چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

زبل خان همه جا…

نویسنده: منصوره اردشیرزاده

 

۱۲سال پیش درحالی که نخستین سال دوره تخصصی روانپزشکی را می گذراندم، با کلاس های عرصه فرویدی-مکتب لکان و دکتر کدیور آشنا شدم. هیجان زده از این کشف، موضوع را به دوست و همکلاسی ام گفتم. او از من پرسید مطمئنی دکتر کدیور روانکاو است؟ مدرکش را دیده ای؟ پاسخ دادم اگر خودت هم خانم دکتر را ببینی شک نمی کنی که او روانکاو است و حتی به او پیشنهاد دادم حداقل یک بار به کلاس بیاید. او هیچگاه نیامد اما با اشتیاق به کلاس های دکتر صنعتی می رفت! کسی که در صحت مدرک دکتر کدیور شک داشت، در مورد صحت مدرک دکتر صنعتی هیچ سئوالی نداشت! آن زمان می شنیدم که دکتر صنعتی روانکاو است و اینکه شاگردان او در مطب اش کار می کنند و بیمارانی را دیدم که به مطب دکتر صنعتی رفته بودند و برایشان دارو تجویز شده بود! متعجب از این مساله که اگر مطب یک روانکاو است پس چگونه در آنجا دارو تجویز می شود؟ به خودم می گفتم خوب اینجا ایران است و هرکس زورش برسد هرکاری می کند.

 

می دانید که ایشان دستی هم بر ادبیات دارند، راجع به سینما نظر می دهند، شخصیت های برجسته را فرموله می کنند، در فرهنگستان هنر موقعیتی دارند، انواع و اقسام اظهار نظرها را راجع به روانکاوی و فروید هم به زبان می آورند. هرجا سرم را می چرخاندم نام دکتر صنعتی می درخشید: یاد یک کارتون دوران کودکی- نوجوانی ام افتادم: زبل خان اونجا، زبل خان اینجا، زبل خان همه جا…

 

به رزومه اش مراجعه کردم: همه جا نوشته شده بود روانپزشک، رواندرمانگر. با خودم گفتم پس لقب روانکاو یک مدرک افتخاری است که از طرف شاگردان ایشان در بیمارستان روزبه، اصحاب رسانه و بعضی شخصیت های دیگر به او اعطا شده است. همان دسته شاگردانی که از حول حلیم توی دیگ افتاده اند: دکتر سامان توکلی که صحت و اعتبار مدرکش از استادش بالاتر است و در وبلاگش لینک «مکتب روزبه» قرار می دهد که البته این لینک غیرفعال است و در مورد چگونگی ورود فروید به ایران حقایق را تحریف می کند و حق بسیاری را هم پایمال می کند، او را چه کار به اعتبار و صحت مدرک استادش! مفهوم اعتبار در ادبیات امثال دکتر توکلی چیزی است از جنس غنیمت و یغما.

 

اما رسانه ها چه؟ انگار یک توافق پنهان و غیررسمی بین نزدیکان و پیروان دکتر صنعتی و بعضی از اصحاب رسانه بوجود آمده تا مانع شناسایی روانکاوی واقعی شوند و از طرفی ماحصل زحمت دیگران را به نام خودشان غصب کنند.

 

به یاد یکی از سخنان دکتر کدیور افتادم که اگر درست بیان کنم: «وضعیت علوم انسانی در ایران اسفبار است». اگر این شرایط اسفبار را تحمیلی از بیرون تصور کنیم، تهاجمی از درون هم هست تا باور کنیم یک دروغ بزرگ را، آنقدر بزرگ که دیگر جز با رهنمود یک «روانکاو درست تعلیم دیده» برای ما ردیابی آن و رسیدن به سرچشمه اش غیرممکن می بود.

 

من تا به آنجا رسیده بودم که متوجه شوم این آدم در هیچ موقعیتی که بار قانونی برایش داشته باشد از لقب روانکاو استفاده نمی کند اما با کمال میل از مورد خطاب واقع شدن به عنوان یک روانکاو استقبال می کند. حالا با تلاش خوانندگان مشتاق سایت انجمن فرویدی می بینیم که روانکاوی که سهل است، رواندرمانی و روانپزشکی او هم با این آدرس های غیرواقعی مورد تردید است. از سال ۱۳۶۲ که وارد ایران شده، تا به امروز هیچ کس هیچ سئوالی که نپرسیده که هیچ، حتی به اینجا رسیده است که مدعی تعلیم روانکاو است!

 

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3884

  تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۱۷