سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سور مقصور کاسبان روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

روانکاوان «وحشی»/ رسانه های «وحشی»[۱]

نویسنده: مهین حاجی سیدنصیر

 

انتشار و نقد فایل های صوتی و گفته های بی اساس روانکاوان وحشیِ محور صنعتی _ همایون پور و مصاحبه مبلّغ سینه چاک آنان، عصمت ترک قشقایی با ماهنامه «فرهنگی» مجله تهران، در سایت انجمن فرویدی، هیچ شکی برای مخاطب بی غرض، باقی نگذاشته که روانکاوان وحشی از روانکاوی «هیچ نمی دانند» و فقط تلاشی بیهوده می کنند تا تصورات و دلالت های ذهنی خود را به نام روانکاوی به مخاطب خود قالب می کنند! اما آیا این های و هوی و این تقلب جز با همدستی رسانه ها، امکان پذیر بوده است؟ آیا رسانه ها برای چگونگی تهیه و ارائه اخبار و مطالب [۲]خود ملزم و متعهد به رعایت ضوابطی نیستند؟

برای پاسخ، اصول و قوانین و استانداردهای اخلاقی روزنامه نگاری و خبرنگاری را جستجو می کنیم:

اصل اول از اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری، مصوب ۱۹۸۳، می گوید: “دستیابی به اطلاعات تحقیقی حق مردم است؛

اصل دوم: «روزنامه نگار، وقف واقعیت عینی[۳] است: بارزترین وظیفه روزنامه نگار این است که با وقف صادقانه خویش نسبت به واقعیت عینی، خود را در خدمت حق مردم در راه دستیابی به اطلاعات حقیقی و موثق قرار دهد و به نحوی رویدادها را وجداناً در گستره صحیح خود با ترسیم مناسبات اصلی و بدون تحریف و با کاربرد ظرفیت خلاقانه خود انعکاس دهد….»؛

اصل سوم به مسؤولیت اجتماعی روزنامه‌نگار اشاره می کند و می گوید: «اطلاعات در روزنامه‌نگاری نه یک کالا که یک «خیر اجتماعی» است، و این امر به این معناست که روزنامه‌نگار در مسؤولیت انتقال اطلاعات سهیم است و لذا نه تنها در برابر کسانی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، بلکه نهایتاً در برابر مردم به طور کل و مشتمل بر انواع منافع اجتماعی، باید پاسخگو باشد. مسؤولیت اجتماعی روزنامه‌نگار؛ وی را ملزم می‌سازد که تحت هر شرایطی همسو با وجدان اخلاقی خود عمل کند»؛

و اصل چهارم به لزوم رعایت شرافت حرفه‌ای روزنامه نگار می پردازد: «نقش اجتماعی روزنامه‌نگار اقتضا می‌کند که معیارهای عالی شرافت در این حرفه، مشتمل بر حق روزنامه‌نگار برای خودداری از کار برخلاف اعتقاد شخصی، حق عدم افشای منبع اطلاعات و همچنین حق شرکت در روند تصمیم‌گیری در رسانه‌ای که برای آن کار می‌کند، محفوظ بماند. شرافت حرفه‌ای به روزنامه‌نگار اجازه نمی‌دهد که به هیچ نحوی از انحا رشوه بپذیرد و یا برخلاف رفاه عمومی به ارتقای منافع خصوصی بپردازد. همچنین، احترام گذاشتن به دارایی‌های معنوی و بطور اخص پرهیز از سرقت ادبی، جزو اخلاق حرفه‌ای محسوب می‌شود».

بند الف از ماده ۲ فصل دوم قانون مطبوعات ایران نیز رسالت مطبوعات را «روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم [۴]» در نظر می گیرد.

بنظر می رسد «روزنامه نگاران و همه کسانی که در سایر انواع رسانه ها به فعالیت حرفه ای مشغول هستند، پذیرفته اند که باید در چارچوب ضوابطی حرکت کنند که قانونگذاران ترسیم کرده اند[۵]» به همین منظور “استفاده از چندین منبع اطلاعاتی مرجع، مخصوصا در مواردی که موضوع گزارش جنجال برانگیز باشد، بررسی دقیق هر مطلبی که به عنوان واقعیت عنوان می‌شود، جستجو و نقل تمامی تعبیرات ممکن از یک موضوع، گزارش منصفانه و دور از جبهه گیری و به تصویر کشیدن جوانب مختلف یک موضوع بدون طرفداری، انجام تحقیق و ارائه گزارش با رعایت توازن میان واقع نگری و شک‌گرایی، قضاوت دقیق در هنگام تنظیم و گزارش اطلاعات[۶]» در زمره استانداردهای اخلاقی روزنامه نگاری بیان شده است.

حتی تاکید می شود دریافت هرگونه «هدیه یا لطف[۷]» به منظور جلوگیری از «هرگونه تحت تأثیر واقع شدن[۸]» توسط خبرنگار ممنوع است و خبرنگار موظف است از «تهیه گزارش یا شرکت در تحقیق و نگارش در مورد موضوعی که خود خبرنگار نسبت به آن نفع شخصی و یا تعصبی دارد که کنار گذاشتن آن برایش امکان پذیر نیست[۹]» خودداری کند.

بر اساس این ضوابط به نظر می رسد وظیفه و مسئولیت اصلی رسانه ها، جستجوی «اخبار صحیح و حقایق» و انعکاس، انتقال و انتشار آن است. در تمام دنیا اغلب رسانه ها برای جلب اعتماد مخاطبین خود در صدد اثبات این ادعا هستند که «حقایق بیشتری» را منتشر می کنند.

در کمال ناباوری، ما اکنون با رسانه هایی روبرو هستیم که بر خلاف همه ضوابط تعیین شده که علی القاعده باید برای همه رسانه ها لازم الاجرا باشد نه تنها جستجو و انتشار «حقایق علمی» را وظیفه خود نمی دانند که مدارک و مستندات ارائه شده را هم نادیده گرفته، حتی سعی در کتمان «حقایق علمی» دارند! «امروزه در پایان قرن بیستم تنها گفتار اربابی باقی مانده گفتار اقتصاد بازار است که در آن همه چیز کالاست[۱۰]» و در هنگامه ای که «حتی دانش، حتی درمان[۱۱]» هم کالاست، چرا «خبر» و «حقایق علمی» کالا نباشد؟! گویی این رسانه ها خبرگزاری را همسو با «اقتصاد بازار[۱۲]» می خواهند و خبر را کالایی می دانند که باید «مشخصات یک کالای ایده آل را[۱۳]» داشته باشد و «یک کالای ایده ال سه مشخصه دارد: با هزینه کم تولید می شود، سریع به دست مصرف کننده می رسد، سودآوری بالایی برای تولید کننده دارد[۱۴]»!

با این نگاه به رسانه، چرا باید برای «درج یک مصاحبه در پاریس و در حاشیه یک کنفرانس بین المللی که در شماره ۷۰ ماهنامه فرهنگی مجله تهران به چاپ رسیده است[۱۵]» به مستندات ارائه شده از جانب انجمن فرویدی توجه و از «چندین منبع اطلاعاتی مرجع[۱۶]» استفاده کرد و خود را به دردسر انداخت؟ چرا باید به آنچه از سوی عصمت ترک قشقایی «به عنوان واقعیت[۱۷]» مطرح می شود شک کرد تا نشریه متحمل هزینه «بررسی دقیق[۱۸]» شود؟ چه اهمیتی دارد ایران چگونه معرفی می شود؟ اگر «گزارش منصفانه و دور از جبهه گیری[۱۹]» از روانکاوی در ایران هم نباشد صفحات ماهنامه پُر و فروخته می شود پس چرا باید اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری را رعایت نمود؟ «دستیابی به اطلاعات تحقیقی[۲۰]»، «حق مردم[۲۱]» است؟ باشد! محاسبه کرده اید خبرنگاری که خود را «وقف واقعیت عینی[۲۲]» می کند چقدر دستمزد مطالبه می کند؟ رعایت «مسئولیت[۲۳]» و «شرافت حرفه ای[۲۴]» روزنامه نگاری چقدر پرهزینه است؟!!!!

نام روزنامه «اعتماد» است؟ کلمه «فرهنگ» پیشوند نام مجله است؟ باشد!! اگر «قطاری که سیاست می برد، خالی می رود [۲۵]» چرا دکان «اعتماد» و «فرهنگ» که «خبر» می فروشد خالی نباشد؟!! آری، دنیا از کمبود «مراجع ذیصلاح» رنج می برد! و بیچاره ایرانی که از دکان بی نظارت «فرهنگ» مجله تهران «به فرانسوی زبان ها معرفی و فروخته می شود[۲۶]» ایرانی که فرسنگ ها سال نوری با ایران مفتخر به یلدای هفت هزار ساله[۲۷] فاصله دارد!

اگر «روانکاوی وحشی» را به معنای «وانکاوی بی حساب و کتاب، روانکاوی هردمبیل، روانکاوی خودرو، روانکاوی عامیانه و روانکاوی کوچه بازار و امثال اینها[۲۸]» بدانیم، با همین قیاس، نمی توان رسانه های بی حساب و کتاب، رسانه های هردمبیل، رسانه های خودرو، رسانه های عامیانه و رسانه های کوچه بازاری را «رسانه های وحشی» به حساب آورد؟ آیا با همان تعریف از روانکاوی وحشی نمی توان روزنامه اعتماد، خبرگزاری ایسنا، ماهنامه «فرهنگی» مجله تهران و رسانه هایی از این دست را «رسانه های وحشی» نامید؟ آری رسانه های وحشی درخور روانکاوان وحشی!!

                                                                                                                    مهین نصیر

عضو انجمن فرویدی

 

 

 

[۱]– منظور از «وحشی» در این‌جا (همانطور که خانم دکتر کدیور در توضیحاتشان آن را روشن کرده‌اند) خودرو و بی حساب و کتاب است؛ همان گونه که در مورد برخی از گل‌ها نیز عبارت «گل وحشی» به کار می‌رود، که طبعاً به شرایط رشد و رویش آن‌ها اشاره می‌کند؛ بخش پاسخ به پرسشهای شما، سایت انجمن فرویدی.

 

[۲]http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/News/?Id=1545

 

[۳] – تمامی خط کشی ها از نگارنده است.

[۴]http://press.farhang.gov.ir/fa/rules/laws2

[۵]http://www.magiran.com/article.asp?AID=3481

[۶]https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C#.D8.A7.D8.B3.D8.AA.D8.A7.D9.86.D8.AF.D8.A7.D8.B1.D8.AF.D9.87.D8.A7.DB.8C_.D8.AD.D8.B1.D9.81.D9.87.E2.80.8C.D8.A7.DB.8C_.D9.88_.D8.A7.D8.AE.D9.84.D8.A7.D9.82.DB.8C

[۷] – همان.

[۸] – همان.

[۹] – همان.

[۱۰] – همان.

[۱۱] – همان.

[۱۲]– مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱.

[۱۳] – همان.

[۱۴۱۴] – همان.

[۱۵] – بخشی از ایمیل آقای بابک ارشادی در پاسخ به نائب رئیس محترم انجمن فرویدی.

[۱۶]https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C#.D8.A7.D8.B3.D8.AA.D8.A7.D9.86.D8.AF.D8.A7.D8.B1.D8.AF.D9.87.D8.A7.DB.8C_.D8.AD.D8.B1.D9.81.D9.87.E2.80.8C.D8.A7.DB.8C_.D9.88_.D8.A7.D8.AE.D9.84.D8.A7.D9.82.DB.8C

[۱۷] – همان.

[۱۸] – همان.

[۱۹] – همان.

[۲۰]http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/News/?Id=1545

[۲۱] – همان.

[۲۲] – همان.

[۲۳] – همان.

[۲۴] – همان.

[۲۵] – اشاره به شعری از سهراب سپهری.

[۲۶] – بخش دیگری از ایمیل آقای بابک ارشادی در پاسخ به نائب رئیس محترم انجمن فرویدی.

[۲۷]https://freudianassociation.org/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF/

 

[۲۸] – توضیحات دکتر میترا کدیور بر مقاله روانکاوی وحشی، فروید، سایت انجمن فرویدی.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7964

  تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۲۲:۲۵