم «ترک قشقایی»! مدح بدل از ذم شنیده بودیم، نکند ذم بدل از مدح هم داریم؟ شکی نیست که این خفیف کردن ملت ایران است. وقتی ایشان این مصاحبه را انجام می داده ۱۵-۱۴ سالی از فعالیت های دکتر میترا کدیور در معرفی روانکاوی، فروید و لکان در ایران می گذشته. گیریم با دکتر کدیور دشمنی وجود داشته باشد، با فرهیختگان ایران مانند مراد فرهادپور، صالح نجفی، مازیار اسلامی و … هم که در مورد لکان ترجمه و تألیف دارند و مطالبی از آنها در سایت انجمن آمده، دشمنی وجود دارد؟ چطور است که انتشارات اطلاعات در سال ۱۳۸۱ نمی فهمد که مردم ایران لکان را نمی فهمند و کتاب «مکتب لکان» نوشته دکتر میترا کدیور را چاپ می کند، آن وقت چند سال بعد نشریه شما با چاپ مصاحبه ای بر این صحه می گذارد که مردم ایران لکان را نمی فهمند؟ بد نیست بدانید کتاب فوق اکنون به چاپ سوم رسیده است. اگر مردم ایران نمی فهمند، خریدار این کتاب و سایر کتاب هایی که در مورد لکان چاپ می شوند و به چاپ های چندم می رسند کیست؟ این «معرفی ایران به فرانسه زبان هاست»؟ آیا اگر همه دنیا مشغول سیاه نمایی هستند، شما هم بایستی به خیل آنان بپیوندید؟ ممکن است با وجود تمام ایمیل هایی که از مدتی قبل برای روشن گری برایتان فرستادیم، پاسخ دهید «نمی دانستیم». که آن وقت عذر بدتر از گناه است. شما وقتی از ایران خبر ندارید چطور معرفی ای می خواهید برای فرانسه زبان ها انجام دهید؟ به قول سعدی در گلستان:

 

تو بر اوج فلک چه دانی چیست              که ندانی که در سرای تو کیست؟!

 

اگر می خواستید دیدگاه منفی برای فرانسه زبانها ارائه کنید و ایران را خراب کنید چه می نوشتید؟! وقتی تعریف و تمجیدتان اینگونه است، تخریب و دشمنی تان چطور می تواند باشد؟!

 

۲- آن وقت این خانم با این درجه از اطلاعات و مدارج علمی[۱]، در مصاحبه خود به «ارزیابی جدید از مقولات روانکاوی» می پردازد و شما هم چاپ می کنید؟ کسی که نه فرویدی است و نه لکانی، چطور به خود اجازه می دهد فروید و لکان را نقد کند؟ مگر ژک آلن میلر، بنیان گذار جامعه جهانی روانکاوی، بزرگترین شارح آثار لکان و تنها کسی که از طرف لکان اجازه انتشار آثار او را دارد (و محض اطلاعتان بگویم که برخی از آثارش به فارسی ترجمه شده) وجود ندارد که ایشان داوطلب چنین کاری شده؟ آیا هرکسی که چند واحد ادبیات را پاس کرد، می تواند بنشیند و حافظ را نقد کند؟ قضیه بضاعت علمی است، و نه حتی شناخته شده بودن. حتی وقتی شاعری شناخته شده چون احمد شاملو به خیال خودش به نقد فردوسی مبادرت می کند، بسیاری از اهل فن [۲] خطاب به او به تندی می نویسند: «تو را به نبرد دلیران چه کار؟» حالا اینکه یک نفر آدم ناشناخته بیاید و بخواهد با بضاعت اندک آثار فروید و لکان را نقد کند و اسباب مضحکه اهل فن را فراهم کند، این هم ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران است؟

 

۳- متاسفانه تجربه نیز نشان داده که وقتی کسی می خواهد ناآگاهی خود را به رخ بکشد، و کسی هم نیست که به او تذکری بدهد از هر مرزی عبور می کند. حالا این خانم با این مصاحبه خواسته بگوید نه از فروید چیزی می دانم و نه از لکان. اما اظهارات ایشان در مورد شاهنامه فردوسی هم دست کمی از موارد فوق ندارد. اگر یک فارسی زبان، کتاب گرانسنگ شاهنامه را آن طور که باید و شاید نشناسد، و به خود اجازه بدهد که در مورد آن اظهار نظر کند، شما بایستی نظر او را چاپ کنید؟ آیا این هم یک جور «ارائه دیدگاه مثبت از ایران» است؟ اینکه فرانسه زبان ها بگویند حالا لکان پیش کش، ایرانیان کتاب های فرهنگ خودشان را هم نمی شناسند؟ آیا خیلی اطلاعات تخصصی در مورد شاهنامه لازم است تا کسی بداند گشتاسب برای اینکه پادشاهی اش را به اسفندیار نسپارد، او را به جنگ رستم فرستاد و به او وعده داد که اگر پادشاهی می خواهی، اول بایستی بر پای رستم بند نهی و او را بیاوری. چیزی که رستم به هیچ روی قبول نمی کند و حتی به اسفندیار می گوید:

 

نبیند مرا زنده با بند کس               که روشن روانم برینست و بس[۳]

 

حالا اگر کسی چون خانم ترک قشقایی در بیاید بگوید رستم به دستور گشتاسب اسفندیار را کشت، اسباب خنده دیگران را فراهم نمی کند؟ این است آن ایران و فرهنگ ایرانی که داعیه معرفی اش را دارید؟ خیلی از ایرانی ها دوزبانه هستند هم لکان را می فهمند و هم شاهنامه را می خوانند. این مطالب سخیف سطح مجله شما را پایین نمی آورد؟ معلوم است که در جمع هیأت تحریریه آن مجله یک نفر هم نبوده که حداقل مواظب باشد ایران را اینطور معرفی نکنند و خطاب به این خانم بگوید: «خانم محترم! شما را به نبرد دلیران چه کار؟». آیا یک ایرانی پس از خواندن این مطالب نبایستی بگوید :«از طلا بودن پشیمان گشته ایم. مرحمت فرموده ما را مس کنید»؟!

 

۴- مرقوم فرموده بودید: «مجله تهران آماده دریافت، بررسی و چاپ مقالات علمی، فرهنگی، تاریخی به زبان فرانسه از سوی همکاران جنابعالی می باشد». عجب! آدم به یاد این شعر مولانا می افتد:

 

آن یکی پرسید اشتر را که هی       از کجا می آیی   ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی   تو         گفت خود پیداست در زانوی تو

 

اگر واقعاْ قصد چنین کاری را داشتید همان مقاله خانم دکتر کدیور را که برای گشودن باب آشنایی برایتان فرستادیم، چاپ می کردید، و ایراد نمی گرفتید که قبلاْ در اینترنت انتشار یافته. قابل تصور است که وقتی به چاپ چنان مطالبی که ذکرش رفت می پردازید، متاسفانه سطح شعور مخاطبان خود را آنقدر پایین ارزیابی کرده اید که به خود اجازه نمی دهید که به انتشار این مقاله بپردازید. وگرنه مگر برای معرفی ایران به فرانسه زبان ها مقاله ای بهتر از این مقاله، که توسط آقای ژک آلن میلر برای چاپ در لکان کوتیدین انتخاب شده، وجود دارد؟ مقاله بدیع و موشکافانه ای که هسته ده ها مقاله را در خود دارد و در عین حال به نحوی مدلل بر پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و زبانی بین ایران و فرانسه تاکید می کند و ایران را به بهترین شکل ممکن به فرانسه زبان ها معرفی می کند.

همانطور که در ایمیل قبلی خدمتتان اظهار کردم منتظر پاسخ مبسوط تر اعضای انجمن فرویدی باشید. تا آن موقع از شما تقاضا می کنیم که مطالب زیر را نیز مطالعه نمایید:

 

هدف: مدفون کردن نام انجمن فرویدی (و البته ادامه لاف در غریبی)

https://freudianassociation.org/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%85%D8%AF%D9%81%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C/

 

 

لاف در غریبی و بازار سوفی دو میژولا

https://freudianassociation.org/%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D9%85%DB%8C%DA%98%D9%88%D9%84%D8%A7/

 

 

این دانشگاه چه ادعایی در مورد تربیت روانکاو دارد؟

https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C/

 

با سپاس و احترام

دکتر فرزام پروا – روانپزشک

نایب رئیس انجمن فرویدی (به شماره ثبت ۲۳۲۲۲)

 

 

[۱] به لینک انتهای مطلب «این دانشگاه چه ادعایی در مورد تربیت روانکاو دارد؟» مراجعه نمایید.

[۲] چون فریدون جنیدی و ایرج وامقی (در کتاب بیژن نامه/ انتشارات سوره مهر/ تهران ۱۳۸۰)

[۳] خلاصه شاهنامه فردوسی/ بامداد جویباری/ انتشارات زرین/ ۱۳۶۹


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7972

  تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۰۶:۲۵