سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

روانکاوی رواندرمانی نیست، واقعاً نیست!

نویسنده: مهین حاجی سیدنصیر

 

خبرگزاری ایسنا در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ (کد خبر ۹۳۰۶۱۷۰۹۹۱۰) خبری با عنوان «مجوزی برای مراکز علمی کاربردی نداشته‌ایم» به نقل از معاونت محترم آموزشی وزارت بهداشت منتشر کرده است، در بخشی از خبر آمده است: «دوره روانکاوی بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است و درمان کار کسی است که باید آموزش لازم را در حوزه سلامت وزارت بهداشت دیده باشد، روان درمانی کار پزشک است و هیچ کس دیگری خارج از وزارت بهداشت حق ورود به بخش درمان را ندارد».

 

تا جایی که اطلاع دارم و نیز اظهارات روانپزشک فوق تخصص محترمی که در محل کار اینجانب مشغول به کار است نیز گواهی بر آن است، در دوره تخصصی روانپزشکی تنها به مدت ۶ ماه انواع روان درمانی‌ها به دانشجویان این دوره آموزش داده می‌شود و دوره فوق تخصصی (حداقل فوق تخصص سایکوسوماتیک)، فاقد هرگونه آموزشی در زمینه رواندرمانی است.

 

اساساً این که آیا روان درمانی صرفاً «کار پزشک» است یا روانشناسان هم می‌توانند مبادرت به انجام روان درمانی کنند موضوعی است که از مدت‌ها پیش مورد مناقشه سازمان نظام روانشناسی و وزارت بهداشت بوده است؛ چنانچه خبری مورخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ (کد خبر ۹۳۰۲۲۷۱۶۷۵۲) توسط خبرگزاری ایسنا، با عنوان «ورود بدون اجازه وزارت بهداشت به حوزه روان درمانی» منتشر شده است که در آن ریاست محترم سازمان نظام روانشناسی جناب آقای دکتر اللهیاری به این موضوع این گونه پرداخته‌اند: «با توجه به اساسنامه نظام روانشناسی سازماندهی، نظارت و صدور مجوز فعالیت برای تمامی گرایش‌های روانشناسی از جمله روانکاوی، روان سنجی، روان درمانی و انواع و اقسام مشاوره و…. به عهده این سازمان است».

 

به سهم خود، تلاش صادقانه معاون محترم وزارت بهداشت و نیز ریاست محترم سازمان نظام روانشناسی، برای قانونمند کردن حوزه درمان را ارج می‌نهم ولی این جملات و جملات مبهم مشابه آن ـ «دوره روانکاوی بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است و …، روان درمانی کار پزشک است» ـ نه تنها به تعیین حدود و مشخص شدن حوزه عملکرد و در نتیجه به تدوین قوانینی که مشکلات موجود را حل یا حداقل کاهش دهد کمکی نمی‌کند، بلکه احتمالاً بر خلاف مقصود هر دو گوینده محترم، به ابهامات موجود در این حوزه نیز می‌افزاید.

 

۱- در هر دو خبر، روان درمانی با روانکاوی یکسان فرض شده و حتی روانکاوی به عنوان یکی از گرایش‌های روانشناسی مطرح شده است! آیا واقعاً این دو واژه معادل یکدیگرند و به عملکردی واحد اشاره دارند؟ آیا واژه «درمان» در «روان درمانی» با «کاویدن» در «روانکاوی» یکی است؟

بخشی از اهداف انجمن فرویدی در اساسنامه این گونه مطرح می‌شود: «به رسمیت شناختن روانکاوی به عنوان موضوعی مستقل از علوم روانشناسی، روانپزشکی و مشاوره و رواندرمانی و ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی». (۱)

 

۲- این که معاون محترم وزارت بهداشت می‌فرمایند: «درمان کار کسی است (که) باید آموزش لازم را در حوزه سلامت وزارت بهداشت دیده باشد»، سخنی کاملاً بجا و پسندیده است و شاید گفتن این جمله ضرورتی نداشته باشد که قطعاً باید «آموزش لازم» مورد نظر معاون محترم وزارت بهداشت، توسط اساتیدی داده شود که خود «آموزش لازم»را دیده‌اند، مثلاً قطعاً ایشان، پروفسور استیون هاوکینگ را برای تدریس روان درمانی به دانشجویان دوره تخصصی روانپزشکی دارای صلاحیت نمی‌دانند! حال این پرسش به ذهن می‌رسد که واحدهای درسی روانکاوی! به عنوان «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی»!! تاکنون توسط کدام استاد یا اساتید روانکاوی، برای دانشجویان روانپزشکی ارائه شده است؟

۳- جا دارد همین پرسش را از ریاست محترم سازمان نظام روانشناسی هم داشته باشیم که «سازماندهی، نظارت و صدور مجوز فعالیت برای تمامی گرایش‌های روانشناسی از جمله روانکاوی…» تا به حال توسط چه کسانی انجام گرفته است؟

 

تا جایی که می‌دانم تنها روانکاو ساکن در ایران سرکار خانم دکتر کدیور هستند که ریاست انجمن فرویدی را نیز به عهده دارند و باز تا جایی که می‌دانم، ایشان تاکنون هیچگاه تدریس روانکاوی در دانشگاه نداشته‌اند!

 

۴- آیا تنها ۶ ماه آموزش روان درمانی در دوره تخصص روانپزشکی، «دوره روانکاوی را بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی»! می‌سازد و برای درمان رنج‌های روانی همین ۶ ماه، «آموزش لازم» کافی هم محسوب می‌شود؟ در حالی که می‌دانیم کسب تخصص برای درمان رنج‌های جسمانی آن هم فقط برای درمان یک عضو یا یک دستگاه جسمی (مثلاً تخصص چشم پزشکی یا تخصص دستگاه گوارش) سال‌ها آموزش سخت لازم دارد. آیا این بی حرمتی به انسان نیست؟ آیا این نادیده گرفتن «همه» انسان نیست که: «ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی را استخوان و ریشه‌ای»! (۲) و این کم ارزش انگاشتن درد و رنج روانی انسان، یعنی سمپتوم نیست؟

 

همان سمپتومی که «به سه شکل مختلف ظاهر می‌شود:

۱- به صورت چیزی که درست کار نمی‌کند، یک جای کار می‌لنگد، به صورت یک شکست.

۲- به صورت چیزی در وجود بیمار که از آن سر در نمی‌آورد، آن را نمی‌فهمد.

۳- به صورت یک درد و رنج جسمی.» (۳)

 

روانکاوی این رنج را جدی می‌گیرد و آن را «به رسمیت می‌شناسد» (۴) و این یعنی متأسفانه با پذیرش دانشجو در دانشگاه و ارائه «آموزش لازم» مد نظر معاون محترم وزارت بهداشت و یا سازماندهی و نظارت ریاست محترم سازمان نظام روانشناسی نمی‌توان روانکاو تربیت کرد زیرا «فقط و فقط یک سمپتوم سوبژکتیو است که منجر به یک درخواست واقعی می شود» (۵) و بنابراین «درخواست فقط موقعی پدید می‌آید که یا ژوئی‌سانس غیرقابل تحمل شده باشد و یا زندگی، یعنی نوعی گسیختگی ایجاد شده باشد». (۶)

آیا می‌توان بین این واژه‌ها با واژه‌هایی مانند دانشگاه، فارغ التحصیلی، آموزش لازم، مدارک مورد نیاز، حوزه سلامت وزارت بهداشت، سازماندهی، پروانه اشتغال و…، کوچکترین ارتباط و نزدیکی یافت؟

 

این فقط بخش کوچکی از فاصله عمیق روانکاوی با رواندرمانی است! و این یعنی که روانکاوی رواندرمانی نیست؛ (۷) واقعاً رواندرمانی نیست!

 

منابع:

(۱): اساسنامه انجمن فرویدی، ماده ۹، اهداف انجمن.

(۲): یکی از اشعار مولانا

(۳): مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱.

(۴): متأسفانه نتوانستم منبع را پیدا کنم!

(۵): مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور ، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱.

(۶): مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور ، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱.

(۷): سر مقاله، روانکاوی رواندرمانی نیست، فیلیپ استاس، ترجمه مرجان پشت مشهدی ـ فرزام پروا، سایت انجمن فرویدی، ۲۱ تیرماه ۱۳۹۳.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=2939

  تاریخ انتشار: ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۱:۱۴