سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

روانکاوی بدون فروید

نویسنده: مهین حاجی سیدنصیر

 

گزارش روز دوم ۹۳/۷/۲۰

 

جلسه اول:

 

اولین جلسه دومین روز، نانسی مک ویلیامز و بابک روشنایی مقدم بعنوان اعضای هیئت رئیسه مستقر شدند.

 

اولین سخنران دکتر مایکل گرت بود با عنوان سخنرانی “روان درمانی تحلیلی سایکوز”. در ابتدا او گفت: “درک عمیق سایکوز و کار با افراد سایکوتیک نیازمند فهم سه مورد عوامل اجتماعی، بیولوژیک و روانی می شود. برای درمان سایکوز بهتر است روش های سایکودینامیک و سایکوتراپی را با هم ادغام کنیم. دراز کشیدن روی تخت برای بیمار سایکوتیک به نظر من مفید نیست”!

 

معلوم نیست ادغام روش های سایکوتراپی و سایکودینامیک چه ارتباطی به روانکاوی دارد؟ البته با تعریف جدید IPA از سایکوآنالیز دیگر هر تعریفی را می توان به جای روانکاوی گذاشت! این جماعت موذیانه نادانی و ناتوانی خود را ناکارآمدی روانکاوی جلوه می دهند و از “پیشرفت های نوین علمی” در روانکاوی سخن می گویند ولی هیچگاه توضیح نمی دهند چرا این روش ناکارآمد را رها نمی کنند؟!

 

دومین سخنران گلن موبرای، که عنوان سخنرانی او “تجربه من از تحلیل بیماری با مشخصه های سایکوتیک، با به کارگیری روابط ابژه و مشاهده نوزاد” بود. در مورد بیماری که بعنوان آنالیز پنج بار در هفته او را می دید و از انتقال متقابل با او گفت: “ما دنیای درونی خود را با هم شریک شده بودیم”! و متعجب بود از اینکه :”داروهای روانپزشکی تا چه حد می تواند این رابطه را تسهیل کند”!

 

سخنران بعدی هورست کشله با “روانکاوی، فرهنگ های درمانی و بنیادهای علمی” از روانکاوی بدون فروید گفت و پرسش او، اینکه: “آیا فروید یک فرویدین بود؟” و پاسخ خود او “نه”، به این پرسش، خنده حضار را به دنبال داشت!

 

در وقت پرسش و پاسخ میکروفون به اجبار به یکی از اعضای انجمن (خانم ماریه مرادی) داده شد و این به اشاره مک ویلیامز که متوجه بلند شدن دست های اعضا به منظور پرسش شده بود ممکن شد وگرنه جلالی ندوشن و روشنایی مقدم بوضوح تلاش می کردند امکان پرسش به اعضای جلسه نرسد! در پاسخ به پرسش که بیشتر اعتراضی بود به سوال آیا فروید یک فرویدین بود؟ روشنایی مقدم ناراحت شد و گفت که شعار ندهید و پرسش علمی بپرسید! بعد از ترجمه بخشی از جملات عضو انجمن، موبرای اینجا همان جمله I am a human being را گفت که با تشویق حضار مواجه شد! یکی دیگر از حضار سوالی پرسید که موبرای پاسخ گفت و سپس نانسی مک ویلیامز در واقع خطاب به اعضای انجمن مطالبی گفت که شاید بهتر است بگوییم مصداق واقعی آن جملات خود آن کنگره بود با ستیز و لجاجتش در برابر حقیقت! یکی دیگر از اعضا (نصیر) خطاب به ویلیامز و با اشاره به گفته های روشنایی مقدم که شما خود را به این نام (انجمن فرویدی) می خوانید با اعتراض گفت که انجمن به این نام مجوز از وزارت کشور دارد که چون قبل، این بار هم با اعتراض حضار مواجه شد!

 

جالب اینکه بنظر می رسید مخاطب اصلی پاسخها و حتی بخش بسیار زیادی از پرسشهای حضار، انجمن فرویدی است و واکنشی به حضور اعضای انجمن در کنگره!

 

جلسه دوم:

 

در جلسه دوم روز دوم اعضای هیئت رئیسه مایکل گرت و سیامک موحدی بودند. سخنرانان و عناوین سخنرانی به ترتیب مک ویلیامز مقاله “فردیت و فرهنگ: کاربردهای درمانی ده زاویه دید تحلیلی”، برگمن “فرهنگ به مثابه نیرویی در روانکاوی و روانکاوی به مثابه نیرویی در فرهنگ” و آرش جوانبخت از “تثبیت حافظه، تثبیت دوباره و روند رواندرمانی چگونه پیشرفت های علم عصب شناسی می توانند بر رواندرمانی تاثیر بگذارند؟” بودند.

 

قطعا امکان نقد جدی همه سخنرانی ها وجود دارد ولی آنچه به نظر اینجانب، از نکات مهم می توان مطرح نمود اینکه دو سخنران اول که اصلاً حتی مطالبی نزدیک به روانکاوی هم نگفتند. وقتی سخنران دوم حتی اصل تداعی آزاد را به سخره می گیرد باید حدیث مفصل خواند از این مجمل! و دیگر چه انتظاری از دکتر جوانبخت می توان داشت که در سالن به اعضای انجمن رسما می گوید روانکاوی علم نیست! در سخنان او کلمه ای از “روان” گفته نشد! ایشان در همان صحبت کوتاه اعضا را ترغیب می کردند که از پرسش صرفنظر کنند زیرا “همه با آنان مخالفند”! نمی دانم ایشان تاکنون در کجای تاریخ جهان به یاد دارند که اکثریت جامعه از حق و حقیقت جانبداری کند و اگر به راستی موافقت و مخالفت دیگران در کشف حقیقت کوچکترین تاثیری داشت آیا اصلا روانکاوی ابداع می شد؟ آیا “حقایق علمی” را آرای اکثریت مشخص می کند، آنهم اکثریت غیرمتخصص؟!

 

علیرغم تلاش ما و با اینکه اولین نفراتی بودیم که دست های خود را بلند کردیم به ما میکروفن ندادند. روشنایی مقدم بوضوح با گرفتن میکروفن و پرسیدن سوالات کشدار وقت کشی می کرد. ندوشن به دنبال افرادی می گشت که دست بلند کرده اند تا خارج از نوبت میکروفن را به آنها بدهد و پایان جلسه را هم اعلام کردند که سیامک موحدی با اشاره به سمتی که اعضا نشسته بودند گفت: یک نفر هم از آن وسط صحبت کند. ندوشن با نگرانی به ما نگاه کرد. منتظر بودیم! میکروفن پیدا نمی شد! آقای خطیبی با صدای بلند خطاب به موحدی گفت، بخاطر شما می خواهند به ما میکروفن بدهند ولی می گویند نیست! ندوشن با اجبار و اکراه میکروفن را به یکی دیگر از اعضا (دکتر اردشیرزاده) داد. او بعد از اشاره به جمله ای از یکی از مقالات فروید پرسید: ” اگر ناخودآگاه را بیابید و آن را با جراحی بیرون بیاورید راحت می شوید؟”، جوانبخت با خونسردی گفت اولا من جراح نیستم، دوما اینکه می بینم جوانید! مراقب باشید به پیروی از یک دن کشوت به جنگ با آسیاب های بادی نرفته باشید! تشویق و کف زدن های شدید حضار و ختم جلسه!

 

وقتی برای صرف ناهار به سلف دانشگاه رفتیم یکی از اعضا (خانم مرادی)، قرار بود برای یک نفر دیگر از اعضا هم ناهار بگیرد و زمانی که هر دو فیش غذا را به آقایی که مسئول بود می داد به شوخی گفت: “من قرار است ناهار یکی از دوستان را بگیرم اینکه اغتشاش نیست؟”. آن آقا با لبخند پاسخ داد: “نه اشکالی ندارد ولی معروف شدید ها”!

 

جلسه سوم:

 

آخرین جلسه روز دوم بدون اعلام قبلی بجای کشله و رفعتیان که در کنگره شرکت نکرد ساگارت و صنعتی بعنوان اعضای هیئت رئیسه نشستند.

 

“فکر بدون متفکر، نمونه ای از تظاهر بالینی گیر افتادن در دام ابژه های عجیب و غریب” سخنرانی بود که نهاله مشتاق ارائه داد. موردی که ظاهراً درمانگر گیر افتاده بود تا بیمار! موضوع یک دانشجوی ریاضیات که معتقد بود ابژه های دیجیتالی او را کنترل می کنند و ارجاع بیماری او توسط مشتاق به فیلم هایی در زمینه ارتباط با کامپیوتر و اینترنت!

 

نهاله مشتاق به وضوح از بکاربردن کلمه روانکاوی حذر می کرد! بیمار با تشخیص سایکوز درمان می شد! پس از اشاره به دو خواب بیمار و تفسیرهای عجیبی که نهال مشتاق درانتهای صحبت های خود کرد در انتها گفت که این بیمار در حال حاضر در کانادا زندگی می کند و تلفنی درمان می شود!

 

شاید این جمله مشتاق به وضوح نشان دهنده “گیر افتادن” او باشد که: “من چکار میتونم بکنم جز اینکه گوش بدم، تحمل کنم، مکرر فکر کنم و صبر کنم به امید روزی که اون خودش فکر کنه و دوباره فکر کنه و دوباره فکر کنه که داره چه چیز رو تجربه می کنه”!!!!

 

از اینجا تفسیرهای عجیب و غریب ساگارت، صنعتی، مشتاق شروع شد! اینکه بیمار “هنوز در مرحله رحمی است و از نظر روانی به دنیا نیامده است”!! “در واقع حالی که به ایشون میده وقتی داشتم به این مریض گوش می کردم این حس توی من بوجود می آمد”!! از جملات قصار ساگارت بود و منظور ساگارت از “ایشونی” که حالشون تعیین کننده وضعیت بیمار است یعنی مشتاق! حال مشتاق و حس ساگارت!!!! و افاضات عجیب و غریب تر صنعتی: “جنینی که هنوز به دنیا نیومده و می ترسد از به دنیا آمدن”!!! و عجیب تر اینکه شنیدن این لاطائلات چقدر برای شنوندگانشان راضی کننده بود!!!!

 

به ما رسماً میکروفن نمی دادند!! آقایی که میکروفن به او داده شد خود را عضو سابق انستیتو روانکاوی معرفی کرد و پرسید: “مطرح شد که بعد از رفتن مراجعشون به کانادا تلفنی ادامه میدن که بنظر من تلفن ابژه عجیب و غریب…؟”، ساگارت پرسش را ترجمه کرد و پاسخی داده نشد! با اصرار اعضای انجمن که پاسخ بدهید، سیامک موحدی در جواب گفت: “از چه نظر تلفن عجیب غریبه؟ پرسش کننده توضیح داد: “ازاین نظر که روانکاوی یا درمان تحلیلی حضور را می طلبد”. موحدی: “… حالا شما از تلفن بذار برو روی تکست یا بذار برو روی اینترنت. خیلی آنالیست ها تکست رو قبول ندارن چونکه بدن نداره body نداره drive نداره تمام اون چیزایی که آسیب باشه و اینا نیست ولی تلفن body داره و صدا… اینا سوالای خوبی هستن ولی جواب… “!!!!

 

عیسی وند برای بار دوم دستش را بالا برد و به او فرصت صحبت دوباره داده شد! و با لاطائلاتی چون قبل مطالبی گفت و به این ترتیب آن روز هم به پایان رسید، در حالی که با اعتراض به اینکه چرا عیسی وند فرصت دوباره یافت متوجه شدیم ندوشن همه اعضا را “یک تن” فرض می کند و پرسش “یک عضو ” یعنی نوبت “انجمن فرویدی” تمام شده است!

 

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=5688

  تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت: ۲۲:۰۰