سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی

راستی «اساتید اعاظم» بیمارستان ایران، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟ (۷)

راستی «اساتید اعاظم» بیمارستان ایران، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟ (۶)

 

دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۵

م.م:
صنعتی در کنگره جعلی: «در دو سال گذشته، من الان از این تریبون استفاده میکنم این رو بگم، در دو سال گذشته مسائلی که اتفاق می افتاد کاملا شخصی تلقی میشد حملاتیست به شخص من. در حالیکه طی دو سال مرتبا گفته بودم که این حمله به شخص من نیست. این حمله به همه روانپزشکان روانشناسان رواندرمانگرانه باید بتونن از حقوق خودشون دفاع کنن. …سکوت بود»

یعنی شما میخواید بگید انجمن فرویدی معتقد است همه «روانپزشکان روانشناسان رواندرمانگران» از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» فارغ التحصیل شدن؟ نه، «پدرخوانده». آنچه مسلم است تو داری تلاش میکنی یکبار دیگر خودت را پشت سر جمعی قایم میکنی و سعی میکنی همه رو بر علیه «تنها نهادی که با فساد و دروغ «مافیای روان»» مبارزه میکند بشورانی که تنها نمانی. تو هم مثل ستاره کنگره نگران تنها ماندنی؟

 

 

دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۵

م.ر:
صنعتی در کنگره جعلی ۲: «با این وجود از جانب متخصصانی که امروز روی ساز و کارهای ذهن کار میکنند کسانی مثل ما روانپزشک، روانشناس و روانکاو توجه چندانی به اون [انتقام] نشده.»
با حلوا حلوا کردن که دهن شیرین نمیشه. شما هم که نه روانشناسی نه روانپزشکی نه روانکاو. چه خودت رو قاطی کردی ها. خدایا به سر آدم نیار چنین وضعیتی رو! چه قدر سوزناکه آدم انقد دلش بخواد جایی راهش بدن که هیچ جوره جاش نیست.

 

 

دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۵

مینو ا.:
سخنان گهربار دکتر مهدیه معین، روانکاو- بانو صنعتی در روز اول کنگره جعلی به عنوان هیات رییسه؛ که در اینجا از خودشون نظر در وکنن!!
«…اینجا بیشتر توجه مون به رابطه هاییه که Love توش تراوش می کنه که این رابطه ها رابطه های Productive خواهد بود؛ Intercourse معنادار داره و Productive خواهد بود. اون سر طیف هم رابطه هایی که توش Hate، Envy تراوش میکنه و نتیجه اش دیسفانکشنه…این تم عمده این دو نوع رابطه است….خیلی متشکرم…»
میگم این کنگره است یا نخودچی خورون؟؟!!!
ای آنالیزان- کیس سابق و روانکاو- بانو صنعتی فعلی!!
خواهر جان؛ خوب این حرف ها را که سالهاست روانشناسی مدرن داره میزنه بدون ادعا و دم و دستک و ادعا و …..چیز جدیدی بهت یاد نداد همسر گرامی ات وقتی داشت در حین مخ زنی آنالیزت می کرد؟؟!!!!

 

 

دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۵

م.ر:
صنعتی ترسو در کنگره جعلی ۲: «در دو سال گذشته مسائلی که اتفاق می افتاد کاملا شخصی تلقی میشد… حملاتیست به شخص من. در حالیکه طی دو سال مرتبا گفته بودم که این حمله به شخص من نیست. این حمله به همه روانپزشکان روانشناسان رواندرمانگرانه باید بتونن از حقوق خودشون دفاع کنن.»

باید بتونن از حقوق خودشون دفاع کنن ولی در برابر وزارت بهداشتِ «بابا جان وزیر» و شخص تو

*بی تدبیری دولت تدبیر و امید در انتقال رشته روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت/ سایت انجمن فرویدی
*این جناب دکتر نوربالا همان کسی است که به اذعان صنعتی در کنگره خواری، کمک کرد تا به یک پزشک عمومی فلوشیپ رواندرمانی بدهند!!!/ سایت انجمن فرویدی

 

 

سه شنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۵

میهمان:
آخه پدر من !
مگه مجبوری که کنگره ی خواری برگزاری کنی که صدات در حد مرگ بلرزه؟!؟!؟
خدایی خیلی خنده داره!

«بشنوید و بخندید» رو ببین و بخند!
https://freudianassociation.org/?p=28639

 

سه شنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۵

مردم:
بشنوید و بخندید
محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/?p=28639
صنعتی جان! با اون صدای لرزان و با اون ترس شدید تو وجودت از دکتر کدیور و انجمن فرویدی، مجبوری پدر جان حرف بزنی؟ اونم حرف که چه عرض کنم!
جالبه که خودتو تو حوزه «روانکاوی» «دیگری» می دونی که میخوان حذفت کنن!!! یعنی هنوز اصرار داری نسبت به روانکاوی «چیزی» هستی که حالا بخوای دیگری باشی یا چی؟؟؟ بعد هم چرا برای صحبت کردن از غریزه مرگ راه دور میری؟ چرا جنگ جهانی؟ از همین دادسرای جرایم پزشکی بگو، از «دوستان» دادسرای جرایم پزشکی که چطور اعضای انجمنو می زدند! اونا از کجا اینهمه کینه از ما به دل داشتند؟ واقعا می خواستند ما رو از روی زمین محو کنند. فکر می کنی هیتلر همون یکی بود؟
بعد هم این ننه من غریبم به جایی نمیرسه. هیچ روانشناس و روانپزشکی که تو همون رشته «مورد ادعا» درس خونده و «مدرک» داره، اگه تو حوزه تحصیلیش باقی بمونه، هیچ مشکلی با انجمن فرویدی نداره. مشکل اونجاست که توی بی مدرک می خوای تنها روانکاو کشورمون رو از رو زمین محو کنی تا روانکای رو قلفتی قورت بدی! اینم ممکن نیست. «طلب استمداد از همکاران» هم به جایی نمی رسه فکر جوابگویی به قاضی باش؛ بعد سی سال!

 

 

سه شنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۵

آ. ف.:
هیچ دقت کرده این صدای صنعتی همیشه اول سخنرانیش در حال لرزش با فرکانس بالاست بعد کم کم آرومتر میشه؟
همیشه می ترسه با دکتر کدیور روبرو بشه بعد که ترسش کم میشه، میتونه حرف بزنه!

 

 

سه شنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۵

م. ع.:
صنعتی جان! فکر انتقام رو از سرت بیرون کن. آخه انتقام چی؟ بقول دکتر دژکام عزیز، شمام که «هذیان گزند و آسیب» داری!!! انتقام کجا بود پدرم؟ شما باید جوابگوی دروغ سی ساله ات که روانکاو، رواندرمانگر، روانپزشک هستی باشی. این اسمش انتقام نیست، اجرای قانونه. نکنه فکر می کنی جنابعالی از قانون مستثنایی؟ وااای الان به دکتر دژکام میگم برات «هذیان بزرگمنشی» هم پشت پاکت بذاره!!!

 

 

چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵

ا. روشن:
صنعتی علاوه بر این که از یک هفته پیش از برگزاری کنگره اش شروع به طلب استمداد کرد، در مراسم افتتاحیه هم دست از طلب استمداد برنداشت! از همه روانپزشکان، روانشناسان، رواندرمانگران خواست که در برابر انجمن فرویدی متحد شوند به این دلیل که حملاتی که به صنعتی می شود، متوجه شخص صنعتی نیست و روانپزشکان، روانشناسان، رواندرمانگران باید بتوانند از حقوق خودشان دفاع بکنند.
می بینی جناب صنعتی؟ هیچکس که شرافتمند مشغول زندگی کردن است، در اطرافت نمی ماند! حالا هی طلب استمداد کن. هی درخواست ایجاد یک تشکل بده، آخرسر هم فقط همانهایی که از جنس خودت هستند کنارت می مانند.

 

 

چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵

ا. روشن:
این صدای لرزانِ صنعتی یعنی تمام افشاگری های انجمن فرویدی درباره او حقیقت دارد و نیز او می داند که “آن روانکاوِ اصیل” علاوه بر اینها، از تمامی دیگر لجنزارهایی که او ساخته نیز کاملاً باخبر است.

 

 

چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵

افروز ر.:
قسمتی از جملات صنعتی در افتتاحیه: “در طول دوسال گذشته مسائلی که اتفاق می افتاد کاملا شخصی تلقی می شد اینکه حملاتی است به شخص من. به هر حال طی دوسال مرتباً گفته بودم که این حمله به شخص من نیست. این حمله به همه روانپزشکان، روانشناسان، رواندرمانگران است که باید بتوانند از حقوق خودشان دفاع بکنند. ولی سکوت بود. و کنگره اول رو شاهد بودید که چند نفر به خودشون حق می دادند که اختلال ایجاد می کنند یا حتی افتخار بکنند که دارند اختلال ایجاد می کنند. به هر حال من بسیار خوشحالم و از برگزار کنندگان این کنگره تشکر می کنم که این بار با شهامت بیشتر، بدون ترس از اینکه ممکنه آنها هم مثل من مورد حمله قرار بگیرند شرکت کردند. و ما الان می توانیم تجربه بکنیم محیط آرامی که در آن بتوانیم باهم گفتگو داشته باشیم.”
و یکی از فریب هایی که سخنرانان خارجی خوردند این بود که به ترجمه صحیح و همزمان تمام سخنرانی ها دسترسی نداشتند. آنوقت جواب خیلی از سوالات آنها که از پیِ دریافت اظهارنامه قضایی از طرف انجمن فرویدی برایشان پیش آمده بود را می گرفتند. آنوقت آقای برت متوجه می شدند که (nor indeed do I even know whoever is the individual that your communication refers to, without naming him or her, as “counterfeiting”)* کیست.

* Mitra kadivar and Barnaby Barratt’s Correspondence
https://freudianassociation.org/?p=27300

 

 

چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵

افروز ر.:
صنعتی در افتتاحیه: “در طول دوسال گذشته مسائلی که اتفاق می افتاد کاملا شخصی تلقی می شد اینکه حملاتی است به شخص من. به هر حال طی دوسال مرتباً گفته بودم که این حمله به شخص من نیست. این حمله به همه روانپزشکان، روانشناسان، رواندرمانگران است که باید بتوانند از حقوق خودشان دفاع بکنند. ولی سکوت بود.”
اتفاقاً این حملات به شخص آقای صنعتی است، پدر مافیای روان و استاد گرند لژ روزبه. و به آن کسانی که در محور مافیایی صنعتی- همایونپور فعالیت می کنند. آنها که خیال کرده اند می توانند با سوء استفاده از ملت ایران خود را فربه کنند. و به آنان که به نام و حیطه روانکاوی دست درازی می کنند.

 

 

چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵

سیما ر.:
عبارات “کار جنسی” و “کارگر جنسی”۱ را که خواندم “ایزد بانوی آب”۲ یادم آمد.
آیا ما از نسل آن ایرانیان نیستیم؟ وقتی بانوان را ارج می نهادند.
ما کجا می رویم؟ چرا باید سن “کارگری جنسی” به ۱۶ سال کاهش یابد؟
ما از نسل آن ایرانیان هستیم ولی افسار خود را به دست “صنعتی” ها داده ایم و خب در برابر “زامبی شدن” “کارگری جنسی” مثل پادشاهی است…

۱- آمارهای تاسف‌آور در یک نشست پیرامون زنان خیابانی/ ۴۰درصد از مشتریان آن‌ها مردان متاهل‌اند
https://freudianassociation.org/?p=28533
۲- آب در ایران؛ دیروز مقدس و امروز درس عبرت جهانیان
https://freudianassociation.org/?p=28503

 

 

پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۵

فاطمه س.:
«…علاقمندی من به تفاوتهای بنیادی بین شرق و غرب برمیگرده. میخواستم بدانم چرا فرهنگ مرگ یا تاناتوس هنوز هم در فرهنگهای شرق به این اندازه نفوذ داره ولی در جوامع غربی فرهنگ اروس و مدرنیته پیشگامه…»
بله شک نکنید، اینها باز هم حرفهای محمد صنعتی است. چه کسی بهتر از او می تواند فرهنگ ایران زمین را تخریب کند؟!

 

 

پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۵

فاطمه س.:
«در شاهنامه فردوسی هم کین خواهی یکی از انگیزه های اصلی است که هم روایت رو بسیار هیجان انگیز میکنه و بهش تداوم میده. انتقام جویی است که برای دفاع از هویت ملی نژادی و غیره است. کیخسرو یک قهرمان بزرگ در شاهنامه است. از سلاله جمشید و فریدونه… زمانی که کیخسرو با کشتن پدربزرگ مادری اش افراسیاب انتقامش رو میگیره. کیخسرو موفق میشه از تمام کسانی که دشمنش بوده و potentialy میتونستن دشمنش باشن انتقام گرفت و در زمانی که اوج قدرت بود و هیچ دشمنی وجود نداشت، در اوج محبویت بود همه دوستش داشتن، ستایشش میکردن در اون زمان وقتی برمیگرده و دیگه دشمنی نیست که باهاش بجنگه تصمیم میگیره خودکشی کنه افسرده میشه. واین نکته مهمی است.»
بله باز صنعتی یکی از اسطوره های ملی ایران زمین رو داره در کنگره جعلی دوم خراب می کنه.
کین خواهی کجا و حق طلبی کجا؟!!!

 

 

جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵

آ. آ.:
امروز داشتم درسنامه دکتر کدیور مورخ ۲۸ خرداد ۱۳۸۱ را می خواندم و علاوه بر حیرت و آشوب همیشگی که از خواندن این درسنامه ها به من دست می دهد حیرت و آشوب جدیدی نیز پدیدار شد، آنهم این که ایشان سه بار این به اصطلاح “خودکشی” صادق هدایت را مورد تردید قرار داد. خودکشی ای که آنقدر از آن صحبت شده که دیگر هیچکس و هیچکس در مورد آن تردیدی ندارد و دیگر جزئی از مسلمات ذهنی هر ایرانی شده است.
به خاطر می آورم که کمتر از ۲ ماه پیش هم مطلبی با این عنوان در سایت انجمن فرویدی چاپ شد:
بس که این صنعتی راجع به «خودکشی» صادق هدایت حرف می‌زنه آدم به شک می‌افته که نکنه این بنده خدا به قتل رسیده!

https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%B3-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%87%D8%AF-2/

همان موقع هم این تیتر برای من مثل یک زلزله بود. و امروز بعد از خواندن این درسنامه به صفحه ویکی پدیای صادق هدایت سری زدم و زلزله دیگری به وقوع پیوست:
(از برادرانش محمود خان، قاضی دیوان عالی کشور بود که در زمان نخست وزیری سپهبد رزم آرا، سمت معاون نخست وزیری را داشت. عیسی خان، سرلشکر و از رؤسای سابق دانشگاه جنگ بود. هر دو برادر در هنر و ادبیات دستی داشتند). سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا همسر انورالملوک هدایت، شوهر خواهر صادق هدایت، بود.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA

عجب! عجب! عجب!
آنوقت بود که به صفحه ویکی پدیای سپهبد رزم آرا سر کشیدم:
سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا (۱۰ فروردین ۱۲۸۰ تهران –۱۶ اسفند ۱۳۲۹ تهران) نظامی ایرانی و نخست‌وزیر ایران بود. سپهبد رزم‌آرا در ۱۶ اسفند سال ۱۳۲۹ توسط یکی از اعضای تشکیلات تروریستی فداییان اسلام در محوطهٔ مسجدشاه تهران ترور شد.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A7%D8%AC%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B2%D9%85%E2%80%8C%D8%A2%D8%B1%D8%A7

و این در حالی ست که:
صادق هدایت (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریهٔ ۱۹۰۳ در تهران – درگذشتهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۳۰برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در پاریس)!!!
یعنی در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ رزم آرا ترور می شود و در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برادر زن او خودکشی می کند!!!!!!!
راستی چه کسی جز امثال صنعتی – که هرگز حرفی جز دروغ نزده – این مطلب را در مخ ما فرو کرده اند که صادق هدایت خودکشی کرده؟؟؟
الآن که فکرش را می کنم متوجه می شوم که در عرض این ۲۰-۳۰ سالی که من محمد صنعتی را می شناسم هرگز حرفی هم جز خودکشی صادق هدایت نزده!!!

 

 

جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵

زهرا م:
اینکه ما از وزیر بهداشت و درمان، آقای قاضی زاده هاشمی بپرسیم «دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگلستان کجاست؟!» این سوال است یا تهمت؟
اگر بپرسیم چگونه محمد صنعتی، بدون تخصص و با مدرک پزشکی عمومی دانشیار رشته روانپزشکی دانشگاه تهران است، این سوال است یا تهمت؟
اگر بپرسیم انجمن فرویدی چه ربطی به وزارت بهداشت و درمان دارد، این سوال است یا تهمت؟
اگر بپرسیم چرا تنها روانکاو ایران، دکتر میترا کدیور را ۵ روز زندانی کردند، این سوال است یا تهمت؟
اگر بپرسیم چرا وزارت بهداشت و درمان می خواهد انجمن فرویدی، تنها نهاد رسمی روانکاوی در ایران را پلمب کند، این سوال است یا تهمت؟
اینکه ما بپرسیم چرا پول بیت المال صرف کنگره های جعلی و دروغین می شود، این سوال است یا تهمت؟

 

 

یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

م.س:
سامان توکلی۱:
«اما در نهایت، به نظرم برای پاسخ دادن به پرسش شما، لازم است کار جدی برای نقد کارشناسانه آثار ترجمه شده، از نظر مشکلات زبانی یا انتقال درست این مفاهیم به زبان فارسی، انجام شود که من الان به خاطر ندارم که در این زمینه به مطلب و نوشته یی برخورده باشم.»
سامان توکلی نوچه محمد صنعتی این جملات را سال ۹۲ می گوید یعنی زمانی که نزدیک به ۲۰ سال از ورود دکتر کدیور به ایران گذشته، بیشتر از ۱۰ سال از چاپ کتاب روانکاوی در قرن بیست و یکم سپری شده، سالهاست کلاسهای درس دکتر کدیور برگزار می شده و ترجمه های متون فرویدی و درسنامه ها موذیانه و رذیلانه به غارت می رفته است!!!!!

۱- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2825971

 

 

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

سوری ا:
دستاردهای کنگره ای موسوم به «دیگری» متعلق به صنعتی و بانو- آنالیزان و شرکاء:
– چگونه می توان روانکاوی بود با مژه های مصنوعی و باصد عشوه و ناز کلمه روانکاوی را عین آدامس! توی دهان چرخاند و از «دیگری» هم کک ات نمی گزه!!
– چگونه می توان قصد کشتن «دیگری» را داشت و درمورد «کین خواهی» بلغور کرد!
-چگونه می توان با «دیگری» لاس زد، چرت زد، گوش نکرد!
– «دیگری» بزرگ کیست؟ و ازچه طریقی بوجود میاید؟
.
.
.
این دستاوردها آنقدر عظیم هستند که نمیشه توصیف کردشون! لامصب این «دیگری» ما را کشت! نفهمیدیم شهامت زیستن با کی؟؟ با دیگری؟ کیه این دیگری که اینقدر ترسوندتشون!!

 

 

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع:دومین کنگره ی جعلی دکتر ممدو صنعتی(شعبون بی مخ) و دار و دسته ی مزدورش.(از استالینیسم تا پوتینیسم).
و اما بعد:
«بعضیا در مسیر زندگی شون عوض میشن ، بعضیا هم خیلی «عوضی» میشن.»(گرگلی).
این عوضی ها بهتر است بقول خانم مرجان مشهدی «نمره ی عینکشون رو عوض کنند.».
زمانیکه متوجه شدم که بعد از ۲سال دوباره کنگره جعلی «دزدان عنوان روانکاوی» برگذار شده!خیالم راحت شد ونفسی کشیدم!چون من همیشه نگران حیوانات محیط زیست بوده وهستم؛ ولی بعد از اجرای این کنگره ی جعلی!و حضور عدّه ائی «زالو صفت» و«الاغ های عرعرستان»؛ خدا رو شکر کردم که در عصر اینترنت، «نسل خر» و «نسل بوقلمون وزالو صفتها» هنوز از بین نرفته!(منقرض نشده!).
و خدا رو شکر که مردم شهر از ما بهترون(شهر ری) ،صدای عرعری می شنوند و هنوز کاملا ماشینی و مسخ نشده اند!
بعله!اینهم شاهکار دادستانه!که مراقبه جوونای مردم «مسخ نشن»!خب «نسل خر» هم حق داره که ابراز وجودی کنه و به طریقی هم امرار معاش!
کنگره ائی که در انتهای شب ، دکتر صنعتی زیر سایه ی ترس با رعشه وارد میشه و «نسل خر» که ساعتها چشم به در(ب) دوخته و چشم انتظارِ«دروغگوی بزرگ» هستند تا به نان و نوائی برسند!که ناگهان سمفونی بتهون و گروه کنسرت با رهبری و حرکات دست دکتر دزدکام عوضی(متخصص هذیان درمانی)، رو به دکتر ممدو صنعتی شروع میکنند به خوندن ترانه ی:
«چه خوشکل !چه خوشکل!چه خوشکل شدی امشب!».
و شخصی که بنظرم قزوینی بود( و بقول سیرجونی ها «شب به سرش افتاده» بود) و سر ازین سمفونی وکنسرت درآورده بود ، رو به دکتر ممدو صنعتی ،باهیجانی خاص و با صدائی بلند داد میزد:
«طوسی!رنگِ عشقه!»…
و …
(لازم به توضیح است که بعد از دونده گریهای زیاد و این در اون در زدن دکتر ممدو صنعتی و «طلب استمداد از کاسه لیسان » کردن! و…روح مرحوم علی اکبر دهخدا ،مشهور به «دخو» ؛ لقبِ «سگ حسن دله» رو به دکتر ممدو صنعتی اِعطا کرد! ایشالا مبارکشون باشه!).
پایان.
با سپاس شاگرد ته کلاس:
گرگلی
از کویر سیرجون(استان کرمون).
۱۶آذر۱۳۹۵

 

 

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطالب خانم مرجان م:«هنوز مبهوتم که برده داری واقعاً از بین رفته؟!»
(تاریخ انتشار۱۲آذر۹۵).
و اما بعد:
ها!دده(خواهر)!خیلی وقته!در زمونِ «آبراهام لینکلن»!(فکر کنم بچه ی سیرجون بوده!).
ولی دده!یادت باشه!«خر سواری» یا همون «استحمار» همیشه هَس!تا آخر دنیا!باورت نمیشه!خب یه سر بیآ چهارگنبد ما!در عصر اینترنت ،خر سوار میشن!بدیش(عیبش )اینه که دیگه دوس ندارن پیاده بشن!…
خب اگه غیر ازین بود دیگه جمله ی«برو حالشو ببر!» دیگه معنی نداشت!
ها!بعله!…
سرتون به درد نیآرم!
علی نگهدارتون!

با سپاس شاگرد ته کلاس:
گرگلی
۱۶آذر۱۳۹۵

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطلب دوست عزیز شهرزاد:«کنگره ای هم شأن مادر بزرگ رضوانه».
(تاریخ انتشار۱۵آذر۱۳۹۵).

و اما بعد:
خب عزیز دل برادر!یه خبر میدادی!ما هم داخل فاتحه میشدیم!
«کنگره ی اموات»!«کنگره ی مُردهای متحرک»!با حضور دکتر ممدو صنعتی!
«پول به قبرشون بباره»!«مدرک به قبرشون بباره»!«مُهر نظامِ روانشناسی به قبرشون بباره»!
«هر چی خاکه اونایه!عمر شماها باشه!»
شگون نداره!خیلی از مرده ها حرف نزنیم!
میگه «هذیان گزند و آسیب »داریم!محمود خان دژکامو میگم!ها!مُهرش هم میزنه زیرش!
استغفرالله!
لعنت خدا بر شیطون پول پرست!
ما رو چه به کنگره یه «دزدان وپول پرستان»!
بهتره به همون چوپونی و گوسفندچرونیم بپردازم!
میگن«جن زده» شده ام!
کی گفته کدخدا با دکتر ممدو صنعتی دزدن؟!
«من نبودم دستم بود!
تقصیر آستینم بود!»

با سپاس
گرگلی
از کویر سیرجان(استان کرمان)
۱۷آذر۱۳۹۵

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

افروز ر.:
آقای صنعتی، توقع داری بعد از آن اعمال غیرانسانی که با تنها روانکاو ایران، تنها عضو جامعه جهانی روانکاوی در ایران انجام دادی، دیگر همه چیز “ماست مالی” شود و خلاص؟ آیا خیال کرده ای که بابت بیش از ۳۰ سال “درمان” کردن ملت آن هم بدون هیچ مدرکی نباید پاسخگو باشی؟ آیا خیال کردی بخاطر صدمات و خساراتی که به فرهنگ این سرزمین وارد کردی، نباید جواب پس بدهی؟ آری، تو “روانکاوی”ای ساخته و پرداخته کردی و روح و روان مردم را با آن به اضمحلال کشاندی و به این فکر نکردی که روزی هم فراخواهد رسید که بابت تمام پلیدی ها و پلشتی هایی که باعث شان بوده ای بازخواست شوی.
ماجرا دوسال است که شروع شده… پس هنوز زود است در سخنرانی ات در کنگره جعلی راجع به تمام شدنش حرف بزنی…

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

افروز ر.:
بخشی از سخنرانی صنعتی در کنگره جعلی: “… در خودِ خانه که باید این بچه ها پرورش پیدا کنند و شهامت زیستن با دیگری را بیاموزند. این افراد می گویند که نه می توانند و نمی خواهند که این گذشته رو فراموش کنند. عده ای دیگر خواسته خودشون رو برای تلافی برحق می دانند و احساس می کنند که تو از این پدر، مادر، خواهر، برادر یا دیگرانی که آنها را مورد ظلم قرار دادند، تحقیر کردند و نادیده گرفتند، این انتقام را از آنها بگیرند. حتی اگر سالیان دراز طول بکشد. حتی اگر در پایان آنها بازنده شوند باز هم آنها می خواهند شاهد به لجن کشیدن ظالم باشند و تماشا بکنند که چجوری این ظالم داره درد می کشه یا تحت فشارهای فیزیکی فریادِ درد داره، یک رنج تحمل ناپذیری را تحمل می کند. یک صحنه ای که برایشان حظی وافر همراه دارد. وقتی که آن دشمن دارد زجر می کشد…”
آقای صنعتی، ما نمی خواهیم گذشته مان را فراموش کنیم. نمی خواهیم هیچ تاریخچه ای را فراموش کنیم. و نمی خواهیم با ظالم زندگی کنیم.
آقای صنعتی، این عدالت است که وقتی جاری شود باعث زجر کشیدن ظالم خواهد بود. این شمشیر بُرّنده حق است که رنج تحمل ناپذیری را بر ظالم تحمیل می کند.
این عدالت است که بالاخره اجرا خواهد شد “حتی اگر سالیان دراز طول بکشد”

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

ا. روشن:
صنعتی، این دزدِ فرهنگ و ادبِ ایران، این کمربسته به نابودیِ تمدن ایران زمین، این کتمان کننده آنچه تمدن ایران به بشریت ارزانی داشته و این دشمن جوانمردی، از کیخسرو صحبت می کند!!!!! کیخسرو را معرفی می کند!!!!! از تولد کیخسرو می گوید!!!!! و سپس از شاهنامه درباره کیخسرو می خواند!!!!
فقط قسمت هایی از دانشنامه آزاد ویکی پدیا در مورد کیخسرو اینچنین می نویسد:
“کیخسرو در اساطیر و حماسه‌های ایرانی و شاهنامهٔ فردوسی، فرزند سیاوش و فرنگیس و نوادهٔ کیکاووس و افراسیاب است. واژه کیخسرو به معنی شاه نیک ‌نام است. کیخسرو در دیانت و شهامت، سرآمد شاهان کیانی و نسبت به کیکاووس خوش‌ نام‌تر است. زیرا کیکاووس در شاهنامه اعمالی موذیانه انجام می‌ دهد اما کیخسرو به عنوان پادشاهی عادل و شجاع باقی می‌ ماند. در شاهنامه و متون پهلوی کیخسرو نمادی از یک شاهنشاه آرمانی است.
به گفتهٔ سهروردی، کیخسرو عارف، صاحب فرّ کیانی بوده و معراج روحانی داشته و نفس او منقّش به انوار قُدس الهی شده بود و بوسیله آن انوار، همهٔ انسانها او را تعظیم می‌کردند.
همچنین در اشعار عارفان مانند حافظ و عطار به بزرگی و نیک ‌رفتاری ستوده شده ‌است. برخی از پژوهشگران، سال‌های زندگی او را نزدیک به ظهور زرتشت می‌دانند. در روایات مذهبی زرتشتیان و کتاب اوستا از او به عنوان کسی که سوار بر سروش آسمانی که در آخرالزمان رجعت می‌کند و به یاری سوشیانت برمی‌خیزد، یاد شده‌است.”
پس بهتر است که صنعتی دهانش را بسته نگهدارد…

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

اردی بهشت:
ستاره کنگره جعلی میگه: مرسی که اینجایید به خاطر اشتیاقی که دارید!!!!!!
خانم هاشمی، به خاطر همین نبوغت بهت گفتن “ستاره”… اونایی که اونجا هستند به خاطر سیزده و نیم امتیازه که اونجان وگرنه دیگه بعد از این همه افشاگری های انجمن فرویدی همه میدونن که دورو بر استاد اعظم گرند لژ روزبه بجز تباهی چیز دیگه ای درکار نیست…

 

 

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن و الرحیم
با سلام وادب
عجب روزگاری شده!نمی ذران دنبال شغل آباء و اجدادیم برم!آخرالزمون شده!هی می خوام دنبال گوسفندچرونی و چوپونیم باشم و سرم تو کار خودم باشه ولی مگه میذارن!ها!همون عمله های اهریمن و شیاطین رو میگم!همون باند مافیای روان با سرکردگی دکتر ممدو صنعتی!هی قرمیان!هی شیطنت میکنند!
یکی نیس به این ممدو دروغگو بگه که امروز فردائیه که ریق رحمت رو سربکشی!وباید جوابگوی تموم دروغا و خیانتات باشی؟…
خب احمق به خودت بیا!جبران خسارتی کن!…
نه مث شعبون بی مخ ، دنبال لشکر وحشم میری و اصرار در لجاجت وحماقت وشقاوتت داری!
آخرش مث ممدعلی شاه قاجار مث موش کور،خوارو ذلیل ترک سرزمین اهورائی میکنی و به سرزمین ماتریالیسم ها متواری میشی و سرنوشتت میشه مث سگ ولگردِ مرحوم صادق هدایت!کور!خوار!ذلیل!…
راستی ممدو!از کارآت تعجببم!به جای اینکه به خودت بیآئی و ترک طاغوت و اهریمن کنی؛همش از ابزارهای اهریمنی استفاده میکنی!(قرآن مجید:به دست خویشتن ،خویشتن را به هلاکت نیفکنید!).
نیّت پلیدت اینه که همراهان حقّ و لشکریان اهورامزدا را ناامید کنی!کور خوندی!چه بقول عارفی بزرگوار:«آنها از کار بد و نادرستشان خسته نمی شوند؛ ولی توقع دارند ما از کار خوب و درستمان خسته شویم!».
راستی یه سوال؟
در مکتب شما(مکتب بیمارستان روزبه)،منظور از «به روباه گفتنن کو شاهدت؟ گفت دمم!» چیه؟
ممدو صنعتی:«یعنی وقتی برچسبب هذیان آسیب و گزند به انسانی وارسته زدیم و ازمون سوال کردند کو شاهدت؟(مدارک،شواهدومستنادت؟)، ما جواب میدیم،اینهاش!و اشاره میکنیم به«مُهر نظام روانشناسیِ دکتر دژدکام عقده ای»!
گرگلی:ممدو!به دارودسته ی اهریمنیت بگو«به زودی وعده ی دیدار ما در آرماگدون»!
گر ما زسر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم!
پایان.
با سپلس
گرگلی
از چهارگند سیرجان(استان کرمان)
۱۷آذر۱۳۹۵

 

 

پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام و ادب
موضوع مطلب کتایون صدیقی:«رعشه».(تاریخ انتشار۱۵آذر۱۳۹۵).
و اما بعد:
در لغتنامه ی وزین وسنگین «قلی سیرجونی»(نابغه ی ریشه شناسی!) کلمه ی «رعشه» به شرح زیر توضیح داده شده:
نوعی رقص و لرزی زیباست که در هیجان بالا و ودر زیر سایه ی ترسی وحشتناک، که به طور خودکار، تمامی اندام فرد را به حرکاتی ظریف و موزون وامیدارد!
البته این نوع رقص را هر کسی نشاید و نتواد!مگر شرایط زیر جملگی فراهم آورد:
۱)فرد باید حداقل ۳۰ سال دروغ گفته و همزمان در نقشی ظاهر شود که کسی متوجه نشود اِلاّ اصحاب بصیرت!
۲)بعد ازاین دوره ی سخت و پر خطر(که هر انسانِ باشرافتی را توانائی پیمودن این بیراه ی صعب العبور، نبوده ونیست!)فرد دروغگو باید تدارک یک کنگره ی جعلی و دروغین را ببیند!
۳)بعد باید دنبال سیاهی لشکرباشد؛و طی این مرحله هر کسی را نشاید مگر آنکس را که حداقل دورها و کارگاههای«خرشناسی»یا به زبان علمی«الاغ شناسی» را با نمره و رتبه ئی بالا گذرانده باشد!
۴)بعد باید متخصصDNA باشد تا در جماعتی میلیونی بتواند با یک پرسشنامه یا مصاحبه ئی تخصصی، جماعتِ«نسل خر» را از «انسانهای باشرافت» جدا کند!
۵)بعد متخصصِ«وسواس الخناس»باشد! و بتواند وعده های آنچنانی بدهد و «خرهای کتاب به پشت و مدرک بدست و دنبال امتیاز» را به حرص بیندازد وبفریبد!(چنانکه عمرسعد را به وعده ی حکومت شهر ری فریفتند ).
۶)زمانیکه کنگره ی جعلی برگذار شد با۱۲ساعت تأخیر(و۱۲ساعت چشم انتظاری«جماعت خران عرعرستانی» )فرد دروغگو با هیجانی بالا و زیر سایه ی ترسی وحشتناک ناگهان وارد معرکه شده وهزمان با ترانه ی:
«تکون بده!تکون بده!دِ یالا تکون بده!»
تمام اندامش را تکون بدهد و بلرزاند!….
(به این میگن«رعشه»!)
خب با این توضیحات«قلی سیرجونی» به نظر شما، آیا دکتر ممدو صنعتی(رئیس باند مافیایی روان)؛در این آخرین کنگره ی جعلیش تونسته آخرین مرحله ی دروغ یا همون«رعشه» رو طی کنه؟
آیا در این امتحان سخت، نمره ی قبولی گرفته؟
آیا اهریمنان به او جایزه خواهند داد؟
یا اهورا مزدا بزودی جزایش را میدهد؟
کمی صبر بایدت!…
دائماُ یکسان نماند حال دوران غم مخور!(حافظ)
نترس!…
پایان.
با سپاس
گرگلی
ازچهارگنبدسیرجان(استان کرمان)
۱۸آذر۱۳۹۵

 

 

پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

زهرا نوعی:
مهرداد افتخار از خارجی ها تشکر می کنه که شهامت داشتند اومدند ایران!!!!!!!!!!

https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF-4/

الحق و الانصاف که شاگرد صنعتی هستی!

 

 

پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطلب آقای قاسم شهروندی از تهران:«اگر صادق هدایت همعصر ما بود ما شاهد شاهکاری به نام ((آقای دکتر)) بودیم.(تاریخ انتشار۱۵آذر۱۳۹۵).
و اما بعد:
شاید اگر صادق هدایت همعصر ما بود(از آنچه بر ما گذشته بود«تلختر از زهر!») شاهد شاهکارهائی با این عناوین بودیم:
۱)موش کور حریص
۲)انانیت فرعونی
۳)عصای مکر ساحران(نفاسات فی العقعد)
۴)حرص قارونی
۵)نمایش قدرت سامری(حیظ الرجال)
۶)توبه ی موش سّم موشه
۷)خودکامگی ضحاکی
۸)خریّت نسل خر
۹)سوءاستفاده از نجابت پارسیان
۱۰)نجیب زادگان زردشتی و ایمان ابراهیمی
۱۱)فلاطونیان پارسی(اصطلاحی از هانری کُربن فرانسوی)
۱۲)پارس سرزمین خدایگان!
.
.
.
علی نگهدار!
با سپاس
گرگلی
۱۸آاذر۱۳۹۵
ازچهارگنبدسیرجان(کرمان)

 

 

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

میهمان:
در مطلب «دعوت میکردید از دادستان ذبیح زاده بعنوان سخنران افتخارى در کنگره جعلى تان»۱ آمده: «صحبتهاى صنعتى در اختتامیه کنگره جعلى: “در کنگره اول ما مواجه شدیم با گروهی که بلوا و آشوب ایجاد میکردند. یک مدت دو سالی هم ادامه داشت و خوشبختانه در این کنگره همکاران ما تلاش کردند که جلوی این را بگیرنند.»
ممد آقا!
این « همکاران» شما نبودند که جلوی انجمن فرویدی رو گرفتن. به قول فرمایش خودت توی کنگره اول شمای «احمق» منتظر جهاد انجمن فرویدی به همون شکل کنگره خواری اولی بودی و به خاطر همین هم در جای جای کنگره بپا گذاشته بودی ولی این بار این نبرد شکل دیگری داشت.

استاد اعظم گرند لژ روبه!
اگر خواندن این آیات هم مانند ترس از دیدن دکتر میترا کدیور تورا به «رعشه» نمی اندازد بخوان:
قَالُوا یَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ ﴿۸۱﴾۲
… «أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ»

۱- https://freudianassociation.org/?p=29006
۲- سوره هود – آیه ۸۱
http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=11&ayat=77

 

 

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

میهمان:
منبع «رعشه» را در دیدگاه قبلی ام جا انداختم:
https://freudianassociation.org/?p=28995

 

 

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

س. ر.:
چرا افتخار که یک سکس تراپیست است در کنگره خواری دوم، در حضور روشنایی مقدم که عضو American Psychoanalytic Association از IPA است خود را روانکاو جا می زند و روشنایی هم صدایش در نمی آید که «تو مگر روانکاوی؟».
شاید خود روشنایی هم می داند که عضویت خودش در این Association فرقی با عضویت نداشته افتخار ندارد.
عضویت مهمتری در بین است و آن هم عضویت در مافیای روان به سرکردگی پدرخوانده، محمد صنعتی است.

 

راستی «اساتید اعاظم» بیمارستان ایران، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟ (۸)


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=30647

  تاریخ انتشار: ۴ دی ۱۳۹۵، ساعت: ۲۲:۲۶