چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

زمین شوره سنبل بر نیارد!

جمعه ۰۲ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
در پنج شنبه فرویدی هجدهم که مقاله «رمان های خانوادگی» فروید خوانده شد، در قسمت پرسش و پاسخ، یکی از شرکت کنندگان سؤال زیر را از دکتر کدیور پرسید:
«با سلام و خسته نباشید، در صورت امکان، راجع به متفاوت بودن داستان ایرانی پدر، پسر را می کشد برعکس قصه ادیپ که پسر، پدر را می کشد، توضیح دهید. آیا جابجایی خشم فرزند به پدری است که حال پدر است و به فرزند خودش تغییر جهت داده است؟»
پاسخ دکتر کدیور: «خب اگر این داستانها را خوب بررسی بکنیم، اولاً ادیپ هم در ابتدا این پدره بوده که می خواسته پسره رو بکشد و داستان به این صورت است که پسر را می سپرد به دست کسی که ببرد بکشدش تو بیابونها و جسدش را بندازد و اون شخص این کار رو نمی کنه و میسپردش به حالا به یک چوپانی و اون بزرگش می کنه. بنابراین اینکه پدرها بخواهند پسرهاشون را بکشند هم جزئی از همان ادیپ هست که حالا فقط قسسمت پدرکشی اش عمده شده، ولی قسمت پسرکشی اش به گونه ای حذف شده و نادیده گرفته می شه و اینکه حالا این در اسطوره ایرانی، حالا این پسرکشی هست که بیشتر نمود پیدا کرده، این هستش که اصولاً از لحاظ وقایع تاریخی هم که حساب بکنیم در بیشتر مواقع این پدرها هستند ـ که اگر موردی پیش آمده پدرها هستند ـ که به پسرهاشون حالا تعرض کردند، کورش کردند، نمی دونم اخته اش کردند یا هر شکل دیگری. چون که در مقابل این میل به پدرکشی در ناخودآگاهِ آدم؛ اصلاً ادیپ یعنی همین، آنچنان به اصطلاح واپس زنی بزرگی وجود داره که افراد بشر در زندگی عادی شون ـ حالا بگیم اونهایی که نوروتیکند و سایکوتیک نیستند ـ به ندرت قادر به انجام چنین کاری هستند. ولیکن در مورد حالا پسرکشی ظاهراً اون واپس زنی که باید وجود داشته باشه، کمتر هست به خصوص اینکه در بسیاری از فرهنگها پدر حق خون اصلاً به گردن پسرش، گردن فرزندانش دارد و حالا فرزندکشی زیاد چیز عجیب غریبی نیست و می بینیم که از لحاظ تاریخی هم، دخترکشی، از دختر کشی که ۱۴۰۰ سال بیشتر فاصله نداریم و از بین بردن فرزند که در همین دوره زمونه هم حالا به صورت سقط جنین یا نمی دونم اینجور چیزها انجام میشه و زیاد هم آدمها می بینید که اذیت نمی شن. ولی اون عکسش، پدرکشی و مادرکشی ـ حالا هر کدوم را که در نظر بگیریم ـ آنچنان میل عظیمی در ناخودآگاه هست، در نتیجه آنچنان واپس زنی ای در مقابلش وجود داره که کمتر به ظهور می رسه.»
گهر همایونپور چنین چیزی را در کتاب خود مطرح می کند و آن را طوری وانمود می کند که خود به چنین کشفی رسیده که بین اسطوره ایرانی و یونانی شباهت زیادی وجود دارد و پسرکشی در هر دوی آنها وجود دارد و دوستان IPA از همه جا بی خبر، که خبر از حضور دکتر کدیور در ایران ندارند و نمی دانند که ایشان یک روانکاو فرویدی ـ لکانی مطرح بین المللی هستند کلی به به و چه چه برای گهر همایونپور می کنند.
نمونه این به به و چه چه ها را ببینید:

 

«Brief remarks on the work of Gohar Homayounpour

۱ – In his comparison between two founding myths, that of Oedipus in the West and that of Rustam and Sohrab in the Book of Kings in Iran, refers to a hypothesis for which children, in the Persian tradition, are killed for their desire to rebel against paternal authority: would, however, think that the two myths, despite being geographically so far from each other, refer to the same castration anxiety, and rightly detected by Gohar Homayounpour in his book, as in the myth of Oedipus , before the killing of his father, Laius ie, there is an attempt by those of infanticide against the son Oedipus.

۲ – The formation of Gohar Homayounpour occurred in the United States, but its more frequent references are to the French psychoanalysis: Kristeva, Lacan, Green are the authors most often cited.»

 

http://www.spiweb.it/index.php?option=com_content&view=article&id=4690:report-dell-incontro-con-gohar-homayounpour-5-aprile-2014-roma-cpdr&catid=789:convegni&Itemid=626

 

گهر همایونپور آن قدر به لکان و روانکاوان دیگر فرانسوی رفرنس می دهد که حتی IPA ها دچار تعجب شده اند، چرا که همانطور که گفته شد آنها خبر از حضور قدرتمند یک روانکاو لکانی که در فرانسه آموزش روانکاوی دیده است، در ایران ندارند.
من سؤالم از آقای صادق و امثال ایشان این است که آیا شما که در کلاس های همایونپور، پورعلی بابا، قورخانه چی شرکت می کنید و در آن مقالاتی از فروید خوانده می شود و مقالاتی در خصوص روانکاوی لکانی، چه زنانگی، پایان روانکاوی و … از خود پرسیده اید که همایونپور که ادعا دارد در آمریکا روانکاوی خوانده، چطور این همه به لکان رفرنس می دهد، چطور این همه اصطلاحات لکانی و مفاهیم لکانی را به کار می برد؟ از خود پرسیده اید که این آدم چطور اگوسایکولوژیست است، اما فرویدین تاچ و لکانین تاچ دارد؟ آیا اصول اولیه اخلاق علمی حکم نمی کند که جناب قورخانه چی بگویند این متریال غنی فرویدی ـ لکانی از کجا آمده؟ آیا این اخلاق است که تلاش های گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان که از سال ۸۰ هر هفته تا فکر می کنم همان سال تأسیس انجمن فرویدی کلاس داشته اند، نادیده گرفته شود و متریالی که با زحمت فراوان در این کلاسها تهیه شده، به اسم دیگری سند زده شود؟

 

 

جمعه ۰۲ آبان ۱۳۹۳

سپاس از دیدگاه خانم ز. ن.
انجمن فرویدی


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48679

  تاریخ انتشار: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۰۰:۲۲