دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

روانکاوی دم دستی و «توده» فهم

 

نویسنده: منصوره اردشیرزاده

 

جناب آقای دکتر حمید ی.

 

برای من هم به عنوان یک روانپزشک عضو انجمن فرویدی غیرقابل باور بود که کسی با این پست و مقام کلیدی آنهم در قدیمی ترین مراکز دانشگاهی ایران و به اذعان خودشان با قدمتی بیش از ۶۰ سال، حتی یک کار تحقیقی علمی شایسته، یک مقاله در حد و اندازه بین المللی و یک رزومه درست حسابی نداشته باشد! و به طرز آشکار و بی پرده ای مدرک خود را به دانشگاه هایی مرتبط کند که وجود خارجی ندارند. از شما خواهش می کنم به رزومه های سایر همکاران جوان او در دانشگاه تهران نظری بیندازید.

 

هیاهو؟؟ اینهمه دم از روانکاوی زدن در حالی که مدرک روانپزشکی هم ندارد هیاهو نیست؟ هیاهوی یغماگران از سال ها پیش شروع شده است منتها ابزار سانسور ما خوب عمل کرده و همه اینها را ندیدیم: هیچگاه فکر نکردیم که کسی بتواند در جایی چنین معتبر دروغی با آن وسعت آنهم برای سال ها بگوید و آنقدر این دروغ شاخ و برگ بزند که وی مدعی روانکاوی هم بشود و با دستان بخش درمان همه زحمات دیگران را به نام خود زند. گمان می کنم دقیقا در چنین مکانی می شود دروغ گفت: با تکیه بر اعتبار این دانشگاه!! پس او همزمان چندین نیت را عملی کرده است: خود را روانپزشک و رواندرمانگر معرفی کرده، کم کم فضا را باز دیده روانکاو هم شده!! و چنین کسی جلوی نفوذ دانش فرویدی به محیط های دانشگاهی را هم می گیرد.

 

بگذارید حقیقتی را به شما بگویم: احساس سرخوردگی عمیقی دارم، فکر می کنم در زندگی چقدر می شود که سر آدم کلاه برود! مدام ذهن ام مشغول است که اگر این آدم در جایی غیر از دانشگاه تهران بود، این دروغ بزرگ را به سادگی باور می کردیم؟ اصلا قضیه هم همین جاست که برای شما به عنوان یک روانپزشک بخشی غیرقابل باور باقی می گذارد. اما کافی است به تمام مدارک ما خوب توجه کنید و خود را تسلیم احساسات نکنید.

 

اینهمه سال هیاهو و ولوله بوده و ما خاموش، آیا کافی نیست؟؟ مساله برای ما این است که وی مدعی است که متولی روانکاوی در ایران است! در حالی که هویتی نامعلوم و پرسش برانگیز دارد. کار انجمن ما با ریاست یک روانکاو فرویدی – لکانی (دکتر میترا کدیور) «به تعلیق درآوردن همه این باورها و همه دانش هاست».[۱]

 

به یاد کلام دکتر کدیور می افتم: «…چیزی را به وجود آورد که برایش هیچ تقاضایی نبود چه برسد که اشتیاقی باشد…»[۲] به عبارتی ما به دنبال روانکاوی نبودیم و هر چه به ما عرضه کردند همان را می پذیرفتیم. کار آنها هم همین است که جلوی ورود و انتشار آن چیز اصیل را بگیرند. آیا شما هم می خواهید همچنان از مواجهه با آن چیز اصیل حذر کنید؟ وقتی فاصله سقف آرزوهای آدمی با آدم های کوچک کم باشد، آنچنان می شود که مثلا در موسیقی به راحتی از آقای… صد تا تکثیر می شود اما تا بخواهی شجریان شوی سالیان سال باید کار کنی، اما همچنان پیشتاز می مانی.

 

بله آقای دکتر اگر شما ایشان را به عنوان اندیشمندی بزرگ می شناسید، چون روانکاوی را خیلی دم دستی کرده است: روانکاوی برای آنها آن چیزی است که به راحتی می توان برای پر کردن هر سوراخ سمبه ای در نقد یا ادبیات استفاده کرد، می شود آن را تقلیل داد تا « در دسترس هر دست چلاقی »[۳] باشد.

 

دکتر صنعتی می تواند هرچقدر دلش خواست در زمینه ادبیات بنویسد و حرف بزند اما نکته اینجاست که او از چه جایگاهی دارد سخن می راند؟ مساله ساده است؛ اگر او خود را یک متولی روانکاوی در ایران می داند و در یک دانشگاه معتبر سمت دانشیاری دارد، پس چگونه است که رزومه اش اینقدر فقیر و لاغر است؟ اصلا با تکیه بر چه پشتوانه ای به سطح دانشیاری رسیده است؟

 

اجازه دهید به سخنان خودش در باب «دروغ» رجوع کنیم:

«هرچه دروغ بزرگتر باشد تاثیرگذار تر است. گوبلز، مشاور تبلیغاتی هیتلر  هم قبلا همین را گفته بود بنابراین تردیدی نیست که بخش عمده ای از مردم دروغ هایی را که خیلی جدی و محکم گفته می شود باور می کنند و مطمئن باشید  به صرف اینکه دیگری بگوید که این دروغ است  آنچه فردی با تحکم و یقین مطرح کرده دیگر عوض نمی شود و البته  بستگی دارد که طرف مقابل  تا چه میزان با قدرت و استدلال بتواند در مقابل جریان دروغ گویی تحلیل ارایه دهد.»[۴]

 

به همین دلیل ما تصمیم گرفته ایم تا با قدرت استدلال خود در مقابل این دروغ بزرگ تحلیل ارایه دهیم تا شما به عنوان خواننده متوجه شوید که : کار هر بز نیست خرمن کوفتن / گاو نر می خواهد و مرد کهن.

 

 

[۱] برگرفته از این جمله دکتر کدیور در کتاب شان: « اشتیاق روانکاو از طریق به تعلیق درآوردن همه باورها و همه دانش ها عمل می کند. از طریق یک محور جدید که علامت سئوالی است در مکان یک مدلول…» [روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، ۱۳۸۱، انتشارات اطلاعات] فصل روانکاوی در مکتب لکان، یک مقدمه. ص ۳۱.

[۲] تاریخچه انجمن فرویدی – فصل اول، سایت انجمن فرویدی

[۳] بخشی از پی نوشت دکتر کدیور به تاریخ ۸۷/۱۱/۴ بر صورتجلسه نهم انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۱۰/۷

[۴] دانش کاربردی: «مردم ما با دروغ زندگی می کنند و دروغ را دوست دارند»


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48798

  تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۰۶:۴۴