سه شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور

سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور (۵)

 

سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

مردم:

جناب فاطر عزیز
این آقای دکتر کامران یثربی تا همین چند وقت پیش «روانکاو اعظم» بودند حالا تازه مرحمت فرموده اند فقط شده اند روانکاو!!! باز جای شکرش باقیه! ولی اون آقای «آموزش بیشتر» اسم واقعیش قورخانه چی هست که حکم مجرمیتش هم روی سایت انجمن فرویدی موجوده:
«اولین حکم دادگاه کیفری برای اولین حلقه محور صنعتی-همایون پور

[ این حکم تا ۱۵ سال سوء پیشینه محسوب خواهد شد]»
https://freudianassociation.org/?p=13351
منظور جناب یثربی هم از «آموزش بیشتر» همینه!
در ضمن تا جایی که خود جناب قورخانه چی می گفت این جناب یثربی در دوران دانشجویی «اتاق کرایه میداد» بعنوان دلال محبت- به دوستان و آشنایان البته!!! والله اعلم!

 

 

پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۵

س. ر.:
در ادامه دیدگاه قبلیم خواستم از درد دیگه ای بگم. درد یه دلتنگی. وبلاگ نویس گفته بود : “دلم تنگ شده… واسه کسایی که رفتن./ حالا چه از این وبلاگا چه از دنیا..” [۱]

چرا نباید یاد “«روانکاوی» این مافیائی ها” [۲] بیفتم؟!
“«روانکاوی» این مافیائی ها از چه نوعی ست که درست سه هفته بعد از کنگره جعلی شان جسد بیجان تنها سخنرانی که جرأت می کند در آن شرکت نکند پیدا می شود؟!؟!؟!”

اینا تحت عنوان روانکاوی چه کار دیگه ای مونده که نکرده باشن؟!
از تور کردن زن شوهر دار
اقدام به حذف فیزیکی تنها روانکاو ایران
برگزاری سکس های گروهی
اقدام به سکس تراپی و فروش ویبراتور و …
برگزاری جلسات روایت سکس و انتقال متقابل به صورت علنی و با مجوز از بهزیستی و همراهی یکی از دانشگاه های مثّـــّـلاً معتبر؛ دانشگاه بهشتی و…، آن هم از کیسه بیت المال تحت عنوان “کنگره”
اقدام برای پلمب غیرقانونی تنها مرکز رسمی روانکاوی واقعی در ایران

و ناگهان شنیدن خبر اینکه “…درست سه هفته بعد از کنگره جعلی شان جسد بیجان تنها سخنرانی که جرأت می کند در آن شرکت نکند پیدا می شود؟!؟!؟!”
و تمام اینها در زیر شنل شیطانی “محمد صنعتی”! “استاد اعظم لژ روزبه”!!
از لژهای فراماسونری خیلی چیزها خونده ایم. این یه شوخی نیست که باید جمله ای را اینطور اصلاح کرد. به جای اینکه بگیم “در لژهای فراماسونری فلان کار را می کنند”، می توانیم بگوییم “صنعتی در لژ روبه فلان کار را می کند یا دستورش را می دهد.”
باز یاد مرگ خودکشی نمای صادق هدایت می افتم. [۳]
یاد مرگ آنکه “جرأت” کرد و به دستور صنعتی عمل نکرد.
یاد مرگ دوستای این وبلاگ نویسِ ” تنها تر” در “جو سنگین تر”…
نفسم در نمیاد…

۱- https://freudianassociation.org/?p=31062
۲- https://freudianassociation.org/?p=30194
۳- اشاره به مطلب “محمد صنعتی – «خودکشی» صادق هدایت – ترور رزم آرا”
https://freudianassociation.org/?p=30016

 

 

جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطلب خانم افروز ر:«پیرمرد خرفت،آن «آرامش» قبل از توفان بود».(تاریخ انتشار
۲دی۱۳۹۵).
«…این حمله به شخص من نیست،این حمله به همه روانپزشکان،روانشناسان، رواندرمانگران است…».
واما بعد:
این مطلب رو چند مرتبه خوندم و هی غش غش خندیدم!
همه نوع جنگ زرگری رو دیده بودیم ولی «جنگ زرگریِ ننه من غریبم!» رو ندیده بودیم! اونهم از نوع «بچّه ها مواظب باشید!».

ولی خدائیش من متوجه نشدم که آیا منظورش تمام روانپزشکان،روانشناسان و رواندرمانگران سراسر دنیا بوده،یا همون جماعت شرکت کننده در کنگرهء جعلی، ویا جماعت فارغ تحصیل از«دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان!».

آیا یه جوونمردی اونجا نبوده که بلند شه وقرص و محکم بگه«آقای «پدرخونده»!شما نه روانپزشکی!نه روانشناس!نه رواندرمانگر!شما یه شیاد دروغگو هستی!که بدنبال سیاهی لشکری!شما یه غاصب هستی!که انجمن فرویدی اون ماسک و صورتکت رو برداشته!
شما اون ظالمی هستی که با مظلوم نمائی می خواهی عوام فریبی کنی و از چنگ قانون بگریزی!امید است که به زودی پشت میز محاکمه با یه قاضی عادل قرار بگیری اونوقت معنی «به گفتگوبپردازیم!»برایمان روشن تر خواهد شد!».

خب از طرفی هم قبول دارم که همهء تقصیرها فقط وفقط به گردن «پدرخونده» نیست!چون بقول معروف «همیشه پای یه جیگر در میان است!».
راستی پدرخونده!از دوستِ جگرکی ات چه خبر؟!

با سپاس
گرگلی
۲۲بهمن۱۳۹۵

 

 

شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

مهدیه مرادپور:
مدتهاست این سوال در ذهنم است که چرا گهر همایونپور در موزه فروید در مارس ۲۰۱۳ گفته«جمهوری اسلامی ایران روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و من هم با آنها موافقم»؟*
چرا دکتر صنعتی در کنگره جعلی اول به این موضوع اشاره می کند که به دلیل سوءتفاهم های اخلاقی و مذهبی نتوانسته بود فلوشیپ روان درمانی تحلیلی(شما بخوانید روانکاوی!)از نهادهای دولتی بگیرد؟
چرا این شبکه این گونه فکر می کنند؟! زیرا خودشان “اسب تروایی از روانکاوی”** ساخته اند و درونش انواع و اقسام شیادانی مانند افتخار ویبراتور را قرار داده اند…
بله، جمهوری اسلامی هم به خاطر “جمهوری” بودنش و هم به خاطر “اسلامی” بودنش با این اسب تروا مقابله می کند و اجازه نمی دهد که همینها که به واقع خودشان دشمن درجه یک جمهوی اسلامی هستند از نام “روانکاوی” برای “روانکاری” های کثیف شان سوءاستفاده کنند.
اما نباید از یک اتفاق غافل ماند؛ وقتی ماجرای اسب تروا را می خوانیم دو گروه در مقابل هم قرار دارند:
“… یونانیان این اسب چوبین را در کرانه تروا رها کردند و وانمود کردند که می‌خواهند به محاصره پایان دهند. اهالی تروا به رایزنی نشستند که حال چه باید کرد. برخی مانند کاساندرا پیشگو، که از سوی ایزدان محکوم بود کسی حرفش را باور نکند، عقیده داشتند که این اسب یک نیرنگ جنگی است و به هیچ روی نباید آن را به بهانه اهدای آن به ایزدان وارد شهر کرد. لائوکون پیشوای مذهبی نیز بر همین باور بود و حتی نیزه ای به جانب حیوان ساختگی پرتاب کرد تا ثابت کند از آن صدای شیئی میان تهی برمی خیزد. ولی چیزی نگذشت که ماهایی او را خفه کردند و مردم تروا گمان کردند اهانتی به مقدسات روا داشته‌است. بدین ترتیب اسب چوبی را داخل شهر کردند. جنگجویان یونانی از تاریکی شب سود جستند و از شکم اسب بیرون آمدند…”
مردم تروا!
مردم تروا بودند که اسب تروا را به آغوش خویش پذیرفتند…
*
https://freudianassociation.org/?p=32554
**
https://freudianassociation.org/?p=11661

 

 

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵

مهدیه مرادپور:
با عرض پوزش؛ در تاریخ شنبه ۱۴ اسفند کامنتی گذاشته بودم که منبع آخرین نقل قول را فراموش کردم بنویسم. پاراگرافی درباره اسب تروا!
منبع: ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A2

 

 

دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵

سوده ص:
داشتم تلگرام بهزیستی را چک می کردم که چشمم به لیست اسامی مراکز مشاوره ای افتاد که گزارش سالانه خود را هنوز ارائه نداده بودند. یکی از آنها با نام “مطالعات روانکاوی” توجهم را جلب کرد و سریع رفتم سراغ “گوگل دانا”. نتیجه واقعاً جالب بود!! از طریق یکی از مسئولین این مراکز شنیده بودم که بهزیستی با انیستیو روانکاوی اختلاف پیدا کرده و نتوانسته از لحاظ قانونی مجوز آنها را باطل کند. ولی اینکه بعد از این اختلافات بهزیستی دنبال جانشینی برای انیستیوی از دست رفته هست جالبتره!! مرکز سیاوشان را بهزیستی با نام مطالعات روانکاوی همه جا معرفی میکند و به خودشان لوح یادبود اثر میان رشته ای برای روانکاوی و فرهنگ هم به نام حسین پاینده اهداء کردند!!
منبع:
http://hosseinpayandeh.blogfa.com/category/8
http://hosseinpayandeh.blogfa.com/tag/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C
اما این فقط کل ماجرا نیست بلکه مهمترین علامت فعالیت این گروه صفحه فیسبوکی اشان با عنوان انجمن مطالعات روانکاوی است که فعالیتش به copy-paste و اظهارات بی سرو ته ختم می شود.
منبع:
https://www.facebook.com/PsychoanalysisStudies.Association/photos/a.630934066926669.1073741826.630921393594603/638452942841448/?type=3&theater
یک وبلاگ هم مرتبط با این گروه وجود دارد.
لینک هابه مطالب:
http://psychoanalyst.blogfa.com/post-30.aspx
http://psychoanalyst.blogfa.com/post-57.aspx
http://psychoanalyst.blogfa.com/
یک تبلیغ با عنوان دکتر از درجه روانکاوی (روانکاوی بالینی)!! در سایت http://www.phdtahsilat.com هم کشف کردم آن هم از BGSP معروف!! گهربانو چه ها که نمیکند. چه آرزوها که ناکام ماندند و…
منبع:
https://www.phdtahsilat.com/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-(%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C)/USA/BGSP/

این موضوع عجب شباهتی داره با گفتگویی که من در دیماه ۹۵ در سازمان نظام روانشناسی داشتم و در آن شنیدم که شخصی برای رهایی از دشواریهای تاسیس مرکز مشاوره اقدام به تاسیس تعاونی روانشناسی زده که تصمیم دارد در آن هر کاری !! انجام دهد از تدریس گرفته تا درمان و … .
متن گفتگو در سازمان نظام روانشناسی به شرح ذیل است.
روز یکشنبه ۱۲ دیماه ۹۵ در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بین من (*) و یک خانم روانشناس (**) که برای درخواست پروانه کار آمده بود گفتگویی با بیان مشکلات عملکرد سازمان نظام شروع شد.
* … مایی که در چهارچوب قانون و قواعد سازمان نظام روانشناسی می خواهیم کار بکنیم باید این قدر برای پروانه کار دوندگی کنیم و آن وقت افرادی مثل محمد صنعتی و گهر همایونپور که نه مدرک تحصیلی معینی دارند و نه به سازمانی پاسخگو هستند راحت پولهای آن چنانی می گیرند.
** بله، همایونپور هم خیلی سرش شلوغه اصلاً به این راحتی ها کسی نمی تونه وارد جمعشون بشه خیلی سخت می گیرن.
* جالبه! همایونپور با دست پس میزنه با پا پیش میکشه؟ این همه تلاش میکنه آدم دور خودش جمع کنه و بعد شما میگین نمی پذیره؟! تازه، همایونپور مدعیه از یک شرکت سهامی مدرک دانشگاهی گرفته، از کی تاحالا شرکت سهامی مدرک دانشگاهی میده؟! تازه تو سایتش هم نوشته کمتر از یک درصد فارغ التحصیلان این شرکت وارد بازارکار آمریکا شدن.
** همین طوره، خود همایونپور هم گفته که مراکز آموزشی خارج دو جورن یکی که بعد از گرفتن مدرکش میشه اونجا باهاش کار کرد و نوعی که باید مدرکت را برداری و بری کشوری دیگه کارکنی. آخه من الان مدتیه که توسط این گروه تحلیل میشم. من قبلاً توسط محسنیان تحلیل می شدم و بعد خواستم برم پیش آقای افتخار که از من CV خواست تا مرا بپذیرد!! من هم قبول نکردم و خواستم برم پیش دکتر همایونپور اونم این قدر سختگیری نشون داد تا آخرش مجبور شدم برم پیش قورخانه چی البته اونم سرش شلوغه، ولی خب داره منو تحلیل روانکاوی میکنه.
* می دونستید همین قورخانه چی قسمتی از درسنامه ها و نوارهای صوتی کلاس های خانم دکتر کدیور را دزدیده و برده تا با همایونپور به نام روانکاوی سوء استفاده کنند؟ و تازه کسی می تونه روانکاوی انجام بده که خودش به پایان روانکاوی رسیده باشه قورخانه چی اصلا لایق این حرفا نیست.
** شما با خانم دکتر کدیور آشنایین؟! ایشان را می شناسید؟
* بله، و تنها نهاد متولی روانکاوی در ایران انجمن فرویدی هست که یک NGO هست و از وزارت کشور مجوز فعالیت دارد.
** مگه چنین انجمنی هم داریم؟! خیلی خوبه!! خانم دکتر هم کار تحلیل انجام میدن؟
* بله، ایشان و عده ای از شاگردانشان در دفتر ایشان در خیابان آفریقا جلسات آنالیز دارند و من به شما آدرس سایت انجمن را میدم تا از آن طریق اطلاعات کسب کنید.
** برای درخواست آنالیز با ایشان هم CV لازم هست؟
*بهتره شما از طریق سایت پیگیری کنید، البته این طور که من میدانم برای ورود به آنالیز حتی داشتن تحصیلات روانشناسی هم اهمیتی ندارد ولی CV در این زمینه را نمی دانم.
**چه جالب!
*قورخانه چی برای جلساتش چقدر می گیره؟ شرایط جلساتش چجوریه؟
**البته از من که قدیمی هستم بابت ۴۵ تا ۵۰ دقیقه ۱۰۰.۰۰۰ تومن میگیره ولی افراد جدید را نمیدانم. هفته ای یک روز جلسه داریم.
*این افرادی که مدعی انجام روانکاوی هستند حتی فرق بین رواندرمانی ها را از روانکاوی تشخیص نمیدن چطور بدون کمترین اطلاعاتی چنین اقداماتی می کنن؟
** در واقع فقط گروه قورخانه چی و همایونپور مدعی روانکاوی فرویدی اند، گروه مهرداد افتخار هم مدعی روانکاوی لکانی اند و مابقی بیشتر بنظرم طرحواره و رویکرد CBT کار میکنن ولی میگن روانکاویه ولی این طور به نظر نمیاد. محسنیان هم روانپویشی کوتاه مدت کار میکرد که زیادی خشن بود و خوشم نیامد.
*عجب! از کی تا حالا روانکاوی لکانی از فرویدی جدا شده؟! شعار لکان بازگشت به فروید بود. مگه میشه بدون کمترین اطلاعاتی از فروید و لکان و بدون رسیدن به پایان روانکاوی اقدام به روانکاوی کنن؟! از کی تا حالا CBT و طرحواره درمانی جزو روانکاوی شده؟!!
گفتگو در همین جا با وارد کردن آدرس سایت انجمن در تلفن همراه خانم روانشناس به پایان رسید و او مشغول بررسی صفحات سایت شد.
با این جمله خانم روانشناس که “همایونپور خیلی سختگیری میکند و کسی را به این راحتی ها نمی پذیرد” یاد رفتار قورخانه چی افتادم که عیناً درمورد سرکار خانم دکتر کدیور هم می خواست بازی مشابهی داشته باشد تا بتواند افرادی را که به شوق روانکاوی می آمدند به سمت خودش سوق دهد و از برقراری تماس آنها با خانم دکتر جلوگیری کند. با این تفاوت که قورخانه چی بعد از اخراج شدنش همایونپور را هم در نقش عامل جذب کننده مشتری دارد و هم با این ترفندِ قورخانه چی، همایونپور از وجود این مشتری ها بی خبر می ماند تا طلب پورسانت و درصد و … از طرف قورخانه چی باشد نه همایونپور.
به علاوه، خانم روانشناس به نکته جالبی اشاره کرد. او گفت که یکی از دوستانش در تهران، حوالی جنت آباد اقدام به تأسیس تعاونی روانشناسی کرده تا دیگر دغدغۀ عضویت در سازمان نظام و مجوز تأسیس مرکز مشاوره زیرنظر بهزیستی را نداشته باشد.
من پرسیدم : چه کارهایی می خواد دوست شما در تعاونی اش انجام بده؟ مگه طبق قانون میشه یک تعاونی فعالیت غیر اقتصادی مثل خدمات درمانی یا آموزشی داشته باشه؟!
جواب: نمی دونم شاید بشه . ولی دوستم گفته همه کار می خواد بکنه، کلاسهای آموزشی، خدمات درمانی و مالی و خیلی چیزهای دیگر.
با خودم گفتم بعد از مدرک صنعتی از ناکجاآباد و مدرک دکترای همایونپور از یک شرکت سهامی و مجوز انیستیتو روانکاوی توسط بهزیستی چشم مان به تعاونی همه کارۀ روانشناسان هم روشن میشه!! مملکته هاااا!!
باز هم یاد گلدکوئست بخیر حداقل دامنه فعالیتش سرو ته دارتر از بهزیستی بود.

 

 

یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵

ا. روشن:
چرا کسی مانند دکتر محمد صنعتی که در کشور انگلند تلاش بسیار کرده و دود چراغ ها خورده و بالاخره از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان فارغ التحصیل شده، عمر “گرانمایه” خود را در ایران و برای کسانی که به قول فواد صابران، “ایرانیان دیوانه اند” سپری می کند؟ چرا به همان انگلند نمی رود؟ چرا در انگلستان این نابغه را آنگونه که ما ارج می نهیم، عزت و احترام نمی کنند؟
یا دکتر گهر همایونپور، این نابغه دهر، کسی که فارسی حرف زدنش را خوب نمی تواند ولی به مدت ۲ سال عضو گروه نقد روان کاوانه هنر در فرهنگستان هنر می شود!
http://www.honar.ac.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=154&newsview=1262
دانشگاه شهید بهشتی هم که پاتوق اوست و برایش راه به راه کارگاه راه می انداخت!
او فارغ التحصیل شرکت سهامی BGSP است با رتبه پانزدهم در بین ۱۵ مؤسسه آموزشی و با امتیاز – D و با نرخ بیکاری ۷۲/۷۳ درصد فارغ التحصیلانش در خاک آمریکا.
https://freudianassociation.org/?p=5179
او هم حاضر نیست عمر گرانمایه خود را در هیچ کجای دیگری از این کره خاکی به سر برد بجز ایرانِ عزیز و البته فقط به خاطر خدمت به این ملت و این آب و خاک!!! و در این راه مرارت های فراوان بکشد و “مجبور شود” در موزه فروید بگوید: حکومت ایران اعلام کرده روانکاوی دشمن درجه یک حکومت است و من هم با آن موافقم.
یا آن یکی… همان دکتر تورج ژیلبرت مرادی، که آن همه در آمریکا “زحمت” کشید تا بالاخره مجبور شد به ایران آمده تا ماحصل دسترنجش را برای مردم این مملکت صرف کند. و البته علاوه بر آنکه در ایران از “آن جاسوس خائن” بهره های بسیار برده، از بهزیستی نیز برای عَلم کردن یک مرکز مشاوره با نام “انستیتو روانکاوی تهران” کمک گرفته است.
خیلی مایلم بدانم آخر چرا کسانی که در هیچ کجای دنیا یک پول سیاه هم کف دست آنها نمی گذارند، در ایران می توانند برای خودشان دم و دستگاهی به هم بزنند و مکتبی بسازند و در دانشگاه های “معتبر” تدریس کنند و در “وزارتخانه ای” برو و بیایی داشته باشند؟!!

 

 

یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۶

خویشاوند نزدیک:
من یکی از خویشاوندان نزدیک و از دوستان خانوادگی مرحوم پرویز همایون پور مترجم آثار میلان کوندرا هستم.
گهر همایون پور در کتاب سراسر دروغ و “علمی” – تخیلی خود ادعا کرده که پدرش مترجم آثار میلان کوندراست!!!!!
به شما اطمینان می دهم که این ادعا دروغ محض است و آدرس ایمیل خودم را هم برای ایمیل انجمنتان می فرستم تا با من تماس بگیرید و درستی سخنان مرا بیازمایید. هر مدرکی هم که لازم باشد در اختیارتان قرار می دهم.
اما چیزی که برای من بیش از همه هولناک است این ادعای دروغ نیست بلکه مرگ اسرار آمیز پرویز همایون پور درست همزمان با تاریخ چاپ کتاب این شیاد است.
در صفحه ویکی پدیای پرویز همایون پور آمده:
پرویز همایون‌پور، (زاده شهریور ۱۳۱۸ – درگذشته شهریور ۱۳۹۱
درگذشت
پرویز همایون‌پور سوم شهریورماه به هنگام شنا در دریاچه لمان در نزدیکی ژنو ناپدید شد و یک هفته بعد، دهم شهریورماه، پیکر بی‌جانش پیدا شد. خبر درگذشت پرویز همایون‌پور را برادر دوقلویش، هرمز همایون پور روز سه‌شنبه ۱۴ شهریورماه اعلام کرد.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1

و در سایت MIT Press درباره کتاب این کذابه آمده:
Doing Psychoanalysis in Tehran
By Gohar Homayounpour
Foreword by Abbas Kiarostami

Hardcover | $20.95 Trade | £۱۶.۹۵ | ۱۷۶ pp. | 5 x 7 in | August 2012 | ISBN: 9780262017923
eBook | $14.95 Trade | September 2012 | ISBN: 9780262306904

https://mitpress.mit.edu/books/doing-psychoanalysis-tehran

سوم شهریور ۱۳۹۱ برابر است با ۲۵ آگوست ۲۰۱۲ !!!!!
اما خودمانیم، هر وقت این اظهار نظر استفانو بولونینی را در این لینک می خوانم از خنده روده بر می شوم. آخر مگر می شود رییس IPA اینقدر گاگول باشد؟!
خود همین نکته که یک چنین کتاب بی محتوای هزار و یک شب وار (به قول ژولیا کریستوا) که سراسر آن داستانک های تخیلی برای تحقیر رفتار و منش ایرانیان است توسط MIT Press چاپ می شود و تر و فرز جایزه گرادیوا را می برد جای سوال ندارد؟ نه این که جایزه گرادیوا واقعاً ارزشمند باشد ولی حداقل MIT Press یک انتشاراتی است که برای خودش احترام قائل است.
از همان روزی که من این به اصطلاح کتاب همایون پور را خواندم و با این ادعای شگفت انگیز او راجع به مترجم آثار میلان کوندرا مواجه شدم همیشه او را زیر نظر داشته ام. به شما اطمینان می دهم که در موزه فروید او حتی قادر نبود از روی “کتاب خودش” بخواند و کاملاً مشخص بود که خیلی هم به محتویات آن احاطه ندارد.
چه کسانی این کتاب تخیلی را برای همایون پور نوشته و برایش چاپ کرده اند و قصدشان از این کار چه بوده؟
این گهر همایون پور واقعاً کیست و از کجا آمده؟ آیا کسی خانواده او را می شناسد؟ آیا نام او واقعاً همین است یا این فقط یک نام مستعار است؟ چرا او به دروغ برای خودش یک پدر می سازد مگر پدر خودش کیست؟ و چرا باید پدری را که او برای خودش می سازد با یک چنین مرگی روبرو شود؟

شاید بد نباشد این مطلب را هم در بخش “خودکشی” + صادق هدایت سایت انجمن فرویدی قرار دهید تا من هم به سهم خود به این لیست بلند بالای مرگ های مشکوک که در اطراف این باند مافیایی اتفاق می افتد موردی را افزوده باشم. فقط نگرانم که حالا کسانی که در این به اصطلاح سخنرانی همایون پور در موزه فروید حضور داشتند با مرگ های مشکوک مواجه شوند. خویشاوندان نزدیک مرحوم پرویز همایون پور که جای خود دارند.
اضافه می کنم که تا آنجائی که من شخصاً تحقیق کرده ام و مطالب سایت شما را دنبال کرده ام مقدمه چینی برای بستری اجباری دکتر کدیور و به دنبال آن حذف فیزیکی او هم از همین شهریور ۱۳۹۱ آغاز شد!
نکته بسیار جالب دیگر این است که تا مدت ها در سایت این بنگاه BGSP ادعا می شد که همایون پور “دکترا”ی خود را از شاخه ای از این بنگاه در ورمونت به نام VGSP گرفته اما پس از این که سایت انجمن فرویدی راجع به آن مطالبی نوشت این مطلب راجع به محل اخذ “دکترا”ی این “پدر مرده” به کلی از سایت این بنگاه حذف شد.
لطفاً حتماً با من تماس بگیرید. مطالب دیگری هم هست که صلاح ندیدم در اینجا عنوان کنم.
با تشکر فراوان از تلاش های شما برای روشنگری این مردم خواب زده و به قول خودتان “زامبی” شده.

 

 

 

 

دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶

خویشاوند نزدیک:
من یکی از خویشاوندان نزدیک و از دوستان خانوادگی مرحوم پرویز همایون پور مترجم آثار میلان کوندرا هستم.
گهر همایون پور در کتاب سراسر دروغ و “علمی” – تخیلی خود ادعا کرده که پدرش مترجم آثار میلان کوندراست!!!!!
به شما اطمینان می دهم که این ادعا دروغ محض است و آدرس ایمیل خودم را هم برای ایمیل انجمنتان می فرستم تا با من تماس بگیرید و درستی سخنان مرا بیازمایید. هر مدرکی هم که لازم باشد در اختیارتان قرار می دهم.
اما چیزی که برای من بیش از همه هولناک است این ادعای دروغ نیست بلکه مرگ اسرار آمیز پرویز همایون پور درست همزمان با تاریخ چاپ کتاب این شیاد است.
در صفحه ویکی پدیای پرویز همایون پور آمده:
پرویز همایون‌پور، (زاده شهریور ۱۳۱۸ – درگذشته شهریور ۱۳۹۱) پژوهشگر و مترجم ایرانی آثار میلان کوندِرا، نویسنده مشهور چکی-فرانسوی است.
درگذشت
پرویز همایون‌پور سوم شهریورماه به هنگام شنا در دریاچه لمان در نزدیکی ژنو ناپدید شد و یک هفته بعد، دهم شهریورماه، پیکر بی‌جانش پیدا شد. خبر درگذشت پرویز همایون‌پور را برادر دوقلویش، هرمز همایون پور روز سه‌شنبه ۱۴ شهریورماه اعلام کرد.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1

و در سایت MIT Press درباره کتاب این کذابه آمده:
Doing Psychoanalysis in Tehran
By Gohar Homayounpour
Foreword by Abbas Kiarostami

Homayounpour recounts the pleasure and pain of returning to her motherland, her passion for the work of Milan Kundera, her complex relationship with Kundera’s Iranian translator (her father),

Hardcover | $20.95 Trade | £۱۶.۹۵ | ۱۷۶ pp. | 5 x 7 in | August 2012 | ISBN: 9780262017923
eBook | $14.95 Trade | September 2012 | ISBN: 9780262306904

https://mitpress.mit.edu/books/doing-psychoanalysis-tehran

سوم شهریور ۱۳۹۱ برابر است با ۲۵ آگوست ۲۰۱۲ !!!!!
توجه کنید که انتشار نسخه الکترونیک این کتاب در سپتامبر ۲۰۱۲ صورت گرفته، یعنی آنها صبرکردند تا از مرگ این پدر ادعائی مطمئن شوند و بعداً این رذائل را در اینترنت منتشر کنند!!! نسخه های کاغذی آن را هم قطعاً در انبارهایشان نگه داشته بودند تا بعد از مرگ آن مرحوم توزیع کنند.
تصورش را بکنید! همایون پور نشسته بود و با خونسردی تمام دروغ های شاخداری را در مورد یک پدر دروغین می نوشت با این اطمینان کامل که زمانی که این دروغ ها چاپ شوند آن “سوژه” (به تعبیر کتاب های پلیسی) سر به نیست شده!!! همایون پور یا هر کس دیگری که این مطالب را برای او نوشته.
شما که فکر نمی کنید فقط پایان نامه ها را کسان دیگری سفارش می گیرند و می نویسند؟!
اما خودمانیم، هر وقت این اظهار نظر استفانو بولونینی را در این لینک می خوانم از خنده روده بر می شوم. آخر مگر می شود رییس IPA اینقدر گاگول باشد؟!
خود همین نکته که یک چنین کتاب بی محتوای هزار و یک شب وار (به قول ژولیا کریستوا) که سراسر آن داستانک های تخیلی برای تحقیر رفتار و منش ایرانیان است توسط MIT Press چاپ می شود و تر و فرز جایزه گرادیوا را می برد جای سوال ندارد؟ نه این که جایزه گرادیوا واقعاً ارزشمند باشد ولی حداقل MIT Press یک انتشاراتی است که برای خودش احترام قائل است.
از همان روزی که من این به اصطلاح کتاب همایون پور را خواندم و با این ادعای شگفت انگیز او راجع به مترجم آثار میلان کوندرا مواجه شدم همیشه او را زیر نظر داشته ام. به شما اطمینان می دهم که در موزه فروید او حتی قادر نبود از روی “کتاب خودش” بخواند و کاملاً مشخص بود که خیلی هم به محتویات آن احاطه ندارد.
چه کسانی این کتاب تخیلی را برای همایون پور نوشته و برایش چاپ کرده اند و قصدشان از این کار چه بوده؟
این گهر همایون پور واقعاً کیست و از کجا آمده؟ آیا کسی خانواده او را می شناسد؟ آیا نام او واقعاً همین است یا این فقط یک نام مستعار است؟ چرا او به دروغ برای خودش یک پدر می سازد مگر پدر خودش کیست؟ و چرا باید پدری را که او برای خودش می سازد با یک چنین مرگی روبرو شود؟

شاید بد نباشد این مطلب را هم در بخش “خودکشی” + صادق هدایت سایت انجمن فرویدی قرار دهید تا من هم به سهم خود به این لیست بلند بالای مرگ های مشکوک که در اطراف این باند مافیایی اتفاق می افتد موردی را افزوده باشم. فقط نگرانم که حالا کسانی که در این به اصطلاح سخنرانی همایون پور در موزه فروید حضور داشتند با مرگ های مشکوک مواجه شوند. خویشاوندان نزدیک مرحوم پرویز همایون پور که جای خود دارند.
اضافه می کنم که تا آنجائی که من شخصاً تحقیق کرده ام و مطالب سایت شما را دنبال کرده ام مقدمه چینی برای بستری اجباری دکتر کدیور و به دنبال آن حذف فیزیکی او هم از همین شهریور ۱۳۹۱ آغاز شد!
نکته بسیار جالب دیگر این است که تا مدت ها در سایت این بنگاه BGSP ادعا می شد که همایون پور “دکترا”ی خود را از شاخه ای از این بنگاه در ورمونت به نام VGSP گرفته اما پس از این که سایت انجمن فرویدی راجع به آن مطالبی نوشت این مطلب راجع به محل اخذ “دکترا”ی این “پدر مرده” به کلی از سایت این بنگاه حذف شد.
لطفاً حتماً با من تماس بگیرید. مطالب دیگری هم هست که صلاح ندیدم در اینجا عنوان کنم.
با تشکر فراوان از تلاش های شما برای روشنگری این مردم خواب زده و به قول خودتان “زامبی” شده.

 

سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور (۶)


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=36038

  تاریخ انتشار: ۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت: ۱۱:۰۰