سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی

«دیروز همه کسانی که آنجا(در پارکینگ دادسرا) بودند منتظر یک اشاره سر من بودند. ما می توانستیم خیلی کارها انجام دهیم»/ خب ساواک خصوصی هم یعنی همین!!!

یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵

مهدیه مرادپور آرانی:
وقتی در حال تکمیل برگه های تحقیق اتهام بودم دادستان ذبیح زاده وارد اتاق شعبه شد و شروع کرد به صحبت کردن. او گفت: “خدا را شکر کنید که من ۵۲ سال دارم. دیروز همه کسانی که آنجا(در پارکینگ دادسرا) بودند منتظر یک اشاره سر من بودند. ما می توانستیم خیلی کارها انجام دهیم.” و از من پرسید:” می دانی چرا ۵ نفر از شما را به زندان قرچک فرستادیم اما شما را نه؟!” من گفتم نمی دانم. و او پاسخ داد:” شما جوان بودید. وقتی سن آدم از ۴۰ سال می گذرد روی شانه های او فرشتگانی هستند که…”
من دیگر پایان جمله او را به یاد ندارم زیرا با خود تکرار می کردم:
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=24857

  تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۵:۴۷