شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، وزارت بهداشت، وزیر مستعفی بهداشت

«…زمین گندید،آیا بر فراز آسمان کس نیست؟…»

جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام وادب
موضوع مطلب خانم زهرا.م:«حالا مشخص شد چرا انجمن فرویدی باید پلمپ می شد.»(تاریخ انتشار۱۵آذر۱۳۹۵ و بازنشر۲۸بهمن۱۳۹۹۵):
۱)«…ناگفته نماند که جهالت مسبب فلاکت است.».
۲)«…و تنها خصیصه شان همان ایمان کورکورانه است.».[نقل از درسنامه های خانم دکتر کدیور].

واما بعد
درسّه!دخترعامو!!
خدا بیامرزه پدرِ«یارقلی مجنون»رو!چوپون خوبی بود!همی طو آدم شوخ طبع و بی باک وشجاعی…
خاک تو سر من که آی کیوم پائین بود! یعنی آدم خُلی بودم!حساب و کتاب و چرتکه و این حرفا… حالیم نبود!مجنون و دیوونه بودم!همش بی گدار به آب می زدم!…

راسّی چی می خواسم بگم؟!
ها!یادم اومد! می خواسّم نظر و درکم رو از دوتا مطلب بالا بگم:

۱):
فرق است بین کسی که خوابه(جاهل)با کسی که خودشه به خواب زده(عمله ی اهریمنان).
که جاهل رو خریّتش و عدم تحقیق وانصافش،«افساراستحمار»باشد که او را به سمت و سوی «تحّجری شدن» میکشاند.[یاد شعر«قصهء شهر سنگستان» اخوان ثالث افتادم:«…زمین گندید،آیا بر فراز آسمان کس نیست؟…»].
ابلهی، صیّاد آن سایه شود
می دود،چندانکه بی مایه شود
(مولوی)
و عمله ی اهریمن را حرصِ قارونی و حسادتِ بلعم باعورائیش،همچنان به قعر چاه ظلمت فرو می برد که می برد!…

«کیست کو را عَقبه ای در راه نیست»؟!(عطار).

عَقبه ای زین صعب تر در راه نیست
ای خنک آنکس حسد همراه نیست
(مولوی)
[یاد مطلبی از خانم دکتر کدیور درموردِ«رشک» افتادم؛…].
مرحوم حاج عبدالعظیم باستانی پاریزی در شرح این ابیات مولوی اشاره کرده به آیه۱۸۹سوره بقره:
«…وَاتوا البیوتَ مِن اَبوَاابِهَا…»
خانه ها را از دربهایشان آئید.
و حدیث نبوی:
انا مدینه العلم وعلیٌ بابها:ترجمه نظماً از فردوسی:
که من شهر علمم علی ام دَرَست
درست این سخن گفت پیغمبر(ص)است

۲):
تقلیدی که پایه اش بر اساسِ«تقلید» باشد نه بر اساس «تحقیق» ؛در آخر فرد را به سمت و سوی «آخُر»، «انتربازی» و «قیل و قال های طوطی وار»و «گُنده گوئی های روشنفکرنمایانه» می کشاند!

«از ره گوشم عدو بربست چشم»!(مولوی)

اوبظاهر،واعظِ احکام بود
لیک در باطن صفیر و دام بود
(مولوی)
خلاصه اینکه:
«کوری عصا کش کوری دیگر!»…

میگن تقلید از قلّاده گرفته شده یعنی «قلّاده ی عشق» که بعد از« تحقیق» و کسب«معرفت» به گردن راهرو افکنده می شود:
رشته ائی بر گردنم افکنده دوست
می کشد هر جا که خاطر خواه اوست

مولوی:
زین عصا تا آن عصا، فرقی است ژرف
زین عمل تا آن عمل ، راهی شگرف

پایان.
با سپاس
گرگلی
سیرجان۲۹بهمن۱۳۹۵


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=33627

  تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت: ۱۶:۲۴