دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:همه چیز اینگونه آغاز شد

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
این صفحه قدیم سایت شخصی جناب صنعتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران

https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
بیشتر صفحه آرزوهای جناب صنعتی است. وی بسیار علاقمند است که فوق تخصص رواندرمانی البته روانکاوی داشته باشد و برای همین هم هست که کلی تلاش کرده تا فلوشیپ روانکاوی را تصویب نماید. اما خب یک بار هم شده وزارت بهداشت با وی یار نبوده و او ناچاراً به همان رواندرمانی راضی شده. آن دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان هم که آرزوی دیگر و به همان اندازه بزرگ جناب صنعتی است. او به شدت آرزو دارد کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان تبدیل به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان شود. البته این روزها این آرزوی عاجل جناب صنعتی شده است.

این آرزوی دوم و تبدیل کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان مرا یاد این گفته دکتر کدیور در کتاب مکتب لکان (صفحه ۵۷) می اندازد «که انسان تا چه حد در ابداعاتش محدود است و نوروز تا چه حد این ابداعات را محدودتر می کند.»
آدم می خواهد دروغ بگوید ولی تابلو نشود ولی متاسفانه به خاطر همان «ابداعات محدود» تابلو می شود!

 

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای علی
بحث آموزش و تربیت از دغدغه های بزرگ انسانی است و به این دلیل است که امر تربیت یک عمل فرهنگی محسوب می شود و فعالیت انجمن فرویدی نیز در همین قلمرو فرهنگی است. دغدغه های بزرگ انسانی در حوزه روح و روان قرار دارند. خشونت، جنگ، قدرت طلبی، دروغ، فریب و… از جمله ویژگی های انسان تربیت نشده است که آدمی در روند تربیت شدن می تواند این ویژگیهای پلید را از دست بدهد. با اطمینان می توان گفت انجمن فرویدی- بیش از هر کس دیگری که می شناسید- با دغدغه های کوچک و بزرگ انسان سر و کار دارد. چون روانکاوی واقعی با تربیت سر وکار دارد و از این رو روانکاوی با اخلاق و فرهنگ گره خورده است. اگر انسان از طریق روانکاوی واقعی تربیت شود، انسان متمدن و با فرهنگی بوجود می آید که دیگر برای منفعت شخصی خود به مردم دروغ نمی گوید، از شهوت پرستی و قدرت طلبی دست برمی دارد، از مردم سودجویی نمی کند، اختلاس نمی کند، برای انباشتن مال خود روغن پالم را در لبنیات و وایتکس را در شیر مردم نمی ریزد، به مردم اسید نمی پاشد، ….
آیا این دغدغه انسانی نیست که فرد تربیت نشده ای برای رسیدن به منافع شخصی خود دروغ می گوید یا تظاهر می کند که یک متخصص است؟ آیا این دغدغه انسانی نیست که روانکاوی را پاره پاره می کنند، تا از هر چیزی که به نفعشان است ( کسب درآمد، بدست آوردن جایگاه روشنفکری و…) استفاده کنند و مابقی علم را نادرست جلوه دهند چون به مذاقشان ناخوشایند است؟در حالی که روانکاوی علمی است که با ماهیت بشر سر و کار دارد و می تواند درخدمت بشر باشد و برای تربیت او به کار رود .
آقای علی،
دقیقا نکته در اینجاست که روانکاوی بچه بازی نیست که هر کسی از راه رسید بخواهد در موردش صحبت کند، از خود به توضیح تئوری آن بپردازد، بدون مطالعه آثار فروید از روانکاوی حرف بزند و در آخر بگوید من روانکاوم. هیچ احمقی نمی تواند روانکاو باشد. این دغدغه انجمن فرویدی است تا کاسبان روان از روح بشر کامجویی نکنند و ناخودآگاه آدمی را پدیده ای بی ارزش و ناچیز تلقی نکنند.
به همین دلیل انجمن فرویدی کشف کرد که آقای دکتر صنعتی(!) نه تنها روانکاو نیست، بلکه روانپزشک هم نیست. گرچه او یک عمر خود را یک استاد، پزشک و متخصص روانکاوی جا زده و از این جایگاه به تربیت دانشجو و مداوای بیمار پرداخته است! در حالی که سواد علم روانپزشکی را ندارد چه برسد به روانکاوی.
انجمن فرویدی به همایون پور اجازه نمی دهد ادعای روانکاو بودن کند زیرا همایون پور خود متقلب است. این متقلب از جایی مدرک دارد که به لحاظ اعتبار علمی داشتن و نداشتن آن مدرک تفاوت چندانی برای درجه دکتری و روانکاوی او نمی کند. خود او بیش از هر کس دیگری می داند که چقدر بی سواد است و بنابراین در خفا اقداماتی انجام می دهد تا همگان باور کنند او روانکاو است. ولی او همدست با دروغگویان و دزدان است.
با دیدن کاسبان روان در کنگره خواری به یاد خبر روغن پالم در لبنیات و وایتکس در شیر می افتم. تشابهی بین این سودجویان و کاسبان روان برایم وجود دارد. هر چند تفاوت این دو کاسب این است که اولی به غذای جسم مربوط است و آخری به غذای روح. اما شباهت سودجویان جسم و روان در این است که سودجویان هر دو بُعد، به خاطر منافع شخصی خود هر کاری می کنند. تنها چیزی که برای شان اهمیت ندارد جان انسان ها است و تنها چیزی که برایشان مهم است جیبشان است. شیر و وایتکس با این که کاربرد کاملا متفاوتی دارند، اما چون هر دو سفید هستند با هم مخلوط می شوند و به خورد مردم داده می شود. سودجویان با ویژگی های ظاهری چیزهای اصیل و تقلبی را ترکیب می کنند تا نیاز مردم را برطرف کنند.
کاسبان روان همانند صنعتی ها، همایون پورها، مجتهدی ها، عیسی وندها و… چیزهایی همچون اجناس تقلبی به عنوان غذای روح به مردم می دهند. آنها هر چیزی را مانند ترکیب روغن پالم و لبنیات یا شیر و وایتکس به نام روانکاوی معرفی می کنند. استفاده از اصطلاحات روانکاوی (مانند مقاومت، انتقال، واپس زنی، …..) به همراه دروغ و فریب برای حفظ جایگاه و در نظر گرفتن منافع شخصی همانقدر خطرناک است که خوردن لبنیات با روغن صنعتی یا نوشیدن معجون شیر و وایتکس. برای کاسبان روان سخت است که بپذیرند روانکاو واقعی بر اساس یک ضابطه و آموزش سخت حادث می شود. چون در روانکاوی از وجود مایه گذاشتن سخت است. بنابراین کاسبان روان به چیزهای تقلبی روی می آورند و برای این که همچون روانکاوی واقعی اصیل به نظر برسند تا بر دل بنشینند هروز به اجناس تقلبی شان اضافه می شود. کاسبان روان برای رفع نیازهای روحی مردم از روانکاوی جعلی استفاده می کنند و خود نیز از این طریق ارضا می شوند. همانگونه که یک متخصص تغذیه می تواند ترکیب شیر آلوده را مشخص کند یک روانکاو واقعی نیز می تواند روانکاوی دروغین را از روانکاوی واقعی تشخیص دهد. بنابراین، چرا فکر می کنید که معرفی کاسبان روان از سوی انجمن فرویدی بچه بازی است؟ چرا تصور می کنید مباره با فساد و مفسدین در حوزه روح و روان بزن بهادری است؟ چرا انگیزه سودجویان را در ریختن روغن پالم در لبنیات یا مخلوط شیر و وایتکس باور می کنید، اما انگیزه متقلبین یا کاسبان روان را که جان انسان ها را به خطر می اندازند، باور ندارید؟ آیا این دغدغه انسانی نیست که شنیده می شود با نام روانکاوی و فروید با بیماران خود به عنوان روند درمان رابطه جنسی برقرار می کنند؟ آیا این دغدغدغه انسانی نیست که در پوشش اخلاق روانکاوی بی اخلاقی بیداد می کند؟ آیا دروغ، فریب و دزدی کار غیر اخلاقی نیست؟ باورنمی کنید که اگر اخلاقیات توسط کسانی که دم از اخلاق و فرهنگ می زنند، زیر پا گذاشته شود می تواند توهش و بربریت را به جامعه انسانی برگرداند و جان میلیون ها انسان را به خطر بیندازد.
در ضمن چرا دروغ این همه برای ما امری عادی شده است که وقتی کسی به دروغ می گوید مدرک روانپزشکی دارد بی تفاوت هستیم یا از دروغ او حمایت می کنیم؟ در حدیثی امام حسن عسگری(ع) می فرمایند: که تمام پلیدهای در خانه ای قرار داده شده که دروغ کلید آن است(بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۷) یا بارها از بزرگی شنیده ایم که گفته است: دروغ از بزرگترین خبایث است.
البته گاهی چنان به ویژگی های پلید انسانی خو کرده ایم که کسی که راست راه می رود او را تمسخر می کنیم چون او نمی لنگد.

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
نظرتان در مورد دروغ چیست؟ چه کسانی دروغ را دوست دارند و از دروغ حمایت می کنند؟ در DSM ها دروغ نشانه چیست؟ دروغ جزء کدام اختلالات روانی طبقه بندی می شود؟

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
راستش را بخواهید تمام این ماجرا مثل یک جوک عملی است. یعنی آدم فکر می کند این چیزها فقط در جوکها وجود دارد ولی داریم می بینیم نه بابا واقعا آدمها این کارها را می کنند: یکی بدو بدو از england میاد ایران استاد می شه بدون اینکه مدرک «روانپزشک بودن خالی» داشته باشه، ازش هم در موردش مدرکش می پرسی همه میگن بی ادب! یکی دیگه بدو بدو از یک شرکت سهامی آمریکایی میاد میگه من روانکاوم، میگی از کی تا حالا شرکت سهامی روانکاو میده بیرون؟ میگن اغتشاشگر! چش نداری کسی غیر خودتو ببینی! بخاطر زخم کاستراسیونت نمیتونی بشینی! یکی دیگه میگه من اشتباهی اینجام ازش می پرسی پس چرا عین همونایی رفتار می کنی که اشتباهی اینجا نیستن؟ جوابی نمیده فقط «عمل» می کنه!یکی میگه فروید ضد مذهب بود و نصیحتش می کنه که باید مذهب رو هم در نظر گرفت، میگی بابا فروید که خودش گفته جایی که مذهب هست بشر به سطح بالایی از فرهنگ و تمدن رسیده، ناراحت میشه که چرا مقاله شو ضایع کردن، فریاد میزنه که این چه رفتاری بود! اون یکی دزدی کرده مدرک قضاییش هم هست، میگن این آقا «عضو کمیته علمی کنگره جغرافیای روانکاوی» یه. یکی دیگه مثل بادی گارد وایساده مردمو هل میده و هتک حرمت می کنه، میگی تو چیکاره ای؟ میگن «عضو کمیته اجرایی کنگره ی درگوشی» یه.

اونوقت، اونوقت… یکی کلاسش در سامانه جامع آموزش مداوم ثبت شده و برای دانشگاه امتیاز داره، میشه اغتشاشگر! یکی فقط سوال پرسیده میشه … (آخه خیلی بد بود نمی تونم بگم، خودتون فیلمشو ببینید). یکی گفته بابا جان روانکاوی ضوابط داره میشه داعش! یعنی دارم به این نتیجه میرسم که نکنه این داعش مادر مرده هم شده سپر بلای یه عده دیگه. دنیای وارونه که میگن همینه ها!

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم معصومه ه.
من هم خارج نرفتم ولی فکر می کنم اینجوریا نیست که دکتر جلیلی و دکتر صنعتی می گن، اینجوری نیست که یک انجمن علمی همان رویال کالج خودمان، درجه تخصصی روانپزشکی بده. اینجوری نیست که فقط با عضو رویال کالج شدن، تو روانپزشک بشی.
به قول معروف «نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم»

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
یادم می آید وقتی خیلی بچه بودم از کسانی که سفر زیاد می رفتند می پرسیدم ایران هم رفته اید؟ و نمی دانستم تمام شهرهایی که اسم می برند جزو ایران است. این «خارج» آقای صنعتی هم مرا یاد همان سوالم می اندازد چون جوری از آن حرف می زند که انگار «خارج» کره زمین است. نمی دانم این چه جور «خارج»ی است که قوانین هیچ کشوری بر آن حاکم نیست. اینکه آقای دکتر جلیلی بگوید انجمن روانپزشکان هم سالهاست دنبال چنین چیزی است دردی از این مدرک یتیم مانده دوا می کند؟ تازه فکر کنید همین انجمن روانپزشکان در حدی نبوده که وزارت کشور به آن مجوز فعالیت بدهد و اگر وزارت بهداشت متولی نمی شد الان هم انجمن روانپزشکانی وجود نداشت بعد این بنده خداها دنبال اینند که روانپزشک بودن آدمها را هم خودشان تایید کنند بی سند و مدرک؛ الان که سند و مدرک لازم است آقای دکتر صنعتی ۳۰ سال را توانسته بی مدرک سر کند، دیگر آنوقت که هزار جور رابطه بازی هم می تواند درش دخالت کند واویلاست. عوض اینکه فکر آبروی رفته را بکنند، از آرزوهای دراز خود می گویند. پس بگو چرا از دکتر صنعتی دفاع می کنند اگر این «مدرک نداشته» به خیر و خوشی تمام شود، شاید «آرزوهای بزرگ» آقای دکتر جلیلی و دوستان هم برآورده شود.

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
زبان حال آقای دکتر جلیلی، آقای دکتر نقوی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و «مکتب روزبه» (و شاید آقای دکتر جعفریان!):
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد!

 

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
«آرزوهای بزرگ» نسخه وطنی به همت انجمن روانپزشکان ایران به زودی چاپ می شود. حداقل این کنگره در پیتی هر چیز نداشت این را داشت که روانپزشکان از آروزهایی بگویند که سالها ته دلشان مانده بود. معلوم است خودشان هم می دانند در «دانشکده روانپزشکان»! چه در «خارج» و چه در داخل چه درس می دهند که فکر می کنند همان انجمن روانپزشکان هم می تواند کار دانشگاه را بکند و لازم نیست دانشگاه حرام این رشته کنند!

شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
فراموش کردم که بگویم البته «تلاش برای فهمیدن» هم بسیار اساسی است.
برای همین توصیه می کنم خودتان مستندات انجمن فرویدی را مطالعه کنید. فایل صوتی خانم همایونپور در موزه فروید را که لینکش در همین قسمت گذاشته شده گوش دهید، به سایت رویال کالج سر بزنید و … و …
تا متوجه شوید ما از چه حرف می زنیم و نگویید شماها سایکوتیک شده اید و پارانوئید هستید و … واقعاً بررسی کنید.
اصلاً دلم می خواهد مخاطبان به ما بگویند چرا دکتر صنعتی تا الان تصویری از مدرک خود را رونمایی ننموده و چرا حرفی نمی زند چرا شفاف سازی نمی کند که کجا روانپزشک شده و در چه سالهایی ؟ چرا موضوع تز تخصص خودش را نمیگوید؟ امتحان بورد تخصصی شرکت کرده یا نکرده و …؟
چرا پشت دکتر جلیلی و دکتر نقوی پنهان شده است؟
همه اش با خودم می گویم اگر یک نفر به من بگوید مدرکت مشکل دارد سریع می روم مدرکم را نشان می دهم تا طرف ضایع شود. چرا دکتر صنعتی این کار را نمی کند؟!
اگر به همه این سؤالات فکر کنید، شاید تا حدی متوجه شوید ما چه می گوییم.
آنها که به ما می گویند «آنارشیست» و «هوچی» در مورد این کارها چه می گویند؟!
خدایی اگر ما به قول شما «آنارشیست» و «هوچی» نبودیم، تا الان کسی متوجه این اتفاقات دور و برش افتاده بود؟!
همه چی خرم و خوش پیش میرفت! شرکت سهامی روانکاوی خانم همایونپور علاوه بر مشهد و تهران در شهرهای دیگر هم نمایندگی می زد و با انجام سه ماه روانکاوی تلفنی همه ملت روانکاو می شدند. روانکاوانی که حتی نمی توانند با اضطرابهای خودشان کنار بیایند.
دکتر صنعتی هم در فلوشیپ رواندرمانی، روانکاوی درس می داد و هی روانکاو تولید می کرد!
و بقیه روانکاوان کنگره!!! به همین ترتیب.
حال اما دیگر نمی شود

خواب همه آشفته شده، این را مدیون انجمن فرویدی هستید. هرچند که قدردانش نیستید. البته حق دارید خواب بودن در این دنیا نعمتی است!

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7748

  تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۴۵