جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:تاریخچه، روانکاوی در انجمن فرویدی

ششم می یکصد و شصتمین زادروز زیگموند فروید خجسته باد

پیاده سازی نوار: معصومه هاشمی

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵

کلاس‌های عرصه فرویدی ـ مکتب لکان

 

دکتر کدیور:

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

امروز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ خورشیدی مطابق با ششم ماه می ۲۰۰۶ میلادی است؛ یعنی دقیقاً یکصد و پنجاهمین سالروز میلاد زیگموند فروید. این بزرگترین افتخار زندگی من است که در بین افرادی نه چندان پرشمار هستم که در این جهان پهناور این روز بزرگ و در عین حال ناشناخته را گرامی می‌دارم. مضافاً اینکه در بزرگداشت این روز در کشور خودم تنها نیستم. آنچه که بیش از هر چیز باعث سرور و سربلندی من است، این است که با تکیه بر اشتیاق شما آنچه را که در توانم است برای آشکار کردن حقیقت این مرد بزرگ به کار می گیرم. آرزو دارم مشتاقانی چون شما پرشمارتر و توانمندتر باشند تا بتوانیم آنچه را که لیاقتش را داریم به دست آوریم. اینکه زبان سعدی از سخنان فروید بی نصیب نباشد. و اکنون در راستای آشکار کردن هر چه بیشتر حقیقت این مرد بزرگ زیگموند فروید، از او نامه ای را برایتان می خوانم. نامه ای در جواب تبریک هشتادمین سالگرد تولدش از جانب آرنولد زویگ نویسنده آلمانی.

 

 

وین نوزدهم، ۴۷ اشتراس برگاسه، ۳۱ می ۱۹۳۶

آرنولد زویگ عزیز

 

 

شفقت این دنیا راستی هم با شقاوت درآمیخته است [مؤلف این جمله نامعلوم است]. هر نیم ساعت این دو هفته گذشته مصروف تکمیل کردن کارت‌های چاپی تشکر نظیر اینکه در جوف است، شده؛ چند کلمه یا عبارت بر زیر امضا، بسیاری از آنها تعارفی و اجباری و فقط امروز اولین ضیافت لذت‌بخش … [از گوته است] من به خودآمده از این تهدید که شما تمایل دارید که بیوگرافی‌نویس من باشید، وقت آن را یافته‌ام که نامه‌ای برایتان بنویسم. شما که این همه چیزهای جالب‌تر و مهم‌تر برای انجام دارید، شما که می‌توانید پادشاهان را فرابخوانید و حماقت زمخت آدمیان را از بالای برج دیده‌بانی‌تان اندازه بگیرید، نه، من زیادی محبت شما را در دل دارم که بتوانم اجازه دهم چنین چیزی اتفاق بیفتد. هر آن کس که زندگینامه نویس می شود، خود را محکوم به دروغگویی، پنهان کاری، تزویر، تملق و حتی مخفی کردن فقدان درک درست خود می‌کند زیرا که حقیقت زندگینامه‌ای قابل دسترسی نیست و حتی اگر می‌بود قابل استفاده نبود. حقیقت به دست نیاوردنی است، بشریت لیاقتش را ندارد و خودمانیم آیا حق با پرنس هملت ما نبود وقتی که می‌پرسید اگر قرار بود هر کس آنچه را که لیاقتش را دارد به دست می‌آورد، آیا کسی از شلاق خوردن معاف می شد؟ آمدن توماس مان، مکتوبی را که به من اهدا کرد و سخنرانی عمومی را که برای تهنیت ایراد نمود، همگی رخدادهایی مسرورکننده و تأثیرگذار بودند. حتی همکاران وینی بزرگداشتی ترتیب دادند و از طریق تمام انواع نشانه‌ها بروز دادند که چقدر برایشان مشکل بود. وزیر آموزش یک پیام تبریک مؤدبانه و رسمی فرستاد در همان حالی که روزنامه‌ها با تهدید توقیف از چاپ این عمل تفقدآمیز در داخل کشور ممنوع شدند. علاوه بر آن، نشریات داخلی و خارجی مقالات متعددی چاپ کردند که در آنها نفرت و انزجار خود را به بیان کشیدند. بنابراین می‌توان با رضایت کامل اعلام کرد که هنوز صداقت کاملاً از دنیا رخت برنبسته است. طبیعتاً برای من این تاریخ هیچ عصری را رقم نمی زند. من همان هستم که قبلاً بودم. در بین هدایای عتیقه نه چندان متعدد، انگشتری خاتم بسیار غریب شما مرا بی اندازه خوشحال کرد.

 

 

با قلبی گرم منتظر خبرهای جدیدی از شما هستم.

دوستدار شما فروید


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=20995

  تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت: ۱۴:۱۵