سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

سرانجام پوران شریعت رضوی، همسر علی شریعتی هم به دیار باقی شتافت

سرانجام پوران شریعت رضوی، همسر علی شریعتی هم به دیار باقی شتافت

منتشر شده در: گروه ایرانیان مقیم آلمان
سرانجام پوران شریعت رضوی، همسر # علی_شریعتی هم به دیار باقی شتافت.

او گواه زنده یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران بود.

همسر وی ، تاثیری عمیق و ویرانگر بر کشور # ایران گذاشت و با هوش و فراستی که داشت، توانست دو ایدولوژی نامتجانس و متضاد ( اسلام و سوسیالیسم) را ترکیب کند و معجونی سمی به نام # مارکسیسم_اسلامی یا انگونه که خودش دوست داشت بنامد، # شیعه_علوی بسازد و با صدای گیرا و گفتار سحر امیزش به حلق و جان جوانان ارمانگرا و در عین حال جن زده دهه پنجاه ایران بریزد.
جوانان سنتی و نیمه روستایی که به لطف انقلاب سفید شاه ناگهان در کمتر از ده سال از دل قرون وسطای قجری و رمل و اسطرلاب و دعانویسی و غسل در خزینه پر کثافت به انتهای قرن بیستم مدرن و شیک # پهلوی پرتاب شده بودند.

در حالی که ارتجاع مذهبی و بدبوی به ارث رسیده از خانواده هایشان را از خانه به دانشگاه اورده بودند، تاب دیدن چهره مدرن شده جامعه طبقه متوسط شهری را نداشتند، در دانشگاه ها مسحور و مست اندیشه های مارکسیستی بودند که ان روزها بازار داغی داشت و طبعا اش پخته شده و مسموم علی شریعتی در چنین اشفته بازاری خریدار و مشتاق بسیار داشت و هرکس برای کم نیاوردن در برابر اطرافیانش دست کم ظاهرا خود را پیرو این مکتب نشان می داد هرچند که در باطن حتی یک کلمه از این خزعبلات را درک نمی کرد. اما به ناچار در راستای مکتب انقلابیش دست به تخریب و خشونت می زد. مکتبی که باعث شد در میانه یک شهر مدرن و ماشینهای شیک و لامپ های نئون سینماها و دیسکوها، نماز جماعتشان را در وسط میدانهای شهر برگزار کنند!
پیروی از مد همیشه قشر بی هویت را به دنبال خود می کشد. حالا چه لباس باشه، چه ادعای مخالف بودن با نظام و‌.

شریعتی دست کم دو نسل را مسموم کرد. نسل پیش از من و نسل من.

ما جوانان دوران دوم خرداد بودیم و با ان اندیشه های سمی مجذوب همان انقلابیون مارکسیست اسلامیستی شدیم که همه سیاهی ها و پلیدی های اواخر دهه پنجاه و تمامی دهه شصت و غارتگریها و دزدیهای اوایل دهه هفتاد را زیر عبای هاشمی رفسنجانی ها و موسوی خویینی ها شکل داده بودند و با مسمومیتمان حماسه دروغین دوم خرداد را شکل دادیم.

به هر حال این زن رفت.
اما هرچه بود یک راز بزرگ را هرگز اشکار نکرد و چندین راز بزرگ را با نوشتن کتاب خاطرات زندگی سیاسی اش با علی شریعتی زیر نام # طرحی_از_یک_زندگی افشا کرد.

رازی که افشا نکرد این بود که دلیل اصلی مخالفت پدر علی شریعتی با ازدواج پسرش با وی چه بود.

وی هرگز نگفت که از تبار یهودیان پنهان مشهد است و محمدتقی شریعتی با علم به این موضوع به شدت مخالف این ازدواج بود.
و چندین راز را هم افشا کرد.
وی افشا کرد که مرگ شریعتی هرگز کار شاه نبود و برای دامن زدن به نفرت نسل جوان ان روز از شاه، دروغ # معلم_شهید ساخته شد. مانند دیگر دروغها و شایعات چون کشتن تختی و صمد بهرنگی.
و نسل قبل تنها به دلیل اینکه از جانب دوستانش سرزنش نگردد تظاهر به باور کردن همه این شایعات نمود.

و دیگر رازی که ناخواسته در کتابش افشا کرد این بود که ساواک یا شبکه ای پنهان و بسیار قدرتمندتر از ساواک علی شریعتی را در تمامی سالهای فعالیتش در ایران، پشتیبانی کرد و ترتیب خروجش را از ایران داد.

شبکه ای که بدون همکاری آن با انقلابیون هیچ گاه انقلابی اتفاق نمی افتاد. شبکه ای مزدور غرب که حتی شاه و نخست وزیرانش نیز از وجود آن بی خبر بوده و امروز پس از چند دهه کم کم ماه از پشت ابر بیرون آمده است.

ولی بهتر بود نام کتابش را به جای طرحی از یک زندگی می نامید:

# طرحی_از_یک_فاجعه
 

 

منبع :کاوالا


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=57239

  تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰، ساعت: ۲۱:۵۴